آیه 2 سوره مزمل و آیه 18 سوره مدثر: تفاوت بین صفحات

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تفاوت بین صفحات)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{قرآن در قاب|قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا|سوره=73|آیه =2}} {{مشخصات آیه |شماره...» ایجاد کرد)
 
(جایگزینی تفاسیر)
(برچسب: جایگزین شد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
{{قرآن در قاب|قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا|سوره=73|آیه =2}}
+
{{قرآن در قاب|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ|سوره=74|آیه =18}}
 
{{مشخصات آیه
 
{{مشخصات آیه
|شماره آیه = 2  
+
|شماره آیه = 18  
|شماره بعدی = 3
+
|شماره بعدی = 19
|شماره قبلی = 1
+
|شماره قبلی = 17
|سوره= مزمل
+
|سوره= مدثر
|شماره سوره= 73
+
|شماره سوره= 74
 
|جزء= 29
 
|جزء= 29
 
|نزول = مکه
 
|نزول = مکه
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
<tabber>
 
<tabber>
 
الهی قمشه‌ای=
 
الهی قمشه‌ای=
(هان) شب را (به نماز و طاعت خدا) برخیز مگر کمی.
+
اوست که فکر و اندیشه بدی کرد (که رسول خدا را به سحر و ساحری نسبت داد).
 
|-|
 
|-|
 
انصاریان=
 
انصاریان=
شب را جز اندکی [که ویژه استراحت است، برای عبادت] برخیز؛
+
او [برای باطل کردن دعوت قرآن] اندیشید و [آن را] سنجید؛
 
|-|
 
|-|
 
فولادوند=
 
فولادوند=
به پا خيز شب را مگر اندكى،
+
آرى، [آن دشمن حق‌] انديشيد و سنجيد.
 
|-|
 
|-|
 
آیتی=
 
آیتی=
شب را زنده بدار، مگر اندكى را،
+
او انديشيد و طرحى افكند.
 
|-|
 
|-|
 
مکارم شیرازی=
 
مکارم شیرازی=
شب را، جز کمی، بپاخیز!
+
او (برای مبارزه با قرآن) اندیشه کرد و مطلب را آماده ساخت!
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==ترجمه های انگلیسی(English translations)==
 
==ترجمه های انگلیسی(English translations)==
 
<tabber>
 
<tabber>
 
Qarai=
 
Qarai=
{{چپ به راست|Stand vigil through the night, except for a little [of it],}}
+
{{چپ به راست|Indeed he reflected and decided.}}
 
|-|
 
|-|
 
Shakir=
 
Shakir=
{{چپ به راست|Rise to pray in the night except a little,}}
+
{{چپ به راست|Surely he reflected and guessed,}}
 
|-|
 
|-|
 
Pickthall=
 
Pickthall=
{{چپ به راست|Keep vigil the night long, save a little -}}
+
{{چپ به راست|For lo! he did consider; then he planned -}}
 
|-|
 
|-|
 
yusufali=
 
yusufali=
{{چپ به راست|Stand (to prayer) by night, but not all night,-}}
+
{{چپ به راست|For he thought and he plotted;-}}
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==معانی کلمات آیه==
 
==معانی کلمات آیه==
«قُمْ»: پاشو! برخیز! مراد برخاستن از خواب و شب‌زنده‌داری و پرداختن به نماز و نیایش است. «قَلِیلاً»: مستثنی است. برابر این آیه، حضرت تنها اندکی از شب می‌توانست بخوابد.
+
«قَدَّرَ»: تعیین کرد. پیش چشم داشت. طرح‌ریزی کرد.
  
 
== تفسیر آیه ==
 
== تفسیر آیه ==
<tabber>
+
<tafsir sura="74" ayeh="18" />
تفسیر نور=
 
 
 
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
 
 
 
{{ نمایش فشرده تفسیر|
 
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ «1» قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا «2» نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا «3» أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا «4» إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا «5»
 
 
 
اى جامه به خود پيچيده. شب را جز اندكى، به پا خيز. نصف آن، يا اندكى از آن كم كن يا بر آن بيفزاى و قرآن را با تأنّى و شمرده بخوان. همانا ما سخنى سنگين و گرانمايه بر تو القا خواهيم كرد.
 
 
 
===نکته ها===
 
 
 
«مزمل» به معناى پيچيدن جامه و پارچه به دور خويشتن است. بعضى مراد از آن را جامه نبوّت دانسته و بعضى گفته‌اند: مراد آن است كه رسالت با گوشه‌گيرى و عزلت و انزوا سازگار نيست. بعضى گفته‌اند: مراد آن است كه رسالت با استراحت سازگار نيست و بايد قيام كنى.
 
 
 
«ترتيل» به معناى آهسته و درست و بدون شتاب خواندن قرآن است.
 
 
 
حضرت على عليه السلام فرمود: كلمات قرآن را به طور كامل آشكار كن و آن را مثل شعر نخوان و جداجدا و پراكنده نكن. با تلاوت آن دل‌هاى خود را به فزع واداريد و هدفتان رسيدن به آخر سوره نباشد. «1»
 
 
 
امام صادق عليه السلام فرمود: ترتيل آن است كه در تلاوت قرآن هرگاه به آيات بهشت رسيديد از
 
 
 
«1». كافى، ج 2 ص 614.
 
 
 
جلد 10 - صفحه 265
 
 
 
خداوند بهشت بخواهيد و هرگاه به آيات دوزخ رسيديد، به خداوند پناه ببريد. و در روايتى ديگر فرمود: ترتيل آن است كه قرآن با صوتى زيبا خوانده شود. «1»
 
 
 
به گفته مرحوم طيّب در تفسير اطيب البيان، مراد از «قول ثقيل» اعلام خلافت و امامت حضرت على‌بن‌ابيطالب عليهما السلام است كه بر آن حضرت سخت بود و مراد از آن قرآن نيست، زيرا مى‌فرمايد: قرآن بخوان تا در آينده قول ثقيل را دريافت كنى. پس قرآن قبل از قول ثقيل بوده است.
 
 
 
قرآن، كلامى سنگين است به گونه‌اى كه اگر بر كوه نازل شود، آن را قطعه قطعه مى‌كند.
 
 
 
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‌ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» «2» دريافت وحى و پياده كردن قرآن در جامعه نيز كارى بس سنگين است. «إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا»
 
 
 
با اين كه حضرت موسى عليه السلام مدت چهل شبانه روز براى مناجات با خداوند در كوه طور به سر برد، ولى خداوند، تنها از شب‌هاى آن نام برد: «ثَلاثِينَ لَيْلَةً» «3» شايد به خاطر آن كه شب، با مناجات تناسب بيشترى دارد.
 
 
 
===پیام ها===
 
 
 
1- رهبر جامعه اسلامى بايد از استراحت خود بكاهد. «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ»
 
 
 
2- شب، بهترين زمان براى عبادت است. «قُمِ اللَّيْلَ»
 
 
 
3- نماز شب مورد تأكيد الهى واقع شده است. «قُمِ اللَّيْلَ»
 
 
 
4- عبادت شبانه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله واجب بوده است. «قُمِ اللَّيْلَ» (چنانكه در جايى ديگر مى‌فرمايد: «فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ» «4»)
 
 
 
5- براى پذيرش مسئوليت‌هاى سنگين، آمادگى روحى لازم است. يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ‌ ... إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا
 
 
 
6- رهبران دينى، هم بايد شبها براى عبادت خداوند قيام كنند: قُمِ اللَّيْلَ‌ ... و هم‌
 
 
 
«1». تفسير نورالثقلين.
 
 
 
«2». حشر، 21.
 
 
 
«3». اعراف، 142.
 
 
 
«4». اسراء، 82
 
 
 
جلد 10 - صفحه 266
 
 
 
روزها براى بيدار كردن مردم. «قُمْ فَأَنْذِرْ» «1»
 
 
 
7- مقدار شب زنده دارى محدوديّتى ندارد. (يك دوم، يك سوم يا دو سوم شب) (براى انجام امور عبادى، مردم را در تنگنا قرار ندهيم، براى همه مردم و همه زمانها نمى‌توان يك نسخه نوشت و يك نوع دارو تجويز كرد.) نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ‌ ... أَوْ زِدْ عَلَيْهِ‌
 
 
 
8- براى آن كه عبادت با نشاط همراه باشد، بايد بخشى از شب را استراحت كرد.
 
 
 
«نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ»
 
 
 
9- خواندن نماز و قرائت قرآن در شب بهترين وسيله براى ايجاد آمادگى روحى و كسب انرژى است. قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ... وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا
 
 
 
تفسير نور(10جلدى)    ج‌10    266     ===پیام ها=== ..... ص : 265
 
 
 
- تلاوت قرآن آدابى دارد و ترتيل، اولين ادب آن است. «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا»
 
 
 
11- تلاوتِ هر بخش از قرآن، مقدّمه‌اى براى بخش ديگر مى‌شود. وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ‌ ... سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا
 
 
 
12- در مديريّت، هميشه شرائط را يكسان نپنداريد، رهبر بايد از ابتدا كارهاى سنگين را پيش بينى كند. «سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا»
 
}}
 
 
 
|-|
 
اثنی عشری=
 
 
 
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
 
 
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
 
 
 
 
قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً «2»
 
 
 
قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا: برخيز در شب به نماز تهجد، و مداومت نما بر آن مگر اندكى از شب.
 
 
 
 
 
}}
 
|-|
 
روان جاوید=
 
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌
 
 
 
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ «1» قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً «2» نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً «3» أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً «4»
 
 
 
إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً «5» إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً «6» إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلاً «7» وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً «8» رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلاً «9»
 
 
 
وَ اصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً «10»
 
 
 
ترجمه‌
 
 
 
اى جامه بر خود پيچيده‌
 
 
 
برخيز در شب مگر اندكى‌
 
 
 
كه نصفش باشد يا كم كن از آن اندكى‌
 
 
 
يا بيفزا بر آن و شمرده بخوان قرآن را شمرده خواندنى‌
 
 
 
همانا ما زود است كه نازل سازيم بر تو سخنى گران را
 
 
 
همانا عبادت ناشى از بيدارى شب آن زحمتش زيادتر و راست و درست‌تر است در گفتار
 
 
 
همانا براى تو در روز فراغتى طولانى است‌
 
 
 
و ياد كن نام پروردگارت را و منقطع شو از خلق بسوى او منقطع شدنى‌
 
 
 
پروردگار مشرق و مغرب نيست معبودى جز او پس بگير او را كار ساز
 
 
 
و صبر كن بر آنچه ميگويند و دورى گزين از آنها دورى گزيدنى نيكو.
 
 
 
تفسير
 
 
 
قمّى ره نقل نموده كه خطاب به پيغمبر اكرم است كه جامه خود را بخود مى‌پيچيد و ميخوابيد و اصل مزّمّل متزمّل است تاء قلب بزاء و در زاء ادغام شده و گفته شده اين در ابتداء بعثت بوده كه هنوز آنحضرت ابلاغ وحى نفرموده بود و بعدا مخاطب بيا ايّها النّبى و الرّسول گرديد و بعد از خطاب خداوند او را امر فرموده به برخاستن از خواب براى تهجّد و نماز شب و قرائت قرآن و عبادت خدا و مناجات با قاضى الحاجات و امثال آن مگر در مقدار كمى از شب بر حسب آنچه‌
 
 
 
جلد 5 صفحه 293
 
 
 
معتاد است در ميان مردم كه شب را بيشتر بخواب ميگذرانند و آن نيمى از شب است يا قدرى از نيم كمتر يا قدرى از آن زيادتر كه حق دارد بخوابد چنانچه در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مراد از قليل نصف است كه ميتواند كم كند از قليل قليل را يا زياد كند بر قليل قليل را و قمّى ره هم قريب به اين معنى را نقل نموده و بنابر اين نصف بدل قليل است نه ليل كه بعضى از مفسّرين گفته‌اند و نيز امر فرموده كه آنحضرت قرآن را ملايم و شمرده و خوب و دلنشين با صوت حزين و مراعات تزيين و تحسين قرائت فرمايد چنانچه در تفسير اين جمله از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه مراد آنستكه واضح و مبيّن كن آنرا و شتاب منما در آن مانند شتاب نمودن در خواندن شعر و جدا از يكديگر ادا ننما كلمات را كه نتوان جمع آورى نمود مانند شنى كه پراكنده شده و نيز از آنحضرت نقل شده كه مراد از ترتيل حفظ وقوف و اداء حروف است و بقيّه خصوصيّات كه اجمالا بآن اشاره شد مستفاد از روايات متعدّده از ائمه اطهار است و فرموده ما در آتيه نزديكى القاء ميكنيم بتو سخن سنگين متين و محكم رزينى را كه وحى الهى باشد چون آنحضرت در حين نزول وحى حالش تغيير ميكرد بطوريكه عرق ميفرمود و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه وقتى سوره مائده بر حضرت نازل شد سوار بر استرى بود و بدن مباركش سنگين شد بطوريكه آنحيوان از رفتار باز ماند و نزديك شد شكمش بزمين برسد و قمّى ره قولا ثقيلا را بقيام در شب و آيه بعد تفسير فرموده و بعضى گفته‌اند مراد قرآن است و سنگينى آن باعتبار اشتمالش بر تكاليف است كه بر مكلّفين سنگين است و در هر حال فرموده همانا نفسى كه قائم و ناشى ميشود از خوابگاه خود در نيمه شب براى عبادت خدا بيشتر در فشار و سختى است يا ثابت قدمتر است و قولش راست و درست‌تر است يا عبادت ناشى از عابد در نيمه شب زحمتش زيادتر است يا موافقت چنين عابد و چنين عبادتى از جهت توافق قلب با لسان بيشتر است چون وطاء بكسر واو و مدّ نيز قرائت شده كه بمعناى موافقت است چون حضور قلب و خلوص نيّت و فراغت بال و آرامش خيال در آنوقت بيشتر است و باين معانى در روايات اشاره شده است و نيز ميفرمايد همانا براى تو اى‌
 
 
 
جلد 5 صفحه 294
 
 
 
پيغمبر در روز فراغت زياد بقدريكه بخوابى و بحوائج خود قيام نمائى هست چنانچه قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده و بعضى بعكس اينمعنى گفته‌اند مراد آنستكه مشاغل تو در روز زياد است بقدريكه بعبادت نميرسى چون سبح در هر دو معنى استعمال ميشود و از لغات اضداد است ولى در همان معناى فراغ شايعتر است و اهل بيت ادرى بما في البيت ميباشند و نيز فرموده نام خدا را بر زبان جارى كن و منقطع شو از هر چه جز او است و با او پيوند نما و در بعضى از آثار تبتّل بتضرّع و بلند نمودن دو دست در نماز و دعا و حركت دادن دو انگشت سبّابه تفسير شده چون پروردگار و مدبّر امور از مشرق تا مغرب او است و جز او خداوندى نيست و بايد در امور به او توكّل نمود و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بايد صبر نمايد بر سخنان بيهوده قوم و نسبت‌هاى ناروائى كه باو ميدهند و دورى كند از آنها بخوبى بآنكه با آنان مدارا نمايد و آميزش ننمايد و دست از دعوت بر ندارد و انتقام از آنها را بخدا واگذار فرمايد.
 
}}
 
|-|
 
اطیب البیان=
 
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
قُم‌ِ اللَّيل‌َ إِلاّ قَلِيلاً «2»
 
 
 
قيام‌ ‌در‌ ليل‌ ‌براي‌ تهجد و نماز شب‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌بر‌ پيغمبر واجب‌ ‌بود‌ چنانچه‌ ميفرمايد: وَ مِن‌َ اللَّيل‌ِ فَتَهَجَّد بِه‌ِ نافِلَةً لَك‌َ عَسي‌ أَن‌ يَبعَثَك‌َ رَبُّك‌َ مَقاماً مَحمُوداً اسراء آيه 81 و ‌براي‌ مناجات‌ و استغفار ‌که‌ ميفرمايد: كانُوا قَلِيلًا مِن‌َ اللَّيل‌ِ ما يَهجَعُون‌َ وَ بِالأَسحارِ هُم‌ يَستَغفِرُون‌َ ذاريات‌ آيه 17 و 18. و مراد:
 
 
 
إِلّا قَلِيلًا اينكه‌ قليلي‌ ‌از‌ شب‌ ‌را‌ ‌براي‌ نوم‌ و استراحت‌ قرار بده‌ چنانچه‌ ‌در‌ آيه مذكوره‌ اشاره‌ دارد ‌که‌ خداوند مدح‌ ميفرمايد متقين‌ ‌را‌ ‌که‌ قليلي‌ ‌از‌ شب‌ ‌را‌ استراحت‌ ميكنند و بخواب‌ ميروند ‌که‌ معناي‌ يهجعون‌ ‌است‌.
 
}}
 
|-|
 
برگزیده تفسیر نمونه=
 
  
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
]
 
  
(آیه 2)- «شب را جز کمی به پا خیز»! (قم اللیل الا قلیلا).
 
}}
 
|-|
 
  
سایر تفاسیر=
 
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
 
 
==تفسیر های فارسی==
 
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=73 |آیه=2}}===
 
==={{تفسیر خسروی|سوره=73 |آیه=2}}===
 
==={{تفسیر عاملی|سوره=73 |آیه=2}}===
 
==={{تفسیر جامع|سوره=73 |آیه=2}}===
 
 
==تفسیر های عربی==
 
==={{تفسیر المیزان|سوره=73 |آیه=2}}===
 
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=73 |آیه=2}}===
 
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=73 |آیه=2}}===
 
==={{تفسیر الصافی|سوره=73 |آیه=2}}===
 
==={{تفسیر الکاشف|سوره=73 |آیه=2}}===
 
</tabber>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۲۳۰: سطر ۶۰:
 
* [[تفسیر راهنما]]، [[علی اکبر هاشمی رفسنجانی]]، [[قم]]:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش‌، چاپ پنجم‌
 
* [[تفسیر راهنما]]، [[علی اکبر هاشمی رفسنجانی]]، [[قم]]:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش‌، چاپ پنجم‌
  
[[رده:آیات سوره مزمل]]
+
[[رده:آیات سوره مدثر]]
 
[[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]]
 
[[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۴۹

مشاهده آیه در سوره

إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ

مشاهده آیه در سوره


<<17 آیه 18 سوره مدثر 19>>
سوره : سوره مدثر (74)
جزء : 29
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

اوست که فکر و اندیشه بدی کرد (که رسول خدا را به سحر و ساحری نسبت داد).

او [برای باطل کردن دعوت قرآن] اندیشید و [آن را] سنجید؛

آرى، [آن دشمن حق‌] انديشيد و سنجيد.

او انديشيد و طرحى افكند.

او (برای مبارزه با قرآن) اندیشه کرد و مطلب را آماده ساخت!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Indeed he reflected and decided.

Surely he reflected and guessed,

For lo! he did consider; then he planned -

For he thought and he plotted;-

معانی کلمات آیه

«قَدَّرَ»: تعیین کرد. پیش چشم داشت. طرح‌ریزی کرد.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ «15» كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً «16» سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً «17» إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ «18» فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ «19» ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ «20» ثُمَّ نَظَرَ «21» ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ «22» ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ «23» فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ «24» إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ «25»

با اين حال، طمع دارد كه بيفزايم. هرگز، زيرا او به آيات ما عناد مى‌ورزد. به زودى او را به گردنه‌اى سخت گرفتار مى‌كنم. همانا او (براى مبارزه با قرآن) فكر كرد و به سنجش پرداخت. پس مرگ بر او باد كه چگونه سنجيد. باز هم مرگ بر او كه چگونه سنجيد. سپس نگريست. سپس چهره در هم كشيد و با عجله دست به كار شد. سپس پشت كرد و تكبّر ورزيد. پس گفت: اين (قرآن) جز سحرى كه (از پيشينيان) روايت مى‌شود نيست. اين نيست مگر گفته بشر.

جلد 10 - صفحه 286

نکته ها

«عنيد» از «عناد» است، يعنى كافران حق را فهميدند، امّا از روى عناد و لجاجت حاضر به پذيرش آن نيستند.

«ارهقه» از «ارهاق» به معناى وادار كردن كسى به كار سخت است.

«صعود» به معناى گردنه‌اى است كه عبور از آن و صعود بر آن سخت است.

مراد از «قَدَّرَ»، «تقدير» به معناى مقايسه ميان قرآن با سحر و شعر و كهانت است.

قرآن در مورد كفر و دروغ، كلمه‌ «قُتِلَ» را يكبار به كار برده است:

«قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ» «1» كشته باد انسان (بى ايمان) كه تا اين حد كفر مى‌ورزد.

«قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ» «2» كشته باد آن كه دروغ مى‌بندد.

امّا در مورد توطئه عليه پيامبر و قرآن، دوبار فرمود: «فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ»

در آيه 23 فرمود: «ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ»، حال ببينيم كيفر كسى كه به حق پشت كند و با آن مخالفت ورزد، چيست؟

قرآن درباره كسانى كه با وجود شناخت حق بدان كفر مى‌ورزند و از آن روى مى‌گردانند مى‌فرمايد: چنين كسانى به كيفرهاى گوناگونى دچار مى‌شوند، از جمله:

جهت و هدف خود را در زندگى از دست مى‌دهند. «استهوته الشيطان فى الارض حيران» «3» فريب و اغواى شيطان او را در زمين سرگردان ساخته است.

ضيق صدر او را تحت فشار قرار مى‌دهد: «يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً» «4» خداوند، دل او را تنگ و سخت قرار مى‌دهد.

دچار معيشت دشوار و تنگ مى‌شود: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» «5» هركس از ياد و اطاعت من سرپيچى كند، معيشتش تنگ شود.

نكبت و بدبختى بر او مسلّط مى‌شود: «إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْكافِرِينَ» «6» امروز ذلّت و خوارى عذاب، بر كافران خواهد بود.

«1». عبس، 17

«2». ذاريات، 10

«3». انعام، 71.

«4». انعام، 125.

«5». طه، 123.

«6». نحل، 27.

جلد 10 - صفحه 287

از بهره‌گيرى از نعمت‌هاى الهى در راه صحيح محروم مى‌شود. قرآن مى‌فرمايد: خداوند بر دل و گوش و بر چشم كافران مُهر مى‌زند و پرده‌اى بر آن مى‌افكند تا از فهم حقايق الهى محروم مانند: «خَتَمَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‌ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‌ أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ» «1»

اعمالش همانند سرابى كه انسان در بيابان مى‌بيند، پوشالى و توخالى است: «أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ» «2» و خاكسترى است در معرض تندبادى شديد، كه همه به باد فنا مى‌رود:

«أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ» «3»

هر لحظه بر خسارتش افزوده مى‌شود: «وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَساراً» «4»

همواره از راه حق دور مى‌شود: «ضَلُّوا ضَلالًا بَعِيداً» «5»

تا آنجا كه جز جهنم و دوزخ هيچ راه ديگرى ندارد: «وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ» «6»

اميرالمؤمنين على عليه السلام در نهج‌البلاغه مسلمانان را سرزنش مى‌كند كه دشمن شما با فكر و برنامه‌ريزى حركت مى‌كند، امّا شما در خواب هستيد و غافليد: تكادون و لا تكيدون ... لا ينام عليكم و انتم فى غفلة «7»

انسان‌هاى عنود و لجوج معمولًا برخوردهاى سرسختانه‌اى دارند و اعتدال خودشان را به كلّى از دست مى‌دهند. با اين كه‌ «عَبَسَ» و «بَسَرَ» تقريباً به يك معناست. آوردن هر دو كلمه نشانه سرسختى آنها است. «عَبَسَ وَ بَسَرَ» چنانكه روى‌گردانى بر اساس تكبّر است، اما در اينجا هم كلمه «ادبار» و «استكبار» هر دو آمده است. «ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ»

پیام ها

1- انسان دور از خدا، اهل طمع و افزون خواهى است. «يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ»

2- دشمن، به تمام آرزوهايش نمى‌رسد. يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ كَلَّا ...

3- در برابر توقّعات نابجا، محكم و قاطع برخورد كنيد. يَطْمَعُ‌ ... كَلَّا

«1». بقره، 7.

«2». نور، 39.

«3». ابراهيم، 18.

«4». فاطر، 39.

«5». نساء، 167.

«6». نساء، 169.

«7». نهج‌البلاغه، خطبه 34.

جلد 10 - صفحه 288

4- وقتى عناد و لجاجت در انسان مستقر شود، آيات الهى را تكذيب مى‌كند. «كانَ لِآياتِنا عَنِيداً»

5- عناد و لجاجت، سبب زوال نعمت مى‌شود. «يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً»

6- عناد، سبب عذاب طاقت‌فرساست. «عَنِيداً سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً»

7- رفاه و كاميابى غافلانه در دنيا، سختى‌هاى شديد قيامت را در پى دارد. (آرى هر سرازيرى، گردنه‌اى را به دنبال دارد) جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً ... سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً

8- دشمن با فكر و برنامه كار مى‌كند. «إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ».

9- برنامه دشمن، مبارزه با قرآن و آيات الهى است. كانَ لِآياتِنا عَنِيداً ... فَكَّرَ وَ قَدَّرَ

10- هر فكرى ارزش ندارد و هر متفكرى ارزشمند نيست. «إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ»

11- توطئه گران بدانند كه آيندگان نيز به آنان نفرين خواهند كرد. «فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ»

12- لعن و نفرين بر دشمن، نه تنها جايز، بلكه لازم است. «فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ»

13- به كسانى كه با فكر و طرح خود ضربه فرهنگى مى‌زنند و به رهبران فاسد، بايد همواره نفرين كرد. «فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ»

14- فكر بد مقدمه‌اى براى تصميم خطرناك و نادرست است. (در آيه شريفه به جاى «فقتل كيف فكر»، دو مرتبه فرمود: «فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ»)

15- لحظه‌اى فكر كردن مى‌تواند مقدمه كار خير يا كار شر براى مدتهاى طولانى شود. كلمه‌ «فَكَّرَ» يكبار و كلمه‌ «قَدَّرَ» سه بار تكرار شده است.

16- دشمن از طريق نظارت و ارزيابى، فكر و طرح خود را عليه دين عمق و استمرار مى‌بخشد. إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ ... ثُمَّ نَظَرَ

17- از دشمن، انتظار تبسّم و لبخند نداشته باشيد. «ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ»

18- دشمن براى موفقيّت خود، زمان‌هاى طولانى را صرف و صبر مى‌كند. «ثُمَ‌

جلد 10 - صفحه 289

نَظَرَ، ثُمَّ عَبَسَ‌، ثُمَّ أَدْبَرَ» (كلمه «ثُمّ» معمولًا در مواردى به كار مى‌رود كه فاصله زمانى زيادى در كار باشد.)

19- قرآن، حتّى در نظر كافران، كلامى پر جاذبه و سحرآميز است. «إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه