آیه 157 سوره نساء

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۰ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ۚ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ ۚ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ ۚ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا

مشاهده آیه در سوره


<<156 آیه 157 سوره نساء 158>>
سوره : سوره نساء (4)
جزء : 6
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و هم از این رو که گفتند: ما مسیح عیسی بن مریم رسول خدا را کشتیم، در صورتی که او را نه کشتند و نه به دار کشیدند بلکه امر بر آنها مشتبه شد؛ و همانا آنان که درباره او عقاید مختلف اظهار داشتند از روی شک و تردید سخنی گفتند و عالم به او نبودند جز آنکه از پی گمان خود می‌رفتند؛ و به طور یقین مسیح را نکشتند؛

و به سبب گفتارِ [سراسر دروغ] شان که ما عیسی بن مریم فرستاده خدا را کشتیم. در صورتی که او رانکشتند و به دار نیاویختند، بلکه بر آنان مُشتبه شد [به این خاطر شخصی را به گمان اینکه عیسی است به دار آویختند و کشتند]؛ و کسانی که درباره او اختلاف کردند، نسبت به وضع وحال او در شک هستند، و جز پیروی از گمان و وهم، هیچ آگاهی و علمی به آن ندارند، و یقیناً او را نکشتند.

و گفته ايشان كه: «ما مسيح، عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم»، و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، ليكن امر بر آنان مشتبه شد؛ و كسانى كه در باره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شكّ شده‌اند و هيچ علمى بدان ندارند، جز آنكه از گمان پيروى مى‌كنند، و يقيناً او را نكشتند.

و نيز بدان سبب كه گفتند: ما مسيح پسر مريم پيامبر خدا را كشتيم. و حال آنكه آنان مسيح را نكشتند و بر دار نكردند بلكه امر برايشان مشتبه شد. هر آينه آنان كه درباره او اختلاف مى‌كردند خود در ترديد بودند و به آن يقين نداشتند. تنها پيرو گمان خود بودند و عيسى را به يقين نكشته بودند.

و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌کنند؛ و قطعاً او را نکشتند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

and for their saying, ‘We killed the Messiah, Jesus son of Mary, the apostle of Allah’—though they did not kill him nor did they crucify him, but so it was made to appear to them. Indeed those who differ concerning him are surely in doubt about him: they do not have any knowledge of that beyond following conjectures, and certainly, they did not kill him.

And their saying: Surely we have killed the Messiah, Isa son of Marium, the apostle of Allah; and they did not kill him nor did they crucify him, but it appeared to them so (like Isa) and most surely those who differ therein are only in a doubt about it; they have no knowledge respecting it, but only follow a conjecture, and they killed him not for sure.

And because of their saying: We slew the Messiah, Jesus son of Mary, Allah's messenger - they slew him not nor crucified him, but it appeared so unto them; and lo! those who disagree concerning it are in doubt thereof; they have no knowledge thereof save pursuit of a conjecture; they slew him not for certain.

That they said (in boast), "We killed Christ Jesus the son of Mary, the Messenger of Allah";- but they killed him not, nor crucified him, but so it was made to appear to them, and those who differ therein are full of doubts, with no (certain) knowledge, but only conjecture to follow, for of a surety they killed him not:-

معانی کلمات آیه

صلبوه: صلب: دار زدن. «ما صلبوه» عيسى را به دار نكشيدند.

شبه: شبه: (بر وزن شرف و علم) مثل و نظير. شبهه آنست كه دو چيز در اثر هم مثل بودن تشخيص داده نشود. «شبه لهم» يعنى كار آنها مشتبه گرديد.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً «157»

و (عذاب ولعنت ما آنان را فرا گرفت، به خاطر) سخنى كه (مغرورانه) مى‌گفتند: «ما عيسى بن مريم، فرستاده‌ى خدا را كشتيم» در حالى كه آنان‌عيسى را نه كشتند و نه به دار آويختند، بلكه كار بر آنان مشتبه شد (و كسى شبيه به او را كشتند) و كسانى كه درباره‌ى عيسى اختلاف كردند خود در شك بودند و جز پيروى از گمان، هيچ يك به گفته‌ى خود علم نداشتند و به يقين او را نكشته‌اند.

بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً «158»

بلكه خداوند او را به سوى خود بالا برد و خداوند عزيز و حكيم است.

«1». دّرالمنثور، ج 2 ص 238.

جلد 2 - صفحه 206

نکته ها

امام صادق عليه السلام درباره جمله‌ى‌ «وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ» فرمودند: غيبت حضرت قائم عليه السلام نيز همين طور است، همانا امّت آن را به خاطر طولانى شدن انكار مى‌كنند، برخى مى‌گويند: قائم متولّد نشده است، برخى مى‌گويند: متولّد شده ومرده است، وبرخى ديگر مى‌گويند: يازدهمين ما عقيم بوده و ... «1»

عوامل و نشانه‌هاى مشتبه شدن امر و به دار آويختن شخصى ديگر به جاى حضرت عيسى به اين صورت بود:

1. مأموران دستگير كننده، رومى وغريب بودند وعيسى عليه السلام را نمى‌شناختند. (احتمالًا كسى كه بناى خيانت داشت و با گرفتن پول، عيسى را به مخالفان معرّفى كرد، خود گرفتار گشت.) «2»

2. اقدام براى دستگيرى عيسى، شبانه بود.

3. شخص دستگير شده، از خداوند شكايت كرد. كه اين شكايت با مقام نبوّت سازگار نيست.

4. همه انجيل‌هاى مسيحيان كه فدا شدن عيسى وبه دارآويختن او را با آب وتاب نقل كرده‌اند، سالها پس از عيسى نوشته شده وامكان خطا در آنها بسيار است.

5. گروه‌هايى از مسيحيان مسأله صليب را قبول ندارند و در اناجيل هم تناقضاتى است كه موضوع را مبهم مى‌كند.

پیام ها

1- گاهى سقوط اخلاقى انسان تا آنجاست كه به پيامبركشى افتخار مى‌كند. «إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ»

2- در برابر ادّعاهاى باطل، صراحت لازم است. «ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ»

3- عيسى عليه السلام هم تولّدش، هم رفتنش از اين جهان بطور غيرطبيعى بود. عروج كرد تا ذخيره‌اى براى آينده باشد. «بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ»

4- معراج، براى غير از پيامبر اسلام هم بوده است. «بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ»

«1». الغيبة طوسى، ص 170.

«2». تفسير فرقان.

جلد 2 - صفحه 207

5- عيسى، مهمان خداست. «رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ»

6- در آسمان‌ها امكان زيستن انسان وجود دارد. «بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ»

7- اراده‌ى الهى همه توطئه‌ها را خنثى مى‌كند. «كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً»



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه