خشیت: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی '{{الگو:منبع الکترونیکی پایگاه معتبر|ماخذ=پایگاه}} {{نیازمند ویرایش فنی}} <keywords con...' ایجاد کرد) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | {{الگو:منبع الکترونیکی | + | {{خوب}} |
| + | {{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} | ||
| + | '''«خَشیَت»''' در لغت به معنای [[خوف و رجاء|خوف]] و ترس است و در اصطلاح دینی و روایی به معنای ترس همراه با آگاهی و تعظیم نسبت به [[الله|خداوند]] متعال میباشد؛ از همین جهت در بسیاری از آیات [[قرآن|قرآن کریم]]، خشیت به عالمان اختصاص داده شده است: {{متن قرآن|«... إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ...»}}<ref name=":۰">[[آیه 28 سوره فاطر|سوره فاطر، آیه ۲۸.]]</ref> | ||
| + | == مفهومشناسی == | ||
| + | «خَشیَة» در لغت به معنای خوف و ترس است.<ref>لسان العرب، ج ۱۴، ص ۲۲۸.</ref> [[راغب اصفهانی]] در «[[المفردات فی غریب القرآن (کتاب)|مفردات]]» می گويد: «اَلْخَشْيَةُ خوف يشوبه تعظيم، و أكثر ما يكون ذلك عن علم بما يخشى منه»؛<ref>مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۲۸۳.</ref> خَشْيَة، بيمى است كه با تعظيم و بزرگداشت چيزى همراه است و بيشتر اين حالت از راه علم و آگاهى نسبت به چيزى كه از آن خشيت و بيم هست حاصل مىشود. | ||
| − | {{ | + | گرچه به گفته برخی، قول راغب كليّت ندارد، مثلا در جاهایى از قبيل {{متن قرآن|«وَ تِجٰارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسٰادَهٰا»}}؛<ref>[[سوره توبه]]، ۲۴.</ref> {{متن قرآن|«و إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ اَلْإِنْفٰاقِ»}}<ref>[[سوره اسراء]]، ۱۰۰.</ref> تعظيم معنایى ندارد و در بعضى جاها كه تعظيم استفاده می شود مربوط بمضاف اليه آن است مثل خَشْيَةُ الرَّبِّ، خَشْيَةُ القِيَامَةِ، خَشْيَةُ العَذَابِ. نه خود خشيت. بهتر است آنرا ترس شديد بدانيم... و يا بيم توأم با پرهيز چنانكه از مصاديق آن فهميده می شود.<ref>قاموس قرآن، سید علیاکبر قرشی، ج۲، ص۲۵۰.</ref> |
| + | بنابر آنچه که گذشت، درباره حقیقت خشیت در اصطلاح دینی باید بگوئیم خشیت به معنای ترس از مسئولیت هایی است که انسان در برابر [[خداوند]] دارد، ترس از این که در ادای رسالت و وظیفه خویش کوتاهی کند.<ref>تفسیر نمونه،ج ۱۸، ص ۲۴۷.</ref> | ||
| + | '''تفاوت خشیت با خوف:''' | ||
| + | گفته شده است «خشیت» از سه جهت با «[[خوف و رجاء|خوف]]» فرق دارد: | ||
| − | + | *خوف به معنای تأثّر عملی [[انسان]] به این که از ترس در مقام اقدام برآمده و وسائل گریز از شرّ و محذور را هم فراهم سازد، هر چند که در دل متأثر نگشته، دچار هراس نشده باشد؛ اما خشیت ترس در دل است. | |
| + | *خشیت خوفی است که همراه با تعظیم و بیشتر اوقات از روی دانایی ناشی شود، برخلاف خوف. | ||
| + | *خوف هم از ناحیه مکروه (هر آنچه ناخوشایند انسان است) حاصل میشود و هم از ناحیه کسی که ممکن است این مکروه را به آدمی برساند؛ هم گفته میشود: من از مرض خوف دارم و هم گفته میشود من خوف دارم از این که فلان چیز مریضم کند، بخلاف خشیت که تنها از آورنده مکروه و شر است، نه از خود مکروه.<ref>ترجمه المیزان، ج ۱۱، ص ۴۶۹.</ref> | ||
| − | + | همچنین در «[[اقرب الموارد (کتاب)|اقرب الموارد]]» از كليّات ابوالبقاء نقل شده: خشيت از خوف شديدتر است، چون اين كلمه مأخوذ است از «شَجَرَة خَاشِيَةٌ» و آن درختى را گويند كه بالكليّه بخشكد و خوف بمعنى نقصان و از «ناقة خوفاء» (شتر مريض) اخذ شده كه مريض است ولى از بين نرفته. و خشيت در صورتى گفته می شود كه شىء مخوف داراى عظمت باشد، ولى خوف از ضعف خائف است. اينكه گويد: خوف از ضعف نفس خائف است، مورد تصديق [[قرآن]] نيست، بلكه آن [[جبن|جُبن]] است و خوف در بسيارى از موارد قرآن مجيد ممدوح آمده است، مثل {{متن قرآن|«وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ»}}<ref>[[سوره الرحمن]]، ۴۶.</ref> و {{متن قرآن|«إِنِّي أَخٰافُ اَللّٰهَ رَبَّ اَلْعٰالَمِينَ»}}<ref>[[سوره مائده]]، ۲۸.</ref>.<ref>قاموس قرآن، سید علیاکبر قرشی، ج۲، ص۲۵۰.</ref> | |
| − | |||
| − | + | ==خشیت در قرآن== | |
| − | |||
| − | + | ماده «خشی» ۴۸ بار در [[قرآن کریم]] بکار رفته است که گاهی در خشیتهای مذموم استفاده شده، مانند: {{متن قرآن|«فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ ...»}}<ref>[[آیه 52 سوره مائده|سوره مائده، آیه ۵۲.]]</ref>؛ کسانی که در دلهایشان بیماری است میگویند: میترسیم حادثهای برای ما اتفاق بیفتد؛ و گاهی در خشیتهای ممدوح استفاده شده است، مانند: {{متن قرآن|«إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ»}}<ref>[[آیه 3 سوره طه|سوره طاها، آیه ۳.]]</ref>؛ آن را فقط برای یادآوری کسانی که (خدا) میترسند، نازل ساختیم. | |
| − | در | + | در برخی از آیات نیز از هر دو خشیت یاد شده است، تعداد این آیات به ۷ عدد میرسد، مانند آیه:{{متن قرآن| «... الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ ...»}}<ref>[[آیه 3 سوره مائده|سوره مائده، آیه ۳.]]</ref>؛ امروز کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند. بنابراین از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید. |
| − | |||
| − | + | '''اهمیت خشیت ممدوح:''' | |
| − | + | در [[قرآن کریم]] درباره خشیت بسیار سخن گفته شده و از آثار، نشانهها، مراتب، عوامل و اهمیت آن سخن به میان آمده است. اکنون از میان این مباحث به اهمیت و عوامل خشیت میپردازیم. قرآن کریم میفرماید: {{متن قرآن|«سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَىٰ»}}؛<ref>[[آیه 10 سوره اعلی|سوره اعلی، آیه ۱۰.]]</ref> بزودی کسی که از خدا میترسد، متذکر میشود. | |
| − | + | خداوند در این [[آیه]] به همراه آیات قبل و بعدش معیار پند گرفتن از قرآن و رستگاری و عدم آنها را خشیت قرار میدهد و آنچه معیار بین سعادت و شقاوت انسان باشد پراهمیتترین مسئله زندگی اوست. بنابراین اهمیت خشیت به این است که در مسیر سعادت قرار گرفته است، به عبارت دیگر خشیت پیامد علم به خداوند است و مقدمه تکان خوردن قلب انسان برای تصمیمگیری جدی در جهت زندگی الهی. | |
| − | |||
| − | + | '''عوامل خشیت:''' | |
| − | + | برای خشیت (به معنای ممدوح آن) عوامل زمینه ساز متعددی ذکر شده است، از جمله: | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | = | + | *[[علم]]: {{متن قرآن|«... إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ...»}}<ref name=":۰" />؛ از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او میترسند». خداوند در این آیه و آیات مشابه، عامل اصلی خشیت را علم میداند و خشیت را نتیجه علم و شناخت خداوند میشمارد.<ref>تفسیر نور، ج ۹، ص ۴۹۵.</ref> |
| + | *[[ایمان]] و [[عمل صالح]]: {{متن قرآن|«{{آیه|98|7}} 💠<ref>[[آیه 7 سوره بینه|سوره بینه، آیه ۷.]]</ref> {{آیه|98|8}}<ref>[[آیه 8 سوره بینه|همان، آیه ۸.]]</ref>»}}؛ کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند... و این (مقام اولا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد!». در این آیات، خداوند ایمان و عمل صالح را جزء اسباب خشیت میداند و سعادت اخروی را نتیجه آن میشمارد. | ||
| − | + | ==خشیت در روایات== | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | در [[حدیث|روایات]] نیز درباره خشیت بسیار سخن به میان آمده است که چند نمونه از آن ذکر میشود: | |
| − | برای خشیت ( | + | *از [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه وآله) نقل شده آن کس که از خشیت الهی بگرید، از آتش [[جهنم|دوزخ]] دور خواهد شد، به همین سبب پیامبر اکرم خود را دارای بیشترین معرفت و بیشترین خشیت نسبت به خداوند دانسته<ref>احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۵۰۵، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲.</ref> و آنکس را که چنین باشد، نزدیکترین کس به خداوند معرفی کرده است.<ref>سننالدارمی، ج۱، ص۹۷.</ref> |
| + | *پیامبر اکرم میفرماید: {{متن حدیث|«...من ذرفت عیناه من خشیة الله عزوجل کان له بکل قطرة قطرت من دموعه قصر فی الجنة...»}}؛ هر کسی از خشیت الهی از دیدگانش اشک فرو ریزد برای او به هر قطرهای که از دیدهاش فرو چکد، قصری در [[بهشت]] باشد.<ref>من لایحضره الفقیه، ترجمه غفاری، ج ۵، ص ۳۲۷.</ref> | ||
| + | *[[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] (علیهالسلام) هم به مسلمانان فرموده که خشیت را شِعار خود، یعنی صفتی درونی و مستقر، قرار دهند.<ref>امام علی (علیهالسلام)، نهجالبلاغه، ص۵۱، خطبه ۶۶. </ref> | ||
| + | *همچنین در احادیث، خشیت ورزیدن به خدا، چه آشکار و چه نهان، در زمره سه امری تلقی شده که مایه نجات است.<ref>ابنبابویه، محمد بن علی، الخصال، ج۱، ص۸۴، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش.</ref> | ||
| + | *و خشیت باب ورود به [[تقوا]] تلقی شده و راه خشیت، بزرگداشت خداوند و تمسک به طاعت بیشائبه اوامر او و [[خوف و رجاء|خوف]] و حذر به همراه پرهیز از محرّمات ذکر شده است.<ref>مصباحالشریعة، (منسوب به) امام جعفرصادق (ع)، ج۱، ص۲۳، بیروت:مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰/۱۹۸۰.</ref> | ||
| + | *[[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] (علیهالسلام) در توضیح عبارت {{متن قرآن|«... لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ...»}}<ref>[[آیه 2 سوره ملک|سوره ملک، آیه ۲.]]</ref> فرمود: مراد، درستترین عمل است و نه بیشترین عمل، و درستی همان خشیت و [[نیت]] صادق است.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۶. </ref> | ||
| + | *همچنین در حدیثی، چشمی که از خشیت الهی گریسته باشد، از جمله چشمهایی تلقی شده که در روز [[قیامت]] گریان نخواهد بود.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۸۰.</ref> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
| − | + | ==منابع== | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | *"خشیت"، روحالله رضایی، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱. | |
| − | + | *[[قاموس قرآن (کتاب)|قاموس قرآن]]، سید علیاکبر قرشی، ج۲. | |
| − | + | *ویکی فقه. | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | + | [[رده:واژگان قرآنی]] | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
[[رده:اخلاق الهی]] | [[رده:اخلاق الهی]] | ||
[[رده:صفات پسندیده]] | [[رده:صفات پسندیده]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۰
این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.
(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)
«خَشیَت» در لغت به معنای خوف و ترس است و در اصطلاح دینی و روایی به معنای ترس همراه با آگاهی و تعظیم نسبت به خداوند متعال میباشد؛ از همین جهت در بسیاری از آیات قرآن کریم، خشیت به عالمان اختصاص داده شده است: «... إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ...»[۱]
مفهومشناسی
«خَشیَة» در لغت به معنای خوف و ترس است.[۲] راغب اصفهانی در «مفردات» می گويد: «اَلْخَشْيَةُ خوف يشوبه تعظيم، و أكثر ما يكون ذلك عن علم بما يخشى منه»؛[۳] خَشْيَة، بيمى است كه با تعظيم و بزرگداشت چيزى همراه است و بيشتر اين حالت از راه علم و آگاهى نسبت به چيزى كه از آن خشيت و بيم هست حاصل مىشود.
گرچه به گفته برخی، قول راغب كليّت ندارد، مثلا در جاهایى از قبيل «وَ تِجٰارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسٰادَهٰا»؛[۴] «و إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ اَلْإِنْفٰاقِ»[۵] تعظيم معنایى ندارد و در بعضى جاها كه تعظيم استفاده می شود مربوط بمضاف اليه آن است مثل خَشْيَةُ الرَّبِّ، خَشْيَةُ القِيَامَةِ، خَشْيَةُ العَذَابِ. نه خود خشيت. بهتر است آنرا ترس شديد بدانيم... و يا بيم توأم با پرهيز چنانكه از مصاديق آن فهميده می شود.[۶]
بنابر آنچه که گذشت، درباره حقیقت خشیت در اصطلاح دینی باید بگوئیم خشیت به معنای ترس از مسئولیت هایی است که انسان در برابر خداوند دارد، ترس از این که در ادای رسالت و وظیفه خویش کوتاهی کند.[۷]
تفاوت خشیت با خوف:
گفته شده است «خشیت» از سه جهت با «خوف» فرق دارد:
- خوف به معنای تأثّر عملی انسان به این که از ترس در مقام اقدام برآمده و وسائل گریز از شرّ و محذور را هم فراهم سازد، هر چند که در دل متأثر نگشته، دچار هراس نشده باشد؛ اما خشیت ترس در دل است.
- خشیت خوفی است که همراه با تعظیم و بیشتر اوقات از روی دانایی ناشی شود، برخلاف خوف.
- خوف هم از ناحیه مکروه (هر آنچه ناخوشایند انسان است) حاصل میشود و هم از ناحیه کسی که ممکن است این مکروه را به آدمی برساند؛ هم گفته میشود: من از مرض خوف دارم و هم گفته میشود من خوف دارم از این که فلان چیز مریضم کند، بخلاف خشیت که تنها از آورنده مکروه و شر است، نه از خود مکروه.[۸]
همچنین در «اقرب الموارد» از كليّات ابوالبقاء نقل شده: خشيت از خوف شديدتر است، چون اين كلمه مأخوذ است از «شَجَرَة خَاشِيَةٌ» و آن درختى را گويند كه بالكليّه بخشكد و خوف بمعنى نقصان و از «ناقة خوفاء» (شتر مريض) اخذ شده كه مريض است ولى از بين نرفته. و خشيت در صورتى گفته می شود كه شىء مخوف داراى عظمت باشد، ولى خوف از ضعف خائف است. اينكه گويد: خوف از ضعف نفس خائف است، مورد تصديق قرآن نيست، بلكه آن جُبن است و خوف در بسيارى از موارد قرآن مجيد ممدوح آمده است، مثل «وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ»[۹] و «إِنِّي أَخٰافُ اَللّٰهَ رَبَّ اَلْعٰالَمِينَ»[۱۰].[۱۱]
خشیت در قرآن
ماده «خشی» ۴۸ بار در قرآن کریم بکار رفته است که گاهی در خشیتهای مذموم استفاده شده، مانند: «فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ ...»[۱۲]؛ کسانی که در دلهایشان بیماری است میگویند: میترسیم حادثهای برای ما اتفاق بیفتد؛ و گاهی در خشیتهای ممدوح استفاده شده است، مانند: «إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ»[۱۳]؛ آن را فقط برای یادآوری کسانی که (خدا) میترسند، نازل ساختیم.
در برخی از آیات نیز از هر دو خشیت یاد شده است، تعداد این آیات به ۷ عدد میرسد، مانند آیه: «... الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ ...»[۱۴]؛ امروز کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند. بنابراین از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید.
اهمیت خشیت ممدوح:
در قرآن کریم درباره خشیت بسیار سخن گفته شده و از آثار، نشانهها، مراتب، عوامل و اهمیت آن سخن به میان آمده است. اکنون از میان این مباحث به اهمیت و عوامل خشیت میپردازیم. قرآن کریم میفرماید: «سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَىٰ»؛[۱۵] بزودی کسی که از خدا میترسد، متذکر میشود.
خداوند در این آیه به همراه آیات قبل و بعدش معیار پند گرفتن از قرآن و رستگاری و عدم آنها را خشیت قرار میدهد و آنچه معیار بین سعادت و شقاوت انسان باشد پراهمیتترین مسئله زندگی اوست. بنابراین اهمیت خشیت به این است که در مسیر سعادت قرار گرفته است، به عبارت دیگر خشیت پیامد علم به خداوند است و مقدمه تکان خوردن قلب انسان برای تصمیمگیری جدی در جهت زندگی الهی.
عوامل خشیت:
برای خشیت (به معنای ممدوح آن) عوامل زمینه ساز متعددی ذکر شده است، از جمله:
- علم: «... إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ...»[۱]؛ از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او میترسند». خداوند در این آیه و آیات مشابه، عامل اصلی خشیت را علم میداند و خشیت را نتیجه علم و شناخت خداوند میشمارد.[۱۶]
- ایمان و عمل صالح: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ 💠[۱۷] جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ[۱۸]»؛ کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند... و این (مقام اولا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد!». در این آیات، خداوند ایمان و عمل صالح را جزء اسباب خشیت میداند و سعادت اخروی را نتیجه آن میشمارد.
خشیت در روایات
در روایات نیز درباره خشیت بسیار سخن به میان آمده است که چند نمونه از آن ذکر میشود:
- از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل شده آن کس که از خشیت الهی بگرید، از آتش دوزخ دور خواهد شد، به همین سبب پیامبر اکرم خود را دارای بیشترین معرفت و بیشترین خشیت نسبت به خداوند دانسته[۱۹] و آنکس را که چنین باشد، نزدیکترین کس به خداوند معرفی کرده است.[۲۰]
- پیامبر اکرم میفرماید: «...من ذرفت عیناه من خشیة الله عزوجل کان له بکل قطرة قطرت من دموعه قصر فی الجنة...»؛ هر کسی از خشیت الهی از دیدگانش اشک فرو ریزد برای او به هر قطرهای که از دیدهاش فرو چکد، قصری در بهشت باشد.[۲۱]
- حضرت علی (علیهالسلام) هم به مسلمانان فرموده که خشیت را شِعار خود، یعنی صفتی درونی و مستقر، قرار دهند.[۲۲]
- همچنین در احادیث، خشیت ورزیدن به خدا، چه آشکار و چه نهان، در زمره سه امری تلقی شده که مایه نجات است.[۲۳]
- و خشیت باب ورود به تقوا تلقی شده و راه خشیت، بزرگداشت خداوند و تمسک به طاعت بیشائبه اوامر او و خوف و حذر به همراه پرهیز از محرّمات ذکر شده است.[۲۴]
- امام صادق (علیهالسلام) در توضیح عبارت «... لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ...»[۲۵] فرمود: مراد، درستترین عمل است و نه بیشترین عمل، و درستی همان خشیت و نیت صادق است.[۲۶]
- همچنین در حدیثی، چشمی که از خشیت الهی گریسته باشد، از جمله چشمهایی تلقی شده که در روز قیامت گریان نخواهد بود.[۲۷]
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ سوره فاطر، آیه ۲۸.
- ↑ لسان العرب، ج ۱۴، ص ۲۲۸.
- ↑ مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۲۸۳.
- ↑ سوره توبه، ۲۴.
- ↑ سوره اسراء، ۱۰۰.
- ↑ قاموس قرآن، سید علیاکبر قرشی، ج۲، ص۲۵۰.
- ↑ تفسیر نمونه،ج ۱۸، ص ۲۴۷.
- ↑ ترجمه المیزان، ج ۱۱، ص ۴۶۹.
- ↑ سوره الرحمن، ۴۶.
- ↑ سوره مائده، ۲۸.
- ↑ قاموس قرآن، سید علیاکبر قرشی، ج۲، ص۲۵۰.
- ↑ سوره مائده، آیه ۵۲.
- ↑ سوره طاها، آیه ۳.
- ↑ سوره مائده، آیه ۳.
- ↑ سوره اعلی، آیه ۱۰.
- ↑ تفسیر نور، ج ۹، ص ۴۹۵.
- ↑ سوره بینه، آیه ۷.
- ↑ همان، آیه ۸.
- ↑ احمد بن حنبل، مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۵۰۵، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
- ↑ سننالدارمی، ج۱، ص۹۷.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ترجمه غفاری، ج ۵، ص ۳۲۷.
- ↑ امام علی (علیهالسلام)، نهجالبلاغه، ص۵۱، خطبه ۶۶.
- ↑ ابنبابویه، محمد بن علی، الخصال، ج۱، ص۸۴، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش.
- ↑ مصباحالشریعة، (منسوب به) امام جعفرصادق (ع)، ج۱، ص۲۳، بیروت:مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
- ↑ سوره ملک، آیه ۲.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۶.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۸۰.
منابع
- "خشیت"، روحالله رضایی، دانشنامه پژوهه، تاریخ بازیابی: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱.
- قاموس قرآن، سید علیاکبر قرشی، ج۲.
- ویکی فقه.




