مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

اضطراب: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی '{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} {{نیازمند ویرایش فنی}} __toc__ اضطراب در ...' ایجاد کرد)
 
 
(۸ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
{{خوب}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 +
'''«اِضطراب»''' در مقابل «[[اطمینان]]»، به معنای عدم ثبات و آرامش قلب است. روش عالمان اخلاق در درمان اضطراب، برگرفته از [[آیه|آیات]] و [[حدیث|روایات]]، و در جهت پرورش بُعد روحی و معنوی افراد است. در تعالیم [[اسلام|اسلامی]]<nowiki/>، بهترین روش برای درمان اضطراب [[ایمان]] به [[الله|خدا]] و ذکر و یاد او، معرفی شده است.
  
−
{{نیازمند ویرایش فنی}}
+
== تعریف اضطراب ==
 +
"اضطراب" در لغت به معنای زیاد این طرف و آن طرف در زمین راه رفتن است که از "الضّرب فی الأرض" گرفته شده<ref>راغب اصفهانی، حسین؛ المفردات فی غریب القرآن (مفردات الفاظ القرآن)، دمشق - بیروت، دارالقلم - الدار الشامیة، ۱۴۱۲ ق، چاپ اول، ‌ص ۵۰۶.</ref> و در حقیقت نشان از عدم ثبات و آرامش است.<ref>طریحى، فخرالدین؛ مجمع البحرین‌، تهران، مرتضوى، ۱۳۷۵ ش، چاپ سوم‌، ج‌۲، ص۱۰۷.</ref> در مقابل آن، کلمه "سکینة" و "اطمینان" قرار دارد که این دو کلمه در مورد سکون و آرامش قلب استعمال مى‌شود و معنایش قرار گرفتن دل و نداشتن اضطراب باطنى در تصمیم و اراده است.<ref>طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم‌، ۱۳۷۴ ش‌، چاپ پنجم‌، ج‌۲، ص ۴۳۸؛ فراهیدى، خلیل؛ کتاب العین، قم، انتشارات هجرت، ۱۴۱۰ ق، چ دوم، ج۷، ص۴۴۲.</ref>
  
−
__toc__
+
در اصطلاح روان­شناسی، اضطراب عبارت است از حالتی نامطبوع همراه با انتظاری نامطمئن از بروز حادثه ­ای زیان ­آور.<ref>ر.ک: گله­دار، نسرین و ساکی، ماندانا؛ اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، قم، نشر معارف، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۱۳.</ref>
  
−
اضطراب در لغت به معنای زیاد این طرف و آن طرف در زمین راه رفتن است و از "الضّرب فی الأرض" گرفته شده است<ref> راغب اصفهانی، حسین؛ المفردات فی غریب القرآن (مفردات الفاظ القرآن)، دمشق- بیروت، دار القلم- الدار الشامیة، 1412ق، چاپ اول، ‌ص506.</ref>‌ که در حقیقت نشان از عدم ثبات و آرامش است<ref> طریحى، فخرالدین؛ مجمع البحرین‌، تهران، مرتضوى، 1375 ش، چاپ سوم‌، ج‌2،ص107.</ref> و در مقابل آن كلمه­ی "سكینة" و "اطمینان" قرار دارد. این دو كلمه در مورد سكون و آرامش قلب استعمال مى‌شود و معنایش قرار گرفتن دل و نداشتن اضطراب باطنى در تصمیم و اراده است.<ref> طباطبایی، محمد حسین؛ المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم‌، 1374 ش‌، چاپ پنجم‌، ج‌2، ص 438 و فراهيدى، خليل؛ كتاب العين، قم، انتشارات هجرت،1410 ق، چ دوم، ج7، ص442.</ref> در اصطلاح روان­شناسی اضطراب عبارت است از حالتی نامطبوع همراه با انتظاری نامطمئن از بروز حادثه­ای زیان­آور.<ref> ر.ک: گله­دار، نسرین و ساکی، ماندانا؛ اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، قم، نشر معارف، 1382ش، ج1، ص113.</ref>
+
وجود مجموعه ­ای از علائم جسمی، فکری و احساسی، نشانه وجود اضطراب است:
  
−
== اضطراب بهنجار و نابهنجار ==
+
علائم جسمی: تپش قلب، تنگی­ نفس، از دست دادن اشتها، تهوع، بی­خوابی، تکرار ادرار، چهره برافروخته، تعرّق، اختلال گفتار و بیقراری.<ref>ر.ک: دادستان، پریرخ؛ روانشناسی مرضی تحولی از کودکی تا بزرگسالی، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸، چاپ سوم، ص ۶۷.</ref>
  
−
اضطراب در برخی مواقع، سازندگی و خلّاقیت را در فرد ایجاد می‌کند، امکان تجسّم موقعیت‌ها و سلطه بر آن‌ها را فراهم می‌آورد و یا آن‌که وی را برمی‌انگیزد تا به طور جدّی با مسؤولیت مهمی مانند آماده شدن برای یک امتحان یا پذیرفتن یک وظیفه­ی اجتماعی مواجه شود.
+
علائم فکری-احساسی: سردرگمی، عصبی بودن، بی­ طاقتی، حواس ­پرتی، نگرانی، وحشت­زدگی، افسردگی، دلواپسی، کم­رویی، گوش ­به ­زنگی و حالت ترسناک یا هیجان­زده به خود گرفتن.<ref>ر.ک: خیر، محمد و استوار، صغری؛ ارتباط میان اضطراب اجتماعی و سوگیری­های شناختی در نوجوانان، مجله مشاور مدرسه، ۱۳۸۷، دوره­ی چهارم، شماره­ی اول، ص۵۵.</ref>
−
اما اگر اضطراب از این حد فراتر رود و از حالت سازندگی خارج شده، جنبه مزمن و مداوم پیدا کند، نه تنها نمی‌توان این صورت را پاسخی سازش یافته دانست، بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده‌ای تلقّی کرد که فرد را از بخش عمده‌ای از امکاناتش محروم می‌کند، آزادی و انعطاف او کاهش می‌یابد و طیف گسترده اختلال‌های اضطرابی را به وجود می‌آورد. از این رو ضروری است که علائم، عوامل و راه­کارهای درمان اضطراب نابهنجار شناخته شود.
 
  
−
== علائم و نشانه­های اضطراب ==
+
==اضطراب بهنجار و نابهنجار==
  
−
وجود مجموعه­ای از علائم بدنی، فکری و احساسی نشانه وجود اضطراب است:
+
اضطراب در برخی مواقع، سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد می‌کند، امکان تجسم موقعیت‌ها و سلطه بر آن‌ها را فراهم می‌آورد و یا آن‌که وی را برمی‌انگیزد تا به طور جدی با مسئولیت مهمی مانند آماده شدن برای یک امتحان علمی یا پذیرفتن یک وظیفه­ اجتماعی مواجه شود.
−
علائم بدنی: تپش قلب، تنگی­نفس، از دست دادن اشتها، تهوع، بی­خوابی، تکرار ادرار، چهره برافروخته، تعرق، اختلال گفتار و بی­قراری. <ref> ر.ک: دادستان، پریرخ؛ روانشناسی مرضی تحولی از کودکی تا بزرگسالی، تهران، انتشارات سمت، 1378، چاپ سوم، ص 67</ref>
 
−
علائم فکری-احساسی: سردرگمی، عصبی بودن، بی­طاقتی، حواس­پرتی، نگرانی، وحشت­زدگی، افسردگی، دل­واپسی، کم­رویی، گوش­به­زنگی و حالت ترسناک یا هیجان­زده به خود گرفتن. <ref> ر.ک: خیر، محمد و استوار، صغری؛ ارتباط میان اضطراب اجتماعی و سوگیری­های شناختی در نوجوانان، مجله مشاور مدرسه، 1387، دوره­ی چهارم، شماره­ی اول، ص55</ref>
 
  
−
== زمینه و عوامل ==
+
اما اگر اضطراب از این حد فراتر رود و از حالت سازندگی خارج شده، جنبه مزمن و مداوم پیدا کند، نه تنها نمی‌توان این صورت را پاسخی سازش یافته دانست، بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده‌ای تلقی کرد که فرد را از بخش عمده‌ای از امکاناتش محروم می‌کند، آزادی و انعطاف او کاهش می‌یابد و طیف گسترده اختلال‌های اضطرابی را به وجود می‌آورد.
  
−
عواملی که سبب ایجاد حالت اضطراب در شخص می­شوند را به طور کلی می­توان به دو گروه تقسیم نمود:
+
==عوامل اضطراب==
  
−
گروه اول، آن دسته عواملی هستند که با اثرگذاری بر ساختمان بدن و جسم موجب اضطراب می­شوند؛ که به طور مثال می­توان از برخی بیماری­ها و ضعف­های جسمی همچون بیماری­های قلبی و عصبی و تنفسی نام برد.
+
عواملی که سبب ایجاد حالت اضطراب در شخص می­ شوند را به طور کلی می ­توان به دو گروه تقسیم نمود:
  
−
گروه دوم، آن دسته عواملی هستند که از روان و افکار شخص مضطرب نشأت گرفته و موجب بروز مشکل می­گردند.
+
* گروه اول، آن دسته عواملی هستند که با اثرگذاری بر ساختمان بدن و جسم موجب اضطراب می ­شوند؛ که به طور مثال می­توان از برخی بیماری­ها و ضعف­های جسمی همچون بیماری­های قلبی و عصبی و تنفسی نام برد.
 +
* گروه دوم، آن دسته عواملی هستند که از روان و افکار شخص مضطرب نشأت گرفته و موجب بروز مشکل می­ گردند. برخی از این گونه افکار و حالات روحی عبارتند از:
  
−
این گونه افکار و حالات روحی عبارتند از:
+
*شکست­ هایی که در گذشته فرد با آنها روبرو شده است.
 +
*[[گناهان]] گذشته.
 +
*انجام ندادن بسیاری از وظایفی که بر دوشش بوده و به عنوان زیربنای اعمال آینده­ اش محسوب می ­شده ­اند.
 +
*بر وفق مراد نبودن امور.
 +
*توقع بیش از حد انسان از خود.
 +
*توجه به انتظارات بیش از حد دیگران نسبت به خود.
 +
*توقع نابجای فرد از دیگران.
  
−
1.    شکسته­هایی که در گذشته فرد با آنها روبرو شده است.
+
==درمان اضطراب==
  
−
2.   گناهان گذشته.
+
پزشکان و روان­پزشکان راه­های گوناگونی را برای درمان این بیماری به بیماران پیشنهاد می­ کنند که از جمله­ این روش­ها می ­توان به دارو درمانی، روان درمانی و رفتار درمانی و... اشاره نمود.<ref>احدی، حسن و دلاور، علی و ابوالقاسمی، شهنام و آزاد، حسین؛ مقایسه­ی اثربخشی چهار روش رفتاری – درمانی، تلفیقی و دارونما در درمان اختلال اضطراب تعمیم یافته، مجله دانش و پژوهش در روان­شناسی، شماره­ی ۱۹و۲۰، ۱۳۸۳.</ref> اما آنچه که مدّ نظر حوزه­ [[اخلاق]] است، شیوه ­های درمان اضطراب ناشی از عوامل [[روح|روحی]] و روانی است. روش عالمان اخلاق در درمان اضطراب برگرفته از [[آیه|آیات]] و [[حدیث|روایات]]، و در جهت پرورش بُعد روحی و معنوی افراد است. برخی راهکارهایی که [[اسلام|دین اسلام]] در این رابطه ارائه می­ کند، عبارتند از:
  
−
3.    انجام ندادن بسیاری از وظایفی که بردوشش بوده و به عنوان زیربنای اعمال آینده­اش محسوب می­شده­اند.
+
'''۱. مشورت با دیگران:'''
  
−
4.   بر وفق مراد نبودن امور.
+
همواره ترس از نتیجه­ بسیاری از کارها که [[انسان]] آگاهی کامل به تمام جوانب آن ندارد، موجب دلهره و اضطراب در برخورد با آن کار و عمل می­ شود. در این گونه موارد، مشورت کردن با اهل فن، بسیاری از موانع را برای انسان آشکار نموده و روش­های آسان دستیابی به آن را می­ نمایاند. [[خداوند]] متعال نظرخواهی از دیگران را، ویژگی مومنان برشمرده<ref>[[سوره شوری]]،۳۸.</ref> و به [[پیامبر اسلام|پیامبر]] خویش نیز سفارش به مشورت با دیگران نموده است.<ref>[[سوره آل عمران]]، ۱۵۹.</ref>
  
−
5.    توقع بیش از حدّ انسان از خود.
+
'''۲. راز و نیاز با خدا:'''
  
−
6.   توجه به انتظارات بیش از حدّ دیگران نسبت به خود.
+
یکی از شیوه­ های درمان اضطراب [[دعا]] کردن است. هنگامی که شخصی دعا می ­کند، خویشتن را به قوه­ محرکه­ پایان ناپذیری که آفرینش و تمامی کائنات در تحت اختیار اوست، متصل می­ کند. ایجاد ارتباط با چنین موجودی آرامش وصف ناپذیری به انسان می دهد. از سوی دیگر، یادآوری مشکلات و بازگو نمودن آنها در هنگام دعا نه تنها در حالات عاطفی مؤثر بوده؛ بلکه در کیفیات بدنی نیز تأثیر داشته و سبب بهبودی می­ شود. احساس این که انسان می ­تواند با نیایش، خواست ها، کاستی­ها و ناآرامی­ های خویش را به درگاه معبودی که قادر متعال است اظهار کند، سبب آرامش می­ گردد.<ref>ر.ک: اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، واعظی، سید احمد؛ بررسی رابطه دعا و اضطراب در گروهی از دانش آموزان مدارس تهران، قم، نشر معارف، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۶۲.</ref>
  
−
7.   توقع نابجای فرد از دیگران.
+
'''۳. ایمان به خدا:'''
−
و ....
 
−
 
−
== روش­های درمان اضطراب ==
 
  
−
پزشکان و روان­پزشکان راه­های گوناگونی را برای درمان این بیماری به بیماران پیشنهاد می­کنند که از جمله­ی این روش­ها می­توان به دارو درمانی، روان درمانی و رفتار درمانی و تلفیقی از روش­های مختلفِ روان درمانی و دارودرمانی و یا دارونمایی و... اشاره نمود./ <ref> احدی، حسن و دلاور، علی و ابوالقاسمی، شهنام و آزاد، حسین؛ مقایسه­ی اثربخشی چهار روش رفتاری – درمانی، تلفیقی و دارونما در درمان اختلال اضطراب تعمیم یافته، مجله دانش و پژوهش در روان­شناسی، شماره­ی 19و20، 1383</ref>
+
ترس از چیزهای واهی و نامعلوم، جزو دست‌آویزهای [[شیطان]] برای ناامید کردن انسان­ها از زندگی هدف­دار در این دنیاست.<ref>[[سوره آل عمران]]، ۱۷۵.</ref> در تعالیم اسلامی بهترین روش برای درمان اضطراب "[[ایمان]] به [[الله|خدا]]" معرفی شده است. به تعبیر [[قرآن]]، انسان آرامش واقعى را که دیگر هر گونه اضطراب و تزلزل از او گرفته شود، تنها وقتى پیدا مى‌کند که به [[ذکر|ذکر]] و یاد خدا برسد. یاد خدا از روى ایمان و [[معرفت]] کامل است که آرامش کامل به انسان مى‌دهد.<ref>ر.ک: مطهری، مرتضی؛ مجموعه­ی آثار، تهران، انتشارات صدرا، ج۴، ص۵۵۸.</ref> با مراجعه به [[آیات]] و روایات، چگونگی تأثیر ایمان بر آرامش روانی انسان به شیوه ­های گوناگون بیان شده است. انسان برای رسیدن به آرامش و رهاساختن خویش از دست عوامل اضطراب، تکیه ­گاهی لازم دارد که جاویدان و فناناپذیر، عالم و دانا، قادر و توانا باشد و یک چنین تکیه­ گاهی تنها در سایه­ ایمان به خدا فراهم می­ گردد؛ «آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدایت‌ یافتگانند!».<ref> [[سوره انعام]]، ۸۲.</ref>
  
−
مشکلاتی روانی ناشی از بیمارهای جسمی، مربوط به حوزه­ی پزشکی می­شود و آنچه که مدّ نظر حوزه­ی اخلاق است، شیوه­های درمان اضطراب ناشی از عوامل روحی و روانی است. روش عالمان اخلاق در درمان اضطراب برگرفته از آیات و روایات، و در جهت پرورش بُعد روحی و معنوی افراد است. در این روش دیگر نیازی به درمان­های داروئی نخواهد بود. اما راهکارهایی که دین اسلام ارائه می­کند، چیست:
+
«قلبی که در آن نور [[توحید]] و معرفت کمال مطلق تابیده باشد، دارای طمأنینه و ثبات و تأنی و قرار است. دلی که نورانی به معرفت حق - جلّ و اعلی - شده باشد، مجاری امور را به قدرت او می­ داند و خود و جدیت و حرکت و سکون خود و همه­ موجودات را از او می­داند و زمام امر موجودات را بدست خود آنها نمی ­داند. چنین قلبی اضطراب و شتاب­زدگی و بی­قراری ندارد. و به ­عکس، دلی که از معرفت، محتجب و در حجاب­های خودبینی و شهوات و لذات حیوانی اندر است، از فوت لذات حیوانی خوفناک است. چنین شخصی طمأنینه قلب را از دست داده و در کارها با عجله و شتاب­زدگی اقدام می­ کند».<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، چ اول، ۱۳۷۷، ص ۳۶۲-۳۶۳.</ref>
−
 
−
1-     مشورت با دیگران
 
  
−
همواره ترس از نتیجه­ی بسیاری از کارها که انسان آگاهی کامل به تمام جوانب آن ندارد، موجب دلهره و اضطراب در برخورد با آن کار و عمل می­شود. در این گونه موارد مشورت کردن با اهل فنّ، بسیاری از موانع را برای انسان آشکار نموده و روش­های آسان دست یابی به آن را می­نمایاند.
+
در مقابلِ انسان­هایی که از گذشته تاریک خود نگرانند، انسانی که خدای خویش را شناخته و به او ایمان دارد، اعتقادش این است که خداوند ستارالعیوب است؛ زشتی­های او را می ­پوشاند و زیبایی ­ها را آشکار می­ کند<ref> صدوق، محمد؛ التوحید، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ق، چ اول، ص۲۲۲. </ref> و فرصت جبران به او را خواهد داد. [[امام علی علیه السلام|امیرمومنان علی]] علیه السلام می ­فرماید: «گناهى که پس از آن مهلت دو رکعت [[نماز]] داشته باشم مرا اندوهگین نمى‌دارد».<ref> سید رضی، محمد؛ نهج البلاغه، قم، انتشارات هجرت، چ اول، ۱۴۱۴ق، ص۵۲۸، حکمت۲۹۹.</ref>
−
خداوند متعال نظرخواهی از دیگران را، ویژگی مومنان برشمرده<ref> شوری،38.</ref> و به پیامبر خویش نیز سفارش به مشورت با دیگران نموده است.<ref> آل عمران،159.</ref>
 
−
 
−
2- راز و نیاز با خدا
 
  
−
یکی از شیوه­های درمان اضطراب دعا کردن است. هنگامی که شخصی دعا می­کند، خویشتن را به قوه­ی محرکه­ی پایان ناپذیری که آفرینش و تمامی کائنات در تحت اختیار اوست، متصل می­کند. ایجاد ارتباط با چنین موجودی آرامش وصف ناپذیری به انسان می­دهد.
+
'''۴. عمل به وظیفه نه نتیجه:'''
  
−
از سوی دیگر یادآوری مشکلات و بازگونمودن آنها در هنگام دعا نه تنها در حالات عاطفی مؤثر بوده؛ بلکه در کیفیات بدنی نیز تأثیر داشته و سبب بهبودی می­شود. احساس اینکه انسان می­تواند با نیایش، خواست ها، کاستی­ها و نا آرامی­های خویش را به درگاه معبودی که قادر متعال است اظهار کند، سبب آرامش می­گردد.<ref> ر.ک: اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، واعظی، سید احمد؛ بررسی رابطه دعا و اضطراب در گروهی از دانش آموزان مدارس تهران، قم، نشر معارف، 1382ش، ج1، ص162.</ref>
+
طبق معارف اسلامی، در صورتی که انسان به واسطه قدرت نداشتن یا تقدیر الهی در کاری موفق نشد، می‌گوید من به وظیفه خود عمل نمودم، پیروزی و شکست و [[عزت]] و [[ذلت نفس|ذلت]]، همه دست خداست. درست است که انسان در مقابل اعمالش مسئول است و بر اساس عملکردش مجازات می‌شود و به اندازه سعی و کوشش خود بهره می‌گیرد و آنچه بکارد می‌درود، ولی مسئولیت او به اندازه توان عملی و قدرت اوست، پس انسان مأمور به وظیفه است، نه نتیجه. مطابق این دیدگاه و با تقویت آن در درون، اکثر فشارهای روانی و اضطراب­ها کاهش می‌یابد.<ref>سلطانی رنانی، مهدی؛ راههای مبارزه با فشارهای روانی از منظر قرآن، مجله مشکاة، ۱۳۸۳ش، ش۸۳، صص ۳۸-۳۹.</ref>
  
−
«نيايش در همين حال كه آرامش را پديد آورده است، در فعاليت­هاى مغزى انسان يك نوع شكفتگى و انبساط باطنى و گاهى روح قهرمانى و دلاورى را تحريك مى‌كند. نيايش خصایص خويش را با علامات بسيار مشخص و منحصر به فرد نشان مى‌دهد؛ صفاى نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادى درونى، چهره پر از يقين، استعداد هدايت، و نيز استقبال از حوادث. اينهاست كه از وجود يك گنجينه­ی پنهان در عمق روح ما حكايت مى‌كند و تحت اين قدرت حتى مردم عقب مانده و كم استعداد نيز مى‌توانند نيروى عقلى و اخلاقى خويش را بهتر به كار بندند و از آن بيشتر بهره گيرند.»<ref> کارل، الکسیس؛ نیایش، به نقل از: مكارم شيرازى، ناصر؛ تهران، تفسير نمونه، ناشر دار الكتب الإسلاميه، 1374 ش، چ اول، ج1، ص640-641.</ref>
+
'''۵. آینده­ روشن پرهیزکاران:'''
−
 
−
3-    ایمان به خدا
 
  
−
ترس از چیزهای واهی و نامعلوم جزو دست­آویزهای شیطان برای ناامید کردن انسان­ها از زندگی هدف­دار در این دنیاست.<ref> آل عمران،175.</ref> در تعالیم اسلامی بهترین روش برای درمان اضطراب "ایمان به خدا" معرفی گشته است. به تعبیر قرآن انسان آرامش واقعى را كه دیگر هرگونه اضطراب و تزلزل از او گرفته شود، تنها وقتى پیدا مى‌كند كه به ذكر اللَّه -یاد خدا- برسد. یاد خدا از روى ایمان و معرفت كامل است كه آرامش كامل به انسان مى‌دهد.<ref> ر.ک: مطهری، مرتضی؛ مجموعه­ی آثار، تهران، انتشارات صدرا، ج4، ص558</ref> با مراجعه به آیات و روایات، چگونگی تأثیر ایمان بر آرامش روانی انسان، به شیوه­های گوناگون بیان شده است. انسان برای رسیدن به آرامش و رها ساختن خویش از دست عوامل اضطراب، تکیه­گاهی لازم دارد که جاویدان و فناناپذیر، عالم و دانا، قادر و توانا باشد و یک چنین تکیه­گاهی تنها در سایه­ی ایمان به خدا فراهم می­گردد.
+
بسیاری از انسان­ها به دلیل ترس از آینده، احتمال از بین رفتن داشته­ ها و نعمت­ها و به وجود آمدن گرفتاری­ها، مضطرب و نگرانند؛ ولی ایمان به خداوند قادر متعال که همواره کفالت بندگان خویش را بر عهده دارد، می­ تواند این گونه نگرانی­ ها را از میان ببرد و به انسان آرامش دهد.<ref>گروه تخصصی تفسیر قرآن، تفسیر همراه با تلاوت نور، تهران، انتشارات ستاد عالی کانون­های فرهنگی و هنری مساجد، ۱۳۸۸، چ اول، ج اول، ص۵۹۴-۵۹۵.</ref> خداوند متعال در کتاب آسمانی [[قرآن]] بارها این وعده را به کسانی که به خداوند ایمان آورده و کارهای نیک انجام می­ دهند داده است که آنها دچار هیچ­گونه ترس و اندوهی نخواهند شد<ref>[[سوره بقره]]،۳۸ و ۶۲ و ۱۱۲ و ۲۷۷ و [[سوره مائده]]، ۵۹ و [[سوره انعام]]، ۴۸ و...</ref> و آینده از آن پرهیزکاران است.<ref>[[سوره اعراف]]، ۱۲۸ و [[سوره هود]]، ۴۹ و [[سوره طه]]، ۱۳۲ و [[سوره قصص]]، ۸۳.</ref>
−
«قلبی که در آن نور توحید و معرفت کمال مطلق تابیده باشد، دارای طمأنینه و ثبات و تأنی و قرار است. دلی که نورانی به معرفت حق –جلّ و اعلی- شده باشد، مجاری امور را به قدرت او می­داند و خود و جدّیت و حرکت و سکون خود و همه­ی موجودات را از او می­داند و زمام امر موجودات را به دست خود آنها نمی­داند. چنین قلبی اضطراب و شتاب­زدگی و بی­قراری ندارد. و به­عکس، دلی که از معرفت محتجب و در حجاب­های خود بینی و شهوات و لذات حیوانی اندر است، از فوت لذّات حیوانی خوفناک است. چنین شخصی طمأنینه قلب را از دست داده و در کارها با عجله و شتاب­زدگی اقدام می­کند.»<ref> امام خمینی، روح الله؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام ره، چ اول، 1377، ص362-363.</ref>
 
  
−
«(آرى،) آنها كه ايمان آوردند، و ايمان خود را با شرك و ستم نيالودند، ايمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدايت‌يافتگانند!»<ref> انعام،82.</ref>
+
'''۶. شناخت مرگ:'''
  
−
در مقابلِ انسان­هایی که از گذشته تاریک خود نگرانند، انسانی که خدای خویش را شناخته و به او ایمان دارد، اعتقادش این است که خداوند ستارالعیوب است؛ زشتی­های او را می­پوشاند و زیبایی­ها را آشکار می­کند<ref> صدوق، محمد؛ التوحید، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1398ق، چ اول، ص222.  «ای آنکه زیبایی­ها را آشکار می­نمایی و زشتی­ها را می­پوشانی»</ref>و فرصت جبران به او را خواهد داد. امیرمومنان علی(ع) می­فرماید: «گناهى كه پس از آن مهلت دو ركعت نمازگزاردن داشته باشم مرا اندوهگين نمى‌دارد»<ref> سید رضی، محمد؛ نهج البلاغه، قم، انتشارات هجرت، چ اول، 1414ق، ص528، حکمت299.</ref>
+
گروهی از انسان­ها نیز به دلیل ترس و وحشت از [[مرگ]] نگران و مضطربند؛ ولی آن که ایمان به خدا دارد، مرگ را ملاقات با خدا می داند و چون معتقد است «[[آخرت]] بهتر و پایدارتر است!»<ref>[[سوره الأعلى]]، ۱۷.</ref> راهش را بسیار روشن و آینده ­اش را بهتر از گذشته می ­داند. توجه به این مقوله، انسان را هر چه بیشتر به لازمه­ [[جهان بینی|جهان‌بینی]] الهی آگاه و آشنا می‌نماید و آن عبارت از هدفدار بودن جهان آفرینش است که با [[حکمت]] الهی نیز سازگاری اصیل دارد؛ یعنی «ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست به بازیچه نیافریدیم».<ref>[[سوره آل عمران]]، ۱۹۱؛ [[سوره انعام]]، ۷۳؛ [[سوره انبیاء]]، ۱۶ و ۱۷.</ref> پس هر موجودی بر اساس برنامه‌ای سنجیده و حساب شده به این جهان گام می‌نهد و خود را به سوی هدف حکیمانه‌ای که رسیدن به لقاءاللّه‌ و سفر به سرای ابدی یا [[جنة|جنّت]] رضوان الهی است، رهنمون می‌شود.
−
+
==پانویس==
−
4- عمل به وظیفه نه نتیجه
+
<references />
−
 
+
==منابع==
−
طبق معارف اسلامی، در صورتی که انسان به واسطه قدرت نداشتن یا تقدیر الهی در کاری موفق نشد، می‌گوید من به وظیفه خود عمل نمودم، پیروزی و شکست و عزّت و ذلّت، همه دست خداست. درست است که انسان در مقابل اعمالش مسئول است و بر اساس عملکردش مجازات می‌شود و به اندازه سعی و کوشش خود بهره می‌گیرد و آنچه بکارد می‌درود، ولی مسئولیّت او به اندازه­ی توان عملی و قدرت اوست، پس انسان مأمور به وظیفه است، نه نتیجه. مطابق این دیدگاه و با تقویت آن در درون، اکثر فشارهای روانی و اضطراب­ها کاهش می‌یابد.<ref> . سلطانی رنانی، مهدی؛ راههای مبارزه با فشارهای روانی از منظر قرآن، مجله مشکاة، 1383ش، ش83، صص 38-39.</ref>
+
* [http://www.pajoohe.ir "اضطراب"، دانشنامه پژوهه]، محمد سودی، تاریخ بازیابی: ۲۷ آبان ۱۳۹۱.
−
+
{{سنجش کیفی
−
5-  آینده­ روشن پرهیزکاران
+
|سنجش=شده
−
 
+
|شناسه= ضعیف
−
بسیاری از انسان­ها به دلیل ترس از آینده، احتمال از بین رفتن داشته­ها و نعمت­ها و به وجود آمدن گرفتاری­ها، مضطرب و نگرانند؛ ولی ایمان به خداوند قادر متعال خدایی که همواره کفالت بندگان خویش را برعهده دارد، می­تواند این گونه نگرانی­ها را از میان ببرد و به انسان آرامش دهد.<ref> گروه تخصصی تفسیر قرآن، تفسیر همراه با تلاوت نور، تهران، اتشارات ستاد عالی کانون­های فرهنگی و هنری مساجد، 1388، چ اول، ج اول، ص594-595.</ref> خداوند متعال در کتاب آسمانی قرآن بارها و بارها این وعده را به کسانی که به خداوند ایمان آورده و کارهای نیک انجام می­دهند داده است که، آنها دچار هیچ­گونه ترس و اندوهی نخواهند شد/ .<ref> بقره،38و62و112و 277و مائده،59 و انعام،48 و....</ref> و آینده از آن پرهیزکاران است.<ref> اعراف،128 و هود،49 و طه،132 و قصص،83.</ref>
+
|عنوان بندی مناسب= خوب
−
+
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
−
6-  شناخت مرگ
+
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
−
 
+
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
−
گروهی از انسان­ها نیز به دلیل ترس و وحشت از مرگ نگران و مضطربند؛ ولی آنکه ایمان به خدا دارد، مرگ را ملاقات با خدا می­داند و چون معتقد است «در حالى كه آخرت بهتر و پایدارتر است!»<ref> اعلی،17</ref> راهش را بسیار روشن و آینده­اش را بهتر از گذشته می­داند. توجّه به این مقوله انسان را هر چه بهتر و بیشتر به لازمه­ی جهان‌بینی الهی آگاه و آشنا می‌نماید و آن عبارت از هدفدار بودن جهان آفرینش است که با حکمت الهی نیز سازگاری اصیل دارد؛ یعنی «ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست به بازیچه نیافریدیم»<ref> . آل عمران ، 191؛ انعام ، 73؛ انبیاء ، 16 و 17.</ref>. پس هر موجودی بر اساس برنامه‌ای سنجیده و حسابشده به این جهان گام می‌نهد و خود را به سوی هدف حکیمانه‌ای که رسیدن به لقاءاللّه‌ و سفر به سرای ابدی یا جنّت رضوان الهی است، رهنمون می‌شود.
+
|جامعیت= خوب
−
 
+
|رعایت اختصار= خوب
−
== پانویس ==
+
|سیر منطقی= خوب
−
 
+
|کیفیت پژوهش= خوب
−
<references/>
+
|رده= دارد
−
 
+
}}
−
== منابع ==
 
−
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=40634#_ftnref19 اضطراب، محمد سودی، سایت پژوهشکده باقر العلوم(ع) ( بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)]، تاریخ بازیابی : 27 آبان 1391.
 
 
[[رده:اخلاق فردی]]
 
[[رده:اخلاق فردی]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 +
[[رده: مقاله های مرتبط به دانشنامه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۷:۲۵


این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«اِضطراب» در مقابل «اطمینان»، به معنای عدم ثبات و آرامش قلب است. روش عالمان اخلاق در درمان اضطراب، برگرفته از آیات و روایات، و در جهت پرورش بُعد روحی و معنوی افراد است. در تعالیم اسلامی، بهترین روش برای درمان اضطراب ایمان به خدا و ذکر و یاد او، معرفی شده است.

تعریف اضطراب

"اضطراب" در لغت به معنای زیاد این طرف و آن طرف در زمین راه رفتن است که از "الضّرب فی الأرض" گرفته شده[۱] و در حقیقت نشان از عدم ثبات و آرامش است.[۲] در مقابل آن، کلمه "سکینة" و "اطمینان" قرار دارد که این دو کلمه در مورد سکون و آرامش قلب استعمال مى‌شود و معنایش قرار گرفتن دل و نداشتن اضطراب باطنى در تصمیم و اراده است.[۳]

در اصطلاح روان­شناسی، اضطراب عبارت است از حالتی نامطبوع همراه با انتظاری نامطمئن از بروز حادثه ­ای زیان ­آور.[۴]

وجود مجموعه ­ای از علائم جسمی، فکری و احساسی، نشانه وجود اضطراب است:

علائم جسمی: تپش قلب، تنگی­ نفس، از دست دادن اشتها، تهوع، بی­خوابی، تکرار ادرار، چهره برافروخته، تعرّق، اختلال گفتار و بیقراری.[۵]

علائم فکری-احساسی: سردرگمی، عصبی بودن، بی­ طاقتی، حواس ­پرتی، نگرانی، وحشت­زدگی، افسردگی، دلواپسی، کم­رویی، گوش ­به ­زنگی و حالت ترسناک یا هیجان­زده به خود گرفتن.[۶]

اضطراب بهنجار و نابهنجار

اضطراب در برخی مواقع، سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد می‌کند، امکان تجسم موقعیت‌ها و سلطه بر آن‌ها را فراهم می‌آورد و یا آن‌که وی را برمی‌انگیزد تا به طور جدی با مسئولیت مهمی مانند آماده شدن برای یک امتحان علمی یا پذیرفتن یک وظیفه­ اجتماعی مواجه شود.

اما اگر اضطراب از این حد فراتر رود و از حالت سازندگی خارج شده، جنبه مزمن و مداوم پیدا کند، نه تنها نمی‌توان این صورت را پاسخی سازش یافته دانست، بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده‌ای تلقی کرد که فرد را از بخش عمده‌ای از امکاناتش محروم می‌کند، آزادی و انعطاف او کاهش می‌یابد و طیف گسترده اختلال‌های اضطرابی را به وجود می‌آورد.

عوامل اضطراب

عواملی که سبب ایجاد حالت اضطراب در شخص می­ شوند را به طور کلی می ­توان به دو گروه تقسیم نمود:

  • گروه اول، آن دسته عواملی هستند که با اثرگذاری بر ساختمان بدن و جسم موجب اضطراب می ­شوند؛ که به طور مثال می­توان از برخی بیماری­ها و ضعف­های جسمی همچون بیماری­های قلبی و عصبی و تنفسی نام برد.
  • گروه دوم، آن دسته عواملی هستند که از روان و افکار شخص مضطرب نشأت گرفته و موجب بروز مشکل می­ گردند. برخی از این گونه افکار و حالات روحی عبارتند از:
  • شکست­ هایی که در گذشته فرد با آنها روبرو شده است.
  • گناهان گذشته.
  • انجام ندادن بسیاری از وظایفی که بر دوشش بوده و به عنوان زیربنای اعمال آینده­ اش محسوب می ­شده ­اند.
  • بر وفق مراد نبودن امور.
  • توقع بیش از حد انسان از خود.
  • توجه به انتظارات بیش از حد دیگران نسبت به خود.
  • توقع نابجای فرد از دیگران.

درمان اضطراب

پزشکان و روان­پزشکان راه­های گوناگونی را برای درمان این بیماری به بیماران پیشنهاد می­ کنند که از جمله­ این روش­ها می ­توان به دارو درمانی، روان درمانی و رفتار درمانی و... اشاره نمود.[۷] اما آنچه که مدّ نظر حوزه­ اخلاق است، شیوه ­های درمان اضطراب ناشی از عوامل روحی و روانی است. روش عالمان اخلاق در درمان اضطراب برگرفته از آیات و روایات، و در جهت پرورش بُعد روحی و معنوی افراد است. برخی راهکارهایی که دین اسلام در این رابطه ارائه می­ کند، عبارتند از:

۱. مشورت با دیگران:

همواره ترس از نتیجه­ بسیاری از کارها که انسان آگاهی کامل به تمام جوانب آن ندارد، موجب دلهره و اضطراب در برخورد با آن کار و عمل می­ شود. در این گونه موارد، مشورت کردن با اهل فن، بسیاری از موانع را برای انسان آشکار نموده و روش­های آسان دستیابی به آن را می­ نمایاند. خداوند متعال نظرخواهی از دیگران را، ویژگی مومنان برشمرده[۸] و به پیامبر خویش نیز سفارش به مشورت با دیگران نموده است.[۹]

۲. راز و نیاز با خدا:

یکی از شیوه­ های درمان اضطراب دعا کردن است. هنگامی که شخصی دعا می ­کند، خویشتن را به قوه­ محرکه­ پایان ناپذیری که آفرینش و تمامی کائنات در تحت اختیار اوست، متصل می­ کند. ایجاد ارتباط با چنین موجودی آرامش وصف ناپذیری به انسان می دهد. از سوی دیگر، یادآوری مشکلات و بازگو نمودن آنها در هنگام دعا نه تنها در حالات عاطفی مؤثر بوده؛ بلکه در کیفیات بدنی نیز تأثیر داشته و سبب بهبودی می­ شود. احساس این که انسان می ­تواند با نیایش، خواست ها، کاستی­ها و ناآرامی­ های خویش را به درگاه معبودی که قادر متعال است اظهار کند، سبب آرامش می­ گردد.[۱۰]

۳. ایمان به خدا:

ترس از چیزهای واهی و نامعلوم، جزو دست‌آویزهای شیطان برای ناامید کردن انسان­ها از زندگی هدف­دار در این دنیاست.[۱۱] در تعالیم اسلامی بهترین روش برای درمان اضطراب "ایمان به خدا" معرفی شده است. به تعبیر قرآن، انسان آرامش واقعى را که دیگر هر گونه اضطراب و تزلزل از او گرفته شود، تنها وقتى پیدا مى‌کند که به ذکر و یاد خدا برسد. یاد خدا از روى ایمان و معرفت کامل است که آرامش کامل به انسان مى‌دهد.[۱۲] با مراجعه به آیات و روایات، چگونگی تأثیر ایمان بر آرامش روانی انسان به شیوه ­های گوناگون بیان شده است. انسان برای رسیدن به آرامش و رهاساختن خویش از دست عوامل اضطراب، تکیه ­گاهی لازم دارد که جاویدان و فناناپذیر، عالم و دانا، قادر و توانا باشد و یک چنین تکیه­ گاهی تنها در سایه­ ایمان به خدا فراهم می­ گردد؛ «آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدایت‌ یافتگانند!».[۱۳]

«قلبی که در آن نور توحید و معرفت کمال مطلق تابیده باشد، دارای طمأنینه و ثبات و تأنی و قرار است. دلی که نورانی به معرفت حق - جلّ و اعلی - شده باشد، مجاری امور را به قدرت او می­ داند و خود و جدیت و حرکت و سکون خود و همه­ موجودات را از او می­داند و زمام امر موجودات را بدست خود آنها نمی ­داند. چنین قلبی اضطراب و شتاب­زدگی و بی­قراری ندارد. و به ­عکس، دلی که از معرفت، محتجب و در حجاب­های خودبینی و شهوات و لذات حیوانی اندر است، از فوت لذات حیوانی خوفناک است. چنین شخصی طمأنینه قلب را از دست داده و در کارها با عجله و شتاب­زدگی اقدام می­ کند».[۱۴]

در مقابلِ انسان­هایی که از گذشته تاریک خود نگرانند، انسانی که خدای خویش را شناخته و به او ایمان دارد، اعتقادش این است که خداوند ستارالعیوب است؛ زشتی­های او را می ­پوشاند و زیبایی ­ها را آشکار می­ کند[۱۵] و فرصت جبران به او را خواهد داد. امیرمومنان علی علیه السلام می ­فرماید: «گناهى که پس از آن مهلت دو رکعت نماز داشته باشم مرا اندوهگین نمى‌دارد».[۱۶]

۴. عمل به وظیفه نه نتیجه:

طبق معارف اسلامی، در صورتی که انسان به واسطه قدرت نداشتن یا تقدیر الهی در کاری موفق نشد، می‌گوید من به وظیفه خود عمل نمودم، پیروزی و شکست و عزت و ذلت، همه دست خداست. درست است که انسان در مقابل اعمالش مسئول است و بر اساس عملکردش مجازات می‌شود و به اندازه سعی و کوشش خود بهره می‌گیرد و آنچه بکارد می‌درود، ولی مسئولیت او به اندازه توان عملی و قدرت اوست، پس انسان مأمور به وظیفه است، نه نتیجه. مطابق این دیدگاه و با تقویت آن در درون، اکثر فشارهای روانی و اضطراب­ها کاهش می‌یابد.[۱۷]

۵. آینده­ روشن پرهیزکاران:

بسیاری از انسان­ها به دلیل ترس از آینده، احتمال از بین رفتن داشته­ ها و نعمت­ها و به وجود آمدن گرفتاری­ها، مضطرب و نگرانند؛ ولی ایمان به خداوند قادر متعال که همواره کفالت بندگان خویش را بر عهده دارد، می­ تواند این گونه نگرانی­ ها را از میان ببرد و به انسان آرامش دهد.[۱۸] خداوند متعال در کتاب آسمانی قرآن بارها این وعده را به کسانی که به خداوند ایمان آورده و کارهای نیک انجام می­ دهند داده است که آنها دچار هیچ­گونه ترس و اندوهی نخواهند شد[۱۹] و آینده از آن پرهیزکاران است.[۲۰]

۶. شناخت مرگ:

گروهی از انسان­ها نیز به دلیل ترس و وحشت از مرگ نگران و مضطربند؛ ولی آن که ایمان به خدا دارد، مرگ را ملاقات با خدا می داند و چون معتقد است «آخرت بهتر و پایدارتر است!»[۲۱] راهش را بسیار روشن و آینده ­اش را بهتر از گذشته می ­داند. توجه به این مقوله، انسان را هر چه بیشتر به لازمه­ جهان‌بینی الهی آگاه و آشنا می‌نماید و آن عبارت از هدفدار بودن جهان آفرینش است که با حکمت الهی نیز سازگاری اصیل دارد؛ یعنی «ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست به بازیچه نیافریدیم».[۲۲] پس هر موجودی بر اساس برنامه‌ای سنجیده و حساب شده به این جهان گام می‌نهد و خود را به سوی هدف حکیمانه‌ای که رسیدن به لقاءاللّه‌ و سفر به سرای ابدی یا جنّت رضوان الهی است، رهنمون می‌شود.

پانویس

  1. ↑ راغب اصفهانی، حسین؛ المفردات فی غریب القرآن (مفردات الفاظ القرآن)، دمشق - بیروت، دارالقلم - الدار الشامیة، ۱۴۱۲ ق، چاپ اول، ‌ص ۵۰۶.
  2. ↑ طریحى، فخرالدین؛ مجمع البحرین‌، تهران، مرتضوى، ۱۳۷۵ ش، چاپ سوم‌، ج‌۲، ص۱۰۷.
  3. ↑ طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم‌، ۱۳۷۴ ش‌، چاپ پنجم‌، ج‌۲، ص ۴۳۸؛ فراهیدى، خلیل؛ کتاب العین، قم، انتشارات هجرت، ۱۴۱۰ ق، چ دوم، ج۷، ص۴۴۲.
  4. ↑ ر.ک: گله­دار، نسرین و ساکی، ماندانا؛ اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، قم، نشر معارف، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۱۳.
  5. ↑ ر.ک: دادستان، پریرخ؛ روانشناسی مرضی تحولی از کودکی تا بزرگسالی، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸، چاپ سوم، ص ۶۷.
  6. ↑ ر.ک: خیر، محمد و استوار، صغری؛ ارتباط میان اضطراب اجتماعی و سوگیری­های شناختی در نوجوانان، مجله مشاور مدرسه، ۱۳۸۷، دوره­ی چهارم، شماره­ی اول، ص۵۵.
  7. ↑ احدی، حسن و دلاور، علی و ابوالقاسمی، شهنام و آزاد، حسین؛ مقایسه­ی اثربخشی چهار روش رفتاری – درمانی، تلفیقی و دارونما در درمان اختلال اضطراب تعمیم یافته، مجله دانش و پژوهش در روان­شناسی، شماره­ی ۱۹و۲۰، ۱۳۸۳.
  8. ↑ سوره شوری،۳۸.
  9. ↑ سوره آل عمران، ۱۵۹.
  10. ↑ ر.ک: اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، واعظی، سید احمد؛ بررسی رابطه دعا و اضطراب در گروهی از دانش آموزان مدارس تهران، قم، نشر معارف، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۶۲.
  11. ↑ سوره آل عمران، ۱۷۵.
  12. ↑ ر.ک: مطهری، مرتضی؛ مجموعه­ی آثار، تهران، انتشارات صدرا، ج۴، ص۵۵۸.
  13. ↑ سوره انعام، ۸۲.
  14. ↑ امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، چ اول، ۱۳۷۷، ص ۳۶۲-۳۶۳.
  15. ↑ صدوق، محمد؛ التوحید، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ق، چ اول، ص۲۲۲.
  16. ↑ سید رضی، محمد؛ نهج البلاغه، قم، انتشارات هجرت، چ اول، ۱۴۱۴ق، ص۵۲۸، حکمت۲۹۹.
  17. ↑ سلطانی رنانی، مهدی؛ راههای مبارزه با فشارهای روانی از منظر قرآن، مجله مشکاة، ۱۳۸۳ش، ش۸۳، صص ۳۸-۳۹.
  18. ↑ گروه تخصصی تفسیر قرآن، تفسیر همراه با تلاوت نور، تهران، انتشارات ستاد عالی کانون­های فرهنگی و هنری مساجد، ۱۳۸۸، چ اول، ج اول، ص۵۹۴-۵۹۵.
  19. ↑ سوره بقره،۳۸ و ۶۲ و ۱۱۲ و ۲۷۷ و سوره مائده، ۵۹ و سوره انعام، ۴۸ و...
  20. ↑ سوره اعراف، ۱۲۸ و سوره هود، ۴۹ و سوره طه، ۱۳۲ و سوره قصص، ۸۳.
  21. ↑ سوره الأعلى، ۱۷.
  22. ↑ سوره آل عمران، ۱۹۱؛ سوره انعام، ۷۳؛ سوره انبیاء، ۱۶ و ۱۷.

منابع


مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه