داعی کبیر: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | '''حسن بن زید'''، معروف به "داعی کبیر"، رهبر شورش کنندگان علیه [[حکومت بنی عباس|بنی عباس]] در منطقه طبرستان بود. او با بهره گیری از نارضایتی مردم طبرستان گیل و دیلم توانست آنان را بر ضد عباسیان متحد کند و امیر طاهری را بیرون و دولت [[علویان طبرستان]] را در سال ۲۵۰ هـ.ق تأسیس کند و به «[[داعی کبیر]]» شهرت یابد. او از نوادگان [[امام حسن]] علیه السلام و [[فقیه|فقیهی]] دیندار و عالمی بزرگ در زمان خود بود.<ref>بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار کابت؛ تاریخ طبرستان، تصحیح: عباس اقبال | + | '''حسن بن زید'''، معروف به "داعی کبیر" (م ۲۷۰ ق)، رهبر شورش کنندگان علیه [[حکومت بنی عباس|بنی عباس]] در منطقه طبرستان بود. او با بهره گیری از نارضایتی مردم طبرستان گیل و دیلم توانست آنان را بر ضد عباسیان متحد کند و امیر طاهری را بیرون و دولت [[علویان طبرستان]] را در سال ۲۵۰ هـ.ق تأسیس کند و به «[[داعی کبیر]]» شهرت یابد. او از نوادگان [[امام حسن]] علیه السلام و [[فقیه|فقیهی]] دیندار و عالمی بزرگ در زمان خود بود.<ref>بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار کابت؛ تاریخ طبرستان، تصحیح: عباس اقبال.</ref> |
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل | + | حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن [[زید بن الحسن|زید بن حسن بن علی بن ابیطالب]]، از نوادگان [[امام حسن]] علیه السلام بود. از دوران اولیه زندگانی او اطلاعات زیادی بدست نیامد و اکثر محققین و مورخین فقط به بررسی «قیام حسن بن زید» پرداخته اند. |
| − | تنها این اندازه مشخص است که او در شهر [[مدینه]] به دنیا آمد و گویا در همین شهر رشد یافت و به «بلوغ سیاسی و معرفت دینی» رسید.<ref>مرعشی، ظهیرالدین؛ تاریخ طبرستان، رویان و مازندران به کوشش: محمدحسین تسیمی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی شرق، ۱۳۴۵، ص ۱۳۰.</ref> و از آنجا که در سدههای | + | تنها این اندازه مشخص است که او در شهر [[مدینه]] به دنیا آمد و گویا در همین شهر رشد یافت و به «بلوغ سیاسی و معرفت دینی» رسید.<ref>مرعشی، ظهیرالدین؛ تاریخ طبرستان، رویان و مازندران به کوشش: محمدحسین تسیمی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی شرق، ۱۳۴۵، ص ۱۳۰.</ref> و از آنجا که در سدههای دوم و سوم هجری، [[حکومت بنی عباس|عباسیان]] به ویژه [[متوکل (خلیفه عباسی)|متوکل]]، بسیاری از [[علویان]] [[حجاز]] و [[عراق]] را ناچار به ترک مدینه و کوچیدن نمودند، او نیز به شهر ری کوچ نمود و در آنجا اقامت گزید.<ref>ابراهیم بن هلال صابی، المنتزع فی اخبار الدولة الدیلمیة، ج۱، ص۱۸.</ref> |
==قیام و حکومت داعی کبیر== | ==قیام و حکومت داعی کبیر== | ||
| − | در زمان "[[مستعین]]" خلیفه عباسی به دنبال سرکوب یحیی بن عمر در [[کوفه]]، [[سادات]] علوی و [[بنی هاشم]] از [[حجاز]] و [[سوریه]] و [[عراق]] گروه گروه به طبرستان گریختند. مستعین بعد از پیروزی محمد بن عبدالله طاهر بر یحیی بن | + | در زمان "[[مستعین]]" خلیفه عباسی به دنبال سرکوب یحیی بن عمر در [[کوفه]]، [[سادات]] علوی و [[بنی هاشم]] از [[حجاز]] و [[سوریه]] و [[عراق]]، گروه گروه به طبرستان گریختند. مستعین بعد از پیروزی محمد بن عبدالله طاهر بر یحیی بن عمر، بخشهایی از زمینهای خود را در طبرستان به او داد. محمد بن اوس از طرف [[طاهریان]]، حکومت بر منطقه دیلم را بدست گرفت، امیر طاهری روستائیان آن منطقه را زیر فشار گذاشت و [[خراج]] و مالیات را سه برابر کرد<ref>ابن اثیر؛ تاریخ کامل ایران و اسلام، ترجمه: حمید آژیر، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ اول، ۱۳۸۲، ج۱۰، ص۴۱۹۳.</ref> و این موضوع موجبات شورش یکپارچه مردم را فراهم ساخت. |
| − | پس از آن که مردم طبرستان از بیداد جابر بن هارون خادم محمد بن عبداﷲ بن طاهر و سلیمان بن عبداﷲ بن طاهر و پیشکار وی محمد بن اوس بلخی بجان آمدند، دست توسل بدامن دعاة علوی که به دشمنی و خلاف با [[حکومت بنی عباس|بنی عباس]] و عمال ایشان برخاسته بودند، دراز کردند و به همین عزم یکی از [[سادات]] مقیم رویان را که از اولاد زید بن | + | پس از آن که مردم طبرستان از بیداد جابر بن هارون خادم محمد بن عبداﷲ بن طاهر و سلیمان بن عبداﷲ بن طاهر و پیشکار وی محمد بن اوس بلخی بجان آمدند، دست توسل بدامن دعاة علوی که به دشمنی و خلاف با [[حکومت بنی عباس|بنی عباس]] و عمال ایشان برخاسته بودند، دراز کردند و به همین عزم یکی از [[سادات]] مقیم رویان را که از اولاد [[زید بن الحسن|زید بن امام حسن]] علیه السلام بود به قبول [[بیعت]] خواندند، اما علوی مذکور که محمد بن ابراهیم بن علی بن عبدالرحمن بن القاسم بن الحسن بن زید بن حسن بن [[امام علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علی]] علیه السلام نام داشت، چون خود را برای این امر خطیر شایسته نمی دانست، تکلیف ایشان را نپذیرفت و شوهر خواهر خویش را که حسن بن زید بود و در ری اقامت داشت لایق این مهم معرفی کرد و اهل رویان را به دعوت او هدایت نمود. |
| − | شورشیان به ریاست عبداﷲ بن وندا امیدنامه ای به حسن بن زید که او نیز از | + | شورشیان به ریاست عبداﷲ بن وندا امیدنامه ای به حسن بن زید که او نیز از نوادگان [[امام حسن]] علیه السلام بود به ری فرستادند و او را به رویان دعوت کردند. حسن بن زید در ۲۵ ماه [[رمضان]] سال ۲۵۰ بقصبه کلار از آبادی های سرحدی بین گیلان و طبرستان (در جلگه کلاردشت کنونی) آمد و مردم با او بیعت کردند و حسن لقب «داعی الخلق الی الحق» یا «داعی کبیر» یافت و مؤسس سلسله [[علویان طبرستان]] شد. |
| − | بدین | + | بدین سان، نطفه قیام را توده مردم برای مبارزه با [[ظلم]] و ستم و به منظور ایجاد [[عدالت]] اسلامی و احیاء [[سنت]] [[پیامبر اسلام|پیامبر]] تشکیل دادند و یکی از علل موفقیت نهضت، توجه به افکار عمومی و جلب حمایت عامه بود. |
| − | حسن بن زید پس از استیلا بر رویان و چالوس و ری، جمعی از دعاة علوی را به عنوان دعوت به اطراف دیلم و طبرستان فرستاد و مردم گروه گروه به او | + | حسن بن زید پس از استیلا بر رویان و چالوس و ری، جمعی از دعاة علوی را به عنوان دعوت به اطراف دیلم و طبرستان فرستاد و مردم گروه گروه به او پیوستند؛ از جمله عده ای از بزرگان دیلم بخدمت او درآمدند و کار حسن سخت بالا گرفت. محمد بن اوس، یکی از سران سپاهی خود را به دفع حسن فرستاد و لیکن داعی کبیر به سهولت او را منهزم نمود و در ۲۳ [[شوال]] ۲۵۰ به آمل وارد شد و از آنجا حکامی بر کلار و رویان و چالوس تعیین نمود. |
| − | مدعی بزرگ حسن بن زید در مازندران امیری بود از خاندان اسپهبدان آل قارن بنام قارن بن شهریار، اما در جنگی که بین داعی از یک طرف و قارن بن شهریار و سلیمان بن عبداﷲ بن طاهر | + | مدعی بزرگ حسن بن زید در مازندران امیری بود از خاندان اسپهبدان آل قارن بنام قارن بن شهریار، اما در جنگی که بین داعی از یک طرف و قارن بن شهریار و سلیمان بن عبداﷲ بن طاهر درگرفت، فتح نصیب داعی شد و داعی لشکر دیگری را که محمد بن طاهر به یاری عموی خود سلیمان فرستاده بود نیز بشکست و قارن به پناه داعی آمد. حسن در فاصله [[رمضان]] ۲۵۰ تا [[ذی الحجه]] ۲۵۳ ق. تمام طبرستان و قسمت مهم دیلم و ری را به تصرف آورد و عمال [[بنی عباس]] را از همه جا راند و [[علویان]] بر اثر پیچیدن صیت شوکت حسن بن زید از اطراف -حتی از [[حجاز]] و [[شام]] و [[عراق]]- به طبرستان آمدند و در این خطه مقیم شدند. |
| − | در فاصله سال ۲۵۳ تا ۲۵۵ داعی که عزم تسخیر گرگان و [[خراسان]] | + | در فاصله سال ۲۵۳ تا ۲۵۵ ق. داعی کبیر که عزم تسخیر گرگان و [[خراسان]] داشت، از دو سردار ترک [[معتز]] عباسی، یعنی [[موسی بن بغا]]<nowiki/>و مفلح شکست خورد و ری و قزوین و ساری و آمل را از دست داد، اما سرانجام در ۲۲ [[رمضان]] سال ۲۵۵ ق. به آمل برگشت و طرفداران پراکنده خود را گرد ساخت و گرگان را نیز فتح کرد و به تصرفات خود افزود. |
| − | حسن بن زید از سال ۲۵۰ تا انقراض دولت [[طاهریان]] همواره با آنان درگیر | + | حسن بن زید از سال ۲۵۰ ق. تا انقراض دولت [[طاهریان]]، همواره با آنان درگیر بود. در خلال این درگیریها طبرستان بارها میان این دو رقیب دست به دست گشت تا آن که یعقوب لیث صفار بر محمد بن طاهر آخرین امیر طاهری غلبه یافت و دولت آنان را منقرض کرد. یعقوب که از گسترش نفوذ و سیطره [[علویان]] بیمناک بود، در سال ۲۶۰ ق. سپاهی بزرگ به جنگ حسن بن زید فرستاد، حسن در این جنگ شکست خورد و آمل، ساری و گرگان بدست یعقوب افتاد، اما چون سپاه یعقوب گرفتار باران سیل آسا و گِل و لای زمین شد، از ادامه تعقیب داعی کبیر دست برداشت. پس از بازگشت وی، داعی بار دیگر به یاری مردم دیلم به طبرستان رجعت نمود و در ۲۶۳ ق. گرگان را مجدداً به تصرف درآورد و این دفعه هیبت او در دلها از سابق بیشتر شد و دولت او استحکام گرفت. |
| − | در سال ۲۶۶ پسر و جانشین اسپهبد قارن یعنی اسپهبد رستم با حکمران نیشابور احمد بن عبداﷲ خجستانی که پس از مرگ یعقوب بر آنجا استیلا یافته | + | در سال ۲۶۶ ق. پسر و جانشین اسپهبد قارن یعنی اسپهبد رستم با حکمران نیشابور احمد بن عبداﷲ خجستانی که پس از مرگ یعقوب صفاری بر آنجا استیلا یافته بود، همدست شدند تا داعی را از گرگان و طبرستان برانند. اما داعی به کمک برادر رشید خود محمد بن زید اسپهبد رستم را مغلوب کرد. خجستانی نیز پس از غارت آبادی های گرگان به نیشابور برگشت. |
| − | وحشت و اضطرابی که از قیام حسن بن زید در طبرستان و [[بغداد]] به وجود آمده بود، باعث شد تا [[معتز]] خلیفه عباسی دو تن از سرداران ترک خود را با سپاهی گران به طبرستان بفرستد. آنها ری، قزوین، ساری و آمل را گرفتند و [[داعی کبیر]] چون عده کافی نداشت به چالوس گریخت و چون سپاهیان خلیفه بازگشتند،<ref>ترکمنی آذر، پروین؛ تاریخ تحولات سیاسی ایران در دوره صفاریان و علویان، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص ۱۳۳.</ref> حسن بن زید در سال ۲۵۵ درست پنج سال بعد از قیام نخست به آمل بازگشت و بار دیگر طرفداران خود را گرد آورد و رهبری آنان را بدست گرفت.<ref>رجبی، پرویز؛ سده های گم شده، تهران، انتشارات پژواک کیوان، چاپ اول، ۱۳۸۶، ص ۱۹.</ref> حسن بن زید سرانجام، در سال ۲۶۹ بیمار شد و یک سال بیمار بود تا آن که در روز دوشنبه سوم [[رجب]] سال ۲۷۰ پس از ۱۹ سال و هشت ماه امارت، وفات یافت و برادرش محمد بن زید جای او را گرفت.<ref>لغت نامه دهخدا، ذیل واژه داعی کبیر.</ref> | + | وحشت و اضطرابی که از قیام حسن بن زید در طبرستان و [[بغداد]] به وجود آمده بود، باعث شد تا [[معتز]] خلیفه عباسی دو تن از سرداران ترک خود را با سپاهی گران به طبرستان بفرستد. آنها ری، قزوین، ساری و آمل را گرفتند و [[داعی کبیر]] چون عده کافی نداشت به چالوس گریخت و چون سپاهیان خلیفه بازگشتند،<ref>ترکمنی آذر، پروین؛ تاریخ تحولات سیاسی ایران در دوره صفاریان و علویان، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص ۱۳۳.</ref> حسن بن زید در سال ۲۵۵ ق. درست پنج سال بعد از قیام نخست به آمل بازگشت و بار دیگر طرفداران خود را گرد آورد و رهبری آنان را بدست گرفت.<ref>رجبی، پرویز؛ سده های گم شده، تهران، انتشارات پژواک کیوان، چاپ اول، ۱۳۸۶، ص ۱۹.</ref> حسن بن زید سرانجام، در سال ۲۶۹ ق. بیمار شد و یک سال بیمار بود تا آن که در روز دوشنبه سوم [[رجب]] سال ۲۷۰ ق. پس از ۱۹ سال و هشت ماه امارت، وفات یافت و برادرش محمد بن زید جای او را گرفت.<ref>لغت نامه دهخدا، ذیل واژه داعی کبیر.</ref> |
| − | == | + | ==ویژگیهای اخلاقی و علمی== |
| + | |||
| + | [[عزالدین ابن اثیر|ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref> وی را مردی معتقد، بخشنده و [[فقیه]] ذکر کرده که همه ساله هزار دینار برای مرد پارسایی در [[بغداد]] میفرستاد تا وی آن را میان علویان شهر تقسیم کند. همچنین حسن بن زید به برپایی شعائر [[شیعه|شیعی]] توجه فراوانی داشت، از جمله دستور داد تا عبارت «حیَّ علی خیرِالعمل» در [[اذان]] ذکر شود، از «مسح بر خُفَّیْن» نهی کرد و با دیدگاههای [[جبریه|جبری]] و تشبیهی و عقیده به قِدَم [[قرآن]] به تندی برخورد میکرد و در اینباره بخشنامهای به نواحی مختلف تحت حکومت خود فرستاده بود.<ref>ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، ص۲۴۰ـ ۲۴۱.</ref> رفتار وی با مخالفانش نیز گاهی تند بوده است<ref>همان.</ref> و از این حیث بر او انتقاد کردهاند.<ref>علی بن محمد عمری، المجدی فی انسابالطالبیین، ج۱، ص۲۱۸.</ref> | ||
| + | |||
| + | [[ابن ندیم]] در «[[فهرست ابن ندیم (کتاب)|الفهرست]]» این کتابها را برای حسن بن زید برشمرده است: الجامع فی الفقه، کتاب البیان، کتاب الحجة فی الامة.<ref>لغت نامه دهخدا به نقل از الفهرست ابن الندیم.</ref> | ||
| + | |||
| + | صَفَدی، احتمالاً به نقل از کتاب «اخبارالخلفاء» صولی، حسن بن زید را شاعر و آگاه به نقد [[شعر]] معرفی کرده و اشعاری نیز از وی نقل کرده است.<ref>صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۲، ص۲۰ـ۲۲.</ref> | ||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | * | + | *"قیام حسن بن زید"، سعیده سلطانیمقدم، [http://www.pajoohe.ir/ دانشنامه پژوهه]، بازیابی: ۵ اسفند ۱۳۹۱. |
| + | *"حسن بن زید بن محمد"، [[دانشنامه جهان اسلام]]، شماره ۶۱۴۶. | ||
{{سنجش کیفی | {{سنجش کیفی | ||
| سطر ۴۸: | سطر ۵۴: | ||
|سیر منطقی= خوب | |سیر منطقی= خوب | ||
}} | }} | ||
| + | [[رده:خاندان اهل البیت علیهم السلام]] | ||
[[رده:دولتمردان]] | [[رده:دولتمردان]] | ||
[[رده:قیام های علویان]] | [[رده:قیام های علویان]] | ||
[[رده:علویان طبرستان]] | [[رده:علویان طبرستان]] | ||
نسخهٔ ۱۳ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۴۳
حسن بن زید، معروف به "داعی کبیر" (م ۲۷۰ ق)، رهبر شورش کنندگان علیه بنی عباس در منطقه طبرستان بود. او با بهره گیری از نارضایتی مردم طبرستان گیل و دیلم توانست آنان را بر ضد عباسیان متحد کند و امیر طاهری را بیرون و دولت علویان طبرستان را در سال ۲۵۰ هـ.ق تأسیس کند و به «داعی کبیر» شهرت یابد. او از نوادگان امام حسن علیه السلام و فقیهی دیندار و عالمی بزرگ در زمان خود بود.[۱]
زندگینامه
حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن زید بن حسن بن علی بن ابیطالب، از نوادگان امام حسن علیه السلام بود. از دوران اولیه زندگانی او اطلاعات زیادی بدست نیامد و اکثر محققین و مورخین فقط به بررسی «قیام حسن بن زید» پرداخته اند.
تنها این اندازه مشخص است که او در شهر مدینه به دنیا آمد و گویا در همین شهر رشد یافت و به «بلوغ سیاسی و معرفت دینی» رسید.[۲] و از آنجا که در سدههای دوم و سوم هجری، عباسیان به ویژه متوکل، بسیاری از علویان حجاز و عراق را ناچار به ترک مدینه و کوچیدن نمودند، او نیز به شهر ری کوچ نمود و در آنجا اقامت گزید.[۳]
قیام و حکومت داعی کبیر
در زمان "مستعین" خلیفه عباسی به دنبال سرکوب یحیی بن عمر در کوفه، سادات علوی و بنی هاشم از حجاز و سوریه و عراق، گروه گروه به طبرستان گریختند. مستعین بعد از پیروزی محمد بن عبدالله طاهر بر یحیی بن عمر، بخشهایی از زمینهای خود را در طبرستان به او داد. محمد بن اوس از طرف طاهریان، حکومت بر منطقه دیلم را بدست گرفت، امیر طاهری روستائیان آن منطقه را زیر فشار گذاشت و خراج و مالیات را سه برابر کرد[۴] و این موضوع موجبات شورش یکپارچه مردم را فراهم ساخت.
پس از آن که مردم طبرستان از بیداد جابر بن هارون خادم محمد بن عبداﷲ بن طاهر و سلیمان بن عبداﷲ بن طاهر و پیشکار وی محمد بن اوس بلخی بجان آمدند، دست توسل بدامن دعاة علوی که به دشمنی و خلاف با بنی عباس و عمال ایشان برخاسته بودند، دراز کردند و به همین عزم یکی از سادات مقیم رویان را که از اولاد زید بن امام حسن علیه السلام بود به قبول بیعت خواندند، اما علوی مذکور که محمد بن ابراهیم بن علی بن عبدالرحمن بن القاسم بن الحسن بن زید بن حسن بن امیرالمؤمنین علی علیه السلام نام داشت، چون خود را برای این امر خطیر شایسته نمی دانست، تکلیف ایشان را نپذیرفت و شوهر خواهر خویش را که حسن بن زید بود و در ری اقامت داشت لایق این مهم معرفی کرد و اهل رویان را به دعوت او هدایت نمود.
شورشیان به ریاست عبداﷲ بن وندا امیدنامه ای به حسن بن زید که او نیز از نوادگان امام حسن علیه السلام بود به ری فرستادند و او را به رویان دعوت کردند. حسن بن زید در ۲۵ ماه رمضان سال ۲۵۰ بقصبه کلار از آبادی های سرحدی بین گیلان و طبرستان (در جلگه کلاردشت کنونی) آمد و مردم با او بیعت کردند و حسن لقب «داعی الخلق الی الحق» یا «داعی کبیر» یافت و مؤسس سلسله علویان طبرستان شد.
بدین سان، نطفه قیام را توده مردم برای مبارزه با ظلم و ستم و به منظور ایجاد عدالت اسلامی و احیاء سنت پیامبر تشکیل دادند و یکی از علل موفقیت نهضت، توجه به افکار عمومی و جلب حمایت عامه بود.
حسن بن زید پس از استیلا بر رویان و چالوس و ری، جمعی از دعاة علوی را به عنوان دعوت به اطراف دیلم و طبرستان فرستاد و مردم گروه گروه به او پیوستند؛ از جمله عده ای از بزرگان دیلم بخدمت او درآمدند و کار حسن سخت بالا گرفت. محمد بن اوس، یکی از سران سپاهی خود را به دفع حسن فرستاد و لیکن داعی کبیر به سهولت او را منهزم نمود و در ۲۳ شوال ۲۵۰ به آمل وارد شد و از آنجا حکامی بر کلار و رویان و چالوس تعیین نمود.
مدعی بزرگ حسن بن زید در مازندران امیری بود از خاندان اسپهبدان آل قارن بنام قارن بن شهریار، اما در جنگی که بین داعی از یک طرف و قارن بن شهریار و سلیمان بن عبداﷲ بن طاهر درگرفت، فتح نصیب داعی شد و داعی لشکر دیگری را که محمد بن طاهر به یاری عموی خود سلیمان فرستاده بود نیز بشکست و قارن به پناه داعی آمد. حسن در فاصله رمضان ۲۵۰ تا ذی الحجه ۲۵۳ ق. تمام طبرستان و قسمت مهم دیلم و ری را به تصرف آورد و عمال بنی عباس را از همه جا راند و علویان بر اثر پیچیدن صیت شوکت حسن بن زید از اطراف -حتی از حجاز و شام و عراق- به طبرستان آمدند و در این خطه مقیم شدند.
در فاصله سال ۲۵۳ تا ۲۵۵ ق. داعی کبیر که عزم تسخیر گرگان و خراسان داشت، از دو سردار ترک معتز عباسی، یعنی موسی بن بغاو مفلح شکست خورد و ری و قزوین و ساری و آمل را از دست داد، اما سرانجام در ۲۲ رمضان سال ۲۵۵ ق. به آمل برگشت و طرفداران پراکنده خود را گرد ساخت و گرگان را نیز فتح کرد و به تصرفات خود افزود.
حسن بن زید از سال ۲۵۰ ق. تا انقراض دولت طاهریان، همواره با آنان درگیر بود. در خلال این درگیریها طبرستان بارها میان این دو رقیب دست به دست گشت تا آن که یعقوب لیث صفار بر محمد بن طاهر آخرین امیر طاهری غلبه یافت و دولت آنان را منقرض کرد. یعقوب که از گسترش نفوذ و سیطره علویان بیمناک بود، در سال ۲۶۰ ق. سپاهی بزرگ به جنگ حسن بن زید فرستاد، حسن در این جنگ شکست خورد و آمل، ساری و گرگان بدست یعقوب افتاد، اما چون سپاه یعقوب گرفتار باران سیل آسا و گِل و لای زمین شد، از ادامه تعقیب داعی کبیر دست برداشت. پس از بازگشت وی، داعی بار دیگر به یاری مردم دیلم به طبرستان رجعت نمود و در ۲۶۳ ق. گرگان را مجدداً به تصرف درآورد و این دفعه هیبت او در دلها از سابق بیشتر شد و دولت او استحکام گرفت.
در سال ۲۶۶ ق. پسر و جانشین اسپهبد قارن یعنی اسپهبد رستم با حکمران نیشابور احمد بن عبداﷲ خجستانی که پس از مرگ یعقوب صفاری بر آنجا استیلا یافته بود، همدست شدند تا داعی را از گرگان و طبرستان برانند. اما داعی به کمک برادر رشید خود محمد بن زید اسپهبد رستم را مغلوب کرد. خجستانی نیز پس از غارت آبادی های گرگان به نیشابور برگشت.
وحشت و اضطرابی که از قیام حسن بن زید در طبرستان و بغداد به وجود آمده بود، باعث شد تا معتز خلیفه عباسی دو تن از سرداران ترک خود را با سپاهی گران به طبرستان بفرستد. آنها ری، قزوین، ساری و آمل را گرفتند و داعی کبیر چون عده کافی نداشت به چالوس گریخت و چون سپاهیان خلیفه بازگشتند،[۵] حسن بن زید در سال ۲۵۵ ق. درست پنج سال بعد از قیام نخست به آمل بازگشت و بار دیگر طرفداران خود را گرد آورد و رهبری آنان را بدست گرفت.[۶] حسن بن زید سرانجام، در سال ۲۶۹ ق. بیمار شد و یک سال بیمار بود تا آن که در روز دوشنبه سوم رجب سال ۲۷۰ ق. پس از ۱۹ سال و هشت ماه امارت، وفات یافت و برادرش محمد بن زید جای او را گرفت.[۷]
ویژگیهای اخلاقی و علمی
ابن اثیر[۸] وی را مردی معتقد، بخشنده و فقیه ذکر کرده که همه ساله هزار دینار برای مرد پارسایی در بغداد میفرستاد تا وی آن را میان علویان شهر تقسیم کند. همچنین حسن بن زید به برپایی شعائر شیعی توجه فراوانی داشت، از جمله دستور داد تا عبارت «حیَّ علی خیرِالعمل» در اذان ذکر شود، از «مسح بر خُفَّیْن» نهی کرد و با دیدگاههای جبری و تشبیهی و عقیده به قِدَم قرآن به تندی برخورد میکرد و در اینباره بخشنامهای به نواحی مختلف تحت حکومت خود فرستاده بود.[۹] رفتار وی با مخالفانش نیز گاهی تند بوده است[۱۰] و از این حیث بر او انتقاد کردهاند.[۱۱]
ابن ندیم در «الفهرست» این کتابها را برای حسن بن زید برشمرده است: الجامع فی الفقه، کتاب البیان، کتاب الحجة فی الامة.[۱۲]
صَفَدی، احتمالاً به نقل از کتاب «اخبارالخلفاء» صولی، حسن بن زید را شاعر و آگاه به نقد شعر معرفی کرده و اشعاری نیز از وی نقل کرده است.[۱۳]
پانویس
- ↑ بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار کابت؛ تاریخ طبرستان، تصحیح: عباس اقبال.
- ↑ مرعشی، ظهیرالدین؛ تاریخ طبرستان، رویان و مازندران به کوشش: محمدحسین تسیمی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی شرق، ۱۳۴۵، ص ۱۳۰.
- ↑ ابراهیم بن هلال صابی، المنتزع فی اخبار الدولة الدیلمیة، ج۱، ص۱۸.
- ↑ ابن اثیر؛ تاریخ کامل ایران و اسلام، ترجمه: حمید آژیر، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ اول، ۱۳۸۲، ج۱۰، ص۴۱۹۳.
- ↑ ترکمنی آذر، پروین؛ تاریخ تحولات سیاسی ایران در دوره صفاریان و علویان، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص ۱۳۳.
- ↑ رجبی، پرویز؛ سده های گم شده، تهران، انتشارات پژواک کیوان، چاپ اول، ۱۳۸۶، ص ۱۹.
- ↑ لغت نامه دهخدا، ذیل واژه داعی کبیر.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۴۰۷-۴۰۸.
- ↑ ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، ص۲۴۰ـ ۲۴۱.
- ↑ همان.
- ↑ علی بن محمد عمری، المجدی فی انسابالطالبیین، ج۱، ص۲۱۸.
- ↑ لغت نامه دهخدا به نقل از الفهرست ابن الندیم.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۲، ص۲۰ـ۲۲.
منابع
- "قیام حسن بن زید"، سعیده سلطانیمقدم، دانشنامه پژوهه، بازیابی: ۵ اسفند ۱۳۹۱.
- "حسن بن زید بن محمد"، دانشنامه جهان اسلام، شماره ۶۱۴۶.




