خوض در باطل: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
+
{{متوسط}}
 +
'''«خوض در باطل»''' (فرورفتن در [[باطل]]) نزد اندیشمندان علم [[اخلاق]]، اعم از نقل [[گناه]] و رفتار ناشایستى است که خود فرد یا دیگرى انجام داده است، با این قید که، آن کار فقط براى سرگرمى انجام شود و نیازى مشروع و عقلانى به آن نباشد. 
  
فرورفتن در باطل نزد انديشمندان علم اخلاق، اعم از نقل گناه و رفتار ناشايستى است که خود فرد يا ديگرى انجام داده است، به شرط آن اين کار فقط براى سرگرمى انجام شود و نيازى مشروع و عقلانى به آن نباشد. ولى اگر بيان رفتار ناشايست ديگران براى استمداد در بازداشتن ايشان از گناه يا پاسخ به کسى که در امر مهمى مشورت طلبيده يا هر نياز مشروع ديگر باشد "فرورفتن در باطل" نخواهد بود.  
+
== واژه‌شناسی ==
 +
در «[[مجمع البحرین (کتاب)|مجمع البحرين]]» در معنای «خوض» آمده است: «أصل اَلْخَوْضِ دخول القدم فيما كان مائعا من الماء و الطين، ثم كثر حتى صار فی كل دخول فيه أذى و تلويث»؛<ref>مجمع البحرين، طریحی، ج۴، ص۲۰۳.</ref> خوض در اصل به معنای داخل شدن پا در چیزهای مایع مانند آب و گل بوده و سپس در مورد دخول در هر چیزی که مایه اذیت و پلیدی است به کار رفته.
  
همچنين اگر حکايت گناه ديگرى جهت آشکار ساختن عيب او يا خرد و بى مقدار کردن او انجام شود. در محدوده گناهانى چون غيبت، سخن چينى و... قرار خواهد گرفت.
+
و [[راغب اصفهانی]] می گوید: «اَلْخَوْضُ‌: هو الشّروع فی الماء و المرور فيه، و يستعار فی الأمور، و أكثر ما ورد فی القرآن ورد فيما يذمّ‌ الشروع فيه»؛<ref>مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۳۰۲؛ قاموس قرآن، سید علی‌اکبر قرشی، ج۲، ص۳۱۱.</ref> خوض به معنی داخل شدن در آب است و به طور استعاره به معنى داخل شدن در هر امر است و اكثر موارد آن در [[قرآن|قرآن کریم]]، داخل شدن در كار مذموم می باشد.
  
پس آنگاه که کسى گناه خود يا ديگرى را جهت گرم کردن مجلس دوستانه و لذت بردن از آن، با آب و تاب نقل کند به اين رذيله اخلاقى گرفتار شده است پس اين عمل نه غيبت است نه سخن چينى و نه فحش و... بلکه گناهى است که عنوان خاص خود را دارد. به نام فرورفتن در باطل.
+
برخی آیات قرآن در این رابطه عبارتند از:
  
فرورفتن در باطل داراى اقسامى است.
+
* {{متن قرآن|«وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَ يُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ '''يَخُوضُوا''' فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ...»}}.<ref>[[سوره نساء]]، ۱۴۰.</ref>
 +
* {{متن قرآن|«... قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي '''خَوْضِهِمْ''' يَلْعَبُونَ»}}.<ref>[[سوره انعام]]، ۹۱.</ref>
 +
* {{متن قرآن|«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا '''نَخُوضُ''' وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آيَاتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ»}}.<ref>[[سوره توبه]]، ۶۵.</ref>
 +
* {{متن قرآن|«الَّذِينَ هُمْ فِي '''خَوْضٍ''' يَلْعَبُونَ»}}.<ref>[[سوره طور]]، ۱۲.</ref>
 +
* {{متن قرآن|«وَ كُنَّا '''نَخُوضُ''' مَعَ '''الْخَائِضِينَ'''»}}.<ref>[[سوره مدثر]]، ۴۵.</ref>
  
گاه از گناهى که پيش از اين انجام گرفته حکايت مى‌شود مانند آن که فرد از فريبکارى‌ها و نيرنگ بازى‌هاى خود داستان سرايى کند و از مفاسد خويش سخن بگويد.
+
== مفهوم‌ خوض در باطل ==
 +
«خوض» به معناى كندوكاو و گفتگو به قصد [[تمسخر]] و تحقير است، نه براى فهم و درک حقيقت.<ref>تفسير مجمع‌البيان، طبرسی.</ref> از مصادیق خوض در باطل، نقل [[گناه]] و رفتار ناشایستى است که خود فرد یا دیگرى انجام داده است، به شرط آنکه این کار فقط براى سرگرمى انجام شود و نیازى مشروع و عقلانى به آن نباشد. ولى اگر بیان رفتار ناشایست دیگران براى استمداد در بازداشتن ایشان از گناه یا پاسخ به کسى که در امر مهمى مشورت طلبیده یا هر نیاز مشروع دیگر باشد «فرورفتن در باطل» نخواهد بود.
  
و گاه از گناهى که قصد انجام آن را دارد حکايت کرده درباره راه و روش انجام آن سخن مى‌گويد که اين کار حکايت از قصد گناه دارد البته گاه هدف از نقل و حکايت گناه پند دادن به ديگران است ولى بايد مراقب بود که بيان آن موجب اشاعه مفاسد نشود به ويژه کسانى که در مسند تدوين و تأليف پندهاى فردى و اجتماعى فعاليت مى‌کنند و قصد دارند با نقل داستان هايى آموزنده به ديگران پند و آموزش دهند، بايد دقت کنند که اين حکايت‌ها موجب تحريک افراد به گناه نشود يا جرأت انجام گناه را در دل شخص آن کار به چشم نيايد زيرا در چنين مواردى پيش از اين که با نقل خطا به نتيجه مناسب دست يابند بدآموزى کرده‌اند براى نمونه بسيارى از هنرمندان در ساختن نمايش‌ها و فيلم‌ها در کنار اين هدف خوب به گونه‌اى به نقل و حکايت خطاها مى‌پردازند که بدآموزى‌هاى فراوانى را دربرداشته باعث فراموش شدن مقصود اصلى سازنده مى‌شود.
+
همچنین اگر حکایت گناه دیگرى جهت آشکار ساختن عیب او یا تحقیر و بى مقدار کردن او انجام شود، در محدوده گناهانى چون [[غیبت (گناه)|غیبت]]، [[سخن چینی|سخن‌چینى]] و... قرار خواهد گرفت. پس آنگاه که کسى گناه خود یا دیگرى را جهت گرم کردن مجلس دوستانه و لذت بردن از آن با آب و تاب نقل کند، به این رذیله اخلاقى گرفتار شده است. پس این عمل نه غیبت است نه سخن‌چینى و نه [[سب و فحش دادن|فحش]] و... بلکه گناهى است که عنوان خاص خود را دارد، به نام «فرورفتن در باطل».
  
 +
فرورفتن در باطل داراى اقسامى است؛ گاه از گناهى که پیش از این انجام گرفته حکایت مى‌شود، مانند آن که فرد از فریبکارى‌ها و نیرنگ بازى‌هاى خود داستان سرایى کند و از مفاسد خویش سخن بگوید.
 +
 +
و گاه از گناهى که قصد انجام آن را دارد حکایت کرده، درباره راه و روش انجام آن سخن مى‌گوید که این کار حکایت از قصد گناه دارد. البته گاه هدف از نقل و حکایت گناه پند دادن به دیگران است، ولى باید مراقب بود که بیان آن موجب [[اشاعه فحشاء‌‌‌|اشاعه]] مفاسد نشود؛ به ویژه کسانى که در مسند تدوین و تألیف پندهاى فردى و اجتماعى فعالیت مى‌کنند و قصد دارند با نقل داستان هایى آموزنده به دیگران پند و آموزش دهند، باید دقت کنند که این حکایت‌ها موجب تحریک افراد به گناه نشود یا جرأت انجام گناه را در دل شخص آن به چشم نیاید، زیرا در چنین مواردى پیش از این که با نقل خطا به نتیجه مناسب دست یابند، بدآموزى کرده‌اند.
 +
==پانویس==
 +
{{پانویس}}
 
==منابع==
 
==منابع==
* [http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/ خوض در باطل، اصطلاحنامه جامع علوم اسلامی] بازیابی: 3 اسفند 92.
 
  
 +
*"خوض در باطل"، اصطلاحنامه جامع علوم اسلامی، بازیابی: ۳ اسفند ۹۲.
 +
*[[قاموس قرآن (کتاب)|قاموس قرآن]]، سید علی‌اکبر قرشی، ج۲.
 +
<span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>
 +
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 +
[[رده:اخلاق فردی]]
 +
[[رده:مقاله های مرتبط به دانشنامه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۶

«خوض در باطل» (فرورفتن در باطل) نزد اندیشمندان علم اخلاق، اعم از نقل گناه و رفتار ناشایستى است که خود فرد یا دیگرى انجام داده است، با این قید که، آن کار فقط براى سرگرمى انجام شود و نیازى مشروع و عقلانى به آن نباشد.

واژه‌شناسی

در «مجمع البحرين» در معنای «خوض» آمده است: «أصل اَلْخَوْضِ دخول القدم فيما كان مائعا من الماء و الطين، ثم كثر حتى صار فی كل دخول فيه أذى و تلويث»؛[۱] خوض در اصل به معنای داخل شدن پا در چیزهای مایع مانند آب و گل بوده و سپس در مورد دخول در هر چیزی که مایه اذیت و پلیدی است به کار رفته.

و راغب اصفهانی می گوید: «اَلْخَوْضُ‌: هو الشّروع فی الماء و المرور فيه، و يستعار فی الأمور، و أكثر ما ورد فی القرآن ورد فيما يذمّ‌ الشروع فيه»؛[۲] خوض به معنی داخل شدن در آب است و به طور استعاره به معنى داخل شدن در هر امر است و اكثر موارد آن در قرآن کریم، داخل شدن در كار مذموم می باشد.

برخی آیات قرآن در این رابطه عبارتند از:

  • «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَ يُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ...».[۳]
  • «... قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ».[۴]
  • «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آيَاتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ».[۵]
  • «الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ».[۶]
  • «وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ».[۷]

مفهوم‌ خوض در باطل

«خوض» به معناى كندوكاو و گفتگو به قصد تمسخر و تحقير است، نه براى فهم و درک حقيقت.[۸] از مصادیق خوض در باطل، نقل گناه و رفتار ناشایستى است که خود فرد یا دیگرى انجام داده است، به شرط آنکه این کار فقط براى سرگرمى انجام شود و نیازى مشروع و عقلانى به آن نباشد. ولى اگر بیان رفتار ناشایست دیگران براى استمداد در بازداشتن ایشان از گناه یا پاسخ به کسى که در امر مهمى مشورت طلبیده یا هر نیاز مشروع دیگر باشد «فرورفتن در باطل» نخواهد بود.

همچنین اگر حکایت گناه دیگرى جهت آشکار ساختن عیب او یا تحقیر و بى مقدار کردن او انجام شود، در محدوده گناهانى چون غیبت، سخن‌چینى و... قرار خواهد گرفت. پس آنگاه که کسى گناه خود یا دیگرى را جهت گرم کردن مجلس دوستانه و لذت بردن از آن با آب و تاب نقل کند، به این رذیله اخلاقى گرفتار شده است. پس این عمل نه غیبت است نه سخن‌چینى و نه فحش و... بلکه گناهى است که عنوان خاص خود را دارد، به نام «فرورفتن در باطل».

فرورفتن در باطل داراى اقسامى است؛ گاه از گناهى که پیش از این انجام گرفته حکایت مى‌شود، مانند آن که فرد از فریبکارى‌ها و نیرنگ بازى‌هاى خود داستان سرایى کند و از مفاسد خویش سخن بگوید.

و گاه از گناهى که قصد انجام آن را دارد حکایت کرده، درباره راه و روش انجام آن سخن مى‌گوید که این کار حکایت از قصد گناه دارد. البته گاه هدف از نقل و حکایت گناه پند دادن به دیگران است، ولى باید مراقب بود که بیان آن موجب اشاعه مفاسد نشود؛ به ویژه کسانى که در مسند تدوین و تألیف پندهاى فردى و اجتماعى فعالیت مى‌کنند و قصد دارند با نقل داستان هایى آموزنده به دیگران پند و آموزش دهند، باید دقت کنند که این حکایت‌ها موجب تحریک افراد به گناه نشود یا جرأت انجام گناه را در دل شخص آن به چشم نیاید، زیرا در چنین مواردى پیش از این که با نقل خطا به نتیجه مناسب دست یابند، بدآموزى کرده‌اند.

پانویس

  1. مجمع البحرين، طریحی، ج۴، ص۲۰۳.
  2. مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۳۰۲؛ قاموس قرآن، سید علی‌اکبر قرشی، ج۲، ص۳۱۱.
  3. سوره نساء، ۱۴۰.
  4. سوره انعام، ۹۱.
  5. سوره توبه، ۶۵.
  6. سوره طور، ۱۲.
  7. سوره مدثر، ۴۵.
  8. تفسير مجمع‌البيان، طبرسی.

منابع

  • "خوض در باطل"، اصطلاحنامه جامع علوم اسلامی، بازیابی: ۳ اسفند ۹۲.
  • قاموس قرآن، سید علی‌اکبر قرشی، ج۲.

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه