شيعه و زمامداران خودسر (کتاب): تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{مشخصات کتاب | |
| + | |عنوان= | ||
| − | = | + | |تصویر=[[پرونده:شيعه و زمامداران خودسر.jpg|240px|وسط]] |
| − | [[ | ||
| + | |نویسنده= محمدجواد مغنیه | ||
| − | = | + | |موضوع= تاریخ تشیع |
| − | + | |زبان= فارسی | |
| − | + | |تعداد جلد= ۱ | |
| − | + | |عنوان افزوده1= مترجم | |
| − | + | |افزوده1= مصطفى زمانى | |
| − | + | |عنوان افزوده2= | |
| − | + | |افزوده2= | |
| − | + | |لینک= | |
| − | + | }} | |
| + | کتاب '''«شیعه و زمامداران خودسر»''' اثر حجةالاسلام مصطفى زمانى (متوفای ۱۳۶۹ ش)، ترجمه فارسى کتاب '''«الشیعة و الحاکمون»''' تألیف [[شيخ محمد جواد مغنيه|شیخ محمد جواد مُغنیه]] (متوفای ۱۴۰۰ ق) است. این کتاب، شرح جنایات و مصائبى است که [[شیعه]] در طول تاریخ به جرم [[حق]]<nowiki/>گویى از طرف زمامداران و حاکمان ظالم تحمل کرده است. | ||
| + | ==مؤلف== | ||
| + | [[شيخ محمد جواد مغنيه|محمد جواد مُغنیه]] (۱۳۳۲-۱۴۰۰ ق) فرزند شیخ محمود، از عالمان و مفسران [[شیعه]] در قرن چهاردهم قمری است. مغنیه در [[لبنان]] متولد شد و تحصیلات خود را در موطن خویش آغاز کرد. سپس به [[نجف]] رفت و در درس عالمانی مانند آیت الله [[سید ابوالقاسم خویی]] حاضر شد. او پس از بازگشت به لبنان، منصب [[قضاوت]] و ریاست دادگستری را عهدهدار شد. | ||
| − | + | شخصیت مغنیه را اندیشههای دینی و سیاسیاش متمایز ساخته و نوگرایی در [[فقه]] و [[اجتهاد]]، تقریب مذاهب و وحدت اسلامی از جمله دیدگاههای اوست. او همچنین از انقلاب اسلامی [[ایران]] و رهبر آن [[امام خمینی]] تجلیل کرده و با تعابیر بلندی میستاید. | |
| − | + | محمد جواد مغنیه دارای تألیفات بسیاری در موضوعات [[تفسیر]]، [[حدیث]]، [[اخلاق]]، [[فقه]]، [[کلام]] و [[فلسفه]] است، از جمله: [[تفسیر کاشف (کتاب)|التفسیر الکاشف]]، [[التفسیر المبین]]، [[فی ظلال نهج البلاغه (کتاب)|فی ظلال نهج البلاغه]]، مع بطلة کربلاء، من زوایا الادب، الشیعه والتشیع، الاثنا عشریه و اهل البیت، مذاهب و مصطلحات فلسفیه، الفقه علی المذاهب الخمسه، هذا هی الوهابیّه، فقه الامام الصادق علیهالسلام، '''الشیعه و الحاکمون'''. | |
| − | == | + | ==محتوای کتاب== |
| − | + | [[شيخ محمد جواد مغنيه|محمد جواد مُغنیه]] در کتاب «الشیعة و الحاکمون»، ارتباط عبرتآميز شیعیان با حاكمان جور را از صدر [[اسلام]] تا دوران معاصر مورد بررسى قرار داده است. روحيه انقلابى، بصيرت دينى، عدالتخواهى و ظلمستيزى در اين اثر موج مىزند. نویسنده در كتاب حاضر سعى كرده است استقامت و مبارزات شیعیان را در مقابل ديكتاتورهاى خونآشام منعكس سازد و پس از آن چنين نتيجه مىگيرد كه، حقانيت [[شيعه]] سبب شد كه تشيع پس از آن همه كشتار و خونريزى بر جاى خود استوار بماند. | |
| + | |||
| + | این کتاب از یک مقدمه و بخشهای زیر تشکیل شده است: | ||
| + | |||
| + | *بخش اول: ذکر [[شیعه]] و رفتار خلفا و دستگاه حاکمه با شیعیان و بخصوص [[امام علی علیه السلام|امام على]] علیه السلام پس از [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]]؛ | ||
| + | |||
| + | *بخش دوم: شیعیان در زمان [[معاویه]] و رفتار و جنایات وى با آنان؛ | ||
| + | |||
| + | *بخش سوم: جنایات [[آل مروان|بنى مروان]]؛ | ||
| + | |||
| + | *بخش چهارم: عیاشیها، مظالم و نارواییهاى [[حکومت بنی عباس|بنىعباس]] و ذکر شعرای شیعه در عصر عباسی؛ | ||
| + | |||
| + | *بخش پنجم: وضع شیعیان پس از بنىعباس و در زمان صلاح الدین ایوبى، دولت عثمانى و دولت [[عربستان|عربستان سعودى]]؛ | ||
| + | |||
| + | *بخش ششم: مسئله شیعیان و استعمار و اهداف مستشرقان؛ | ||
| + | |||
| + | *خاتمه: مسئله [[واقعه غدیر|غدیر]]. | ||
| + | |||
| + | نویسنده در مطلبى به نقد تفرقهافكنى دشمنان پرداخته و با روحيهاى علمى و سرشار از ايمان و تعهد نوشته است: در قاهره مركز دانشگاه الازهر كه بيش از ۳۰ هزار دانشمند و محصلين دينى، [[قرآن]] و روايات [[پیامبر]](ص) را بحث و حفظ مىنمايند، در قاهرهاى كه اين همه دانشجو از آن به ساير ممالك و شهرستانها مىروند و مردم را بهسوى [[حق]] و ترقى اسلام و اتحاد مسلمين دعوت مىنمايند، و... خلاصه در قاهره، عليه آنچه مخالف آزادى و انقلابهاى آزادى ممالك اسلامى است اجتماع مىكنند و زحمت مىكشند؛ آرى در اين قاهره كتابى به نام «ابوسفيان شيخ الأمويين» به قلم «محمد السباعی الحفناوی» منتشر شد... استعمارگران به غارت كردن اموال و خواروبار و مكيدن خون ملتها و انحصار بازارها و كشتن احساسات وطنپرستى و نابود كردن قدرت دفاع از آثار ملى قناعت نكرده، به مقدسات اسلام حمله نموده و [[دين]] و [[عقاید]] ما را مورد اشكال قرار داده و تاريخ و [[فرهنگ]] ما را معيوب جلوه مىدهند. پيمودن اين راه خيانت مخصوص كسانى است كه در مكتب خدعه و مكر تربيت يافته و در راه نقشهكشى عليه ملتها تمرينهاى فراوانى كرده باشند. | ||
| + | |||
| + | نویسنده در مطلبى با عنوان عجيب «خدمت [[معاويه]] به تشيع» تأكيد كرده است كه جنايات [[بنى اميه|بنىاميه]] از هزار و يك كتاب، اثرش بيشتر بود و براى اثبات حقانيت [[حضرت علی]](ع) از هزار و يك دليل مؤثرتر بود و حق الهى آن حضرت را بهتر ثابت مىكرد. آنقدر كه حوادث و داستانهاى تاريخى در اثبات حق مؤثر است، عبارات كلامى و قياسهاى منطقى در عين صحت خود، مؤثر نيست؛ زيرا وقايع سياسى مانند آلت آزمايشى است كه نتيجه آن قابل ترديد و تحريف نيست. در روزگار معاويه داستانهائى به وقوع پيوست كه اثبات كرد معاويه دنياپرست است، و [[امام علی]] يك مرد الهى. اين نكته را ساليان پيش گفتهاند كه بدى را در مقايسه با نيكى درك مىكنند. معاويه گفت: من با اهل [[كوفه]] به جهت سلطنت بر اموال و خود آنان جنگ كردم و مقصود من مبارزه با [[نماز]]، [[زكات]] و [[حج]] نبود. اين جمله معاويه را با جمله حضرت امير(ع) مقايسه كنيد تا نتيجه روشن شود؛ امام(ع) اشاره به كفش خود نموده و مىفرمايد: «اين كفش در نظر من بهتر از سلطنت و جميع دنياست مگر اينكه بتوانم، حقى را حفظ نموده و به صاحبش برسانم و باطلى را دفع نمايم». معاويه تصميم گرفت نام امام(ع) و اولاد او را از صفحه روزگار براندازد، و مردم را متوجه دوستى [[عثمان]] و [[بنى اميه]] كند. براى اين هدف از راه قتل و استبداد و [[ظلم]] به مردم پيش مىرفت و اين روش را به حساب سياست و زيركى و مهارت خود مىگذاشت. ولى نتيجه اين رفتار معاويه به عكس منظورش نتيجه داد... اكنون اسم اميه رمز ظلم و [[فساد]] و خيانت و قتل و غارت است و نام على(ع) پرچم هدايت و [[حق]] و دفاع از مظلومين گرديده است. | ||
| + | |||
| + | سرانجام نویسنده با بيان گفتگوى [[ابن عباس]] با اميرالمؤمنين(ع) كه در حال وصلهزدن كفش خودش بود، افزوده است: آيا كسى كه حكومت و دنيا در نظر او به اندازه ارزش بند كفشى نيست، چه اندازه سزاوار و لايق به خلافت است؟ بلكه بسيار شايسته است كه همه دنيا كفش پاى او باشد و نسبت به آن حكومت كند. گفتار على(ع) فقط لفظ و نظريه نبود، بلكه اين افكار در اعماق قلب بزرگش حركت داشت و با آن دست به گريبان بود و زنده نگاه مىداشت. على(ع) در همه مشكلات و ناراحتىها اين عقيده را حفظ كرد. نتيجه اينكه على(ع) مردى نيست كه منحصر به مسلمانان باشد. على(ع) مرد شرق و غرب نيست. على(ع) مرد دنيا و نمونه انسانيت كامل است. اگر ما به مناسبت روز على(ع) جشن گرفتهايم، ما براى فضيلت بشريت و نمونه عالى جهان جشن گرفتهايم. ما براى عظمت دين و علم جشن گرفتهايم. ما براى عظمت اخلاص و فداكارى جشن گرفتهايم. ما براى عظمت جنگآورى و شجاعت جشن گرفتهايم ما جشن تكميل دين و اتمام نعمت را گرفتهايم. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | *[http:// | + | *رایت اندیشه، عباسعلى مردى قشلاقى، در دسترس در سایت [http://nbo.ir/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%87__a-27-204.aspx فرهیختگان تمدن شیعه]، بازیابی:۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶. |
| − | [[رده:منابع تاریخ تشیع]] | + | *نرم افزار دانشنامه تاریخ تشیع، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی. |
| + | *کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، محمدرضا ضمیری. | ||
| + | [[رده:منابع تاریخ تشیع]][[رده:کتابهای درباره شیعه]][[رده:کتابهای تاریخی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۰
| نویسنده | محمدجواد مغنیه |
| موضوع | تاریخ تشیع |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | ۱ |
| مترجم | مصطفى زمانى |
|
| |
کتاب «شیعه و زمامداران خودسر» اثر حجةالاسلام مصطفى زمانى (متوفای ۱۳۶۹ ش)، ترجمه فارسى کتاب «الشیعة و الحاکمون» تألیف شیخ محمد جواد مُغنیه (متوفای ۱۴۰۰ ق) است. این کتاب، شرح جنایات و مصائبى است که شیعه در طول تاریخ به جرم حقگویى از طرف زمامداران و حاکمان ظالم تحمل کرده است.
مؤلف
محمد جواد مُغنیه (۱۳۳۲-۱۴۰۰ ق) فرزند شیخ محمود، از عالمان و مفسران شیعه در قرن چهاردهم قمری است. مغنیه در لبنان متولد شد و تحصیلات خود را در موطن خویش آغاز کرد. سپس به نجف رفت و در درس عالمانی مانند آیت الله سید ابوالقاسم خویی حاضر شد. او پس از بازگشت به لبنان، منصب قضاوت و ریاست دادگستری را عهدهدار شد.
شخصیت مغنیه را اندیشههای دینی و سیاسیاش متمایز ساخته و نوگرایی در فقه و اجتهاد، تقریب مذاهب و وحدت اسلامی از جمله دیدگاههای اوست. او همچنین از انقلاب اسلامی ایران و رهبر آن امام خمینی تجلیل کرده و با تعابیر بلندی میستاید.
محمد جواد مغنیه دارای تألیفات بسیاری در موضوعات تفسیر، حدیث، اخلاق، فقه، کلام و فلسفه است، از جمله: التفسیر الکاشف، التفسیر المبین، فی ظلال نهج البلاغه، مع بطلة کربلاء، من زوایا الادب، الشیعه والتشیع، الاثنا عشریه و اهل البیت، مذاهب و مصطلحات فلسفیه، الفقه علی المذاهب الخمسه، هذا هی الوهابیّه، فقه الامام الصادق علیهالسلام، الشیعه و الحاکمون.
محتوای کتاب
محمد جواد مُغنیه در کتاب «الشیعة و الحاکمون»، ارتباط عبرتآميز شیعیان با حاكمان جور را از صدر اسلام تا دوران معاصر مورد بررسى قرار داده است. روحيه انقلابى، بصيرت دينى، عدالتخواهى و ظلمستيزى در اين اثر موج مىزند. نویسنده در كتاب حاضر سعى كرده است استقامت و مبارزات شیعیان را در مقابل ديكتاتورهاى خونآشام منعكس سازد و پس از آن چنين نتيجه مىگيرد كه، حقانيت شيعه سبب شد كه تشيع پس از آن همه كشتار و خونريزى بر جاى خود استوار بماند.
این کتاب از یک مقدمه و بخشهای زیر تشکیل شده است:
- بخش اول: ذکر شیعه و رفتار خلفا و دستگاه حاکمه با شیعیان و بخصوص امام على علیه السلام پس از پیامبر اکرم؛
- بخش دوم: شیعیان در زمان معاویه و رفتار و جنایات وى با آنان؛
- بخش سوم: جنایات بنى مروان؛
- بخش چهارم: عیاشیها، مظالم و نارواییهاى بنىعباس و ذکر شعرای شیعه در عصر عباسی؛
- بخش پنجم: وضع شیعیان پس از بنىعباس و در زمان صلاح الدین ایوبى، دولت عثمانى و دولت عربستان سعودى؛
- بخش ششم: مسئله شیعیان و استعمار و اهداف مستشرقان؛
- خاتمه: مسئله غدیر.
نویسنده در مطلبى به نقد تفرقهافكنى دشمنان پرداخته و با روحيهاى علمى و سرشار از ايمان و تعهد نوشته است: در قاهره مركز دانشگاه الازهر كه بيش از ۳۰ هزار دانشمند و محصلين دينى، قرآن و روايات پیامبر(ص) را بحث و حفظ مىنمايند، در قاهرهاى كه اين همه دانشجو از آن به ساير ممالك و شهرستانها مىروند و مردم را بهسوى حق و ترقى اسلام و اتحاد مسلمين دعوت مىنمايند، و... خلاصه در قاهره، عليه آنچه مخالف آزادى و انقلابهاى آزادى ممالك اسلامى است اجتماع مىكنند و زحمت مىكشند؛ آرى در اين قاهره كتابى به نام «ابوسفيان شيخ الأمويين» به قلم «محمد السباعی الحفناوی» منتشر شد... استعمارگران به غارت كردن اموال و خواروبار و مكيدن خون ملتها و انحصار بازارها و كشتن احساسات وطنپرستى و نابود كردن قدرت دفاع از آثار ملى قناعت نكرده، به مقدسات اسلام حمله نموده و دين و عقاید ما را مورد اشكال قرار داده و تاريخ و فرهنگ ما را معيوب جلوه مىدهند. پيمودن اين راه خيانت مخصوص كسانى است كه در مكتب خدعه و مكر تربيت يافته و در راه نقشهكشى عليه ملتها تمرينهاى فراوانى كرده باشند.
نویسنده در مطلبى با عنوان عجيب «خدمت معاويه به تشيع» تأكيد كرده است كه جنايات بنىاميه از هزار و يك كتاب، اثرش بيشتر بود و براى اثبات حقانيت حضرت علی(ع) از هزار و يك دليل مؤثرتر بود و حق الهى آن حضرت را بهتر ثابت مىكرد. آنقدر كه حوادث و داستانهاى تاريخى در اثبات حق مؤثر است، عبارات كلامى و قياسهاى منطقى در عين صحت خود، مؤثر نيست؛ زيرا وقايع سياسى مانند آلت آزمايشى است كه نتيجه آن قابل ترديد و تحريف نيست. در روزگار معاويه داستانهائى به وقوع پيوست كه اثبات كرد معاويه دنياپرست است، و امام علی يك مرد الهى. اين نكته را ساليان پيش گفتهاند كه بدى را در مقايسه با نيكى درك مىكنند. معاويه گفت: من با اهل كوفه به جهت سلطنت بر اموال و خود آنان جنگ كردم و مقصود من مبارزه با نماز، زكات و حج نبود. اين جمله معاويه را با جمله حضرت امير(ع) مقايسه كنيد تا نتيجه روشن شود؛ امام(ع) اشاره به كفش خود نموده و مىفرمايد: «اين كفش در نظر من بهتر از سلطنت و جميع دنياست مگر اينكه بتوانم، حقى را حفظ نموده و به صاحبش برسانم و باطلى را دفع نمايم». معاويه تصميم گرفت نام امام(ع) و اولاد او را از صفحه روزگار براندازد، و مردم را متوجه دوستى عثمان و بنى اميه كند. براى اين هدف از راه قتل و استبداد و ظلم به مردم پيش مىرفت و اين روش را به حساب سياست و زيركى و مهارت خود مىگذاشت. ولى نتيجه اين رفتار معاويه به عكس منظورش نتيجه داد... اكنون اسم اميه رمز ظلم و فساد و خيانت و قتل و غارت است و نام على(ع) پرچم هدايت و حق و دفاع از مظلومين گرديده است.
سرانجام نویسنده با بيان گفتگوى ابن عباس با اميرالمؤمنين(ع) كه در حال وصلهزدن كفش خودش بود، افزوده است: آيا كسى كه حكومت و دنيا در نظر او به اندازه ارزش بند كفشى نيست، چه اندازه سزاوار و لايق به خلافت است؟ بلكه بسيار شايسته است كه همه دنيا كفش پاى او باشد و نسبت به آن حكومت كند. گفتار على(ع) فقط لفظ و نظريه نبود، بلكه اين افكار در اعماق قلب بزرگش حركت داشت و با آن دست به گريبان بود و زنده نگاه مىداشت. على(ع) در همه مشكلات و ناراحتىها اين عقيده را حفظ كرد. نتيجه اينكه على(ع) مردى نيست كه منحصر به مسلمانان باشد. على(ع) مرد شرق و غرب نيست. على(ع) مرد دنيا و نمونه انسانيت كامل است. اگر ما به مناسبت روز على(ع) جشن گرفتهايم، ما براى فضيلت بشريت و نمونه عالى جهان جشن گرفتهايم. ما براى عظمت دين و علم جشن گرفتهايم. ما براى عظمت اخلاص و فداكارى جشن گرفتهايم. ما براى عظمت جنگآورى و شجاعت جشن گرفتهايم ما جشن تكميل دين و اتمام نعمت را گرفتهايم.
منابع
- رایت اندیشه، عباسعلى مردى قشلاقى، در دسترس در سایت فرهیختگان تمدن شیعه، بازیابی:۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶.
- نرم افزار دانشنامه تاریخ تشیع، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
- کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، محمدرضا ضمیری.





