آیه 50 سوره ابراهیم: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(معانی کلمات آیه)
(جایگزینی تفاسیر)
 
سطر ۱: سطر ۱:
{{قرآن در قاب|سَرَابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرَانٍ وَتَغْشَىٰ وُجُوهَهُمُ النَّارُ|سوره=14|آیه =50}}
+
{{قرآن در قاب|وَقَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَعِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَإِنْ كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ|سوره=14|آیه =46}}
 
{{مشخصات آیه
 
{{مشخصات آیه
|شماره آیه = 50  
+
|شماره آیه = 46  
|شماره بعدی = 51
+
|شماره بعدی = 47
|شماره قبلی = 49
+
|شماره قبلی = 45
 
|سوره= ابراهیم
 
|سوره= ابراهیم
 
|شماره سوره= 14
 
|شماره سوره= 14
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
<tabber>
 
<tabber>
 
الهی قمشه‌ای=
 
الهی قمشه‌ای=
بینی که) پیراهنهای از مس گداخته آتشین بر تن دارند و در شعله آتش چهره آنها پنهان است.
+
و آن ستمکاران بزرگترین مکر و مهمترین سیاست خویش را به کار بردند ولی مکر آنها پیش (قدرت و تقدیر) خدا (هیچ) است هر چند مکر (و سیاست) آنها به پایه‌ای باشد که کوهها بدان از جای کنده شوند.
 
|-|
 
|-|
 
انصاریان=
 
انصاریان=
پیراهن هایشان از قطران [ماده ای متعفّن، قابل اشتعال و بدبو] است، و آتش چهره هایشان را می پوشاند.
+
و آنان [نهایت] نیرنگشان را [بر ضدِّ خدا و پیامبران] به کار گرفتند، و [کیفر عقوبت دنیایی و آخرتی] نیرنگشان نزد خداست و هر چند که از نیرنگشان کوه ها از جا کنده شود.
 
|-|
 
|-|
 
فولادوند=
 
فولادوند=
تن‌پوشهايشان از «قطران» است و چهره‌هايشان را آتش مى‌پوشاند.
+
و به يقين آنان نيرنگ خود را به كار بردند، و [جزاى‌] مكرشان با خداست، هر چند از مكرشان كوهها از جاى كنده مى‌شد.
 
|-|
 
|-|
 
آیتی=
 
آیتی=
جامه‌هاشان از قطران است و آتش صورتهاشان را فروپوشيده است.
+
آنان نيرنگهاى خود نمودند و خدا از نيرنگهايشان آگاه بود. هر چند كه از نيرنگهايشان كوه از پاى درمى‌آمد.
 
|-|
 
|-|
 
مکارم شیرازی=
 
مکارم شیرازی=
لباسهایشان از قطران [= ماده چسبنده بد بوی قابل اشتعال‌] است؛ و صورتهایشان را آتش می‌پوشاند...
+
آنها نهایت مکر (و نیرنگ) خود را به کار زدند؛ و همه مکرها (و توطئه‌هایشان) نزد خدا آشکار است، هر چند مکرشان چنان باشد که کوه‌ها را از جا برکند!
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==ترجمه های انگلیسی(English translations)==
 
==ترجمه های انگلیسی(English translations)==
 
<tabber>
 
<tabber>
 
Qarai=
 
Qarai=
{{چپ به راست|their garments made of pitch, and the Fire covering their faces,}}
+
{{چپ به راست|They certainly devised their plots, but their plots are known to Allah, and their plots are not such as to dislodge the mountains.}}
 
|-|
 
|-|
 
Shakir=
 
Shakir=
{{چپ به راست|Their shirts made of pitch and the fire covering their faces}}
+
{{چپ به راست|And they have indeed planned their plan, but their plan is with Allah, though their plan was such that the mountains should pass away thereby.}}
 
|-|
 
|-|
 
Pickthall=
 
Pickthall=
{{چپ به راست|Their raiment of pitch, and the Fire covering their faces,}}
+
{{چپ به راست|Verily they have plotted their plot, and their plot is with Allah, though their plot were one whereby the mountains should be moved.}}
 
|-|
 
|-|
 
yusufali=
 
yusufali=
{{چپ به راست|Their garments of liquid pitch, and their faces covered with Fire;}}
+
{{چپ به راست|Mighty indeed were the plots which they made, but their plots were (well) within the sight of Allah, even though they were such as to shake the hills!}}
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==معانی کلمات آیه==
 
==معانی کلمات آیه==
سرابيل: سربال (به كسر- س): پيراهن. جمع آن ، سرابيل است .
+
«عِندَ اللهِ مَکْرُهُمْ»: خدا از نیرنگشان آگاه است و می‌تواند آن را خنثی و بی‌اثر سازد. «إِنْ»: می‌تواند حرف نفی یا حرف شرط باشد. «اِن کَانَ»: نبوده است. اگر بوده باشد. اگر (إِنْ) حرف شرط باشد معنی آیه چنین می‌شود: آنان به نیرنگ نشستند و توطئه چیدند و خدا از نیرنگشان باخبر بود و آن را باطل و خنثی کرد، هرچند که نیرنگشان آن اندازه بزرگ و سترگ بود که می‌توانست کوهها را از جای برکند.
  
قطران: مجموعا سه بار در [[قرآن|قرآن مجيد]] به صورت جمع آمده است .
+
== تفسیر آیه ==
در خواندن آن ، سه وجه است : فتح قاف و كسر طاء، فتح قاف و سكون طاء، كسر قاف و سكون طاء.
+
<tafsir sura="14" ayeh="46" />
بعضى آن را «قطر آن» خوانده ‏اند: يعنى مس مذاب كه به نهايت حرارت رسيده است .
 
[[شیخ طبرسی|طبرسى]] فرموده قطران چيزى است سياه، بدبو، چسبنده كه آن را بر شتر مى‏ مالند.
 
[[جارالله زمخشری|زمخشرى]] نيز نزديك به آن گفته است.<ref>تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی</ref>
 
  
==تفسیر آیه==
 
<tabber>
 
تفسیر نور=
 
 
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
 
 
{{ نمایش فشرده تفسیر|
 
وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ «49»
 
 
و در آن روز مجرمان را مى‌بينى كه در غل و زنجير بهم بسته شده‌اند.
 
 
سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى‌ وُجُوهَهُمُ النَّارُ «50»
 
 
جامه‌هاى آنان از قطران (مادّه‌ى چسبنده‌ى بدبوى قابل اشتعال همچون قير) است و صورت‌هايشان را آتش مى‌پوشاند.
 
 
جلد 4 - صفحه 431
 
 
===نکته ها===
 
 
كسى‌كه در حال رنج و عذاب است، اگر فرياد ديگران را نيز بشنود، بيشتر زجر مى‌بيند، چنان‌كه شادى كردن لذّت دارد و بودنِ در كنار جمعى كه شادمانند لذّتِ بيشترى دارد. به همين خاطر، قرآن مى‌فرمايد: ما افراد همفكر و هم‌خط را در يك جا جمع مى‌كنيم، مجرمان را در دوزخ و نيكان را در بهشت. وَ الَّذِينَ آمَنُوا ... أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ‌ «1» و درباره‌ى اهل دوزخ مى‌خوانيم: «احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ» «2» ستمگران و همسرانشان كه مانند آنان بودند، با هم به دوزخ مى‌روند. در جاى ديگر مى‌خوانيم: «فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ» «3» در آن روز عابد همراه با معبود خيالى خود با هم به دوزخ افكنده مى‌شوند و شايد آيه‌ى‌ «وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ» «4» نيز همين قرين بودن را بيان كند. (واللَّه العالم)
 
 
«اصفاد» جمع «صفود» به «كُنده» گفته مى‌شود و آن تكّه‌ى چوب بزرگى است كه به پاى زندانيان مى‌بندند.
 
 
«قَطِرانٍ» مادّه‌اى است كه از برخى درختان مى‌گيرند و پس از جوشاندن و سفت كردن آن به بدن شتر مى‌مالند تا در اثر سوزش زياد، امراض پوستى شتر بهبود يابد. اين مادّه، بدبو و اشتعال‌زاست. «5»
 
 
يكى از عذاب‌هاى قيامت، بسته شدن مجرمان با غل و زنجير است و اين معنا در چندين آيه ذكر شده است. از جمله: وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ‌ ... فِي الْأَصْفادِ و «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ» «6» و «إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ» «7»
 
 
مجرمان با مجرمان، و يا با شياطين، با هم به زنجير كشيده مى‌شوند. و يا دست‌هايشان با غل بسته مى‌شود و يا دست و پاهايشان و يا دست و پا و گردنشان با هم در قيدوبند قرار مى‌گيرد. «مُقَرَّنِينَ»
 
----
 
«1». طور، 21.
 
 
«2». صافات، 23.
 
 
«3». شعراء، 94.
 
 
«4». تكوير، 7.
 
 
«5». تفسير نمونه.
 
 
«6». حاقّه، 30.
 
 
«7». غافر، 71.
 
 
جلد 4 - صفحه 432
 
 
===پیام ها===
 
 
1- قرآن، قيامت را طورى ترسيم مى‌كند كه گويى الآن ما آن را مى‌بينيم. «تَرَى»
 
 
2- تحقير و عذاب مجرمان، در ملأ عام است. «وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ»
 
 
3- اگر با ديد تجسّم اعمال بنگريم، شايد به اين نتيجه برسيم كه لباس‌هايى كه پوشيدن آن‌ها با دلربايى و تفاخر و اسراف و شهوت‌انگيزى همراه باشد، به لباس‌هاى سياه و بدبو و آتش‌زاى قيامت تبديل مى‌شود. «سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ»
 
}}
 
 
|-|
 
اثنی عشری=
 
 
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
 
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
 
سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى‌ وُجُوهَهُمُ النَّارُ (50)
 
 
سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ‌: پيراهنهائى از قطران است و آن روغنى باشد.
 
 
گويند: صمغ ابهل است كه مى‌پزند و بر شتر جرب‌دار مى‌مالند تا حدت آن جرب را بسوزاند، روز قيامت به بدن كافران مالند تا به سبب حدت و شدت و چسبندگى آن و نتن رائحه و سرعت اشتعال آتش به آن معذب شوند، و تفاوت ميان قطران دنيا و قطران آخرت مانند تفاوت آتش دنيا و آتش آخرت است. وَ تَغْشى‌ وُجُوهَهُمُ النَّارُ: و فرو گيرد و بپوشد رويهاى ايشان را آتش، يعنى‌
 
 
«1»- تكوير آيه 7.
 
 
جلد 7 - صفحه 76
 
 
آتش در آن پيچد و رويهاى ايشان را كه محل مشاعر و حواس ايشان است و آن را در تدابير امور آخرت كار نفرموده باشند، بسوزاند.
 
 
در حق اليقين- حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمايد: براى اهل معصيت بقعه‌ها در ميان آتش زده، پاهاى ايشان را زنجير، و دستهاى آنها را غل كرده به گردن، و بر بدنها پيراهن از مس گداخته پوشانده، و جبه‌هاى آتشين بر آنها بسته، در ميان عذاب گرفتارند، گرمى‌اش به نهايت رسيده، درهاى جهنم بسته، هرگز نگشايند، و هرگز نسيمى بر آنها داخل نشود، و هرگز غمى از آنها برطرف نگردد، و عذاب پيوسته شديد، و عقابشان هميشه تازه است، نه خانه آنها فانى، و نه عمرشان به سر آيد، به مالك استغاثه كنند كه از خدا طلب كن ما را بميراند، جواب دهد: هميشه در اين عذاب خواهيد بود. «1»
 
 
 
}}
 
|-|
 
روان جاوید=
 
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ (46) فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ (47) يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ (48) وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ (49) سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى‌ وُجُوهَهُمُ النَّارُ (50)
 
 
لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ (51) هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ (52)
 
 
ترجمه‌
 
 
و بتحقيق بنهايت رساندند مكرشانرا و نزد خدا مضبوط است مكرشان و نبوده است مكرشان كه زائل شود از آن كوهها
 
 
پس مپندار البته خدا را خلف وعده خود كننده مر پيغمبرانش را همانا خدا غالب صاحب انتقام است‌
 
 
روز كه مبدل شود زمين بغير اين زمين و آسمانها، و ظاهر شوند از براى خداى يكتاى پر قهر
 
  
و بينى گناهكاران را آنروز مقرون شدگان در غلها
 
  
پيراهنهاشان از جنس قطران است و بپوشد رويهاشان را آتش‌
 
 
تا جزا دهد خدا هر كس را آنچه كسب كرده همانا خدا زود حساب است‌
 
 
اين كفايت است مر مردمانرا و تا بيم داده شوند بآن و تا بدانند كه جز اين نيست كه او است خداى يكتا و تا پند گيرند خردمندان..
 
 
تفسير
 
 
خداوند براى تسكين قلب و اطمينان خاطر پيغمبر اكرم و اهل ايمان از مكر و حيله كفّار قريش و غيرهم ميفرمايد كه آنها هر مكر و حيله و تدبيرى ميتوانستند كردند و بجائى نرسيد و نزد خدا اعمالشان محفوظ و مكتوب است براى پاداش و جزا دادن بآنها و نبود مكرشان وافى براى آنكه بركنده و زائل شود بآن از جاى خود اعلام نبوت و آثار امامت و ادلّه و براهين قائمه بر اديان حقّه و شرائع الهيّه‌اى كه مانند كوههايند در عظمت و استحكام بلكه بمراتب برتر و بالاترند از آنها و بنابراين كلمه ان در وان كان نافيه است و لتزول بكسر لام اوّل و نصب لام آخر بايد قرائت شود كه مشهور است و بعضى بفتح لام اول و رفع لام آخر قرائت نموده‌اند و بنابراين كلمه ان مخفّفه از مثقله است و معنى آنست كه و همانا بوده است مكر آنها كه زائل ميشود از آن كوهها ولى با وصف اين زائل نميشود از آن اعلام نبوّت و ادلّه ولايت و آثار شريعت چون خداوند از وعده و وعيد خود به پيغمبرانش راجع بنصرت ايشان بر اعداء و مجازات ستمكاران تخلّف نخواهد فرمود و او عزيز و ارجمند و غالب و قادر و قاهر و منتقم است از دشمنانش براى دوستانش و ايشانرا بعزّت و سعادت دنيا و آخرت خواهد رسانيد و انتقام مظلوم را از ظالم بنحو اكمل خواهد كشيد در روز كه‌
 
 
جلد 3 صفحه 241
 
 
اين زمين مبدل شود بزمين ديگر و آسمانها نيز مبدل شوند بآسمانهاى ديگر بنظر حقير بزمين و آسمانى مناسب با آن عالم و اعمال اهل آن و از ابن عباس نقل شده كه تغيير زمين بآنستكه كوههايش حركت كنند و بگردش در آيند و درياهايش بهم راه پيدا كنند و يكى شوند و روى زمين چنان مساوى شود كه كجى و راستى و پستى و بلندى نداشته باشد و از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود زمين قيامت از آتش است مگر جاى مؤمن كه صدقه او بر سرش سايه افكند و از امام سجاد عليه السّلام مروى است كه زمين تغيير ميكند و زمين ديگرى ميشود كه در روى آن گناهى نشده و تمامش ظاهر شود و در آن كوهى و گياهى نباشد مانند وقتى كه خدا آنرا در روز اول خلق فرمود و از امام باقر عليه السّلام مروى است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كسانيكه در دنيا براى خدا با يكديگر دوستى كنند روز قيامت بر روى زمينى از زبر جد سبز باشند در سايه عرش خدا و روايات ديگرى هم از طرق عامّه و خاصه نقل شده كه حاجتى بذكر آنها نيست اجمالا تبديل معلوم و كيفيّت آن مجهول است و تمام مردم سر از قبرها بيرون آورند و در پيشگاه الهى براى حساب و ثواب و عقاب حاضر و ناظر گردند و گناهكاران بحسب عقائد و اعمال و اخلاق با يكديگر مقيّد و مغلول شوند در حاليكه پيراهنهاشان از جنس قطران است كه گفته‌اند عصاره بار درخت عرعر يا صمغ ابهل است كه آنرا ببدن شتر جرب دار ميماليدند كه بسوزند گيش پوست شتر را ميسوزاند و جرب را بر طرف ميكرد و رنگش سياه و بقدرى بدبو بود كه همه از آن متنفّر و فرارى ميشدند و مؤثر بود در گرفتن آتش ببدن كسيكه از آن بر او ماليده شده بود مقصود آنست كه بجاى پيراهن چنين چيزى بر بدنهاشان ماليده شود كه موجب مزيد تأثير آتش و تنفّر نفوس و خوارى آنها در انظار اهل محشر گردد و بعضى قطران را مركّب از دو كلمه قطر و آنى دانسته‌اند و بتنوين هر دو قرائت نموده‌اند و بنابراين مراد آنست كه پيراهنهاى آنها از مس گداخته بنهايت درجه است چون قطر بمعناى مس گداخته و آنى بمعناى متناهى در حرارت است و ميپوشاند و فراميگيرد عزيزترين اعضاء ظاهره بدن آنها را كه رويهاشان است آتش چون بآن متوجّه بحق نشدند و براى خدا بخاك ننهادند و حواس ظاهره خودشان را كه در آن جاى داشت در آنچه خدا خلق فرموده بود آنها را براى آن صرف ننمودند چنانچه در جاى ديگر
 
 
جلد 3 صفحه 242
 
 
فرموده آتش بالا مى‌آيد بر قلبهاشان چون اشرف اعضاء باطنه است و بايد مملوّ از معرفت باشد بر عكس پر از جهالت و عناد شده قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه خدا فرموده پيراهنهاى آنها از مس گداخته است كه حرارت آن بمنتهى رسيده پس فرا گرفته است رويهاشان را آتش و از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه جبرئيل گفت اگر پيراهنى از پيراهنهاى اهل آتش معلّق شود ميان آسمان و زمين هر آينه اهل زمين بميرند از بد بوئى و سوزندگى آن و اينها همه براى آنستكه خدا هر كس را بمجازات عمل خود برساند و انتقام مظلوم را از ظالم بكشد و كسانيكه معصيت خدا را مينمايند علاوه بر آنكه ظلم بر خودشان نمودند موجب تجرّى خلق شدند پس ظلم بر خلق هم نموده‌اند و كسب كردند آتش جهنم را براى خودشان در تجارتخانه دنيا و خداوند بزودى در كمتر از چشم بهم زدن بحساب تمام خلق رسيدگى ميفرمايد چون مشغول نميكند او را حساب احدى از حساب ديگرى چنانچه تحقيق آن در سوره بقره گذشت و آنچه ذكر شد بيان كافى است براى مردم در موعظه و نصيحت و براى آنكه ترسانده شوند بآن و براى آنكه بدانند بتدبّر و تفكّر و تأمّل كه او است خداوند يكتاى بى‌همتا و براى آنكه متنبّه و متّعظ و متذكّر شوند صاحبان عقول سليمه و افهام مستقيمه. در ثواب الاعمال و عيّاشى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه هر كس سوره ابراهيم و حجر را در دو ركعت نماز در هر روز جمعه قرائت نمايد هرگز او را فقر و ديوانگى و گرفتارى نرسد انشاء اللّه تعالى.
 
 
جلد 3 صفحه 243
 
}}
 
|-|
 
اطیب البیان=
 
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
سَرابِيلُهُم‌ مِن‌ قَطِران‌ٍ وَ تَغشي‌ وُجُوهَهُم‌ُ النّارُ (50)
 
 
سرابيل‌ لباسي‌ ‌است‌ و بعضي‌ گفتند قميص‌ ‌يعني‌ پيراهن‌ و ‌هر‌ دو قريب‌ المعني‌ ‌است‌ سَرابِيلُهُم‌ مِن‌ قَطِران‌ٍ لباس‌ ‌آنها‌ ‌از‌ قطران‌ ‌است‌ و ‌از‌ ‌براي‌ قطران‌ چند معني‌ كرده‌اند و اقرب‌ ‌در‌ نظر مس‌ سرخ‌ كرده‌ بآتش‌ ‌است‌.
 
 
وَ تَغشي‌ وُجُوهَهُم‌ُ النّارُ غشوه‌ پوشيده‌ ‌شده‌ روي‌ چيز ‌است‌ ‌که‌ آتش‌ صورت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ فرو ميگيرد بحدي‌ ‌که‌ صورت‌ پوشيده‌ ميشود و ديده‌ نميشود.
 
}}
 
|-|
 
برگزیده تفسیر نمونه=
 
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
]
 
 
(آیه 50)- سپس به بیان لباس آنها می‌پردازد که خود عذاب بزرگی است برای آنان، و می‌گوید: «لباسهایشان از قطران [ماده چسبنده بد بوی قابل اشتعال] است و صورت آنها را (شعله‌های) آتش می‌پوشاند» (سَرابِیلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشی وُجُوهَهُمُ النَّارُ).
 
 
به این ترتیب به جای لباس، بدنهای آنها را از نوعی ماده سیاه رنگ بدبوی قابل اشتعال می‌پوشانند، لباسی که هم زشت و بدمنظر است و هم بدبو، و هم خود قابل سوختن و شعله‌ور شدن و با داشتن این عیوب چهارگانه بدترین لباس محسوب می‌شود چرا که لباس را برای آن می‌پوشند که زینت باشد و هم انسان را از گرما و سرما حفظ کند، این لباس به عکس همه لباسها هم زشت است و هم سوزاننده و آتش زننده.
 
}}
 
|-|
 
 
سایر تفاسیر=
 
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
 
 
==تفسیر های فارسی==
 
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=14 |آیه=50}}===
 
==={{تفسیر خسروی|سوره=14 |آیه=50}}===
 
==={{تفسیر عاملی|سوره=14 |آیه=50}}===
 
==={{تفسیر جامع|سوره=14 |آیه=50}}===
 
 
==تفسیر های عربی==
 
==={{تفسیر المیزان|سوره=14 |آیه=50}}===
 
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=14 |آیه=50}}===
 
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=14 |آیه=50}}===
 
==={{تفسیر الصافی|سوره=14 |آیه=50}}===
 
==={{تفسیر الکاشف|سوره=14 |آیه=50}}===
 
</tabber>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<div style="font-size:smaller"><references /></div>
+
<div style="font-size:smaller"><references/></div>
  
 
==منابع==
 
==منابع==
 
+
* [[تفسیر نور]]، [[محسن قرائتی]]، [[تهران]]:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
*[[تفسیر نور]]، [[محسن قرائتی]]، [[تهران]]:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
+
* [[اطیب البیان فی تفسیر القرآن‌]]، [[سید عبدالحسین طیب]]، تهران:انتشارات اسلام‌، 1378 ش‌، چاپ دوم‌
*[[اطیب البیان فی تفسیر القرآن‌]]، [[سید عبدالحسین طیب]]، تهران:انتشارات اسلام‌، 1378 ش‌، چاپ دوم‌
+
* [[تفسیر اثنی عشری]]، [[حسین حسینی شاه عبدالعظیمی]]، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
*[[تفسیر اثنی عشری]]، [[حسین حسینی شاه عبدالعظیمی]]، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
+
* [[تفسیر روان جاوید]]، [[محمد ثقفی تهرانی]]، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
*[[تفسیر روان جاوید]]، [[محمد ثقفی تهرانی]]، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
+
* [[برگزیده تفسیر نمونه]]، [[ناصر مکارم شیرازی]] و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
*[[برگزیده تفسیر نمونه]]، [[ناصر مکارم شیرازی]] و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
+
* [[تفسیر راهنما]]، [[علی اکبر هاشمی رفسنجانی]]، [[قم]]:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش‌، چاپ پنجم‌
*[[تفسیر راهنما]]، [[علی اکبر هاشمی رفسنجانی]]، [[قم]]:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش‌، چاپ پنجم‌
 
  
 
[[رده:آیات سوره ابراهیم]]
 
[[رده:آیات سوره ابراهیم]]
 
[[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]]
 
[[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۴

مشاهده آیه در سوره

وَقَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَعِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَإِنْ كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ

مشاهده آیه در سوره


<<45 آیه 46 سوره ابراهیم 47>>
سوره : سوره ابراهیم (14)
جزء : 13
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و آن ستمکاران بزرگترین مکر و مهمترین سیاست خویش را به کار بردند ولی مکر آنها پیش (قدرت و تقدیر) خدا (هیچ) است هر چند مکر (و سیاست) آنها به پایه‌ای باشد که کوهها بدان از جای کنده شوند.

و آنان [نهایت] نیرنگشان را [بر ضدِّ خدا و پیامبران] به کار گرفتند، و [کیفر عقوبت دنیایی و آخرتی] نیرنگشان نزد خداست و هر چند که از نیرنگشان کوه ها از جا کنده شود.

و به يقين آنان نيرنگ خود را به كار بردند، و [جزاى‌] مكرشان با خداست، هر چند از مكرشان كوهها از جاى كنده مى‌شد.

آنان نيرنگهاى خود نمودند و خدا از نيرنگهايشان آگاه بود. هر چند كه از نيرنگهايشان كوه از پاى درمى‌آمد.

آنها نهایت مکر (و نیرنگ) خود را به کار زدند؛ و همه مکرها (و توطئه‌هایشان) نزد خدا آشکار است، هر چند مکرشان چنان باشد که کوه‌ها را از جا برکند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

They certainly devised their plots, but their plots are known to Allah, and their plots are not such as to dislodge the mountains.

And they have indeed planned their plan, but their plan is with Allah, though their plan was such that the mountains should pass away thereby.

Verily they have plotted their plot, and their plot is with Allah, though their plot were one whereby the mountains should be moved.

Mighty indeed were the plots which they made, but their plots were (well) within the sight of Allah, even though they were such as to shake the hills!

معانی کلمات آیه

«عِندَ اللهِ مَکْرُهُمْ»: خدا از نیرنگشان آگاه است و می‌تواند آن را خنثی و بی‌اثر سازد. «إِنْ»: می‌تواند حرف نفی یا حرف شرط باشد. «اِن کَانَ»: نبوده است. اگر بوده باشد. اگر (إِنْ) حرف شرط باشد معنی آیه چنین می‌شود: آنان به نیرنگ نشستند و توطئه چیدند و خدا از نیرنگشان باخبر بود و آن را باطل و خنثی کرد، هرچند که نیرنگشان آن اندازه بزرگ و سترگ بود که می‌توانست کوهها را از جای برکند.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ «46»

به يقين آنان تمام مكر خود را به كار گرفتند، ولى مكر و حيله‌ى آن‌ها نزد خداست گرچه كوه‌ها از مكرشان از جا كنده شود.

نکته ها

خداوند، هم به نيرنگ آنها آگاه است و بر آن احاطه‌ى كامل دارد و هم كيفر آن همه توطئه را خواهد داد و هم مى‌تواند مكر آنها را دفع و خنثى كند و يا به خودشان برگرداند.

پیام ها

1- ستمگران هرچند صاحب قدرت و قوت باشند، اما سرانجام مخذول خداوند خواهند شد. «عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه