زرتشت
| زرتشت | |
| نام کامل | زرتشت |
| زادروز | نامعلوم؛ دیدگاهها از آغاز هزارهٔ نخست تا سدهٔ ششم پیش از میلاد متفاوت است |
| زادگاه | نامعلوم؛ روایتهای اسلامی آذربایجان یا فلسطین را نام بردهاند |
| وفات | نامعلوم؛ برخی منابع سن او را ۷۷ سال نوشتهاند |
| مدفن | نامعلوم |
| آثار |
گاتاها (منسوب) |
| شناختهشده برای |
پیامبر منسوب به آیین زرتشتی و بنیانگذار آن |
زَرتُشت (همچنین زَردُشت و در منابع عربی زَرادُشت) پیامبر منسوب به آیین زرتشتی و بنیانگذار آن است. او در گاتاها، کهنترین بخش اوستا، اهورامزدا را خدای بزرگ و برتر میخواند و مردم را به راستی و پندار و گفتار و کردار نیک فرا میخواند.[۱] زمان و محل زندگی او بهدرستی دانسته نیست؛ پژوهشگران ظهور او را میان آغاز هزارهٔ نخست و سدهٔ ششم پیش از میلاد جای میدهند و روایتهای اسلامی او را به روزگار گشتاسب و سرزمینهایی چون آذربایجان و بلخ پیوند میدهند.[۲] قرآن از زرتشت نام نبرده و تنها از «مجوس» یاد کرده است؛ اما روایات شیعه، مجوس را دارای پیامبر و کتاب میدانند و در فقه، احکام اهل کتاب را بر آنان جاری میکنند.[۳] زندگی و آموزههای او در منابع زرتشتی، اسلامی و یونانی با تاریخ و افسانه آمیخته است.[۴]
محتویات
نام
نام او در اوستا به صورت «زرتوشتره» و در فارسی میانه «زردشت» آمده است. یونانیان او را «زورواستر» (Zoroaster) و در منابع عربی «زرادشت» یا «زرتشت» خواندهاند.[۵] معنای قطعی نام او روشن نیست و برای آن وجوه مختلفی ذکر شده است؛ به همین سبب، نباید از ظاهر فارسی «زرتشت» معنایی قطعی برداشت کرد.[۶]
واژهٔ «مجوس» نیز که در قرآن و منابع اسلامی به کار رفته، در اصل به کاهنان ماد و پارس اشاره داشت و بعدها بر پیروان آیین زرتشتی اطلاق شد.[۷]
زمان و محل زندگی
زمان
دربارهٔ زمان زرتشت اختلاف بسیار است. روایتهای زرتشتی متأخر و بسیاری از منابع اسلامی، ظهور او را در روزگار گشتاسب، شاه کیانی، جای دادهاند؛ اما این گاهشماری به تاریخ اساطیری ایران تعلق دارد و مبنای تاریخی مستقل و همزمانی ندارد.[۸]
پژوهشهای امروزی با تکیه بر زبان گاتاها، که به اوستایی کهن است، ظهور او را میان آغاز هزارهٔ نخست و سدهٔ ششم پیش از میلاد جای میدهند. با این حال، تاریخ دقیق او همچنان محل اختلاف است و دامنهٔ گزارشها تا هزاران سال گسترده شده است.[۹]
زادگاه
گاتاها زادگاه او را به روشنی تعیین نمیکنند. در منابع متأخر، از آذربایجان، بلخ، فلسطین و حتی سرزمینهای دورتر یاد شده است. طبری به نقل از هشام بن کلبی و «بعضی عالمان اهل کتاب» مینویسد که زرتشت از فلسطین بود، به آذربایجان رفت و آیین مجوس را در آنجا بنیان نهاد؛ سپس به بلخ نزد گشتاسب رفت.[۱۰] مسعودی او را از آذربایجان میداند.[۱۱]
این گزارشها با یکدیگر ناسازگارند و هیچیک را نمیتوان بهقطع گزارش تاریخی دانست. برخی پژوهشگران نیز با توجه به جغرافیای اوستا، شرق ایران بزرگ را محتملتر میدانند، اما این دیدگاه نیز قطعی نیست.[۱۲]
منابع زندگی
هیچ سند همزمانی از زندگی زرتشت در دست نیست. کهنترین متن منسوب به او، گاتاهاست؛ هفده سرود در یسنا (هاتهای ۲۸ تا ۳۴، ۴۳ تا ۵۱ و ۵۳) که بیشتر نیایش و ستایشاند و گزارش زندگینامهای پیوستهای به دست نمیدهند.[۱۳]
زندگینامهٔ او را بیشتر منابع متأخر زرتشتی، مانند دینکرد، بندهش و زردشتنامه، و مورخان اسلامی و یونانی نوشتهاند. این منابع در فاصلهٔ چند سده یا بیشتر از زمان او تدوین شدهاند و جزئیاتشان با افسانه و جدال کلامی آمیخته است.[۱۴]
زندگینامهٔ روایی
بر پایهٔ روایتهای زرتشتی متأخر، زرتشت در خانوادهای روحانی زاده شد، در سیسالگی وحی را دریافت کرد و پس از سالها تبلیغ، در دربار گشتاسب (ویشتاسپ) پذیرفته شد. این روایتها از معجزات تولد، دشمنی روحانیان سنتی و پیروزی نهایی او سخن میگویند.[۱۵]
دربارهٔ پایان زندگی او نیز گزارشها یکسان نیست. مسعودی سن او را ۷۷ سال و مدت نبوتش را ۳۵ سال نوشته است.[۱۶] در روایتی که مجلسی از امام صادق (علیهالسلام) نقل کرده، زرتشت مدعی نبوت خوانده شده که گروهی به او ایمان آوردند و گروهی انکارش کردند و او را از شهر بیرون راندند و در بیابان جان باخت.[۱۷] این اختلاف نشان میدهد که سرانجام او نیز در هالهٔ روایتهای ناهمگون قرار دارد.
آموزهها
اهورامزدا و راستی
زرتشت اهورامزدا را خدای بزرگ و آفریدگار جهان میداند. در گاتاها، اهورامزدا سرچشمهٔ نیکی و نگاهبان «اَشه» (راستی و نظم کیهانی) است و در برابر او «دروغ» (دروج) قرار دارد.[۱۸] زرتشتیان آتش را نماد راستی و پاکی میدانند و آن را نمیپرستند؛ با این حال، نگهداری آتش و نیایش در برابر آن از نشانههای شناختهشدهٔ آیین آنان است.[۱۹]
انسان، اخلاق و فرجام
در آموزهٔ زرتشت، انسان موجودی مختار است و با انتخاب راستی یا دروغ، سرنوشت اخلاقی خود را میسازد. سه اصل «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» محور زندگی مؤمن زرتشتی است.[۲۰] انسان در برابر کردار خود مسئول است و پس از مرگ، داوری و پاداش یا کیفر در انتظار اوست. در باور زرتشتی، در پایان تاریخ، «سوشیانت» (منجی) میآید و با «فرشگرد» (نوسازی جهان) بدی از میان میرود.[۲۱]
ثنویت و تفسیرهای آن
در گاتاها از دو مینوی آغازین سخن رفته است که یکی راستی را برمیگزیند و دیگری دروغ را. در سنت زرتشتی متأخر، این دو به صورت دو اصل خیر و شر، سپند مینو و اهریمن، برجسته شدند.[۲۲] به همین سبب، برخی پژوهشگران آیین زرتشت را توحیدی و برخی آن را ثنوی خواندهاند. متکلمان مسلمان نیز در مباحث ثنویت، مجوس را در شمار ثنویان آورده و به نقد این آموزه پرداختهاند.[۲۳] علامه طباطبایی نیز با اشاره به دو مبدأ خیر و شر در باور مجوس، تصریح میکند که آنان همه را به اهورامزدا، آفریدگار کل، بازمیگردانند.[۲۴]
زرتشت در قرآن و روایات شیعه
قرآن کریم تنها یک بار واژهٔ «مجوس» را به کار برده است:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
«بیگمان کسانی که ایمان آوردند و یهودی شدند و صابئیان و مسیحیان و مجوس و کسانی که شرک ورزیدند، خداوند روز قیامت میان آنان داوری میکند؛ همانا خداوند بر هر چیزی گواه است.» (حج: ۱۷)[۲۵]
در این آیه، مجوس در کنار مؤمنان، اهل کتاب و مشرکان آمده و داوری نهایی به خدا واگذار شده است. قرآن نه زرتشت را نام برده و نه او را پیامبر خوانده است. مفسران نیز در تعیین نسبت مجوس با اهل کتاب اختلاف دارند.[۲۶] علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، مجوس را پیروان زرتشت و کتابشان را اوستا میداند و تصریح میکند که تاریخ زندگی و زمان ظهور او بسیار مبهم است.[۲۷]
در روایات شیعه، مجوس دارای پیامبر و کتاب دانسته شدهاند. در وسائل الشیعه از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است که مجوس را پیامبری بود که او را کشتند و کتابی که آن را سوزاندند.[۲۸] در روایتی از امام علی (علیهالسلام) نیز آمده است که خداوند بر آنان کتاب فرستاد و پیامبری برانگیخت؛ اما پس از انحراف پادشاهشان و پذیرش آن از سوی مردم، کتاب و دانش دینی از میانشان برداشته شد.[۲۹]
با این حال، این روایات یک تصویر واحد از زرتشت به دست نمیدهند. در بحارالانوار، امام صادق (علیهالسلام) زرتشت را مدعی نبوت میخواند که با متنی به نام «زمزمه» به سوی مردم آمد؛ گروهی به او ایمان آوردند و گروهی انکارش کردند.[۳۰] در روایتی دیگر، نام پیامبر مجوس «داماست» و کتابش «جاماست» آمده است.[۳۱] بنابراین، سنت شیعی وجود پیامبر و کتاب برای مجوس را تأیید میکند، اما در تطبیق آن بر زرتشت و ارزیابی او یکدست نیست.
زرتشت در تاریخنگاری اسلامی
مورخان اسلامی از سدهٔ سوم هجری به بعد، زرتشت را در تاریخ شاهان کیانی جای دادند. طبری در روزگار گشتاسب از او یاد میکند و مینویسد که او از فلسطین به آذربایجان رفت، آیین مجوس را بنیان نهاد و سپس به بلخ نزد گشتاسب رفت. به گفتهٔ طبری، گشتاسب آیین او را پذیرفت و مردم را به آن وادار کرد.[۳۲] طبری این گزارش را به هشام بن کلبی و «بعضی عالمان اهل کتاب» نسبت میدهد و بنابراین، آن را روایتی واسطهای میداند، نه مشاهدهٔ مستقیم.
مسعودی زرتشت را «زرادشت بن اسبیمان» و از مردم آذربایجان میداند. به گزارش او، زرتشت کتابی آورد که نزد عامهٔ مردم به «زمزمه» و نزد مجوس به «بستاه» شناخته میشد؛ کتابی در دوازده هزار مجلد که به گفتهٔ مسعودی با طلا نوشته شده بود و اسکندر بخشی از آن را سوزاند.[۳۳] این گزارشها با جزئیات افسانهای و اغراقآمیز آمیختهاند و نمیتوان آنها را گزارش تاریخی مستقیم دانست.
ابن اثیر نیز در الکامل فی التاریخ همین چارچوب را تکرار میکند، اما بر سفرهای زرتشت به هند، چین و فرغانه و حبس او به دست گشتاسب میافزاید.[۳۴] این روایتها در زادگاه، سفرها، مدت نبوت و سرانجام او با یکدیگر اختلاف دارند. بخشی از این اختلاف از آنجاست که مورخان اسلامی، تاریخ ایران باستان را با روایتهای کیانیان و داستانهای اهل کتاب درآمیختهاند.[۳۵]
مجوس در فقه شیعه
در فقه شیعه، بر پایهٔ روایات، جزیه از مجوس پذیرفته شده است. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «با آنان به شیوهٔ اهل کتاب رفتار کنید» و امام علی (علیهالسلام) نیز مجوس را در جزیه و دیه به اهل کتاب ملحق کرد، زیرا آنان را در گذشته کتاب و پیامبری بود.[۳۶]
با این حال، بیشتر فقیهان شیعه مجوس را داخل در اطلاق «اهل کتاب» نمیدانند، بلکه آنان را دارای «شبههٔ کتاب» میشمارند. بر این اساس، برخی احکام اهل کتاب بر آنان جاری میشود، اما در همهٔ احکام، مانند ازدواج دائم و ذبیحه، با یهود و نصارا یکسان نیستند.[۳۷] این برخورد فقهی، بر پایهٔ روایات است و به معنای اذعان به نبوت زرتشت یا تأیید همهٔ آموزههای او نیست.
اوستا و گاتاها
اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است، اما آنچه امروز در دست است، مجموعهای ناقص از متون نیایشی و دینی است، نه کتابی واحد که یکجا بر زرتشت نازل شده باشد. در دورهٔ ساسانی، اوستا ۲۱ «نسک» داشت و تنها بخشی از آن باقی مانده است.[۳۸] کهنترین بخش آن، گاتاها، ۱۷ سرود منسوب به زرتشت است که به اوستایی کهن سروده شده و فهم آن دشوار است.[۳۹]
بنابراین، گاتاها را میتوان نزدیکترین لایهٔ متون به زرتشت دانست، اما آنها شعر نیایشیاند و زندگینامهٔ او را بازگو نمیکنند. بخشهای دیگر اوستا و تفسیرهای پهلوی (زند) در دورههای بعد شکل گرفتهاند.[۴۰]
ارزیابی تاریخی
زرتشت یکی از مهمترین شخصیتهای تاریخ ادیان است، اما تصویر تاریخی او روشن نیست. گاتاها بهعنوان کهنترین متن منسوب به او، بیشتر نیایشاند تا زندگینامه؛ زندگینامههای متأخر زرتشتی با افسانه آمیختهاند؛ و گزارشهای اسلامی نیز از دغدغههای کلامی و تاریخی دورهٔ خودشان شکل گرفتهاند. ازاینرو، نمیتوان دربارهٔ تاریخ تولد، زادگاه، شمار سالهای دعوت و سرانجام او به نتیجهٔ قطعی رسید.[۴۱]
دربارهٔ نبوت او نیز باید میان سه امر تفکیک کرد: باور زرتشتیان به پیامبری او، گزارشهای اسلامی دربارهٔ پیامبر و کتاب مجوس، و داوری تاریخی دربارهٔ شخصیت او. روایات شیعه وجود پیامبر و کتاب برای مجوس را تأیید میکنند، اما در نام و ارزیابی آن پیامبر یکدست نیستند. قرآن نیز زرتشت را نام نبرده است. بنابراین، قضاوت نهایی دربارهٔ او را باید به خواننده و پژوهشهای بعدی واگذار کرد.[۴۲]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۹-۶۰.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۱، ص۵۴۰؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۱۷۵.
- ↑ قرآن، حج: ۱۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۹۶-۹۸؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۳۶۲.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۵-۵۷.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ج۹، ص۱۲۸۲۳.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ج۹، ص۱۲۸۲۳.
- ↑ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۶.
- ↑ طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۱، ص۵۴۰؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۱۷۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۵۸-۲۶۰.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ فاطمی، «بازه زندگی زرتشت میان ۸۶۰۰ سال اختلاف!»، ص۸۷.
- ↑ طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۱، ص۵۴۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۵۸.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۱۷۵.
- ↑ فاطمی، راه راستی، ص۳۴؛ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۵-۵۷.
- ↑ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۵-۵۷؛ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۱۷۵.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۷۹.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۹.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۹-۶۰.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۹.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۶۱.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۹.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۳۵۸.
- ↑ قرآن، حج: ۱۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۳۵۸-۳۵۹؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، ج۲۴، ص۱۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۳۵۸.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۹۶.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۳۶۲؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۹۸.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۷۹.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۹۷.
- ↑ طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۱، ص۵۴۰.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۱۷۵.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۵۸-۲۶۰.
- ↑ طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۱، ص۵۴۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۵۸-۲۶۰؛ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۹۷-۹۸؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۳۶۲.
- ↑ بحرانی، الحدائق الناضرة، ج۲۴، ص۱۸؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۹۶-۹۸.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۱۷۵.
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۵-۵۷.
- ↑ قرآن، حج: ۱۷؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۹۶-۹۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۷۹؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۳۶۲.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن اثیر، عزالدین؛ الکامل فی التاریخ، بیروت: دار صادر، ۱۳۸۵ق؛ ج۱.
- بحرانی، یوسف؛ الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، بیتا؛ ج۲۴.
- توفیقی، حسین؛ آشنایی با ادیان بزرگ، تهران: سمت، ۱۳۸۶ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعة، تحقیق محمد الرازی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بیتا؛ ج۱۱.
- دهخدا، علیاکبر؛ لغتنامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم، ۱۳۷۷ش؛ ج۹.
- طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق؛ ج۱۴.
- طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الرسل و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دار المعارف، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق؛ ج۱.
- فاطمی، سید حسن؛ راه راستی: بررسی و نقد باورهای زرتشتیان و باستانستایان، قم: همای غدیر، چاپ اول، ۱۳۹۶ش.
- فاطمی، سید حسن؛ «بازه زندگی زرتشت میان ۸۶۰۰ سال اختلاف!»، دانشها و آموزههای قرآن و حدیث، شماره ۴، بهار ۱۳۹۸ش.
- مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق؛ ج۱۰.
- مسعودی، علی بن حسین؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، بیروت: دار العصرية، بیتا؛ ج۱.
- بنیاد دایرةالمعارف اسلامی؛ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»، تهران: بنیاد دایرةالمعارف اسلامی؛ پیوند، تاریخ بازدید: ۶ آبان ۱۴۰۵ش.




