زیارت اربعین: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
{{خوب}} | {{خوب}} | ||
| − | + | «[[اربعین حسینی|اربعین]]» - روز بیستم ماه [[صفر]] - چهلمین روز شهادت [[امام حسین]] علیهالسلام و سایر [[شهدای کربلا]] است و [[زیارت امام حسین علیهالسلام|زیارت امام حسین]] علیهالسلام در این روز، از راههای زندهنگهداشتن نام و یاد و راه آن حضرت است. «[[زیارت]] اربعین» در این روز، [[استحباب|مستحب]] و دارای فضیلت بوده و در کتب [[دعا|ادعیه]]، از [[امام صادق]] علیهالسلام از طریق [[صفوان بن مهران|صفوان جمّال]] روایت شده است. | |
| − | |||
| − | امام | + | ==جابر نخستین زائر سیدالشهدا== |
| + | مورخان نوشتهاند که [[جابر بن عبدالله انصاری|جابر بن عبدالله انصارى]]، همراه [[عطیه عوفی|عطیه عوفى]] موفق شدند که در همان اولین [[اربعین|اربعین]] پس از [[روز عاشورا|عاشورا]] به زیارت [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] علیه السلام نائل آیند.<ref>منتهى الآمال، ج ۱، حوادث اربعین، نفس المهموم ص ۳۲۲، بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۲۸.</ref> در این زمان، جابر نابینا شده بود و با توجه به جایگاه رفیع او در بین مسلمانان به عنوان [[صحابی]] بزرگ [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] (ص)، [[زیارت]] او حاوی پیام ویژه ای به مسلمانان بوده است. | ||
| − | + | در کتاب «[[بشارة المصطفی (کتاب)|بشارة المصطفى]]» چگونگی این زیارت به نقل از عطیه عوفى چنین آمده است: | |
| − | + | «همراه جابر بن عبداللّه انصارى، براى زیارت [[قبر]] حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام حرکت کردیم. هنگامى که به [[کربلا]] رسیدیم، جابر به کرانه [[فرات]] نزدیک شد و [[غسل]] کرد و پیراهن و ردایى به تن کرد و کیسه عطرى را گشود و آن را بر بدنش پاشید و هیچ گامى برنداشت، جز آن که ذکر خداى متعال گفت تا این که به قبر، نزدیک شد و [به من] گفت: دست مرا بر قبر بگذار. چون دست او را بر قبر گذاشتم، بیهوش بر روى قبر افتاد. | |
| − | + | کمی آب بر او پاشیدم و هنگامى که به هوش آمد، سه بار گفت: اى حسین! آنگاه گفت: دوست، پاسخ دوست را نمى دهد؟! سپس گفت: چگونه پاسخ دهى، در حالى که خون رگهایت را بر میان شانه ها و پشتت ریختند و میان سر و پیکرت، جدایى انداختند؟! گواهى مى دهم که تو، فرزند خاتم پیامبران و فرزند سَرور مؤمنان و فرزند هم پیمان [[تقوا]] و چکیده هدایت و پنجمین فرد از اصحاب کسایى و فرزند سالار نقیبان و فرزند [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|فاطمه]]، سَرور زنانى؟! و چگونه چنین نباشى در حالى که از دست سَرور [[پیامبران]] غذا خورده اى و در دامان تقواپیشگان، پرورش یافته اى و از سینه ایمان شیر نوشیده اى و با [[اسلام]]، تو را از شیر گرفته اند. پاک زیستى و پاک رفتى؛ اما دلهاى مؤمنان، در فراق تو خوش نیست، بى آن که در این تردیدى رود که همه اینها به خیرِ تو بود. سلام و رضوان خدا بر تو باد! و گواهى مى دهم که تو بر همان روشى رفتى که برادرت [[حضرت یحیی علیه السلام|یحیى بن زکریا]] رفت. | |
| − | + | آنگاه جابر، دیده خود را گِرد قبر چرخاند و گفت: سلام بر شما، اى روح هایى که گرداگردِ حسین فرود آمده، همراهش شدید! گواهى مى دهم که [[نماز]] را به پا داشتید و [[زکات]] دادید و به نیکى فرمان دادید و از زشتى، بازداشتید و با مُلحدان جنگیدید و خدا را پرستیدید تا به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسیدید. سوگند به آن که [[پیامبر اسلام|محمّد]] را به حق برانگیخت، در آنچه به آن درآمدید با شما شریک هستیم. | |
| + | |||
| + | به جابر گفتم: اى جابر! چگونه [با آنان شریک باشیم]، با آن که ما نه به درّه اى فرود آمدیم و نه از کوهى بالا رفتیم و نه شمشیرى زدیم، در حالى که اینان سرهایشان از پیکر، جدا شد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدند؟! جابر گفت: اى عطیه! شنیدم که حبیبم [[پیامبر خدا]] صلى الله علیه و آله فرمود: "هر کس گروهى را دوست داشته باشد، با آنان محشور مى شود و هر کس کارِ کسانى را دوست داشته باشد، در کارشان شریک مى شود". و سوگند به آن که محمّد را به حق به پیامبرى برانگیخت، [[نیت]] من و همراهانم همان است که حسین علیه السلام و یارانش بر آن رفته اند».<ref>محمد محمدی ری شهری و همکاران، دانشنامه امام حسین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ترجمه عبدالهادی مسعودی، ج۸، ص۳۸۷. | ||
| + | </ref> | ||
| + | |||
| + | == اهمیت زیارت اربعین == | ||
| + | |||
| + | [[امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسکرى]] علیهالسلام در [[حدیث|حدیثى]]، علامتهاى «[[مومن|مؤمن]]» را این پنج چیز شمرده است: | ||
| + | |||
| + | {{متن حدیث|«عَلاَمَاتُ اَلْمُؤْمِنِ خَمْسٌ؛ صَلاَةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِيَارَةُ اَلْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ بِالْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»}}؛ پنجاه و یک [[رکعت]] [[نماز]]، '''زیارت اربعین'''، [[انگشتر به دست کردن|انگشتر در دست راست کردن]]، پیشانى بر خاک نهادن (در [[سجده]]) و «[[آیه تسمیه|بسم الله الرحمن الرحیم]]» را (در [[نماز]]) آشکارا گفتن.<ref>بحارالانوار، ج ۹۸، (بیروت) ص ۳۲۹، المزار، شیخ مفید، ص ۵۳.</ref> | ||
| + | |||
| + | ==متن زیارت اربعین== | ||
| + | [[شیخ عباس قمی]] در «[[مفاتیح الجنان]]» می گوید: كيفيت [[زیارت امام حسین علیهالسلام|زيارت حضرت امام حسين]] عليهالسلام در اين روز (اربعین) به دو نحو رسيده؛ يكى زيارتى است كه [[شیخ طوسی|شيخ]] در «[[تهذیب الأحکام (کتاب)|تهذيب]]» و «[[مصباح المتهجد (کتاب)|مصباح]]» روايت كرده از [[صفوان بن مهران|صفوان جمّال]] كه گفت: فرمود به من مولايم [[امام صادق علیه السلام|حضرت صادق]] عليه السلام در زيارت اربعين كه [[زيارت]] مى كنى در هنگامى كه روز بلند شده باشد و مىگويى: | ||
| + | |||
| + | «السَّلاَمُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلاَمُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ | ||
| + | |||
| + | سلام بر ولی خدا و محبوبش، سلام بر دوست خدا و برجسته و شریفش | ||
| + | |||
| + | السَّلاَمُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ | ||
| + | |||
| + | سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیدهاش، سلام بر حسین مظلوم و شهید | ||
| + | |||
| + | السَّلاَمُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ | ||
| + | |||
| + | سلام بر آن دچار پریشانیها و کشته اشکها | ||
| + | |||
| + | اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ | ||
| + | |||
| + | خدایا من گواهی میدهم که حسین ولی تو و فرزند ولی تو و برگزیده تو و فرزند برگزیده توست، حسینی که به کرامتت رسیده | ||
| + | |||
| + | أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلاَدَةِ | ||
| + | |||
| + | و او را به شهادت گرامی داشتی و به خوشبختی ویژهاش ساختی و به پاکی ولادت برگزیدی | ||
| + | |||
| + | وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ | ||
| + | |||
| + | و او را آقایی از آقایان و پیشروی از پیشروان و مدافعی از مدافعان حق قرار دادی و میراثهای پیامبران را به او عطا کردی و او را از میان جانشینان، حجّت بر بندگانت قرار دادی | ||
| + | |||
| + | فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلاَلَةِ | ||
| + | |||
| + | و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت و از خیرخواهی دریغ نورزید و جانش را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند | ||
| + | |||
| + | وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ | ||
| + | |||
| + | درحالیکه بر ضدّ او به کمک هم برخاستند، کسانی که دنیا مغرورشان کرد و بهره واقعی خود را به فرومایهتر و پستتر چیز فروختند و آخرتشان را به کمترین بها به گردونه فروش گذاشتند | ||
| + | |||
| + | وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ | ||
| + | |||
| + | تکبّر کردند و خود را در دامن هوای نفس انداختند، تو را و پیامبرت را به خشم آوردند | ||
| + | |||
| + | وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ (لِلنَّارِ) | ||
| + | |||
| + | و اطاعت کردند از میان بندگانت، اهل شکافافکنی و نفاق و بارکشان گناهان سنگین و سزاواران آتش را | ||
| + | |||
| + | فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُهُ | ||
| + | |||
| + | پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت | ||
| + | |||
| + | اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِيلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً | ||
| + | |||
| + | خدایا آنان را لعنت کن لعنتی سنگین و عذابشان کن عذابی دردناک | ||
| + | |||
| + | السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ | ||
| + | |||
| + | سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان | ||
| + | |||
| + | أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِينُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مُتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيداً | ||
| + | |||
| + | گواهی میدهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گمگشته و مظلوم و شهید | ||
| + | |||
| + | وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ | ||
| + | |||
| + | گواهی میدهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی که از یاریات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی که تو را کشتند | ||
| + | |||
| + | وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ | ||
| + | |||
| + | و گواهی میدهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا آنکه مرگ به سویت آمد | ||
| + | |||
| + | فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ | ||
| + | |||
| + | پس خدا لعنت کند کسانی که تو را کشتند و به تو ستم کردند و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند؛ | ||
| + | |||
| + | اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ | ||
| + | |||
| + | خدایا من تو را شاهد میگیرم که من دوستم با آنانکه او را دوست دارند و دشمنم با آنانکه با او دشمناند | ||
| + | |||
| + | بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلاَبِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ (الطَّاهِرَةِ) | ||
| + | |||
| + | پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی میدهم که تو در صلبهای بلندمرتبه و رحمهای پاک نوری بودی | ||
| + | |||
| + | لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا | ||
| + | |||
| + | جاهلیت با ناپاکیهایش تو را آلوده نکرد و از جامههای تیره و تارش به تو نپوشاند | ||
| + | |||
| + | وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ أَرْكَانِ الْمُسْلِمِينَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِينَ | ||
| + | |||
| + | و گواهی میدهم که تو از ستونهای دین و پایههای مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی | ||
| + | |||
| + | وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ الْهَادِي الْمَهْدِيُ | ||
| + | |||
| + | و گواهی میدهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شدهای | ||
| + | |||
| + | وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلاَمُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا | ||
| + | |||
| + | و گواهی میدهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانههای هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند | ||
| + | |||
| + | وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي | ||
| + | |||
| + | و گواهی میدهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و پایانهای کردارم | ||
| + | |||
| + | وَ قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ | ||
| + | |||
| + | و قلبم با قلبتان در صلح است و کارم پیرو کارتان میباشد و یاریام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد | ||
| + | |||
| + | فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ عَدُوِّكُمْ | ||
| + | |||
| + | پس با شمایم نه با دشمنانتان | ||
| + | |||
| + | صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ (أَجْسَامِكُمْ) | ||
| + | |||
| + | درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان | ||
| + | |||
| + | وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ | ||
| + | |||
| + | و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان». | ||
| + | |||
| + | پس دو [[رکعت|ركعت]] [[نماز]] مى كنى و [[دعا]] مى كنى به آنچه مى خواهى و برمىگردى. [[زيارت|زیارت]] دیگر آن است که [[جابر بن عبدالله انصاری|جابر بن عبدالله انصارى]] در این روز خوانده است و متن زیارت به عنوان [[زیارتنامه|زیارتنامه]] آن امام در نیمه ماه [[رجب ]] نقل شده و با جمله «السلام علیکم یا آل الله...» شروع مىشود.<ref>مفاتیح الجنان، زیارت اربعین.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references /> |
| + | ==منابع== | ||
| + | |||
| + | *[[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، جواد محدثی، نشر معروف. | ||
| + | *[[دانشنامه امام حسین علیه السلام (کتاب)|دانشنامه امام حسین علیهالسلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ]]، محمد محمدی ریشهری و همکاران، ترجمه عبدالهادی مسعودی، ج۸، ص۳۸۷، در دسترس در [http://www.hadith.net/n668-e5680-p387.html حدیث نت]. | ||
| + | *[[مفاتیح الجنان]]، شیخ عباس قمی. | ||
| + | |||
| + | == مطالب مرتبط == | ||
| − | + | * [[اربعین]] | |
| − | + | * [[اربعین حسینی]] | |
| + | [[رده:امام حسین علیه السلام]] | ||
| + | [[رده:زیارت امام حسین علیه السلام]] | ||
[[رده:زیارتنامه های امام حسین علیه السلام]] | [[رده:زیارتنامه های امام حسین علیه السلام]] | ||
| − | + | [[رده:زیارت ها]] | |
| + | [[رده:زیارت نامه ها]] | ||
[[رده: آداب روزهای خاص]] | [[رده: آداب روزهای خاص]] | ||
[[رده:اعمال ماه صفر]] | [[رده:اعمال ماه صفر]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۰
«اربعین» - روز بیستم ماه صفر - چهلمین روز شهادت امام حسین علیهالسلام و سایر شهدای کربلا است و زیارت امام حسین علیهالسلام در این روز، از راههای زندهنگهداشتن نام و یاد و راه آن حضرت است. «زیارت اربعین» در این روز، مستحب و دارای فضیلت بوده و در کتب ادعیه، از امام صادق علیهالسلام از طریق صفوان جمّال روایت شده است.
محتویات
جابر نخستین زائر سیدالشهدا
مورخان نوشتهاند که جابر بن عبدالله انصارى، همراه عطیه عوفى موفق شدند که در همان اولین اربعین پس از عاشورا به زیارت امام حسین علیه السلام نائل آیند.[۱] در این زمان، جابر نابینا شده بود و با توجه به جایگاه رفیع او در بین مسلمانان به عنوان صحابی بزرگ پیامبر اکرم (ص)، زیارت او حاوی پیام ویژه ای به مسلمانان بوده است.
در کتاب «بشارة المصطفى» چگونگی این زیارت به نقل از عطیه عوفى چنین آمده است:
«همراه جابر بن عبداللّه انصارى، براى زیارت قبر حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام حرکت کردیم. هنگامى که به کربلا رسیدیم، جابر به کرانه فرات نزدیک شد و غسل کرد و پیراهن و ردایى به تن کرد و کیسه عطرى را گشود و آن را بر بدنش پاشید و هیچ گامى برنداشت، جز آن که ذکر خداى متعال گفت تا این که به قبر، نزدیک شد و [به من] گفت: دست مرا بر قبر بگذار. چون دست او را بر قبر گذاشتم، بیهوش بر روى قبر افتاد.
کمی آب بر او پاشیدم و هنگامى که به هوش آمد، سه بار گفت: اى حسین! آنگاه گفت: دوست، پاسخ دوست را نمى دهد؟! سپس گفت: چگونه پاسخ دهى، در حالى که خون رگهایت را بر میان شانه ها و پشتت ریختند و میان سر و پیکرت، جدایى انداختند؟! گواهى مى دهم که تو، فرزند خاتم پیامبران و فرزند سَرور مؤمنان و فرزند هم پیمان تقوا و چکیده هدایت و پنجمین فرد از اصحاب کسایى و فرزند سالار نقیبان و فرزند فاطمه، سَرور زنانى؟! و چگونه چنین نباشى در حالى که از دست سَرور پیامبران غذا خورده اى و در دامان تقواپیشگان، پرورش یافته اى و از سینه ایمان شیر نوشیده اى و با اسلام، تو را از شیر گرفته اند. پاک زیستى و پاک رفتى؛ اما دلهاى مؤمنان، در فراق تو خوش نیست، بى آن که در این تردیدى رود که همه اینها به خیرِ تو بود. سلام و رضوان خدا بر تو باد! و گواهى مى دهم که تو بر همان روشى رفتى که برادرت یحیى بن زکریا رفت.
آنگاه جابر، دیده خود را گِرد قبر چرخاند و گفت: سلام بر شما، اى روح هایى که گرداگردِ حسین فرود آمده، همراهش شدید! گواهى مى دهم که نماز را به پا داشتید و زکات دادید و به نیکى فرمان دادید و از زشتى، بازداشتید و با مُلحدان جنگیدید و خدا را پرستیدید تا به شهادت رسیدید. سوگند به آن که محمّد را به حق برانگیخت، در آنچه به آن درآمدید با شما شریک هستیم.
به جابر گفتم: اى جابر! چگونه [با آنان شریک باشیم]، با آن که ما نه به درّه اى فرود آمدیم و نه از کوهى بالا رفتیم و نه شمشیرى زدیم، در حالى که اینان سرهایشان از پیکر، جدا شد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدند؟! جابر گفت: اى عطیه! شنیدم که حبیبم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: "هر کس گروهى را دوست داشته باشد، با آنان محشور مى شود و هر کس کارِ کسانى را دوست داشته باشد، در کارشان شریک مى شود". و سوگند به آن که محمّد را به حق به پیامبرى برانگیخت، نیت من و همراهانم همان است که حسین علیه السلام و یارانش بر آن رفته اند».[۲]
اهمیت زیارت اربعین
امام حسن عسکرى علیهالسلام در حدیثى، علامتهاى «مؤمن» را این پنج چیز شمرده است:
«عَلاَمَاتُ اَلْمُؤْمِنِ خَمْسٌ؛ صَلاَةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِيَارَةُ اَلْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ بِالْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»؛ پنجاه و یک رکعت نماز، زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانى بر خاک نهادن (در سجده) و «بسم الله الرحمن الرحیم» را (در نماز) آشکارا گفتن.[۳]
متن زیارت اربعین
شیخ عباس قمی در «مفاتیح الجنان» می گوید: كيفيت زيارت حضرت امام حسين عليهالسلام در اين روز (اربعین) به دو نحو رسيده؛ يكى زيارتى است كه شيخ در «تهذيب» و «مصباح» روايت كرده از صفوان جمّال كه گفت: فرمود به من مولايم حضرت صادق عليه السلام در زيارت اربعين كه زيارت مى كنى در هنگامى كه روز بلند شده باشد و مىگويى:
«السَّلاَمُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلاَمُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ
سلام بر ولی خدا و محبوبش، سلام بر دوست خدا و برجسته و شریفش
السَّلاَمُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ
سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیدهاش، سلام بر حسین مظلوم و شهید
السَّلاَمُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ
سلام بر آن دچار پریشانیها و کشته اشکها
اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ
خدایا من گواهی میدهم که حسین ولی تو و فرزند ولی تو و برگزیده تو و فرزند برگزیده توست، حسینی که به کرامتت رسیده
أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلاَدَةِ
و او را به شهادت گرامی داشتی و به خوشبختی ویژهاش ساختی و به پاکی ولادت برگزیدی
وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ
و او را آقایی از آقایان و پیشروی از پیشروان و مدافعی از مدافعان حق قرار دادی و میراثهای پیامبران را به او عطا کردی و او را از میان جانشینان، حجّت بر بندگانت قرار دادی
فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلاَلَةِ
و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت و از خیرخواهی دریغ نورزید و جانش را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند
وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ
درحالیکه بر ضدّ او به کمک هم برخاستند، کسانی که دنیا مغرورشان کرد و بهره واقعی خود را به فرومایهتر و پستتر چیز فروختند و آخرتشان را به کمترین بها به گردونه فروش گذاشتند
وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ
تکبّر کردند و خود را در دامن هوای نفس انداختند، تو را و پیامبرت را به خشم آوردند
وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ (لِلنَّارِ)
و اطاعت کردند از میان بندگانت، اهل شکافافکنی و نفاق و بارکشان گناهان سنگین و سزاواران آتش را
فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُهُ
پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت
اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِيلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً
خدایا آنان را لعنت کن لعنتی سنگین و عذابشان کن عذابی دردناک
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان
أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِينُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مُتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيداً
گواهی میدهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گمگشته و مظلوم و شهید
وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ
گواهی میدهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی که از یاریات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی که تو را کشتند
وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ
و گواهی میدهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا آنکه مرگ به سویت آمد
فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ
پس خدا لعنت کند کسانی که تو را کشتند و به تو ستم کردند و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند؛
اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ
خدایا من تو را شاهد میگیرم که من دوستم با آنانکه او را دوست دارند و دشمنم با آنانکه با او دشمناند
بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلاَبِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ (الطَّاهِرَةِ)
پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی میدهم که تو در صلبهای بلندمرتبه و رحمهای پاک نوری بودی
لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا
جاهلیت با ناپاکیهایش تو را آلوده نکرد و از جامههای تیره و تارش به تو نپوشاند
وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ أَرْكَانِ الْمُسْلِمِينَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِينَ
و گواهی میدهم که تو از ستونهای دین و پایههای مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی
وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ الْهَادِي الْمَهْدِيُ
و گواهی میدهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شدهای
وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلاَمُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا
و گواهی میدهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانههای هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند
وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي
و گواهی میدهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و پایانهای کردارم
وَ قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ
و قلبم با قلبتان در صلح است و کارم پیرو کارتان میباشد و یاریام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد
فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ عَدُوِّكُمْ
پس با شمایم نه با دشمنانتان
صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ (أَجْسَامِكُمْ)
درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان
وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ
و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان».
پس دو ركعت نماز مى كنى و دعا مى كنى به آنچه مى خواهى و برمىگردى. زیارت دیگر آن است که جابر بن عبدالله انصارى در این روز خوانده است و متن زیارت به عنوان زیارتنامه آن امام در نیمه ماه رجب نقل شده و با جمله «السلام علیکم یا آل الله...» شروع مىشود.[۴]
پانویس
منابع
- فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، نشر معروف.
- دانشنامه امام حسین علیهالسلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، محمد محمدی ریشهری و همکاران، ترجمه عبدالهادی مسعودی، ج۸، ص۳۸۷، در دسترس در حدیث نت.
- مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.




