آیه 42 سوره قلم
| <<41 | آیه 42 سوره قلم | 43>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
در آن روز بسیار سخت به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند.
[یاد کن] روزی را که کار بر آنان به شدت سخت و دشوار شود، [و آن روز که جای هیچ تکلیف و عبادتی نیست به عنوان سرزنش و ملامت] به سجده کردن دعوت شوند، ولی در خود قدرت و استطاعت [سجده کردن] نیابند!
روزى كه كار، زار [و رهايى دشوار] شود و به سجده فرا خوانده شوند و در خود توانايى نيابند.
روزى كه آن واقعه عظيم پديدار شود و آنها را به سجود فرا خوانند، ولى نتوانند.
(به خاطر بیاورید) روزی را که ساق پاها (از وحشت) برهنه میگردد و دعوت به سجود میشوند، امّا نمیتوانند (سجود کنند).
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- ساق: ساق پا عبارت است از فاصله ما بين پا و زانو. مانند وَ كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها نمل/ 44، ساق را شدّت نيز گفتهاند «قامت الحرب على ساق» يعنى جنگ به شدت خود رسيد، منظور از كشف ساق در آيه رسيدن كار به شدت است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ «42» خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ «43»
روزى كه كار بر آنان دشوار شود و به سجده كردن دعوت شوند ولى نتوانند. ديدگانشان (از ترس) فرو افتاده و ذلّت و خوارى وجودشان را فرا گرفته است. آنان (در دنيا) به سجده دعوت مىشدند در حالى كه سالم بودند (ولى سجده نكردند و امروز ديگر عاجزند.)
نکته ها
مراد از «يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ» همان اصطلاحى است كه در فارسى مىگوييم: كارد به استخوانش رسيده است.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: در آن روز بر دهانها مهر زده شود، ترس تمام وجود را فرا گيرد، چشمها خيره و جانها به حنجرهها رسد. «1»
در سوره فرقان آيه 60 مىخوانيم: «وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا» هرگاه به آنان گفته شود: در برابر خداى رحمان سجده كنيد، گويند: رحمن كيست؟ آيا به آنچه دستور مىدهى سجده كنيم؟ آيه مورد بحث كه مىفرمايد: «كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ» اشاره به آن آيه دارد.
مراد از دعوت به سجده در دنيا «كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ» يا نداى اذان است كه مردم را به نماز و سجده دعوت مىكند يا آياتى كه فرمان عبادت دارد و يادستوراتى كه عمل به آن، نوعى سجده و تواضع و فروتنى در برابر خداوند است، بگذريم كه سجده
«1». تفسير نورالثقلين.
جلد 10 - صفحه 187
اوج عبادت است.
پیام ها
1- قيامت، روز بُروز سختىها است. «يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ»
2- قيامت، تجسّم دنياست. آن كه در دنيا اهل سجده نبوده است، در قيامت، توان سجده ندارد. «يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ»
3- كسانى كه از فرصت اختيار و سلامتى استفاده نكنند، در انتظار روزى باشند كه هيچ يك از اين فرصت ها را نخواهند داشت. «يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ»
4- مجرم، رويى براى سربلند كردن و نگاه كردن ندارد. «خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ»
5- ذلّت قيامت فراگير است. «تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ»
6- كسى كه خشوع انتخابى در برابر خدا را نپذيرد، در آن روز خشوع و ذلّت اجبارى را خواهد پذيرفت. خاشِعَةً ... تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج11، ص293
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




