سید عبدالله ضیائی نیا: تفاوت بین نسخهها
(←آرشیو عکس و تصویر) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | ''' | + | '''«آیتالله سید عبدالله ضیائینیا»''' (۱۳۰۲-۱۳۶۸ ش)، عالم مجاهد [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[امام خمینی]] و [[سید احمد خوانساری|سید احمد خوانسارى]] بود. وی پس از پیروزی انقلاب، نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان قانون اساسى و منشأ خدمات اجتماعی و فرهنگی زیادی بود. دکتر ضیائینیا از جمله روحانیون برجستهاى بود که با توجه به تحصیلات دانشگاهى و شناخت عناصر منحرف و عقاید آنان، نقش بسزایى در روشن شدن اذهان مردم در برابر انحرافات داشت. |
{{شناسنامه عالم | {{شناسنامه عالم | ||
| سطر ۵: | سطر ۵: | ||
|تصویر=[[پرونده:ضیائی نیا.jpg|۲۲۰px|center]] | |تصویر=[[پرونده:ضیائی نیا.jpg|۲۲۰px|center]] | ||
|زادروز = ۱۳۰۲ شمسی | |زادروز = ۱۳۰۲ شمسی | ||
| − | |زادگاه = | + | |زادگاه = لنگرود، گیلان |
|وفات = ۱۳۶۸ شمسی | |وفات = ۱۳۶۸ شمسی | ||
| − | |مدفن = [[تهران]] | + | |مدفن = [[تهران]]، بهشت زهرا |
| − | |اساتید = [[آیت الله بروجردی]]، [[علامه طباطبایی]]، [[امام خمینی]]، [[سید احمد خوانساری|سید احمد خوانسارى]]،... | + | |اساتید = [[آیت الله بروجردی|آیتالله بروجردی]]، [[علامه طباطبایی]]، [[امام خمینی]]، [[سید احمد خوانساری|سید احمد خوانسارى]]، [[میرزا هاشم آملی]]،... |
|شاگردان = | |شاگردان = | ||
|آثار = | |آثار = | ||
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
سید عبدالله ضیائینیا فرزند سید حسین، در سال ۱۳۰۲ شمسی در روستاى دریاکنار شهرستان لنگرود گیلان به دنیا آمد. | سید عبدالله ضیائینیا فرزند سید حسین، در سال ۱۳۰۲ شمسی در روستاى دریاکنار شهرستان لنگرود گیلان به دنیا آمد. | ||
| − | وى در سن پنج سالگى براى آموختن [[قرآن]] به مکتب رفت و چند سالى را در آن جا نزد معلمان طالقانى - که از طالقان براى تعلیم و تربیت اطفال بدان نواحى مى آمدند - قرآن و برخى از کتب متداول آن زمان، همانند «احسن المراسلات»، «سید الانشاء نوظهور»، «کلیله و دمنه» و | + | وى در سن پنج سالگى براى آموختن [[قرآن]] به مکتب رفت و چند سالى را در آن جا نزد معلمان طالقانى - که از طالقان براى تعلیم و تربیت اطفال بدان نواحى مى آمدند - قرآن و برخى از کتب متداول آن زمان، همانند «احسن المراسلات»، «سید الانشاء نوظهور»، «کلیله و دمنه» و «[[بوستان (کتاب)|بوستان]]» [[سعدی|سعدى]] و همچنین طرز نوشتن سندِ [[اجاره]] و فروش و انواع نامه نگارى، را فراگرفت. او به دلیل نبوغ و استعداد ذاتى و سرشارش، در مراکز تجمع همانند [[مسجد]]، میدان کشتى گیرىِ گیل مردان حاضر مى شد تا معلم مکتب خانه از حافظه و استعداد او در فراگیرى قرآن و درس، براى جذب اطفال اهالى آن سامان در مکتب خانه استفاده نماید. |
| − | ضیائینیا پس از تحمل سختى هاى فراوان موفق به اخذ پایان نامه کلاس ششم ابتدایى از مدارس دولتى شد و آن گاه در سال ۱۳۲۳ ش عازم [[حوزه علمیه قم]] گردید. | + | ضیائینیا پس از تحمل سختى هاى فراوان موفق به اخذ پایان نامه کلاس ششم ابتدایى از مدارس دولتى شد و آن گاه در سال ۱۳۲۳ ش. عازم [[حوزه علمیه قم]] گردید. |
آیت الله ضیائینیا با نبوغ و هوش فوق العاده اش، ضمن آن که توانست خیلى سریع مراحل تحصیلى و کتاب هاى رایج حوزوى آن زمان را طى کند، سطوح پایین تر را براى عده اى از طلاب تدریس مى نمود. | آیت الله ضیائینیا با نبوغ و هوش فوق العاده اش، ضمن آن که توانست خیلى سریع مراحل تحصیلى و کتاب هاى رایج حوزوى آن زمان را طى کند، سطوح پایین تر را براى عده اى از طلاب تدریس مى نمود. | ||
| − | سید عبدالله ضیائینیا، در سال ۱۳۲۷ ش به قصد [[زیارت]] [[عتبات عالیات|عتبات]] مقدس [[عراق]] و نیز ادامه تحصیل در حوزه [[نجف]]، از [[قم]] به آن دیار عزیمت مى کند و مابقى سطوح را در آن جا به اتمام مى رساند و به مدت سه سال تمام در آن دیار ماندگار مى شود و سپس به وطن برمی گردد. | + | سید عبدالله ضیائینیا، در سال ۱۳۲۷ ش. به قصد [[زیارت]] [[عتبات عالیات|عتبات]] مقدس [[عراق]] و نیز ادامه تحصیل در حوزه [[نجف]]، از [[قم]] به آن دیار عزیمت مى کند و مابقى سطوح را در آن جا به اتمام مى رساند و به مدت سه سال تمام در آن دیار ماندگار مى شود و سپس به وطن برمی گردد. |
| − | آیت الله ضیائینیا، پس از اقامت در قم، به درس خارج [[آیت الله بروجردی]] و نیز به درس [[فلسفه]] و [[حکمت]] مرحوم [[علامه طباطبایى]] و [[امام خمینی]] حاضر و | + | آیت الله ضیائینیا، پس از اقامت در قم، به درس خارج [[آیت الله بروجردی]] و نیز به درس [[فلسفه]] و [[حکمت]] مرحوم [[علامه طباطبایى]] و [[امام خمینی]] حاضر و بهره مند شد. |
| − | اقامت آیت الله ضیائینیا در [[قم]]، چندان دوامى نیافت و پس از چندى به ناچار به [[تهران]] رفته، در مدرسه علمیه مروى تهران به تحصیل خود ادامه داد و در درس خارج «[[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]]» و «[[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]» و «[[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]» آیات عظام: | + | اقامت آیت الله ضیائینیا در [[قم]]، چندان دوامى نیافت و پس از چندى به ناچار به [[تهران]] رفته، در مدرسه علمیه مروى تهران به تحصیل خود ادامه داد و در درس خارج «[[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]]» و «[[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]» و «[[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]» آیات عظام: [[سید احمد خوانساری|سید احمد خوانسارى]]، عمادالدین غروى رشتى، آقا باقر آشتیانى و [[میرزا هاشم آملی|میرزا هاشم آملى]] شرکت جست. وى در این باره مى نویسد: «من نیز دروس آیات عظام: خوانسارى، غروى رشتى - که شاید در [[علم اصول]] بى نظیر بود -، آقا میرزا هاشم آملى و آقا باقر آشتیانى را فراگرفته و در مدرسه شیخ عبدالحسین سمت مدرّسى داشتم و نیز به دعوت آیت الله خوانسارى در جلسه استفتاى معظم له حضور مى یافتم. تا این که پس از چند سالى به اتفاق عده زیادى از فضلاى تهران و قم - که از آن جمله [[مرتضی مطهری|شهید مطهرى]] بود - در امتحان تصدیق مدرسى، که براى اولین بار تشکیل شده بود، شرکت کردیم». |
| − | + | دکتر ضیائینیا، از جمله برجستگان ممتاز حوزوى بود که به دانشگاه راه یافت و در ضمن تحصیل در دانشگاه جهت اخذ مدرک لیسانس در رشته معقول و منقول، از مبارزه و مقابله علمى با عناصر غربزده و اساتید منحرف دانشگاه غافل نبود. ایشان با این که به راحتى مى توانست جذب مراکز دولتى شود و على رغم طعنه ها و ملامت هاى مخالفان روحانیت در محیط دانشگاه، وارد این مراکز نشد و مصمم و استوار تلاش هاى علمى خود را در دانشگاه ادامه داد. | |
ایشان بعد از اخذ مدرک لیسانس، به تحصیلات دانشگاهى ادامه داد تا موفق به اخذ دکترا در رشته علوم تربیتى از دانشگاه تهران شد. | ایشان بعد از اخذ مدرک لیسانس، به تحصیلات دانشگاهى ادامه داد تا موفق به اخذ دکترا در رشته علوم تربیتى از دانشگاه تهران شد. | ||
| − | == | + | ==فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی== |
| − | دکتر ضیائینیا از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۱ ش، به [[امام جماعت|امامت جماعت]] نازى آباد تهران مشغول شد و از دوستان و همکاران نزدیک [[سید ابوالقاسم کاشانی|آیت الله کاشانى]] در مبارزه علیه حکومت وقت بود. | + | دکتر ضیائینیا از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۱ ش، به [[امام جماعت|امامت جماعت]] منطقه نازى آباد تهران مشغول شد و از دوستان و همکاران نزدیک [[سید ابوالقاسم کاشانی|آیت الله کاشانى]] در مبارزه علیه حکومت وقت بود. |
آیت الله دکتر ضیائینیا، بعد از اخذ مدرک دکترا و اخذ اجازات [[اجتهاد]] از آیات عظام، به امر مراجع تقلید، [[تهران]] را به قصد توطن در گیلان ترک کرد و در آستانه اشرفیه رحل اقامت افکند. وى به مدت ۱۷ سال، یعنى از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ ش، به امر آیات عظام، به ویژه [[امام خمینی]]، مأمور به امامت جماعت [[مسجد جامع]] و مدیریت [[حوزه علمیه]] جلالیه آستانه اشرفیه گردید. | آیت الله دکتر ضیائینیا، بعد از اخذ مدرک دکترا و اخذ اجازات [[اجتهاد]] از آیات عظام، به امر مراجع تقلید، [[تهران]] را به قصد توطن در گیلان ترک کرد و در آستانه اشرفیه رحل اقامت افکند. وى به مدت ۱۷ سال، یعنى از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ ش، به امر آیات عظام، به ویژه [[امام خمینی]]، مأمور به امامت جماعت [[مسجد جامع]] و مدیریت [[حوزه علمیه]] جلالیه آستانه اشرفیه گردید. | ||
| سطر ۴۱: | سطر ۴۱: | ||
آیت اللّه ضیائینیا جزو معدود عالمانى بود که توفیق یافت منشأ خدمات اجتماعى و فرهنگى و آثار و برکات معنوى گردد؛ از جمله خدمات وى است: | آیت اللّه ضیائینیا جزو معدود عالمانى بود که توفیق یافت منشأ خدمات اجتماعى و فرهنگى و آثار و برکات معنوى گردد؛ از جمله خدمات وى است: | ||
| − | *بازسازى و احیاى حوزه علمیه جلالیه آستانه اشرفیه، با تجهیزات کامل. | + | *بازسازى و احیاى [[حوزه علمیه]] جلالیه آستانه اشرفیه، با تجهیزات کامل. |
| − | *تربیت | + | *تربیت صدها نفر طلبه که بسیارى از آنان در سمت [[امام جمعه|امامت جمعه]] و جماعت و مناصب دولتى و قضایى خدمت مى کنند. |
*احیاى مسجد جامع آستانه اشرفیه با گنبدى بسیار زیبا. | *احیاى مسجد جامع آستانه اشرفیه با گنبدى بسیار زیبا. | ||
*احداث بیمارستان در آستانه اشرفیه. | *احداث بیمارستان در آستانه اشرفیه. | ||
| − | *احداث و مرمت مساجد و حسینیه هاى فراوان در منطقه. | + | *احداث و مرمت [[مسجد|مساجد]] و [[حسینیه]] هاى فراوان در منطقه. |
*احداث پمپ بنزین. | *احداث پمپ بنزین. | ||
| − | *احداث ساختمان هاى فراوان وقفى از قبیل حمام و... | + | *احداث ساختمان هاى فراوان [[وقف|وقفى]] از قبیل حمام و... |
| − | *اعزام مبلغ به روستاهاى گیلان و مازندران، یکى از روش هاى پسندیده و موفق وى در این باب بود. | + | *اعزام مبلغ به روستاهاى گیلان و مازندران، یکى از روش هاى پسندیده و موفق وى در این باب بود. از آن جا که ایشان با روحیه و آداب و رسوم مردم منطقه کاملاً آشنایى داشت، اول ماه [[ماه محرم|محرم]] یا [[رمضان]]، مبلغان اعزامى از [[قم]] و [[مشهد]] وقتى وارد استان گیلان مى شدند، ابتدا به منزل وى در آستانه مى آمدند. ایشان در منزل از آنان امتحان منبر به عمل مى آورد و بعد به تناسب نوع سخنرانى و لحن و معلومات طلبه، مى فهمید که او را به کدام محل بفرستد. مردم منطقه از این روش همواره رضایت کامل داشتند و از او به نیکى یاد مى کنند. |
| − | |||
| − | از آن جا که ایشان با روحیه و آداب و رسوم مردم منطقه کاملاً آشنایى داشت، اول ماه [[ماه محرم|محرم]] یا [[رمضان]]، مبلغان اعزامى از [[قم]] و [[مشهد]] وقتى وارد استان گیلان مى شدند، ابتدا به منزل وى در آستانه مى آمدند. ایشان در منزل از آنان امتحان منبر به عمل مى آورد و بعد به تناسب نوع سخنرانى و لحن و معلومات طلبه، مى فهمید که او را به کدام محل بفرستد | ||
'''پاسخ به سؤالات علمى و شبهات:''' | '''پاسخ به سؤالات علمى و شبهات:''' | ||
| سطر ۵۶: | سطر ۵۴: | ||
مرحوم دکتر ضیائینیا از جمله شخصیت هاى برجسته و شاخصى بود که با توجه به تحصیلات دانشگاهى و تسلط و احاطه بر مبانى مسلک ها و شناخت عناصر منحرف و عقاید آنان، منزل خود را پایگاه پاسخ گویى به سؤالات علمى و شبهات گوناگون اساتید دانشگاه ها، فرهنگیان، گروه هاى مختلف از قبیل توده اى ها، [[بهائیت|بهایى ها]]، کمونیست ها و جوانان مسلمان دانشجو و... قرار داده بود. او نقش بسزایى در روشن شدن اذهان مردم در برابر این انحرافات داشت و کانون توجه و مراجعه روشنفکران بود. | مرحوم دکتر ضیائینیا از جمله شخصیت هاى برجسته و شاخصى بود که با توجه به تحصیلات دانشگاهى و تسلط و احاطه بر مبانى مسلک ها و شناخت عناصر منحرف و عقاید آنان، منزل خود را پایگاه پاسخ گویى به سؤالات علمى و شبهات گوناگون اساتید دانشگاه ها، فرهنگیان، گروه هاى مختلف از قبیل توده اى ها، [[بهائیت|بهایى ها]]، کمونیست ها و جوانان مسلمان دانشجو و... قرار داده بود. او نقش بسزایى در روشن شدن اذهان مردم در برابر این انحرافات داشت و کانون توجه و مراجعه روشنفکران بود. | ||
| − | وعظ و [[خطابه]] او باعث بیدارى نسل جوان در برابر تهاجمات و خطرات فکرى، فرهنگى، عقیدتى، علمى و... مى شد؛ در یک کلمه، گرچه او در شهر کوچک آستانه اشرفیه سکونت داشت، ولى در حقیقت مرکز هدایت فکرى و فرهنگى تمام گیلان و غرب مازندران بشمار مى رفت و در این راستا با عده اى از واعظان و نویسندگان منطقه، همانند مرحوم آیت الله احسان | + | وعظ و [[خطابه]] او باعث بیدارى نسل جوان در برابر تهاجمات و خطرات فکرى، فرهنگى، عقیدتى، علمى و... مى شد؛ در یک کلمه، گرچه او در شهر کوچک آستانه اشرفیه سکونت داشت، ولى در حقیقت مرکز هدایت فکرى و فرهنگى تمام گیلان و غرب مازندران بشمار مى رفت و در این راستا با عده اى از واعظان و نویسندگان منطقه، همانند مرحوم آیت الله [[صادق احسان بخش]]، آیت الله قربانى و...، همکارى داشت. |
'''فعالیت سیاسى:''' | '''فعالیت سیاسى:''' | ||
| − | او مبارزه را از هنگام ورود به دانشگاه آغاز کرد و با مباحث و مناظرات علمى با چهره هاى منحرف و وابسته به رژیم | + | او مبارزه را از هنگام ورود به دانشگاه آغاز کرد و با مباحث و مناظرات علمى با چهره هاى منحرف و وابسته به رژیم پهلوى و استخدام نشدن در دوائر دولتى - که نشانه مشروع ندانستن حکومت [[طاغوت]] بود -، در عرصه هاى مختلف به مصاف طاغوت و اندیشه هاى منحرف رفت. زمانى که به آستانه اشرفیه بازگشت، باز هم از مبارزه بازنایستاد و در منابر و سخنرانى ها، در مناسبت هاى مختلف، به شدت از رژیم طاغوتى انتقاد مى کرد؛ به طورى که یک سال قبل از انقلاب ممنوع المنبر شد و چند ماه قبل از پیروزى انقلاب اسلامى، منزل او به دست عوامل مزدور [[ساواک]] به آتش کشیده شد که بر اثر آن، بسیارى از نوشته ها، کتب و تقریرات درسى مربوط به حوزه و دانشگاهش از بین رفت. |
| − | او بعد از پیروزى انقلاب اسلامى به عنوان یکى از خبرگان از استان | + | او بعد از پیروزى انقلاب اسلامى به عنوان یکى از خبرگان از استان گیلان، به منظور تدوین قانون اساسى انتخاب گردید و سپس به طور موقت به [[تهران]] رفته، پس از چندى هم در [[قم]] مقیم شد. |
| − | ایشان علاوه بر تدریس در حوزه، در شوراى مدیریت [[حوزه علمیه قم]] در سمت دبیر شورا هم انجام وظیفه مى کرد. مرحوم دکتر ضیائینیا از بى نظمى ها و بى برنامگى هاى موجود در حوزه همواره ناراحت بود. لذا براى سامان دهى امور حوزه، به همراه بزرگان و مدرسین [[حوزه علمیه]] طرح مدیریت حوزه را به اجرا درآورد و با تمهیداتى توانست هسته اولیه نهاد حوزوى را تهیه و به تصویب امام و سایر بزرگان حوزه برساند. به همت ایشان و جمعى از بزرگان حوزه علمیه و مدرسین عالى مقام، نخستین برنامه جهت ساماندهى و قانون مندى دروس و امور مربوط به طلاب تدوین شد. | + | ایشان علاوه بر تدریس در حوزه، در شوراى مدیریت [[حوزه علمیه قم]]، در سمت دبیر شورا هم انجام وظیفه مى کرد. مرحوم دکتر ضیائینیا از بى نظمى ها و بى برنامگى هاى موجود در حوزه همواره ناراحت بود. لذا براى سامان دهى امور حوزه، به همراه بزرگان و مدرسین [[حوزه علمیه]] طرح مدیریت حوزه را به اجرا درآورد و با تمهیداتى توانست هسته اولیه نهاد حوزوى را تهیه و به تصویب [[امام خمینی]] و سایر بزرگان حوزه برساند. به همت ایشان و جمعى از بزرگان حوزه علمیه و مدرسین عالى مقام، نخستین برنامه جهت ساماندهى و قانون مندى دروس و امور مربوط به طلاب تدوین شد. |
| − | == | + | ==ویژگیهای اخلاقی== |
| − | دکتر ضیائینیا هر قدر که براى فراگیرى علم و دانش تلاش مى کرد، به همان اندازه نیز | + | دکتر ضیائینیا هر قدر که براى فراگیرى علم و دانش تلاش مى کرد، به همان اندازه نیز متخلّق به [[آداب و سنن اسلامی|آداب]] و [[اخلاق]] نبوى و سیره عملى [[معصوم|معصومین]] علیهم السلام بود. او علم و تعهد و معنویت را با هم آمیخته بود. |
| − | در استان گیلان در این اواخر، کمتر عالمى را سراغ داریم که از محبوبیت فراگیر در میان توده ها و طبقات مردم برخوردار باشد؛ با این همه در آستانه اشرفیه دو عالم برجسته داراى محبوبیت زاید الوصفى | + | در استان گیلان در این اواخر، کمتر عالمى را سراغ داریم که از محبوبیت فراگیر در میان توده ها و طبقات مردم برخوردار باشد؛ با این همه در آستانه اشرفیه دو عالم برجسته داراى محبوبیت زاید الوصفى بودند؛ مرحوم آیت اللّه شیخ حسین وحید و مرحوم دکتر ضیائینیا. مرحوم وحید اهل معنا و باطن بود و دکتر ضیائینیا مناعت طبع داشت و با [[اخلاص]] بود. مردم منطقه، دیندارى خود را مرهون خدمات و زحمات آن علماى ربانى مى دانند. در آستانه اشرفیه و سایر شهرهاى شرقى گیلان در کمتر محافل و مجالسى و حتى در قهوه خانه ها، مى توان سراغ گرفت که سخن از دکتر ضیائینیا و سخنان و آداب و برخورد اجتماعى او نباشد. او به قدرى محبوبیت در بین مردم داشت که حتى [[ساواک|ساواک]] کاملاً رابطه عاطفى بین او و مردم را به مقامات بالا گزارش داده بودند. |
| − | آیت الله زین العابدین قربانى، امام جمعه لاهیجان، درباره حالات این مرد والا مقام مى گوید: «در سال ۱۳۵۶ ش، که ما به همراه ایشان (دکتر ضیائینیا) به [[حج]] مشرف شده بودیم، در [[روز عرفه]]، معظم له با حال خوشى [[ | + | آیت الله زین العابدین قربانى، [[امام جمعه]] لاهیجان، درباره حالات این مرد والا مقام مى گوید: «در سال ۱۳۵۶ ش، که ما به همراه ایشان (دکتر ضیائینیا) به [[حج]] مشرف شده بودیم، در [[روز عرفه]]، معظم له با حال خوشى [[دعای عرفه|دعاى عرفه]] [[سیدالشهداء]] علیه السلام را به گونه اى سوزناک مى خواندند که هنوز طنین آن سوز و گدازها در گوش من موجود است. همچنین مى توان به [[شجاعت]] و دلیرى و غیرت مندى وى اشاره نمود؛ به نحوى که در رژیم شاه معمولاً ایشان مسلح بود و سلاح حمل مى نمود و همچنین مى توان به توان ایشان در زمینه بحث و جدل پیرامون انواع موضوعات به ویژه [[عقاید]] و دفاع از حریم [[ولایت]] عظمى اشاره نمود که ساعت ها مى توانست پیرامون آن ها بحث و مناظره کند». |
دکتر ضیائینیا از طبع شاعرانه هم بى بهره نبود و اشعارى از ایشان به یادگار مانده است. از باب نمونه، [[غزل|غزلى]] را که ایشان به سال ۱۳۵۴ ش، در مدح [[بقیة الله|حضرت بقیة الله الاعظم]] عجل الله تعالى فرجه الشریف سروده است، در این جا مى آوریم: | دکتر ضیائینیا از طبع شاعرانه هم بى بهره نبود و اشعارى از ایشان به یادگار مانده است. از باب نمونه، [[غزل|غزلى]] را که ایشان به سال ۱۳۵۴ ش، در مدح [[بقیة الله|حضرت بقیة الله الاعظم]] عجل الله تعالى فرجه الشریف سروده است، در این جا مى آوریم: | ||
| سطر ۸۵: | سطر ۸۳: | ||
همه عمر رنج بردم ره وصل او کنم طى * شده طى کتاب عمرم، ره وصل باز باشد | همه عمر رنج بردم ره وصل او کنم طى * شده طى کتاب عمرم، ره وصل باز باشد | ||
| − | همه درد من | + | همه درد من ز هجرش، همه ناله ام ز مهرش * چه شود که آن سلیمان، نگهش به ناز باشد |
به امید آن که آید، سر من به بر بگیرد * دم آخرین خود را، به سرم نماز باشد | به امید آن که آید، سر من به بر بگیرد * دم آخرین خود را، به سرم نماز باشد | ||
| − | مخراش اى «ضیائینیا» دل خود به پنجه غم * که امیر دادگستر، شه غم نواز باشد | + | مخراش اى «ضیائینیا» دل خود به پنجه غم * که امیر دادگستر، شه غم نواز باشد |
==وفات== | ==وفات== | ||
| − | مرحوم آیت الله سید عبدالله ضیائینیا، سرانجام در شب شام غریبان حضرت [[امام حسین علیه السلام|ابا عبدالله]] علیه السلام در بیست و سوم مرداد ۱۳۶۸ شمسی دار فانى را وداع گفت و به عالم بقا شتافت. پیکر مطهر آن عالم فرزانه در بهشت زهرای [[تهران]] به خاک سپرده شد. | + | مرحوم آیت الله سید عبدالله ضیائینیا، سرانجام در شب [[شام غریبان]] حضرت [[امام حسین علیه السلام|ابا عبدالله]] علیه السلام در بیست و سوم مرداد ۱۳۶۸ شمسی دار فانى را وداع گفت و به عالم بقا شتافت. پیکر مطهر آن عالم فرزانه در بهشت زهرای [[تهران]] به خاک سپرده شد. |
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | * | + | *[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، محمدتقى ادهمنژاد، جلد ۱۱. |
==آرشیو عکس و تصویر== | ==آرشیو عکس و تصویر== | ||
| سطر ۱۰۷: | سطر ۱۰۵: | ||
[[رده:علمای معاصر|ضیایی نیا،سيد عبدالله]] | [[رده:علمای معاصر|ضیایی نیا،سيد عبدالله]] | ||
| − | [[رده: | + | [[رده:علماء شیعه]] |
| + | [[رده:مجتهدین]] | ||
| + | [[رده:خطیبان]] | ||
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]] | [[رده:مبارزان علیه پهلوی]] | ||
| − | |||
[[رده:مدفونین در بهشت زهرا]] | [[رده:مدفونین در بهشت زهرا]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۴۱
«آیتالله سید عبدالله ضیائینیا» (۱۳۰۲-۱۳۶۸ ش)، عالم مجاهد شیعه معاصر و از شاگردان امام خمینی و سید احمد خوانسارى بود. وی پس از پیروزی انقلاب، نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان قانون اساسى و منشأ خدمات اجتماعی و فرهنگی زیادی بود. دکتر ضیائینیا از جمله روحانیون برجستهاى بود که با توجه به تحصیلات دانشگاهى و شناخت عناصر منحرف و عقاید آنان، نقش بسزایى در روشن شدن اذهان مردم در برابر انحرافات داشت.
| نام کامل | سید عبدالله ضیائینیا |
| زادروز | ۱۳۰۲ شمسی |
| زادگاه | لنگرود، گیلان |
| وفات | ۱۳۶۸ شمسی |
| مدفن | تهران، بهشت زهرا |
| اساتید |
آیتالله بروجردی، علامه طباطبایی، امام خمینی، سید احمد خوانسارى، میرزا هاشم آملی،... |
|
| |
|
| |
محتویات
تحصیلات و استادان
سید عبدالله ضیائینیا فرزند سید حسین، در سال ۱۳۰۲ شمسی در روستاى دریاکنار شهرستان لنگرود گیلان به دنیا آمد.
وى در سن پنج سالگى براى آموختن قرآن به مکتب رفت و چند سالى را در آن جا نزد معلمان طالقانى - که از طالقان براى تعلیم و تربیت اطفال بدان نواحى مى آمدند - قرآن و برخى از کتب متداول آن زمان، همانند «احسن المراسلات»، «سید الانشاء نوظهور»، «کلیله و دمنه» و «بوستان» سعدى و همچنین طرز نوشتن سندِ اجاره و فروش و انواع نامه نگارى، را فراگرفت. او به دلیل نبوغ و استعداد ذاتى و سرشارش، در مراکز تجمع همانند مسجد، میدان کشتى گیرىِ گیل مردان حاضر مى شد تا معلم مکتب خانه از حافظه و استعداد او در فراگیرى قرآن و درس، براى جذب اطفال اهالى آن سامان در مکتب خانه استفاده نماید.
ضیائینیا پس از تحمل سختى هاى فراوان موفق به اخذ پایان نامه کلاس ششم ابتدایى از مدارس دولتى شد و آن گاه در سال ۱۳۲۳ ش. عازم حوزه علمیه قم گردید.
آیت الله ضیائینیا با نبوغ و هوش فوق العاده اش، ضمن آن که توانست خیلى سریع مراحل تحصیلى و کتاب هاى رایج حوزوى آن زمان را طى کند، سطوح پایین تر را براى عده اى از طلاب تدریس مى نمود.
سید عبدالله ضیائینیا، در سال ۱۳۲۷ ش. به قصد زیارت عتبات مقدس عراق و نیز ادامه تحصیل در حوزه نجف، از قم به آن دیار عزیمت مى کند و مابقى سطوح را در آن جا به اتمام مى رساند و به مدت سه سال تمام در آن دیار ماندگار مى شود و سپس به وطن برمی گردد.
آیت الله ضیائینیا، پس از اقامت در قم، به درس خارج آیت الله بروجردی و نیز به درس فلسفه و حکمت مرحوم علامه طباطبایى و امام خمینی حاضر و بهره مند شد.
اقامت آیت الله ضیائینیا در قم، چندان دوامى نیافت و پس از چندى به ناچار به تهران رفته، در مدرسه علمیه مروى تهران به تحصیل خود ادامه داد و در درس خارج «کفایه» و «رسائل» و «مکاسب» آیات عظام: سید احمد خوانسارى، عمادالدین غروى رشتى، آقا باقر آشتیانى و میرزا هاشم آملى شرکت جست. وى در این باره مى نویسد: «من نیز دروس آیات عظام: خوانسارى، غروى رشتى - که شاید در علم اصول بى نظیر بود -، آقا میرزا هاشم آملى و آقا باقر آشتیانى را فراگرفته و در مدرسه شیخ عبدالحسین سمت مدرّسى داشتم و نیز به دعوت آیت الله خوانسارى در جلسه استفتاى معظم له حضور مى یافتم. تا این که پس از چند سالى به اتفاق عده زیادى از فضلاى تهران و قم - که از آن جمله شهید مطهرى بود - در امتحان تصدیق مدرسى، که براى اولین بار تشکیل شده بود، شرکت کردیم».
دکتر ضیائینیا، از جمله برجستگان ممتاز حوزوى بود که به دانشگاه راه یافت و در ضمن تحصیل در دانشگاه جهت اخذ مدرک لیسانس در رشته معقول و منقول، از مبارزه و مقابله علمى با عناصر غربزده و اساتید منحرف دانشگاه غافل نبود. ایشان با این که به راحتى مى توانست جذب مراکز دولتى شود و على رغم طعنه ها و ملامت هاى مخالفان روحانیت در محیط دانشگاه، وارد این مراکز نشد و مصمم و استوار تلاش هاى علمى خود را در دانشگاه ادامه داد.
ایشان بعد از اخذ مدرک لیسانس، به تحصیلات دانشگاهى ادامه داد تا موفق به اخذ دکترا در رشته علوم تربیتى از دانشگاه تهران شد.
فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی
دکتر ضیائینیا از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۱ ش، به امامت جماعت منطقه نازى آباد تهران مشغول شد و از دوستان و همکاران نزدیک آیت الله کاشانى در مبارزه علیه حکومت وقت بود.
آیت الله دکتر ضیائینیا، بعد از اخذ مدرک دکترا و اخذ اجازات اجتهاد از آیات عظام، به امر مراجع تقلید، تهران را به قصد توطن در گیلان ترک کرد و در آستانه اشرفیه رحل اقامت افکند. وى به مدت ۱۷ سال، یعنى از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ ش، به امر آیات عظام، به ویژه امام خمینی، مأمور به امامت جماعت مسجد جامع و مدیریت حوزه علمیه جلالیه آستانه اشرفیه گردید.
خدمات اجتماعى:
آیت اللّه ضیائینیا جزو معدود عالمانى بود که توفیق یافت منشأ خدمات اجتماعى و فرهنگى و آثار و برکات معنوى گردد؛ از جمله خدمات وى است:
- بازسازى و احیاى حوزه علمیه جلالیه آستانه اشرفیه، با تجهیزات کامل.
- تربیت صدها نفر طلبه که بسیارى از آنان در سمت امامت جمعه و جماعت و مناصب دولتى و قضایى خدمت مى کنند.
- احیاى مسجد جامع آستانه اشرفیه با گنبدى بسیار زیبا.
- احداث بیمارستان در آستانه اشرفیه.
- احداث و مرمت مساجد و حسینیه هاى فراوان در منطقه.
- احداث پمپ بنزین.
- احداث ساختمان هاى فراوان وقفى از قبیل حمام و...
- اعزام مبلغ به روستاهاى گیلان و مازندران، یکى از روش هاى پسندیده و موفق وى در این باب بود. از آن جا که ایشان با روحیه و آداب و رسوم مردم منطقه کاملاً آشنایى داشت، اول ماه محرم یا رمضان، مبلغان اعزامى از قم و مشهد وقتى وارد استان گیلان مى شدند، ابتدا به منزل وى در آستانه مى آمدند. ایشان در منزل از آنان امتحان منبر به عمل مى آورد و بعد به تناسب نوع سخنرانى و لحن و معلومات طلبه، مى فهمید که او را به کدام محل بفرستد. مردم منطقه از این روش همواره رضایت کامل داشتند و از او به نیکى یاد مى کنند.
پاسخ به سؤالات علمى و شبهات:
مرحوم دکتر ضیائینیا از جمله شخصیت هاى برجسته و شاخصى بود که با توجه به تحصیلات دانشگاهى و تسلط و احاطه بر مبانى مسلک ها و شناخت عناصر منحرف و عقاید آنان، منزل خود را پایگاه پاسخ گویى به سؤالات علمى و شبهات گوناگون اساتید دانشگاه ها، فرهنگیان، گروه هاى مختلف از قبیل توده اى ها، بهایى ها، کمونیست ها و جوانان مسلمان دانشجو و... قرار داده بود. او نقش بسزایى در روشن شدن اذهان مردم در برابر این انحرافات داشت و کانون توجه و مراجعه روشنفکران بود.
وعظ و خطابه او باعث بیدارى نسل جوان در برابر تهاجمات و خطرات فکرى، فرهنگى، عقیدتى، علمى و... مى شد؛ در یک کلمه، گرچه او در شهر کوچک آستانه اشرفیه سکونت داشت، ولى در حقیقت مرکز هدایت فکرى و فرهنگى تمام گیلان و غرب مازندران بشمار مى رفت و در این راستا با عده اى از واعظان و نویسندگان منطقه، همانند مرحوم آیت الله صادق احسان بخش، آیت الله قربانى و...، همکارى داشت.
فعالیت سیاسى:
او مبارزه را از هنگام ورود به دانشگاه آغاز کرد و با مباحث و مناظرات علمى با چهره هاى منحرف و وابسته به رژیم پهلوى و استخدام نشدن در دوائر دولتى - که نشانه مشروع ندانستن حکومت طاغوت بود -، در عرصه هاى مختلف به مصاف طاغوت و اندیشه هاى منحرف رفت. زمانى که به آستانه اشرفیه بازگشت، باز هم از مبارزه بازنایستاد و در منابر و سخنرانى ها، در مناسبت هاى مختلف، به شدت از رژیم طاغوتى انتقاد مى کرد؛ به طورى که یک سال قبل از انقلاب ممنوع المنبر شد و چند ماه قبل از پیروزى انقلاب اسلامى، منزل او به دست عوامل مزدور ساواک به آتش کشیده شد که بر اثر آن، بسیارى از نوشته ها، کتب و تقریرات درسى مربوط به حوزه و دانشگاهش از بین رفت.
او بعد از پیروزى انقلاب اسلامى به عنوان یکى از خبرگان از استان گیلان، به منظور تدوین قانون اساسى انتخاب گردید و سپس به طور موقت به تهران رفته، پس از چندى هم در قم مقیم شد.
ایشان علاوه بر تدریس در حوزه، در شوراى مدیریت حوزه علمیه قم، در سمت دبیر شورا هم انجام وظیفه مى کرد. مرحوم دکتر ضیائینیا از بى نظمى ها و بى برنامگى هاى موجود در حوزه همواره ناراحت بود. لذا براى سامان دهى امور حوزه، به همراه بزرگان و مدرسین حوزه علمیه طرح مدیریت حوزه را به اجرا درآورد و با تمهیداتى توانست هسته اولیه نهاد حوزوى را تهیه و به تصویب امام خمینی و سایر بزرگان حوزه برساند. به همت ایشان و جمعى از بزرگان حوزه علمیه و مدرسین عالى مقام، نخستین برنامه جهت ساماندهى و قانون مندى دروس و امور مربوط به طلاب تدوین شد.
ویژگیهای اخلاقی
دکتر ضیائینیا هر قدر که براى فراگیرى علم و دانش تلاش مى کرد، به همان اندازه نیز متخلّق به آداب و اخلاق نبوى و سیره عملى معصومین علیهم السلام بود. او علم و تعهد و معنویت را با هم آمیخته بود.
در استان گیلان در این اواخر، کمتر عالمى را سراغ داریم که از محبوبیت فراگیر در میان توده ها و طبقات مردم برخوردار باشد؛ با این همه در آستانه اشرفیه دو عالم برجسته داراى محبوبیت زاید الوصفى بودند؛ مرحوم آیت اللّه شیخ حسین وحید و مرحوم دکتر ضیائینیا. مرحوم وحید اهل معنا و باطن بود و دکتر ضیائینیا مناعت طبع داشت و با اخلاص بود. مردم منطقه، دیندارى خود را مرهون خدمات و زحمات آن علماى ربانى مى دانند. در آستانه اشرفیه و سایر شهرهاى شرقى گیلان در کمتر محافل و مجالسى و حتى در قهوه خانه ها، مى توان سراغ گرفت که سخن از دکتر ضیائینیا و سخنان و آداب و برخورد اجتماعى او نباشد. او به قدرى محبوبیت در بین مردم داشت که حتى ساواک کاملاً رابطه عاطفى بین او و مردم را به مقامات بالا گزارش داده بودند.
آیت الله زین العابدین قربانى، امام جمعه لاهیجان، درباره حالات این مرد والا مقام مى گوید: «در سال ۱۳۵۶ ش، که ما به همراه ایشان (دکتر ضیائینیا) به حج مشرف شده بودیم، در روز عرفه، معظم له با حال خوشى دعاى عرفه سیدالشهداء علیه السلام را به گونه اى سوزناک مى خواندند که هنوز طنین آن سوز و گدازها در گوش من موجود است. همچنین مى توان به شجاعت و دلیرى و غیرت مندى وى اشاره نمود؛ به نحوى که در رژیم شاه معمولاً ایشان مسلح بود و سلاح حمل مى نمود و همچنین مى توان به توان ایشان در زمینه بحث و جدل پیرامون انواع موضوعات به ویژه عقاید و دفاع از حریم ولایت عظمى اشاره نمود که ساعت ها مى توانست پیرامون آن ها بحث و مناظره کند».
دکتر ضیائینیا از طبع شاعرانه هم بى بهره نبود و اشعارى از ایشان به یادگار مانده است. از باب نمونه، غزلى را که ایشان به سال ۱۳۵۴ ش، در مدح حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالى فرجه الشریف سروده است، در این جا مى آوریم:
شب دردمند عاشق چه شب دراز باشد * غم دل به دل سراید، پى فاش راز باشد
چو خیال دلبرش را، به عیادتش ببیند * همه درد او شود به، همه ناله ساز باشد
سپرى شده است عمرم، پى وصل آن یگانه * که وصال آن پریوش، همه دم نیاز باشد
نظر ار به مهر دارد، همه درد را زداید * چه رسد که لب گشاید، همه دلنواز باشد
همه عمر رنج بردم ره وصل او کنم طى * شده طى کتاب عمرم، ره وصل باز باشد
همه درد من ز هجرش، همه ناله ام ز مهرش * چه شود که آن سلیمان، نگهش به ناز باشد
به امید آن که آید، سر من به بر بگیرد * دم آخرین خود را، به سرم نماز باشد
مخراش اى «ضیائینیا» دل خود به پنجه غم * که امیر دادگستر، شه غم نواز باشد
وفات
مرحوم آیت الله سید عبدالله ضیائینیا، سرانجام در شب شام غریبان حضرت ابا عبدالله علیه السلام در بیست و سوم مرداد ۱۳۶۸ شمسی دار فانى را وداع گفت و به عالم بقا شتافت. پیکر مطهر آن عالم فرزانه در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
منابع
- ستارگان حرم، محمدتقى ادهمنژاد، جلد ۱۱.
آرشیو عکس و تصویر
از راست: سید عبدالله ضیائی نیا، ناصر مکارم شیرازی، حسین علی منتظری، شهید محمد صدوقی، سید محمدعلی انگجی و سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی






