آیه 37 سوره یس

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۸ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَآيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<36 آیه 37 سوره یس 38>>
سوره : سوره یس (36)
جزء : 23
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و برهان دیگر برای خلق (در اثبات قدرت حق) وجود شب است که ما چون پرده روز را از آن برگیریم ناگهان همه آنان (و همه چیز) در تاریکی فرو می‌روند.

و نشانه ای [از نشانه های قدرت و حکمت ما] برای آنها شب است که [پوشش] روز را از آن بر می‌کنیم، پس ناگاه آنان به تاریکی درآیند،

و نشانه‌اى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را [مانند پوست‌] از آن برمى‌كنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو مى‌روند.

شب نيز برايشان عبرتى ديگر است كه روز را از آن برمى‌كشيم و همه در تاريكى فرو مى‌روند.

شب (نیز) برای آنها نشانه‌ای است (از عظمت خدا)؛ ما روز را از آن برمی‌گیریم، ناگهان تاریکی آنان را فرا می‌گیرد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

A sign for them is the night, which We strip of daylight, and, behold, they find themselves in the dark!

And a sign to them is the night: We draw forth from it the day, then lo! they are in the dark;

A token unto them is night. We strip it of the day, and lo! they are in darkness.

And a Sign for them is the Night: We withdraw therefrom the Day, and behold they are plunged in darkness;

معانی کلمات آیه

  • سلخ: كندن پوست حيوان، لازم و متعدى هر دو آيد، به معنى خروج و مطلق كندن نيز به كار مى‏‌رود، مظلمون: مظلم (به صيغه اسم فاعل): تاريك و كسى كه در تاريكى داخل شود، در اينجا معناى دوم مراد است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ «37»

و نشانه‌اى (ديگر) براى آنان شب است كه ما روز را (مانند پوست) از آن بر مى‌كنيم، پس در تاريكى فرو مى‌روند.

وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ «38»

و خورشيد به (سوى) قرارگاه خود روان است، آن نظام تقدير خداوند عزيز داناست.

وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ «39»

و براى ماه نيز منزلگاه‌هايى معين كرده‌ايم، تا همچون شاخه كهنه‌ى خرما برگردد.

لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ «40»

نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد و نه شب را سزد كه بر روز پيشى گيرد هر كدام در سپهر و مدار معينى شناورند.

نکته ها

«عرجون» به آن قسمت از خوشه‌ى خرما گفته مى‌شود كه به درخت وصل است و پس از گذشت زمان به شكل قوس در مى‌آيد.

از آين آيات برهان نظم استفاده مى‌شود كه يكى از برهان‌هاى اثبات وجود خداوند است.

جلد 7 - صفحه 540

توجّه دادن مردم به حركت خورشيد و ماه و پيدايش شب و روز، تغييراتى كه در ماه ديده مى‌شود، شناور بودن كرات در آسمان، مدار كرات، عدم اصطكاك كرات و اندازه‌گيرى‌هاى دقيق، عالمانه و حكيمانه، نشانه‌ى توجّه اسلام به علم هيئت و ايجاد بسترى مناسب براى تحقيقات دانشمندان در طول تاريخ بوده است.

پیام ها

1- شب، از نشانه‌هاى قدرت و حكمت الهى است. «آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ»

2- يك برنامه ثابت در طول تاريخ، آن هم بدون خلل نشانه‌ى وجود حسابگرى حكيم و عليم است. «ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ»

3- پيدايش شب و روز تصادفى نيست، كار خداست. «نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ»

4- مدار حركت خورشيد و ماه طورى طراحى شده كه هرگز به يكديگر برخورد نمى‌كنند و در ايجاد شب و روز خللى وارد نمى‌شود. «لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ»

5- بر خلاف نظريه ثابت بودن خورشيد، قرآن خورشيد را داراى حركت مى‌داند، آن هم حركت جهت دار. «تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها»

6- در نظم حاكم بر هستى احدى نمى‌تواند اخلال كند. تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ ...

7- تشبيهات قرآن كهنه شدنى نيست. حركت ماه به حركت خوشه خرما تشبيه شده است. «عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ»

8- همه‌ى كرات در مدار خود در حركتند. «كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ»

9- حركت كرات در مدار خود با سرعت است. ( «يَسْبَحُونَ» يعنى شناى سريع)

تفسير نور(10جلدى)، ج‌7، ص: 541



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص80

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه