على بن حسين سعدآبادى قمى
«على بن حسین سعدآبادى قمى» از عالمان و راویان حدیث شیعه در قرن سوم و چهارم هجرى است. او از شاگردان احمد بن محمد بن خالد برقى بوده و خود استاد روایی بزرگانی چون شیخ کلینى و على بن بابویه قمى میباشد.
| نام کامل | على بن حسین سعدآبادى قمى |
| زادروز | قرن سوم هجرى |
| زادگاه | قم |
| وفات | قرن چهارم هجرى |
| اساتید | |
| شاگردان |
محمد بن یعقوب کلینى، ابوغالب احمد زُرارى، علی بن حسین بن بابویه قمی، هارون بن موسی تلعکبری،... |
|
| |
محتویات
ولادت و خاندان
علی بن حسین سعدآبادی در شهر قم و در خاندانى شیعى، پا به عرصه گیتى نهاد. کنیه اش «ابوالحسن» و معروف به «سعدآبادى» است و چون در شهر دانش پرور قم متولد شد و در همان جا با اخبار و روایات اهل بیت علیهالسلام آشنا گشت، «قمى» هم نامیده مى شود. تاریخ دقیق ولادت علی بن حسین، در هاله اى از ابهام است؛ ولى با تأمّل در نوشته ها، قرائن و بررسى حالات استاد و شاگردان او، مى توان حدس زد که او در سده سوم هجرى چشم به جهان گشود.[۱]
در میان راویان شیعه به غیر از على بن حسین سعدآبادى قمى، محدث دیگرى را به نام سعدآبادى نیافتیم. در عصر ما محلى به نام سعدآباد در استان قم وجود ندارد؛ اما بر اساس کتاب «تاریخ قم» در سده هاى سوم و چهارم هجرى، «سعدآباد» یکى از روستاهاى آباد شهر قم بوده است.[۲]
استادان و شاگردان
از لابهلاى نوشتارهاى تراجم نویسان، معلوم مى شود که على بن حسین سعدآبادى در حوزه درس محدث و فقیه برجسته قم، «احمد بن محمد بن خالد برقى» (م ۲۷۴ ق) صاحب کتاب «المحاسن» حاضر مى شد. چنان که از کتب رجال برمى آید، گویا تنها استاد على بن حسین قمى، جناب «احمد بن خالد» است؛ گرچه دور از ذهن است که این محدث بزرگوار فقط یک استاد داشته باشد.
على بن حسین سعدآبادى بعد از سپرى کردن عمر خویش در یادگیرى حفظ روایات، پس از چندى خود به عنوان یک استاد حدیث، مورد توجه دانش طلبان قرار گرفت و گروهى از معروف ترین راویان شیعه گرد او جمع شدند و آموخته هایشان را به صورت کتاب، به یادگار گذاشتند. برخی شاگردان او عبارتند از:
- محمد بن یعقوب کلینى (م، ۳۲۹ ق):[۳] ایشان مؤلف کتاب «الکافى» است که شهرت جهانى دارد و یکى از «کتب اربعه» شیعه است.
- ابوغالب احمد زُرارى:[۴] ابوغالب زراری در رساله معروفش، هنگامى که از استادش على بن حسین سعدآبادى نام مى برد، از او به عنوان مربى و مؤدب خویش یاد مى کند: «حدَثّنا مؤدّبی علی بن الحسين السعدآبادی أبوالحسن القمی...»،[۵] که نشاندهنده این است که او مدت ها نزد آن استاد فرزانه کسب فیض کرده است.
- محمد بن موسى متوکل:[۶] این محدث، از معروف ترین استادان روایتى شیخ صدوق است و نام مبارک او در سراسر کتاب هاى حدیثى شیخ صدوق مشاهده مى شود و بارها از خداوند براى او طلب رحمت و خشنودى کرده است که این همه، نشانه جایگاه رفیع و ممتاز این استاد حدیث شیعه است.
- علی بن حسین بن بابویه قمی (م، ۳۲۹ ق):[۷] او پدر والامقام شیخ صدوق است که در فقه و حدیث، صاحب نظر بود.
- هارون بن موسی تَلْعُکبرى (م، ۳۸۵ ق):[۸] او هم مانند سایر شاگردانِ على بن حسین سعدآبادى، منزلت و جایگاهى بلند دارد. نجاشى، که یکى از شاگردان تلعکبرى است، مى گوید: او بزرگى از بزرگان شیعه، موثق و موجه و قابل اعتماد است و هیچ گونه عیب و نقصى در او راه ندارد. من خودم در خانه اش حاضر مى شدم؛ نظاره مى کردم که جویندگان دانش از محضر او کسب فیض مى کنند.[۹]
سعدآبادى از منظر عالمان
از آنچه تاکنون در شرح حال این محدث فرزانه نگاشته شد و از موقعیت استاد و شاگردان بلندمرتبه او، شکوه و برجستگى او در علم حدیث آشکار و روشن مى گردد، ولى مناسب است که این روند را در آیینه سخنان بزرگان تراجم به نظاره بنشینیم:
- ابوغالب زراری -یکى از شاگردان سعدآبادى- از استاد خود به عنوان «مؤدِّب» یاد کرده که نشانه شایستگى هاى اخلاقى و رفتارى استادش است.[۱۰]
- شیخ حر عاملى صاحب وسائل الشیعه، در مورد او چنین مى نگارد: على بن حسین سعدآبادى قمى، محدثى است که شیخ کلینی و ابوغالب زرارى از او حدیث روایت مى کنند. گویا تمام دانشوران شیعه، اخبار و روایات سعدآبادى را به دیده قبول انگاشته و اخبار او را در کمال صحت دانسته اند.[۱۱]
- عبدالله مامقانی مى گوید: علامه وحید بهبهانى از جدش محمدتقى مجلسى نقل مى کند که ایشان گفته: گروهى از دانشمندان شیعه سعدآبادى را ستایش کرده اند و روایات او را از منظر علم رجال، «حَسَنْ» مى دانند. البته پایه این نظر، بر دو امر استوار است: ۱. چون سعدآبادى از محدثان بزرگ شیعه است که روایات بسیار زیادى در کتاب هاى محدثان شیعه، از او نقل شده؛ ۲. او یکى از استادان و بزرگان اجازه است. آن گاه مرحوم مامقانى ابراز داشته که: ما به این شخصیت و چهره برجسته حدیث شیعه، اعتماد داریم و روایات او را قبول مى کنیم.[۱۲]
- از آیت الله بروجردى، نقل شده که از واژه «مؤدِّبى» در کلام ابوغالب چنین برداشت مى شود که على بن حسین سعدآبادى یکى از دانشمندان فرهنگ و ادب بوده است.[۱۳]
- محدث ارموی، در مقدمه خود بر کتاب «محاسن برقى»، از قول آیت الله شیخ عبدالحسین تهرانی گفته است: گرچه دانشوران تراجم به صراحت و روشنى، از وجاهت و وثاقت على بن حسین سعدآبادى سخن نگفته اند، اما هنگامى که بزرگى مانند ابوغالب زرارى - که یکى از نخبگان و عالمان شیعه است - از استادش به عنوان مربى و معلم خویش یاد مى کند، این کمال اعتماد بر این محدث بزرگوار است و شخصیت ابوغالب مانع مى شود که او کسى را به عنوان مربى و معلم حدیث خود انتخاب کند که مورد اطمینان و داراى مرتبه کمالات روحى و معنوى نباشد.[۱۴]
نمونه روایات سعدآبادى
با آن که نام على بن حسین سعدآبادى در جاى جاى کتاب هاى حدیثى آمده است، اما کتاب و اثر خاصى از او به یادگار نمانده است. تعداد روایات او هم معلوم نیست، ولى با کاوش در کتب حدیث همانند کتاب الکافى و کتب شیخ صدوق، شاید اخبار این بزرگوار به ده ها روایت برسد. برخی از روایات منقول از او چنین است:
بهار قرآن:
على بن حسین با واسطه از حضرت امام باقر علیهالسلام، نقل می کند: «لکلّ شىء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان؛ براى هر چیزى بهارِ شکفتنى است و بهار قرآن، ماه رمضان است».[۱۵]
اثر همنشینى با دینباوران:
با واسطه نقل مى کند از رسول اکرم صلی الله علیه وآله که فرمود: «مجالسة اهل الدین شَرَف الدنیا والآخرة؛ همنشینى با افراد دیندار و دین باور، موجب شرافت در دنیا و آخرت است».[۱۶]
آفت تندخویى:
از حضرت امام باقر علیهالسلام روایت مى کند که فرمود: «مَنْ قُسِمَ لَهُ الخُرق حُجبَ عنه الایمان؛ هر کس که بداخلاق و تندخو باشد، از نعمت ایمان محروم خواهد شد».[۱۷]
میوه نوبرانه:
با واسطه از حضرت على علیهالسلام روایت مى کند که فرمود: «وقتى که رسول خدا میوه نوبرانه را مى دید و مى خواست تناول کند، میوه را مى بوسید و بر چشمش مى گذاشت. سپس به خدا عرض مى کرد: پروردگارا! همان گونه که در حالت تندرستى آغاز این میوه را به ما عطا کردى و نشان دادى، آخر آن را هم در حالت سلامتى به ما عطا بفرما».[۱۸]
بنیادهاى دین:
از امام صادق علیهالسلام حدیث مى کند که آن بزرگوار فرمود: «بُنى الاسلام على خمسِ دعائمٍ: على الصلوة والزکاة والصوم والحج و ولایة امیرالمؤمنین والائمة من بعده؛ دین بر پنج ستون استوار است: نماز و حج و زکات و روزه و ولایت حضرت امیرالمؤمنین و امامان پس از او».[۱۹]
سیماى حضرت صادق از منظر پیشواى مالکى:
روایت مى کند از ابن ابى عمیر که او گفت: «از مالک بن اَنس، فقیه شهر مدینه، شنیدم که مى گفت:... جعفر بن محمد صادق علیهالسلام مردى بود که از سه حال خارج نبود: یا روزه دار بود و یا در حال نماز خواندن و یا در حال ذکر خداوند متعال بود. او از بزرگان عبادت کنندگان و زاهدان روزگار بود. از عظمت خداى مى ترسید. بسیار حدیث نقل مى فرمود. خوش مجلس بود و مجلس او پرفایده و ثمربخش بود. وقتى که نام مبارک رسول خدا صلی الله علیه وآله را مى برد، چنان سیماى او دگرگون مى شد که کسى او را در آن حال نمى شناخت. من در یک سال هم کاروان او در سفر حج بودم. چون سوار بر مرکب خویش شد، در هنگام احرام بستن که مى خواست «لبّیک» بگوید، صدایش قطع مى شد؛ به طورى حالش متغیر مى گردید و نزدیک بود از مرکب خود به زمین افتد. من به امام عرض کردم: شما به هر حال باید «لبیک» را بگویید. فرمود: اى پسر ابوعامر! من چگونه جرأت کنم که «لبّیک اللّهم لبّیک» را بر زبان جارى کنم؛ حال آن که مى ترسم خداوند بفرماید «لالبّیک و لاسعدَیک».[۲۰]
پانویس
- ↑ رساله ابوغالب زرارى، ص ۱۶۲؛ مجمع الرجال، ج ۴، ص ۱۸۴؛ رجال نجاشى، ص ۷۷؛ معجم الرجال، ج ۱۱، ص ۳۷۶؛ قاموس الرجال، ج ۷، ص ۴۲۶.
- ↑ تاریخ قم، انتشارات طوس، ص ۵۰، ۳۵، ۵۰.
- ↑ رجال شیخ طوسى، ص ۴۸۴؛ اعلام الشیعة فى القرن الرابع، ص ۱۸۱.
- ↑ رجال طوسى، ص ۴۸۶؛ اعلام الشیعه، ص ۱۸۱؛ رساله ابوغالب زرارى، ص ۱۶۳.
- ↑ رساله ابوغالب زرارى، ص ۱۸.
- ↑ امالى صدوق، ص ۱۹، حدیث ۵ و ص ۵۵؛ اعلام الشیعه، ص ۱۸۱.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج ۴، بخش مشیخه، ص ۸۱.
- ↑ قاموس الرجال، ج ۷، ص ۴۲۶.
- ↑ رجال نجاشى، ص ۳۰۸؛ فوائد الرضویه، ص ۷۰۴.
- ↑ اعلام الشیعه، ص ۱۸۱؛ رساله ابوغالب زرارى، ص ۱۶۲.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۶۱.
- ↑ تنقیح المقال، ج ۲، ص ۲۸۱.
- ↑ حاشیه مجمع الرجال قهپائى، ج ۴، ص ۱۸۴.
- ↑ مقدمه محاسن برقى، ص ز.
- ↑ امالى صدوق، مجلس ۱۴، ص ۵۷، حدیث ۵.
- ↑ همان، ص ۵۸، حدیث ۱۰.
- ↑ همان، ص ۱۷۱، مجلس ۳۷، حدیث ۴.
- ↑ همان، ص ۲۱۹، مجلس ۴۵، حدیث ۶.
- ↑ همان، ص ۲۲۱، مجلس ۴۵، حدیث ۱۴.
- ↑ همان، ص ۱۴۲، مجلس ۳۲، حدیث ۳.
منابع
- ستارگان حرم، ابوالحسن ربانى سبزوارى، جلد ۱۲.




