آیه 33 سوره قصص
| <<32 | آیه 33 سوره قصص | 34>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
موسی گفت: پروردگارا، من از فرعونیان یک نفر را کشتهام و میترسم که مرا به قتل رسانند.
گفت: پروردگارا! من یک نفر از آنان را کشته ام، می ترسم مرا بکشند،
گفت: «پروردگارا، من كسى از ايشان را كشتهام، مىترسم مرا بكشند.
گفت: اى پروردگار من، يكى از ايشان را كشتهام، و مىترسم مرا بكشند.
عرض کرد: «پروردگارا! من یک تن از آنان را کشتهام؛ میترسم مرا به قتل برسانند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«نَفْساً»: کسی. فردی.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ «32»
(اى موسى! اكنون) دستت را در گريبانت فرو ببر (خواهى ديد كه) بدون هيچ بيمارى، و نقص و عيبى، سفيد و درخشان بيرون خواهد آمد، و براى رهايى از (تعجب و) ترس، بازوى خود را جمع كن، پس اين (دو معجزه، دو دليل روشن و) دو برهان از طرف پروردگارت به سوى فرعون و اشراف اطراف اوست، به درستىكه آنان گروهى فاسق بودهاند.
قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ «33»
(موسى) گفت: پروردگارا! همانا من يكىاز آنها (فرعونيان) را كشتهام، پس مىترسم كه مرا (به قصاص او) به قتل رسانند.
جلد 7 - صفحه 52
نکته ها
جملهى «وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ» يا به معناى آن است كه به هنگام ترس و وحشت، دستهايت را بر روى سينه و يا زير بغل بگذار (بر خلاف بعضى كه وقتى مىترسند، دستها را بالا مىبرند) و يا به معناى كمر همّت بستن و مصمّم شدن و پيش رفتن است. «1»
در تورات آمده است: وقتى موسى دست در گريبان برد، دستش مرض پيسى گرفت و مانند برف سفيد شد، «2» ولى قرآن سفيدى دست موسى را از بيمارى نمىداند، بلكه آن را نشانهى قدرت الهى مىداند كه در مقام ارائهى برهان، راه را بر هر گونه شبهه و انحراف ببندد. «بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ»
پیام ها
1- همراه با نمود قهر، نمودى از لطف نيز ضرورى است. «تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌ- تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ» (در كنار مار ترسان، دست درخشان لازم است)
2- معجزات الهى، نقصان و عوارض سوئى ندارد. «مِنْ غَيْرِ سُوءٍ»
3- ارشاد و دعوت بايد پشتوانهى منطقى والهى داشته باشد. «بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ»
4- مار شدن عصا و سفيد شدن دست، نشانهاى از تشويق و تنبيه، انذار و بشارت است كه دو عنصر اساسى در زمينه تربيت است. «بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ»
5- براى اصلاح جامعه، بايد ابتدا به سراغ ريشهها و سرچشمههاى فسق و فساد رفت. «إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ»
6- قانون قصاص، سابقهاى طولانى دارد. «قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ»
7- در پذيرش مسئوليّت، موانع را مطرح و ارزيابى كنيم. «فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ»
«1». تفسير الميزان.
«2». تورات، سفر خروج، باب 4، جمله 6.
تفسير نور(10جلدى)، ج7، ص: 53
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




