تاریخ قم (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
−
'''«تاریخ قم»'''، ترجمه فارسی اثرى است در تاریخ و جغرافیاى شهر [[قم]] با برخى اطلاعات دربار [[فرهنگ]] و جامعه این شهر تا سده ۴ قمری، که توسط حسن بن محمد بن حسن قمى، در سال ۳۷۸ قمرى به تشویق [[صاحب بن عباد|صاحب بن عبّاد]]، در عصر فخر‌الدوله دیلمى به عربى تألیف شده و برگردان فارسی آن توسط حسن بن على قمى در سال‌ ۸۰۵ قمرى، صورت گرفته است.
+
'''«تاریخ قم»'''، ترجمه فارسی اثرى است در [[تاریخ]] و جغرافیاى شهر [[قم]] به همراه برخى اطلاعات دربار [[فرهنگ]] و جامعه این شهر تا سده ۴ قمری، که توسط [[حسن بن محمد قمی]] در سال ۳۷۸ قمرى به تشویق [[صاحب بن عباد|صاحب بن عبّاد]] به زبان عربى تألیف شده و برگردان فارسی آن توسط حسن بن على قمى در سال‌ ۸۰۵ قمرى، صورت گرفته است.
−
==معرفی کتاب==
+
{{مشخصات کتاب
−
«تاریخ قم»، ترجمه فارسی اثرى است در تاریخ و جغرافیاى شهر قم با برخى اطلاعات دربار فرهنگ و جامع این شهر تا سد ۴ق، تألیف حسن بن محمد قمى (متوفای پس از ۳۷۸ق).
 
−
بناى شهرت قمى همین کتاب است که به گفت خود وى کتاب قم نام داشته، و آن را به عربى و براى [[صاحب بن عباد]] نوشته بوده است.
 
  
−
از زندگى حسن بن محمد قمى (متوفای پس از ۳۷۸ق) آگاهى ناچیزى وجود دارد. برادر او -ابوالقاسم على بن محمّد بن الحسن الکاتبى- در دوران زندگى خود مدتى حاکم قم بوده است. او خود تحت حمایت [[صاحب بن عباد|صاحب بن عبّاد]]، وزیر فخر الدّوله ابن رکن الدّوله دیلمى (۳۸۷-۳۶۶ ق) بوده و تاریخ قم را به او اهداء کرده است.
+
|عنوان=
  
−
وى نخست قصد داشته است کتابى مشتمل بر «اخبار عرب اشعریه که به قم نزول کردند» بنویسد؛ اما بعد هدف خود را گسترش داده، و کتابى جامع دربار قم رقم زده است. قمى در سبب تصنیف کتاب مى‌گوید: «از آن گاه باز که ابوعبدالله حمزۀ بن حسن اصفهانى کتاب اصفهان تصنیف کرد و در شرح قصص و اخبار قم هیچ شروعى نکرد و برادرم، ابوالقاسم على بن محمد بن حسن الکاتب مرا گفت که چون به شهر قم رسیدم، تفحص بسیار کردم، باشد که کتابى از اخبار قم به دست آرم، مقدور نشد؛ پس به غایت من حریص گشتم بر تصنیف این کتاب...». بنابراین، هدف اصلى مؤلف از تألیف این کتاب دو چیز بوده است: یکى تصنیف اثرى مشابه با کتاب «تاریخ [[اصفهان]]» حمزه اصفهانى و دیگر، جمع‌آورى اخبار و روایات قدیمى درباره تاریخ [[قم]] پیش از اینکه این اخبار از بین بروند.
+
|تصویر= [[پرونده:تاریخ قم.jpg|240px|وسط]]
  
−
اکنون هیچ نسخه‌اى از اصل کتاب «تاریخ قم» در دست نیست؛ گرچه به استناد بعضى شواهد، مى‌توان گفت که متن عربى و کامل کتاب تا اواخر دور قاجاریه موجود بوده است. اما برگردان فارسی آن که توسط حسن بن على بن حسن بن عبدالملک قمى در سال‌هاى ۸۰۵ و ۸۰۶ قمرى، براى ابراهیم بن محمود بن محمد بن على الصّفى صورت گرفته، موجود است. مترجم اشاره مى‌کند که متن اصلى، حاوى بیست باب و پنجاه فصل بوده است؛ اما نسخه فارسی تاریخ قم که تا حال دیده شده، بیش از پنج باب آن را نداشته است.
+
|نویسنده=  حسن بن محمد قمی
  
−
حسن بن محمد قمى فهرستى از ابواب ۲۰ گانه کتاب را - که خود شامل فصول دیگرى در طى ابواب نیز مى‌شده - در ابتداى کتاب به دست داده است. با نگاهى به این فهرست مى‌توان نتیجه گرفت که کتاب تاریخ قم یکى از مفصل‌ترین آثار در [[تاریخ]] و [[فرهنگ]] شهر [[قم]] بوده است و در میان تواریخ محلى جایگاه ممتازى دارد.
+
|موضوع= تاریخ قم
  
−
== محتوای کتاب ==
+
|زبان= فارسی
−
کتاب حاضر، مشتمل بر یک خطبه، یک پیش‌گفتار به قلم مصحح -محمدرضا انصارى قمى-، مقدمه‌اى به قلم مترجم -تاج‌الدین حسن بن بهاءالدین على بن حسن بن عبدالملک قمى-، مقدمه مؤلف و پنج باب مى‌باشد. مؤلف در مقدمه اثر خود علاقه [[صاحب بن عباد|صاحب بن عبّاد]] نسبت به مردم قم به ویژه تعطّف و شفقت او نسبت به «اشراف طالبیه و سادات فاطمیه» را توصیف مى‌کند. به ویژه از یکى از فضایل او بسیار به نیکى یاد مى‌کند و آن این که «کتب بسیار و دفاین بیشمار و دواوین از انواع علوم و اصناف اشعار و فنون اخبار بر طلبه و اهل علم وقف فرمود تا مطالعه آن مى‌نمودند و از آن فواید برمى‌داشتند و نسخ برمى‌داشتند و مى‌نوشتند.»
 
  
−
پنج باب کتاب که از طریق ترجمه فارسی آن به ما رسیده به شرح زیر است:
+
|تعداد جلد= ۱
  
−
* در ذکر قم و سبب نام نهادن قم بدین نام...، و سبب جدا کردن آن از اصفهان و وقت شهر ساختن آن و آنچه در بقعه و خطه قم داخل است و بدان تعلق دارد از ضیاع‌ها و نام‌هاى آن و ذکر باروى کهنه و نو...
+
|عنوان افزوده1= ترجمه
−
* ذکر سراهاى خراج و دار الضرب و سراهاى حکام و ولات و زندانها و ذکر کاریزها و جوى‌ها و رودخانه‌ها و آسیاها و مقاسم آب‌هاى آن و مساتیق آن و عدد ضیاع‌ها و رساتیق آن از اهل عرب و عجم و...
 
−
* در آن که قم را چند نوبت مساحت کرده‌اند و چند نوبت مال بر آن نهادند و مبلغ خراج آن چند نوبت بوده است... در ذکر طالبیه که به قم نزول کردند و وطن ساختند و عدد فرزندان ایشان و...
 
−
* در ذکر آمدن عرب از آل ملک بن عامر اشعرى، به قم و آوه (ساوه) و وطن ساختن ایشان به قم و آوه...
 
−
* در ذکر اخبار رجال عرب اشعریان، آنهایى که مسلمان بودند و اسلام آوردند... و اخبار دربارۀ ایشان در ایام جاهلیت و ذکر قبایل و عشایر ایشان...
 
  
−
بنا بر فهرست باب‌هاى کتاب، ابواب مفقوده شامل شرح انساب عرب و به ویژه عرب یمن، افزودن بر آن جزئیات بیشتر دربارۀ تاریخ اعراب قم، ذکر جماعتى از عرب و عجم از خلفا و سایر سلاطین که در قم والى و حاکم و صاحب مرتبه بودند... و ذکر بعضى از کتّاب دیوان که اسامى ایشان محفوظ بوده است. ذکر قضاة، علما، شعرا، ذکر یهودیان و مجوسیان و ترسایان قم، ذکر ضیاع و حصص سلطان به قم و آوه... ذکر مبلغ خراج آن و عدد سهام آن و ذکر تفحص احوال بدین حصص موقوفه و به متولیان از جهت خلفا و ولاة به قم تا آن گاه که جمله اقطاع شدند.
+
|افزوده1= حسن بن على قمى
  
−
مؤلف در این کتاب، نخست از کلیات درباره شهر قم، جغرافیا، محلات، روستاها و ابنیه آن صحبت و سپس به ساکنان قدیم و جدید شهر مى‌پردازد.
+
|عنوان افزوده2=
  
−
در باب اول به تفصیل، حدود شهر، راه‌ها، دروازه‌ها و برخى بناها نظیر دارالضرب و سراى حکام و نیز جوى‌ها، رودها، کاریزهاى قم و نحو تقسیم آب آنها را وصف مى‌کند.
+
|افزوده2=
  
−
در باب دوم، در ۵ فصل، درباره این که «قم را چند نوبت مساحت کرده‌اند و چند نوبت مال بر آن نهادند و مبلغ خراج آن چند نوبت بوده است و نام‌هاى ضیاع آن و ذکر انواع خراج آن» و نیز «نجوم و رسوم و مؤن و اخراجات آن» و «رسوم صدقات به قم و آنچه در امر خراج در ایام عجم و در اسلام آمده است» و «وجوه اموال و احکام زمین‌ها» به تفصیل سخن رانده است. آگاهى‌هایى که قمى در این بخش از کتاب خود دربار خراج مناطق گوناگون قم و اطراف آن و نیز مناسبات کشاورزى و زمین‌دارى بیان کرده، با توجه به این که به اسناد مالى و دیوانى دسترسى داشته، در نوع خود بى‌نظیر است.
+
|لینک=
 +
}}
 +
==معرفی کتاب==
 +
کتاب «تاریخ قم» یکى از مفصل‌ترین آثار در [[تاریخ]] و جغرافیا و [[فرهنگ]] شهر [[قم]] بوده است و در میان تواریخ محلى جایگاه ممتازى دارد. علت شهرت حسن بن محمد قمى (متوفای پس از ۳۷۸ق) همین کتاب است که به گفته خود وى، «کتاب قم» نام داشته و آن را به عربى و براى [[صاحب بن عباد]] نوشته بوده است.  
  
−
در باب سوم که دو فصل دارد، در فصل اول به تاریخ تولد و وفات ائمه اثناعشر و حضرت فاطمه زهرا(ع) و شمار اولاد و نام آنان پرداخته، و در فصل دوم از طالبیان؛ یعنى فرزندان ابوطالب «که به قم آمدند و وطن ساختند» و «انساب و بعضى از اخبار ایشان» یاد کرده است.
+
از زندگى حسن بن محمد قمى (متوفای پس از ۳۷۸ق) آگاهى ناچیزى وجود دارد. برادر او -ابوالقاسم على بن محمّد بن الحسن الکاتبى- در دوران زندگى خود مدتى حاکم قم بوده است. او خود تحت حمایت [[صاحب بن عباد|صاحب بن عبّاد]]، وزیر فخر الدّوله ابن رکن الدّوله دیلمى (۳۸۷-۳۶۶ ق) بوده و تاریخ قم را به او اهداء کرده است.
  
−
در باب‌هاى ۴ و ۵ کتاب، مؤلف با پرداختن به جزئیات مهم و اغلب منحصر به فرد، به شرح ماجراى مهاجرت عرب، به ویژه عرب‌هاى اشعرى، به قم و نیز «ذکر اخبار ایشان در ایام جاهلیت و ذکر قبایل و عشایر ایشان»، پرداخته است.
+
مؤلف، نخست قصد داشته است کتابى مشتمل بر «اخبار عرب اشعریه که به قم نزول کردند» بنویسد؛ اما بعد هدف خود را گسترش داده، و کتابى جامع دربار قم رقم زده است. قمى در سبب تصنیف کتاب مى‌گوید: «از آن گاه باز که ابوعبدالله حمزۀ بن حسن اصفهانى کتاب اصفهان تصنیف کرد و در شرح قصص و اخبار قم هیچ شروعى نکرد و برادرم، ابوالقاسم على بن محمد بن حسن الکاتب مرا گفت که چون به شهر قم رسیدم، تفحص بسیار کردم، باشد که کتابى از اخبار قم به دست آرم، مقدور نشد؛ پس به غایت من حریص گشتم بر تصنیف این کتاب...». بنابراین، هدف اصلى مؤلف از تألیف این کتاب دو چیز بوده است: یکى تصنیف اثرى مشابه با کتاب «تاریخ [[اصفهان]]» حمزه اصفهانى و دیگر، جمع‌آورى اخبار و روایات قدیمى درباره تاریخ [[قم]] پیش از اینکه این اخبار از بین بروند.  
  
 +
اکنون هیچ نسخه‌اى از اصل کتاب «تاریخ قم» در دست نیست؛ گرچه به استناد بعضى شواهد، مى‌توان گفت که متن عربى و کامل کتاب تا اواخر دور قاجاریه موجود بوده است. اما برگردان فارسی آن که توسط حسن بن على بن حسن بن عبدالملک قمى در سال‌هاى ۸۰۵ و ۸۰۶ قمرى، براى ابراهیم بن محمود بن محمد بن على الصّفى صورت گرفته، موجود است. مترجم اشاره مى‌کند که متن اصلى، حاوى بیست باب و پنجاه فصل بوده است؛ اما نسخه فارسی «تاریخ قم» که تا حال دیده شده، بیش از پنج باب آن را نداشته است.
  
−
شیوه و سبک نویسنده توصیفى است. در بسیارى موارد، روایات و گزارش‌هاى متعددى از یک واقعه ارائه مى‌کند، بدون آن که اندک تلاشى براى ارزیابى ارزش نسبى آنها براى ترجیح یک روایت و گزارش نسبت به دیگر روایات صورت دهد.  
+
نثر ترجمه کتاب «تاریخ قم» نیز از نمونه‌هاى روان و فصیح زبان فارسی است و با این که در دوره مترجم، نثر مصنوع و پرتکلف رواج داشته، این ترجمه از هر گونه تکلف و تصنع به دور است؛ مترجم در چند مورد به افزودن مطالبى از خود تصریح کرده است.  
  
−
در یک جمع بندى کلى از بررسى حاضر مى‌توان گفت که ارزش و اعتبار تاریخ قم تنها به جهت وجود مباحث مربوط به عایدات و خراج نیست بلکه این کتاب مشتمل بر اطلاعاتى است که تا حد زیادى تکمیل کننده آگاهى‌هاى موجود در دیگر منابع است. همچنین حاوى گزارش‌هاى دقیق و تفصیلى پیرامون استقرار عرب‌ها در قم و نیز در بردارنده تاریخ اعراب اشعرى در دوران جاهلیت و اوایل دوران اسلامى است. ضمن آن که از تمایل و گرایشات اولیه آنها به تشیع نیز گزارشهایى در کتاب آمده است.
+
==محتوای کتاب==
 +
کتاب حاضر، مشتمل بر یک خطبه، یک پیش‌گفتار به قلم مصحح -محمدرضا انصارى قمى-، مقدمه‌اى به قلم مترجم -تاج‌الدین حسن بن بهاءالدین على بن حسن بن عبدالملک قمى-، مقدمه مؤلف و پنج باب مى‌باشد. مؤلف در مقدمه اثر خود علاقه [[صاحب بن عباد|صاحب بن عبّاد]] نسبت به مردم [[قم]] به ویژه تعطّف و شفقت او نسبت به «اشراف طالبیه و سادات فاطمیه» را توصیف مى‌کند. به ویژه از یکى از فضایل او بسیار به نیکى یاد مى‌کند و آن این که «کتب بسیار و دفاین بیشمار و دواوین از انواع علوم و اصناف اشعار و فنون اخبار بر طلبه و اهل علم [[وقف]] فرمود تا مطالعه آن مى‌نمودند و از آن فواید برمى‌داشتند و نسخه برمى‌داشتند و مى‌نوشتند.»
  
−
تاریخ قم حاوى گزارشهاى عدیده‌اى است در خصوص آمدن عرب‌ها به قم. از نظر نویسنده، آنها در طول دوران حکمرانى حجّاج بن یوسف ثقفى در عراق، به ایران آمده‌اند. بنابر گزارش‌هاى منابع ایرانى، عرب‌ها در سال ۹۹ ق. به ایران آمده‌اند. احوص بن سعد در مهاجرت علویان به بصره و بعد از آن به حوالى قم شرکت داشته است. در قم یک مالک ایرانى به نام یزدانفاذار به او در ابرشتیحان (آشتیان) زمین‌هایى واگذار کرده بود. سپس برادرش، عبدالله، نیز به او ملحق شده بود. به تدریج قدرت و توانمندى احوص و خانواده‌اش رو به فزونى گذاشته، آنان زمین‌هاى بیشترى به دست مى‌آورند و بعد از نبرد بر سر قدرت با ساکنان ایرانى منطقه، سیطره و سلطه خود را مسجل مى‌سازند.
+
مؤلف در این کتاب، نخست از کلیات درباره شهر قم، جغرافیا، محلات، روستاها و ابنیه آن صحبت کرده و سپس به ساکنان قدیم و جدید شهر مى‌پردازد. پنج باب کتاب که از طریق ترجمه فارسی آن به ما رسیده به شرح زیر است:
  
−
تاریخ قم همچنین دربردارنده گزارش‌هاى جزیى و دقیق از مهاجرت علویان و اعقاب آنها به قم است. در حدود سال ۳۷۱ ق. تعداد سادات در آبه (ساوه) قم، کاشان و خورزن ۳۳۱ نفر (مردها و بچه‌ها) بوده و مواجب ماهانه هر یک از آنها ۳۰ من نان و ۱۰ درهم نقره بوده است.
+
*باب اول، در ذکر قم و سبب نام نهادن قم بدین نام...، و سبب جدا کردن آن از [[اصفهان]] و وقت شهر ساختن آن و آنچه در بقعه و خطه قم داخل است و بدان تعلق دارد از ضیاع‌ها و نام‌هاى آن و ذکر باروى کهنه و نو... . مؤلف به تفصیل، حدود شهر قم، راه‌ها، دروازه‌ها و برخى بناها نظیر دارالضرب و سراى حکام و نیز جوى‌ها، رودها، کاریزها و نحو تقسیم آب آنها را وصف مى‌کند.
 +
*باب دوم، در ذکر سراهاى [[خراج]] و دارالضرب و سراهاى حکام و ولات و زندانها و ذکر کاریزها و جوى‌ها و رودخانه‌ها و آسیاها و مقاسم آب‌هاى آن و مساتیق آن و عدد ضیاع‌ها و رساتیق آن از اهل عرب و عجم و... . مؤلف در ۵ فصل، درباره این که «قم را چند نوبت مساحت کرده‌اند و چند نوبت مال بر آن نهادند و مبلغ خراج آن چند نوبت بوده است و نام‌هاى ضیاع آن و ذکر انواع خراج آن» و نیز «نجوم و رسوم و مؤن و اخراجات آن» و «رسوم صدقات به قم و آنچه در امر خراج در ایام عجم و در [[اسلام]] آمده است» و «وجوه اموال و احکام زمین‌ها» به تفصیل سخن رانده است. آگاهى‌هایى که قمى در این بخش از کتاب خود دربار خراج مناطق گوناگون قم و اطراف آن و نیز مناسبات کشاورزى و زمین‌دارى بیان کرده، با توجه به این که به اسناد مالى و [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوانى]] دسترسى داشته، در نوع خود بى‌نظیر است.
 +
*باب سوم، در ذکر طالبیه که به قم نزول کردند و وطن ساختند و عدد فرزندان ایشان و... . در این باب که دو فصل دارد، در فصل اول به تاریخ تولد و وفات [[ائمه اطهار|ائمه اثناعشر]] و [[حضرت فاطمه زهرا]](ع) و شمار اولاد و نام آنان پرداخته، و در فصل دوم از طالبیان یعنى فرزندان [[ابوطالب]] «که به قم آمدند و وطن ساختند» و «انساب و بعضى از اخبار ایشان» یاد کرده است.
 +
*باب چهارم، در ذکر مهاجرت عرب از آل ملک بن عامر اشعرى، به قم و آوه (ساوه) و وطن ساختن ایشان به قم و آوه...
 +
*باب پنجم، در ذکر اخبار رجال عرب اشعریان، آنهایى که [[اسلام]] آوردند... و اخبار دربارۀ ایشان در ایام [[جاهلیت]] و ذکر قبایل و عشایر ایشان...
  
−
در پایان باید یادآور شد که تاریخ قم از لحاظ زبان شناسى نیز حائز بسى اهمیت و فایده است. زیرا حاوى واژه‌ها و اصطلاحات اختصاصى و لغات محلى است. چنان که در بخش مربوط به افسانه‌هاى مرتبط با نحوه تأسیس و پایه گذارى روستاهاى قم، اسامى روستاها که به فارسی میانه است، به خط عربى ضبط شده است.
+
بنا بر فهرست باب‌هاى کتاب، ابواب مفقوده شامل شرح انساب عرب و به ویژه عرب [[یمن]]، افزودن بر آن جزئیات بیشتر دربارۀ تاریخ اعراب قم، ذکر جماعتى از عرب و عجم از خلفا و سایر سلاطین که در قم والى و حاکم و صاحب مرتبه بودند... و ذکر بعضى از کتّاب [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] که اسامى ایشان محفوظ بوده است. ذکر قضاة، علما، شعرا، ذکر [[یهود|یهودیان]] و مجوسیان و ترسایان قم، ذکر ضیاع و حصص سلطان به قم و آوه... ذکر مبلغ خراج آن و عدد سهام آن و ذکر تفحص احوال بدین حصص [[وقف|موقوفه]] و به متولیان از جهت خلفا و ولاة به قم تا آن گاه که جمله اقطاع شدند.  
  
−
== منابع کتاب ==
+
شیوه و سبک نویسنده توصیفى است. در بسیارى موارد، روایات و گزارش‌هاى متعددى از یک واقعه ارائه مى‌کند، بدون آن که اندک تلاشى براى ارزیابى ارزش نسبى آنها براى ترجیح یک روایت و گزارش نسبت به دیگر روایات صورت دهد.  
−
نویسنده در تألیف اثر خود از سه دسته منابع اصلى بهره برده است: اخبار و روایات محلى، تاریخ‌هاى محلى که بیشتر آنها اکنون در دست نیستند؛ اسناد رسمى.  
 
  
−
مؤلف قسمت اعظم اخبار مربوط به قم را در زمانى که برادرش حاکم آن شهر بوده از کسانى که صاحب «معرفت و خبرى و دانشى» بوده‌اند گرفته است. تا آن جا که به منابع مکتوب مؤلف مربوط مى‌شود، او بیشتر مطالب اثر خود را از کتاب‌هاى بلدان و بنیان و تواریخ خلفا برگرفته است. او خصوصا از کتابى درباره اخبار عرب قم یاد مى‌کند. این کتاب که در «خانه‌اى بوده و آن خانه فرود آمده و آن کتاب در آن میان تلف شده» در اصل در تملک مردى از عرب به نام على بن حسین بن محمد بن عامر بوده که در سال ۳۲۸ ق. به قم وارد شده و در آن شهر متوطن شده بود.  
+
در یک جمع‌بندى کلى، از بررسى حاضر مى‌توان گفت که ارزش و اعتبار «تاریخ قم» تنها به جهت وجود مباحث مربوط به عایدات و [[خراج]] نیست، بلکه این کتاب مشتمل بر اطلاعاتى است که تا حد زیادى تکمیل کننده آگاهى‌هاى موجود در دیگر منابع است. همچنین حاوى گزارش‌هاى دقیق و تفصیلى پیرامون استقرار عرب‌ها در قم و نیز در بردارنده تاریخ اعراب اشعرى در دوران [[جاهلیت]] و اوایل دوران اسلامى است. ضمن آن که از تمایل و گرایشات اولیه آنها به [[تشیع]] نیز گزارشهایى در کتاب آمده است.
  
−
عمده‌ترین تواریخ که به کرات از آنها نقل کرده عبارتند از: کتاب البلدان ابن فقیه، و کتاب اصفهان حمزه اصفهانى، کتاب همدان اثر ابوعلى عبدالرحمن بن عیسى بن حمّاد همدانى، کتاب رى، سیر ملوک العجم ابن مقفع، و کتاب بنیان احمد بن عبدالله برقى که از آن اخبار زیادى درباره بنیان قم و روستاهاى آن نقل شده است.  
+
«تاریخ قم» حاوى گزارشهاى عدیده‌اى در خصوص آمدن عرب‌ها به قم است. از نظر نویسنده، آنها در طول دوران حکمرانى [[حجاج بن یوسف|حجّاج بن یوسف]] در [[عراق]]، به [[ایران]] آمده‌اند. بنابر گزارش‌هاى منابع ایرانى، عرب‌ها در سال ۹۹ ق. به ایران آمده‌اند. احوص بن سعد در مهاجرت [[علویان]] به [[بصره]] و بعد از آن به حوالى قم شرکت داشته است. در قم یک مالک ایرانى به نام یزدان فاذار به او در ابرشتیحان (آشتیان) زمین‌هایى واگذار کرده بود. سپس برادرش، عبدالله نیز به او ملحق شده بود. به تدریج قدرت و توانمندى احوص و خانواده‌اش رو به فزونى گذاشته، آنان زمین‌هاى بیشترى به دست مى‌آورند و بعد از نبرد بر سر قدرت با ساکنان ایرانى منطقه، سیطره و سلطه خود را مسجل مى‌سازند.
  
−
مؤلف همچنین به کتابى اشاره مى‌کند که براى قباد در ذکر خواص شهرهاى مختلف ایران نوشته شده و در تصرف حجاج بن یوسف بوده است. مؤلف در خصوص نوع اقتباس خود از کتاب مزبور مى‌نویسد: «چنین گوید مصنف این کتاب، حسن بن محمد، که من از آن کتاب خواص قم برگرفتم و بدانستم و بر آن اختصار کردم.»
+
تاریخ قم همچنین دربردارنده گزارش‌هاى جزیى و دقیق از مهاجرت علویان و اعقاب آنها به قم است. در حدود سال ۳۷۱ ق. تعداد [[سادات]] در آبه (ساوه) قم، کاشان و خورزن، ۳۳۱ نفر (مردها و بچه‌ها) بوده و مواجب ماهانه هر یک از آنها ۳۰ من نان و ۱۰ درهم نقره بوده است.
  
−
مؤلف براى توصیف درآمد و عایدى قم تا حد زیادى به اسناد و دفاتر ثبت دیوان قم اعتماد و اتکاء مى‌کند. متأسفانه او از دفاتر خراج همعصر خود اطلاعات زیادى در اختیار نمى‌گذارد. منبع اصلى او در فصل مربوط به تاریخ اعراب اشعرى[اثر]هشام بن محمد بن سائب کلبى است. او همچنین از کتاب فتوحات اهل اسلام ابوعبید معمر بن مثنى تیمى و کتاب رایات و علمها ابوالبحترى وهب بن وهب نقل قول مى‌کند.
+
در پایان باید یادآور شد که «تاریخ قم» از لحاظ زبان شناسى نیز حائز اهمیت و فایده است. زیرا حاوى واژه‌ها و اصطلاحات اختصاصى و لغات محلى است. چنانکه در بخش مربوط به افسانه‌هاى مرتبط با نحوه تأسیس و پایه گذارى روستاهاى قم، اسامى روستاها که به فارسی میانه است، به خط عربى ضبط شده است.
  
 +
==منابع کتاب==
 +
نویسنده در تألیف اثر خود از سه دسته منابع اصلى بهره برده است؛ اخبار و روایات محلى، تاریخ‌هاى محلى که بیشتر آنها اکنون در دست نیستند و اسناد رسمى.
  
−
درباره منابع کتاب نیز، قمى علاوه بر استناد به اقوال محلى، از برخى آثار مکتوب نیز به عنوان مأخذ نام برده است که از جمله آنها مى‌توان به این آثار اشاره کرد: البلدان ابن فقیه همدانى، کتاب اصفهان حمزه اصفهانى، التبیان احمد برقى، آثارى از ابوبکر صولى و کتاب عباسى از احمد بن اسماعیل بن سمک قمى در باب تاریخ عباسیان.
+
مؤلف قسمت اعظم اخبار مربوط به [[قم]] را در زمانى که برادرش حاکم آن شهر بوده از کسانى که صاحب «معرفت و خبرى و دانشى» بوده‌اند گرفته است. عمده‌ترین تواریخ که به کرات از آنها نقل کرده عبارتند از: «کتاب البلدان» [[ابن فقیه همدانی|ابن فقیه]]، و «کتاب اصفهان» حمزه اصفهانى، «کتاب همدان» عبدالرحمن بن عیسى همدانى، «کتاب رى»، «سیر ملوک العجم» ابن مقفع و «کتاب بنیان» احمد بن عبدالله برقى که از آن اخبار زیادى درباره بنیان قم و روستاهاى آن نقل شده است. او خصوصا از کتابى درباره اخبار عرب قم یاد مى‌کند. این کتاب که در «خانه‌اى بوده و آن خانه فرود آمده و آن کتاب در آن میان تلف شده» در اصل در تملک مردى از عرب به نام على بن حسین بن محمد بن عامر بوده که در سال ۳۲۸ ق. به قم وارد شده و در آن شهر متوطن شده بود.  
  
−
نثر ترجمه کتاب «تاریخ قم» از نمونه‌هاى روان و فصیح زبان فارسی است و با این که در دوره مترجم، نثر مصنوع و پرتکلف رواج داشته، این ترجمه از هر گونه تکلف و تصنع به دور است؛ مترجم در چند مورد به افزودن مطالبى از خود تصریح کرده است.
+
مؤلف همچنین به کتابى اشاره مى‌کند که براى قباد در ذکر خواص شهرهاى مختلف [[ایران]] نوشته شده و در تصرف [[حجاج بن یوسف]] بوده است. مؤلف در خصوص نوع اقتباس خود از کتاب مزبور مى‌نویسد: «چنین گوید مصنف این کتاب، حسن بن محمد، که من از آن کتاب خواص قم برگرفتم و بدانستم و بر آن اختصار کردم.»
  
−
== منابع ==
+
مؤلف براى توصیف درآمد و عایدى قم تا حد زیادى به اسناد و دفاتر ثبت [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] قم اعتماد و اتکاء مى‌کند. متأسفانه او از دفاتر [[خراج]] هم‌عصر خود اطلاعات زیادى در اختیار نمى‌گذارد. منبع اصلى او در فصل مربوط به تاریخ اعراب اشعرى، [[هشام بن محمد سائب کلبی|هشام بن محمد بن سائب کلبى]] است. او همچنین از کتاب «فتوحات اهل اسلام» ابوعبید معمر بن مثنى تیمى و کتاب «رایات و علمها» ابوالبحترى وهب بن وهب نقل قول مى‌کند.
 +
==منابع==
  
 
*[[نرم افزار نور السیرة ۲|نرم افزار نور السیرة]]، بخش کتابشناسی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
 
*[[نرم افزار نور السیرة ۲|نرم افزار نور السیرة]]، بخش کتابشناسی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
−
*"جلوه‌های تاریخ اقتصادی ایران در کتاب تاریخ قم"، منصور چهرازی، پایگاه مجلات تخصصی نور، مجله: ماه تاریخ و جغرافیا، مرداد و شهریور ۱۳۸۰ - شماره ۴۶ و ۴۷.
+
*"جلوه‌های تاریخ اقتصادی ایران در کتاب تاریخ قم"، منصور چهرازی، پایگاه مجلات تخصصی نور، مجله ماه تاریخ و جغرافیا، مرداد و شهریور ۱۳۸۰، شماره ۴۶ و ۴۷.
−
*شرح و گزارشى از تاریخ قم، ان.ک.س لمبتون، ترجمه نصرالله صالحى، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، مرداد ۱۳۸۰، ش ۴۶.
+
*شرح و گزارشى از تاریخ قم، ان.ک.س لمبتون، ترجمه نصرالله صالحى، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، مرداد ۱۳۸۰، شماره ۴۶.
 
*دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، شادى دایى رضایى‌مقدم، ج۱۴، ص۳۰۱-۳۰۲.
 
*دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، شادى دایى رضایى‌مقدم، ج۱۴، ص۳۰۱-۳۰۲.
 +
[[رده:قم]][[رده:کتاب‌های تاریخی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۶

«تاریخ قم»، ترجمه فارسی اثرى است در تاریخ و جغرافیاى شهر قم به همراه برخى اطلاعات دربار فرهنگ و جامعه این شهر تا سده ۴ قمری، که توسط حسن بن محمد قمی در سال ۳۷۸ قمرى به تشویق صاحب بن عبّاد به زبان عربى تألیف شده و برگردان فارسی آن توسط حسن بن على قمى در سال‌ ۸۰۵ قمرى، صورت گرفته است.

تاریخ قم.jpg
نویسنده حسن بن محمد قمی
موضوع تاریخ قم
زبان فارسی
تعداد جلد ۱
ترجمه حسن بن على قمى

معرفی کتاب

کتاب «تاریخ قم» یکى از مفصل‌ترین آثار در تاریخ و جغرافیا و فرهنگ شهر قم بوده است و در میان تواریخ محلى جایگاه ممتازى دارد. علت شهرت حسن بن محمد قمى (متوفای پس از ۳۷۸ق) همین کتاب است که به گفته خود وى، «کتاب قم» نام داشته و آن را به عربى و براى صاحب بن عباد نوشته بوده است.

از زندگى حسن بن محمد قمى (متوفای پس از ۳۷۸ق) آگاهى ناچیزى وجود دارد. برادر او -ابوالقاسم على بن محمّد بن الحسن الکاتبى- در دوران زندگى خود مدتى حاکم قم بوده است. او خود تحت حمایت صاحب بن عبّاد، وزیر فخر الدّوله ابن رکن الدّوله دیلمى (۳۸۷-۳۶۶ ق) بوده و تاریخ قم را به او اهداء کرده است.

مؤلف، نخست قصد داشته است کتابى مشتمل بر «اخبار عرب اشعریه که به قم نزول کردند» بنویسد؛ اما بعد هدف خود را گسترش داده، و کتابى جامع دربار قم رقم زده است. قمى در سبب تصنیف کتاب مى‌گوید: «از آن گاه باز که ابوعبدالله حمزۀ بن حسن اصفهانى کتاب اصفهان تصنیف کرد و در شرح قصص و اخبار قم هیچ شروعى نکرد و برادرم، ابوالقاسم على بن محمد بن حسن الکاتب مرا گفت که چون به شهر قم رسیدم، تفحص بسیار کردم، باشد که کتابى از اخبار قم به دست آرم، مقدور نشد؛ پس به غایت من حریص گشتم بر تصنیف این کتاب...». بنابراین، هدف اصلى مؤلف از تألیف این کتاب دو چیز بوده است: یکى تصنیف اثرى مشابه با کتاب «تاریخ اصفهان» حمزه اصفهانى و دیگر، جمع‌آورى اخبار و روایات قدیمى درباره تاریخ قم پیش از اینکه این اخبار از بین بروند.

اکنون هیچ نسخه‌اى از اصل کتاب «تاریخ قم» در دست نیست؛ گرچه به استناد بعضى شواهد، مى‌توان گفت که متن عربى و کامل کتاب تا اواخر دور قاجاریه موجود بوده است. اما برگردان فارسی آن که توسط حسن بن على بن حسن بن عبدالملک قمى در سال‌هاى ۸۰۵ و ۸۰۶ قمرى، براى ابراهیم بن محمود بن محمد بن على الصّفى صورت گرفته، موجود است. مترجم اشاره مى‌کند که متن اصلى، حاوى بیست باب و پنجاه فصل بوده است؛ اما نسخه فارسی «تاریخ قم» که تا حال دیده شده، بیش از پنج باب آن را نداشته است.

نثر ترجمه کتاب «تاریخ قم» نیز از نمونه‌هاى روان و فصیح زبان فارسی است و با این که در دوره مترجم، نثر مصنوع و پرتکلف رواج داشته، این ترجمه از هر گونه تکلف و تصنع به دور است؛ مترجم در چند مورد به افزودن مطالبى از خود تصریح کرده است.

محتوای کتاب

کتاب حاضر، مشتمل بر یک خطبه، یک پیش‌گفتار به قلم مصحح -محمدرضا انصارى قمى-، مقدمه‌اى به قلم مترجم -تاج‌الدین حسن بن بهاءالدین على بن حسن بن عبدالملک قمى-، مقدمه مؤلف و پنج باب مى‌باشد. مؤلف در مقدمه اثر خود علاقه صاحب بن عبّاد نسبت به مردم قم به ویژه تعطّف و شفقت او نسبت به «اشراف طالبیه و سادات فاطمیه» را توصیف مى‌کند. به ویژه از یکى از فضایل او بسیار به نیکى یاد مى‌کند و آن این که «کتب بسیار و دفاین بیشمار و دواوین از انواع علوم و اصناف اشعار و فنون اخبار بر طلبه و اهل علم وقف فرمود تا مطالعه آن مى‌نمودند و از آن فواید برمى‌داشتند و نسخه برمى‌داشتند و مى‌نوشتند.»

مؤلف در این کتاب، نخست از کلیات درباره شهر قم، جغرافیا، محلات، روستاها و ابنیه آن صحبت کرده و سپس به ساکنان قدیم و جدید شهر مى‌پردازد. پنج باب کتاب که از طریق ترجمه فارسی آن به ما رسیده به شرح زیر است:

  • باب اول، در ذکر قم و سبب نام نهادن قم بدین نام...، و سبب جدا کردن آن از اصفهان و وقت شهر ساختن آن و آنچه در بقعه و خطه قم داخل است و بدان تعلق دارد از ضیاع‌ها و نام‌هاى آن و ذکر باروى کهنه و نو... . مؤلف به تفصیل، حدود شهر قم، راه‌ها، دروازه‌ها و برخى بناها نظیر دارالضرب و سراى حکام و نیز جوى‌ها، رودها، کاریزها و نحو تقسیم آب آنها را وصف مى‌کند.
  • باب دوم، در ذکر سراهاى خراج و دارالضرب و سراهاى حکام و ولات و زندانها و ذکر کاریزها و جوى‌ها و رودخانه‌ها و آسیاها و مقاسم آب‌هاى آن و مساتیق آن و عدد ضیاع‌ها و رساتیق آن از اهل عرب و عجم و... . مؤلف در ۵ فصل، درباره این که «قم را چند نوبت مساحت کرده‌اند و چند نوبت مال بر آن نهادند و مبلغ خراج آن چند نوبت بوده است و نام‌هاى ضیاع آن و ذکر انواع خراج آن» و نیز «نجوم و رسوم و مؤن و اخراجات آن» و «رسوم صدقات به قم و آنچه در امر خراج در ایام عجم و در اسلام آمده است» و «وجوه اموال و احکام زمین‌ها» به تفصیل سخن رانده است. آگاهى‌هایى که قمى در این بخش از کتاب خود دربار خراج مناطق گوناگون قم و اطراف آن و نیز مناسبات کشاورزى و زمین‌دارى بیان کرده، با توجه به این که به اسناد مالى و دیوانى دسترسى داشته، در نوع خود بى‌نظیر است.
  • باب سوم، در ذکر طالبیه که به قم نزول کردند و وطن ساختند و عدد فرزندان ایشان و... . در این باب که دو فصل دارد، در فصل اول به تاریخ تولد و وفات ائمه اثناعشر و حضرت فاطمه زهرا(ع) و شمار اولاد و نام آنان پرداخته، و در فصل دوم از طالبیان یعنى فرزندان ابوطالب «که به قم آمدند و وطن ساختند» و «انساب و بعضى از اخبار ایشان» یاد کرده است.
  • باب چهارم، در ذکر مهاجرت عرب از آل ملک بن عامر اشعرى، به قم و آوه (ساوه) و وطن ساختن ایشان به قم و آوه...
  • باب پنجم، در ذکر اخبار رجال عرب اشعریان، آنهایى که اسلام آوردند... و اخبار دربارۀ ایشان در ایام جاهلیت و ذکر قبایل و عشایر ایشان...

بنا بر فهرست باب‌هاى کتاب، ابواب مفقوده شامل شرح انساب عرب و به ویژه عرب یمن، افزودن بر آن جزئیات بیشتر دربارۀ تاریخ اعراب قم، ذکر جماعتى از عرب و عجم از خلفا و سایر سلاطین که در قم والى و حاکم و صاحب مرتبه بودند... و ذکر بعضى از کتّاب دیوان که اسامى ایشان محفوظ بوده است. ذکر قضاة، علما، شعرا، ذکر یهودیان و مجوسیان و ترسایان قم، ذکر ضیاع و حصص سلطان به قم و آوه... ذکر مبلغ خراج آن و عدد سهام آن و ذکر تفحص احوال بدین حصص موقوفه و به متولیان از جهت خلفا و ولاة به قم تا آن گاه که جمله اقطاع شدند.

شیوه و سبک نویسنده توصیفى است. در بسیارى موارد، روایات و گزارش‌هاى متعددى از یک واقعه ارائه مى‌کند، بدون آن که اندک تلاشى براى ارزیابى ارزش نسبى آنها براى ترجیح یک روایت و گزارش نسبت به دیگر روایات صورت دهد.

در یک جمع‌بندى کلى، از بررسى حاضر مى‌توان گفت که ارزش و اعتبار «تاریخ قم» تنها به جهت وجود مباحث مربوط به عایدات و خراج نیست، بلکه این کتاب مشتمل بر اطلاعاتى است که تا حد زیادى تکمیل کننده آگاهى‌هاى موجود در دیگر منابع است. همچنین حاوى گزارش‌هاى دقیق و تفصیلى پیرامون استقرار عرب‌ها در قم و نیز در بردارنده تاریخ اعراب اشعرى در دوران جاهلیت و اوایل دوران اسلامى است. ضمن آن که از تمایل و گرایشات اولیه آنها به تشیع نیز گزارشهایى در کتاب آمده است.

«تاریخ قم» حاوى گزارشهاى عدیده‌اى در خصوص آمدن عرب‌ها به قم است. از نظر نویسنده، آنها در طول دوران حکمرانى حجّاج بن یوسف در عراق، به ایران آمده‌اند. بنابر گزارش‌هاى منابع ایرانى، عرب‌ها در سال ۹۹ ق. به ایران آمده‌اند. احوص بن سعد در مهاجرت علویان به بصره و بعد از آن به حوالى قم شرکت داشته است. در قم یک مالک ایرانى به نام یزدان فاذار به او در ابرشتیحان (آشتیان) زمین‌هایى واگذار کرده بود. سپس برادرش، عبدالله نیز به او ملحق شده بود. به تدریج قدرت و توانمندى احوص و خانواده‌اش رو به فزونى گذاشته، آنان زمین‌هاى بیشترى به دست مى‌آورند و بعد از نبرد بر سر قدرت با ساکنان ایرانى منطقه، سیطره و سلطه خود را مسجل مى‌سازند.

تاریخ قم همچنین دربردارنده گزارش‌هاى جزیى و دقیق از مهاجرت علویان و اعقاب آنها به قم است. در حدود سال ۳۷۱ ق. تعداد سادات در آبه (ساوه) قم، کاشان و خورزن، ۳۳۱ نفر (مردها و بچه‌ها) بوده و مواجب ماهانه هر یک از آنها ۳۰ من نان و ۱۰ درهم نقره بوده است.

در پایان باید یادآور شد که «تاریخ قم» از لحاظ زبان شناسى نیز حائز اهمیت و فایده است. زیرا حاوى واژه‌ها و اصطلاحات اختصاصى و لغات محلى است. چنانکه در بخش مربوط به افسانه‌هاى مرتبط با نحوه تأسیس و پایه گذارى روستاهاى قم، اسامى روستاها که به فارسی میانه است، به خط عربى ضبط شده است.

منابع کتاب

نویسنده در تألیف اثر خود از سه دسته منابع اصلى بهره برده است؛ اخبار و روایات محلى، تاریخ‌هاى محلى که بیشتر آنها اکنون در دست نیستند و اسناد رسمى.

مؤلف قسمت اعظم اخبار مربوط به قم را در زمانى که برادرش حاکم آن شهر بوده از کسانى که صاحب «معرفت و خبرى و دانشى» بوده‌اند گرفته است. عمده‌ترین تواریخ که به کرات از آنها نقل کرده عبارتند از: «کتاب البلدان» ابن فقیه، و «کتاب اصفهان» حمزه اصفهانى، «کتاب همدان» عبدالرحمن بن عیسى همدانى، «کتاب رى»، «سیر ملوک العجم» ابن مقفع و «کتاب بنیان» احمد بن عبدالله برقى که از آن اخبار زیادى درباره بنیان قم و روستاهاى آن نقل شده است. او خصوصا از کتابى درباره اخبار عرب قم یاد مى‌کند. این کتاب که در «خانه‌اى بوده و آن خانه فرود آمده و آن کتاب در آن میان تلف شده» در اصل در تملک مردى از عرب به نام على بن حسین بن محمد بن عامر بوده که در سال ۳۲۸ ق. به قم وارد شده و در آن شهر متوطن شده بود.

مؤلف همچنین به کتابى اشاره مى‌کند که براى قباد در ذکر خواص شهرهاى مختلف ایران نوشته شده و در تصرف حجاج بن یوسف بوده است. مؤلف در خصوص نوع اقتباس خود از کتاب مزبور مى‌نویسد: «چنین گوید مصنف این کتاب، حسن بن محمد، که من از آن کتاب خواص قم برگرفتم و بدانستم و بر آن اختصار کردم.»

مؤلف براى توصیف درآمد و عایدى قم تا حد زیادى به اسناد و دفاتر ثبت دیوان قم اعتماد و اتکاء مى‌کند. متأسفانه او از دفاتر خراج هم‌عصر خود اطلاعات زیادى در اختیار نمى‌گذارد. منبع اصلى او در فصل مربوط به تاریخ اعراب اشعرى، هشام بن محمد بن سائب کلبى است. او همچنین از کتاب «فتوحات اهل اسلام» ابوعبید معمر بن مثنى تیمى و کتاب «رایات و علمها» ابوالبحترى وهب بن وهب نقل قول مى‌کند.

منابع

  • نرم افزار نور السیرة، بخش کتابشناسی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
  • "جلوه‌های تاریخ اقتصادی ایران در کتاب تاریخ قم"، منصور چهرازی، پایگاه مجلات تخصصی نور، مجله ماه تاریخ و جغرافیا، مرداد و شهریور ۱۳۸۰، شماره ۴۶ و ۴۷.
  • شرح و گزارشى از تاریخ قم، ان.ک.س لمبتون، ترجمه نصرالله صالحى، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، مرداد ۱۳۸۰، شماره ۴۶.
  • دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، شادى دایى رضایى‌مقدم، ج۱۴، ص۳۰۱-۳۰۲.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه