آیه 89 سوره کهف: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{قرآن در قاب|ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا|سوره=18|آیه =89}} {{مشخصات آیه |شماره آیه = 89...» ایجاد کرد)
 
(جایگزینی تفاسیر)
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۴۳: سطر ۴۳:
  
 
== تفسیر آیه ==
 
== تفسیر آیه ==
<tabber>
+
<tafsir sura="18" ayeh="89" />
تفسیر نور=
 
  
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
 
  
{{ نمایش فشرده تفسیر|
 
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً «89»
 
  
سپس (ذوالقرنين براى سفر ديگر) سببِ (ديگرى) را پيگيرى كرد.
 
}}
 
 
|-|
 
اثنی عشری=
 
 
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
 
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
 
 
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً (89)
 
 
حق تعالى سير او را به مشرق بيان فرمايد:
 
 
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً: پس پيروى نمود ذو القرنين راهى ديگر را كه طرف مشرق باشد.
 
 
 
}}
 
|-|
 
روان جاوید=
 
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً (89) حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى‌ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً (90) كَذلِكَ وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً (91)
 
 
ترجمه‌
 
 
پس توسل جست بوسيله‌اى‌
 
 
تا وقتى كه رسيد بجاى بيرون آمدن آفتاب يافت آنرا كه ميتابيد بر گروهى كه قرار نداده بوديم براى آنها از زير آن پوششى‌
 
 
اينچنين بود و بتحقيق احاطه داشتيم بآنچه نزد او بود بآگاهى.
 
 
تفسير
 
 
جناب ذو القرنين پس از فراغت از امر بلاد مغرب اراده مسافرت بمشرق نمود پس پيروى و متابعت و اتّخاذ نمود براى نيل بمقصود سبب و وسيله‌اى را از ميان آن وسائل و اسباب كه بخواست خدا براى او آماده شده بود تا رسيد بمنتهاى آبادى مشرق و يافت آفتابرا كه از بدو طلوع تا غروب ميتابد بر گروهى كه حاجب و ساترى ميان آنها و آفتاب خداوند قرار نداده نه كوهى است نه دره‌اى نه درختى است نه بنائى در مجمع و عيّاشى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه آنها نياموخته بودند صنعت بنّائى را و قمّى ره نقل نموده كه فرمود نياموخته بودند صنعت لباس را و عياشى ره از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه ذو القرنين وارد شد بر قوميكه سوزانده بود آنها را آفتاب و تغيير داده بود اجساد و الوان آنها را تا حدّيكه شده بودند مانند شب تار چنين بود حكايت ذو القرنين و كيفيت احاطه او بمغرب و مشرق كه بيان شد يا سلوك او با اهل مشرق مانند سلوك او با اهل مغرب بود و خداوند احاطه داشت بر او و لشكر و حشم و خدم و مهمّات جنگى و اسباب و
 
 
جلد 3 صفحه 451
 
 
آلات و ادوات و وسايل حركت و سكون و پيشرفت او بعلم و اراده و تدبير و تقدير بطوريكه هيچ يك از آنها در هيچ آنى بيرون از علم و بصر و خارج از اطلاع و خبر خداوند نبود و بنابر آنچه تاكنون بتبع آقايان مفسّرين ذكر شد كلمه كذالك در كلام خداوند متمّم آيه سابقه، و جمله و قد احطنا ابتداء كلام است ولى بنظر حقير محتمل است كذالك ابتداء كلام لا حق باشد باين تقريب كه خدا ميفرمايد اين چنين با عظمت و مفصّل بود دستگاه و وسائل و اسباب پيشرفت كار او در مغرب و مشرق با اينحال از محيط علم و اطلاع ما خارج نبود و ما از تمام جزئيات آن دستگاه باخبر بوديم ..
 
}}
 
|-|
 
اطیب البیان=
 
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
وَ أَمّا مَن‌ آمَن‌َ وَ عَمِل‌َ صالِحاً فَلَه‌ُ جَزاءً الحُسني‌ وَ سَنَقُول‌ُ لَه‌ُ مِن‌ أَمرِنا يُسراً (88) ثُم‌َّ أَتبَع‌َ سَبَباً (89)
 
 
و اما كسي‌ ‌که‌ ايمان‌ آورد و عمل‌ صالح‌ بجا بياورد ‌پس‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌او‌ ‌است‌ جزاي‌ نيكي‌ و زود ‌باشد‌ ‌که‌ بگوئيم‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌او‌ ‌از‌ كار ‌خود‌ كار سهل‌ و آساني‌ وَ أَمّا مَن‌ آمَن‌َ ايمان‌ بجميع‌ امور ديني‌ مطابق‌ مذهب‌ حقه‌ شيعه‌ اثني‌ عشري‌ و ‌در‌ ايمان‌ چهار چيز معتبر ‌است‌ يقين‌ اعتقاد اقرار! تسليم‌ وَ عَمِل‌َ صالِحاً عمل‌ صالح‌ اتيان‌ باو‌-‌ امر الهي‌ ‌از‌ واجبات‌ و مستحبات‌ طبق‌ دستور شرع‌ ‌از‌ مراعات‌ اجزاء و شرايط و رفع‌ منافيات‌ و موانع‌ و مراعات‌ حالات‌ ‌از‌ علم‌ و شك‌ و سهو و ظن‌ طبق‌ دستور و ‌از‌ همه‌ بالاتر شرايط قبول‌ ‌که‌ درجاتش‌ بالاتر ميشود.
 
 
فَلَه‌ُ جَزاءً الحُسني‌ جزاء حسني‌ ‌در‌ دنيا افاضه‌ نعم‌ و رفع‌ و دفع‌ بليّات‌ و اجابت‌ دعوات‌ و غفران‌ ذنوب‌ و رفع‌ هموم‌ و امثال‌ اينها و ‌در‌ آخرت‌ نيل‌ بمثوبات‌ و نجات‌ ‌از‌ عقوبات‌ وَ سَنَقُول‌ُ لَه‌ُ مِن‌ أَمرِنا يُسراً خداوند متعال‌ ‌براي‌ بندگان‌ صالح‌ ‌خود‌ امري‌ ‌را‌ مشكل‌ نميكند.
 
 
يُرِيدُ اللّه‌ُ بِكُم‌ُ اليُسرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُم‌ُ العُسرَ بقره‌ ‌آيه‌ 181 و مخصوصا دين‌ مقدس‌ اسلام‌ ‌که‌ دين‌ سمحه سهله‌ ‌است‌ بعلاوه‌ ‌در‌ امور دنيوي‌ ‌هم‌ اسباب‌ سهولت‌ ‌براي‌ ‌او‌ فراهم‌ ميفرمايد و موانع‌ ‌را‌ برطرف‌ مينمايد و چون‌ ذي‌ القرنين‌ ‌از‌ جانب‌ خداوند مأموريت‌ داشته‌ ‌که‌ ‌با‌ اهل‌ ايمان‌ محبّت‌ و عنايت‌ داشته‌ ‌باشد‌ و ‌از‌ كفار انتقام‌
 
 
جلد 12 - صفحه 397
 
 
كشد لذا ‌اينکه‌ كلام‌ ‌را‌ فرمود ثُم‌َّ أَتبَع‌َ سَبَباً ‌پس‌ ‌از‌ آنكه‌ ‌از‌ مغرب‌ زمين‌ سير كرد ‌تا‌ رسيد بطرف‌ مشرق‌ زمين‌ ‌که‌ خورشيد طلوع‌ ميكرد و ‌از‌ ‌اينکه‌ جمله‌ ثُم‌َّ أَتبَع‌َ سَبَباً استفاده‌ ميشود ‌که‌ تمام‌ ربع‌ مسكون‌ ‌در‌ تحت‌ تصرف‌ و سيطره‌ ذي‌ القرنين‌ درآمد ‌از‌ مغرب‌ ‌تا‌ مشرق‌ جنوب‌ شمال‌.
 
}}
 
|-|
 
برگزیده تفسیر نمونه=
 
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
(آیه 89)- «ذو القرنین» سفر خود را به غرب پایان داد سپس عزم شرق کرد آن گونه که قرآن می‌گوید: «سپس از اسباب و وسائلی که در اختیار داشت مجددا بهره گرفت» (ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً).
 
}}
 
|-|
 
 
سایر تفاسیر=
 
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
 
 
==تفسیر های فارسی==
 
==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه=89}}===
 
==={{تفسیر خسروی|سوره=18 |آیه=89}}===
 
==={{تفسیر عاملی|سوره=18 |آیه=89}}===
 
==={{تفسیر جامع|سوره=18 |آیه=89}}===
 
 
==تفسیر های عربی==
 
==={{تفسیر المیزان|سوره=18 |آیه=89}}===
 
==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=18 |آیه=89}}===
 
==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=18 |آیه=89}}===
 
==={{تفسیر الصافی|سوره=18 |آیه=89}}===
 
==={{تفسیر الکاشف|سوره=18 |آیه=89}}===
 
</tabber>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۳۳

مشاهده آیه در سوره

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا

مشاهده آیه در سوره


<<88 آیه 89 سوره کهف 90>>
سوره : سوره کهف (18)
جزء : 16
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و باز وسیله و رشته‌ای را پی گرفت (و سفر را ادامه داد).

پس [باز هم با توسل به وسیله] راهی را [برای سفر به شرق] دنبال کرد.

سپس راهى [ديگر] را دنبال كرد.

باز هم راه را پى گرفت.

سپس (بار دیگر) از اسبابی (که در اختیار داشت) بهره گرفت...

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Thereafter he directed another means.

Then he followed (another) course.

Then he followed a road

Then followed he (another) way,


تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً «89»

سپس (ذوالقرنين براى سفر ديگر) سببِ (ديگرى) را پيگيرى كرد.

حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى‌ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً «90»

تا آنكه به محلّ طلوع خورشيد رسيد، آن را چنان يافت كه بر قومى طلوع مى‌كند كه جز خورشيد براى آنان پوشش وسايه‌بانى قرار نداده بوديم.

كَذلِكَ وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً «91»

و ما اينگونه به آنچه از امكانات و برنامه نزد او (ذوالقرنين) بود، احاطه داشتيم (و كارهايش زير نظر ما بود).

نکته ها

ذوالقرنين، پس از سفرى به سوى غرب واقامه‌ى نظام عادلانه دينى در ميان ساحل‌نشينان، سفرى نيز به شرق كرد.

مراد از اينكه جز خورشيد، سايه‌بانى نداشتند، زندگى ابتدايى وبدون امكانات است.

جلد 5 - صفحه 222

به‌ فرموده امام صادق عليه السلام: نه خانه‌سازى مى‌دانستند، نه خيّاطى. خورشيد، بى‌مانع بر آنان مى‌تابيد به گونه‌اى كه صورت‌هاى آنان سياه شده بود. «1»

پیام ها

1- افراد صالح و متعهّد، پيگيرى و پشتكار دارند. «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً»

2- مردان خدا، با داشتن همه نوع امكانات رفاهى، براى نجات محرومان و گسترش عدالت حركت مى‌كنند. ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً ...

3- بازگو كردن سفرهاى مردان خدا و بركات مترتّب بر آن، ارزش و مايه‌ى درس و عبرت است. أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا ...

4- آنچه مهم است؛ هدايت و خدمت به مردم است، چه درشرق باشد چه در غرب. ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً ...

5- خداوند به افراد و نعمت‌هاى ويژه‌اى كه به آنان عطا فرموده، آگاهى كامل دارد. «أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً» (بازگويى سفرهاى ذوالقرنين و حوادث و گفتگوهاى او با مردم، نمونه‌اى از احاطه‌ى علمى خداوند است.)


«1». تفسير نورالثقلين.



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه