روح: تفاوت بین نسخهها
جز |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
{{خوب}} | {{خوب}} | ||
| − | «رُوح» ساحتی غیر مادی از وجود انسان است که منشأ حیات و وجه تمایز زندگان و مردگان است. در میان دانشمندان درباره حقیقت روح و | + | '''«رُوح»''' ساحتی غیر مادی از وجود [[انسان]] است که منشأ حیات و وجه تمایز زندگان و مردگان است. در میان دانشمندان درباره حقیقت روح و ویژگیهای آن بحثهای فلسفی پردامنهای شده است. دانشمندان مسلمان با استناد به منابع [[قرآن|قرآنی]] و روایی، به [[تجرد نفس|تجرّد روح]] و بقای آن پس از [[مرگ]] معتقد شدهاند. |
==معانى روح== | ==معانى روح== | ||
| − | در علوم و معارف | + | در علوم و معارف اسلامی، واژه روح به حقایق خارجی مختلفی اطلاق می شود. از جمله روح القدس یا روح اعظم است که طبق آیات و روایات، مخلوقی ملکوتی، مطهر و مقدس است که برتر و اعظم از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و سایر [[ملائکه]] است که از سوی [[خداوند]] به انبیاء و اولیای الهی [[وحی]] و القاء شده و آنان را یاری کرده و واجد علوم الهی می گرداند.<ref>رج: الكافی، کلینی، (ط - الإسلامية)، ج۱، ص: ۲۷۳</ref> در آیه ۵۲ [[سوره شوری]] از این روح یاد شده: {{متن قرآن|«وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»}}؛ همان گونه (كه بر پيامبران پيشين وحى فرستاديم) بر تو نيز '''روحى''' را بفرمان خود وحى كرديم؛ تو پيش از اين نمى دانستى كتاب و ايمان چيست؛ ولى ما آن را نورى قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مى كنيم؛ و تو مسلّماً به سوى راه راست هدايت مى كنى. |
| − | «روح» در معنایی | + | «روح» در معنایی دیگر، مؤید و یاری دهنده اهل [[ایمان]] است. قرآن درباره این روح می فرماید: {{متن قرآن|«... أُولئِكَ كَتَبَ في قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ...»}}؛<ref>[[سوره مجادله]]، آیه ۲۲.</ref> خدا ايمان را بر صفحه دلهايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت فرموده. [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی کاظم]] علیه السلام در توضیح این آیه می فرمایند: «{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَيَّدَ الْمُؤْمِنَ بِرُوحٍ مِنْهُ تَحْضُرُهُ فِي كُلِّ وَقْتٍ يُحْسِنُ فِيهِ وَ يَتَّقِي وَ تَغِيبُ عَنْهُ فِي كُلِّ وَقْتٍ يُذْنِبُ فِيهِ وَ يَعْتَدِي فَهِيَ مَعَهُ تَهْتَزُّ سُرُوراً عِنْدَ إِحْسَانِهِ وَ تَسِيخُ فِي الثَّرَى عِنْدَ إِسَاءَتِهِ}}»؛ خداوند متعال، مؤمن را با روحى از سوى خود پشتيبانى مى كند، كه هرگاه وى نيكى و تقوا نشان مى دهد، آن روح پيش اوست و هرگاه گناه و تجاوز مى كند، آن روح از پيش او غايب مى شود. پس آن [روح] با اوست. هرگاه وى نيكى كند، آن [روح] از شادى، خوشحالى مى كند؛ و هرگاه وى بدى كند، آن [روح] در كام زمين فرو مى رود. |
| − | آنچه در این مقاله مورد بحث قرار می گیرد «روح انسانی» | + | آنچه در این مقاله مورد بحث قرار می گیرد «روح انسانی» است، یعنی همان ساحت غیر مادی وجود [[انسان]] که منشأ حیات اوست. |
==روح انسان== | ==روح انسان== | ||
| − | مراد از واژه ی روح در برخی از آیات و روایات همان منشأ حیات مادی در انسان است که وجه تمایز انسان زنده و مرده است. | + | مراد از واژه ی روح در برخی از [[آیه|آیات]] و روایات همان منشأ حیات مادی در [[انسان]] است که وجه تمایز انسان زنده و مرده است. [[امام علی]] علیه السلام می فرمایند: «{{متن حدیث|الرّوحُ حَياةُ البَدَنِ}}».<ref>شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج۲۰، ص: ۲۷۸</ref> این روح احتمالاً همان است که در خلقت [[حضرت آدم]] از آن یاد شده است: {{متن قرآن|«فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي فَقَعُوا لَهُ ساجِدين»}}؛<ref>[[سوره ص]]، آیه ۷۲.</ref> پس چون او را درست و نيكو گردانم و از روح خود در او بدمم، براى او [[سجده]] كنان بيفتيد. |
| − | ممکن است منظور از «خَلْقاً آخَرَ» در آیه | + | ممکن است منظور از «خَلْقاً آخَرَ» در آیه ۱۴ [[سوره مؤمنون]] نیز اشاره به تعلق روح به جسم باشد: {{متن قرآن|«ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ»}}؛ آن گاه آن نطفه را علقه گردانديم، پس آن علقه را به صورت پاره گوشتى درآورديم، پس آن پاره گوشت را استخوانهايى ساختيم و بر استخوانها گوشت پوشانديم، سپس او را با آفرينشى ديگر پديد آورديم؛ پس هميشه سودمند و بابركت است خدا كه نيكوترين آفرينندگان است. |
| − | اين همان مرحله اى است كه جنين وارد مرحله حيات انسانى مى شود، حس و حركت پيدا مى كند، و به جنبش در مى آيد كه در روايات اسلامى از آن تعبير به مرحله" نفخ روح" (دميدن روح در كالبد) شده است.<ref>تفسير نمونه، | + | اين همان مرحله اى است كه جنين وارد مرحله حيات انسانى مى شود، حس و حركت پيدا مى كند، و به جنبش در مى آيد كه در روايات اسلامى از آن تعبير به مرحله "نفخ روح" (دميدن روح در كالبد) شده است.<ref>تفسير نمونه، ج۱۴، ص: ۲۱۲</ref> |
| − | روح، حقيقتى ماوراى طبيعى است و فعّاليّت او با فعّاليت موجودات مادّى متفاوت است؛ هر چند همواره با جهان مادّه در ارتباط است <ref>تفسير نمونه، | + | روح، حقيقتى ماوراى طبيعى است و فعّاليّت او با فعّاليت موجودات مادّى متفاوت است؛ هر چند همواره با جهان مادّه در ارتباط است.<ref>تفسير نمونه، ۱۲/ ۲۵۲</ref> [[امام صادق]] عليه السلام درباره روح فرمود: «{{متن حدیث|الرُّوحُ جِسمٌ رَقِيقٌ قد اُلبِسَ قالباً كثيفاً}}»؛ روح جسم لطيفى است كه كالبد ستبرى بر آن پوشانده شده است. آنچه موجب تمایز انسان زنده و مرده است همان روح رقیق است. |
==='''اصالت و جاودانگی روح'''=== | ==='''اصالت و جاودانگی روح'''=== | ||
| − | قرآن کریم روح را جانی که منزه از هر نوع ماده لحاظ می کند، و آن را جوهری روحانی | + | [[قرآن کریم]] روح را جانی که منزه از هر نوع ماده لحاظ می کند، و آن را جوهری روحانی می داند که بنا بر ماهیتش، فناناپذیر است. در [[تفسیر|تفاسیر]] معتبر از آیات قرآنی، انسان جسمی نیست دارای روح، بلکه روحی است که موقتا در بدن به عنوان ابزار آن سکنی گزیده است. روح، جوهر واقعی خود را تنها به هنگام ترک بدن در می یابد، زیرا آفرینش روح چنان است که به طور مستقل به حیات خود ادامه می دهد. شادی، غم و لذت روح، در جهان روحانی قرار دارد و دارای جوهری ملکوتی، فسادناپذیر و ازلی می باشد.<ref>مقاله روح انسانی از دیدگاه قرآن</ref> |
| − | شخصیت حقیقی انسان و خود واقعی او همان روح است. با مرگ بدن، روح همچنان زنده مى ماند و زيست مى كند. علماى اسلام معتقدند كه روح در مقايسه با بدن اصالت دارد و بدن در مرتبت نازل او جاى دارد<ref>الميزان، | + | شخصیت حقیقی انسان و خود واقعی او همان روح است. با [[مرگ]] بدن، روح همچنان زنده مى ماند و زيست مى كند. علماى [[اسلام]] معتقدند كه روح در مقايسه با بدن اصالت دارد و بدن در مرتبت نازل او جاى دارد.<ref>الميزان، ۱۳/ ۱۳۰</ref> |
دانشمندان مسلمان براى اثبات وجود و اصالت روح دلایل مختلفی را بیان کرده اند از جمله: | دانشمندان مسلمان براى اثبات وجود و اصالت روح دلایل مختلفی را بیان کرده اند از جمله: | ||
| سطر ۲۸: | سطر ۲۸: | ||
*'''حیات ابدی شهدا''' | *'''حیات ابدی شهدا''' | ||
| − | قرآن در آیاتی با اشاره به حیات ابدی شهدا صراحتاً به بقای روح و تجرد آن اشاره دارد: | + | قرآن در آیاتی با اشاره به حیات ابدی شهدا صراحتاً به بقای روح و تجرد آن اشاره دارد: {{متن قرآن|«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون»}}؛<ref>[[سوره آل عمران]]، ۱۶۹.</ref> و هرگز گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند مرده اند، بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند. |
| − | *'''مرگ به معنای | + | *'''مرگ به معنای توفّی''' |
| − | {{متن قرآن|«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون»}}<ref>سوره زمر آیه | + | {{متن قرآن|«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون»}}؛<ref>[[سوره زمر]]، آیه ۴۲.</ref> و خداست كه روح [مردم] را هنگام مرگشان به طور كامل مى گيرد، و روحى را كه [صاحبش] نمرده است نيز به هنگام خوابش [مى گيرد]، پس روح كسى كه مرگ را بر او حكم كرده نگه مى دارد، [و به بدن باز نمى گرداند] و ديگر روح را تا سرآمدى معين باز مى فرستد؛ مسلماً در اين [واقعيت] براى مردمى كه مى انديشند، نشانه هايى [بر قدرت خدا] ست. |
| − | در این آیه خداوند مرگ را به عنوان | + | در این آیه خداوند مرگ را به عنوان «توفّی» یعنی گرفتن تمامی یک چیز یاد کرده است و از بازگشت آن به سوی خود سخن می گوید، در حالی که جسم انسان با مرگ متلاشی می شود که نشان دهنده جدایی روح انسان از جسم اوست. |
| − | *''' | + | *'''مَنِ حقیقی انسان''' |
| − | همه اجزاى مادّى بدن همواره در حال تغيير و جايگزينى اند. سلولهاى بدن مى ميرند و سلولهايى ديگر بر جاى آنها مى نشينند؛ امّا خود انسان همان است و دگرگون نمى شود. اين نشان مى دهد كه انسان جز اجزاى مادّى، حقيقتى ديگر دارد كه ثابت و ماندگار است و تغيير نمى پذيرد و مرگ ندارد و عامل وحدت شخصيّت او است و اين همان روح است.<ref>تفسير نمونه، | + | همه اجزاى مادّى بدن همواره در حال تغيير و جايگزينى اند. سلولهاى بدن مى ميرند و سلولهايى ديگر بر جاى آنها مى نشينند؛ امّا خود انسان همان است و دگرگون نمى شود. اين نشان مى دهد كه انسان جز اجزاى مادّى، حقيقتى ديگر دارد كه ثابت و ماندگار است و تغيير نمى پذيرد و مرگ ندارد و عامل وحدت شخصيّت او است و اين همان روح است.<ref>تفسير نمونه، ۱۲/ ۲۶۳ و ۲۶۴</ref> |
| − | قرآن کریم می فرماید: {{متن قرآن|«قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُون»}}<ref>سوره سجده آیه | + | قرآن کریم می فرماید: {{متن قرآن|«قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُون»}}؛<ref>[[سوره سجده]]، آیه ۱۱.</ref> بگو: فرشته مرگ كه بر شما گماشته شده است [روح] شما را مى گيرد، سپس به سوى پروردگارتان باز گردانده مى شويد. استفاده از «يَتَوَفَّاكُمْ» به جای «یتوفّی روحکم» اشاره به این حقیقت دارد که حقیقت انسان روح اوست. |
*'''دمیدن روح الهی در انسان''' | *'''دمیدن روح الهی در انسان''' | ||
| − | آیات قرآن در تایید اصالت روح فراوان است. از جمله اینکه مفاد قسمتى از آيات اين است كه خدا پس از تكميل آفرينش او، روحى از خود بر آن | + | آیات قرآن در تایید اصالت روح فراوان است. از جمله اینکه مفاد قسمتى از آيات اين است كه خدا پس از تكميل آفرينش او، روحى از خود بر آن دميد، چنانكه مى فرمايد: «{{متن قرآن|ثُمَّ سَوّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الأَبصارَ وَ الأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرونَ}}».<ref>[[سوره سجده]]، آیه ۹.</ref> مقصود از «سوىّ» در اين آيه، تكميل خلقت جسمانى و پرداخت به آفرينش ظاهرى او است. آنگاه خدا آفرينش روح را كه از نظر شرافت در حدّ والايى قرار دارد به خود نسبت مى دهد و مى گويد: «{{متن قرآن|و نفخ فيه من روحه}}»؛ از روح مربوط خود در او دميد. |
| − | مسلماً اين روح غير از بدن و غير از روح حيوانى است كه از لحظه نخستين با جنين در مراتب مختلف همراه مى باشد، زيرا انسان بر خلاف انديشه پيشينيان، از موجود جاندار پديد مى آيد | + | مسلماً اين روح غير از بدن و غير از روح حيوانى است كه از لحظه نخستين با جنين در مراتب مختلف همراه مى باشد، زيرا انسان بر خلاف انديشه پيشينيان، از موجود جاندار پديد مى آيد و حيات حيوانى او، از نخستين لحظه هستى با او همراه بوده و آثار اين نوع از حيات كه همان احساس، حركت و توليد مثل است، از او جدا نبوده است، بلكه مقصود، حيات انسانى است كه پس از طى مراحلى و پس از شكل گيرى كامل در رحم، در او دميده مى شود، در حالى كه قبلاً از چنين روحى خبرى نبود. |
| − | بنابر آموزه هاى اسلامى، روح انسان جاودانه است و نابودى نمى پذيرد و از اين رو، با مرگ انسان، چيزى از روح او كم نمى شود.<ref>المبدأ و المعاد، | + | بنابر آموزه هاى اسلامى، روح انسان جاودانه است و نابودى نمى پذيرد و از اين رو، با مرگ انسان، چيزى از روح او كم نمى شود.<ref>المبدأ و المعاد، ۳۱۳؛ الميزان، ۱/ ۳۵۲- ۳۵۰</ref> قرآن كريم نيز زندگى پس از مرگ را قطعى شمرده است.<ref>بقره/ ۱۵۴؛ سجده/ ۱۰ و ۱۱</ref> و از سويى ديگر، جسم آدمى پس از مرگ مى پوسد و از ميان مى رود. اين نشان مى دهد كه چيزى جز بدن، زنده مى ماند.<ref>احقاف/ ۱۴؛ زمر/ ۷۲</ref> بدون اثبات بقاى روح، وحدت و يگانگى انسان دنيوى و اخروى اثبات ناپذير است و [[معاد]] نيز كه از [[اصول دين]] است- معنا نمى يابد.<ref>الميزان، ۱۳/ ۲۰۹ و ۲۱۰</ref> |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| سطر ۵۴: | سطر ۵۴: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | * | + | *[[فرهنگ معارف و معاریف (کتاب)|فرهنگ معارف و معاریف]]، سید مصطفی حسینی دشتی. |
| − | *مكارم شيرازى، | + | *[[تفسير نمونه]]، ناصر مكارم شيرازى، دارالكتب الإسلامية، تهران، ۱۳۷۴ش. |
| − | * | + | *[[المیزان فی تفسیر القرآن (کتاب)|الميزان فى تفسير القرآن]]، سيد محمدحسين طباطبايى، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ۱۴۱۷ق. |
| − | *ابن | + | *[[شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید (کتاب)|شرح نهج البلاغة لابن أبی الحديد]]، ابن ابی الحديد، مكتبة آية الله المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۴ق. |
| − | + | *"روح انسان از دیدگاه قرآن"، فصلنامه مطالعات قرآنی، سال نهم، شماره ۳۶، زمستان ۱۳۹۷ش. | |
| + | [[رده:واژگان قرآنی]] | ||
[[رده:تعاریف کلی]] | [[رده:تعاریف کلی]] | ||
[[رده:انسان]] | [[رده:انسان]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۸ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۳۷
«رُوح» ساحتی غیر مادی از وجود انسان است که منشأ حیات و وجه تمایز زندگان و مردگان است. در میان دانشمندان درباره حقیقت روح و ویژگیهای آن بحثهای فلسفی پردامنهای شده است. دانشمندان مسلمان با استناد به منابع قرآنی و روایی، به تجرّد روح و بقای آن پس از مرگ معتقد شدهاند.
معانى روح
در علوم و معارف اسلامی، واژه روح به حقایق خارجی مختلفی اطلاق می شود. از جمله روح القدس یا روح اعظم است که طبق آیات و روایات، مخلوقی ملکوتی، مطهر و مقدس است که برتر و اعظم از جبرئیل و میکائیل و سایر ملائکه است که از سوی خداوند به انبیاء و اولیای الهی وحی و القاء شده و آنان را یاری کرده و واجد علوم الهی می گرداند.[۱] در آیه ۵۲ سوره شوری از این روح یاد شده: «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»؛ همان گونه (كه بر پيامبران پيشين وحى فرستاديم) بر تو نيز روحى را بفرمان خود وحى كرديم؛ تو پيش از اين نمى دانستى كتاب و ايمان چيست؛ ولى ما آن را نورى قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مى كنيم؛ و تو مسلّماً به سوى راه راست هدايت مى كنى.
«روح» در معنایی دیگر، مؤید و یاری دهنده اهل ایمان است. قرآن درباره این روح می فرماید: «... أُولئِكَ كَتَبَ في قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ...»؛[۲] خدا ايمان را بر صفحه دلهايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت فرموده. امام موسی کاظم علیه السلام در توضیح این آیه می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَيَّدَ الْمُؤْمِنَ بِرُوحٍ مِنْهُ تَحْضُرُهُ فِي كُلِّ وَقْتٍ يُحْسِنُ فِيهِ وَ يَتَّقِي وَ تَغِيبُ عَنْهُ فِي كُلِّ وَقْتٍ يُذْنِبُ فِيهِ وَ يَعْتَدِي فَهِيَ مَعَهُ تَهْتَزُّ سُرُوراً عِنْدَ إِحْسَانِهِ وَ تَسِيخُ فِي الثَّرَى عِنْدَ إِسَاءَتِهِ»؛ خداوند متعال، مؤمن را با روحى از سوى خود پشتيبانى مى كند، كه هرگاه وى نيكى و تقوا نشان مى دهد، آن روح پيش اوست و هرگاه گناه و تجاوز مى كند، آن روح از پيش او غايب مى شود. پس آن [روح] با اوست. هرگاه وى نيكى كند، آن [روح] از شادى، خوشحالى مى كند؛ و هرگاه وى بدى كند، آن [روح] در كام زمين فرو مى رود.
آنچه در این مقاله مورد بحث قرار می گیرد «روح انسانی» است، یعنی همان ساحت غیر مادی وجود انسان که منشأ حیات اوست.
روح انسان
مراد از واژه ی روح در برخی از آیات و روایات همان منشأ حیات مادی در انسان است که وجه تمایز انسان زنده و مرده است. امام علی علیه السلام می فرمایند: «الرّوحُ حَياةُ البَدَنِ».[۳] این روح احتمالاً همان است که در خلقت حضرت آدم از آن یاد شده است: «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي فَقَعُوا لَهُ ساجِدين»؛[۴] پس چون او را درست و نيكو گردانم و از روح خود در او بدمم، براى او سجده كنان بيفتيد.
ممکن است منظور از «خَلْقاً آخَرَ» در آیه ۱۴ سوره مؤمنون نیز اشاره به تعلق روح به جسم باشد: «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ»؛ آن گاه آن نطفه را علقه گردانديم، پس آن علقه را به صورت پاره گوشتى درآورديم، پس آن پاره گوشت را استخوانهايى ساختيم و بر استخوانها گوشت پوشانديم، سپس او را با آفرينشى ديگر پديد آورديم؛ پس هميشه سودمند و بابركت است خدا كه نيكوترين آفرينندگان است.
اين همان مرحله اى است كه جنين وارد مرحله حيات انسانى مى شود، حس و حركت پيدا مى كند، و به جنبش در مى آيد كه در روايات اسلامى از آن تعبير به مرحله "نفخ روح" (دميدن روح در كالبد) شده است.[۵]
روح، حقيقتى ماوراى طبيعى است و فعّاليّت او با فعّاليت موجودات مادّى متفاوت است؛ هر چند همواره با جهان مادّه در ارتباط است.[۶] امام صادق عليه السلام درباره روح فرمود: «الرُّوحُ جِسمٌ رَقِيقٌ قد اُلبِسَ قالباً كثيفاً»؛ روح جسم لطيفى است كه كالبد ستبرى بر آن پوشانده شده است. آنچه موجب تمایز انسان زنده و مرده است همان روح رقیق است.
اصالت و جاودانگی روح
قرآن کریم روح را جانی که منزه از هر نوع ماده لحاظ می کند، و آن را جوهری روحانی می داند که بنا بر ماهیتش، فناناپذیر است. در تفاسیر معتبر از آیات قرآنی، انسان جسمی نیست دارای روح، بلکه روحی است که موقتا در بدن به عنوان ابزار آن سکنی گزیده است. روح، جوهر واقعی خود را تنها به هنگام ترک بدن در می یابد، زیرا آفرینش روح چنان است که به طور مستقل به حیات خود ادامه می دهد. شادی، غم و لذت روح، در جهان روحانی قرار دارد و دارای جوهری ملکوتی، فسادناپذیر و ازلی می باشد.[۷]
شخصیت حقیقی انسان و خود واقعی او همان روح است. با مرگ بدن، روح همچنان زنده مى ماند و زيست مى كند. علماى اسلام معتقدند كه روح در مقايسه با بدن اصالت دارد و بدن در مرتبت نازل او جاى دارد.[۸]
دانشمندان مسلمان براى اثبات وجود و اصالت روح دلایل مختلفی را بیان کرده اند از جمله:
- حیات ابدی شهدا
قرآن در آیاتی با اشاره به حیات ابدی شهدا صراحتاً به بقای روح و تجرد آن اشاره دارد: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون»؛[۹] و هرگز گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند مرده اند، بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.
- مرگ به معنای توفّی
«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون»؛[۱۰] و خداست كه روح [مردم] را هنگام مرگشان به طور كامل مى گيرد، و روحى را كه [صاحبش] نمرده است نيز به هنگام خوابش [مى گيرد]، پس روح كسى كه مرگ را بر او حكم كرده نگه مى دارد، [و به بدن باز نمى گرداند] و ديگر روح را تا سرآمدى معين باز مى فرستد؛ مسلماً در اين [واقعيت] براى مردمى كه مى انديشند، نشانه هايى [بر قدرت خدا] ست.
در این آیه خداوند مرگ را به عنوان «توفّی» یعنی گرفتن تمامی یک چیز یاد کرده است و از بازگشت آن به سوی خود سخن می گوید، در حالی که جسم انسان با مرگ متلاشی می شود که نشان دهنده جدایی روح انسان از جسم اوست.
- مَنِ حقیقی انسان
همه اجزاى مادّى بدن همواره در حال تغيير و جايگزينى اند. سلولهاى بدن مى ميرند و سلولهايى ديگر بر جاى آنها مى نشينند؛ امّا خود انسان همان است و دگرگون نمى شود. اين نشان مى دهد كه انسان جز اجزاى مادّى، حقيقتى ديگر دارد كه ثابت و ماندگار است و تغيير نمى پذيرد و مرگ ندارد و عامل وحدت شخصيّت او است و اين همان روح است.[۱۱]
قرآن کریم می فرماید: «قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُون»؛[۱۲] بگو: فرشته مرگ كه بر شما گماشته شده است [روح] شما را مى گيرد، سپس به سوى پروردگارتان باز گردانده مى شويد. استفاده از «يَتَوَفَّاكُمْ» به جای «یتوفّی روحکم» اشاره به این حقیقت دارد که حقیقت انسان روح اوست.
- دمیدن روح الهی در انسان
آیات قرآن در تایید اصالت روح فراوان است. از جمله اینکه مفاد قسمتى از آيات اين است كه خدا پس از تكميل آفرينش او، روحى از خود بر آن دميد، چنانكه مى فرمايد: «ثُمَّ سَوّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الأَبصارَ وَ الأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرونَ».[۱۳] مقصود از «سوىّ» در اين آيه، تكميل خلقت جسمانى و پرداخت به آفرينش ظاهرى او است. آنگاه خدا آفرينش روح را كه از نظر شرافت در حدّ والايى قرار دارد به خود نسبت مى دهد و مى گويد: «و نفخ فيه من روحه»؛ از روح مربوط خود در او دميد.
مسلماً اين روح غير از بدن و غير از روح حيوانى است كه از لحظه نخستين با جنين در مراتب مختلف همراه مى باشد، زيرا انسان بر خلاف انديشه پيشينيان، از موجود جاندار پديد مى آيد و حيات حيوانى او، از نخستين لحظه هستى با او همراه بوده و آثار اين نوع از حيات كه همان احساس، حركت و توليد مثل است، از او جدا نبوده است، بلكه مقصود، حيات انسانى است كه پس از طى مراحلى و پس از شكل گيرى كامل در رحم، در او دميده مى شود، در حالى كه قبلاً از چنين روحى خبرى نبود.
بنابر آموزه هاى اسلامى، روح انسان جاودانه است و نابودى نمى پذيرد و از اين رو، با مرگ انسان، چيزى از روح او كم نمى شود.[۱۴] قرآن كريم نيز زندگى پس از مرگ را قطعى شمرده است.[۱۵] و از سويى ديگر، جسم آدمى پس از مرگ مى پوسد و از ميان مى رود. اين نشان مى دهد كه چيزى جز بدن، زنده مى ماند.[۱۶] بدون اثبات بقاى روح، وحدت و يگانگى انسان دنيوى و اخروى اثبات ناپذير است و معاد نيز كه از اصول دين است- معنا نمى يابد.[۱۷]
پانویس
- ↑ رج: الكافی، کلینی، (ط - الإسلامية)، ج۱، ص: ۲۷۳
- ↑ سوره مجادله، آیه ۲۲.
- ↑ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج۲۰، ص: ۲۷۸
- ↑ سوره ص، آیه ۷۲.
- ↑ تفسير نمونه، ج۱۴، ص: ۲۱۲
- ↑ تفسير نمونه، ۱۲/ ۲۵۲
- ↑ مقاله روح انسانی از دیدگاه قرآن
- ↑ الميزان، ۱۳/ ۱۳۰
- ↑ سوره آل عمران، ۱۶۹.
- ↑ سوره زمر، آیه ۴۲.
- ↑ تفسير نمونه، ۱۲/ ۲۶۳ و ۲۶۴
- ↑ سوره سجده، آیه ۱۱.
- ↑ سوره سجده، آیه ۹.
- ↑ المبدأ و المعاد، ۳۱۳؛ الميزان، ۱/ ۳۵۲- ۳۵۰
- ↑ بقره/ ۱۵۴؛ سجده/ ۱۰ و ۱۱
- ↑ احقاف/ ۱۴؛ زمر/ ۷۲
- ↑ الميزان، ۱۳/ ۲۰۹ و ۲۱۰
منابع
- فرهنگ معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی.
- تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى، دارالكتب الإسلامية، تهران، ۱۳۷۴ش.
- الميزان فى تفسير القرآن، سيد محمدحسين طباطبايى، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ۱۴۱۷ق.
- شرح نهج البلاغة لابن أبی الحديد، ابن ابی الحديد، مكتبة آية الله المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۴ق.
- "روح انسان از دیدگاه قرآن"، فصلنامه مطالعات قرآنی، سال نهم، شماره ۳۶، زمستان ۱۳۹۷ش.




