آیه 27 سوره یس

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۷ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<26 آیه 27 سوره یس 28>>
سوره : سوره یس (36)
جزء : 22
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

که خدا چگونه در حق من مغفرت و رحمت فرمود و مرا مورد لطف و کرم قرار داد.

به اینکه پروردگارم مرا آمرزید و از کرامت یافتگان قرارم داد.

كه پروردگارم چگونه مرا آمرزيد و در زمره عزيزانم قرار داد.»

كه پروردگار من مرا بيامرزيد و در زمره گرامى‌شدگان درآورد.

که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی‌داشتگان قرار داده است!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

for what my Lord forgave me and made me one of the honoured ones!’

Of that on account of which my Lord has forgiven me and made me of the honored ones!

With what (munificence) my Lord hath pardoned me and made me of the honoured ones!

"For that my Lord has granted me Forgiveness and has enrolled me among those held in honour!"

معانی کلمات آیه

«بِمَا غَفَرَ لِی»: به چه سبب و در برابر چه کاری مرا بخشیده است؟ مراد تحقیر عمل خود و تعظیم مغفرت خدا است. چه غفرانی نصیبم کرده است. مراد اظهار تعجّب از الطاف بی‌حدّ پروردگاری است. بدانچه خدا مرا بخشیده است. خلاصه «مَا» می‌تواند موصوله و استفهامیّه و مصدریّه باشد.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ «22»

چه شده است مرا كه نپرستم آنكه مرا آفريده است و همگى به سوى او بازگشت داده مى‌شويد.

أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ «23»

آيا به جاى او خدايانى را برگزينم كه اگر خداوند رحمان اراده‌ى گزندى به من نمايد، شفاعت آنها كمترين سودى براى من ندارد و مرا نمى‌رهانند؟

إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ «24» إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ «25»

در اين صورت من در گمراهى آشكارى خواهم بود. (اى مردم! بدانيد) من به پروردگارتان ايمان آوردم، پس (شما نيز سخن مرا) بشنويد (و ايمان آوريد).

إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ «24» إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ «25»

در اين صورت من در گمراهى آشكارى خواهم بود. (اى مردم! بدانيد) من به پروردگارتان ايمان آوردم، پس (شما نيز سخن مرا) بشنويد (و ايمان آوريد).

قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ «26»

(سرانجام او را شهيد كردند) به او گفته شد: به بهشت وارد شو. گفت: اى كاش قوم من مى‌دانستند.

بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ «27»

كه پروردگارم مرا بخشيد و از گرامى داشتگان قرارم داد.

نکته ها

بر اساس آنچه در تفسير مجمع‌البيان آمده است، ماجرا مربوط به زمان حضرت عيسى است كه دو تن از حواريين خود را براى دعوت مردم به شهر انطاكيه فرستاد و آنها در بين راه به حبيب نجّار برخوردند و او با معجزه‌اى كه اين دو تن نشان دادند، ايمان آورد.

جلد 7 - صفحه 532

آن دو به شهر وارد شدند، ولى مردم سخن آنها را نپذيرفتند و تكذيبشان كردند. حضرت مسيح، «شمعون» بزرگ‌ترين حوارى خود را به كمك آنها فرستاد و او توانست با به دست آوردن دل پادشاه، نظر او را به دست آورد و اكثر مردم به خدا ايمان آوردند.

البتّه اين روايت كه در ديگر كتب تفسيرى نيز آمده است، از دو جهت با متن قرآن سازگار نيست: زيرا اوّلًا ظاهر آيات قرآن، فرستادن پيامبر از سوى خدا براى اين قوم است، نه ياران يك پيامبر و ثانياً اگر اكثر مردم ايمان مى‌آوردند كه عذاب بر آنها نازل نمى‌شد. «1»

بر اساس روايات، فردى كه براى حمايت از فرستادگان الهى به شهر انطاكيه آمد، حبيب نجّار بود كه از او به «صاحب يس» نيز تعبير شده و در رديف مؤمنِ آل فرعون كه به حمايت حضرت موسى برخاست، شمرده شده است. «2»

امروزه شهر انطاكيه كه ميان حَلب و اسكندريه واقع است و جزو خاك تركيه مى‌باشد، پس از «بيت‌المقدّس» دومين شهر مورد توجّه مسيحيان است.

پیام ها

1- كسانى كه در برابر آفريدگار خود بندگى نكنند در دادگاه وجدان محكومند. «وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ»

2- يكى از راه‌هاى دعوت ديگران، بيان اعتقادات منطقى خود است. ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي‌ ...

3- توجّه به مبدء و معاد سرچشمه‌ى بندگى است. «فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»

4- مقايسه، از بهترين راههاى آموزش است. خدا مرا آفريده، ولى بت‌ها برايم ذرّه‌اى فايده ندارند. «فَطَرَنِي‌- لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ»

5- سختى‌هايى را كه انسان مى‌بيند، با اراده خداوند و در مدار رحمت اوست. «إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ»

6- براى توجّه به خداوند، كافى است شرايط سخت و فوق العاده را در پيش خود

«1». تفسير نمونه.

«2». تفاسير مجمع البيان و نورالثقلين.

جلد 7 - صفحه 533

مجسّم سازيم. «إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ»

7- براى جريحه‌دار نكردن عواطف مردم، از خود مثال بزنيم. إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ ...

8- بهترين راه دعوت، دعوت عملى است. «إِنِّي آمَنْتُ»

9- شهادت در راه حمايت از رهبر آسمانى و امر به معروف سابقه‌اى بس طولانى دارد. «قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ»

10- ميان شهادت و بهشت فاصله‌اى نيست. «قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ»

11- مردان خدا حتّى بعد از مرگ و شهادت نيز در فكر زنده‌ها هستند. «يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ»

12- حيات و بهشت برزخى قبل از بهشت موعود است. «قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ»

13- شهادت سبب مغفرت است. «بِما غَفَرَ لِي»

جلد 7 - صفحه 534

جزء «23»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه