رأفت

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۵ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«رأفَت» از واژگان قرآنی، به معنای نرم‌دلی و مهربانی، یکی از فضایل نفسانی و صفات پسندیده است که در قرآن و روایات آن را ستوده‌اند. «رؤوف» از اسماء حُسناى الهی است.

مفهوم رأفت

«رأفت» در لغت به معنای مهربانی و ترحم است.[۱] رأفت خداوند متعال به معناى احسان به بندگان و گذشت از آنان مى باشد. اما رأفت در بندگان خدا به معناى نرم و دل‌‍نازک بودن است که در محبت و نیکى به دیگران و گذشت از آنان تجلّى مى یابد.

صاحب «الصحاح» و شیخ طبرسى در ذيل آيۀ ۱۴۳ بقره، «رأفة» را رحمت شديد گفته‌اند، ولى راغب آنرا رحمت و مهربانى مطلق گفته است.[۲]

ابن اثير در «النهايه» رأفت را اخصّ‌ از رحمت گرفته و گويد: رحمت هم در شيىء محبوب آيد و هم در مكروه از روى مصلحت، ولى رأفت فقط‍‌ در محبوب است. خلاصه آنكه فرق ميان آندو در شدّت و ضعف و يا در گرفتار و غير گرفتار است. و نسبت ميان آندو اعمّ‌ و اخص مطلق است. ولى بنظر می آيد كه فرق دوم بهتر است.[۲]

طریحی در «مجمع البحرین» می گوید تفاوت رأفت با رحمت -که آن نیز به معناى نازک‌دلى آمده- در این است که رقّت قلب در رأفت بیشتر از رقّت قلب در رحمت است و رأفت از روی کراهت نیست ولی رحمت گاهی بخاطر مصلحت از روی کراهت می باشد: «الرَّءُوفُ‌: شديد الرحمة. و الرَّأْفَةُ‌ أرقّ من الرحمة، و لا تكاد تقع في الكراهة، و الرحمة قد تقع في الكراهة، للمصلحة. و الرَّءُوفُ‌: من أسمائه تعالى و هو الرحيم بعباده، العطوف عليهم بألطافه».[۳]

و علامه طباطبایی فرق آن دو را در این می داند که رأفت مختص به اشخاص مبتلا و بیچاره است؛ ولی رحمت در اعم از آن (بیچاره و غیر بیچاره) استعمال می شود.[۴]

فضیلت «رأفت» در حدیثى از امام صادق علیه السّلام، از جنود و لشکریان عقل شمرده شده است.[۵]

رأفت در قرآن

کلمه «رأفت» و مشتقات آن، نه بار در قرآن کریم -و معمولا به همراه صفت «رحمة» یا «رحیم»- آمده است: «ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَ قَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَ جَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً...»}}.[۶]

با مطالعه اى اجمالى و تفکّر در برخى آیات قرآن مجید، به نمونه هاى فراوانى از رأفت و رحمت اسلامى در این کتاب آسمانى دست مى یابیم، که به عنوان اصل اساسى معرّفى شده است. خداوند در آیات متعدد، خود را به صفت «رأفت» توصیف کرده است:

  • «... وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ».[۷]
  • «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ».[۸]
  • «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَ مَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ».[۹]
  • «لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ».[۱۰]
  • «وَ لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ».[۱۱]
  • «وَ الَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ».[۱۲]

همچنین در آیه‌ای دیگر، پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه وآله را نیز به صفت «رأفت» ستوده است: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ».[۱۳]

البته در مواردی در اجرای احکام و حدود الهی، رأفت و ترحم توصیه نشده است، مانند: «الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ...».[۱۴]

پانویس

  1. فرهنگ معین، ذیل واژه رأفت.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ قاموس قرآن، سید علی‌اکبر قرشی، ج۳، ص۳۳.
  3. مجمع البحرين، طریحی، ج۵، ص۶۱.
  4. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص ۳۲۵.
  5. الکافی، کلینی، ج۱، ص۲۱.
  6. سوره حدید، آیه ۲۷.
  7. سوره بقره، آیه ۱۴۳.
  8. سوره بقره، آیه ۲۰۷.
  9. سوره آل‌عمران، آیه ۳۰.
  10. سوره توبه، آیه ۱۱۷.
  11. سوره نور، آیه ۲۰.
  12. سوره حشر، آیه ۱۰.
  13. سوره توبه، آیه ۱۲۸.
  14. سوره نور، آیه ۲.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه