شیخ یوسف بحرانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (مهدی موسوی صفحهٔ صاحب حدائق را به شیخ یوسف بحرانی منتقل کرد)
 
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
شیخ یوسف بحرانی مشهور به صاحب الحدائق، فقیه و عالم شیعه سده دوازده قمری است.
+
'''«شیخ یوسف بحرانی»''' مشهور به «صاحب حدائق» (۱۱۸۶-۱۱۰۷ ق)، [[فقیه]]، [[محدث]] و متکلم بزرگ [[شیعه]] در قرن دوازدهم قمری است. بحرانی ابتدا از روش [[اخباریان|اخباری‌گری]] دفاع می‌کرد؛ اما بعد از تأمل زیاد و بحث‌های فراوان با [[وحید بهبهانی]]، به نقصان آن پی‌برد. علمای بزرگی چون [[میرزای قمی]] و [[سید محمد مهدی بحرالعلوم|علامه بحرالعلوم]] از شاگردان او هستند. مهمترین اثر بحرانی، کتاب «[[الحدائق الناضره (کتاب)|الحدائق الناضره]]» است.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
|نام کامل = شیخ یوسف بحرانی
 +
||تصویر=
 +
|زادروز =  ۱۱۰۷ قمری
 +
|زادگاه =  [[بحرین]]
 +
|وفات =  ۱۱۸۶ قمری
 +
|مدفن =  [[کربلا]]، [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم امام حسین علیه‌السلام]]
 +
|اساتید = شیخ احمد بحرانی، شیخ احمد بن عبدالله بلادی، شیخ حسین ماحوزی،...
 +
|شاگردان = [[میرزای قمی]]، [[سید محمد مهدی بحرالعلوم|سید محمدمهدی بحرالعلوم]]، [[ملا محمد مهدی نراقی|ملا محمدمهدی نراقی]]، [[سید علی طباطبایی]]،...
 +
|آثار = [[الحدائق الناضره (کتاب)|الحدائق الناضره]]، الاربعون حدیثا فی فضائل [[امیرالمؤمنین]]، اعلام القاصدین الی مناهج اصول الدین، انیس الخاطر، تدارک المدارک، کشکول،...
 +
}}
 +
==زندگی‌نامه==
  
==تولد==
+
یوسف بحرانی فرزند شیخ احمد در قریه «ماحوز» [[بحرین]] در سال ۱۱۰۷ قمری به دنیا آمد. یوسف در دامان خاندان دانش و پارسایی تربیت یافت. پدر و پدربزرگش از اندیشوران پاک‌سرشت ماحوز بودند. یوسف دوران کودکی را در آغوش پرمهر خانواده سپری کرد و با کمک جدش شیخ ابراهیم با خواندن و نوشتن آشنا شد و مهر [[قرآن]] و [[نماز]] را در قلب جای داد.
  
قریه «ماحوز» [[بحرین]] در سال 1107 ق، میزبان نوزادی مبارك بود. شیخ احمد غرق در شادی بود. خداوند فرزندی به او هدیه كرد و پدر او را «یوسف» نامید. یوسف در دامان خاندان دانش و پارسایی تربیت یافت پدر و پدربزرگش از اندیشوران پاك‌سرشت ماحوز بودند. پدربزرگش در كنار تحصیل به صید مروارید در اقیانوس نیز می‌پرداخت و از این راه زندگی خود را می‌گذراند.<ref> لؤلؤه البحرین، شیخ یوسف بحرانی، ص 442.</ref>
+
پدرش که مجتهدی آگاه به علوم عقلی، [[ریاضی]] و [[حدیث]] بود، به تألیف و تدریس عالی‌ترین سطح [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] اشتغال داشت، فرزند را با [[علوم اسلامی]] آشنا ساخت. یوسف با تمام توان به یادگیری علوم حوزوی پرداخت و سرمایه گرانبهای نوجوانی و جوانی را در این راه بکار بست.
  
==تحصیل==
+
یوسف شش سال در [[بحرین]]، در درس شیخ احمد بن عبدالله بلادی شرکت کرد و از خرمن دانش استاد خوشه‌ها چید. او پس از [[زیارت]] خانه خدا و انجام مراسم [[حج]] تصمیم گرفت به «قطیف» برود تا در درس شیخ حسین ماحوزی شرکت کند. دو سال در قطیف ماند و «[[تهذیب الأحکام (کتاب)|تهذیب]]» [[شیخ طوسی]] را نزد استاد فراگرفت.
  
یوسف دوران كودكی را در آغوش پرمهر خانواده سپری كرد و با كمك جدش شیخ ابراهیم با خواندن و نوشتن آشنا شد و مهر [[قرآن]] و [[نماز]] را در قلب جای داد. پدر كه مجتهدی آگاه به علوم عقلی، ریاضی و [[حدیث]] بود به تألیف و تدریس عالی‌ترین سطح فقه و اصول اشتغال داشت، فرزند را با [[علوم اسلامی]] آشنا ساخت یوسف با تمام توان به یادگیری علوم حوزوی پرداخت و سرمایه گرانبهای نوجوانی و جوانی را در این راه بكار بست.
+
سپس شوق یادگیری، بحرانی را به [[شیراز]] کشاند. او در شیراز، در کنار تحصیل مراحل عالی دروس حوزوی، درس‌های پایین‌تر را به دانش‌پژوهان می‌آموخت. یک سال نیز در [[حوزه علمیه]] کرمان به تدریس پرداخت و سپس به شیراز برگشت.
  
تندباد حوادث تلخ می‌رفت تا كانون گرم خانواده را بر هم زند. شیخ احمد به ناچار به «قطیف» كوچ كرد. هجوم وحشانه [[خوارج]] به شیعیان بحرین و كشتار آنان، بسیاری از مردم را به هجرت مجبور كرد. پس از آن یوسف در قریه «شاخور» قطیف كه نزدیك بحرین بود، ادامه تحصیل داد.
+
شیخ یوسف بحرانی در چهل سالگی [[امام جمعه]] شیراز بود. هر آدینه در [[مسجد جامع]] با مردم [[نماز جمعه]] می‌گزارد و آن‌ها را با فرهنگ [[اسلام|اسلامی]] آشنا می‌ساخت. مجتهد جوان، روز بروز بر آوازه علم و تقوایش افزوده می‌شد و مردم به او احترام بسیاری می‌گذاشتند.
  
گردباد نیزه‌ها شاخور را درنوردید و رگبارشان بر قلب شیعیان نشست. سال 1131 ق. بود كه ناصبی‌ها و خوارج، بار دیگر به كشتار شیعیان پرداختند. شیخ احمد دو ماه بیشتر تاب غصه‌ها را نیاورد و سرانجام بیماری او را به خاك سپرد.  
+
شیخ یوسف سپس به «فسا» رفت و هشت سال در فسا ماند. در آنجا [[ازدواج]] کرد و به تدریس و کشاورزی پرداخت. کتاب «[[الحدائق الناضره (کتاب)|الحدائق الناضره فی احکام العترة الطاهره]]» محصول سال‌ها تلاش اوست. کتاب «حدائق» موجب شد تا پس از آن، شیخ یوسف به نام «صاحب حدائق» مشهور شود.  
  
یوسف 24 بهار بیش ندیده بود، اما باید بار سنگین سرپرستی خانواده را بر دوش می‌كشید. نخلستان كوچكشان در بحرین، تنها سرمایه آن‌ها بود. یوسف با كار در نخلستان خرج خانواده را تهیه می‌كرد و در كنار آن به تحصیل ادامه می‌داد. دو سال گذشت. یوسف به خوبی توانست از عهده سرپرستی برادران و مادرش برآید او استقامت را از نخل‌های ایستاده فراگرفت. از مشكلات نهراسید و بار سنگین اداره زندگی نتوانست قامتش را خم كند. آزادی بحرین از چنگال اشغالگران یوسف را به كوچ فراخواند.
+
صاحب حدائق پس از آن به [[مشهد]] و [[قم]] سفر کرد و پس از [[زیارت]] حرم [[امام رضا]] علیه‌السلام و [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها به بهبهان رفت و یک ماه در آنجا رحل اقامت افکند. [[حوزه علمیه]] بهبهان در آن سال‌ها بسیار فعال بود و به عنوان یکی از مراکز [[اخباریان|اخباری‌گری]] شناخته می‌شد. علمای نیک‌اندیش بهبهان مردم را به استفاده از علم و [[اخلاق]] صاحب حدائق تشویق نمودند. سیل پرسش‌های شرعی به سوی او سرازیر شد و او به آن‌ها پاسخ گفت. مجموعه پاسخ‌های صاحب حدائق در رساله‌ای به نام «اجوبة المسائل البهبهانیه» گردآوری شد.
  
یوسف شش سال در بحرین، در درس شیخ احمد بن عبدالله بلادی شركت كرد و از خرمن دانش استاد خوشه‌ها چید. كار و درس را با هم عجین ساخت. عرق می‌ریخت و خرج خانه را تهیه می‌كرد. با تن رنجور و خسته با كتاب انس می‌گرفت. پس از [[زیارت]] خانه خدا و انجام مراسم [[حج]] تصمیم گرفت به قطیف برگردد تا در درس شیخ حسین ماحوزی شركت كند. دو سال در قطیف ماند و «تهذیب» [[شیخ طوسی]] را نزد استاد فراگرفت. اما باز هم سایه غم بر آسمان اندیشه‌اش پدیدار شد. فقر او را به بحرین كوچانید.
+
==ترک اخبار‌ی‌گری==
  
اینك برادرانش بزرگ شده بودند و می‌توانستند خانواده را سرپرستی نمایند. بنابراین دل از مهر خانواده كند و آهنگ سفر نمود. شوق یادگیری او را به شیراز كشاند. او در شیراز، در كنار تحصیل مراحل عالی دروس حوزوی، درس‌های پایین‌تر را به دانش‌پژوهان می‌آموخت. یك سال نیز در حوزه علمیه كرمان به تدریس پرداخت و سپس به شیراز برگشت.<ref> همان، ص 443، 444.</ref>
+
حوزه علمیه [[کربلا]] کانون [[اخباریان|اخباری‌گری]] و حوزه علمیه [[نجف]] در برابر آن، مهد «اصولیون» و «اجتهادیون» بود. صاحب حدائق که بینش اخباری‌گری ملایمی داشت، به کربلا رفت و در آنجا به تدریس پرداخت.<ref>مقدمه الفاخره، ص ۱۹۱-۱۹۴.</ref>
  
==جلوه جاودانه==
+
آیت الله محمدباقر بن محمد اکمل اصفهانی معروف به «[[وحید بهبهانی]]»، در سال ۱۱۵۹ ق. به [[کربلا|کربلا]] رفت و به مبارزه علمی با اخباری‌گری پرداخت؛ «چند روزی به درس صاحب حدائق حاضر شد. روزی در صحن مطهر ایستاد و در جمع عالمان اظهار داشت: من حجت خدا بر شما هستم. اگر شیخ یوسف بحرانی (صاحب حدایق) چند روزی کرسی درس خود را در اختیار من قرار دهد، حجتم را بیان خواهم داشت. چون این خبر به شیخ یوسف بحرانی رسید، پیشنهاد وحید بهبهانی را پذیرفت. سه روز وحید بهبهانی به درس ادامه داد که در نتیجه آن، دو سوم شاگردان شیخ یوسف بحرانی از اخباری‌گری روی گردان شده به شیوه [[اجتهاد]] و اصول روی آوردند».
  
اینك چهل سال از عمرش می‌گذشت. او [[امام جمعه]] شیراز بود. هر آدینه در [[مسجد جامع]] با مردم [[نماز]] می‌گذارد و آن‌ها را با [[فرهنگ اسلامی]] آشنا می‌ساخت. مادر و برادرانش را به شیراز دعوت كرد تا در كنار هم زندگی كنند. شیراز چهارده سال میزبان او بود. وی در كنار تدریس و تبلیغ به كشاورزی نیز مشغول بود. همراه برادرانش بیل می‌زد و در تلاش برای كسب غذای [[حلال]] از هیچ سختی نهراسید. مجتهد جوان روزبروز بر آوازه علم و تقوایش افزوده می‌شد. مردم به او احترام بسیاری می‌گذاشتند.
+
مرحوم [[محدث قمی]] در کتاب «فوائدالرضویه» از قول صاحب «[[تکملة أمل الآمل (کتاب)|تکمله]]»، نقل کرده است که مسئول حرم شریف حضرت [[سیدالشهداء]] علیه‌السلام گفته است: «مشغول خدمت در حرم بودم که شب فرا رسید و خبر تعطیل شدن حرم اعلام شد. وحید بهبهانی و شیخ یوسف بحرانی را دیدم که در حال قدم زدن، مشغول بحث علمی بوده، از رواق خارج شدند و در صحن به بحث خود ادامه دادند تا این که صحن خالی شد و می‌خواستم درهای صحن را ببندم. آن دو بزرگوار از صحن خارج شده، در پشت صحن به [[مباحثه]] ادامه دادند. من درها را بستم و به منزل رفتم. قبل از طلوع فجر، برای باز کردن درهای صحن بازگشتم. با کمال تعجب دیدم که آن‌ها هنوز مشغول بحث هستند. بهت زده، آنان را می‌نگریستم که چه اندازه برای مسائل علمی ارزش و اهمیت قائل‌اند. در این هنگام صدای [[اذان]] بلند شد و آن دو، به اقامه [[نماز]] ایستادند». وحید بهبهانی در کانون [[اخباریان]] بحران ایجاد کرد. بهترین شاگردان صاحب حدائق از اخباری‌گری دست برداشته، در درس وحید بهبهانی شرکت کردند. صاحب حدائق که مرجع تقلید و مدرس بزرگ حوزه علمیه [[کربلا]] بود، از این شکست علمی ناراحت نشد، بلکه به خاطر آشنایی بیشتر با مبانی «اصولیون» خوشحال هم بود.  
  
سرانجام خوشی‌ها به پایان رسید. نعیم‌دان خان در سال 1156 ق. به شیراز حمله كرد و زن و مرد، كوچك و بزرگ را از دم تیغ گذراند. شیخ یوسف به ناچار خانواده‌اش را به بحرین بازگرداند و خودش به «فسا» رفت. هشت سال در فسا ماند. در آنجا ازدواج كرد و به تدریس و كشاورزی پرداخت. فسا آرام و ساكت بود. فرصت را غنیمت شمرد و دست به كاری بزرگ زد.  
+
استعمار همواره در طول تاریخ به وسیله مذهب به جنگ مذهب رفت. ساختن مذهب‌ها، ایجاد اختلاف، پخش [[شایعه]] و دامن زدن به بحث‌های علمی جنجال برانگیز، از شگردهای دشمنان [[اسلام]] بود. دشمنان اسلام قرن‌ها جنگ بین [[شیعه]] و [[سنی]] را گرم نگه ‌داشته، بدین وسیله بر کشورهای مسلمان سیطره یافتند. در اختلاف‌های علمی بین عالمان شیعه نیز، هماره مترصد فرصتی بودند تا از این راه به وحدت شیعیان ضربه بزنند. اما مراجع تقلید شیعه با تیزبینی نقشه‌های آنان را خنثی می‌کردند و گاه، دشمن به موفقیت‌هایی دست می‌یافت. جدال بین دو شیوه اخباری‌گری و اجتهاد، فرصت طلایی برای استعمار بود. برخورد نادرست پیشوای اخباری‌گری، [[محمدامین استرآبادی|ملا محمدامین استرآبادی]] و برخوردهای غیرمنطقی هواداران او در توهین به اجتهادیون، آسمان اندیشه‌ها را کدر ساخته بود. ولی صاحب حدایق با خویشتن داری به موقع و زیرکی فوق‌العاده‌اش توانست جلوی حوادث ناگوار را بگیرد. او نظریه [[علامه مجلسی]] را در اخباری‌گری می‌پذیرد و از جمود و تنگ نظری اخباری‌های [[تعصب|متعصب]] انتقاد می‌کند. او از پرخاش‌های تند برخی از اندیشمندان نسبت به یکدیگر، بسیار آزرده خاطر بود و توهین را شایسته بحث‌های علمی نمی‌دانست و هتاکی به [[فقها]] را فرو ریختن استوانه‌های [[دین]] می‌دانست. علمای شیعه همواره در طول تاریخ آزاداندیش بودند. هرگز ذهن‌ها را در حصار [[تکبر|تکبر]] محبوس نکردند و به دنبال یافتن بهترین روش فهم دین بودند. آن‌گاه که به اشتباه خود پی می‌بردند، بی‌مهابا به خطای خود اعتراف می‌کردند. صاحب حدایق نیز در زمره این آزاداندیشان است که در مقدمه حدایق می‌نویسد: «من قبلاً از روش اخباری دفاع می‌کردم. اما بعد از تأمل زیاد و بحث‌های فراوان با بعضی مجتهدان اصولی، به نقصان آن پی بردم و دیگر از آن دفاع نمی‌کنم. وظیفه همه است که در یک صف، در خدمت [[اسلام]] قرار بگیریم و اختلافات جزئی را که به اسلام ضربه می‌زند، کنار بگذاریم».<ref> وحید بهبهانی، علی دوانی، ص ۱۲۳، ۱۲۴؛ حدائق الناضره، شیخ یوسف بحرانی، ج ۱، ص ۱۶۷.</ref>
  
كتاب «الحدائق الناضره فی احكام العتره الطاهره» محصول سال‌ها تلاش اوست. این كتاب دربرگیرنده یك دوره [[فقه]] [[شیعه]] است. این كتاب تاكنون راهگشای مجتهدان، در بدست آوردن [[احكام]] شرعی بوده است و همواره مراجع تقلید شیعه در كرسی تدریس، از آن استفاده می‌جویند. كتاب «حدائق» موجب شد تا پس از آن، شیخ یوسف به نام صاحب حدائق مشهور شود.
+
==تدریس و شاگردان==
 
 
نعیم‌دان خان، حاكم اشغالگر شیراز در سال 1164 ق. فسا را نیز اشغال كرد. مردم به بیابان‌ها گریختند. صاحب حدائق به «اصطهبانات» رفت. بسیاری از كتاب‌های نفیس و یادداشت‌های كتاب حدائق او در فسا از بین رفت.
 
 
 
صاحب حدائق مدتی كوتاه در اصطهبانات ماند پس از آن به [[مشهد]] و [[قم]] سفر كرد و پس از [[زیارت]] حرم [[امام رضا]] علیه‌السلام و [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها به بهبهان رفت و یك ماه در آنجا رحل اقامت افكند. بهبهانی‌ها به گرمی از او پذیرایی كردند. [[حوزه علمیه]] بهبهان در آن سال‌ها بسیار فعال بود و به عنوان یكی از مراكز اخباری‌گری شناخته می‌شد. علمای نیك‌اندیش بهبهان مردم را به استفاده از علم و اخلاق صاحب حدایق تشویق نمودند. سیل پرسش‌های شرعی به سوی او سرازیر شد و او به آن‌ها پاسخ گفت. مجموعه پاسخ‌های صاحب حدایق در رساله‌ای به نام «اجوبه المسائل البهبهانیه» گردآوری شد.
 
 
 
حوزه علمیه [[كربلا]] كانون اخباری‌گری و حوزه علمیه [[نجف]] در برابر آن، مهد «اصولیون» و «اجتهادیون» بود. صاحب حدایق كه بینش اخباری‌گری ملایمی داشت، به كربلا رفت و در آنجا به تدریس پرداخت.<ref> همان، ص 445؛ مقدمه الفاخره، ص 191، 194.</ref>
 
 
 
==آیینه ایثار==
 
 
 
آیت الله محمدباقر بن محمد اكمل اصفهانی، معروف به «وحید بهبهانی» در سال 1159 ق. به كربلا رفت و به مبارزه علمی با اخباری‌گری پرداخت؛ «چند روزی به درس صاحب حدائق حاضر شد. روی در صحن مطهر ایستاد و در جمع عالمان اظهار داشت: من حجت خدا بر شما هستم. اگر شیخ یوسف بحرانی (صاحب حدایق) چند روزی كرسی درس خود را در اختیار من قرار دهد، حجتم را بیان خواهم داشت. چون این خبر به شیخ یوسف بحرانی رسید، پیشنهاد [[وحید بهبهانی]] را پذیرفت، سه روز وحید بهبهانی به درس ادامه داد كه در نتیجه آن، دو سوم شاگردان شیخ یوسف بحرانی از اخباری‌گری روی گردان شده به شیوه اجتهاد واصول روی آوردند».
 
 
 
مرحوم [[محدث قمی]] در كتاب فوائدالرضویه از قول صاحب تكمله، نقل كرده است كه مسئول حرم شریف حضرت [[سیدالشهداء]] علیه‌السلام گفته است: «مشغول خدمت در حرم بودم كه شب فرا رسید و خبر تعطیل شدن حرم اعلام شد. وحید بهبهانی و شیخ یوسف بحرانی را دیدم كه در حال قدم زدن، مشغول بحث علمی بوده، از رواق خارج شدند و در صحن به بحث خود ادامه دادند تا این كه صحن خالی شد و می‌خواستم درهای صحن را ببندم. آن دو بزرگوار از صحن خارج شده، در پشت صحن به مباحثه ادامه دادند. من درها را بستم و به منزل رفتم. قبل از طلوع فجر، برای باز كردن درهای صحن بازگشتم. با كمال تعجب دیدم كه آن‌ها هنوز مشغول بحث هستند. بهت زده، آنان را می‌نگریستم كه چه اندازه برای مسائل علمی ارزش و اهمیت قائل‌اند. در این هنگام صدای اذان بلند شد و آن دو، به اقامه نماز ایستادند».
 
 
 
وحید بهبهانی در كانون اخباری‌گری بحران ایجاد كرد. بهترین شاگردان صاحب حدائق از اخباری‌گری دست برداشته، در درس وحید بهبهانی شركت كردند. صاحب حدائق كه [[مرجع تقلید]] و مدرس بزرگ حوزه علمیه [[كربلا]] بود، از این شكست علمی ناراحت نشد، بلكه به خاطر آشنایی بیشتر با مبانی «اصولیون» خوشحال هم بود.
 
 
 
استعمار هماره در طول تاریخ به وسیله مذهب به جنگ مذهب رفت. ساختن مذهب‌ها، ایجاد اختلاف، پخش شایعه و دامن زدن به بحث‌های علمی جنجال برانگیز از شگردهای دشمنان اسلام بود. دشمنان اسلام قرن‌ها جنگ بین شیعه و سنی را گرم نگه ‌داشته، بدین وسیله بر كشورهای مسلمان سیطره یافتند. در اختلاف‌های علمی بین عالمان [[شیعه]] نیز، هماره مترصد فرصتی بودند تا از این راه به وحدت شیعیان ضربه بزنند.
 
 
 
اما مراجع تقلید شیعه با تیزبینی نقشه‌های آنان را خنثی می‌كردند و گاه، دشمن به موفقیت‌هایی دست می‌یافت. جدال بین دو شیوه اخباری‌گری و اجتهاد، فرصت طلایی برای استعمار بود. برخورد نادرست پیشوای اخباری‌گری، ملا محمدامین استرآبادی و برخوردهای غیرمنطقی هواداران او در توهین به اجتهادیون، آسمان اندیشه‌ها را كدر ساخته بود. ولی صاحب حدایق با خویشتن داری به موقع و زیرك‌بینی فوق‌العاده‌اش توانست جلوی حوادث ناگوار را بگیرد. او نظریه [[علامه مجلسی]] را در اخباری‌گری می‌پذیرد و از جمود و تنگ نظری اخباری‌های متعصب انتقاد می‌كند. او از پرخاش‌های تند برخی از اندیشمندان نسبت به یكدیگر، بسیار آزرده خاطر بود و توهین را شایسته بحث‌های علمی نمی‌دانست و هتاكی به فقها را فرو ریختن استوانه‌های دین می‌دانست.
 
 
 
علمای شیعه هماره در طول تاریخ آزاداندیش بودند. هرگز ذهن‌ها را در حصار تكبر محبوس نكردند و به دنبال یافتن بهترین روش فهم دین بودند. آن‌گاه كه به اشتباه خود پی می‌بردند، بی‌مهابا به خطای خود اعتراف می‌كردند. صاحب حدایق نیز در زمره این آزاداندیشان است كه در مقدمه حدایق می‌نویسد: من قبلاً از روش اخباری دفاع می‌كردم. اما بعد از تأمل زیاد و بحث‌های فراوان با بعضی مجتهدان اصولی، به نقصان آن پی بردم و دیگر از آن دفاع نمی‌كنم. وظیفه همه است كه در یك صف، در خدمت اسلام قرار بگیریم و اختلافات جزئی را كه به اسلام ضربه می‌زند، كنار بگذاریم.<ref> وحید بهبهانی، علی دوانی، ص 123، 124؛ حدائق الناضره، شیخ یوسف بحرانی، ج 1، ص 167.</ref>
 
 
 
==شاگردان==
 
  
 
صاحب حدائق در طول سالیان دراز تدریس، شاگردان بسیاری تربیت نمود. برخی از شاگردان ممتاز او عبارتند از:
 
صاحب حدائق در طول سالیان دراز تدریس، شاگردان بسیاری تربیت نمود. برخی از شاگردان ممتاز او عبارتند از:
  
# میراز ابوالقاسم گیلانی، معروف به میرزای قمی كه كتاب «قوانین الاصول» او از شاهكارهای علم اصول است.
+
#[[میرزای قمی|میراز ابوالقاسم گیلانی]]، معروف به میرزای قمی که کتاب «[[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین الاصول]]» او از شاهکارهای [[اصول فقه‌‌‌‌|علم اصول]] است.
# سید مهدی طباطبایی، معروف به بحرالعلوم؛
+
#[[سید محمد مهدی بحرالعلوم|سید محمدمهدی طباطبایی]]، معروف به علامه بحرالعلوم؛
# ملا مهدی نراقی، نویسنده «جامع السعادات»؛
+
#[[ملا محمد مهدی نراقی|ملا محمدمهدی نراقی]]، نویسنده «[[جامع السعادات (کتاب)|جامع السعادات]]»؛
# سید علی طباطبایی، معروف به صاحب ریاض، نویسنده «ریاض المسائل»؛
+
#[[سید علی طباطبایی]]، معروف به صاحب ریاض، نویسنده «[[ریاض المسائل (کتاب)|ریاض المسائل]]»؛
# ابوعلی حائری، نویسنده «منتهی المقال فی علم الرجال».<ref> مقدمه الفاخره، ص 235، 236.</ref>
+
#[[شیخ ابوعلی حائری]]، نویسنده «[[منتهى المقال (کتاب)|منتهی المقال فی علم الرجال]]».<ref> مقدمه الفاخره، ص ۲۳۵، ۲۳۶.</ref>
  
==آثار ماندگار==
+
==آثار و تألیفات==
  
صاحب حدایق در رشته‌های گوناگون علوم اسلامی مهارت داشت و آثار بسیار گرانبهایی از خود به یادگار گذاشت. نثر زیبای او گویای ذهن لطیف و روح شاعرانه‌اش می‌باشد. آثارش عبارتند از:
+
شیخ یوسف بحرانی در رشته‌های گوناگون [[علوم اسلامی]] مهارت داشت و آثار بسیار گرانبهایی از خود به یادگار گذاشت. نثر زیبای او گویای ذهن لطیف و روح شاعرانه‌اش می‌باشد. آثارش عبارتند از:
  
# اجوبه المسائل البحرانیّه
+
#[[الحدائق الناضره (کتاب)|الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة]] (در ۲۵ جلد)؛ این کتاب دربرگیرنده یک دوره [[فقه]] [[شیعه]] است. این کتاب تاکنون راهگشای مجتهدان، در بدست آوردن [[احکام]] شرعی بوده است و همواره [[مرجعیت|مراجع]] تقلید شیعه در کرسی تدریس، از آن استفاده می‌جویند.
# اجوبه المسائل البهبهانیّه
+
#اجوبة المسائل البحرانیّه
# اجوبه المسائل الشیرازیّه
+
#اجوبة المسائل البهبهانیّه
# اجوبه السمائل الكازرونیّه
+
#اجوبة المسائل الشیرازیّه
# الاربعون حدیثا فی فضائل [[امیرالمومنین]] علیه‌السلام؛ كه ازكتب اهل سنت گردآوری شده است.
+
#اجوبة السمائل الکازرونیّه
# الاسلام والایمان و انه اقرار باللسان و اعتقاد بالجنان و عمل بالاركان
+
#الاربعون حدیثا فی فضائل [[امیرالمؤمنین]] علیه‌السلام؛ که از کتب [[اهل سنت]] گردآوری شده است.
# اعلام القاصدین الی مناهج اصول الدین
+
#الاسلام والایمان و انّه اقرار باللسان و اعتقاد بالجَنان و عمل بالأرکان
# انیس الخاطر یا انیس المسافر یا «جلیس الحاضر و انیس المسافر» یا «انیس المسافر و جلیس الخواطر» در بمبئی چاپ شد.
+
#اعلام القاصدین الی مناهج اصول الدین
# تدارك المدارك فی ماهو غافل عنه و تارك، حاشیه بر «مدارك الاحكام»
+
#انیس الخاطر یا «انیس المسافر» یا «جلیس الحاضر و انیس المسافر» یا «انیس المسافر و جلیس الخواطر»
# الجمع بین فاطمتین یا «الصوارم القاصمه فی الجمع بین فاطمیتین»
+
#تدارک المدارک فی ماهو غافل عنه و تارک؛ [[حاشیه]] بر «[[مدارک الاحکام (کتاب)|مدارک الاحکام]]»
# حاشیه بر «شرح شمسیه قطب‌‌الدین رازی»
+
#الجمع بین فاطمتین یا «الصوارم القاصمه فی الجمع بین فاطمیتین»
# الحدائق الناضره فی احكام العتره الطاهره؛ در 25 جلد چاپ شده است.
+
#حاشیه بر «شرح شمسیه» [[قطب الدين رازی]]
# الدرر النجفیه فی الملتقات الیوسفیه؛ در تهران چاپ سنگی شد.
+
#الدُرر النجفیه فی الملتقات الیوسفیه
# سلاسل الحدید فی تقیید لابن ابی الحدید
+
#سلاسل الحدید فی تقیید لابن ابی الحدید
# الشهاب الثاقب فی بیان معنی الناصب و ما یترتب علیه من المطالب
+
#الشهاب الثاقب فی بیان معنی الناصب و ما یترتّب علیه من المطالب
# لؤلؤه البحرین فی الاجازه لقرتی العین
+
#لؤلؤة البحرین فی الاجازة لقُرّتی العین
# معراج النبیه فی شرح من لایحضره الفقیه
+
#معراج النبیه فی شرح [[من لایحضره الفقیه]]
# النفحات الملكوتیه فی الرد علی الصوفیه
+
#النفحات الملکوتیه فی الرد علی الصوفیه
# كشكول بحرانی؛ كه در 3 جلد چاپ شده است. وی درباره انگیزه نگارش این كتاب می‌نویسد: «علت این كه من اقدام به نوشتن چنین كتابی كردم این است: عقل سلیم می‌داند كه انسان در دنیا در درون غم‌ها و تاریكی‌هاست و این امور در خیلی از موارد زندگی را تلخ و اذهان را پریشان می‌كند و انسان را از ادامه راه در رسیدن به اهداف عالی بازمی‌دارد. در این موارد بر انسان لازم است كه روح خسته خود را با نكته‌های شادی آفرین و فرح‌بخش شاداب كند. چون همان طور كه بدن انسان بعد از كار و تلاش محتاج به استراحت است، روح خسته نیز نیازمند آسایش است.
+
#کشکول بحرانی؛ که در ۳ جلد چاپ شده است. وی درباره انگیزه نگارش این کتاب می‌نویسد: «علت این که من اقدام به نوشتن چنین کتابی کردم این است: [[عقل]] سلیم می‌داند که [[انسان]] در دنیا در درون غم‌ها و تاریکی‌هاست و این امور در خیلی از موارد، زندگی را تلخ و اذهان را پریشان می‌کند و انسان را از ادامه راه در رسیدن به اهداف عالی بازمی‌دارد. در این موارد بر انسان لازم است که روح خسته خود را با نکته‌های شادی آفرین و فرح‌بخش شاداب کند. چون همان طور که بدن انسان بعد از کار و تلاش محتاج به استراحت است، روح خسته نیز نیازمند آسایش است.
# الخطب؛ كه مجموعه سخنرانی‌های او در شیراز است.<ref> مقدمه الفاخره، ص 280، 301.</ref>
+
#الخطب؛ که مجموعه سخنرانی‌های او در [[شیراز]] است.<ref> مقدمه الفاخره، ص ۲۸۰، ۳۰۱.</ref>
  
==ذوق شعری==
+
'''ذوق شعری:'''
  
گرچه از صاحب حدائق دیوان شعر مستقلی بجا نمانده است اما از قصیده های او که به مناسبت های مختلف سروده می توان به ذوق سرشار او پی برد.
+
گرچه از صاحب حدائق، [[دیوان (شعر)|دیوان شعر]] مستقلی بجا نمانده است، اما از [[قصیده]] های او که به مناسبت های مختلف سروده می توان به ذوق سرشار او پی برد. او در برانگیختن احساسات و عواطف و بیان عشق درونی، شاعری نوپرداز است. در کتاب «کشکول» خود به مناسبت های مختلف سروده هایش را ذکر کرده است. زیبایی و لطافت هر کدام انسان را به شناخت روحیات و خلق و خوی درونی آن مرد بزرگ آشنا می کند. او در یک قصیده طولانی تمام رخدادهای [[کربلا]] را به نمایش می گذارد.
  
او در برانگیختن احساسات و عواطف و بیان عشق درونی، شاعری نوپرداز است. در کتاب کشکول خود به مناسبت های مختلف سروده های خود را ذکر کرده است. زیبایی و لطافت هر کدام انسان را به شناخت روحیات و خلق و خوی درونی آن مرد بزرگ آشنا می کند. او در یک قصیده طولانی تمام رخدادهای [[کربلا]] را به نمایش می گذارد.
+
==وفات==
  
==وفات==
+
مرحوم شیخ یوسف بحرانی، سرانجام در ۷۹ سالگی، در [[ربیع الاول]] ۱۱۸۶ قمری دار فانی را وداع گفت و در [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم مطهر امام حسین]] علیه‌السلام به خاک سپرده شد.<ref> وحید بهبهانی، ص ۱۲۴.</ref>
  
صاحب حدایق، زندگیش وحدت آفرین بود و مرگش نیز. او وصیت كرد كه وحید بهبهانی بر جنازه‌اش [[نماز]] بگزارد. با این كه اختلاف نظر بین آن‌ها، برای همگان روشن بود، اما برای حفظ وحدت و پرهیز از اختلافات او را برای اقامه نماز انتخاب كرد. سرانجام صاحب حدایق در 79 سالگی، در [[ربیع الاول]] 1186 ق. دار فانی را وداع گفت. وحید بهبهانی بر جنازه او نماز گذارد. آنگاه در حرم مطهر [[امام حسین]] علیه‌السلام به خاك سپرده شد.<ref> وحید بهبهانی، ص 124.</ref>
+
صاحب حدائق، مرگش مانند زندگیش وحدت آفرین بود؛ او [[وصیت]] کرده بود که [[وحید بهبهانی]] بر جنازه‌اش [[نماز میت|نماز]] بگزارد. با این که اختلاف نظر بین آن‌ها، برای همگان روشن بود، اما برای حفظ وحدت و پرهیز از اختلافات، او را برای اقامه نماز انتخاب کرد.  
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
 
 
 
==منابع==
 
==منابع==
* تلخيص از مجموعه گلشن ابرار، جلد 1، زندگی نامه "صاحب حدائق" از مجتبي سپاهي.
+
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد ۱، زندگی‌نامه "صاحب حدائق" از مجتبی سپاهی.
* دانشنامه جهان اسلام، مدخل "یوسف بحرانی" از حسن طارمی، موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي، در دسترس در [http://lib.eshia.ir/23019/2/569 کتابخانه مدرسه فقاهت]، تاریخ بازیابی: 14 اردیبهشت 1393.
+
*[[دانشنامه جهان اسلام (کتاب)|دانشنامه جهان اسلام]]، مدخل "یوسف بحرانی" از حسن طارمی، موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، در دسترس در [http://lib.eshia.ir/23019/2/569 کتابخانه مدرسه فقاهت]، تاریخ بازیابی: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳.
  
[[رده:علمای قرن دوازدهم]]
+
[[رده:علمای قرن دوازدهم]][[رده:علماء شیعه]][[رده:فقیهان]][[رده:محدثان]][[رده:متکلمان]][[رده:مجتهدین]]
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:مجتهدین]]
 
[[رده:ادیبان]]
 
[[رده:راویان حدیث]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۹

«شیخ یوسف بحرانی» مشهور به «صاحب حدائق» (۱۱۸۶-۱۱۰۷ ق)، فقیه، محدث و متکلم بزرگ شیعه در قرن دوازدهم قمری است. بحرانی ابتدا از روش اخباری‌گری دفاع می‌کرد؛ اما بعد از تأمل زیاد و بحث‌های فراوان با وحید بهبهانی، به نقصان آن پی‌برد. علمای بزرگی چون میرزای قمی و علامه بحرالعلوم از شاگردان او هستند. مهمترین اثر بحرانی، کتاب «الحدائق الناضره» است.

نام کامل شیخ یوسف بحرانی
زادروز ۱۱۰۷ قمری
زادگاه بحرین
وفات ۱۱۸۶ قمری
مدفن کربلا، حرم امام حسین علیه‌السلام

Line.png

اساتید

شیخ احمد بحرانی، شیخ احمد بن عبدالله بلادی، شیخ حسین ماحوزی،...

شاگردان

میرزای قمی، سید محمدمهدی بحرالعلوم، ملا محمدمهدی نراقی، سید علی طباطبایی،...

آثار

الحدائق الناضره، الاربعون حدیثا فی فضائل امیرالمؤمنین، اعلام القاصدین الی مناهج اصول الدین، انیس الخاطر، تدارک المدارک، کشکول،...

زندگی‌نامه

یوسف بحرانی فرزند شیخ احمد در قریه «ماحوز» بحرین در سال ۱۱۰۷ قمری به دنیا آمد. یوسف در دامان خاندان دانش و پارسایی تربیت یافت. پدر و پدربزرگش از اندیشوران پاک‌سرشت ماحوز بودند. یوسف دوران کودکی را در آغوش پرمهر خانواده سپری کرد و با کمک جدش شیخ ابراهیم با خواندن و نوشتن آشنا شد و مهر قرآن و نماز را در قلب جای داد.

پدرش که مجتهدی آگاه به علوم عقلی، ریاضی و حدیث بود، به تألیف و تدریس عالی‌ترین سطح فقه و اصول اشتغال داشت، فرزند را با علوم اسلامی آشنا ساخت. یوسف با تمام توان به یادگیری علوم حوزوی پرداخت و سرمایه گرانبهای نوجوانی و جوانی را در این راه بکار بست.

یوسف شش سال در بحرین، در درس شیخ احمد بن عبدالله بلادی شرکت کرد و از خرمن دانش استاد خوشه‌ها چید. او پس از زیارت خانه خدا و انجام مراسم حج تصمیم گرفت به «قطیف» برود تا در درس شیخ حسین ماحوزی شرکت کند. دو سال در قطیف ماند و «تهذیب» شیخ طوسی را نزد استاد فراگرفت.

سپس شوق یادگیری، بحرانی را به شیراز کشاند. او در شیراز، در کنار تحصیل مراحل عالی دروس حوزوی، درس‌های پایین‌تر را به دانش‌پژوهان می‌آموخت. یک سال نیز در حوزه علمیه کرمان به تدریس پرداخت و سپس به شیراز برگشت.

شیخ یوسف بحرانی در چهل سالگی امام جمعه شیراز بود. هر آدینه در مسجد جامع با مردم نماز جمعه می‌گزارد و آن‌ها را با فرهنگ اسلامی آشنا می‌ساخت. مجتهد جوان، روز بروز بر آوازه علم و تقوایش افزوده می‌شد و مردم به او احترام بسیاری می‌گذاشتند.

شیخ یوسف سپس به «فسا» رفت و هشت سال در فسا ماند. در آنجا ازدواج کرد و به تدریس و کشاورزی پرداخت. کتاب «الحدائق الناضره فی احکام العترة الطاهره» محصول سال‌ها تلاش اوست. کتاب «حدائق» موجب شد تا پس از آن، شیخ یوسف به نام «صاحب حدائق» مشهور شود.

صاحب حدائق پس از آن به مشهد و قم سفر کرد و پس از زیارت حرم امام رضا علیه‌السلام و حضرت معصومه سلام الله علیها به بهبهان رفت و یک ماه در آنجا رحل اقامت افکند. حوزه علمیه بهبهان در آن سال‌ها بسیار فعال بود و به عنوان یکی از مراکز اخباری‌گری شناخته می‌شد. علمای نیک‌اندیش بهبهان مردم را به استفاده از علم و اخلاق صاحب حدائق تشویق نمودند. سیل پرسش‌های شرعی به سوی او سرازیر شد و او به آن‌ها پاسخ گفت. مجموعه پاسخ‌های صاحب حدائق در رساله‌ای به نام «اجوبة المسائل البهبهانیه» گردآوری شد.

ترک اخبار‌ی‌گری

حوزه علمیه کربلا کانون اخباری‌گری و حوزه علمیه نجف در برابر آن، مهد «اصولیون» و «اجتهادیون» بود. صاحب حدائق که بینش اخباری‌گری ملایمی داشت، به کربلا رفت و در آنجا به تدریس پرداخت.[۱]

آیت الله محمدباقر بن محمد اکمل اصفهانی معروف به «وحید بهبهانی»، در سال ۱۱۵۹ ق. به کربلا رفت و به مبارزه علمی با اخباری‌گری پرداخت؛ «چند روزی به درس صاحب حدائق حاضر شد. روزی در صحن مطهر ایستاد و در جمع عالمان اظهار داشت: من حجت خدا بر شما هستم. اگر شیخ یوسف بحرانی (صاحب حدایق) چند روزی کرسی درس خود را در اختیار من قرار دهد، حجتم را بیان خواهم داشت. چون این خبر به شیخ یوسف بحرانی رسید، پیشنهاد وحید بهبهانی را پذیرفت. سه روز وحید بهبهانی به درس ادامه داد که در نتیجه آن، دو سوم شاگردان شیخ یوسف بحرانی از اخباری‌گری روی گردان شده به شیوه اجتهاد و اصول روی آوردند».

مرحوم محدث قمی در کتاب «فوائدالرضویه» از قول صاحب «تکمله»، نقل کرده است که مسئول حرم شریف حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گفته است: «مشغول خدمت در حرم بودم که شب فرا رسید و خبر تعطیل شدن حرم اعلام شد. وحید بهبهانی و شیخ یوسف بحرانی را دیدم که در حال قدم زدن، مشغول بحث علمی بوده، از رواق خارج شدند و در صحن به بحث خود ادامه دادند تا این که صحن خالی شد و می‌خواستم درهای صحن را ببندم. آن دو بزرگوار از صحن خارج شده، در پشت صحن به مباحثه ادامه دادند. من درها را بستم و به منزل رفتم. قبل از طلوع فجر، برای باز کردن درهای صحن بازگشتم. با کمال تعجب دیدم که آن‌ها هنوز مشغول بحث هستند. بهت زده، آنان را می‌نگریستم که چه اندازه برای مسائل علمی ارزش و اهمیت قائل‌اند. در این هنگام صدای اذان بلند شد و آن دو، به اقامه نماز ایستادند». وحید بهبهانی در کانون اخباریان بحران ایجاد کرد. بهترین شاگردان صاحب حدائق از اخباری‌گری دست برداشته، در درس وحید بهبهانی شرکت کردند. صاحب حدائق که مرجع تقلید و مدرس بزرگ حوزه علمیه کربلا بود، از این شکست علمی ناراحت نشد، بلکه به خاطر آشنایی بیشتر با مبانی «اصولیون» خوشحال هم بود.

استعمار همواره در طول تاریخ به وسیله مذهب به جنگ مذهب رفت. ساختن مذهب‌ها، ایجاد اختلاف، پخش شایعه و دامن زدن به بحث‌های علمی جنجال برانگیز، از شگردهای دشمنان اسلام بود. دشمنان اسلام قرن‌ها جنگ بین شیعه و سنی را گرم نگه ‌داشته، بدین وسیله بر کشورهای مسلمان سیطره یافتند. در اختلاف‌های علمی بین عالمان شیعه نیز، هماره مترصد فرصتی بودند تا از این راه به وحدت شیعیان ضربه بزنند. اما مراجع تقلید شیعه با تیزبینی نقشه‌های آنان را خنثی می‌کردند و گاه، دشمن به موفقیت‌هایی دست می‌یافت. جدال بین دو شیوه اخباری‌گری و اجتهاد، فرصت طلایی برای استعمار بود. برخورد نادرست پیشوای اخباری‌گری، ملا محمدامین استرآبادی و برخوردهای غیرمنطقی هواداران او در توهین به اجتهادیون، آسمان اندیشه‌ها را کدر ساخته بود. ولی صاحب حدایق با خویشتن داری به موقع و زیرکی فوق‌العاده‌اش توانست جلوی حوادث ناگوار را بگیرد. او نظریه علامه مجلسی را در اخباری‌گری می‌پذیرد و از جمود و تنگ نظری اخباری‌های متعصب انتقاد می‌کند. او از پرخاش‌های تند برخی از اندیشمندان نسبت به یکدیگر، بسیار آزرده خاطر بود و توهین را شایسته بحث‌های علمی نمی‌دانست و هتاکی به فقها را فرو ریختن استوانه‌های دین می‌دانست. علمای شیعه همواره در طول تاریخ آزاداندیش بودند. هرگز ذهن‌ها را در حصار تکبر محبوس نکردند و به دنبال یافتن بهترین روش فهم دین بودند. آن‌گاه که به اشتباه خود پی می‌بردند، بی‌مهابا به خطای خود اعتراف می‌کردند. صاحب حدایق نیز در زمره این آزاداندیشان است که در مقدمه حدایق می‌نویسد: «من قبلاً از روش اخباری دفاع می‌کردم. اما بعد از تأمل زیاد و بحث‌های فراوان با بعضی مجتهدان اصولی، به نقصان آن پی بردم و دیگر از آن دفاع نمی‌کنم. وظیفه همه است که در یک صف، در خدمت اسلام قرار بگیریم و اختلافات جزئی را که به اسلام ضربه می‌زند، کنار بگذاریم».[۲]

تدریس و شاگردان

صاحب حدائق در طول سالیان دراز تدریس، شاگردان بسیاری تربیت نمود. برخی از شاگردان ممتاز او عبارتند از:

  1. میراز ابوالقاسم گیلانی، معروف به میرزای قمی که کتاب «قوانین الاصول» او از شاهکارهای علم اصول است.
  2. سید محمدمهدی طباطبایی، معروف به علامه بحرالعلوم؛
  3. ملا محمدمهدی نراقی، نویسنده «جامع السعادات»؛
  4. سید علی طباطبایی، معروف به صاحب ریاض، نویسنده «ریاض المسائل»؛
  5. شیخ ابوعلی حائری، نویسنده «منتهی المقال فی علم الرجال».[۳]

آثار و تألیفات

شیخ یوسف بحرانی در رشته‌های گوناگون علوم اسلامی مهارت داشت و آثار بسیار گرانبهایی از خود به یادگار گذاشت. نثر زیبای او گویای ذهن لطیف و روح شاعرانه‌اش می‌باشد. آثارش عبارتند از:

  1. الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة (در ۲۵ جلد)؛ این کتاب دربرگیرنده یک دوره فقه شیعه است. این کتاب تاکنون راهگشای مجتهدان، در بدست آوردن احکام شرعی بوده است و همواره مراجع تقلید شیعه در کرسی تدریس، از آن استفاده می‌جویند.
  2. اجوبة المسائل البحرانیّه
  3. اجوبة المسائل البهبهانیّه
  4. اجوبة المسائل الشیرازیّه
  5. اجوبة السمائل الکازرونیّه
  6. الاربعون حدیثا فی فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ که از کتب اهل سنت گردآوری شده است.
  7. الاسلام والایمان و انّه اقرار باللسان و اعتقاد بالجَنان و عمل بالأرکان
  8. اعلام القاصدین الی مناهج اصول الدین
  9. انیس الخاطر یا «انیس المسافر» یا «جلیس الحاضر و انیس المسافر» یا «انیس المسافر و جلیس الخواطر»
  10. تدارک المدارک فی ماهو غافل عنه و تارک؛ حاشیه بر «مدارک الاحکام»
  11. الجمع بین فاطمتین یا «الصوارم القاصمه فی الجمع بین فاطمیتین»
  12. حاشیه بر «شرح شمسیه» قطب الدين رازی
  13. الدُرر النجفیه فی الملتقات الیوسفیه
  14. سلاسل الحدید فی تقیید لابن ابی الحدید
  15. الشهاب الثاقب فی بیان معنی الناصب و ما یترتّب علیه من المطالب
  16. لؤلؤة البحرین فی الاجازة لقُرّتی العین
  17. معراج النبیه فی شرح من لایحضره الفقیه
  18. النفحات الملکوتیه فی الرد علی الصوفیه
  19. کشکول بحرانی؛ که در ۳ جلد چاپ شده است. وی درباره انگیزه نگارش این کتاب می‌نویسد: «علت این که من اقدام به نوشتن چنین کتابی کردم این است: عقل سلیم می‌داند که انسان در دنیا در درون غم‌ها و تاریکی‌هاست و این امور در خیلی از موارد، زندگی را تلخ و اذهان را پریشان می‌کند و انسان را از ادامه راه در رسیدن به اهداف عالی بازمی‌دارد. در این موارد بر انسان لازم است که روح خسته خود را با نکته‌های شادی آفرین و فرح‌بخش شاداب کند. چون همان طور که بدن انسان بعد از کار و تلاش محتاج به استراحت است، روح خسته نیز نیازمند آسایش است.
  20. الخطب؛ که مجموعه سخنرانی‌های او در شیراز است.[۴]

ذوق شعری:

گرچه از صاحب حدائق، دیوان شعر مستقلی بجا نمانده است، اما از قصیده های او که به مناسبت های مختلف سروده می توان به ذوق سرشار او پی برد. او در برانگیختن احساسات و عواطف و بیان عشق درونی، شاعری نوپرداز است. در کتاب «کشکول» خود به مناسبت های مختلف سروده هایش را ذکر کرده است. زیبایی و لطافت هر کدام انسان را به شناخت روحیات و خلق و خوی درونی آن مرد بزرگ آشنا می کند. او در یک قصیده طولانی تمام رخدادهای کربلا را به نمایش می گذارد.

وفات

مرحوم شیخ یوسف بحرانی، سرانجام در ۷۹ سالگی، در ربیع الاول ۱۱۸۶ قمری دار فانی را وداع گفت و در حرم مطهر امام حسین علیه‌السلام به خاک سپرده شد.[۵]

صاحب حدائق، مرگش مانند زندگیش وحدت آفرین بود؛ او وصیت کرده بود که وحید بهبهانی بر جنازه‌اش نماز بگزارد. با این که اختلاف نظر بین آن‌ها، برای همگان روشن بود، اما برای حفظ وحدت و پرهیز از اختلافات، او را برای اقامه نماز انتخاب کرد.

پانویس

  1. مقدمه الفاخره، ص ۱۹۱-۱۹۴.
  2. وحید بهبهانی، علی دوانی، ص ۱۲۳، ۱۲۴؛ حدائق الناضره، شیخ یوسف بحرانی، ج ۱، ص ۱۶۷.
  3. مقدمه الفاخره، ص ۲۳۵، ۲۳۶.
  4. مقدمه الفاخره، ص ۲۸۰، ۳۰۱.
  5. وحید بهبهانی، ص ۱۲۴.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه