حکمت اشراق: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
 +
'''«حکمت اِشراق»''' یا «فلسفه اِشراق»، یکی از مکتب‌های [[فلسفه|فلسفی]] برجسته در جهان [[اسلام]] است که توسط [[شهاب الدین سهروردی|شهاب‌الدین سهروردی]] (۵۴۹-۵۸۷ ق) پایه‌گذاری شد. «فلسفه اِشراق» بر جمع میان استدلال عقلی و تصفیه [[نفس]] استوار است؛ از این رو در روش اِشراقی، فیلسوف واقعی کسی است که علاوه بر تسلط بر مبانی فلسفی و [[منطق]] صوری، با [[تهذیب نفس|تهذیب باطن]]، استعداد دریافت انوار الهی را کسب کرده باشد؛ هرچند [[شهاب الدین سهروردی|شیخ اشراق]] تأکید دارد که برای اثبات حقایق مشهود، اقامه [[برهان]] ضروری است.
  
 +
==معرفی حکمت اشراق==
 +
[[شهاب الدین سهروردی|شهاب‌الدین سهروردی]] (۵۴۹-۵۸۷ ق) از جمله ستارگان درخشان [[فلسفه]] در [[ایران]] است که محصول تلاش او در قالب «حکمت اشراق» عرضه شده است. این مکتب یکی از مکاتب سه‌گانه بزرگ در فلسفه [[اسلام|اسلامی]] و حلقه واسط میان «[[حکمت مشاء|حکمت مشّاء]]» و «[[حکمت متعالیه]]» را تشکیل می‌دهد.
  
−
'''«حکمت اِشراق»''' یا «فلسفه اِشراق»، یکی از مکتب‌های [[فلسفه|فلسفی]] برجسته در جهان [[اسلام]] است که توسط [[شهاب الدین سهروردی|شهاب‌الدین سهروردی]] (۵۴۹-۵۸۷ ق) پایه‌گذاری شد. واژه اشراق در اصطلاح این مکتب، به معنای کشف و شهود و ظهور انوار عقلی و فیضان آن‌ها بر نفس [[انسان]] است و اساسِ روش اشراقی بر جمع میان استدلال عقلی و تصفیه [[نفس]] استوار است. در دیدگاه «فلسفه اِشراق»، فیلسوف واقعی کسی است که علاوه بر تسلط بر مبانی فلسفی و [[منطق]] صوری، با [[تهذیب نفس|تهذیب باطن]]، استعداد دریافت انوار الهی را کسب کرده باشد؛ هرچند [[شهاب الدین سهروردی|شیخ اشراق]] تأکید دارد که برای اثبات حقایق مشهود، اقامه [[برهان]] ضروری است.
+
حکمت اشراق افزون بر اینکه روش فلسفی را ارتقا داده و به بسیاری از مطالب قابل نقد فلسفه سنتی [[حکمت مشاء|مشّائی]] انتقادهایی وارد کرده است، ضمن توجه به همه سرمایه‌های موجود از فلسفه‌های کهن گرفته تا [[عرفان اسلامی]] و [[کلام]]، موفق به طرح مباحث بسیار نو شده که زمینه‌ها را برای شکل‌گیری حکمت متعالیه فراهم آورده است. واقعیت این است که مکتب فلسفی اشراقی در مواجهه و چالش با مکتب‌های فلسفی مشّایی و کلامی و تحت تأثیر [[حکمت]] ذوقی و مشرقی ایرانیان قدیم، سقراط و افلاطون، حکمت [[زرتشت|زرتشتی]]، حکمت بودایی و هندی، [[عرفان]] و [[تصوف]] اسلامی و بیش از همه، ذوق سرشار و روح حقیقت‌جوی خود [[شهاب الدین سهروردی|شهاب‌الدین سهروردی]]، بروز و ظهور یافت.
  
−
== معرفی اجمالی ==
+
[[امام خمینی|امام ‌خمینی]] به فلسفه اشراق کاملاً توجه داشته و در مواردی از اصطلاحات مکتب اشراق نظیر «انوار اسفهبُدیه» و «هیئات مظلمه» بهره برده‌ است.<ref>خمینی، سید روح‌الله، شرح دعاء السحر، ص۳۱؛ خمینی، تعلیقات علی شرح الفصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۷۱.</ref> مراجعه و اقتباس‌های وی از آثار [[شهاب الدین سهروردی|شیخ اشراق]] و تابعان این مکتب، برخلاف مراجعات ایشان به [[حکمت مشاء|مکتب مشاء]]، بیشتر رنگ ‌و بوی پذیرش و تبعیت دارد؛ به‌گونه‌ای که در مواردی، به انطباق رأی خود بر دیدگاه شیخ اشراق اشاره دارد.<ref>خمینی، سید روح‌الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۱، ص۱۲۲-۱۲۳؛ خمینی، روح‌الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۲۷۰؛ خمینی، روح‌الله، آداب الصلاة، ص۳۲۷.</ref> ایشان در نامه خود به گورباچف روسی، وی را به خواندن کتاب‌های [[شهاب الدین سهروردی|سهروردی]] در «حکمت اشراق» نیز دعوت کرده ‌است.<ref>خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۲۴.</ref>
−
شیخ [[شهاب الدین سهروردی|شهاب‌الدین سهروردی]] (۵۴۹-۵۸۷ ق) از جمله ستارگان درخشان [[فلسفه]] در [[ایران]] است که محصول تلاش او در قالب «حکمت اشراق» عرضه شده است. این مکتب یکی از مکاتب سه‌گانه بزرگ در فلسفه [[اسلام|اسلامی]] و حلقه واسط میان «[[حکمت مشاء|حکمت مشّاء]]» و «[[حکمت متعالیه]]» را تشکیل می‌دهد. حکمت اشراق افزون بر اینکه روش فلسفی را ارتقا داده و به بسیاری از مطالب قابل نقد فلسفه سنتی [[حکمت مشاء|مشّائی]] انتقادهایی وارد کرده است، ضمن توجه به همه سرمایه‌های موجود از فلسفه‌های کهن گرفته تا [[عرفان اسلامی]] و [[کلام]]، موفق به طرح مباحث بسیار نو شده که زمینه‌ها را برای شکل‌گیری حکمت متعالیه فراهم آورده است.
 
  
−
واقعیت این است که مکتب فلسفی اشراقی در مواجهه و چالش با مکتب‌های فلسفی مشّایی و کلامی و تحت تأثیر [[حکمت]] ذوقی و مشرقی ایرانیان قدیم، سقراط و افلاطون، حکمت زرتشتی، حکمت بودایی و هندی، [[عرفان]] و [[تصوف]] اسلامی و بیش از همه، ذوق سرشار و روح حقیقت‌جوی خود [[شهاب الدین سهروردی|شهاب‌الدین سهروردی]]، بروز و ظهور یافت.
+
بر خلاف «[[حکمت مشاء]]»، «حکمت اشراقی» به غیر از خود شیخ اشراق که بنیانگذار این مکتب است، فیلسوف بزرگ دیگری ندارد و فقط چند شارح فلسفه مانند [[قطب الدین شیرازی]] و شمس الدین شهرزوری -که گرایش‌های اشراقی داشته‌اند- کتاب‌های او را شرح کرده‌اند. اگرچه برخی معتقدند [[ملاصدرا]] که بنیانگذار «[[حکمت متعالیه]]» -مهم‌ترین مکتب فلسفی در جهان [[اسلام]]- است، در آرای خود به شدت متأثر از فلسفه اشراق بوده است.
  
−
[[امام خمینی|امام ‌خمینی]] نیز به فلسفه اشراق کاملاً توجه داشته و در مواردی از اصطلاحات مکتب اشراق نظیر «انوار اسفهبُدیه» و «هیئات مظلمه» بهره برده‌ است.[۲][۳] مراجعه و اقتباس‌های وی از آثار [[شهاب الدین سهروردی|شیخ اشراق]] و تابعان این مکتب، برخلاف مراجعات ایشان به [[حکمت مشاء|مکتب مشاء]]، بیشتر رنگ ‌و بوی پذیرش و تبعیت دارد؛ به‌گونه‌ای که در مواردی، به انطباق رأی خود بر دیدگاه شیخ اشراق اشاره دارد.[۴][۵][۶] ایشان در نامه خود به گورباچف روسی، وی را به خواندن کتاب‌های [[شهاب الدین سهروردی|سهروردی]] در «حکمت اشراق» نیز دعوت کرده ‌است.[۷]
+
یکی از نکاتی که پس از [[شهاب الدین سهروردی|شیخ اشراق]] بر سر زبان‌ها افتاد، این است که سر سلسلۀ اشراقیان افلاطون بوده است. این سخن در حقیقت از بیانات خود شیخ اشراق است که برای اولین بار مدعی شد افلاطون امام حکمت اشراق است. اما واقعیت آن است که فلسفه اشراق هم در روش و هم در محتوا تفاوت قابل توجهی با فلسفه افلاطون دارد. شاید بتوان گفت در مسأله مُثُل افلاطونی است که این دو فیلسوف نظرات مشابهی دارند و الّا در بسیاری از موارد، شیخ اشراق نظراتی مخالف نظر افلاطون اتخاذ کرده است.<ref>آشنایی با علوم اسلامی، کلام، فلسفه، عرفان، رضا برنجکار، ص۹۵.</ref> شهید [[مرتضی مطهری]] معتقد است این مسأله که افلاطون مانند شیخ اشراق طرفدار سیر و سلوک معنوی بوده، مجاهدت و ریاضت و مشاهده قلبی را از لوازم مهم [[حکمت]] و [[فلسفه]] می‌دانسته است، بسیار محل تردید است. از نظر ایشان به هیچ وجه معلوم نیست که افلاطون در زمان خودش و یا حتی در زمان‌های نزدیک به زمان خودش به عنوان یک فرد اشراقی طرفدار اشراق درونی شناخته می‌شده است.<ref>آشنایی با علوم اسلامی، منطق، فلسفه، مرتضی مطهری، ص۱۶۵.</ref> آنچه مسلم است اینکه شیخ اشراق متأثر از عرفا و [[تصوف|متصوفین]] جهان [[اسلام]]، روش خاص فلسفی خود را انتخاب کرده و البته ابتکارات خود را به شیوه‌ای قابل قبول بر آنها افزوده و فلسفه نوی ارائه کرده است.
  
−
بر خلاف «[[حکمت مشاء]]»، «حکمت اشراقی» به غیر از خود شیخ اشراق که بنیانگذار این مکتب است، فیلسوف بزرگ دیگری ندارد و فقط چند شارح فلسفه مانند [[قطب الدین شیرازی]] و شمس الدین شهرزوری -که گرایش‌های اشراقی داشته‌اند- کتاب‌های او را شرح کرده‌اند. اگرچه برخی معتقدند [[ملاصدرا]] که بنیانگذار «[[حکمت متعالیه]]» -بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مکتب فلسفی در جهان [[اسلام]]- است، در آرای خود به شدت متأثر از فلسفه اشراق است.
+
==ویژگی‌های فلسفه اشراق==
 +
واژه «اِشراق» در لغت به معنای تابش نور است، اما در اصطلاح این مکتب، به معنای کشف و شهود و ظهور انوار عقلی و فیضان آن‌ها بر [[نفس]] آدمی به کار می‌رود.
  
−
یکی از نکاتی که پس از [[شهاب الدین سهروردی|شیخ اشراق]] بر سر زبان‌ها افتاد این است که سر سلسلۀ اشراقیان افلاطون بوده است. این سخن در حقیقت از بیانات خود شیخ اشراق است؛ او بود که برای اولین بار مدعی شد افلاطون امام حکمت اشراق است. اما واقعیت آن است که فلسفه شیخ اشراق هم در روش و هم در محتوا تفاوت قابل توجهی با فلسفه افلاطون دارد. شاید بتوان گفت در مساأله مُثُل افلاطونی است که این دو فیلسوف نظرات مشابهی دارند و الا در بسیاری از موارد، شیخ اشراق نظراتی مخالف نظر افلاطون اتخاذ کرده است.[۱۴] شهید [[مرتضی مطهری]] معتقد است این مسأله که افلاطون مانند شیخ اشراق طرفدار سیر و سلوک معنوی بوده، مجاهدت و ریاضت و مشاهده قلبی را از لوازم مهم [[حکمت]] و [[فلسفه]] می‌دانسته است، بسیار محل تردید است. از نظر ایشان به هیچ وجه معلوم نیست که افلاطون در زمان خودش و یا حتی در زمان‌های نزدیک به زمان خودش به عنوان یک فرد اشراقی طرفدار اشراق درونی شناخته می‌شده است.[۱۵] آنچه مسلم است این است که شیخ اشراق متاثر از عرفا و [[تصوف|متصوفین]] جهان [[اسلام]]، روش خاص فلسفی خود را انتخاب کرده و البته ابتکارات خود را به شیوه‌ای قابل قبول بر آنها افزوده و فلسفه نوی ارائه کرده است.
+
از نظر شیخ اشراق [[شهاب الدین سهروردی|شهاب‌الدین سهروردی]]، فیلسوف واقعی کسی است که علاوه بر تسلط بر مبانی [[فلسفه|فلسفی]] و [[منطق]] صوری، بتواند با [[تهذیب نفس]] و تصفیه باطن، مراتب کمالات معنوی را طی کرده و استعداد مظهریت انوار الهی را پیدا نماید. او در کتاب های خود تاکید می‌کند فلسفه اش برای کسانی است که علاوه بر [[حکمت]] بحثی و استدلالی، دنبال شهود حقایق عالم بالا نیز هستند و شرط فهم فلسفه خود را تابش بارقه الهی بر قلب خواننده می‌داند و تاکید می‌نماید، کسانی که فقط طالب بحث فلسفی صرف هستند و دنبال تألّه و کشف الهی نمی‌باشند، بهتر است سراغ «[[حکمت مشاء|فلسفه مشاء]]» بروند. به اعتقاد شیخ اشراق، کار اشراقیون جز با سوانح نوری سامان نمی‌یابد.<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، ج۲، ص۱۲ـ۱۳.</ref>
  
−
== ویژگی‌های فلسفه اشراق ==
+
لازم به ذکر است که [[شهاب الدین سهروردی|شیخ اشراق]] نیز همانند همه فلاسفه، بحث‌های [[فلسفه|فلسفی]] را به صورت استدلالی مطرح می‌سازد. او در مقدمه کتاب «[[حکمة‌ الإشراق (کتاب)|حکمة‌ الإشراق]]» خود گفته است: من پیش از این کتاب‌هایی به روش مشائیان نگاشته‌ام و قواعد آنها را به طور خلاصه گرد آورده‌ام، اما در عین حال تصریح می‌کند این کتاب را به صورت دیگری تحریر کرده است.<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، ج۲، ص۱۰.</ref> نکته قابل توجه آن است که شیخ اشراق حتی در این کتاب به عنصر [[برهان]] و استدلال پایبند است. او تاکید می‌کند مطالب این کتاب گرچه از راه [[فکر]] و اندیشه برایم حاصل نشده است، اما به هنگام اثبات آنها از روش جستجوی دلیل و برهان استفاده کرده‌ام.<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، ج۲، ص۱۰.</ref>
−
واژه «اِشراق» در لغت به معنای تابش نور است، اما در اصطلاح این مکتب، به معنای کشف و شهود و ظهور انوار عقلی و فیضان آن‌ها بر نفس آدمی به کار می‌رود.
 
−
 
 
−
از نظر شیخ اشراق [[شهاب الدین سهروردی|شهاب‌الدین سهروردی]]، فیلسوف واقعی کسی است که علاوه بر تسلط بر مبانی [[فلسفه|فلسفی]] و [[منطق]] صوری بتواند با [[تهذیب نفس]] و تصفیه باطن، مراتب کمالات معنوی را طی کرده و استعداد مظهریت انوار الهی را پیدا نماید. او در کتاب های خود تاکید می‌کند فلسفه اش برای کسانی است که علاوه بر [[حکمت]] بحثی و استدلالی، دنبال شهود حقایق عالم بالا نیز هستند و شرط فهم فلسفه خود را تابش بارقه الهی بر قلب خواننده می‌داند و تاکید می‌نماید، کسانی که فقط طالب بحث فلسفی صرف هستند و دنبال تألّه و کشف الهی نمی‌باشند، بهتر است سراغ «[[حکمت مشاء|فلسفه مشاء]]» بروند. به اعتقاد شیخ اشراق، کار اشراقیون جز با سوانح نوری سامان نمی‌یابد.[۱]
 
−
 
 
−
لازم به ذکر است که [[شهاب الدین سهروردی|شیخ اشراق]] نیز همانند همه فلاسفه، بحث‌های [[فلسفه|فلسفی]] را به صورت استدلالی مطرح می‌سازد. او در مقدمه کتاب «[[حکمة‌ الإشراق (کتاب)|حکمة‌ الإشراق]]» خود گفته است: من پیش از این کتاب‌هایی به روش مشائیان نگاشته‌ام و قواعد آنها را به طور خلاصه گرد آورده‌ام، اما در عین حال تصریح می‌کند این کتاب را به صورت دیگری تحریر کرده است.[۱۲] نکته قابل توجه آن است که شیخ اشراق حتی در این کتاب به عنصر [[برهان]] و استدلال پایبند است. او تاکید می‌کند مطالب این کتاب گرچه از راه [[فکر]] و اندیشه برایم حاصل نشده است، اما به هنگام اثبات آنها از روش جستجوی دلیل و برهان استفاده کرده‌ام.[۱۳]
 
  
 
این مطلب حاکی از این نکته است که سهروردی نیز قبول دارد کار فلسفی زمانی شکل می‌گیرد که برهان اقامه گردد و بدون اقامه آن و ارائه دلیل بر اساس قوانین منطقی هر سخنی که باشد فلسفه محسوب نمی‌شود. نهایت آنکه از نظر شیخ اشراق، فلسفه‌ای که در تمام مراحل تنها تکیه بر [[عقل]] داشته باشد، از عهده حل تمام مسائل فلسفه و نیز شناخت حقیقت عالم بر نیامده و به معنی واقعی [[حکمت]] نخواهد بود.
 
این مطلب حاکی از این نکته است که سهروردی نیز قبول دارد کار فلسفی زمانی شکل می‌گیرد که برهان اقامه گردد و بدون اقامه آن و ارائه دلیل بر اساس قوانین منطقی هر سخنی که باشد فلسفه محسوب نمی‌شود. نهایت آنکه از نظر شیخ اشراق، فلسفه‌ای که در تمام مراحل تنها تکیه بر [[عقل]] داشته باشد، از عهده حل تمام مسائل فلسفه و نیز شناخت حقیقت عالم بر نیامده و به معنی واقعی [[حکمت]] نخواهد بود.
  
−
== پانویس ==
+
==پانویس==
−
۱. ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شهاب الدین یحیی سهروردی، ج۲، ص۱۲ـ۱۳، تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۹۷.
+
{{پانویس}}
−
۲. ↑ خمینی، روح‌الله، شرح دعاء السحر، ص۳۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۶.   
 
−
۳. ↑ خمینی، روح‌الله، تعلیقات علی شرح الفصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۷۱، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۰ قمری.   
 
−
۴. ↑ خمینی، روح‌الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۱، ص۱۲۲-۱۲۳، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵.   
 
−
۵. ↑ خمینی، روح‌الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۲۷۰، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵.   
 
−
۶. ↑ خمینی، روح‌الله، آداب الصلاة، ص۳۲۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸.   
 
−
۷. ↑ خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۲۴، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹.   
 
−
۸. ↑ خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۲۳-۲۲۴، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹.   
 
−
۹. ↑ خمینی، روح‌الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۳۳۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵.   
 
−
۱۰. ↑ خمینی، روح‌الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۲۰۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵.   
 
−
۱۱. ↑ خمینی، روح‌الله، دانشنامه امام خمینی، ج۶، ص۲۶۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰.
 
−
۱۲. ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شهاب الدین یحیی سهروردی، ج۲، ص۱۰.
 
−
۱۳. ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شهاب الدین یحیی سهروردی، ج۲، ص۱۰.
 
−
۱۴. ↑ آشنایی با علوم اسلامی، کلام، فلسفه، عرفان، رضا برنجکار، ص۹۵، تهران: سمت، ۱۳۷۸.
 
−
۱۵. ↑ آشنایی با علوم اسلامی، منطق، فلسفه، مرتضی مطهری، ص۱۶۵، قم، صدرا، بیتا.   
 
 
==منابع==
 
==منابع==
  
سطر ۴۴: سطر ۲۸:
 
*دانشنامه امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۴۰۰ شمسی.
 
*دانشنامه امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۴۰۰ شمسی.
 
*آموزش حکمت اشراق، سید یدالله یزدان‌پناه، نشر سمت.
 
*آموزش حکمت اشراق، سید یدالله یزدان‌پناه، نشر سمت.
 +
 +
== مطالب مرتبط ==
 +
* [[شهاب الدین سهروردی|شهاب‌الدین سهروردی]]
 +
* [[حکمت مشاء|حکمت مشّاء]]
 +
* [[حکمت متعالیه]]
 +
[[رده:فلسفه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۴۶

«حکمت اِشراق» یا «فلسفه اِشراق»، یکی از مکتب‌های فلسفی برجسته در جهان اسلام است که توسط شهاب‌الدین سهروردی (۵۴۹-۵۸۷ ق) پایه‌گذاری شد. «فلسفه اِشراق» بر جمع میان استدلال عقلی و تصفیه نفس استوار است؛ از این رو در روش اِشراقی، فیلسوف واقعی کسی است که علاوه بر تسلط بر مبانی فلسفی و منطق صوری، با تهذیب باطن، استعداد دریافت انوار الهی را کسب کرده باشد؛ هرچند شیخ اشراق تأکید دارد که برای اثبات حقایق مشهود، اقامه برهان ضروری است.

معرفی حکمت اشراق

شهاب‌الدین سهروردی (۵۴۹-۵۸۷ ق) از جمله ستارگان درخشان فلسفه در ایران است که محصول تلاش او در قالب «حکمت اشراق» عرضه شده است. این مکتب یکی از مکاتب سه‌گانه بزرگ در فلسفه اسلامی و حلقه واسط میان «حکمت مشّاء» و «حکمت متعالیه» را تشکیل می‌دهد.

حکمت اشراق افزون بر اینکه روش فلسفی را ارتقا داده و به بسیاری از مطالب قابل نقد فلسفه سنتی مشّائی انتقادهایی وارد کرده است، ضمن توجه به همه سرمایه‌های موجود از فلسفه‌های کهن گرفته تا عرفان اسلامی و کلام، موفق به طرح مباحث بسیار نو شده که زمینه‌ها را برای شکل‌گیری حکمت متعالیه فراهم آورده است. واقعیت این است که مکتب فلسفی اشراقی در مواجهه و چالش با مکتب‌های فلسفی مشّایی و کلامی و تحت تأثیر حکمت ذوقی و مشرقی ایرانیان قدیم، سقراط و افلاطون، حکمت زرتشتی، حکمت بودایی و هندی، عرفان و تصوف اسلامی و بیش از همه، ذوق سرشار و روح حقیقت‌جوی خود شهاب‌الدین سهروردی، بروز و ظهور یافت.

امام ‌خمینی به فلسفه اشراق کاملاً توجه داشته و در مواردی از اصطلاحات مکتب اشراق نظیر «انوار اسفهبُدیه» و «هیئات مظلمه» بهره برده‌ است.[۱] مراجعه و اقتباس‌های وی از آثار شیخ اشراق و تابعان این مکتب، برخلاف مراجعات ایشان به مکتب مشاء، بیشتر رنگ ‌و بوی پذیرش و تبعیت دارد؛ به‌گونه‌ای که در مواردی، به انطباق رأی خود بر دیدگاه شیخ اشراق اشاره دارد.[۲] ایشان در نامه خود به گورباچف روسی، وی را به خواندن کتاب‌های سهروردی در «حکمت اشراق» نیز دعوت کرده ‌است.[۳]

بر خلاف «حکمت مشاء»، «حکمت اشراقی» به غیر از خود شیخ اشراق که بنیانگذار این مکتب است، فیلسوف بزرگ دیگری ندارد و فقط چند شارح فلسفه مانند قطب الدین شیرازی و شمس الدین شهرزوری -که گرایش‌های اشراقی داشته‌اند- کتاب‌های او را شرح کرده‌اند. اگرچه برخی معتقدند ملاصدرا که بنیانگذار «حکمت متعالیه» -مهم‌ترین مکتب فلسفی در جهان اسلام- است، در آرای خود به شدت متأثر از فلسفه اشراق بوده است.

یکی از نکاتی که پس از شیخ اشراق بر سر زبان‌ها افتاد، این است که سر سلسلۀ اشراقیان افلاطون بوده است. این سخن در حقیقت از بیانات خود شیخ اشراق است که برای اولین بار مدعی شد افلاطون امام حکمت اشراق است. اما واقعیت آن است که فلسفه اشراق هم در روش و هم در محتوا تفاوت قابل توجهی با فلسفه افلاطون دارد. شاید بتوان گفت در مسأله مُثُل افلاطونی است که این دو فیلسوف نظرات مشابهی دارند و الّا در بسیاری از موارد، شیخ اشراق نظراتی مخالف نظر افلاطون اتخاذ کرده است.[۴] شهید مرتضی مطهری معتقد است این مسأله که افلاطون مانند شیخ اشراق طرفدار سیر و سلوک معنوی بوده، مجاهدت و ریاضت و مشاهده قلبی را از لوازم مهم حکمت و فلسفه می‌دانسته است، بسیار محل تردید است. از نظر ایشان به هیچ وجه معلوم نیست که افلاطون در زمان خودش و یا حتی در زمان‌های نزدیک به زمان خودش به عنوان یک فرد اشراقی طرفدار اشراق درونی شناخته می‌شده است.[۵] آنچه مسلم است اینکه شیخ اشراق متأثر از عرفا و متصوفین جهان اسلام، روش خاص فلسفی خود را انتخاب کرده و البته ابتکارات خود را به شیوه‌ای قابل قبول بر آنها افزوده و فلسفه نوی ارائه کرده است.

ویژگی‌های فلسفه اشراق

واژه «اِشراق» در لغت به معنای تابش نور است، اما در اصطلاح این مکتب، به معنای کشف و شهود و ظهور انوار عقلی و فیضان آن‌ها بر نفس آدمی به کار می‌رود.

از نظر شیخ اشراق شهاب‌الدین سهروردی، فیلسوف واقعی کسی است که علاوه بر تسلط بر مبانی فلسفی و منطق صوری، بتواند با تهذیب نفس و تصفیه باطن، مراتب کمالات معنوی را طی کرده و استعداد مظهریت انوار الهی را پیدا نماید. او در کتاب های خود تاکید می‌کند فلسفه اش برای کسانی است که علاوه بر حکمت بحثی و استدلالی، دنبال شهود حقایق عالم بالا نیز هستند و شرط فهم فلسفه خود را تابش بارقه الهی بر قلب خواننده می‌داند و تاکید می‌نماید، کسانی که فقط طالب بحث فلسفی صرف هستند و دنبال تألّه و کشف الهی نمی‌باشند، بهتر است سراغ «فلسفه مشاء» بروند. به اعتقاد شیخ اشراق، کار اشراقیون جز با سوانح نوری سامان نمی‌یابد.[۶]

لازم به ذکر است که شیخ اشراق نیز همانند همه فلاسفه، بحث‌های فلسفی را به صورت استدلالی مطرح می‌سازد. او در مقدمه کتاب «حکمة‌ الإشراق» خود گفته است: من پیش از این کتاب‌هایی به روش مشائیان نگاشته‌ام و قواعد آنها را به طور خلاصه گرد آورده‌ام، اما در عین حال تصریح می‌کند این کتاب را به صورت دیگری تحریر کرده است.[۷] نکته قابل توجه آن است که شیخ اشراق حتی در این کتاب به عنصر برهان و استدلال پایبند است. او تاکید می‌کند مطالب این کتاب گرچه از راه فکر و اندیشه برایم حاصل نشده است، اما به هنگام اثبات آنها از روش جستجوی دلیل و برهان استفاده کرده‌ام.[۸]

این مطلب حاکی از این نکته است که سهروردی نیز قبول دارد کار فلسفی زمانی شکل می‌گیرد که برهان اقامه گردد و بدون اقامه آن و ارائه دلیل بر اساس قوانین منطقی هر سخنی که باشد فلسفه محسوب نمی‌شود. نهایت آنکه از نظر شیخ اشراق، فلسفه‌ای که در تمام مراحل تنها تکیه بر عقل داشته باشد، از عهده حل تمام مسائل فلسفه و نیز شناخت حقیقت عالم بر نیامده و به معنی واقعی حکمت نخواهد بود.

پانویس

  1. ↑ خمینی، سید روح‌الله، شرح دعاء السحر، ص۳۱؛ خمینی، تعلیقات علی شرح الفصوص الحکم و مصباح الانس، ص۱۷۱.
  2. ↑ خمینی، سید روح‌الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۱، ص۱۲۲-۱۲۳؛ خمینی، روح‌الله، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۲۷۰؛ خمینی، روح‌الله، آداب الصلاة، ص۳۲۷.
  3. ↑ خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۲۴.
  4. ↑ آشنایی با علوم اسلامی، کلام، فلسفه، عرفان، رضا برنجکار، ص۹۵.
  5. ↑ آشنایی با علوم اسلامی، منطق، فلسفه، مرتضی مطهری، ص۱۶۵.
  6. ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، ج۲، ص۱۲ـ۱۳.
  7. ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، ج۲، ص۱۰.
  8. ↑ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، ج۲، ص۱۰.

منابع

  • "فلسفه اشراق"، سایت پژوهه.
  • دانشنامه امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۴۰۰ شمسی.
  • آموزش حکمت اشراق، سید یدالله یزدان‌پناه، نشر سمت.

مطالب مرتبط

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه