آیه 90 سوره کهف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۸ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَىٰ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْرًا

مشاهده آیه در سوره


<<89 آیه 90 سوره کهف 91>>
سوره : سوره کهف (18)
جزء : 16
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

تا چون به مشرق زمین رسید آنجا دید که خورشید بر قومی می‌تابد که ما میان آنها و آفتاب ساتری قرار نداده‌ایم (یعنی لباس و خیمه و مسکنی که از حرارت خورشید سایبان کنند نداشتند).

تا زمانی که به محل طلوع خورشید رسید، آن را یافت که بر قومی طلوع می کند که در برابر آن پوششی [از مسکن و لباس] برای آنان قرار نداده ایم.

تا آنگاه كه به جايگاه برآمدن خورشيد رسيد. [خورشيد] را [چنين‌] يافت كه بر قومى طلوع مى‌كرد كه براى ايشان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم.

تا به مكان برآمدن آفتاب رسيد. ديد بر قومى طلوع مى‌كند كه غير از پرتو آن برايشان هيچ پوششى قرار نداده‌ايم.

تا به خاستگاه خورشید رسید؛ (در آن جا) دید خورشید بر جمعیّتی طلوع می‌کند که در برابر (تابش) آفتاب، پوششی برای آنها قرار نداده بودیم (و هیچ گونه سایبانی نداشتند).

ترجمه های انگلیسی(English translations)

When he reached the place where the sun rises, he found it rising on a people for whom We had not provided any shield against it.

Until when he reached the land of the rising of the sun, he found it rising on a people to whom We had given no shelter from It;

Till, when he reached the rising-place of the sun, he found it rising on a people for whom We had appointed no shelter therefrom.

Until, when he came to the rising of the sun, he found it rising on a people for whom We had provided no covering protection against the sun.

معانی کلمات آیه

سترا: ستر (بر وزن فكر): پرده و پوشش و بر وزن عقل به معنى پوشاندن است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً «89»

سپس (ذوالقرنين براى سفر ديگر) سببِ (ديگرى) را پيگيرى كرد.

حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى‌ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً «90»

تا آنكه به محلّ طلوع خورشيد رسيد، آن را چنان يافت كه بر قومى طلوع مى‌كند كه جز خورشيد براى آنان پوشش وسايه‌بانى قرار نداده بوديم.

كَذلِكَ وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً «91»

و ما اينگونه به آنچه از امكانات و برنامه نزد او (ذوالقرنين) بود، احاطه داشتيم (و كارهايش زير نظر ما بود).

نکته ها

ذوالقرنين، پس از سفرى به سوى غرب واقامه‌ى نظام عادلانه دينى در ميان ساحل‌نشينان، سفرى نيز به شرق كرد.

مراد از اينكه جز خورشيد، سايه‌بانى نداشتند، زندگى ابتدايى وبدون امكانات است. به‌

جلد 5 - صفحه 222

فرموده امام صادق عليه السلام: نه خانه‌سازى مى‌دانستند، نه خيّاطى. خورشيد، بى‌مانع بر آنان مى‌تابيد به گونه‌اى كه صورت‌هاى آنان سياه شده بود. «1»

پیام ها

1- افراد صالح و متعهّد، پيگيرى و پشتكار دارند. «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً»

2- مردان خدا، با داشتن همه نوع امكانات رفاهى، براى نجات محرومان و گسترش عدالت حركت مى‌كنند. ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً ...

3- بازگو كردن سفرهاى مردان خدا و بركات مترتّب بر آن، ارزش و مايه‌ى درس و عبرت است. أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا ...

4- آنچه مهم است؛ هدايت و خدمت به مردم است، چه درشرق باشد چه در غرب. ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً ...

5- خداوند به افراد و نعمت‌هاى ويژه‌اى كه به آنان عطا فرموده، آگاهى كامل دارد. «أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً» (بازگويى سفرهاى ذوالقرنين و حوادث و گفتگوهاى او با مردم، نمونه‌اى از احاطه‌ى علمى خداوند است.)


«1». تفسير نورالثقلين.



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه