حجر بن عدی: تفاوت بین نسخهها
جز (صفحهای جدید حاوی ' <keywords content='کلید واژه: معاویه، حجر بن عدی، یاران امام علی علیه السلام، قیام حجر ب...' ایجاد کرد) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | '''«حُجْر بن عَدی<ref>حسن زاده آملی، اضبط المقال فی اسماء الرجال، ص۵۹</ref>»''' از [[صحابی|صحابه]] بزرگوار [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] صلی الله علیه وآله و از [[شیعه|شیعیان]] وفادار [[امام علی علیه السلام|امام علی]] علیهالسلام بود و در [[جنگ جمل]]، [[جنگ صفین|صفین]] و [[جنگ نهروان|نهروان]] از فرماندهان سپاه آن حضرت به شمار میرفت. «حُجر» به دفاع از [[امیرالمؤمنین]] علیهالسلام و انتقاد از [[معاویه]] میپرداخت، و سرانجام به دستور او در منطقه [[مرج عذرا|مرج عذراء]] به همراه تعدادی از یارانش به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید. | |
| + | [[پرونده:حجر عدی.jpg|بندانگشتی|مقبره حجر بن عدی نزدیک دمشق]] | ||
| − | ''' | + | ==حجر بن عدی در زمان خلفا== |
| + | '''حضور در فتوحات:''' | ||
| − | + | حجر بن عدی در فتوحات دوره دو خلیفه نخست ([[ابوبکر]] و [[عمر بن خطاب|عمر]])، از جمله [[جنگ قادسیه]] (سال ۱۴ یا ۱۵ یا ۱۶)، حضور یافت در نبرد جلولاء (سال ۱۶ یا ۱۷ یا ۱۹) نیز فرماندهی جناح راست لشکر عمرو بن مالک (سردارِ [[سعد بن ابی وقاص|سعد بن ابی وقّاص]]) را برعهده داشت.<ref>بلاذری، ص۲۶۴؛ طبری، ج۴، ص۲۷.</ref> او در فتح [[شام]] نیز شرکت کرد و جزو لشکریانی بود که [[مرج عذرا|مَرج عَذراء]] را فتح کردند. | |
| − | + | '''حجر در زمان عثمان:''' | |
| − | + | در زمان [[عثمان بن عفان|عثمان]] بیشتر پستهای دولتی در دست [[بنی امیه]] بود. [[ابن اعثم کوفی]] می نویسد: مردم شهرها از ستم فرمانروایان خویش به تنگ آمده بودند. برخی از سران [[بصره]]، [[کوفه]] و [[مصر]] هنگام [[حج]] نزد عثمان شکایت بردند. او به حکمرانان آن شهرها تذکر داد; ولی وقتی به محل کار خود بازگشتند، بیدادگری را از سر گرفتند. بزرگان دیندار کوفه، که حجر بن عدی از آنها بود، به کارهای خلاف [[شرع]] سعید بن عاص، حاکم کوفه، اعتراض کردند.<ref>غلامحسین صمیمی، "حجر بن عدی، قیام سرخ (۳)"، مجله کوثر، فروردین ۱۳۷۸، شماره ۲۹. </ref> | |
| − | + | '''حجر در زمان امیرمؤمنان (ع):''' | |
| − | + | بعد از کشته شدن [[عثمان]]، مردم برای [[بیعت]] به سوی [[امام علی علیه السلام|امام علی]] علیهالسلام شتافتند. در [[جنگ جمل]]، هنگامی که [[ابوموسی اشعری]] -فرماندار [[کوفه]]-، از شرکت کردن مردم در جنگ برای یاری امام علی جلوگیری کرد، حجر بن عدی همراه [[امام حسن علیه السلام|حسن بن علی]] علیهالسلام و [[عمار یاسر|عمار بن یاسر]] به [[مسجد کوفه]] رفت، ابوموسی را بیرون راند و مردم را به شرکت در جنگ تشویق کرد.<ref>دینوری، ص۱۴۴تا۱۴۶؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۴۸۵؛ مفید، ص۲۵۵.</ref> | |
| − | + | سپس امام علی (ع) به منظور برطرف ساختن مشکلات مسلمانان و دفع شرّ [[معاویه]]، سران قبایل و افراد با نفوذ خود را به یاری طلبید. حجر بن عدی و [[عمرو بن حمق|عمرو بن حمق خزاعی]]، نخستین کسانی بودند که به کمک حضرت شتافتند و اعلام آمادگی کردند. با تلاش و سخنرانی حجر بن عدی، نه هزار تن در بیرون شهر کوفه آماده کارزار در [[جنگ صفین]] شدند. در یکی از روزهای «صفین»، نیروهای علی (ع) بر لشکر معاویه حمله بردند و آتش پیکار بالا گرفت و مردان معاویه هراسان گریختند. [[شجاعت]] حجر بن عدی و معقل بن قیس ریاحی، دو یار فداکار امام (ع)، در آن گیر و دار، لشکر شام را به حیرت واداشت.<ref>غلامحسین صمیمی، "حجر بن عدی، قیام سرخ"، مجله کوثر، فروردین ۱۳۷۸، شماره ۲۹. </ref> | |
| − | + | پس از جنگ صفین، امام علی (ع) بار دیگر به گرد آوری سپاه پرداخت. اما جز گروهی اندک، کسی دعوتش را اجابت نکرد... در این هنگام، حجر بن عدی و سعید بن قیس همدانی از جای برخاسته گفتند: «ای امیر مؤمنان (ع)! ما فرمانبردار تو هستیم. گفتارت را می پذیریم و در راه تو، از جان خود و نزدیکان خویش، چشم می پوشیم.» سپس امام این دو و معقل بن قيس را مامور جمع آوری سپاه نمود.<ref>الغارات، ابراهيم بن حلال ثقفي، ص ۳۳۲.</ref> | |
| − | حجر بن عدی | + | حجر بن عدی در [[جنگ نهروان]] نیز فرمانده جناح راست سپاه امام علی(ع) در نبرد با [[خوارج]] بود.<ref>دینوری، ص۲۱۰؛ طبری، ج۵، ص۸۵</ref> |
| − | + | [[شيخ مفيد]] در كتاب «[[الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد (کتاب)|الارشاد]]» و ديگران گفتهاند، حجر بن عدى سحرگاهی که [[ابن ملجم مرادی|ابن ملجم]] براى قتل آن حضرت كمين كرده بود، در [[مسجد کوفه]] بيتوته كرده بود و شنيده بود كه [[اشعث بن قیس|اشعث]] مى گويد ابن ملجم زود دنبال كارت برو كه سپيده دم تو را رسوا كرد؛ حجر به مقصود اشعث پى برد و گفت اى يك چشم (خطاب به ابن ملجم که یک چشم داشت) اگر او را كشتى و شتافت تا به [[امیرالمؤمنین|اميرالمؤمنين]] (ع) گزارش بدهد و او را از قصد توطئه گران آگاه سازد؛ ولى اميرالمؤمنين (ع) از راه ديگر زودتر به [[مسجد]] آمد و ابن ملجم ضربت بدو زد و حجر وقتى رسيد كه فرياد مردم بلند بود: اميرالمؤمنين کشته شد.<ref>الروضة من الكافي يا گلستان آل محمّد (ترجمه روضه کافی از محمدباقر كمرهاى)، ج۱، ص۳۱۸.</ref> | |
| − | در | + | '''حجر در زمان امام حسن (ع):''' |
| − | + | حجر بن عدی در حکومت [[امام حسن علیه السلام|امام حسن]] (ع) نقشی کلیدی داشت و در پیروی از امامش پایدار بود. پس از شهادت امیر مؤمنان (ع)، [[معاویه]] گستاخ شد و برای درهم کوفتن حکومت نوپای امام حسن (ع) با صدهزار مرد جنگی راه [[عراق]] پیش گرفت. وقتی امام (ع) از حرکت لشکر [[شام]] آگاه شد، مردم را در [[مسجد]] گرد آورد و به جنگ فراخواند. مردم خاموش ماندند و از پاسخ به حضرت خودداری کردند. پس از گفتار شورانگیز امام (ع)، صدای رعدآسای حجر بن عدی سکوت مجلس را شکست و چهره حاضران را سمت خویش جلب کرد. او گفت: ای مردم نادان! شرمتان باد، این جگر گوشه [[رسول خدا]] (ص) و جانشین شایسته آن بزرگوار است که شما را به یاری [[دین]] می خواند... سخنان آتشین حجر و تنی چند از یاران امام (ع)، غیرت زودگذر مردم را تحریک کرد و آنان را برای نبرد آماده ساخت. هرچند پس از پذیرش [[صلح امام حسن علیه السلام|صلح با معاویه]]، حجر به دیدار امام رفت و اعتراض کرد و امام حسن(ع) را به ادامه جنگ فراخواند. پاسخ حضرت این بود که چون رغبت بیشتر مردم عراق بر صلح است، تن به صلح داده است تا جان [[شیعه|شیعیان]] خاص ایشان محفوظ بماند.<ref>دینوری، ص۲۲۰؛ شوشتری، ج۳، ص۱۳۱.</ref> | |
| − | + | ==شهادت حجر و یارانش== | |
| + | در سال ۵۰ قمری که [[زیاد بن ابیه]] حکومت [[کوفه]] را، علاوه بر [[بصره]]، از طرف [[معاویه]] به دست گرفت، با وجود دوستیاش با حجر بن عدی، به او درباره دفاع از [[امام علی علیه السلام|علی بن ابی طالب]] علیهالسلام و انتقاد از معاویه هشدار داد، اما حجر همچنان بیپروا مردم را برضد معاویه تحریک میکرد. | ||
| − | + | هنگامی که زیاد در بصره به سر میبرد، حجر و یارانش به عَمْرو بن حُرَیث، جانشین زیاد در کوفه، هنگام ایراد [[خطبه]] که با بدگویی و ناسزا به [[امیرالمومنین|امیرمؤمنان]] علیهالسلام همراه بود، سنگ ریزه پرتاب کردند. عمرو به زیاد گزارش داد و زیاد به سرعت به کوفه بازگشت و مأموران خود را فرستاد تا حجر و یارانش را دستگیر کنند. حجر بن عدی و سیزده تن دیگر دستگیر شدند. زیاد، دستگیر شدگان را همراه صد تن از لشکریانش نزد معاویه فرستاد و درباره ایشان نوشت که در [[لعن]] [[ابوتراب]] (امام علی علیهالسلام) با «جماعت» مخالفت ورزیده و در نتیجه از فرمان [[خلیفه]] سرپیچی کردهاند.<ref>دینوری، ص۲۲۳-۲۲۴؛ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۰.</ref> | |
| − | + | چون حجر و یارانش به قریه [[مرج عذرا|مرج عذراء]] در دوازده میلی [[دمشق]] رسیدند، معاویه فرمان قتل آنان را صادر کرد، اما به شفاعت کسانی، به حجر و شش نفر دیگر فرصت داده شد تا جان خود را با [[سب و فحش دادن|سَبّ]] علی علیهالسلام نجات دهند، اما آنان نپذیرفتند و تن به کشته شدن دادند. به روایت [[مسعودی]]، هفت تن از آنان بیزاری جستن از حضرت علی را پذیرفتند و جان به در بردند و هفت تن دیگر کشته شدند. حجر و یارانش شب قبل از [[شهادت در راه خدا|شهادت]] را به [[نماز]] خواندن گذراندند و حجر قبل از شهادت نیز دو [[رکعت]] نماز گزارد. | |
| − | + | چون خبر شهادت حجر بن عدی به [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] (ع) رسید، اندوهگین شد. نامه ای به معاویه نوشت و او را سرزنش کرد و شهادت حجر را سند سیهروزی و جنایت پیشگی معاویه برشمرد.<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۲۷۹؛ رجال کشی، ص۹۹.</ref> | |
| − | + | شهادت حجر، همچنین موجب اعتراض [[عایشه]] شد. وقتی معاویه علت کار خود را صلاح [[امت]] ذکر کرد، عایشه گفت: «سمعتُ رسول الله (ص) یقول سیُقتل بعذراء اُناس یغضب الله لهم و اهل السماء»؛ شنیدم که [[پیامبر اسلام|پیامبر]](صلی الله علیه و آله) میگوید: پس از من مردمانی در عذراء کشته میشوند که خداوند متعال و اهل آسمان از قتل ایشان به خشم میآیند.<ref>سیوطی، الجامع الصغیر، ج۲، ص۶۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، دارالفکر، ج۱۲، ص۲۲۶.</ref> | |
| − | + | درباره تاریخ شهادت حجر بن عدی اختلاف است؛ [[محمد بن جریر طبری|طبری]] و [[عزالدین ابن اثیر|ابن اثیر]]، سال ۵۱ قمری، [[ابن واضح یعقوبی|یعقوبی]] سال ۵۲ قمری، و [[ابن قتیبه دینوری|ابن قتیبه]] و [[علی بن حسین مسعودی|مسعودی]] سال ۵۳ قمری را زمان شهادت وی ذکر کردهاند. مقبره حجر در ۴۰ کیلومتری شهر [[دمشق]]، در روستایی به نام «[[مرج عذرا]]»، واقع شده است. | |
| − | + | ==تخریب قبر حجر== | |
| + | در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ش، [[قبر]] و [[ضریح]] حجر بن عدی به دست جبهة النصره ([[داعش]]) از مخالفان دولت [[سوریه]] تخریب شد و پس از [[نبش قبر]]، جسد موجود در قبر به مکانی نامعلوم انتقال یافت. <ref>[https://www.tabnak.ir/fa/news/316855 نبش قبر «حجر بن عدی» در سوریه، سایت تابناک، تاریخ خبر: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۲]، بازیابی: ۶ مرداد ۱۴۰۴</ref> | ||
| − | + | در پی این اقدام، تجمعهای اعتراضآمیز فراوانی از سوی [[شیعه|شیعیان]] برگزار شد. دولتهای [[ایران]] و [[سوریه]] و [[عراق]] و همچنین حزبالله [[لبنان]] و نیز [[مرجعیت|مراجع]] تقلید از جمله [[سید علی سیستانی]]، [[ناصر مکارم شیرازی]]، [[سید محمدسعید حکیم]]، [[جعفر سبحانی]] و… این اقدام را محکوم کردند و [[حوزه علمیه قم]] و حوزه علمیه [[نجف]] در اعتراض به این واقعه تعطیل شدند. | |
| − | + | در پی تخریب قبر حجر بن عدی توسط گروه سَلفی جبهة النصره در سوریه و انتشار خبر نبش قبر وی، تصاویری در رسانهها منتشر شد که مدعی انتساب آن تصاویر به پیکر حجر بن عدی بود. اما آن تصاویر در واقع متعلق به یک شهروند سوری (به نام محروس الشربجی) بود که در درگیریهای شهر حزه سوریه کشته شده بود، امّا به حجر بن عدی نسبت داده شده بود.<ref>حجر بن عدی، ویکی شیعه.</ref> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | === | + | {{پانویس}} |
| − | + | ==منابع== | |
| − | غلامحسین | + | *اضبط المقال فی اسماء الرجال، حسن حسنزاده آملی، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، ۱۳۷۶ش. |
| + | *"حجر بن عدی، قیام سرخ (۳)"، غلامحسین صمیمی، مجله کوثر، فروردین ۱۳۷۸، شماره ۲۹. | ||
| + | *"حجر بن عدی کندی"، [[دانشنامه جهان اسلام (کتاب)|دانشنامه جهان اسلام]]، شماره ۵۸۴۹. | ||
| + | *"حجر بن عدی"، ویکی شیعه. | ||
| + | *الروضة من الكافی يا گلستان آل محمّد (ترجمه روضه کافی از محمدباقر كمرهاى)، تهران: كتابفروشى اسلاميه. | ||
| + | [[رده:اصحاب پیامبر]] | ||
| + | [[رده:اصحاب امام علی علیه السلام]] | ||
| + | [[رده:اصحاب امام حسن علیه السلام]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۱۰
«حُجْر بن عَدی[۱]» از صحابه بزرگوار رسول خدا صلی الله علیه وآله و از شیعیان وفادار امام علی علیهالسلام بود و در جنگ جمل، صفین و نهروان از فرماندهان سپاه آن حضرت به شمار میرفت. «حُجر» به دفاع از امیرالمؤمنین علیهالسلام و انتقاد از معاویه میپرداخت، و سرانجام به دستور او در منطقه مرج عذراء به همراه تعدادی از یارانش به شهادت رسید.
حجر بن عدی در زمان خلفا
حضور در فتوحات:
حجر بن عدی در فتوحات دوره دو خلیفه نخست (ابوبکر و عمر)، از جمله جنگ قادسیه (سال ۱۴ یا ۱۵ یا ۱۶)، حضور یافت در نبرد جلولاء (سال ۱۶ یا ۱۷ یا ۱۹) نیز فرماندهی جناح راست لشکر عمرو بن مالک (سردارِ سعد بن ابی وقّاص) را برعهده داشت.[۲] او در فتح شام نیز شرکت کرد و جزو لشکریانی بود که مَرج عَذراء را فتح کردند.
حجر در زمان عثمان:
در زمان عثمان بیشتر پستهای دولتی در دست بنی امیه بود. ابن اعثم کوفی می نویسد: مردم شهرها از ستم فرمانروایان خویش به تنگ آمده بودند. برخی از سران بصره، کوفه و مصر هنگام حج نزد عثمان شکایت بردند. او به حکمرانان آن شهرها تذکر داد; ولی وقتی به محل کار خود بازگشتند، بیدادگری را از سر گرفتند. بزرگان دیندار کوفه، که حجر بن عدی از آنها بود، به کارهای خلاف شرع سعید بن عاص، حاکم کوفه، اعتراض کردند.[۳]
حجر در زمان امیرمؤمنان (ع):
بعد از کشته شدن عثمان، مردم برای بیعت به سوی امام علی علیهالسلام شتافتند. در جنگ جمل، هنگامی که ابوموسی اشعری -فرماندار کوفه-، از شرکت کردن مردم در جنگ برای یاری امام علی جلوگیری کرد، حجر بن عدی همراه حسن بن علی علیهالسلام و عمار بن یاسر به مسجد کوفه رفت، ابوموسی را بیرون راند و مردم را به شرکت در جنگ تشویق کرد.[۴]
سپس امام علی (ع) به منظور برطرف ساختن مشکلات مسلمانان و دفع شرّ معاویه، سران قبایل و افراد با نفوذ خود را به یاری طلبید. حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی، نخستین کسانی بودند که به کمک حضرت شتافتند و اعلام آمادگی کردند. با تلاش و سخنرانی حجر بن عدی، نه هزار تن در بیرون شهر کوفه آماده کارزار در جنگ صفین شدند. در یکی از روزهای «صفین»، نیروهای علی (ع) بر لشکر معاویه حمله بردند و آتش پیکار بالا گرفت و مردان معاویه هراسان گریختند. شجاعت حجر بن عدی و معقل بن قیس ریاحی، دو یار فداکار امام (ع)، در آن گیر و دار، لشکر شام را به حیرت واداشت.[۵]
پس از جنگ صفین، امام علی (ع) بار دیگر به گرد آوری سپاه پرداخت. اما جز گروهی اندک، کسی دعوتش را اجابت نکرد... در این هنگام، حجر بن عدی و سعید بن قیس همدانی از جای برخاسته گفتند: «ای امیر مؤمنان (ع)! ما فرمانبردار تو هستیم. گفتارت را می پذیریم و در راه تو، از جان خود و نزدیکان خویش، چشم می پوشیم.» سپس امام این دو و معقل بن قيس را مامور جمع آوری سپاه نمود.[۶]
حجر بن عدی در جنگ نهروان نیز فرمانده جناح راست سپاه امام علی(ع) در نبرد با خوارج بود.[۷]
شيخ مفيد در كتاب «الارشاد» و ديگران گفتهاند، حجر بن عدى سحرگاهی که ابن ملجم براى قتل آن حضرت كمين كرده بود، در مسجد کوفه بيتوته كرده بود و شنيده بود كه اشعث مى گويد ابن ملجم زود دنبال كارت برو كه سپيده دم تو را رسوا كرد؛ حجر به مقصود اشعث پى برد و گفت اى يك چشم (خطاب به ابن ملجم که یک چشم داشت) اگر او را كشتى و شتافت تا به اميرالمؤمنين (ع) گزارش بدهد و او را از قصد توطئه گران آگاه سازد؛ ولى اميرالمؤمنين (ع) از راه ديگر زودتر به مسجد آمد و ابن ملجم ضربت بدو زد و حجر وقتى رسيد كه فرياد مردم بلند بود: اميرالمؤمنين کشته شد.[۸]
حجر در زمان امام حسن (ع):
حجر بن عدی در حکومت امام حسن (ع) نقشی کلیدی داشت و در پیروی از امامش پایدار بود. پس از شهادت امیر مؤمنان (ع)، معاویه گستاخ شد و برای درهم کوفتن حکومت نوپای امام حسن (ع) با صدهزار مرد جنگی راه عراق پیش گرفت. وقتی امام (ع) از حرکت لشکر شام آگاه شد، مردم را در مسجد گرد آورد و به جنگ فراخواند. مردم خاموش ماندند و از پاسخ به حضرت خودداری کردند. پس از گفتار شورانگیز امام (ع)، صدای رعدآسای حجر بن عدی سکوت مجلس را شکست و چهره حاضران را سمت خویش جلب کرد. او گفت: ای مردم نادان! شرمتان باد، این جگر گوشه رسول خدا (ص) و جانشین شایسته آن بزرگوار است که شما را به یاری دین می خواند... سخنان آتشین حجر و تنی چند از یاران امام (ع)، غیرت زودگذر مردم را تحریک کرد و آنان را برای نبرد آماده ساخت. هرچند پس از پذیرش صلح با معاویه، حجر به دیدار امام رفت و اعتراض کرد و امام حسن(ع) را به ادامه جنگ فراخواند. پاسخ حضرت این بود که چون رغبت بیشتر مردم عراق بر صلح است، تن به صلح داده است تا جان شیعیان خاص ایشان محفوظ بماند.[۹]
شهادت حجر و یارانش
در سال ۵۰ قمری که زیاد بن ابیه حکومت کوفه را، علاوه بر بصره، از طرف معاویه به دست گرفت، با وجود دوستیاش با حجر بن عدی، به او درباره دفاع از علی بن ابی طالب علیهالسلام و انتقاد از معاویه هشدار داد، اما حجر همچنان بیپروا مردم را برضد معاویه تحریک میکرد.
هنگامی که زیاد در بصره به سر میبرد، حجر و یارانش به عَمْرو بن حُرَیث، جانشین زیاد در کوفه، هنگام ایراد خطبه که با بدگویی و ناسزا به امیرمؤمنان علیهالسلام همراه بود، سنگ ریزه پرتاب کردند. عمرو به زیاد گزارش داد و زیاد به سرعت به کوفه بازگشت و مأموران خود را فرستاد تا حجر و یارانش را دستگیر کنند. حجر بن عدی و سیزده تن دیگر دستگیر شدند. زیاد، دستگیر شدگان را همراه صد تن از لشکریانش نزد معاویه فرستاد و درباره ایشان نوشت که در لعن ابوتراب (امام علی علیهالسلام) با «جماعت» مخالفت ورزیده و در نتیجه از فرمان خلیفه سرپیچی کردهاند.[۱۰]
چون حجر و یارانش به قریه مرج عذراء در دوازده میلی دمشق رسیدند، معاویه فرمان قتل آنان را صادر کرد، اما به شفاعت کسانی، به حجر و شش نفر دیگر فرصت داده شد تا جان خود را با سَبّ علی علیهالسلام نجات دهند، اما آنان نپذیرفتند و تن به کشته شدن دادند. به روایت مسعودی، هفت تن از آنان بیزاری جستن از حضرت علی را پذیرفتند و جان به در بردند و هفت تن دیگر کشته شدند. حجر و یارانش شب قبل از شهادت را به نماز خواندن گذراندند و حجر قبل از شهادت نیز دو رکعت نماز گزارد.
چون خبر شهادت حجر بن عدی به امام حسین (ع) رسید، اندوهگین شد. نامه ای به معاویه نوشت و او را سرزنش کرد و شهادت حجر را سند سیهروزی و جنایت پیشگی معاویه برشمرد.[۱۱]
شهادت حجر، همچنین موجب اعتراض عایشه شد. وقتی معاویه علت کار خود را صلاح امت ذکر کرد، عایشه گفت: «سمعتُ رسول الله (ص) یقول سیُقتل بعذراء اُناس یغضب الله لهم و اهل السماء»؛ شنیدم که پیامبر(صلی الله علیه و آله) میگوید: پس از من مردمانی در عذراء کشته میشوند که خداوند متعال و اهل آسمان از قتل ایشان به خشم میآیند.[۱۲]
درباره تاریخ شهادت حجر بن عدی اختلاف است؛ طبری و ابن اثیر، سال ۵۱ قمری، یعقوبی سال ۵۲ قمری، و ابن قتیبه و مسعودی سال ۵۳ قمری را زمان شهادت وی ذکر کردهاند. مقبره حجر در ۴۰ کیلومتری شهر دمشق، در روستایی به نام «مرج عذرا»، واقع شده است.
تخریب قبر حجر
در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ش، قبر و ضریح حجر بن عدی به دست جبهة النصره (داعش) از مخالفان دولت سوریه تخریب شد و پس از نبش قبر، جسد موجود در قبر به مکانی نامعلوم انتقال یافت. [۱۳]
در پی این اقدام، تجمعهای اعتراضآمیز فراوانی از سوی شیعیان برگزار شد. دولتهای ایران و سوریه و عراق و همچنین حزبالله لبنان و نیز مراجع تقلید از جمله سید علی سیستانی، ناصر مکارم شیرازی، سید محمدسعید حکیم، جعفر سبحانی و… این اقدام را محکوم کردند و حوزه علمیه قم و حوزه علمیه نجف در اعتراض به این واقعه تعطیل شدند.
در پی تخریب قبر حجر بن عدی توسط گروه سَلفی جبهة النصره در سوریه و انتشار خبر نبش قبر وی، تصاویری در رسانهها منتشر شد که مدعی انتساب آن تصاویر به پیکر حجر بن عدی بود. اما آن تصاویر در واقع متعلق به یک شهروند سوری (به نام محروس الشربجی) بود که در درگیریهای شهر حزه سوریه کشته شده بود، امّا به حجر بن عدی نسبت داده شده بود.[۱۴]
پانویس
- ↑ حسن زاده آملی، اضبط المقال فی اسماء الرجال، ص۵۹
- ↑ بلاذری، ص۲۶۴؛ طبری، ج۴، ص۲۷.
- ↑ غلامحسین صمیمی، "حجر بن عدی، قیام سرخ (۳)"، مجله کوثر، فروردین ۱۳۷۸، شماره ۲۹.
- ↑ دینوری، ص۱۴۴تا۱۴۶؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۴۸۵؛ مفید، ص۲۵۵.
- ↑ غلامحسین صمیمی، "حجر بن عدی، قیام سرخ"، مجله کوثر، فروردین ۱۳۷۸، شماره ۲۹.
- ↑ الغارات، ابراهيم بن حلال ثقفي، ص ۳۳۲.
- ↑ دینوری، ص۲۱۰؛ طبری، ج۵، ص۸۵
- ↑ الروضة من الكافي يا گلستان آل محمّد (ترجمه روضه کافی از محمدباقر كمرهاى)، ج۱، ص۳۱۸.
- ↑ دینوری، ص۲۲۰؛ شوشتری، ج۳، ص۱۳۱.
- ↑ دینوری، ص۲۲۳-۲۲۴؛ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۰.
- ↑ تاریخ طبری، ج۵، ص۲۷۹؛ رجال کشی، ص۹۹.
- ↑ سیوطی، الجامع الصغیر، ج۲، ص۶۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، دارالفکر، ج۱۲، ص۲۲۶.
- ↑ نبش قبر «حجر بن عدی» در سوریه، سایت تابناک، تاریخ خبر: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۲، بازیابی: ۶ مرداد ۱۴۰۴
- ↑ حجر بن عدی، ویکی شیعه.
منابع
- اضبط المقال فی اسماء الرجال، حسن حسنزاده آملی، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، ۱۳۷۶ش.
- "حجر بن عدی، قیام سرخ (۳)"، غلامحسین صمیمی، مجله کوثر، فروردین ۱۳۷۸، شماره ۲۹.
- "حجر بن عدی کندی"، دانشنامه جهان اسلام، شماره ۵۸۴۹.
- "حجر بن عدی"، ویکی شیعه.
- الروضة من الكافی يا گلستان آل محمّد (ترجمه روضه کافی از محمدباقر كمرهاى)، تهران: كتابفروشى اسلاميه.




