شجاعت: تفاوت بین نسخهها
جز |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | {{خوب}} | ||
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} | {{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} | ||
| + | '''«شجاعت»''' به معنی [[اعتدال]] در قوۀ غضبیه [[انسان]] است، به گونهای که [[غضب]] فرمانبردار [[عقل]] و [[شرع]] باشد و در واقع شجاعت حدّ وسط «[[تهوّر]]» و «[[جبن|جُبن]]» است. شجاعت یک صفت متعالی بوده و منشأ آثار و صفات مثبت فراوانی مانند [[استقامت]]، [[صبر]]، شکستن هوای نفس، فروخوردن [[غضب|خشم]]، استحکام در [[دین]] و نترسیدن از دشمن است. | ||
| − | شجاعت | + | ==مفهوم شجاعت== |
| − | + | «شجاعت» یکی از اصول [[اخلاق]] اسلامی (در کنار [[حکمت]] و [[عفت]] و [[عدالت]]) و عبارت است از [[اعتدال]] در قوهی غضبیه، به این معنی که [[غضب]] قوى باشد و با وجود قوّت، فرمانبردار [[عقل]] باشد<ref>فیض کاشانى، ترجمه الحقائق، مدرسه عالى شهید مطهرى، ۱۳۸۷ش، ص ۱۲۸.</ref> که دارای دو کرانهی افراطی و تفریطی است که آنها نیز منشأ رذایل زیادی هستند.<ref>نراقى، ملا احمد؛ معراج السعادة، انتشارات هجرت، چ پنجم، ۱۳۷۷، ص ۱۶۸-۱۶۹.</ref> طرف افراط آن همان بیباکی بیجهت است که در اصطلاح [[اخلاق]] اسلامی «[[تهوّر]]» نام دارد و عبارت است از اقدام بیباکانه در امورى که نابود کنندهی جسم و یا جان و روان [[انسان]] است و از نظر [[شرع]] و [[عقل]] باید از آنها پرهیز کرد. و طرف تفریط آن همان ترس مفرَط است که در اصطلاح اخلاق اسلامی «[[جبن]]» نام دارد، و آن ترس و اجتناب از کارهائى است که باید به آنها اقدام کرد.<ref> نراقی، ملامحمدمهدی؛ علم اخلاق اسلامى (ترجمه جامع السعادات)، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، چ چهارم، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۱۱۰-۱۱۲.</ref> یعنی از نظر عقل یا شرع باید در انجام آنها هراس نداشته و خود را به انجام آن کارها وادار نمود. | |
| − | + | [[امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسکری]] علیهالسّلام فرمودند: شجاعت دارای اندازهای است که اگر بر آن افزوده شود، تهوّر است.<ref>شهید اول، محمد بن مکى؛ (تحقیق: عبدالهادى مسعودى)، الدرة الباهرة من الأصداف الطاهرة با ترجمه، انتشارات زائر، قم، چ اول، ۱۳۷۹ش، ص ۴۵.</ref> تهوّر (بیباکی) از عوامل نابود کنندهی موجودیت دنیوی و اخروی انسان و جان و مال و [[آبرو|آبروی]] او است و حال آنکه [[آیه|آیات]] و اخبار در وجوب محافظت خود از حد و حصر متجاوز است؛ خدای متعال مىفرماید: خود را با دست خود به هلاکت نیندازید<ref>[[سوره بقره]]، ۱۹۵.</ref> و به راستی هر کس خود را از آنچه [[عقل]] حکم به لزوم محافظت از آن مىکند نگاه ندارد و بی باکانه خود را در هلاکت افکند، به نوعى دارای جنون و دیوانگى است و چگونه چنین کسى را مىتوان عاقل نامید که خود را بىباکانه به خطر مىاندازد؟ چنین شخصى اگر بمیرد قاتل خود به شمار مىرود و خودکشى موجب شقاوت همیشگى است.<ref>نراقی، جامعالسعادات، پیشین، ج۱، ۲۵۱-۲۵۲.</ref> | |
| − | + | از طرف دیگر، جُبن (ترسویی) نیز که مانع هر گونه حرکت جسورانهی انسان در عبور از موانع کمال و اصلاح دنیا و [[آخرت]] خود است نیز مذموم است و در روایت است که مؤمن هرگز ترسو نیست.<ref>صدوق، محمّد بن على بن بابویه؛ الخصال، جامعه مدرسین، قم، چ اول، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۸۳.</ref> و قلب پرهراس، مزاحم بدی برای [[دین]] انسان است.<ref>برقى، احمد بن محمد بن خالد؛ المحاسن، دارالکتب الإسلامیة، قم، ۱۳۷۱ ق، چ دوم، ج ۲، ص ۴۴۶.</ref> [[رسول خدا]] صلى اللَّه علیه و آله فرمود: از آثار بدبینی به [[الله|خدای متعال]]، ترس است؛ بنابراین، ریشهی ترس را این بدبینی دانستند.<ref>صدوق محمّد بن على بن بابویه؛ من لایحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چدوم، ۱۴۱۳ق، ج ۴، ص ۴۰۹.</ref> و امام علی علیه السّلام فرمود: شدت ترس، از عجز [[نفس]] و ضعف [[یقین]] است.<ref>آمدی، پیشین، ص ۲۶۳.</ref> | |
| − | شجاعت | + | ==ارزش شجاعت== |
| − | + | برخی از پیروان ادیان تحریف یافته معتقدند [[غضب]] باید از بین برود و [[انسان]] از هر گونه خشم و غضب عاری شود؛ حال آنکه دین [[اسلام]] این نظر را نمیپذیرد. زیرا اگر غضب نابود شود، [[جهاد]] با کفار ممکن نخواهد بود.<ref>فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى؛ ترجمه الحقائق، مدرسه عالى شهید مطهرى، تهران، چ اول، ۱۳۸۷ش، ص ۱۲۸.</ref> همچنین اگر هدف، ریشه کن ساختن خشم است، پس چگونه [[پیامبران]] از آن جدا نبودند؟! زیرا به عنوان مثال [[رسول خدا]] صلى اللَّه علیه و آله وقتى در برابر او سخن ناگوار مىگفتند به طورى خشمگین مىشد که دو طرف صورتش سرخ مىشد، ولى جز سخن [[حق]] چیزى نمىفرمود و خشم، آن حضرت را از حق خارج نمىساخت.<ref>فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى؛ راه روشن ترجمه کتاب المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، چ اول، ۱۳۷۲ش، ج ۵، ص ۱۴۳.</ref> بنابراین، آنچه ستودنی است، [[اعتدال]] در قوهی غضبیه است که «شجاعت» نام دارد، نه نفی مطلق آن.<ref>فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى؛ ترجمه الحقائق مولى محسن فیض کاشانى، مدرسه شهید مطهرى، ۱۳۸۷ش، ص ۱۲۸.</ref> | |
| − | + | شجاعت در همهی انسانهای شایسته وجود داشته است؛ همانطور که [[امام علی علیه السلام|امام علی]] علیهالسّلام فرمودند: هرگاه جنگ بر ما سخت میشد، به رسول خدا پناه میبردیم و او خود در صف اول جنگ بود.<ref>سید رضى، نهج البلاغة، هجرت، قم، چ اول، ۱۴۱۴ ق، ص ۵۲۰.</ref> حضرت [[امام رضا]] علیهالسّلام فرمودند: از صفات امام [[معصوم]] این است که شجاعترین مردم باشد.<ref>صدوق، محمد بن على بن بابویه؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، نشر جهان، تهران، چ اول، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص ۲۱۳.</ref> | |
| − | + | خداى تعالى در وصف نیکان [[صحابی|اصحاب]] پیغمبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله مىفرماید: بر دشمنان سختگیر و بر مومنان مهربان و نرمخو هستند<ref>[[سوره فتح]]، ۲۹.</ref> و این همان حالت اعتدال در قوهی غضبیه است که اشرف صفات کمالیه و افضل ملکات نفسانیه است<ref>نراقی، معراجالسعاده، پیشین، ص ۱۶۹.</ref> و به این سبب است که [[امام علی علیه السلام|امیرمؤمنان]] علیهالسّلام در وصف مؤمن فرمودند: «دل مؤمن از سنگ محکمتر است». و از [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیهالسّلام مروى است که: «مؤمن از کوه محکمتر است، زیرا که سنگ از کوه مىریزد و از دین مؤمن هیچ فرو نمىریزد».<ref>نراقی، معراجالسعاده، پیشین، ص ۱۷۰.</ref> | |
| − | + | پس این نیروی غضب است که از قدرت دافعهی آن، در دفع آفات [[دین]] و دنیای [[مومن]] بکار رود و به همین علت، علمای [[اخلاق]] در تمثیلی لطیف و زیبا این قوه را به سگ شکارى تشبیه کردهاند که نیازمند تأدیب است تا حرکات و سکناتش با اشاره صاحبش صورت گیرد نه با میل خودش.<ref>شبر، سید عبدالله؛ الأخلاق، (ترجمهی جباران محمدرضا)، قم، انتشارات هجرت، ۱۳۷۸، چ چهارم، ص ۳۳.</ref> | |
| − | + | ==آثار شجاعت و افراط و تفریط در آن== | |
| − | + | شجاعت (اعتدال در ترس و بیباکی)، آثاری مثل بخشندگى، سرسختى و مقاومت، شهامت، شکستن [[هوای نفس]]، تحمل و [[بردباری|بردبارى]]، فروخوردن [[غضب|خشم]]، سنگینى و متانت و نظایر آنها را در پی دارد که همگی از [[اخلاق]] ستوده هستند.<ref>فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى؛ راه روشن ترجمه کتاب المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، چ اول، ۱۳۷۲ش، ج ۵، ص ۱۳۸.</ref> | |
| − | + | همچنین استحکام در [[دین]] نیز از آثار این قوه و حالت [[اعتدال]] آن یعنی شجاعت است.<ref>نراقی، جامعالسعادات، پیشین، ج۱، ص ۲۵۴.</ref> و روایاتی که در آنها فرموده است: «دل مؤمن از سنگ محکمتر و سختتر است»،<ref>کلینی، پیشین، ج ۲، ص ۲۲۷.</ref> و یا «مؤمن از کوه استوارتر و محکمتر است، زیرا که از کوه مىشود چیزى برگرفت و از دین مؤمن چیزى برگرفته نشود»،<ref>صدوق، تهذیبالاخبار، پیشین، ج ۶، ص ۱۷۹.</ref> مقصود همین است و اساساً استحکام در دین در روایات ما بالاترین مرتبهی شجاعت شمرده شده است؛ همان طور که [[امام علی]] علیهالسّلام فرمودند: شجاعترین مردم کسی است که بر هوای نفسش غلبه کند.<ref>صدوق محمّد بن على بن بابویه؛ معانی الأخبار، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۳ ق، ص ۱۹۵.</ref> | |
| − | + | اما در مقابل، روایت است که هر کس [[تهور]] ورزد، عاقبت پشیمان میشود.<ref>آمدی، پیشین، ص ۴۸۲.</ref> همچنین آدمى به سبب [[جبن]] (ترسوئى) دچار صفات مذمومى مانند [[ذلت نفس|ذلّت]] و خوارى [[نفس]] و ناگوارى زندگى مىشود و مردم در جان و مال او طمع مىکنند و در کارهاى خود بىثبات و تنبل و راحت طلب مىگردد. از این رو از همه سعادتها بازمىماند و ستمکاران دست تجاوز بر او مىگشایند و انواع رسوائیها را درباره خود و اهل خود تحمل مىکند و دشنامها و تهمتهاى ناروا را مىشنود و نسبت به آنچه موجب ننگ و رسوائى است بىمبالات مىشود.<ref>نراقی، جامعالسعادات، پیشین، ج۱، ۲۵۲.</ref> | |
| − | + | به طور کلی همهی رذایل متعلق به قوه غضبیه و منشأ آنها نیز همین دو صفت افراطی و تفریطی (جبن و تهور) است.<ref>نراقی، معراجالسعاده، پیشین، ص ۱۶۸.</ref> پس باید انسان مراقبت کند که هر کارى مىخواهد بکند ابتدا درباره آن تأمّل و فکر کند، اگر [[عقل]] و [[شرع]] آن را تجویز مى کنند بدان دست یازد، وگرنه از آن اجتناب نماید و دچار افراط (تهوّر) و تفریط (جبن) نشود و بر حد وسط که شجاعت است بایستد.<ref>نراقی، جامعالسعادات، پیشین، ج۱، ۲۵۲.</ref> | |
| − | + | '''هشداری در باب شجاعت:''' | |
| − | + | ۱. متاسفانه برخی زنان هستند که حضور در مجامع ناامن برای یک زن و یا اختلاط بیجهت با مردها را برای خود شجاعت به حساب میآوردند و شاید منشأ روانشناختی هم در کنار برخی علل اجتماعی و گرایشات فمینیستی که رغبت همدوشی و همنوایی با رفتار و منش مردانه را در زنان ترغیب میکنند نیز برای این مساله وجود دارد؛ زیرا از نظر روانشناسان اکثر ترسها و مصادیق فوبیا در زنان دیده شده است.<ref>آقا یوسفی، علیرضا و دیگران؛ روانشناسی عمومی، تهران، اسفند ۱۳۸۶، انتشارات پیام نور، چاپ اول، ص ۴۴۶.</ref> حال آن که [[امام علی]] علیه السلام فرمودند: [[ترس]] که صفت ناروای مرد است، برای زن ستوده است. زن اگر ترس داشته باشد، هرگز دیگری را بر خود راه نمیدهد.<ref>سید رضى، نهج البلاغة، پیشین، ص ۵۰۹-۵۱۰.</ref> | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| + | ۲. شجاعتی که برای [[الله|خدا]] باشد دارای ارزش است، همان طور که طبق روایتی، کسی که برای [[ریا]] و تعریف از شجاعت و توانایی او تعریف شود، بجنگد، اهل [[جهنم]] است.<ref>کوفى اهوازى، حسین بن سعید؛ الزهد، المطبعة العلمیة، قم، چ دوم، ۱۴۰۲ق، ص ۶۳.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references /> |
| − | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | [http://www.pajoohe. | + | * [http://www.pajoohe.ir "شجاعت"، مصطفی همدانی، دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۱۴ بهمن ۱۳۹۱. |
| − | + | ==مطالب مرتبط== | |
| + | *[[تهوّر]] | ||
| + | *[[جبن|جُبن]] | ||
| + | {{سنجش کیفی | ||
| + | |سنجش=شده | ||
| + | |شناسه= ضعیف | ||
| + | |عنوان بندی مناسب= متوسط | ||
| + | |کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب | ||
| + | |رعایت سطح مخاطب عام= خوب | ||
| + | |رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب | ||
| + | |جامعیت= خوب | ||
| + | |رعایت اختصار= متوسط | ||
| + | |سیر منطقی= خوب | ||
| + | |کیفیت پژوهش= خوب | ||
| + | |رده= دارد | ||
| + | }} | ||
[[رده:اخلاق فردی]] | [[رده:اخلاق فردی]] | ||
[[رده:صفات پسندیده]] | [[رده:صفات پسندیده]] | ||
| + | [[رده: مقاله های مهم]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۳۱
این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.
(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)
«شجاعت» به معنی اعتدال در قوۀ غضبیه انسان است، به گونهای که غضب فرمانبردار عقل و شرع باشد و در واقع شجاعت حدّ وسط «تهوّر» و «جُبن» است. شجاعت یک صفت متعالی بوده و منشأ آثار و صفات مثبت فراوانی مانند استقامت، صبر، شکستن هوای نفس، فروخوردن خشم، استحکام در دین و نترسیدن از دشمن است.
محتویات
مفهوم شجاعت
«شجاعت» یکی از اصول اخلاق اسلامی (در کنار حکمت و عفت و عدالت) و عبارت است از اعتدال در قوهی غضبیه، به این معنی که غضب قوى باشد و با وجود قوّت، فرمانبردار عقل باشد[۱] که دارای دو کرانهی افراطی و تفریطی است که آنها نیز منشأ رذایل زیادی هستند.[۲] طرف افراط آن همان بیباکی بیجهت است که در اصطلاح اخلاق اسلامی «تهوّر» نام دارد و عبارت است از اقدام بیباکانه در امورى که نابود کنندهی جسم و یا جان و روان انسان است و از نظر شرع و عقل باید از آنها پرهیز کرد. و طرف تفریط آن همان ترس مفرَط است که در اصطلاح اخلاق اسلامی «جبن» نام دارد، و آن ترس و اجتناب از کارهائى است که باید به آنها اقدام کرد.[۳] یعنی از نظر عقل یا شرع باید در انجام آنها هراس نداشته و خود را به انجام آن کارها وادار نمود.
امام حسن عسکری علیهالسّلام فرمودند: شجاعت دارای اندازهای است که اگر بر آن افزوده شود، تهوّر است.[۴] تهوّر (بیباکی) از عوامل نابود کنندهی موجودیت دنیوی و اخروی انسان و جان و مال و آبروی او است و حال آنکه آیات و اخبار در وجوب محافظت خود از حد و حصر متجاوز است؛ خدای متعال مىفرماید: خود را با دست خود به هلاکت نیندازید[۵] و به راستی هر کس خود را از آنچه عقل حکم به لزوم محافظت از آن مىکند نگاه ندارد و بی باکانه خود را در هلاکت افکند، به نوعى دارای جنون و دیوانگى است و چگونه چنین کسى را مىتوان عاقل نامید که خود را بىباکانه به خطر مىاندازد؟ چنین شخصى اگر بمیرد قاتل خود به شمار مىرود و خودکشى موجب شقاوت همیشگى است.[۶]
از طرف دیگر، جُبن (ترسویی) نیز که مانع هر گونه حرکت جسورانهی انسان در عبور از موانع کمال و اصلاح دنیا و آخرت خود است نیز مذموم است و در روایت است که مؤمن هرگز ترسو نیست.[۷] و قلب پرهراس، مزاحم بدی برای دین انسان است.[۸] رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: از آثار بدبینی به خدای متعال، ترس است؛ بنابراین، ریشهی ترس را این بدبینی دانستند.[۹] و امام علی علیه السّلام فرمود: شدت ترس، از عجز نفس و ضعف یقین است.[۱۰]
ارزش شجاعت
برخی از پیروان ادیان تحریف یافته معتقدند غضب باید از بین برود و انسان از هر گونه خشم و غضب عاری شود؛ حال آنکه دین اسلام این نظر را نمیپذیرد. زیرا اگر غضب نابود شود، جهاد با کفار ممکن نخواهد بود.[۱۱] همچنین اگر هدف، ریشه کن ساختن خشم است، پس چگونه پیامبران از آن جدا نبودند؟! زیرا به عنوان مثال رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله وقتى در برابر او سخن ناگوار مىگفتند به طورى خشمگین مىشد که دو طرف صورتش سرخ مىشد، ولى جز سخن حق چیزى نمىفرمود و خشم، آن حضرت را از حق خارج نمىساخت.[۱۲] بنابراین، آنچه ستودنی است، اعتدال در قوهی غضبیه است که «شجاعت» نام دارد، نه نفی مطلق آن.[۱۳]
شجاعت در همهی انسانهای شایسته وجود داشته است؛ همانطور که امام علی علیهالسّلام فرمودند: هرگاه جنگ بر ما سخت میشد، به رسول خدا پناه میبردیم و او خود در صف اول جنگ بود.[۱۴] حضرت امام رضا علیهالسّلام فرمودند: از صفات امام معصوم این است که شجاعترین مردم باشد.[۱۵]
خداى تعالى در وصف نیکان اصحاب پیغمبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله مىفرماید: بر دشمنان سختگیر و بر مومنان مهربان و نرمخو هستند[۱۶] و این همان حالت اعتدال در قوهی غضبیه است که اشرف صفات کمالیه و افضل ملکات نفسانیه است[۱۷] و به این سبب است که امیرمؤمنان علیهالسّلام در وصف مؤمن فرمودند: «دل مؤمن از سنگ محکمتر است». و از امام صادق علیهالسّلام مروى است که: «مؤمن از کوه محکمتر است، زیرا که سنگ از کوه مىریزد و از دین مؤمن هیچ فرو نمىریزد».[۱۸]
پس این نیروی غضب است که از قدرت دافعهی آن، در دفع آفات دین و دنیای مومن بکار رود و به همین علت، علمای اخلاق در تمثیلی لطیف و زیبا این قوه را به سگ شکارى تشبیه کردهاند که نیازمند تأدیب است تا حرکات و سکناتش با اشاره صاحبش صورت گیرد نه با میل خودش.[۱۹]
آثار شجاعت و افراط و تفریط در آن
شجاعت (اعتدال در ترس و بیباکی)، آثاری مثل بخشندگى، سرسختى و مقاومت، شهامت، شکستن هوای نفس، تحمل و بردبارى، فروخوردن خشم، سنگینى و متانت و نظایر آنها را در پی دارد که همگی از اخلاق ستوده هستند.[۲۰]
همچنین استحکام در دین نیز از آثار این قوه و حالت اعتدال آن یعنی شجاعت است.[۲۱] و روایاتی که در آنها فرموده است: «دل مؤمن از سنگ محکمتر و سختتر است»،[۲۲] و یا «مؤمن از کوه استوارتر و محکمتر است، زیرا که از کوه مىشود چیزى برگرفت و از دین مؤمن چیزى برگرفته نشود»،[۲۳] مقصود همین است و اساساً استحکام در دین در روایات ما بالاترین مرتبهی شجاعت شمرده شده است؛ همان طور که امام علی علیهالسّلام فرمودند: شجاعترین مردم کسی است که بر هوای نفسش غلبه کند.[۲۴]
اما در مقابل، روایت است که هر کس تهور ورزد، عاقبت پشیمان میشود.[۲۵] همچنین آدمى به سبب جبن (ترسوئى) دچار صفات مذمومى مانند ذلّت و خوارى نفس و ناگوارى زندگى مىشود و مردم در جان و مال او طمع مىکنند و در کارهاى خود بىثبات و تنبل و راحت طلب مىگردد. از این رو از همه سعادتها بازمىماند و ستمکاران دست تجاوز بر او مىگشایند و انواع رسوائیها را درباره خود و اهل خود تحمل مىکند و دشنامها و تهمتهاى ناروا را مىشنود و نسبت به آنچه موجب ننگ و رسوائى است بىمبالات مىشود.[۲۶]
به طور کلی همهی رذایل متعلق به قوه غضبیه و منشأ آنها نیز همین دو صفت افراطی و تفریطی (جبن و تهور) است.[۲۷] پس باید انسان مراقبت کند که هر کارى مىخواهد بکند ابتدا درباره آن تأمّل و فکر کند، اگر عقل و شرع آن را تجویز مى کنند بدان دست یازد، وگرنه از آن اجتناب نماید و دچار افراط (تهوّر) و تفریط (جبن) نشود و بر حد وسط که شجاعت است بایستد.[۲۸]
هشداری در باب شجاعت:
۱. متاسفانه برخی زنان هستند که حضور در مجامع ناامن برای یک زن و یا اختلاط بیجهت با مردها را برای خود شجاعت به حساب میآوردند و شاید منشأ روانشناختی هم در کنار برخی علل اجتماعی و گرایشات فمینیستی که رغبت همدوشی و همنوایی با رفتار و منش مردانه را در زنان ترغیب میکنند نیز برای این مساله وجود دارد؛ زیرا از نظر روانشناسان اکثر ترسها و مصادیق فوبیا در زنان دیده شده است.[۲۹] حال آن که امام علی علیه السلام فرمودند: ترس که صفت ناروای مرد است، برای زن ستوده است. زن اگر ترس داشته باشد، هرگز دیگری را بر خود راه نمیدهد.[۳۰]
۲. شجاعتی که برای خدا باشد دارای ارزش است، همان طور که طبق روایتی، کسی که برای ریا و تعریف از شجاعت و توانایی او تعریف شود، بجنگد، اهل جهنم است.[۳۱]
پانویس
- ↑ فیض کاشانى، ترجمه الحقائق، مدرسه عالى شهید مطهرى، ۱۳۸۷ش، ص ۱۲۸.
- ↑ نراقى، ملا احمد؛ معراج السعادة، انتشارات هجرت، چ پنجم، ۱۳۷۷، ص ۱۶۸-۱۶۹.
- ↑ نراقی، ملامحمدمهدی؛ علم اخلاق اسلامى (ترجمه جامع السعادات)، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، چ چهارم، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۱۱۰-۱۱۲.
- ↑ شهید اول، محمد بن مکى؛ (تحقیق: عبدالهادى مسعودى)، الدرة الباهرة من الأصداف الطاهرة با ترجمه، انتشارات زائر، قم، چ اول، ۱۳۷۹ش، ص ۴۵.
- ↑ سوره بقره، ۱۹۵.
- ↑ نراقی، جامعالسعادات، پیشین، ج۱، ۲۵۱-۲۵۲.
- ↑ صدوق، محمّد بن على بن بابویه؛ الخصال، جامعه مدرسین، قم، چ اول، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۸۳.
- ↑ برقى، احمد بن محمد بن خالد؛ المحاسن، دارالکتب الإسلامیة، قم، ۱۳۷۱ ق، چ دوم، ج ۲، ص ۴۴۶.
- ↑ صدوق محمّد بن على بن بابویه؛ من لایحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چدوم، ۱۴۱۳ق، ج ۴، ص ۴۰۹.
- ↑ آمدی، پیشین، ص ۲۶۳.
- ↑ فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى؛ ترجمه الحقائق، مدرسه عالى شهید مطهرى، تهران، چ اول، ۱۳۸۷ش، ص ۱۲۸.
- ↑ فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى؛ راه روشن ترجمه کتاب المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، چ اول، ۱۳۷۲ش، ج ۵، ص ۱۴۳.
- ↑ فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى؛ ترجمه الحقائق مولى محسن فیض کاشانى، مدرسه شهید مطهرى، ۱۳۸۷ش، ص ۱۲۸.
- ↑ سید رضى، نهج البلاغة، هجرت، قم، چ اول، ۱۴۱۴ ق، ص ۵۲۰.
- ↑ صدوق، محمد بن على بن بابویه؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، نشر جهان، تهران، چ اول، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص ۲۱۳.
- ↑ سوره فتح، ۲۹.
- ↑ نراقی، معراجالسعاده، پیشین، ص ۱۶۹.
- ↑ نراقی، معراجالسعاده، پیشین، ص ۱۷۰.
- ↑ شبر، سید عبدالله؛ الأخلاق، (ترجمهی جباران محمدرضا)، قم، انتشارات هجرت، ۱۳۷۸، چ چهارم، ص ۳۳.
- ↑ فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى؛ راه روشن ترجمه کتاب المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، چ اول، ۱۳۷۲ش، ج ۵، ص ۱۳۸.
- ↑ نراقی، جامعالسعادات، پیشین، ج۱، ص ۲۵۴.
- ↑ کلینی، پیشین، ج ۲، ص ۲۲۷.
- ↑ صدوق، تهذیبالاخبار، پیشین، ج ۶، ص ۱۷۹.
- ↑ صدوق محمّد بن على بن بابویه؛ معانی الأخبار، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۳ ق، ص ۱۹۵.
- ↑ آمدی، پیشین، ص ۴۸۲.
- ↑ نراقی، جامعالسعادات، پیشین، ج۱، ۲۵۲.
- ↑ نراقی، معراجالسعاده، پیشین، ص ۱۶۸.
- ↑ نراقی، جامعالسعادات، پیشین، ج۱، ۲۵۲.
- ↑ آقا یوسفی، علیرضا و دیگران؛ روانشناسی عمومی، تهران، اسفند ۱۳۸۶، انتشارات پیام نور، چاپ اول، ص ۴۴۶.
- ↑ سید رضى، نهج البلاغة، پیشین، ص ۵۰۹-۵۱۰.
- ↑ کوفى اهوازى، حسین بن سعید؛ الزهد، المطبعة العلمیة، قم، چ دوم، ۱۴۰۲ق، ص ۶۳.
منابع
- "شجاعت"، مصطفی همدانی، دانشنامه پژوهه، تاریخ بازیابی: ۱۴ بهمن ۱۳۹۱.
مطالب مرتبط




