آیه 57 سوره نحل
| <<56 | آیه 57 سوره نحل | 58>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و این مشرکان، فرشتگان را با آنکه خدا منزه از فرزند است دختران خدا دانسته و حال آنکه برای خود پسران را که خوشایندشان است قرار میدهند.
و دختران را [به عنوان فرزند] برای خدا قرار می دهند، او منزّه [از توالد و تناسل] است؛ ولی برای خودشان آنچه را که [از پسران] میل دارند [به عنوان فرزند قرار می دهند].
و براى خدا دخترانى مىپندارند. منزه است او. و براى خودشان آنچه را ميل دارند [قرار مىدهند].
براى خدا دختران قائل مىشوند -او منزه است- و براى خود هر چه دوست دارند.
آنها (در پندار خود،) برای خداوند دختران قرارمیدهند؛ -منزّه است (از اینکه فرزندی داشته باشد)- ولی برای خودشان، آنچه را میل دارند قائل میشوند...
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
يشتهون: شهوة: دوست داشتن و ميل كردن . «شهاه شهوة: احبه و رغب فيه» «يشتهون»: ميل مى كنند[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ «56»
و (مشركان) سهمى از آنچه را ما روزى آنان كردهايم براى بتهايى قرار مىدهند كه هيچ نمىدانند. به خدا سوگند حتماً از آنچه افتراء مىبنديد بازخواست خواهيد شد.
وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ «57»
وبراى خداوند دختران را قرار مىدهند، در حالى كه او (از فرزند داشتن) منزّه است، ولى براى خودشان آنچه را (از پسران) كه علاقه دارند (قرار مىدهند.)
جلد 4 - صفحه 535
نکته ها
ممكن است اين آيه اشاره به مضمون آيه 136 سوره انعام باشد كه بتپرستان سهمى از كشاورزى و دامدارى خود را، نصيب بتها مىدانستند، «وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا» احتمال ديگرى كه مرحوم علامه طباطبايى در اين آيه پسنديدهاند، آن است كه مردم در نزول نعمتها ورفع بلاها، نقشى براى خدا در نظر نمىگيرند و همه را از غير او مىبينند.
مشركان، ملائكه را دختران خدا مىدانستند، چنانكه در آيه 19 سورهى زخرف مىفرمايد:
«وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً» و در اين عقيدهى آنها، سه انحراف بود:
الف: براى خدا فرزند قائل مىشوند، در حالى كه «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ»
ب: ملائكه را دختر مىپنداشتند، در حالى كه آنها دختر و پسر ندارند.
ج: آنها كه خود دختر را مايه ننگ مىدانستند، آن را به خدا نسبت مىدادند! «أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً» «1»
پیام ها
1- هرچه داريم از اوست، براى غير او سهمى قرار ندهيم كه بايد پاسخگو باشيم. وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ نَصِيباً ... تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَ
2- لطف مادى خداوند شامل منحرفان نيز مىشود. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ»
3- اسباب ظاهرى و بشرى كه به آن دل بستهايد، خود خبرى از راه رزق و نعمت يا رفع بلا ندارند. «يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ نَصِيباً»
4- حتّى بخشى از نعمتها را از غير خدا دانستن شرك است. «نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ»
«1». اسراء، 40.
تفسير نور(10جلدى)، ج4، ص: 536
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




