رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
عنوان بندی متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شهادت امام کاظم علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
  
{{تقویم|روز= ۲۵ رجب|سال= سال ۱۸۳ هجری قمری}}  
+
{{تقویم|روز= 25 رجب|سال= سال ۱۸۳ هجری قمری}}  
  
[[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی کاظم]] (علیه‌السلام) امام هفتم [[شیعه|شیعیان]] پس از تحمل سالها شکنجه و زندان، سرانجام به دستور [[هارون الرشید]] و به دست سندی بن شاهک مسموم و به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید. به نقل بیشتر مورّخین، شهادت امام در ۲۵ [[ماه رجب|رجب]] سال ۱۸۳ هجری قمری بوده است.   
+
[[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی کاظم]] (علیه‌السلام) پس از تحمل سالها شکنجه و زندان، سرانجام به دستور [[هارون الرشید]] و به دست سندی بن شاهک مسموم و به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید. به نقل بیشتر مورّخین، شهادت امام هفتم در ۲۵ [[ماه رجب|رجب]] سال ۱۸۳ هجری بوده است.   
  
 
==تبعید و اسارت و شهادت==
 
==تبعید و اسارت و شهادت==
ایام [[امامت]] [[امام کاظم]] علیه‌السلام با [[خلافت]] چهار تن از خلفای [[حکومت بنی عباس|عباسی]] ([[منصور (خلیفه عباسی)|منصور]]، [[مهدی (خلیفه عباسی)|مهدی]]، [[هادی (خلیفه عباسی)|هادی]] و [[هارون الرشید|هارون]]) معاصر بود.
+
ایام [[امامت]] [[امام کاظم]] علیه‌السلام با [[خلافت]] چهار تن از خلفای [[حکومت بنی عباس|عباسی]] ([[منصور (خلیفه عباسی)|منصور]]، [[مهدی (خلیفه عباسی)|مهدی]]، [[هادی (خلیفه عباسی)|هادی]] و [[هارون الرشید|هارون]]) مقارن بود.
امام کاظم علیه‌السلام از سوی تمام خلفای مزبور در رنج و عذاب بود و چندین بار از سوی آنان دستگیر و زندانی گردید. تنها در دوران خلافت هارون الرشید به مدت چهار سال (از [[شوال]] سال ۱۷۹ تا زمان شهادتش در سال ۱۸۳ قمری) در حبس و شکنجه بود.<ref> اصحاب الامام الصادق علیه‌السلام (عبدالحسین شبستری)، ج ۳، ص ۳۱۷؛ الارشاد، ص ۵۷۹؛ المستجاد، ص ۱۸۹؛ وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص ۳۲۲.</ref>
+
امام کاظم علیه‌السلام از سوی تمام خلفای مزبور در رنج و عذاب بود و چندین بار از سوی آنان دستگیر و زندانی گردید. تنها در دوران خلافت هارون الرشید به مدت چهار سال (از [[شوال]] سال ۱۷۹ تا زمان شهادتش در سال ۱۸۳ قمری) در حبس و شکنجه بود.<ref> اصحاب الامام الصادق علیه‌السلام، عبدالحسین شبستری، ج ۳، ص ۳۱۷؛ الارشاد، ص ۵۷۹؛ المستجاد، ص ۱۸۹؛ وقایع الایام، شیخ عباس قمی، ص ۳۲۲.</ref>
  
[[هارون الرشید|هارون الرشید]] (پنجمین خلیفه عباسی) که دشمنی و ناسازگاری غیرقابل انکاری با ذراری [[حضرت فاطمه]] سلام الله علیها و اولاد و احفاد [[امام علی علیه السلام|امیرمومنان]] علیه‌السلام داشت، در آزار و شکنجه [[سادات]] علوی و منتسبین به خاندان امامت و [[ولایت]]، کوتاهی نمی‌کرد.
+
[[هارون الرشید|هارون الرشید]] (پنجمین خلیفه عباسی) که دشمنی و ناسازگاری غیرقابل انکاری با ذراری [[حضرت فاطمه]] سلام الله علیها و اولاد و احفاد [[امام علی]] علیه‌السلام داشت، در آزار و شکنجه [[سادات]] علوی و منتسبین به خاندان امامت و [[ولایت]]، کوتاهی نمی‌کرد.
  
وی که از مستبدترین حاکمان عباسی و جنایت‌کارترین آن‌ها است، وجود شریف امام موسی‌کاظم علیه‌السلام و مقام و معنویت وی و احترام مردم نسبت به او را تحمل نمی‌کرد و از این بابت بسیار نارحت و عصبانی بود. سرانجام در [[رمضان]] سال ۱۷۹ قمری که برای مراسم [[عمره]] وارد [[مکه]] شد و سپس به [[مدینه|مدینه]] رفته بود، در آن جا دستور داد امام موسی‌‌کاظم علیه‌السلام را دستگیر کنند.
+
وی که از مستبدترین حاکمان [[حکومت بنی عباس|عباسی]] و جنایت‌کارترین آن‌ها بود، وجود شریف امام موسی‌کاظم علیه‌السلام و مقام و معنویت وی و احترام مردم نسبت به او را تحمل نمی‌کرد و از این بابت بسیار نارحت و عصبانی بود. سرانجام در [[رمضان]] سال ۱۷۹ قمری که برای مراسم [[عمره]] وارد [[مکه]] شد و سپس به [[مدینه|مدینه]] رفته بود، در آن جا دستور داد امام کاظم علیه‌السلام را دستگیر کنند.
  
مأموران هارون، امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را در حالی که در کنار قبر جدش [[حضرت محمد]] (صلی الله علیه و آله) به [[نماز]] و نیایش اشتغال داشت، دستگیر کرده و به نزد هارون بردند. هارون دستور داد، وی را در غل و زنجیر کرده و به سوی [[عراق]] حرکت دهند. وی برای سردرگمی مردم و پیشگیری از عکس‌العمل‌های احتمالی مردمی، دو محمل ترتیب داد و یکی را به سوی [[بغداد]] و دیگری را به سوی [[بصره]] روان داشت و امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را در محمل بصره قرار داد.  
+
مأموران هارون، امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را در حالی که در کنار قبر جدش [[حضرت محمد]] (صلی الله علیه و آله) به [[نماز]] و نیایش مشغول بود، دستگیر کرده و به نزد هارون بردند. هارون دستور داد، امام را در غل و زنجیر کرده و به سوی [[عراق]] حرکت دهند. وی برای سردرگمی مردم و پیشگیری از عکس‌العمل‌های احتمالی مردمی، دو محمل ترتیب داد و یکی را به سوی [[بغداد]] و دیگری را به سوی [[بصره]] روان داشت و امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را در محمل بصره قرار داد.  
  
مأموران حکومتی، در هفتم [[ذی الحجه]] همان سال، امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را تسلیم عیسی بن جعفر بن [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور دوانقی]]، پسرعموی هارون الرشید و حاکم وی در بصره نمودند. عیسی بن جعفر، آن حضرت را در یکی از حجره‌های خانه خویش محبوس کرد و در آغاز به وی سخت‌گیری نمود، ولی بعدها که [[عبادت]] و نیایش‌های درازمدت آن حضرت را از نزدیک مشاهده کرد، از سخت‌گیری خویش نسبت به آن حضرت کاهید و به هارون نامه نوشت که آن حضرت را از حبس خانه وی خارج کند؛ در غیر این صورت، وی خودش آن حضرت را آزاد می‌کند.
+
مأموران حکومتی، در هفتم [[ذی الحجه]] همان سال، امام موسی‌ علیه‌السلام را تسلیم عیسی بن جعفر بن [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور دوانقی]]، پسرعموی هارون الرشید و حاکم وی در بصره نمودند. عیسی بن جعفر، حضرت کاظم را در یکی از حجره‌های خانه خویش محبوس کرد و در آغاز به وی سخت‌گیری نمود، ولی بعدها که [[عبادت]] و نیایش‌های درازمدت آن حضرت را از نزدیک مشاهده کرد، از سخت‌گیری خویش نسبت به امام کاست و به هارون نامه نوشت که موسی‌ کاظم را از حبس خانه وی خارج کند؛ در غیر این صورت، وی خودش آن حضرت را آزاد می‌کند.
  
هارون، به ناچار امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را از حبس بصره خارج کرد و وی را به بغداد منتقل نمود و در خانه فضل بن ربیع، زندانی کرد. در آن مدتی که امام علیه‌السلام در نزد فضل بن ربیع زندانی بود، چند بار هارون از فضل بن ربیع درخواست کرد که آن حضرت را به شهادت رساند، ولی وی امتناع کرد و از این امر سرباز زد.
+
هارون، به ناچار امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را از حبس بصره خارج کرد و وی را به بغداد منتقل نمود و در خانه [[فضل بن ربیع]]، زندانی کرد. در آن مدتی که امام علیه‌السلام در نزد فضل بن ربیع زندانی بود، چند بار هارون از فضل درخواست کرد که آن حضرت را به شهادت رساند، ولی وی امتناع کرد و از این امر سر باز زد.
  
هارون، بار دیگر آن امام همام را از زندان فضل ربیع به زندان [[فضل بن یحیی برمکی|فضل بن یحیی برمکی]] منتقل کرد و از وی درخواست نمود که آن حضرت را به شهادت برساند. ولی فضل بن یحیی نیز امتناع نمود و در مقابل بر اعزاز و اکرام آن حضرت افزود. هارون که از رفتار فضل بن یحیی به خشم آمده بود، دستور داد وی را دستگیر و یک صد تازیانه بر بدنش بزنند و از تمام مناصب و مقامات برکنارش کنند.
+
[[هارون الرشید]]، بار دیگر آن امام همام را از زندان فضل ربیع به زندان [[فضل بن یحیی برمکی|فضل بن یحیی برمکی]] منتقل کرد و از وی درخواست نمود که آن حضرت را به شهادت برساند. ولی فضل بن یحیی نیز امتناع نمود و در مقابل بر اعزاز و اکرام امام افزود. هارون که از رفتار فضل بن یحیی به خشم آمده بود، دستور داد وی را دستگیر کرده و یک صد تازیانه بر بدنش بزنند و از تمام مناصب و مقامات برکنارش کنند.
  
سرانجام هارون ملعون، امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را به زندان "سندی بن شاهک" منتقل کرده و دستور داد در آن جا وی را شکنجه و آزار نمایند. سندی بن شاهک با [[قساوت قلب]] و سنگدلی تمام با آن حضرت رفتار می‌کرد و پس از چندی شکنجه و آزار طاقت‌فرسا به دستور هارون الرشید به آن حضرت، خرمای مسموم خورانید و وی را غریبانه و مظلومانه در ۲۵ [[رجب]] سال ۱۸۳ قمری به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسانید.  
+
سرانجام هارون ملعون، امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را به زندان "سندی بن شاهک" منتقل کرده و دستور داد در آن جا وی را شکنجه و آزار نمایند. سندی بن شاهک با [[قساوت قلب]] و سنگدلی تمام با امام رفتار می‌کرد و پس از چندی شکنجه و آزار طاقت‌فرسا، به آن حضرت خرمای مسموم خورانید و وی را غریبانه و مظلومانه به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسانید.  
  
پس از شهادت [[امام کاظم]] علیه‌السلام، سندی بن شاهک در یک عمل فریب‌کارانه، فقها و بزرگان [[بغداد]] را حاضر ساخت و جسد مطهر امام علیه‌السلام را به آنان نشان داد و گفت: ببینید که وی بدون هیچ جراحت و زخمی و به اجل عادی از دنیا رفته است و کسی در رحلت وی، مقصر نبوده است. سپس جنازه مطهر امام علیه‌السلام را به مدت سه روز در جسر بغداد گذاشته و روی مبارکش را گشوده و مردم را ندا می‌کردند که این موسی بن جعفر علیه‌السلام است که از دنیا رفته و بیایید وی را مشاهده کنید. مردم دسته‌دسته می‌آمدند و آن حضرت را نگاه می‌کردند.
+
پس از شهادت [[امام کاظم]] علیه‌السلام، سندی بن شاهک در یک عمل فریب‌کارانه، فقها و بزرگان [[بغداد]] را حاضر ساخت و جسد مطهر امام علیه‌السلام را به آنان نشان داد و گفت: ببینید که وی بدون هیچ جراحت و زخمی و به [[اجل]] عادی از دنیا رفته است و کسی در رحلت وی، مقصر نبوده است. سپس جنازه مطهر امام علیه‌السلام را به مدت سه روز در جسر بغداد گذاشته و روی مبارکش را گشوده و مردم را ندا می‌کردند که این موسی بن جعفر (ع) است که از دنیا رفته و بیایید وی را مشاهده کنید. مردم دسته‌دسته می‌آمدند و آن حضرت را نگاه می‌کردند.
  
 
[[پرونده:Kazemein2.jpg|بندانگشتی|حرم [[موسی بن جعفر|امام کاظم]] و [[امام جواد علیه السلام|امام جواد]] علیهماالسلام در کاظمین]]
 
[[پرونده:Kazemein2.jpg|بندانگشتی|حرم [[موسی بن جعفر|امام کاظم]] و [[امام جواد علیه السلام|امام جواد]] علیهماالسلام در کاظمین]]
پس از آن، با همت والای سلیمان بن منصور عموی هارون الرشید که از اشراف و صاحب نفوذان عباسی بود، [[تشییع جنازه]] باشکوهی از جنازه امام موسی‌کاظم علیه‌السلام به عمل آمد و در مقابر قریش در بغداد به خاک سپرده شد.<ref> نک: الارشاد، ص ۵۷۹؛ المستجاد، ص ۱۸۹؛ منتهی الآمال، ج ۲، ص ۲۱۲؛ تاریخ بغداد (خطیب بغدادی)، ج ۳۱، ص ۲۹؛ وقایع الایام، ص ۳۲۲ و عیون اخبارالرضا علیه‌السلام (شیخ صدوق)، ج ۲، ص ۹۲.</ref>
+
پس از آن، با همت والای سلیمان بن منصور -عموی هارون الرشید- که از اشراف و صاحب نفوذان عباسی بود، [[تشییع جنازه]] باشکوهی از جنازه امام موسی‌کاظم علیه‌السلام به عمل آمد و در مقابر قریش در بغداد به خاک سپرده شد.<ref> نک: الارشاد، ص ۵۷۹؛ المستجاد، ص ۱۸۹؛ منتهی الآمال، ج ۲، ص ۲۱۲؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج ۳۱، ص ۲۹؛ وقایع الایام، ص ۳۲۲؛ عیون اخبارالرضا علیه‌السلام، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۹۲.</ref>
  
قبر شریف امام موسی‌کاظم علیه‌السلام هم‌اکنون در [[کاظمین]] که عراقی‌ها آن را کاظمیه می‌گویند، قرار دارد و قبر فرزندزاده‌اش [[امام جواد علیه السلام|امام محمدتقی]] علیه‌السلام نیز در جوار وی می‌باشد و آنجا زیارتگاه شیعیان و شیفتگان مکتب [[اهل بیت]] علیهم‌السلام است.
+
[[قبر]] شریف امام موسی‌کاظم علیه‌السلام هم‌اکنون در [[کاظمین]] که عراقی‌ها آن را کاظمیه می‌گویند، قرار دارد و قبر نوه‌اش [[امام جواد علیه السلام|امام محمدتقی]] علیه‌السلام نیز در جوار وی می‌باشد و آنجا زیارتگاه شیعیان و شیفتگان مکتب [[اهل بیت]] علیهم‌السلام است.
  
 
==تاریخ شهادت امام کاظم==
 
==تاریخ شهادت امام کاظم==
سطر ۳۴: سطر ۳۴:
 
[[پرونده:کاظمین (5).jpg|بندانگشتی|آرامگاه امامین [[موسی بن جعفر]] و [[امام جواد علیه السلام|محمد بن علی]] علیهماالسلام]]
 
[[پرونده:کاظمین (5).jpg|بندانگشتی|آرامگاه امامین [[موسی بن جعفر]] و [[امام جواد علیه السلام|محمد بن علی]] علیهماالسلام]]
  
تاریخ شهادت [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی کاظم]] علیه السلام را جمعه هفتم [[صفر]]، یا پنجم یا بیست و پنجم [[رجب]] سال ۱۸۳ قمری در ۵۵ سالگی گفته اند. گروهی هم روز پنجم رجب سال ۱۸۳ و گروه اندکی هم سال ۱۸۶ هجری دانسته‌اند. [[شیخ مفید]] روز جمعه ۲۴ رجب را روز شهادت ایشان می‌داند، ولی تاریخ معروف و مشهور، همان [[۲۵ رجب]] سال ۱۸۳ قمری است.<ref> بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱ تا ۹. </ref>
+
تاریخ شهادت [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی کاظم]] علیه السلام را جمعه هفتم [[صفر]]، یا پنجم یا بیست و پنجم [[رجب]] سال ۱۸۳ قمری در ۵۵ سالگی گفته اند. گروهی هم روز پنجم رجب سال ۱۸۳ و گروه اندکی هم سال ۱۸۶ هجری دانسته‌اند. [[شیخ مفید]] روز جمعه ۲۴ رجب را روز شهادت ایشان می‌داند، ولی تاریخ معروف و مشهور، همان [[۲۵ رجب]] سال ۱۸۳ قمری است.<ref> بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱-۹. </ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
سطر ۴۵: سطر ۴۵:
 
[[رده:وقایع ماه رجب]]
 
[[رده:وقایع ماه رجب]]
 
[[رده:سال ۱۸۳ هجری قمری]]
 
[[رده:سال ۱۸۳ هجری قمری]]
[[رده:25 رجب]]
+
[[رده: امام کاظم علیه السلام]]
[[رده: مقاله های مهم]]
+
[[رده:تاریخ اسلام]]
 
{{سنجش کیفی
 
{{سنجش کیفی
 
|سنجش=شده
 
|سنجش=شده

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۱۰


تقویم هجری قمری

روز واقعه:25 رجب
سال ۱۸۳ هجری قمری


امام موسی کاظم (علیه‌السلام) پس از تحمل سالها شکنجه و زندان، سرانجام به دستور هارون الرشید و به دست سندی بن شاهک مسموم و به شهادت رسید. به نقل بیشتر مورّخین، شهادت امام هفتم در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری بوده است.

تبعید و اسارت و شهادت

ایام امامت امام کاظم علیه‌السلام با خلافت چهار تن از خلفای عباسی (منصور، مهدی، هادی و هارون) مقارن بود. امام کاظم علیه‌السلام از سوی تمام خلفای مزبور در رنج و عذاب بود و چندین بار از سوی آنان دستگیر و زندانی گردید. تنها در دوران خلافت هارون الرشید به مدت چهار سال (از شوال سال ۱۷۹ تا زمان شهادتش در سال ۱۸۳ قمری) در حبس و شکنجه بود.[۱]

هارون الرشید (پنجمین خلیفه عباسی) که دشمنی و ناسازگاری غیرقابل انکاری با ذراری حضرت فاطمه سلام الله علیها و اولاد و احفاد امام علی علیه‌السلام داشت، در آزار و شکنجه سادات علوی و منتسبین به خاندان امامت و ولایت، کوتاهی نمی‌کرد.

وی که از مستبدترین حاکمان عباسی و جنایت‌کارترین آن‌ها بود، وجود شریف امام موسی‌کاظم علیه‌السلام و مقام و معنویت وی و احترام مردم نسبت به او را تحمل نمی‌کرد و از این بابت بسیار نارحت و عصبانی بود. سرانجام در رمضان سال ۱۷۹ قمری که برای مراسم عمره وارد مکه شد و سپس به مدینه رفته بود، در آن جا دستور داد امام کاظم علیه‌السلام را دستگیر کنند.

مأموران هارون، امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را در حالی که در کنار قبر جدش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به نماز و نیایش مشغول بود، دستگیر کرده و به نزد هارون بردند. هارون دستور داد، امام را در غل و زنجیر کرده و به سوی عراق حرکت دهند. وی برای سردرگمی مردم و پیشگیری از عکس‌العمل‌های احتمالی مردمی، دو محمل ترتیب داد و یکی را به سوی بغداد و دیگری را به سوی بصره روان داشت و امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را در محمل بصره قرار داد.

مأموران حکومتی، در هفتم ذی الحجه همان سال، امام موسی‌ علیه‌السلام را تسلیم عیسی بن جعفر بن منصور دوانقی، پسرعموی هارون الرشید و حاکم وی در بصره نمودند. عیسی بن جعفر، حضرت کاظم را در یکی از حجره‌های خانه خویش محبوس کرد و در آغاز به وی سخت‌گیری نمود، ولی بعدها که عبادت و نیایش‌های درازمدت آن حضرت را از نزدیک مشاهده کرد، از سخت‌گیری خویش نسبت به امام کاست و به هارون نامه نوشت که موسی‌ کاظم را از حبس خانه وی خارج کند؛ در غیر این صورت، وی خودش آن حضرت را آزاد می‌کند.

هارون، به ناچار امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را از حبس بصره خارج کرد و وی را به بغداد منتقل نمود و در خانه فضل بن ربیع، زندانی کرد. در آن مدتی که امام علیه‌السلام در نزد فضل بن ربیع زندانی بود، چند بار هارون از فضل درخواست کرد که آن حضرت را به شهادت رساند، ولی وی امتناع کرد و از این امر سر باز زد.

هارون الرشید، بار دیگر آن امام همام را از زندان فضل ربیع به زندان فضل بن یحیی برمکی منتقل کرد و از وی درخواست نمود که آن حضرت را به شهادت برساند. ولی فضل بن یحیی نیز امتناع نمود و در مقابل بر اعزاز و اکرام امام افزود. هارون که از رفتار فضل بن یحیی به خشم آمده بود، دستور داد وی را دستگیر کرده و یک صد تازیانه بر بدنش بزنند و از تمام مناصب و مقامات برکنارش کنند.

سرانجام هارون ملعون، امام موسی‌کاظم علیه‌السلام را به زندان "سندی بن شاهک" منتقل کرده و دستور داد در آن جا وی را شکنجه و آزار نمایند. سندی بن شاهک با قساوت قلب و سنگدلی تمام با امام رفتار می‌کرد و پس از چندی شکنجه و آزار طاقت‌فرسا، به آن حضرت خرمای مسموم خورانید و وی را غریبانه و مظلومانه به شهادت رسانید.

پس از شهادت امام کاظم علیه‌السلام، سندی بن شاهک در یک عمل فریب‌کارانه، فقها و بزرگان بغداد را حاضر ساخت و جسد مطهر امام علیه‌السلام را به آنان نشان داد و گفت: ببینید که وی بدون هیچ جراحت و زخمی و به اجل عادی از دنیا رفته است و کسی در رحلت وی، مقصر نبوده است. سپس جنازه مطهر امام علیه‌السلام را به مدت سه روز در جسر بغداد گذاشته و روی مبارکش را گشوده و مردم را ندا می‌کردند که این موسی بن جعفر (ع) است که از دنیا رفته و بیایید وی را مشاهده کنید. مردم دسته‌دسته می‌آمدند و آن حضرت را نگاه می‌کردند.

حرم امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام در کاظمین

پس از آن، با همت والای سلیمان بن منصور -عموی هارون الرشید- که از اشراف و صاحب نفوذان عباسی بود، تشییع جنازه باشکوهی از جنازه امام موسی‌کاظم علیه‌السلام به عمل آمد و در مقابر قریش در بغداد به خاک سپرده شد.[۲]

قبر شریف امام موسی‌کاظم علیه‌السلام هم‌اکنون در کاظمین که عراقی‌ها آن را کاظمیه می‌گویند، قرار دارد و قبر نوه‌اش امام محمدتقی علیه‌السلام نیز در جوار وی می‌باشد و آنجا زیارتگاه شیعیان و شیفتگان مکتب اهل بیت علیهم‌السلام است.

تاریخ شهادت امام کاظم

آرامگاه امامین موسی بن جعفر و محمد بن علی علیهماالسلام

تاریخ شهادت امام موسی کاظم علیه السلام را جمعه هفتم صفر، یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال ۱۸۳ قمری در ۵۵ سالگی گفته اند. گروهی هم روز پنجم رجب سال ۱۸۳ و گروه اندکی هم سال ۱۸۶ هجری دانسته‌اند. شیخ مفید روز جمعه ۲۴ رجب را روز شهادت ایشان می‌داند، ولی تاریخ معروف و مشهور، همان ۲۵ رجب سال ۱۸۳ قمری است.[۳]

پانویس

  1. اصحاب الامام الصادق علیه‌السلام، عبدالحسین شبستری، ج ۳، ص ۳۱۷؛ الارشاد، ص ۵۷۹؛ المستجاد، ص ۱۸۹؛ وقایع الایام، شیخ عباس قمی، ص ۳۲۲.
  2. نک: الارشاد، ص ۵۷۹؛ المستجاد، ص ۱۸۹؛ منتهی الآمال، ج ۲، ص ۲۱۲؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج ۳۱، ص ۲۹؛ وقایع الایام، ص ۳۲۲؛ عیون اخبارالرضا علیه‌السلام، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۹۲.
  3. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱-۹.

منابع


مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه