آیه 30 سوره مائده

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۳۴ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<29 آیه 30 سوره مائده 31>>
سوره : سوره مائده (5)
جزء : 6
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

آن گاه (پس از این گفتگو) هوای نفس او را بر کشتن برادرش ترغیب نمود تا او را به قتل رساند و بدین سبب از زیانکاران گردید.

نفس [طغیان گرش]، کشتن برادرش را در نظرش سهل و آسان جلوه داد، پس او را کشت و از زیانکاران شد.

پس نفس [اماره‌]اش او را به قتل برادرش ترغيب كرد، و وى را كشت و از زيانكاران شد.

نفسش او را به كشتن برادر ترغيب كرد، و او را كشت و از زيانكاران گرديد.

نفس سرکش، کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد؛ (سرانجام) او را کشت؛ و از زیانکاران شد.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

So his soul prompted him to kill his brother, and he killed him, and thus became one of the losers.

Then his mind facilitated to him the slaying of his brother so he slew him; then he became one of the losers

But (the other's) mind imposed on him the killing of his brother, so he slew him and became one of the losers.

The (selfish) soul of the other led him to the murder of his brother: he murdered him, and became (himself) one of the lost ones.

معانی کلمات آیه

طوعت: طوع: رغبت و آسانى. تطويع: مايل كردن و آسان كردن. «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ» يعنى نفسش براى او قتل برادر را آسان كرد.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ «29»

همانا من مى‌خواهم تو با بار گناه من (كه پس از كشتنم بر عهده تو قرار مى‌گيرد) و گناه خودت (به سوى خدا) بازگردى و از دوزخيان باشى، و اين است كيفر ستمكاران.

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ «30»

پس نفس او (با وسوسه‌اى برخاسته از حسد) كشتن برادرش را برايش آسان و رام ساخت واو را كشت، در نتيجه از زيانكاران گشت.

نکته ها

امام باقر عليه السلام به دنبال تلاوت آيه‌ «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ» فرمود: ابليس به قابيل گفت: قربانى تو قبول نشد و قربانى برادرت هابيل قبول شد، اگر او زنده بماند در طول تاريخ نسل او بر نسل تو افتخار خواهند كرد كه قربانى پدر ما پذيرفته شد واز پدر شما پذيرفته نشده است، بنابراين بهتر آن است كه او را به قتل برسانى تا نسل تو ذلّت نكشد. «1»

«1». كافى، ج 8، ص 113.

جلد 2 - صفحه 278

امام باقر عليه السلام فرمود: من قتل مؤمناً متعمّداً أثبت اللّه على قاتله جميع الذّنوب وبرء المقتول منها، و ذلك قوله تعالى: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ ... هر كه عمداً مؤمنى را بكشد، خداوند همه گناهان را به حساب قاتل ثبت مى‌كند و مقتول را از گناهان پاك مى‌كند. «1»

معناى آيه، سكوت در مقابل ظالم به اميد بخشش گناهان نيست.

در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم: «محلّ حادثه، كوه قاسِيون در دمشق است». «2»

امام سجاد عليه السلام فرمودند: «نحوه‌ى كشتن را ابليس به قابيل ياد داد». «3»

پیام ها

1- گناهان مقتول، به قاتل منتقل مى‌شود. «تَبُوءَ بِإِثْمِي»

2- در درگيرى‌ها مسئول خسارت آغازگر است. «بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ»

3- برادركشى همان و دوزخى شدن همان. «فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ»

4- ايمان به معاد، جزو عقايد اوّليه انسان‌هاى روى زمين بوده است. «أَصْحابِ النَّارِ»

5- قاتل، هم به خود ظلم مى‌كند، هم به مقتول، هم به خانواده‌ى مقتول و هم به جامعه. «الظَّالِمِينَ»

6- نفس انسان، با وسوسه، تلقين و تزيين، انسان را رام و خام مى‌كند و به گناه مى‌كشد. «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ»

7- هواى نفس مى‏تواند عواطف برادرى را نيز سركوب كند. «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ»

8- فطرت پاك انسانى، از آدم كشى بيزار است، ولى نفس، اين كار را خوب جلوه‌

«1». تفسير نورالثقلين.

«2». تفاسير درّالمنثور.

«3». تفسير نورالثقلين.

جلد 2 - صفحه 279

داده و انسان را به قتل وامى‌دارد. «فَطَوَّعَتْ»

9- جنگ حقّ و باطل، از آغاز تاريخ زندگى بشر بوده است. «فَقَتَلَهُ»

10- پيروى از هواى نفس، خسارت است. «فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ»

11- قاتل، هم از درون گرفتار عذاب وجدان است و هم از بيرون مورد انتقاد مردم و هم گرفتار قصاص و عدل مى‌شود و كامى نمى‌گيرد. «فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ»

12- تسلّط و غلبه بر مخالف، هميشه نشانه‌ى سرافرازى نيست. «فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه