جامعیت مقاله متوسط
کیفیت پژوهش متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شفاعت: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(آیات شفاعت در قرآن)
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
'''شفاعت''' به معنای میانجیگری اولیای الهی برای اهل ایمان در [[آخرت]] در نزد خداست تا به واسطه این شفاعت  گناهان شخص مورد بخشش قرار گیرد و رحمت خدا شامل حال او شود. [[قرآن]] تنها کسانی را که از طرف خدا اجازه شفاعت را داشته باشند قادر به شفاعت می‌داند. همچنین برای بهره مندی از شفاعت شرایطی را بیان می‌نماید.
+
'''«شفاعت»''' به معنای وساطت و میانجی‌گری [[اولیاء الله|اولیای الهی]] برای اهل [[ایمان]] در [[آخرت]] در نزد [[خداوند]] است تا به واسطه این شفاعت، [[گناهان]] شخص مورد بخشش قرار گیرد و رحمت خدا شامل حال او شود. [[قرآن]] تنها کسانی را که از طرف خدا اجازه شفاعت داشته باشند قادر به شفاعت دانسته و نیز برای بهره‌مندی از شفاعت شرایطی را بیان می‌نماید. شفاعت از [[عقاید]] مسلم [[اسلام|اسلامی]] و مورد اتفاق [[شیعه]] و [[اهل سنت]] است؛ اما به عقیده فرقه [[وهابیت]]، درخواست شفاعت از کسی که از دنیا رفته [[شرک]] است.
  
شفاعت از عقاید مسلم [[اسلام|اسلامی]] و مورد اتفاق [[شیعه]] و [[اهل سنت]] است. اما فرقه [[وهابیت]] معتقد است در خواست شفاعت از کسی که از دنیا رفته است [[شرک]] است.
+
==مفهوم شفاعت ==
 +
 
 +
مصدر «شفاعة» از «شَفع» در لغت به معنای جفت (در مقابل «وَتر» به معنای تک) گرفته شده و نیز منضم كردن چيزى به چيزى است<ref>مفردات، راغب اصفهانی، "شفع".</ref> و در اصطلاح به معناى واسطه قرار گرفتن شفيع براى رساندن درخواست کننده شفاعت به خيرى يا در امان نگه داشتن او از شرّى است. گویا شفیع اعتبار و کمالی که خود دارد را ضميمه صلاحيت ناتمام خواهنده شفاعت می کند تا او را به خیری برساند یا از او دفع شرّی بکند. شفاعت يعنى افرادى كه مايه‌اى از [[ايمان]] و [[تقوا]] و عمل داشته و در روز [[قيامت]] كمبودى دارند، لطفى به آن مايه‌ها اضافه مى‌شود و در اثر جفت و همراه شدن با لطف اولياى الهى، از قهر خداوند نجات مى‌يابند. بنابراين شفاعت، شامل كسانى مى‌شود كه تلاشگرند، ولى در راه مانده‌اند و نياز به قدرتى دارند كه در كنار آنان باشد.<ref>تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۱۱۱.</ref>
  
==مفهوم شفاعت ==
+
بنابراين، شفاعت سبب مستقل نيست، بلكه مكمّل و متمّم سبب است، يعنى در همه جا تأثير ندارد، بلكه فقط براى كسانى است كه سبب و زمينه براى رسيدن به كمال و خير يا در امان ماندن از [[عذاب]] و شرّ را داشته باشند، ولى اگر طالب شفاعت، هيچ لياقتى براى رسيدن به آن كمال و هيچ موجب نقصى براى در امان ماندن از آن عذاب را نداشته باشد، شفاعت شامل حال او نمى ‏شود، مثل اينكه يك فرد عادى كه نه سواد دارد و نه استعداد، بخواهد با [[توسل]] به شفاعت، دانشمندى برجسته شود و يا يك بنده ياغى كه از مولايش اطاعت نكرده، بخواهد با توسل به شفاعت، مورد عفو مولا قرار گيرد. در اين موارد، شفاعت سود ندارد.<ref>تفسیر الميزان، علامه طباطبایی، ج ۱، ص ۱۵۷-۱۵۸.</ref>
  
'''شفاعت''' از «شَفع» به معنای جفت (در مقابل «وِتر» به معنای تک) گرفته شده و در اصطلاح به معناى واسطه قرار گرفتن شفيع براى رساندن درخواست کننده شفاعت به خيرى يا در امان نگه داشتن او از شرى است. گویا شفیع اعتبار و کمالی که خود دارد را ضميمه صلاحيت ناتمام خواهنده شفاعت می کند تا او را به خیری برساند یا از او دفع شری بکند.
+
در مورد معنای شفاعت در اصطلاح دینی گفته اند: «شفاعت عبارت است از این که در روز [[قیامت]]، [[پیامبران]] و اولیاء و صالحان درباره کسانی که پیوند ایمانی خود را با خدا قطع ننموده و از طرفی رابطه معنوی خود را با شفاعت کنندگان درگاه الهی حفظ کرده‌اند، وساطت و میانجیگری خواهند کرد.»<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید؛ قم، موسسه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۳، چاپ اول، ج۸، ص۲۰۷.</ref>
  
بنابراين، شفاعت سبب مستقل نيست، بلكه مكمّل و متمّم سبب است، يعنى در همه جا تأثير ندارد، بلكه فقط براى كسانى است كه سبب و زمينه براى رسيدن به كمال و خير يا درامان ماندن از عذاب و شر را داشته باشند، ولى اگر طالب شفاعت، هيچ لياقتى براى رسيدن به آن كمال و هيچ موجب نقصى براى در امان ماندن از آن عذاب را نداشته باشد، شفاعت شامل حال او نمى‏شود، مثل اينكه يك فرد عادى كه نه سواد دارد و نه استعداد، بخواهد با توسل به شفاعت، دانشمندى برجسته شود و يا يك بنده ياغى كه از مولايش اطاعت نكرده، بخواهد با توسل به شفاعت، مورد عفو مولا قرار گيرد. در اين موارد، شفاعت سود ندارد.<ref>الميزان، ج 1، ص 157- 158.</ref>
+
شفاعتِ اولياى خدا، به معناى ايستادن در برابر اراده‌ى خدا نيست. هم كيفر بدكاران و هم اجازه شفاعت به اولياى خود، اراده و خواست خداست. بنابراين شفاعت اولياى خدا، چيزى در برابر [[اراده الهی]] نيست. همچنین، هم وجود رحم در اولياى خدا و هم اجازه‌ى استفاده از آن، از طرف خداست. بنابراين‌ اوست كه با رحم و لطف خود، اجازه‌ى شفاعت مى‌دهد.
  
در مورد معنای شفاعت در اصطلاح دین گفته اند:
+
نکته دیگر اینکه، شفاعت، اراده‌ى خدا را تغيير نمى‌دهد؛ بلکه اراده‌ى خداوند در شرائط مختلف يک نوع نيست. اراده خدا بر كيفر گناهكار است، ولى اگر انسان [[توبه]] كند، قهرش را برمى‌دارد. زيرا شرائط انسان گناهكار با انسان توبه‌كار فرق دارد. انسانى بخاطر محبّت و ارادت و اطاعت از اولياى خدا در دنيا، مشمول شفاعت آنان مى‌شود و ديگرى كه مخالف آنان بوده، مشمول نمى‌شود.<ref>تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۱۱۳-۱۱۲.</ref>
  
«شفاعت» عبارت است از این که در روز [[قیامت]]، [[پیامبران]] و اولیاء و صالحان درباره کسانی که پیوند ایمانی خود را با خدا قطع ننموده و از طرفی رابطه معنوی خود را با شفاعت کنندگان درگاه الهی حفظ کرده‌اند، وساطت و میانجیگری خواهند کرد.<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید؛ قم، موسسه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۳، چاپ اول، ج۸، ص۲۰۷.</ref>
+
==شفاعت در قرآن==
 +
حدود سى [[آيه]] از [[قرآن کریم]] مربوط به شفاعت است كه به چهار دسته تقسيم مى‌شوند:
  
==آیات شفاعت در قرآن==
+
*'''الف. آیاتی که شفاعت را نفی می‌کنند''' مثل: {{متن قرآن|«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ»}}؛<ref>[[سوره بقره]]/۲۵۴.</ref> ای کسانی که ایمان آورده‌اید از آنچه به شما روزی داده‌ایم، [[انفاق]] کنید پیش از آن که روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت و...
آیات شفاعت در قرآن را می توان در این چهار دسته قرار داد:
 
*'''آیاتی که شفاعت را نفی می‌کنند''' مثل: {{متن قرآن|«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ»}}؛<ref>[[سوره بقره]]/ ۲۵۴.</ref> ای کسانی که ایمان آورده‌اید از آنچه به شما روزی داده‌ایم، [[انفاق]] کنید پیش از آن که روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت و...
 
  
*'''آیاتی که شفاعت را مختص خدا می‌دانند''' مثل: {{متن قرآن|«قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»}}؛<ref>[[سوره زمر]]/ ۴۴.</ref> بگو تمام شفاعت از آن خداست (زیرا) حاکمیت آسمان‌ها در زمین از آن اوست.
+
*'''ب. آیاتی که شفاعت را مختص خدا می‌دانند''' مثل: {{متن قرآن|«قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»}}؛<ref>[[سوره زمر]]/۴۴.</ref> بگو تمام شفاعت از آن خداست (زیرا) حاکمیت آسمان‌ها در زمین از آن اوست.
  
*'''آیاتی که شفاعت را برای دیگران و مشروط به اذن الهی می‌دانند''' مثل: {{متن قرآن|«وَلَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ»}}؛<ref>[[سوره سباء]]/۲۳.</ref> هیچ شفاعتی نزد او جزء به کسانی که اذن داده، سودی ندارد.
+
*'''ج. آیاتی که شفاعت را برای دیگران و مشروط به اذن الهی می‌دانند''' مثل: {{متن قرآن|«وَلَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ»}}؛<ref>[[سوره سباء]]/۲۳.</ref> هیچ شفاعتی نزد او جزء به کسانی که اذن داده، سودی ندارد.
  
*'''آیاتی که برای شفاعت شوندگان شرایطی را بیان می‌کنند''' مثل: {{متن قرآن|«...وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ»}}؛<ref>[[سوره انبیاء]]/ ۲۸.</ref> ...و آنها جز برای کسانی که خدا راضی (به شفاعت او) است، شفاعت نمی‌کنند و از ترس او بیمناکند.
+
*'''د. آیاتی که برای شفاعت شوندگان شرایطی را بیان می‌کنند''' مثل: {{متن قرآن|«...وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ»}}؛<ref>[[سوره انبیاء]]/۲۸.</ref> ...و آنها جز برای کسانی که خدا راضی (به شفاعت او) است، شفاعت نمی‌کنند و از ترس او بیمناکند.
  
با بررسی آیات شفاعت بدست می‌آید که منظور از آیات نفی کننده شفاعت این است که کسی به عنوان مستقل چنین حقی را ندارد و منظور از آیات اثبات کننده شفاعت این است که اصلاً و ذاتاً شفاعت برای خداست و برای غیر خدا با اذن و تملیک اوست.
+
از بررسی آیات شفاعت بدست می‌آید که منظور از آیات نفی کننده شفاعت این است که کسی مستقلا چنین حقی را ندارد و منظور از آیات اثبات کننده شفاعت این است که اصلاً و ذاتاً شفاعت برای خداست و برای غیر خدا نیز با اذن و تملیک اوست.
  
شفیع در حقیقت خود خدای سبحان است و برگشت شفاعت به این است که یکی از صفات خدا بین خدا و شخص شفاعت خواه، واسطه می‌شود تا حال او را اصلاح کند مانند واسطه شدن رحمت و مغفرت خدا بین او و بنده گنهکارش، تا وی را از وبال گناهش و از [[عذاب]] نجات دهد.<ref>منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۳۴، جعفر سبحانی.</ref>
+
شفیع در حقیقت خود خدای سبحان است و برگشت شفاعت به این است که یکی از صفات خدا ([[شفیع (اسم الله)|شفیع]]) بین خدا و شخص شفاعت خواه، واسطه می‌شود تا حال او را اصلاح کند مانند واسطه شدن رحمت و مغفرت خدا بین او و بنده گنهکارش، تا وی را از وبال گناهش و از [[عذاب]] نجات دهد.<ref>منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج ۸، ص ۲۳۴.</ref>
  
 
==شفاعت کنندگان==
 
==شفاعت کنندگان==
از برخی از آیاتی که در مورد شفاعت در قرآن آمده است می توان ویژگی های شفاعت کنندگان را بدست آورد. آیات زیر نمونه هایی از این آیات هستند:
+
از برخی از آیاتی که در مورد شفاعت در [[قرآن]] آمده است، می توان ویژگی های شفاعت کنندگان را بدست آورد. آیات زیر نمونه هایی از این آیات هستند:
  
*آیه 86 سوره زخرف: «وَ لا یمْلِکُ الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یعْلَمُونَ» این آیه بیان می دارد که کسانی که مشرکین غیر از خدا می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند. و در پایان آیه ویژگی گروهی که می توانند شفاعت کنند را اینگونه بیان می دارد: «مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یعْلَمُونَ» این بخش از آیه معمولا به یکی از دو صورت زیر معنا شده است:
+
*{{متن قرآن|«وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ»}}؛<ref>[[سوره زخرف]]/۸۶.</ref> این [[آیه]] بیان می دارد که کسانی که مشرکین غیر از خدا می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند. و در پایان آیه ویژگی گروهی که می توانند شفاعت کنند را اینگونه بیان می دارد: «{{متن قرآن|«مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ»}} این بخش از آیه معمولا به یکی از دو صورت زیر معنا شده است:
*#كسانى كه شهادت بحق مى‌‏دهند و عالم به حق هم هستند يعنى هم به زبان می‌آورند و هم در دل معتقد بحق هستند.<ref>اطيب البيان فى تفسير القرآن ، ج‏12، ص64؛ منهج الصادقين فى إلزام المخالفين، ج‏8، ص268.</ref>
+
*كسانى كه شهادت به [[حق]] مى‌‏دهند و عالم به حق هم هستند يعنى هم به زبان می‌آورند و هم در دل معتقد به حق هستند.<ref>اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج‏۱۲، ص۶۴؛ منهج الصادقين فى إلزام المخالفين، ج‏۸، ص۲۶۸.</ref>
*#کسانی که شهادت به توحید می دهند و به حقیقت حال و عمل کسی که برایش شفاعت می‌کنند عالم هستند.<ref>طباطبائی، المیزان، ج18، ص127</ref>
+
*کسانی که شهادت به [[توحید]] می دهند و به حقیقت حال و عمل کسی که برایش شفاعت می‌کنند عالم هستند.<ref>طباطبائی، المیزان، ج۱۸، ص۱۲۷</ref>
*آیه 109 سوره طه: «یوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمن؛ در آن روز شفاعت کسی سودی ندهد مگر آنکه [خدای] رحمان به او اذن دهد و گفتارش را [در مورد شفاعت از دیگران] بپسندد.» مطابق با این آیه کسانی می توانند شفاعت کنند که از خدا اذن شفاعت داشته باشند.
+
*{{متن قرآن|«يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ»}}؛<ref>[[سوره طه]]/۱۰۹.</ref> در آن روز شفاعت کسی سودی ندهد مگر آنکه [خدای] رحمان به او اذن دهد و گفتارش را [در مورد شفاعت از دیگران] بپسندد.» مطابق با این آیه کسانی می توانند شفاعت کنند که از خدا اذن شفاعت داشته باشند.
*آیه 87 سوره مریم: «لا یمْلِکُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَن عَهْداً؛ آنان هرگز مالک شفاعت نیستند؛ مگر کسی که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانی دارد.» این آیه شفاعت کردن را تنها خاص کسانی می داند که نزد خدا عهدی دارند. در مورد عهد مورد اشاره در آیه دیدگاه‌های متفاوتی بیان شده است از جمله:
+
*{{متن قرآن|«لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَٰنِ عَهْدًا»}}؛<ref>[[سوره مریم]]/۸۷.</ref> آنان هرگز مالک شفاعت نیستند؛ مگر کسی که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانی دارد.» این آیه شفاعت کردن را تنها خاص کسانی می داند که نزد خدا عهدی دارند. در مورد عهد مورد اشاره در آیه، دیدگاه‌های متفاوتی بیان شده است از جمله: ۱- عهد ايمان به خدا و تصديق به نبوت است. ۲- عهد همان وعده شفاعتى است كه به طورى كه از اخبار بر مى‌‏آيد به امثال انبياء و امامان و مؤمنين و ملائكه داده. ۳- عهد عبارت است از شهادت به لا اله الا اللَّه و امید نداشتن به حول و قوه خود و دیگران.
*#عهد ايمان به خدا و تصديق به نبوت است
 
*#عهد همان وعده شفاعتى است كه به طورى كه از اخبار بر مى‌‏آيد به امثال انبياء و امامان و مؤمنين و ملائكه داده.
 
*#عهد عبارت است از شهادت به لا اله الا اللَّه و امید نداشتن به حول و قوه خود و دیگران
 
  
آیات و روایات افراد زیر را صاحب شفاعت دانسته است:
+
در آیات و روایات، افراد زیر به عنوان صاحب شفاعت معرفی شده‌اند:
  
*پیامبران: [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله فرموده اند: «يشفع الأنبياء في کل من کان يشهد لااله الا الله مخلصاً<ref>مسند احمد، ج 3 ، ص 12 نقل از سبحانی، منشور جاويد، ج8، ص384</ref>؛ پيامبران الهي براي کساني که از روي اخلاص به يگانگي خدا گواهي داده اند شفاعت مي کنند.» و مفسران در [[تفسیر قرآن|تفسیر]] آیه «{{متن قرآن|«عَسَى أَن یبْعَثَک رَبُّک مَقَامًا مَّحْمُودًا»}}؛<ref>[[سوره اسراء]]/۷۹.</ref> امید است پروردگارت تو را به مقام پسندیده‌ای برانگیزد.» گفته‌اند: مقصود از مقام محمود، همان مقام شفاعت برای [[پیامبر اسلام]] است.<ref>ترجمه المیزان، ج ۱۷، ص ۴۱۰. </ref>
+
*[[پیامبران]]: [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] صلی الله علیه وآله فرمود: «يشفع الأنبياء في کل من کان يشهد آن لا اله الا الله مخلصاً<ref>مسند احمد، ج ۳، ص ۱۲، نقل از سبحانی، منشور جاويد، ج۸، ص۳۸۴</ref>؛ پيامبران الهي براي کساني که از روي اخلاص به يگانگي خدا گواهي داده اند شفاعت مي کنند.» و مفسران در [[تفسیر قرآن|تفسیر]] آیه {{متن قرآن|«عَسَىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا»}}؛<ref>[[سوره اسراء]]/۷۹.</ref> امید است پروردگارت تو را به مقام پسندیده‌ای برانگیزد.» گفته‌اند: مقصود از مقام محمود، همان مقام شفاعت برای [[پیامبر اسلام]] است.<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۷، ص ۴۱۰. </ref>
  
*[[امامان معصوم]] علیهم‌السلام: در ذیل آیه ۱۰۱ [[سوره شعراء]] روایات متعددی آمده که در بعضی از آنها صریحاً آمده که شافعان، امامان علیهم السلام هستند.<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۲۰۸؛ ذیل آیه ۷۹ اسراء، مجمع البیان، ج۶، ص۶۷۱ ذیل همان آیه.</ref>
+
*[[امامان معصوم]] علیهم‌السلام: در ذیل آیه ۱۰۱ [[سوره شعراء]] روایات متعددی آمده که در بعضی از آنها صریحاً آمده که شافعان، امامان علیهم السلام هستند.<ref>نورالثقلین، حویزی، ج۳، ص۲۰۸؛ ذیل آیه ۷۹ اسراء، مجمع البیان، طبرسی، ج۶، ص۶۷۱، ذیل همان آیه.</ref>
  
 
*علماء و شهدا: [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام می فرماید: «سه گروه هستند که از خدای متعال طلب شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود؛ «الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء؛ انبیاء، پس از آنها علماء و پس از آنها شهدا».<ref>ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۴۱۱.</ref>
 
*علماء و شهدا: [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام می فرماید: «سه گروه هستند که از خدای متعال طلب شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود؛ «الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء؛ انبیاء، پس از آنها علماء و پس از آنها شهدا».<ref>ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۴۱۱.</ref>
  
*[[فرشتگان]]: «{{متن قرآن|«وَکم مِّن مَّلَک فِی السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِی شَفَاعَتُهُمْ شَیئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن یأْذَنَ اللَّهُ لِمَن یشَاء وَیرْضَى»}}؛ و چه بسیار فرشتگانی که در آسمان ها هستند که شفاعتشان هیچ سودی نمی بخشد مگر پس از آنکه خدا برای هر که بخواهد و بپسندد، اجازه دهد.».<ref>[[سوره نجم]]/۲۶.</ref>
+
*[[فرشتگان]]: {{متن قرآن|«وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يَرْضَىٰ»}}؛ و چه بسیار فرشتگانی که در آسمان ها هستند که شفاعتشان هیچ سودی نمی بخشد مگر پس از آنکه خدا برای هر که بخواهد و بپسندد، اجازه دهد.».<ref>[[سوره نجم]]/۲۶.</ref>
  
==شفاعت شوندگان==
+
==شرایط شفاعت==
شرایطی که برای بهره مندی از شفاعت شفاعت‌کنندگان با بررسی آیات و روایات بدست می‌آید چنین است:
+
شفاعت، بى‌قيد و شرط نيست و شفاعت به اجازه و اذن خداست و شفاعت شونده، بايد واجد شرايطى باشد و اگر كسى شرايط شفاعت را دارا نباشد، مورد شفاعت قرار نمى‌گيرد.<ref>تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۱۱۲.</ref> شرایطی که برای بهره مندی از شفاعت شفاعت‌کنندگان با بررسی آیات و روایات بدست می‌آید چنین است:
  
 
'''داشتن دین مورد رضایت الهی:'''  
 
'''داشتن دین مورد رضایت الهی:'''  
  
در آیه 28 سوره انبیاء در مورد شفاعت فرشتگان آمده است: «لا یشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى: شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که خدا از او راضی و خشنود باشد.» از امام رضا علیه السلام در مورد این آیه سوال کردند. حضرت در پاسخ فرمود: معنايش اين است شفاعت نمى كنند جز براى كسى كه دين او مورد رضايت و پسند خدا باشد.<ref>امالى صدوق، ص 5.</ref>
+
در آیه ۲۸ [[سوره انبیاء]] در مورد شفاعت فرشتگان آمده است: {{متن قرآن|«لَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ»}}: شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که خدا از او راضی و خشنود باشد.» از [[امام رضا]] علیه السلام در مورد این آیه سوال کردند و حضرت در پاسخ فرمود: معنايش اين است شفاعت نمى كنند جز براى كسى كه [[دين]] او مورد رضايت و پسند خدا باشد.<ref>امالى، شیخ صدوق، ص۵.</ref>
 
 
اینکه چرا امام رضایت الهی را در این آیه به رضایت از دین شخص معنی نموده اند از دقت به این نکته مشخص می شود که فرد مؤمن و معتقد اگرچه گناهکار و دارای لغزش هایی باشد، ولی از جهت [[ایمان]] و عقیده‌اش مورد رضایت و خشنودی خدای متعال است.
 
 
 
با این وصف مشرك و كافر که دين مورد پسند خدا را ندارند مورد شفاعت قرار نمی گیرند.<ref> سبحانی، منشور جاويد، ج8، ص428</ref>
 
 
 
'''نداشتن دشمنی با پیامبر و خاندان ایشان:'''
 
 
 
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
 
 
 
«لو انّ الملائكة المقربين والأنبياء المرسلين شفَّعُوا فى ناصب ما شُفِّعوا».<ref>محاسن برقى، ص 184.</ref>
 
  
«اگر همه فرشتگان مقرّب الهى و تمام پيامبران مرسل براى ناصبى (يعنى كسى كه دشمن خاندان عصمت و طهارت است) شفاعت كنند شفاعت آنان پذيرفته نمى شود»
+
اینکه چرا امام رضا رضایت الهی را در این آیه به رضایت از دین شخص معنی نموده اند، از دقت به این نکته مشخص می شود که فرد مؤمن و معتقد اگرچه گناهکار و دارای لغزش هایی باشد، ولی از جهت [[ایمان]] و عقیده‌اش مورد رضایت و خشنودی خدای متعال است. با این وصف، مشرك و كافر که دين مورد پسند خدا را ندارند، مورد شفاعت قرار نمی گیرند.<ref> سبحانی، منشور جاويد، ج۸، ص۴۲۸.</ref>
  
و رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
+
'''نداشتن دشمنی با اهل بیت:'''
  
«إذا قمت المقام المحمود تشفعت فى أصحاب الكبائر من أُمّتى فيشفعنى اللّه فيهم واللّه لاتشفعت فيمن آذى ذرّيّتى».<ref> امالى صدوق، ص 177.</ref>
+
[[امام صادق]] (عليه السلام) فرمود: «لو انّ الملائكة المقربين والأنبياء المرسلين شفَّعُوا فى ناصب ما شُفِّعوا»؛<ref>محاسن برقى، ص ۱۸۴.</ref> «اگر همه فرشتگان مقرّب الهى و تمام پيامبران مرسل براى ناصبى (يعنى كسى كه دشمن خاندان عصمت و طهارت است) شفاعت كنند شفاعت آنان پذيرفته نمى شود»
  
«هنگامى كه در مقام شفاعت قرار گيرم براى گناهكاران امتم شفاعت مى كنم و خداوند شفاعت مرا مى پذيرد. به خدا سوگند براى كسانى كه ذريه و فرزندان مرا آزار كرده باشند شفاعت نمى كنم».
+
و [[رسول اكرم]] (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «إذا قمتُ المقام المحمود تشفعت فى أصحاب الكبائر من أُمّتى فيشفعنى اللّه فيهم واللّه لاتشفعتُ فی من آذى ذرّيّتى»؛<ref> امالى صدوق، ص ۱۷۷.</ref> «هنگامى كه در مقام شفاعت قرار گيرم براى گناهكاران امتم شفاعت مى كنم و خداوند شفاعت مرا مى پذيرد. به خدا سوگند براى كسانى كه ذريه و فرزندان مرا آزار كرده باشند شفاعت نمى كنم».
  
 
'''تکذیب نکردن شفاعت:'''
 
'''تکذیب نکردن شفاعت:'''
  
امام هشتم (عليه السلام) مى فرمايد: «من كذب بشفاعة رسول اللّه لم تنله».<ref>عيون اخبار الرضا، ج2، ص66</ref>
+
[[امام رضا]] (عليه السلام) مى فرمايد: «من كذّب بشفاعة رسول اللّه لم تنلهُ»؛<ref>عيون اخبار الرضا، ج۲، ص۶۶</ref> «كسى كه شفاعت رسول خدا را تكذيب كند شفاعت آن گرامى به او نمى رسد».
  
«كسى كه شفاعت رسول خدا را تكذيب كند شفاعت آن گرامى به او نمى رسد».
+
'''کوچک نشمردن نماز:'''
  
'''کوچک نشمردن نماز:'''
+
در حدیثی از [[امام صادق]] علیه السلام آمده است: «لا ينال شفاعتنا مَن استخفّ بالصّلاة»؛<ref>كافى، کلینی، ۳/۲۷۰؛ تهذيب الاحکام، طوسی، ۹/۱۰۷.</ref> كسى كه [[نماز]] را سبک بشمارد به شفاعت ما نمى رسد.
  
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «لا ينال شفاعتنا من استخف بالصّلاة<ref>كافى:3/270 و6/401 و تهذيب:9/107.</ref>؛ كسى كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت ما نمى رسد».  
+
برخی معتقدند آنچه در مورد نفی شفاعت در این موارد آمده است بدین معناست که شخص مدتها در [[عذاب]] بماند و از شفاعت محروم باشد، نه اين كه اصلاً شفاعت نشود؛ چرا که مطابق با روايات دیگری در مورد شفاعت آمده است هر كس ايمان به خدا داشته باشد و دين او مورد رضايت و پسند الهى باشد بالأخره شفاعت شفاعت كنندگان موجب نجات او مى شود.<ref>رک: سبحانی، منشور جاوید، ج۸، ص۴۲۶.</ref> چنانکه در حدیثی از امام صادق (عليه السلام) در مورد زنا کننده آمده است: «فواللّه لا تنال شفاعتنا إذا ركب هذا (يعنى الزنا) حتى يصيبه ألم العذاب ويرى هول جهنم»؛<ref>كافى، ج۳، ص۴۶۹.</ref> «به خدا سوگند شفاعت ما به كسى كه مرتكب زنا شده باشد نمى رسد، جز پس از آن كه عذاب دردناك الهى را بچشد و هول و ترس جهنم را ببيند».
  
برخی معتقدند آنچه در مورد نفی شفاعت در این موارد آمده است بدین معناست که شخص مدتها در عذاب بماند و از شفاعت محروم باشد نه اين كه اصلاً شفاعت نشود چرا که مطابق با روايات دیگری در مورد شفاعت آمده هر كس ايمان به خدا داشته باشد و دين او مورد رضايت و پسند الهى باشد بالأخره شفاعت شفاعت كنندگان موجب نجات او مى شود.<ref>رک: سبحانی، منشور جاوید، ج8، ص426</ref>
+
==اثر تربیتی اعتقاد به شفاعت==
  
چنانچه در حدیثی از امام صادق (عليه السلام) در مورد زنا کننده آمده است:
+
اثری که وعده شفاعت در افراد می‌گذارد، زنده کردن حسّ امیدواری در افراد گناه‌کار است تا آنان با وجود [[گناه|گناهان]] و جرائم خود، دچار ناامیدی و [[یأس]] از رحمت بی‌کران الهی نگردند.<ref>ترجمه المیزان، ج۱۴، ص۲۵۱.</ref> مانند همان اثری که اعتقاد به [[توبه]] و پذیرش از سوی خداوند متعال در انسان‌ها می‌گذارد.
  
«فواللّه لا تنال شفاعتنا إذا ركب هذا (يعنى الزنا) حتى يصيبه ألم العذاب ويرى هول جهنم».<ref>كافى، ج3، ص469</ref>
+
بنابراين شفاعتى سازنده است كه انسان را با اولياى خدا پيوند دهد و مانع يأس او شود. ولى اگر ايمان به شفاعت سبب جرأت بر گناه گردد، همانگونه كه [[مسیحیت|مسيحيان]] عقيده دارند كه [[حضرت عيسى]] فدا شد تا گناهان ما بخشيده شود، هرگز قابل قبول نيست.<ref>تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۱۱۲.</ref>
  
«به خدا سوگند شفاعت ما به كسى كه مرتكب زنا شده باشد نمى رسد. جز پس از آن كه عذاب دردناك الهى را بچشد و هول و ترس جهنم را ببيند».
+
==شفاعت در مذاهب اسلامی==
 +
همه [[فرقه‌های اسلامی]] اصل شفاعت را جزو آموزه‌های مسلّم [[قرآن]] و [[سنت]] می دانند و معتقدند كه آيات و روايات متعددی، اصل جواز و صحت شفاعت را تأييد می كنند، اما در مورد کیفیت آن اختلافاتی وجود دارد.
  
==اثر تربیتی اعتقاد به شفاعت==
+
'''دیدگاه شیعه:'''
  
اثری که وعده شفاعت در افراد می‌گذارد، زنده کردن حسّ امیدواری در افراد گناه‌کار است تا آنان با دیدن [[گناه|گناهان]] و جرائم خود دچار ناامیدی و یأس از رحمت بی‌کران الهی نگردند.<ref>ترجمه المیزان، ج۱۴، ص۲۵۱.</ref> مانند همان اثری که اعتقاد به [[توبه]] و پذیرش از سوی خداوند متعال در انسان‌ها می‌گذارد.
+
علمای [[شیعه]] همگی شفاعت را جزء [[ضروریات دین]] می شمارند. [[شیخ صدوق]] در مورداعتقاد شیعه در مسئله شفاعت می‌گوید: اعتقاد ما در مسئله شفاعت چنین است که شفاعت برای کسی است که [[دین]] او مورد رضایت بوده و گناه کبیره یا صغیره‌ای مرتکب شده است. ولی شفاعت برای اهل شک و [[شرک]] و هم‌چنین اهل [[کفر]] و جحود نمی‌باشد، بلکه برای گناهکارانی از اهل [[توحید]] است».<ref>شیخ صدوق، اعتقادات، ‌‌۱۴۱۳‌ق‌، ص۶۶.</ref>
  
==اعتقاد به شفاعت در بین مذاهب اسلامی==
+
'''دیدگاه اشاعره:'''
همه فرق اسلامي اصل شفاعت را جزو آموزه‌هاي مسلّم قرآن و سنت مي‌دانند و معتقدند كه آيات و روايات متعددي، اصل جواز و صحت شفاعت را تأييد مي‌كنند اما در مورد کیفیت آن اختلافاتی وجود دارد
 
  
===دیدگاه اشاعره===
+
متکلمان [[اهل سنت]] -که غالبا مذهب کلامی [[اشاعره|اشعری]] دارندمعتقدند شفاعت مخصوص مؤمنانی است که در دنیا مرتکب [[گناه]] کبیره شده اند و شفاعت را وسیله رفع عقاب و نجات از [[عذاب]] ابدی می دانند.<ref>مهدی نکویی، بررسی معنا، شرایط و آثار شفاعت پیامبر اکرم از منظر مذاهب اسلامی، پژوهشنامه حج و زیارت، بهار ۱۳۹۶، ص۱۴۰.</ref>
متکلمان اهل سنت که غالبا در کلام مذهب [[اشاعره|اشعری]] دارند معتقدند شفاعت مخصوص مومنانی است که در دنیا مرتکب گناه کبیره شده اند و شفاعت را وسیله رفع عقاب نجات از عذاب ابدی می دانند.<ref>نکویی سامانی، مهدی، بررسی معنا، شرایط و آثار شفاعت پیامبر اکرم (ص) از منظر مذاهب اسلامی، پژوهشنامه حج و زیارت، بهار و تابستان 1396، ص140</ref>
 
  
===دیدگاه شیعه===
+
'''دیدگاه وهابیت:'''
علمای شیعه همگی شفاعت را جزء ضروریات دین می شمارند. شیخ صدوق در مورداعتقاد شیعه در مسئله شفاعت می‌گوید:
 
اعتقاد ما در مسئله شفاعت چنین است که شفاعت برای کسی است که دین او مورد رضایت بوده و گناه کبیره یا صغیره‌ای مرتکب شده است. ولی شفاعت برای اهل شک و شرک و هم‌چنین اهل کفر و جحود نمی‌باشد بلکه برای گناهکارانی از اهل توحید می‌باشد» <ref>شیخ صدوق، اعتقادات، ‌‌1413‌ق‌، ص66.</ref>
 
  
==دیدگاه وهابیت در مورد شفاعت==
+
[[وهابیت|وهابیان]] گرچه معتقدند پیامبران علیهم السلام، [[فرشتگان]] و اولیای خدا، در روز [[رستاخیز]] حق شفاعت دارند؛ اما درخواست شفاعت از شفیعان را در حالتی که در عالم [[برزخ]] به سر می برند، [[شرک]] می دانند!<ref>الدرر السنیه، ج۱، ص۲۳۱.</ref>
[[وهابیت|وهابی ها]] گر چه معتقدند پیامبران علیهم السلام، فرشتگان و اولیای خدا، در روز رستاخیز حق شفاعت دارند؛ اما درخواست شفاعت از شفیعان را در حالتی که در عالم برزخ به سر می برند، شرک می دانند.<ref>الدرر السنیه، ج۱، ص۲۳۱</ref>
 
  
اما به نظر شیعه درخواست از غیر خدا به خودی خود مستلزم شرک نیست و شرک ورزیدن در جایی است که اعتقاد به الوهیت و ربوبیت و مستقل دیدن چیزی وجود داشته باشد.
+
اما به نظر [[شیعه]]، درخواست از غیر خدا به خودی خود مستلزم شرک نیست و شرک ورزیدن در جایی است که اعتقاد به الوهیت و ربوبیت و مستقل دیدن چیزی وجود داشته باشد.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
==منابع==
 
==منابع==
*سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام.
+
*منشور جاوید، جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام صادق علیه‌السلام.
*طيب، عبدالحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، اسلام، 1369 ش، چاپ 2.
+
*اطيب البيان فی تفسير القرآن، عبدالحسين طيب، تهران، اسلام، ۱۳۶۹ش.
*طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه، پنجم، ۱۴۱۷ق.
+
*المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، قم، انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه، ۱۴۱۷ق.
*کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی، ۱۳۳۶ش.
+
*منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ملا فتح‌الله کاشانی، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی، ۱۳۳۶ش.
*کاظم احمد زاده، شفاعت، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۱۴ بهمن ۱۳۹۱.
+
*تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۳، چاپ يازدهم.
*نکویی سامانی، مهدی، بررسی معنا، شرایط و آثار شفاعت پیامبر اکرم (ص) از منظر مذاهب اسلامی، پژوهشنامه حج و زیارت، بهار و تابستان 1396
+
*"شفاعت"، کاظم احمدزاده، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۱۴ بهمن ۱۳۹۱.
 +
*"بررسی معنا، شرایط و آثار شفاعت پیامبر اکرم از منظر مذاهب اسلامی"، مهدی نکویی، پژوهشنامه حج و زیارت، بهار۱۳۹۶.
 
{{اعتقادات شیعه}}
 
{{اعتقادات شیعه}}
 
+
[[رده: واژگان قرآنی]]
[[رده:اعتقادات]]
+
[[رده:معاد]][[رده:اعتقادات]]
[[رده: مقاله های مهم]]
 
 
 
 
{{سنجش کیفی
 
{{سنجش کیفی
 
|سنجش=شده
 
|سنجش=شده

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۰۸

«شفاعت» به معنای وساطت و میانجی‌گری اولیای الهی برای اهل ایمان در آخرت در نزد خداوند است تا به واسطه این شفاعت، گناهان شخص مورد بخشش قرار گیرد و رحمت خدا شامل حال او شود. قرآن تنها کسانی را که از طرف خدا اجازه شفاعت داشته باشند قادر به شفاعت دانسته و نیز برای بهره‌مندی از شفاعت شرایطی را بیان می‌نماید. شفاعت از عقاید مسلم اسلامی و مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است؛ اما به عقیده فرقه وهابیت، درخواست شفاعت از کسی که از دنیا رفته شرک است.

مفهوم شفاعت

مصدر «شفاعة» از «شَفع» در لغت به معنای جفت (در مقابل «وَتر» به معنای تک) گرفته شده و نیز منضم كردن چيزى به چيزى است[۱] و در اصطلاح به معناى واسطه قرار گرفتن شفيع براى رساندن درخواست کننده شفاعت به خيرى يا در امان نگه داشتن او از شرّى است. گویا شفیع اعتبار و کمالی که خود دارد را ضميمه صلاحيت ناتمام خواهنده شفاعت می کند تا او را به خیری برساند یا از او دفع شرّی بکند. شفاعت يعنى افرادى كه مايه‌اى از ايمان و تقوا و عمل داشته و در روز قيامت كمبودى دارند، لطفى به آن مايه‌ها اضافه مى‌شود و در اثر جفت و همراه شدن با لطف اولياى الهى، از قهر خداوند نجات مى‌يابند. بنابراين شفاعت، شامل كسانى مى‌شود كه تلاشگرند، ولى در راه مانده‌اند و نياز به قدرتى دارند كه در كنار آنان باشد.[۲]

بنابراين، شفاعت سبب مستقل نيست، بلكه مكمّل و متمّم سبب است، يعنى در همه جا تأثير ندارد، بلكه فقط براى كسانى است كه سبب و زمينه براى رسيدن به كمال و خير يا در امان ماندن از عذاب و شرّ را داشته باشند، ولى اگر طالب شفاعت، هيچ لياقتى براى رسيدن به آن كمال و هيچ موجب نقصى براى در امان ماندن از آن عذاب را نداشته باشد، شفاعت شامل حال او نمى ‏شود، مثل اينكه يك فرد عادى كه نه سواد دارد و نه استعداد، بخواهد با توسل به شفاعت، دانشمندى برجسته شود و يا يك بنده ياغى كه از مولايش اطاعت نكرده، بخواهد با توسل به شفاعت، مورد عفو مولا قرار گيرد. در اين موارد، شفاعت سود ندارد.[۳]

در مورد معنای شفاعت در اصطلاح دینی گفته اند: «شفاعت عبارت است از این که در روز قیامت، پیامبران و اولیاء و صالحان درباره کسانی که پیوند ایمانی خود را با خدا قطع ننموده و از طرفی رابطه معنوی خود را با شفاعت کنندگان درگاه الهی حفظ کرده‌اند، وساطت و میانجیگری خواهند کرد.»[۴]

شفاعتِ اولياى خدا، به معناى ايستادن در برابر اراده‌ى خدا نيست. هم كيفر بدكاران و هم اجازه شفاعت به اولياى خود، اراده و خواست خداست. بنابراين شفاعت اولياى خدا، چيزى در برابر اراده الهی نيست. همچنین، هم وجود رحم در اولياى خدا و هم اجازه‌ى استفاده از آن، از طرف خداست. بنابراين‌ اوست كه با رحم و لطف خود، اجازه‌ى شفاعت مى‌دهد.

نکته دیگر اینکه، شفاعت، اراده‌ى خدا را تغيير نمى‌دهد؛ بلکه اراده‌ى خداوند در شرائط مختلف يک نوع نيست. اراده خدا بر كيفر گناهكار است، ولى اگر انسان توبه كند، قهرش را برمى‌دارد. زيرا شرائط انسان گناهكار با انسان توبه‌كار فرق دارد. انسانى بخاطر محبّت و ارادت و اطاعت از اولياى خدا در دنيا، مشمول شفاعت آنان مى‌شود و ديگرى كه مخالف آنان بوده، مشمول نمى‌شود.[۵]

شفاعت در قرآن

حدود سى آيه از قرآن کریم مربوط به شفاعت است كه به چهار دسته تقسيم مى‌شوند:

  • الف. آیاتی که شفاعت را نفی می‌کنند مثل: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ»؛[۶] ای کسانی که ایمان آورده‌اید از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید پیش از آن که روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت و...
  • ب. آیاتی که شفاعت را مختص خدا می‌دانند مثل: «قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»؛[۷] بگو تمام شفاعت از آن خداست (زیرا) حاکمیت آسمان‌ها در زمین از آن اوست.
  • ج. آیاتی که شفاعت را برای دیگران و مشروط به اذن الهی می‌دانند مثل: «وَلَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ»؛[۸] هیچ شفاعتی نزد او جزء به کسانی که اذن داده، سودی ندارد.
  • د. آیاتی که برای شفاعت شوندگان شرایطی را بیان می‌کنند مثل: «...وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ»؛[۹] ...و آنها جز برای کسانی که خدا راضی (به شفاعت او) است، شفاعت نمی‌کنند و از ترس او بیمناکند.

از بررسی آیات شفاعت بدست می‌آید که منظور از آیات نفی کننده شفاعت این است که کسی مستقلا چنین حقی را ندارد و منظور از آیات اثبات کننده شفاعت این است که اصلاً و ذاتاً شفاعت برای خداست و برای غیر خدا نیز با اذن و تملیک اوست.

شفیع در حقیقت خود خدای سبحان است و برگشت شفاعت به این است که یکی از صفات خدا (شفیع) بین خدا و شخص شفاعت خواه، واسطه می‌شود تا حال او را اصلاح کند مانند واسطه شدن رحمت و مغفرت خدا بین او و بنده گنهکارش، تا وی را از وبال گناهش و از عذاب نجات دهد.[۱۰]

شفاعت کنندگان

از برخی از آیاتی که در مورد شفاعت در قرآن آمده است، می توان ویژگی های شفاعت کنندگان را بدست آورد. آیات زیر نمونه هایی از این آیات هستند:

  • «وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ»؛[۱۱] این آیه بیان می دارد که کسانی که مشرکین غیر از خدا می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند. و در پایان آیه ویژگی گروهی که می توانند شفاعت کنند را اینگونه بیان می دارد: ««مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ» این بخش از آیه معمولا به یکی از دو صورت زیر معنا شده است:
  • كسانى كه شهادت به حق مى‌‏دهند و عالم به حق هم هستند يعنى هم به زبان می‌آورند و هم در دل معتقد به حق هستند.[۱۲]
  • کسانی که شهادت به توحید می دهند و به حقیقت حال و عمل کسی که برایش شفاعت می‌کنند عالم هستند.[۱۳]
  • «يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ»؛[۱۴] در آن روز شفاعت کسی سودی ندهد مگر آنکه [خدای] رحمان به او اذن دهد و گفتارش را [در مورد شفاعت از دیگران] بپسندد.» مطابق با این آیه کسانی می توانند شفاعت کنند که از خدا اذن شفاعت داشته باشند.
  • «لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَٰنِ عَهْدًا»؛[۱۵] آنان هرگز مالک شفاعت نیستند؛ مگر کسی که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانی دارد.» این آیه شفاعت کردن را تنها خاص کسانی می داند که نزد خدا عهدی دارند. در مورد عهد مورد اشاره در آیه، دیدگاه‌های متفاوتی بیان شده است از جمله: ۱- عهد ايمان به خدا و تصديق به نبوت است. ۲- عهد همان وعده شفاعتى است كه به طورى كه از اخبار بر مى‌‏آيد به امثال انبياء و امامان و مؤمنين و ملائكه داده. ۳- عهد عبارت است از شهادت به لا اله الا اللَّه و امید نداشتن به حول و قوه خود و دیگران.

در آیات و روایات، افراد زیر به عنوان صاحب شفاعت معرفی شده‌اند:

  • پیامبران: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «يشفع الأنبياء في کل من کان يشهد آن لا اله الا الله مخلصاً[۱۶]؛ پيامبران الهي براي کساني که از روي اخلاص به يگانگي خدا گواهي داده اند شفاعت مي کنند.» و مفسران در تفسیر آیه «عَسَىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا»؛[۱۷] امید است پروردگارت تو را به مقام پسندیده‌ای برانگیزد.» گفته‌اند: مقصود از مقام محمود، همان مقام شفاعت برای پیامبر اسلام است.[۱۸]
  • امامان معصوم علیهم‌السلام: در ذیل آیه ۱۰۱ سوره شعراء روایات متعددی آمده که در بعضی از آنها صریحاً آمده که شافعان، امامان علیهم السلام هستند.[۱۹]
  • علماء و شهدا: حضرت علی علیه السلام می فرماید: «سه گروه هستند که از خدای متعال طلب شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود؛ «الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء؛ انبیاء، پس از آنها علماء و پس از آنها شهدا».[۲۰]
  • فرشتگان: «وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يَرْضَىٰ»؛ و چه بسیار فرشتگانی که در آسمان ها هستند که شفاعتشان هیچ سودی نمی بخشد مگر پس از آنکه خدا برای هر که بخواهد و بپسندد، اجازه دهد.».[۲۱]

شرایط شفاعت

شفاعت، بى‌قيد و شرط نيست و شفاعت به اجازه و اذن خداست و شفاعت شونده، بايد واجد شرايطى باشد و اگر كسى شرايط شفاعت را دارا نباشد، مورد شفاعت قرار نمى‌گيرد.[۲۲] شرایطی که برای بهره مندی از شفاعت شفاعت‌کنندگان با بررسی آیات و روایات بدست می‌آید چنین است:

داشتن دین مورد رضایت الهی:

در آیه ۲۸ سوره انبیاء در مورد شفاعت فرشتگان آمده است: «لَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ»: شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که خدا از او راضی و خشنود باشد.» از امام رضا علیه السلام در مورد این آیه سوال کردند و حضرت در پاسخ فرمود: معنايش اين است شفاعت نمى كنند جز براى كسى كه دين او مورد رضايت و پسند خدا باشد.[۲۳]

اینکه چرا امام رضا رضایت الهی را در این آیه به رضایت از دین شخص معنی نموده اند، از دقت به این نکته مشخص می شود که فرد مؤمن و معتقد اگرچه گناهکار و دارای لغزش هایی باشد، ولی از جهت ایمان و عقیده‌اش مورد رضایت و خشنودی خدای متعال است. با این وصف، مشرك و كافر که دين مورد پسند خدا را ندارند، مورد شفاعت قرار نمی گیرند.[۲۴]

نداشتن دشمنی با اهل بیت:

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «لو انّ الملائكة المقربين والأنبياء المرسلين شفَّعُوا فى ناصب ما شُفِّعوا»؛[۲۵] «اگر همه فرشتگان مقرّب الهى و تمام پيامبران مرسل براى ناصبى (يعنى كسى كه دشمن خاندان عصمت و طهارت است) شفاعت كنند شفاعت آنان پذيرفته نمى شود»

و رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «إذا قمتُ المقام المحمود تشفعت فى أصحاب الكبائر من أُمّتى فيشفعنى اللّه فيهم واللّه لاتشفعتُ فی من آذى ذرّيّتى»؛[۲۶] «هنگامى كه در مقام شفاعت قرار گيرم براى گناهكاران امتم شفاعت مى كنم و خداوند شفاعت مرا مى پذيرد. به خدا سوگند براى كسانى كه ذريه و فرزندان مرا آزار كرده باشند شفاعت نمى كنم».

تکذیب نکردن شفاعت:

امام رضا (عليه السلام) مى فرمايد: «من كذّب بشفاعة رسول اللّه لم تنلهُ»؛[۲۷] «كسى كه شفاعت رسول خدا را تكذيب كند شفاعت آن گرامى به او نمى رسد».

کوچک نشمردن نماز:

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «لا ينال شفاعتنا مَن استخفّ بالصّلاة»؛[۲۸] كسى كه نماز را سبک بشمارد به شفاعت ما نمى رسد.

برخی معتقدند آنچه در مورد نفی شفاعت در این موارد آمده است بدین معناست که شخص مدتها در عذاب بماند و از شفاعت محروم باشد، نه اين كه اصلاً شفاعت نشود؛ چرا که مطابق با روايات دیگری در مورد شفاعت آمده است هر كس ايمان به خدا داشته باشد و دين او مورد رضايت و پسند الهى باشد بالأخره شفاعت شفاعت كنندگان موجب نجات او مى شود.[۲۹] چنانکه در حدیثی از امام صادق (عليه السلام) در مورد زنا کننده آمده است: «فواللّه لا تنال شفاعتنا إذا ركب هذا (يعنى الزنا) حتى يصيبه ألم العذاب ويرى هول جهنم»؛[۳۰] «به خدا سوگند شفاعت ما به كسى كه مرتكب زنا شده باشد نمى رسد، جز پس از آن كه عذاب دردناك الهى را بچشد و هول و ترس جهنم را ببيند».

اثر تربیتی اعتقاد به شفاعت

اثری که وعده شفاعت در افراد می‌گذارد، زنده کردن حسّ امیدواری در افراد گناه‌کار است تا آنان با وجود گناهان و جرائم خود، دچار ناامیدی و یأس از رحمت بی‌کران الهی نگردند.[۳۱] مانند همان اثری که اعتقاد به توبه و پذیرش از سوی خداوند متعال در انسان‌ها می‌گذارد.

بنابراين شفاعتى سازنده است كه انسان را با اولياى خدا پيوند دهد و مانع يأس او شود. ولى اگر ايمان به شفاعت سبب جرأت بر گناه گردد، همانگونه كه مسيحيان عقيده دارند كه حضرت عيسى فدا شد تا گناهان ما بخشيده شود، هرگز قابل قبول نيست.[۳۲]

شفاعت در مذاهب اسلامی

همه فرقه‌های اسلامی اصل شفاعت را جزو آموزه‌های مسلّم قرآن و سنت می دانند و معتقدند كه آيات و روايات متعددی، اصل جواز و صحت شفاعت را تأييد می كنند، اما در مورد کیفیت آن اختلافاتی وجود دارد.

دیدگاه شیعه:

علمای شیعه همگی شفاعت را جزء ضروریات دین می شمارند. شیخ صدوق در مورداعتقاد شیعه در مسئله شفاعت می‌گوید: اعتقاد ما در مسئله شفاعت چنین است که شفاعت برای کسی است که دین او مورد رضایت بوده و گناه کبیره یا صغیره‌ای مرتکب شده است. ولی شفاعت برای اهل شک و شرک و هم‌چنین اهل کفر و جحود نمی‌باشد، بلکه برای گناهکارانی از اهل توحید است».[۳۳]

دیدگاه اشاعره:

متکلمان اهل سنت -که غالبا مذهب کلامی اشعری دارند-، معتقدند شفاعت مخصوص مؤمنانی است که در دنیا مرتکب گناه کبیره شده اند و شفاعت را وسیله رفع عقاب و نجات از عذاب ابدی می دانند.[۳۴]

دیدگاه وهابیت:

وهابیان گرچه معتقدند پیامبران علیهم السلام، فرشتگان و اولیای خدا، در روز رستاخیز حق شفاعت دارند؛ اما درخواست شفاعت از شفیعان را در حالتی که در عالم برزخ به سر می برند، شرک می دانند![۳۵]

اما به نظر شیعه، درخواست از غیر خدا به خودی خود مستلزم شرک نیست و شرک ورزیدن در جایی است که اعتقاد به الوهیت و ربوبیت و مستقل دیدن چیزی وجود داشته باشد.

پانویس

  1. مفردات، راغب اصفهانی، "شفع".
  2. تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۱۱۱.
  3. تفسیر الميزان، علامه طباطبایی، ج ۱، ص ۱۵۷-۱۵۸.
  4. سبحانی، جعفر، منشور جاوید؛ قم، موسسه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۳، چاپ اول، ج۸، ص۲۰۷.
  5. تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۱۱۳-۱۱۲.
  6. سوره بقره/۲۵۴.
  7. سوره زمر/۴۴.
  8. سوره سباء/۲۳.
  9. سوره انبیاء/۲۸.
  10. منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج ۸، ص ۲۳۴.
  11. سوره زخرف/۸۶.
  12. اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج‏۱۲، ص۶۴؛ منهج الصادقين فى إلزام المخالفين، ج‏۸، ص۲۶۸.
  13. طباطبائی، المیزان، ج۱۸، ص۱۲۷
  14. سوره طه/۱۰۹.
  15. سوره مریم/۸۷.
  16. مسند احمد، ج ۳، ص ۱۲، نقل از سبحانی، منشور جاويد، ج۸، ص۳۸۴
  17. سوره اسراء/۷۹.
  18. ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۷، ص ۴۱۰.
  19. نورالثقلین، حویزی، ج۳، ص۲۰۸؛ ذیل آیه ۷۹ اسراء، مجمع البیان، طبرسی، ج۶، ص۶۷۱، ذیل همان آیه.
  20. ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۴۱۱.
  21. سوره نجم/۲۶.
  22. تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۱۱۲.
  23. امالى، شیخ صدوق، ص۵.
  24. سبحانی، منشور جاويد، ج۸، ص۴۲۸.
  25. محاسن برقى، ص ۱۸۴.
  26. امالى صدوق، ص ۱۷۷.
  27. عيون اخبار الرضا، ج۲، ص۶۶
  28. كافى، کلینی، ۳/۲۷۰؛ تهذيب الاحکام، طوسی، ۹/۱۰۷.
  29. رک: سبحانی، منشور جاوید، ج۸، ص۴۲۶.
  30. كافى، ج۳، ص۴۶۹.
  31. ترجمه المیزان، ج۱۴، ص۲۵۱.
  32. تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۱۱۲.
  33. شیخ صدوق، اعتقادات، ‌‌۱۴۱۳‌ق‌، ص۶۶.
  34. مهدی نکویی، بررسی معنا، شرایط و آثار شفاعت پیامبر اکرم از منظر مذاهب اسلامی، پژوهشنامه حج و زیارت، بهار ۱۳۹۶، ص۱۴۰.
  35. الدرر السنیه، ج۱، ص۲۳۱.

منابع

  • منشور جاوید، جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام صادق علیه‌السلام.
  • اطيب البيان فی تفسير القرآن، عبدالحسين طيب، تهران، اسلام، ۱۳۶۹ش.
  • المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، قم، انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه، ۱۴۱۷ق.
  • منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ملا فتح‌الله کاشانی، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی، ۱۳۳۶ش.
  • تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۳، چاپ يازدهم.
  • "شفاعت"، کاظم احمدزاده، دانشنامه پژوهه، تاریخ بازیابی: ۱۴ بهمن ۱۳۹۱.
  • "بررسی معنا، شرایط و آثار شفاعت پیامبر اکرم از منظر مذاهب اسلامی"، مهدی نکویی، پژوهشنامه حج و زیارت، بهار۱۳۹۶.
‌اعتقادات شیعه
توحید توحید ذاتی * توحید صفاتی * توحید افعالی * توحید در عبادت * بداء * اسماء و صفات الهی
عدل قضا و قدر * اختیار * امر بین الامرین
نبوت عصمت پیامبران * خاتمیت * وحی * اعجاز * عدم تحریف قرآن
امامت

باورها:

ضرورت وجود امام * عصمت امامان * اهل بیت * چهارده معصوم * ولایت تكوینی * علم غیب امامان * غیبت امام زمان (عج) * انتظار * رجعت * توسل * شفاعت * آخر الزمان

ائمه علیهم السلام:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله * امام علی(ع) * امام حسن(ع) * امام حسین(ع) * امام سجاد(ع) * امام باقر(ع) * امام صادق(ع) * امام کاظم(ع) * امام رضا(ع) * امام جواد(ع) * امام هادی(ع) * امام عسکری(ع) * امام مهدی(عج)

معاد برزخ * معاد جسمانی * حشر * صراط * میزان * بهشت * جهنم


مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه