مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

غزوه بنی قینقاع: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۲۹: سطر ۲۹:
 
وقتی پيامبر (ص) بر اهل بدر پيروز شد و به مدينه برگشت، يهود سركشى كردند و پيمانى را كه ميان ايشان و رسول خدا بود شكستند، پيامبر كسى به سراغ ايشان فرستاد و آنها را جمع كرد و فرمود: اى گروه يهود به خدا سوگند، مى‌‏دانيد كه من رسول خدايم، اسلام بياوريد پيش از آنكه خداوند بلايى را كه بر قريش نازل كرد، بر شما نازل فرمايد. گفتند: اى محمد، پيروزى بر آنها تو را مغرور نكند، تو با گروهى نادان جنگيدى و مقهورشان كردى، در صورتى كه ما مرد جنگ و مبارزه‌‏ايم و اگر با ما جنگ كنى خواهى دانست كه با كسى چون ما جنگ نكرده‏‌اى. در همين هنگام كه يهوديان اظهار دشمنى مى‌‏كردند و پيمان مى‌‏شكستند، بانويى كه اصل او از قبيله‏اى ديگر و همسر مردى از انصار بود به بازار بنى قينقاع آمد و نزد زرگرى براى خريد زيور نشست. مردى از يهود قينقاع آمد و بدون آنكه زن متوجه شود پشت سرش نشست و با خارى دامن او را به پشتش گره زد، چون آن زن برخاست سرين و پشتش برهنه شد و يهوديان از اين كار خنديدند. مردى از مسلمانان برخاست و آن مرد را كشت، بنى قينقاع جمع شدند و مرد مسلمان را كشتند و پيمان با پيامبر (ص) را شكسته و اعلان جنگ كردند و در دژهاى خود جا گرفتند.<ref> المغازى، ج ۱، ص ۱۷۷؛ و نک: طبقات الکبرى، ج۲، ص۲۲؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹  </ref>  
 
وقتی پيامبر (ص) بر اهل بدر پيروز شد و به مدينه برگشت، يهود سركشى كردند و پيمانى را كه ميان ايشان و رسول خدا بود شكستند، پيامبر كسى به سراغ ايشان فرستاد و آنها را جمع كرد و فرمود: اى گروه يهود به خدا سوگند، مى‌‏دانيد كه من رسول خدايم، اسلام بياوريد پيش از آنكه خداوند بلايى را كه بر قريش نازل كرد، بر شما نازل فرمايد. گفتند: اى محمد، پيروزى بر آنها تو را مغرور نكند، تو با گروهى نادان جنگيدى و مقهورشان كردى، در صورتى كه ما مرد جنگ و مبارزه‌‏ايم و اگر با ما جنگ كنى خواهى دانست كه با كسى چون ما جنگ نكرده‏‌اى. در همين هنگام كه يهوديان اظهار دشمنى مى‌‏كردند و پيمان مى‌‏شكستند، بانويى كه اصل او از قبيله‏اى ديگر و همسر مردى از انصار بود به بازار بنى قينقاع آمد و نزد زرگرى براى خريد زيور نشست. مردى از يهود قينقاع آمد و بدون آنكه زن متوجه شود پشت سرش نشست و با خارى دامن او را به پشتش گره زد، چون آن زن برخاست سرين و پشتش برهنه شد و يهوديان از اين كار خنديدند. مردى از مسلمانان برخاست و آن مرد را كشت، بنى قينقاع جمع شدند و مرد مسلمان را كشتند و پيمان با پيامبر (ص) را شكسته و اعلان جنگ كردند و در دژهاى خود جا گرفتند.<ref> المغازى، ج ۱، ص ۱۷۷؛ و نک: طبقات الکبرى، ج۲، ص۲۲؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹  </ref>  
  
در این هنگام خداوند تکلیف رسول خدا صلى الله علیه وآله را درباره آنها آشکار کرد: {{متن قرآن|«و اِمّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَهً فَانْبِذْ اِلَیهِمْ عَلی سَواءٍ، اِنّ اللّهَ لایحِبّ الْخائنینَ»}}؛ و اگر از خیانت و پیمان شکنی گروهی [که با آنان هم پیمانی] بیم داری، پس به آنان خبر ده که [پیمان] به صورتی مساوی [و طرفینی] گسسته است؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.<ref> انفال، ۵۸ </ref>  
+
در این هنگام خداوند تکلیف رسول خدا صلى الله علیه وآله را درباره آنها آشکار کرد: {{متن قرآن|«وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ؛ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ»}}؛ و اگر از خیانت و پیمان شکنی گروهی [که با آنان هم پیمانی] بیم داری، پس به آنان خبر ده که [پیمان] به صورتی مساوی [و طرفینی] گسسته است؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.<ref> انفال، ۵۸ </ref>  
  
 
==محاصره و شکست بنی‌قینقاع==
 
==محاصره و شکست بنی‌قینقاع==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۰

عده‌ای از یهودیان به نام «بنى‌قَینُقاع»، که پس از ورود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به مدینه با ایشان پیمان صلح بسته بودند، در سال دوم هجری پیمان خود شکستند و به آن حضرت اعلام جنگ کردند. بنى‌قینقاع پس از محاصره در قعله‌های خود توسط سپاهیان اسلام و تسلیم شدن آنان، از مدینه اخراج شدند.

غزوه بنی قینقاع
بنی قینقاع.jpg
زمان پانزدهم شوال سال دوم هجری
مکان مدینه
غزوه قبلی غزوه کدر
غزوه بعدی غزوه سویق
علت غزوه سرکوب یهودیان بنی قینقاع که عهدشکنی کرده بودند.
نتیجه پیروزی قاطع مسلمانان و اخراج یهودیان از مدینه.
دوطرف درگیری و تعداد آنها
مسلمانان یهودیان بنی قینقاع
فرماندهان
رسول خدا(ص) ــــ
پرچم داران
امام علی(ع) ــــ
تلفات
ـــ ــــ
آیه ۵۸ سوره انفال، آیه‌هاى ۱۲-۱۳ سوره آل عمران و آیات ۵۱-۵۶ سوره مائده در مورد این غزوه می‌باشد‌‌.

پیمان بنی‌قینقاع با پیامبر اکرم

پس از آن که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به مدینه هجرت کرد و نظام حکومتی اسلام را پایه‌ریزی نمود، با یهودیان مقیم این شهر و حوالی آن پیمان همزیستی مسالمت‌آمیز امضا کرد و از آنان تعهد گرفت که با دشمنان اسلام همکاری نکرده و بر علیه اسلام و مسلمانان هیچ دسیسه و فتنه‌ای ایجاد نکنند. اما قوم یهود هرگاه احساس می‌کرد که پیامبر صلی الله علیه وآله و حکومت اسلامی در مدینه منوره در معرض خطر قرار گرفته است، خوشحال شده و در صدد همکاری با دشمنان اسلام برمی‌آمدند و پیمان نامه خویش را نقض می‌کردند.

یکی از این قبایل مشهور و ثروتمند یهود مدینه، طایفه "بنى قَینقاع" بود که افراد آن در حوالی مدینه می‌زیسته و به کار تجارت و صنعتگرى می‌پرداختند[۱] و از داشتن زمین‌های زراعی، باغستان و دامداری محروم بودند. آنان در محله خویش، بازار بازرگانی مهمی داشتند که بسیاری از عرب‌ها اعم از مسلمان، مسیحی، یهود، مشرک و بت‌پرست در آن جا خرید و فروش می‌کردند.

علت وقوع غزوه بنی‌قینقاع

کتاب المغازی واقدی علت وقوع این جنگ را چنین تشریح می کند:

وقتی پيامبر (ص) بر اهل بدر پيروز شد و به مدينه برگشت، يهود سركشى كردند و پيمانى را كه ميان ايشان و رسول خدا بود شكستند، پيامبر كسى به سراغ ايشان فرستاد و آنها را جمع كرد و فرمود: اى گروه يهود به خدا سوگند، مى‌‏دانيد كه من رسول خدايم، اسلام بياوريد پيش از آنكه خداوند بلايى را كه بر قريش نازل كرد، بر شما نازل فرمايد. گفتند: اى محمد، پيروزى بر آنها تو را مغرور نكند، تو با گروهى نادان جنگيدى و مقهورشان كردى، در صورتى كه ما مرد جنگ و مبارزه‌‏ايم و اگر با ما جنگ كنى خواهى دانست كه با كسى چون ما جنگ نكرده‏‌اى. در همين هنگام كه يهوديان اظهار دشمنى مى‌‏كردند و پيمان مى‌‏شكستند، بانويى كه اصل او از قبيله‏اى ديگر و همسر مردى از انصار بود به بازار بنى قينقاع آمد و نزد زرگرى براى خريد زيور نشست. مردى از يهود قينقاع آمد و بدون آنكه زن متوجه شود پشت سرش نشست و با خارى دامن او را به پشتش گره زد، چون آن زن برخاست سرين و پشتش برهنه شد و يهوديان از اين كار خنديدند. مردى از مسلمانان برخاست و آن مرد را كشت، بنى قينقاع جمع شدند و مرد مسلمان را كشتند و پيمان با پيامبر (ص) را شكسته و اعلان جنگ كردند و در دژهاى خود جا گرفتند.[۲]

در این هنگام خداوند تکلیف رسول خدا صلى الله علیه وآله را درباره آنها آشکار کرد: «وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ؛ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ»؛ و اگر از خیانت و پیمان شکنی گروهی [که با آنان هم پیمانی] بیم داری، پس به آنان خبر ده که [پیمان] به صورتی مساوی [و طرفینی] گسسته است؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.[۳]

محاصره و شکست بنی‌قینقاع

پس از نزول آیه فوق، پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله دستور حمله به سوی طایفه بنی قینقاع را صادر کرد. آن حضرت، ابولُبابه انصارى را در مدینه به جای خویش گمارد و در ۱۵ شوال سال دوم قمری به سوی قینقاع حرکت کرد و یهودیان این محله از ترس رویارویی با مسلمانان وارد دژ خویش شده و آن را از پشت بستند.

پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله اطراف خانه‌‏هاى ايشان را محاصره كرد و اين محاصره پانزده روز طول كشيد تا اینکه بنى قينقاع بتنگ آمده ناچار به تسليم شدند. پس فرمود تا آنان را ببندند و منذر بن قدامة سلمى را بر آنان گماشت. ولی عبدالله بن ابى سردسته منافقان مدینه که با یهودیان حشر و نشر داشته و سابقاً با طایفه آنان هم‌پیمان بود، درباره آنان با رسول خدا (ص) گفتگو كرد و چندان پافشارى نمود كه پيامبر (ص) فرمود: رهايشان كنيد، خداوند آنان و عبد اللّه بن أبىّ را لعنت كند، و از كشتن آنان چشم پوشيده فرمان به راندن آنان را مدينه داد. عبادة بن صامت مأمور راندن آنان از مدينه شد و آنان به "اذرعات" در سرزمین شام هجرت کردند.

پیامبر صلی الله علیه وآله اموال و دارایی‌های آنان را به غنیمت گرفت و خمس آن‌ها را برای خویش برداشت و بقیه را میان مبارزان تقسیم کرد. این نخستین موردی بود که پیامبر صلی الله علیه وآله از غنیمت جنگی، خمس گرفته بود.[۴]

آثار و نتایج غزوه بنی‌قینقاع

جنگ مسلمانان با بنى قینقاع - به عنوان مهمترین و ثروتمندترین قبیله یهود - و نابودى آنان، بدان معنى است که:

  • پیامبر اسلام (ص) نمى‌ خواست به یهودیان فرصت دهد تا در او طمع کنند و به شکست مسلمانان امید بندند و با اطرافیان هم‌عقیده خویش -از جمله منافقان و مشرکان- بر ضدّ مسلمانان متّحد شوند، زیرا تحمل پیامبر (ص) و سفارش بردبارى و شکیبایى به مسلمانان موجب شد که یهودیان گمان برند این مواضع ناشى از ضعف مسلمانان است. از این رو به تعرضات خویش نسبت به مسلمانان ادامه دادند.
  • راه نابودى سایر دشمنان را که از نظر عِدّه و عُدّه و مال و ثروت از بنى قینقاع به مراتب ضعیف‌ تر بودند، هموار نماید، زیرا وقتى ببینند که قدرتمندان یهود نتوانستند کارى از پیش ببرند، آنان به طریق اولى نخواهند توانست کارى انجام دهند.
  • غنایم بنى قینقاع مى‌ توانست با تأمین بخشى از نیازهاى مالى مسلمانان، برخى دیگر را نیز به نابودى دشمن امیدوار ساخته و راه مقاومت در مقابل آنان را فراروى مسلمانان تسهیل نماید.
  • با سرکوبى این قبیله، در حقیقت رسول خدا (ص) از یک دشمن خطرناک داخلى که به لحاظ شناخت نقاط ضعف و قوت مسلمانان به مراتب از دشمن خارجى خطرناک‌ تر بود، رهایى پیدا مى ‌کرد.
  • از بین بردن دشمن یهودى مى ‌بایست مرحله به مرحله اجرا مى ‌شد. در حالى که جنگ با همه قبایل یهود در یک مرحله براى سپاه مسلمانان امکان‌پذیر نبود و چه بسا نتایج مطلوب را عاید نمى‌کرد. بدین ترتیب غلبه بر یک قبیله به‌ مراتب آسان ‌تر و پیروزى بر آن به راحتى امکان‌پذیر بود.
  • وقتى مسلمانان دریابند که بر شجاع‌ترین، ثروتمندترین و پرنفوذترین قبایل یهود پیروز شده‌ اند، دیگر مجالى براى ترس و تردید در پیروزى بر سایر دشمنان یهودى نخواهد بود.[۵]

پانویس

  1. المغازى، ج ۱، ص ۱۷۹؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۹
  2. المغازى، ج ۱، ص ۱۷۷؛ و نک: طبقات الکبرى، ج۲، ص۲۲؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹
  3. انفال، ۵۸
  4. ترجمه طبقات كبرى، ج‏۲، ص۲۶
  5. سید جعفر مرتضى عاملى، الصحيح من سيرة النبي الأعظم، ج۸، ص۳۸ و ۳۹

منابع

  • سیرت جاودانه/ ترجمه الصحیح من سیرة نبی اعظم، سید جعفر مرتضى عاملى، مترجم محمد سپهرى، پژوشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى‌، تهران، ۱۳۸۴ش.
  • سیره رسول خدا صلى الله علیه وآله، رسول جعفریان، دلیل ما، قم، ۱۳۸۳ش‌‌.
  • ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الكبرى، تحقيق محمد عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م.
غزوات پیامبر اکرم (ص)
2 هجری غزوه ودّان * غزوه بواط * غزوه عشيره‌ * غزوه كدر * غزوه بنى قينقاع * غزوه سويق‌
3 هجری غزوه بدر * غزوه غطفان‌ * غزوه احد * غزوه حمراء الأسد
4 هجری غزوه بنى نضير * غزوه ذات الرقاع * غزوه بدر الموعد
5 هجری غزوه دومة الجندل‌ * غزوه خندق یا احزاب * غزوه بنى قريظه‌
6 هجری غزوه بنى لحيان * غزوه ذى قرد * غزوه بنى مصطلق * غزوه حديبيه
7 هجری غزوه خيبر
8 هجری غزوه فتح مكه‌ * غزوه حنين * غزوه طائف‌
9 هجری غزوه تبوك‌
مسابقه از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه