آیه 67 سوره یوسف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۱۱ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ ۖ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ۖ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<66 آیه 67 سوره یوسف 68>>
سوره : سوره یوسف (12)
جزء : 13
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و گفت: ای پسران من (سفارش می‌کنم که چون به مصر برسید) همه از یک در وارد نشوید بلکه از درهای مختلف درآیید و (بدانید که) من در برابر (قضا و قدر) خدا هیچ سودی به حال شما نخواهم داشت، که فرمانروایی عالم جز خدا را نیست، بر او توکل کردم و باید همه صاحبان مقام توکل هم بر او اعتماد کنند.

و گفت: ای پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید بلکه از درهای متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمی توانم هیچ حادثه ای را که از سوی خدا برای شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کرده ام، و [همه] توکل کنندگان باید به خدا توکل کنند.

و گفت: «اى پسران من، [همه‌] از يك دروازه [به شهر] در نياييد، بلكه از دروازه‌هاى مختلف وارد شويد، و من [با اين سفارش،] چيزى از [قضاى‌] خدا را از شما دور نمى‌توانم داشت. فرمان جز براى خدا نيست. بر او توكل كردم، و توكل‌كنندگان بايد بر او توكل كنند.»

گفت: اى پسران من، از يك دروازه داخل مشويد؛ از دروازه‌هاى مختلف داخل شويد. و من قضاى خدا را از سر شما دفع نتوانم كرد و هيچ فرمانى جز فرمان خدا نيست. بر او توكل كردم و توكل‌كنندگان بر او توكل كنند.

و (هنگامی که می‌خواستند حرکت کنند، یعقوب) گفت: «فرزندان من! از یک در وارد نشوید؛ بلکه از درهای متفرّق وارد گردید (تا توجه مردم به سوی شما جلب نشود)! و (من با این دستور،) نمی‌توانم حادثه‌ای را که از سوی خدا حتمی است، از شما دفع کنم! حکم و فرمان، تنها از آنِ خداست! بر او توکّل کرده‌ام؛ و همه متوکّلان باید بر او توکّل کنند!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And he said, ‘My sons, do not enter by one gate, but enter by separate gates, though I cannot avail you anything against Allah. Sovereignty belongs only to Allah. In Him I have put my trust; and in Him let all the trusting put their trust.’

And he said: O my sons! do not (all) enter by one gate and enter by different gates and I cannot avail you aught against Allah; judgment is only Allah's; on Him do I rely, and on Him let those who are reliant rely.

And he said: O my sons! Go not in by one gate; go in by different gates. I can naught avail you as against Allah. Lo! the decision rests with Allah only. In Him do I put my trust, and in Him let all the trusting put their trust.

Further he said: "O my sons! enter not all by one gate: enter ye by different gates. Not that I can profit you aught against Allah (with my advice): None can command except Allah: On Him do I put my trust: and let all that trust put their trust on Him."

معانی کلمات آیه

يا بنى: يعنى اى پسران من. اصل آن، بنوى بود ؛ چون حالت نصب آن با ياء آيد ، ياء آن در ياء متكلم ادغام شده است. .[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ قالَ يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ «67»

و (يعقوب) گفت: اى پسران من (چون به مصر رسيديد، همه) از يك دروازه (به شهر) وارد نشويد (تا توجّه مردم به شما جلب نشود) بلكه از دروازه‌هاى مختلف وارد شويد و (بدانيد من با اين سفارش) نمى‌توانم چيزى از (مقدّرات) خدا را از شما دور كنم. فرمان جز براى خدا نيست، تنها بر او توكّل مى‌كنم و همه توكّل‌كنندگان (نيز) بايد بر او توكّل نمايند.

جلد 4 - صفحه 247

نکته ها

حضرت يعقوب عليه السلام به هنگام سفر برادران به مصر چهار نكته توحيدى مى‌گويد:

اوّل: «ما أُغْنِي عَنْكُمْ»، يعنى من با اين سفارش ورود از چند در نمى‌توانم چيزى از مقدّرات خدا را از شما دور كنم.

دوم: در آيه قبل فرمود: «إِلَّا أَنْ يُحاطَ بِكُمْ»، يعنى مگر آنكه همه شما به گونه‌اى كه تصوّر نمى‌كرديد گرفتار حادثه‌اى شويد.

سوم: در آيه‌ى 64 فرمود: «فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً».

چهارم: در آيه 67 فرمود: «عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ».

آرى، رسول خدا سراپا توجّه به خدا و توحيد دارد، امّا فرزندان يعقوب در سفر تنها مى‌گفتند: «وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» يعنى ما خودمان برادرمان را حفظ مى‌كنيم. در اين گفتگوها سيماى موحّد مخلص، با افراد عادّى به زيبايى نشان داده مى‌شود.*

پیام ها

1- عاطفه پدرى حتّى نسبت به فرزندان خطاكار، از بين نمى‌رود. «يا بَنِيَّ»

2- چاره‌انديشى وتدبير براى حفظ سلامت فرزندان، لازم است. يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا ...

3- وقتى توصيه كننده عالم و آگاه است، لازم نيست فرمانبر از فلسفه‌ى آن دستور آگاه باشد. (فرزندان يعقوب فرمان‌ لا تَدْخُلُوا ... را عمل كردند و فلسفه و راز آن را نپرسيدند)*

4- از بهترين زمان‌هاى موعظه، در آستانه سفر است. يعقوب در آستانه‌ى سفر فرزندان به آنان گفت: «يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ»

5- جلو حساسيّت‌ها، سوءظن‌ها و چشم‌زخم‌ها را بگيريد، ورود گروهى جوان به منطقه‌ى بيگانه، عامل سوءظن و سعايت است. «لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ»

6- لطف و قدرت خداوند را منحصر در يك راه نپنداريد، دست او باز است و مى‌تواند از هر طريقى شما را مدد رساند. «لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ»

جلد 4 - صفحه 248

7- فقط بازدارنده و نهى كننده نباشيد، بلكه راه حل نيز ارائه دهيد. لا تَدْخُلُوا ... وَ ادْخُلُوا*

8- براى رسيدن به مقصود بايستى راههاى مختلف را پيمود. «وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ»*

9- مدير خوب بايد علاوه بر برنامه‌ريزى، حساب احتمالات را بكند، زيرا انسان در اداره‌ى امور خود مستقل نيست. يعنى با همه محاسبات و دقّت‌ها باز هم دست خدا باز است و تضمينى براى انجام صددرصد محاسبات ما نيست. «وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ»

10- در برابر مقدّرات حتمى خداوند، چاره‌اى جز تسليم نيست. «ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ»

11- حاكم مطلق هستى، خداوند است. «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ»

12- با توكّل زانوى اشتر ببند. لا تَدْخُلُوا ... عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ*

13- هم احتياط و محاسبه لازم است؛ لا تَدْخُلُوا ... و هم توكل به خداوند ضرورى است. «عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ»

14- به غير خداوند، توكل نكنيد. «عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ» چرا كه او به تنهايى كفايت مى‌كند «وَ كَفى‌ بِاللَّهِ وَكِيلًا» «1» و بهترين وكيل است. «نِعْمَ الْوَكِيلُ» «2»

15- يعقوب، هم خود توكل كرد و هم ديگران را با امر به توكل تشويق نمود. تَوَكَّلْتُ‌ ... فَلْيَتَوَكَّلِ‌ ...


«1». نساء، 81.

«2». آل‌عمران، 173.



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه