شیخ عبدالنبی اراکی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(آرشیو عکس و تصویر)
 
(۱۰ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
حاج شيخ عبدالنبى اراكى که به عراقی نیز شهرت دارند. از فقهای شیعه قرن چهاردهم و اساتید حوزه نجف و قم بوده است. او  آثاری در فقه و کلام داشته است.
+
'''آیت الله العظمی عبدالنبى عراقی''' (۱۳۰۷ - ۱۳۸۵ ق) معروف به «آقا نجفی عراقی»، از مدرسان و فقهای بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدى]] و [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقى]] بود. وى علاوه بر تدریس و تربیت طلاب، بیش از یکصد جلد کتاب در زمینه‌هاى مختلف [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[اخلاق]] و انسان شناسى تألیف نموده است.
==ولادت و تحصيل ==
+
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = عبدالنبى اراکى ن‍ج‍ف‍ی‌
 +
||تصویر= [[پرونده:عبدالنبی اراکی.jpg]]
 +
||زادروز = ۱۳۰۷ قمری
 +
|زادگاه = اراک
 +
|وفات = ۱۳۸۵ قمری
 +
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]
 +
|اساتید = [[آقا نورالدین عراقی|آقا نورالدین عراقى]]، [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدى]]، [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقى]]، [[آخوند خراسانی]]،...
 +
|شاگردان = سید محمدعلى کاظمینى بروجردى، سید شفیع واحدى رشتى، محمدحسین آل طاهر خمینى، [[مسلم ملکوتی|مسلم سرابى ملکوتى]]، [[سید محمدعلی قاضی طباطبائی|سید محمدعلى قاضى طباطبایى]]،...
 +
|آثار = معالم الزلفى، روح الایمان، منهج الرشاد فى الاصول الدین، فوائد قمیة، حاشیه بر مکاسب،...
 +
}}
 +
==تحصیل و استادان==
  
حاج شيخ عبدالنبى اراكى به سال 1307، در شب مبعث پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در شهر اراك و در خانواده اى مذهبى ديده به جهان گشود. خواندن و نوشتن را در مكتب شخصى به نام سيد احمد و نيز نورعلى بگ مى آموزد. پس از آن، ادبيات را نزد ميرزا محمود، از بستگان پدرى خود و نزد مرحوم ميرزا هاشم و ميرزا رضى و ميرزا اسماعيل و... فرامى گيرد. وى سپس به شهر همدان هجرت مى كند و به مدت دو سال، در مدرسه مرحوم آخوند در اين شهر - واقع در سر گذر - به تحصيل خود ادامه مى دهد. آن گاه به زادگاه خود اراك بازمى گردد و حدود چهار سال در درس اساتيد مشهور شهر خود شركت مى كند.
+
عبدالنبى اراکى (که به عراقی نیز شهرت دارد) به سال ۱۳۰۷ قمری، در اراک دیده به جهان گشود. وی ادبیات را نزد میرزا محمود، از بستگان پدرى خود و نزد مرحوم میرزا هاشم و میرزا رضى و ... فرامى گیرد. عبدالنبى سپس به شهر همدان هجرت مى کند و به مدت دو سال، در مدرسه مرحوم آخوند در این شهر - واقع در سر گذر - به تحصیل خود ادامه مى دهد. آن گاه به زادگاه خود اراک بازمى گردد و حدود چهار سال در درس اساتید مشهور شهر خود شرکت مى کند.
  
در بيست سالگى، دروس سطح را به اتمام مى رساند و درس خارج را آغاز مى نمايد. حدود دو سال در مجلس درس بزرگانى چون: آقا نورالدين عراقى، ميرزا محمد عليخان و ميرزا ابوالحسن  زانوى ادب مى زند و در اين مدت كوتاه، بهره وافر از محضر آنان مى برد. سال 1327، جهت تكميل اندوخته ها و طى مدارج علمى بالاتر، رهسپار [[نجف]] اشرف مى گردد و در حوزه نجف، گذشته از اين كه علوم رياضى و هيئت و نجوم را نزد شيخ شمس الدين بخارايى مى آموزد، در درس مراجع و علماى بزرگ حوزه هم شركت مى جويد.
+
در بیست سالگى، دروس سطح را به اتمام مى رساند و درس خارج را آغاز مى نماید. حدود دو سال در مجلس درس بزرگانى چون: [[آقا نورالدین عراقی|آقا نورالدین عراقى]]، میرزا محمد علیخان و میرزا ابوالحسن، زانوى ادب مى زند و در این مدت کوتاه، بهره وافر از محضر آنان مى برد. سال ۱۳۲۷، جهت تکمیل اندوخته ها و طى مدارج علمى بالاتر، رهسپار [[نجف]] اشرف مى گردد و در حوزه نجف، گذشته از این که علوم [[ریاضی|ریاضى]] و هیئت و [[علم نجوم|نجوم]] را نزد شیخ شمس الدین بخارایى مى آموزد، و در درس مراجع و علماى بزرگ حوزه هم شرکت مى جوید.
  
آيت الله اراكى در خصوص اساتيد خود مى نويسد: «حقير از اول تحصيلم كه كتاب به دست گرفتم تا موقعى كه فارغ شدم، بيست و هشت استاد ديدم و بيست و هشت شيخ دارم. رحمة الله عليهم اجمعين».<ref>خزائن نبويه، ج ص 378.</ref>
+
آیت الله اراکى در خصوص اساتید خود مى نویسد: «حقیر از اول تحصیلم که کتاب به دست گرفتم تا موقعى که فارغ شدم، بیست و هشت استاد دیدم و بیست و هشت شیخ دارم. رحمة الله علیهم اجمعین».<ref>خزائن نبویه، ج ۱، ص ۳۷۸.</ref>
  
==اساتيد آيت  الله اراكى در نجف==
+
برخی اساتید شیخ اراکى در نجف عبارتند از:
  
* 1- مرحوم آيت الله سيد محسن عراقى (در كلام و [[حكمت]]).
+
*آیت الله سید محسن عراقى (در [[علم کلام|کلام]] و [[حکمت]]).
  
* 2- مرحوم آخوند ملا محمدكاظم خراسانى، صاحب «كفاية الاصول» وى دو سال از درس ايشان استفاده برده است.
+
*[[آخوند خراسانی|آخوند ملا محمدکاظم خراسانى]]، صاحب «[[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]»؛ وى دو سال از درس ایشان استفاده برده است.
  
* 3- مرحوم آقا سيد محمدكاظم طباطبايى يزدى، صاحب «عروة الوثقى». آيت الله اراكى در كتاب «خزائن» ضمن يادكردى از اين استاد، مى نويسد حدود يك سال از درس [[فقه]] ايشان بهره مند شده است.<ref>همان، ص 181.</ref>
+
*[[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم طباطبایى یزدى]]، صاحب «[[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقى]]»؛ آیت الله اراکى در کتاب «خزائن نبویه» ضمن یادکردى از این استاد، مى نویسد حدود یک سال از درس [[فقه]] ایشان بهره مند شده است.<ref>همان، ص ۱۸۱.</ref>
  
* 4- مرحوم شيخ الشريعه اصفهانى. با اين كه ايشان زياده بر پانزده سال، شيخ الشريعه اصفهانى را درك مى كند، ولى تنها در حدود هفت، هشت ماه در درس فقه وى حاضر مى شود.<ref>همان، ص 189.</ref>
+
*[[شیخ الشریعه اصفهانی|شیخ الشریعه اصفهانى]]؛ وی در حدود هشت ماه در درس فقه وى حاضر مى شود.
  
* 5- مرحوم آقا ضياءالدين عراقى؛ كه بيشترين تحصيلات وى نزد ايشان بوده است.<ref> همان، ص 256.</ref>
+
*[[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقى]]؛ که بیشترین تحصیلات وى نزد ایشان بوده است.
  
* 6- مرحوم آقا شيخ على قوچانى.
+
*شیخ على قوچانى.
  
* 7- مرحوم آقا شيخ مهدى مازندرانى.
+
*شیخ مهدى مازندرانى.
  
* 8- مرحوم ميرزا حسين نائينى (به مدت 8 سال).
+
*[[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا محمدحسین نائینى]] (به مدت ۸ سال).
  
* 9- مرحوم آيت الله شيخ على گون‌آبادى.
+
*آیت الله شیخ على گون‌آبادى.
  
* 10- حاج ميرزا على آقا قاضى تبريز. ايشان استاد اخلاق و سير و سلوك آيت الله اراكى بوده است.<ref>همان، ص 241 و ج ص 217.</ref>
+
*[[سید علی آقا قاضی|میرزا على آقا قاضى تبریزی]]؛ ایشان استاد [[اخلاق]] و سیر و سلوک آیت الله اراکى بوده است.<ref>همان، ص ۲۴۱ و ج ۲، ص ۲۱۷.</ref>
  
آيت الله اراكى سه سال پس از جنگ جهانى، به جهت فوت پدر به ايران بازگشت و در زادگاه خود پنج ماه توقف كرد و به اقامه [[نماز جماعت]]، قضاوت و تدريس پرداخت. سپس مجدداً به [[نجف]] بازگشت و در مجموع، چهل و پنج سال در آن جا اقامت گزيد. در اين مدت وى علاوه بر بهره جستن از درس اساتيد قبلى خود، به تدريس خارج فقه و اصول هم پرداخت و شاگردان بسيارى را تحت تربيت و تعليم قرار داد.  
+
آیت الله اراکى سه سال پس از جنگ جهانى، به جهت فوت پدر به [[ایران|ایران]] بازگشت و در زادگاه خود پنج ماه توقف کرد و به اقامه [[نماز جماعت]]، [[قضاوت]] و تدریس پرداخت. سپس مجدداً به [[نجف]] بازگشت و در مجموع، چهل و پنج سال در آن جا اقامت گزید. در این مدت وى علاوه بر بهره جستن از درس اساتید قبلى خود، به تدریس خارج فقه و اصول هم پرداخت و شاگردان بسیارى را تحت تربیت و تعلیم قرار داد.  
  
در اين زمينه خود ايشان مى نويسد: «مدت چهل و پنج سال در مجموع دو سفر در نجف بودم و بحمدالله گوى سبقت در تدريس خارج را در آن جا ربودم و بر معاصرين تقدم جستم... و در نجف در عصر اساتيد، معضلات فقه آل محمد صلی الله علیه و آله به دست حقير حل شد؛ چنانچه «رساله اعلام العامة فى صحة الحج مع ابناء العامة» و «رساله ايقاظ البشر فى اجزاء اضطرارى المشعر» و «رساله ارشاد الامة فى عدم اجزاء صلاة الجمعة» تماماً طبع نجف شواهد دعوايم بوده كه اساتيد و معاصرين عموماً به فتواى حقير رجوع نمودند».
+
در این زمینه خود ایشان مى نویسد: «مدت چهل و پنج سال در مجموع دو سفر در نجف بودم و بحمدالله گوى سبقت در تدریس خارج را در آن جا ربودم و بر معاصرین تقدم جستم... و در نجف در عصر اساتید، معضلات فقه آل محمد صلی الله علیه و آله به دست حقیر حل شد؛ چنانچه «رساله اعلام العامة فى صحة الحج مع ابناء العامة» و «رساله ایقاظ البشر فى اجزاء اضطرارى المشعر» و «رساله ارشاد الامة فى عدم اجزاء صلاة الجمعة» تماماً طبع نجف، شواهد دعوایم بوده که اساتید و معاصرین عموماً به فتواى حقیر رجوع نمودند».
  
==بازگشت شیخ عبد النبی به ايران==
+
'''اساتید اجازه روایت و اجتهاد:'''
  
آيت الله شيخ عبدالنبى اراكى در سال 1340، به قصد زيارت حضرت ثامن الائمه علیهم السلام به ايران بازگشت و به اتفاق مرحوم حائرى رهسپار [[مشهد]] گرديد. به هنگام مراجعت، مرحوم آيت  الله حائرى، مؤسس حوزه علميه، از ايشان براى اقامت در [[قم]] دعوت مى كنند؛ ولى ايشان بنا به دعوت متولى مدرسه سپهدار، راهى زادگاه خود مى گردد و در آن جا به مدت يك سال به تدريس مشغول مى شود.<ref>همان، ج 1، ص 241.</ref> و در رأس علماى اراك قرار مى گيرد.
+
آیت الله شیخ عبدالنبى اراکى، از بزرگان ذیل [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نقل روایت داشته است:
  
==دعوت به تدريس==
+
*[[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] (مورخ ۱۳۴۲).
  
آيت  الله اراكى به سال 1346 بنا به دعوت مرحوم آيت  الله سيد ابوالحسن اصفهانى جهت تدريس در حوزه [[نجف]]، به عتبات هجرت مى كند و در مسجد هندى به تدريس مى پردازد. اين امر همچنان ادامه مى يابد تا در سال 1366 كه فرزند ايشان (آقا نورالدين) مريض مى شود و طبق دستور اطباى نجف، به ايران بازمى‌گردد؛ اما اين بار در [[قم]] رحل اقامت مى فكند و در مسجد عشقعلى به اقامه جماعت و تدريس اشتغال مى ورزد و پس از آن در مسجدِ واقع در خيابان اعتضادالدوله، امامت و تدريس مى نمايد.
+
*[[شیخ علی قمی|شیخ على القمى]]، امام جماعت [[مسجد هندی|مسجد هندى]] در [[نجف]].
  
وى علاوه بر آگاهى به [[فقه]] و [[اصول]] و [[كلام]]، در علوم غريبه و تعبير خواب نيز مهارت داشت.
+
*شیخ مهدى مازندرانى (مورخ ۱۳۳۹).
  
==تأليفات ==
+
*سید عبدالغفار مازندرانى (مورخ ۱۳۴۴).
  
آيت  الله شيخ عبدالنبى اراكى را بايد در زمره آن دسته از بزرگان حوزه قرار داد كه در كنار تدريس و تربيت طلاب، به تأليف كتاب نيز مى پرداخته اند.<ref>همان، ص 41 و 3.</ref> از ايشان بيش از يكصد جلد كتاب در زمينه هاى مختلف فقه، اصول، اخلاق و انسان شناسى به جاى مانده است كه حدود 30 جلد از آن ها به چاپ رسيده است. برخى از آثار وى به قرار ذيل است:
+
*شیخ ضیاءالدین عراقى، (مورخ ۱۳۴۱).
  
* 1- «رساله عمليه»، كه در سال 1366 قمرى، پس از رحلت آيت  الله سيد ابوالحسن اصفهانى در [[نجف]] به چاپ رسيد.
+
*[[شیخ آقا بزرگ تهرانی|شیخ آقا بزرگ تهرانى]]، (مورخ ۱۳۳۵).
  
* 2- «معالم الزلفى»، در شرح كتاب «عروة الوثقى»، كه 25 جلد مى باشد و تاكنون يك جلد آن چاپ شده است.
+
*شیخ محمدکاظم شیرازى، (مورخ ۱۳۳۴).
  
* 3- «افاضة القدير» در طهارت عصير.
+
*شیخ محمدحسین اصفهانى - صاحب الکرامات الباهرة - (مورخ ۱۳۵۲).
  
* 4- «انيس المقلدين»، رساله عمليه، طبع قم، 1372.
+
علاوه بر این، ایشان از بزرگان ذیل که هر یک از مراجع یا فقهاى نامدار زمان خویش بوده اند، جواز [[اجتهاد]] نیز دریافت کرده بودند:
  
* 5- «غوالى اللئالى»؛ در فروع علم اجمالى - اين كتاب، تقريرات بحث ايشان به قلم مرحوم آقا ميرزا محمود اراكى است كه در سال 1369 چاپ شده و يك صد و پنجاه و هشت فرع دارد.
+
*آیت  الله آقا ضیاء عراقى.
  
* 6- «روح الايمان»؛ فقط يك جلد است كه در سال 1350 در نجف به چاپ رسيده است و در قم نيز به سعى و اهتمام حاج محمدعلى نمازيخواه تجديد طبع شد. اين كتاب در روانشناسى و نفسانيات انسان است و حقيقت ايمان را آن طورى كه دين مقدس [[اسلام]] دستور داده، معرفى مى نمايد.
+
*آیت  الله شیخ مهدى مازندرانى.
  
* 7- «اعلام العامة فى صحة الحج مع ابناء العامة»، كه در سال 1354 به طبع رسيده است.
+
*آیت  الله کاظم شیرازى.
  
* 8- «كتاب المحاكمات»؛ دو جلد است. اين اثر، به نقد و بررسى آراء و نظريات مرحوم ميرزا نايينى، و مقايسه آن با آراى برخى علماى ديگرى مى پردازد. به قلم استاد آيت الله ملكوتى است.
+
*آیت الله شیخ على خراسانى.
  
* 9- «رسالة [[زيارت عاشورا]]»؛ به «نام كنز مخفى» در سال 1372 در تهران چاپ شده كه فعلاً كمياب است.
+
*آیت  الله سید ابوالحسن اصفهانى.<ref>خزائن نبویه، ج ۲، ص ۱۳۱.</ref>
  
* 10- «حاشيه بر وسيله»؛
+
==تدریس و شاگردان==
  
* 11- «حاشيه بر تبصره علامه»؛
+
آیت  الله شیخ عبدالنبى اراکى در سال ۱۳۴۰، به قصد زیارت [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیه السلام به [[ایران|ایران]] بازگشت و به اتفاق مرحوم [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|آیت  الله حائرى]]، مؤسس [[حوزه علمیه قم]] رهسپار [[مشهد]] گردید. به هنگام مراجعت، مرحوم حائرى از ایشان براى اقامت در [[قم]] دعوت مى کنند؛ ولى ایشان بنا به دعوت متولى مدرسه سپهدار، راهى زادگاه خود مى گردد و در آن جا به مدت یک سال به تدریس مشغول مى شود.<ref>همان، ج ۱، ص ۲۴۱.</ref> و در رأس علماى اراک قرار مى گیرد.
  
* 12- «حاشية فتوائيه بر عروه»؛
+
وى به سال ۱۳۴۶ بنا به دعوت مرحوم آیت  الله [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] جهت تدریس در حوزه [[نجف]]، به [[عتبات عالیات|عتبات]] هجرت مى کند و در [[مسجد هندی|مسجد هندى]] به تدریس مى پردازد. این امر همچنان ادامه مى یابد تا در سال ۱۳۶۶ که فرزند ایشان (آقا نورالدین) مریض مى شود و طبق دستور اطباى نجف، به ایران بازمى‌گردد؛ اما این بار در قم رحل اقامت مى افکند و در مسجد عشقعلى به اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] و تدریس اشتغال مى ورزد و پس از آن در مسجدِ واقع در خیابان اعتضادالدوله، امامت و تدریس مى نماید.
  
* 13- «كتاب طهارة»؛
+
آیت  الله عبدالنبى اراکى، به تربیت شاگردانى پرداخته که هر یک از آنان در نشر و تبلیغ مبانى تفکر [[شیعه|شیعى]]، نقش بسزایى داشتند؛ از میان این شاگردان مى توان به افراد ذیل اشاره کرد:
  
* 14- «كتاب صلوة»؛
+
*سید محمدعلى کاظمینى بروجردى؛ مؤلف کتب بسیار؛ از جمله: «نهایة المقال لابناء الامام و نهایة الکلام فى حق رسول الاسلام»؛ «گنجینه معارف»؛ «اسلام از نظر دیگران»؛ «جواهر الولایة».
  
* 15- «كتاب بيع»؛
+
*سید شفیع واحدى رشتى.
  
* 16- «كتاب الخيارات»؛
+
*محمدحسین آل طاهر خمینى. وى «رسالة الهدایة فى کون الشهادة بالولایة فى الاذان والاقامة جزء کسائر الاجزاء» را از بحث آقاى اراکى نوشته و در [[قم]] به چاپ رسیده است.
  
* 17- «رساله فى قبول توبة المرتد مطلقا»؛
+
*سید على‌اکبر موسوى (داماد معظم‌له).
  
* 18- «رسالة فارسية و شرائط المراجع العامة»؛
+
*شیخ قدرت الله وجدانى فخر (داماد معظم‌له).
  
* 19- «رسالة فى الحيض».
+
*سید محمدعلى روحانى قمى (تقریرکننده بحث معظم‌له).
  
* 20- «رسالة درر المنظومة فى الحقائق»؛ در «خزائن نبويه»، جلد اول، ص 171 درباره اين كتاب مى گويد: «در «دررالمنظومه» سى و نه دليل اقامه نمودم بر وجود امام زمان روحى له الفداه.» و در ص 172 مى نويسد: «در «درر المنظومه» حدود صد دليل عقلى و نقلى اقامه نمودم بر رسالت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله».
+
*میرزا على‌اصغر باقرى همدانى.
  
* 21- «ارشاد الامّة فى عدم اجزاء صلاة الجمعة» كه در سال 1356 در [[نجف]] به طبع رسيده است.
+
*میرزا نصرت بناربانى.
  
* 22- «رسالة فى قاعدة لاضرر» و رساله ديگرى در اين قاعده.
+
*میرزا على‌اکبر فقیهى.
  
* 23- «كتاب الاقرار».
+
*شیخ ابوالقاسم نحوى.
  
* 24- «رسالة فى النفاس».
+
*میرزا محمود اراکى (مقرر بحث ایشان).
  
* 25- «رسالة فى الرضاع».
+
*[[مسلم ملکوتی|مسلم سرابى ملکوتى تبریزى]] (تقریرکننده بحث ایشان).
  
* 26- «رسالة فى الاستحاضة».
+
*[[سید محمدعلی قاضی طباطبائی|شهید سید محمدعلى قاضى طباطبایى]].
  
* 27- «رسالة فى حكم تلقيح النسوان».
+
*سید ابوالفضل نبوى قمى (تقریرکننده بحث ایشان).
  
* 28- «رسالة منية الطالب فى لزوم القيام عند ذكر الغائب روحى له الفداه».
+
*شیخ حسین ناصرى کرمانى.
  
* 29- «رسالة فى حكم راديو».
+
*میرزا محمدتقى همدانى.
  
* 30- «رسالة الثانوية».
+
آیت  الله عبدالنبى اراکى در تحصیل [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] تا بدان رتبه راه یافت که خود اجازه [[اجتهاد]] به برخى از افراد صادر نمود. از میان آنان مى توان به افراد ذیل اشاره داشت:
  
* 31- «رسالة فى حكم سترالنسوان».
+
*سید مهدى حسینى لاجوردى.
  
* 32- «رسالة فى الدرهم و الدينار الشرعى».
+
*شهید محمدعلى قاضى طباطبائى.
  
* 33- «رسالة فى مناسك الحج على نمط مخصوص».
+
*سید محمدعلى کاظمینى بروجردى.
  
* 34- «رسالة فى حكم حلق اللحية».
+
*شیخ على‌اصغر باقرى همدانى.
  
* 35- «رسالة فى صلوة ذوى الاعذار».
+
==آثار و تألیفات==
  
* 36- «رسالة فى اعجاز القرآن».
+
آیت  الله شیخ عبدالنبى اراکى را باید در زمره آن دسته از بزرگان حوزه قرار داد که در کنار تدریس و تربیت طلاب، فراوان به تألیف کتاب نیز مى پرداخته اند. از ایشان بیش از یکصد جلد کتاب در زمینه هاى مختلف [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[اخلاق]] و انسان شناسى به جاى مانده که حدود ۳۰ جلد از آنها به چاپ رسیده است. برخى از آثار وى به قرار ذیل است:
 +
[[پرونده:Kanz.jpg|thumb|left|«رسالة زیارت عاشورا»؛ به نام «کنز مخفى» - یکی از آثار آیت الله عبدالنبی اراکی نجفی]]
  
* 37- «رسالة غريبة فى حقيقة النفس».
+
*۱- «رساله عملیه»، که در سال ۱۳۶۶ قمرى، پس از رحلت آیت  الله [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] در [[نجف]] به چاپ رسید.
  
* 38- «رسالة فى فضيلة العلم و بيان المراد منه».
+
*۲- «معالم الزلفى»، در شرح کتاب «[[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقى]]»، که ۲۵ جلد مى باشد و تاکنون یک جلد آن چاپ شده است.
  
* 39- «رسالة فى الدعاء سيفى».
+
*۳- «افاضة القدیر» در طهارت عصیر.
  
* 40- «رسالة فى الهيئة و رسالة الحساب».
+
*۴- «انیس المقلدین»، رساله عملیه، طبع قم، ۱۳۷۲.
  
* 41- «كتاب فى شرح الفية ابن مالك».
+
*۵- «غوالى اللئالى»؛ در فروع علم اجمالى - این کتاب، تقریرات بحث ایشان به قلم مرحوم آقا میرزا محمود اراکى است که در سال ۱۳۶۹ چاپ شده و یک صد و پنجاه و هشت فرع دارد.
  
* 42- «كتاب درر المنطقيه».
+
*۶- «روح الایمان»؛ در یک جلد که در سال ۱۳۵۰ در نجف و در قم نیز طبع شد. این کتاب در روانشناسى و نفسانیات انسان است و حقیقت [[ایمان|ایمان]] را آن طورى که دین مقدس [[اسلام]] دستور داده، معرفى مى نماید. وى در کشکول مى نویسد: «فانه کتاب لم یسبق مثله فى الاسلام کتاب کریم».
  
* 43- «كتاب اعتقادات الاثنى عشريه فى الكلام».<ref>اين كتاب در كتابخانه [[مدرسه فيضيه]] موجود است.</ref>
+
*۷- «اعلام العامة فى صحة الحج مع ابناء العامة»، که در سال ۱۳۵۴ به طبع رسیده است.
  
* 44- «رسالة فى نبذة من الآيات والاخبار».
+
*۸- «کتاب المحاکمات»؛ دو جلد است. این اثر، به نقد و بررسى آراء و نظریات مرحوم [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نایینى]]، و مقایسه آن با آراى برخى علماى دیگرى مى پردازد. به قلم استاد آیت  الله ملکوتى است.
  
* 45- «رسائل متفرقة فى الفقه والاصول».
+
*۹- «رسالة [[زیارت عاشورا]]»؛ به نام «کنز مخفى» در سال ۱۳۷۲ در تهران چاپ شده که فعلاً کمیاب است.
  
* 46- «كتاب شهاب العتيد فى ردّ ابن ابى الحديد».
+
*۱۰- «حاشیه بر وسیلة النجاة»؛
  
* 47- «كتاب الحاشية على المكاسب الشيخ».
+
*۱۱- «حاشیه بر تبصره [[علامه حلی|علامه]]»؛
  
* 48- «حاشية صغير على المكاسب».
+
*۱۲- «حاشیة فتوائیه بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروه]]»؛
  
* 49- «كتاب تحف العقول»؛ كه سه جلد و يك دوره اصول است.
+
*۱۳- «کتاب طهارة»؛
  
* 50- «كتاب نهاية المأمول فى شرح كفاية الاصول»؛ اين كتاب دو جلد و هر جلد آن معادل صلوة جواهر است.
+
*۱۴- «کتاب صلوة»؛
  
* 51- «حاشية على الكفاية».
+
*۱۵- «کتاب بیع»؛
  
* 52- «رسالة فى شرح عدة اشعار حكماء و عرفاء».
+
*۱۶- «کتاب الخیارات»؛
  
* 53- «حاشية استدلالية»؛ حاشيه بر جلد اول عروه.
+
*۱۷- «رساله فى قبول توبة المرتد مطلقا»؛
  
* 54- «حاشية على تقريرات استاد النائينى فى دورة الاصول».
+
*۱۸- «رسالة فارسیة و شرائط المراجع العامة»؛
  
* 55- «كتاب فوائد قميه»؛ تقرير بحث ايشان است و در 1373 در [[قم]] طبع شده است.
+
*۱۹- «رسالة فى الحیض».
  
* 56- «رسالة الهداية فى ان الشهادة بالولاية جزء فى الاذان والاقامة».
+
*۲۰- «رسالة درر المنظومة فى الحقائق»؛ در «خزائن نبویه»، جلد اول، ص ۱۷۱ درباره این کتاب مى گوید: «در «دررالمنظومه» سى و نه دلیل اقامه نمودم بر وجود [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] روحى له الفدا.» و در ص ۱۷۲ مى نویسد: «در «درر المنظومه» حدود صد دلیل عقلى و نقلى اقامه نمودم بر رسالت [[پیامبر اسلام|محمد بن عبدالله]] صلی الله علیه و آله».
  
* 57- «حاشية على مصباح الانوار فى حل مشكلات الاخبار»؛ اثر سيد عبدالله شبر.
+
*۲۱- «ارشاد الامّة فى عدم اجزاء صلاة الجمعة» که در سال ۱۳۵۶ در [[نجف]] به طبع رسیده است.
  
* 58- «حاشيه بر جلد دوم عروة».
+
*۲۲- «رسالة فى قاعدة لاضرر» و رساله دیگرى در این قاعده.
  
* 59- «رسالة فى اربعين [[حديث]]».
+
*۲۳- «کتاب الاقرار».
  
* 60- رسالة فى كون المنجزات من الاصل».
+
*۲۴- «رسالة فى النفاس».
  
* 61- «رسالة فى ارث الزوج والزوجة».
+
*۲۵- «رسالة فى الرضاع».
  
* 62- «رسالة فى الجبر والتفويض».
+
*۲۶- «رسالة فى الاستحاضة».
  
* 63- «رسالة فى اليد المضمونة».
+
*۲۷- «رسالة فى حکم تلقیح النسوان».
  
* 64- «رسالة فى المعاد».
+
*۲۸- «رسالة منیة الطالب فى لزوم القیام عند ذکر الغائب روحى له الفداه».
  
* 65- «رسالة فى اثبات الحجة علیهم السلام».
+
*۲۹- «رسالة فى حکم رادیو».
  
* 66- «رسالة فى الترتب».
+
*۳۰- «رسالة الثانویة».
  
* 67- «رسالة فى البرزخ».
+
*۳۱- «رسالة فى حکم سترالنسوان».
  
* 68- «رسالة فى الاجتهاد والتقليد».
+
*۳۲- «رسالة فى الدرهم و الدینار الشرعى».
  
* 69- «رسالة فى اثبات الصانع».
+
*۳۳- «رسالة فى مناسک الحج على نمط مخصوص».
  
* 70- «رسالة فى الولاية».
+
*۳۴- «رسالة فى حکم حلق اللحیة».
  
* 71- «رسالة فى اتصال اجازات المشايخ بالمعصومين».
+
*۳۵- «رسالة فى صلوة ذوى الاعذار».
  
* 72- «رسالة فى الرسالة».
+
*۳۶- «رسالة فى اعجاز القرآن».
  
* 73- «رسالة فى شرعية افعال الصبى».
+
*۳۷- «رسالة غریبة فى حقیقة النفس».
  
* 74- «رسالة فى جبل قاف و اسراره المكنونة».
+
*۳۸- «رسالة فى فضیلة العلم و بیان المراد منه».
  
* 75- «رسالة فى اليد المسموعة».
+
*۳۹- «رسالة فى الدعاء سیفى».
  
* 76- «رسالة فى حقيقة الانسان».
+
*۴۰- «رسالة فى الهیئة و رسالة الحساب».
  
* 77- «رسالة فى الحسن والقبح».
+
*۴۱- «کتاب فى شرح الفیة ابن مالک».
  
* 78- «رسالة فى حكم النسوان عند الاجانب».
+
*۴۲- «کتاب درر المنطقیه».
  
* 79- «رسالة فى حكم تلقيح النسوان».
+
*۴۳- «کتاب اعتقادات الاثنى عشریه فى الکلام»؛ این کتاب در کتابخانه [[مدرسه فیضیه|مدرسه فیضیه]] موجود است.
  
* 80- «رسالة فى شرح بعض اشعار العرفاء».
+
*۴۴- «رسالة فى نبذة من الآیات والاخبار».
  
* 81- «روح الايمان»؛ در [[كلام]] و حقيقت انسان. طبع نجف، خرداد 1350 وى  در كشكول مى نويسد: «فانه كتاب لم يسبق مثله فى الاسلام كتاب كريم».
+
*۴۵- «رسائل متفرقة فى الفقه والاصول».
  
* 82- «ايقاظ البشر فى اجزاء اضطرارى المشعر»؛ طبع نجف، 1355.
+
*۴۶- «کتاب شهاب العتید فى ردّ [[ابن ابی الحدید|ابن ابى الحدید]]».
  
* 83- «منهج الرشاد فى الاصول الدين»؛ رساله عمليه است. طبع تهران، 1375.
+
*۴۷- «کتاب الحاشیة على [[مکاسب (کتاب)|المکاسب]] الشیخ».
  
* 84- «ذخيرة العباد»؛ رساله عمليه است. چاپ قم، 1368.
+
*۴۸- «حاشیة صغیر على المکاسب».
  
==ویژگی ها و فضايل اخلاقى==
+
*۴۹- «کتاب تحف العقول»؛ که سه جلد و یک دوره اصول است.
  
آيت  الله شيخ عبدالنبى اراكى، روحى لطيف و الهى داشتند كه در اثر زهد و پارسايى و شب زنده دارى به آن نائل شده بودند. حضرت حجة الاسلام والمسلمين حاج سيد محمدعلى روحانى قمى، يكى از شاگردان وى، نقل كرده است كه: هيچ فجرى طلوع نكرد كه او در خواب باشد. به هر مسجدى كه وارد مى شد، [[نماز تحيت مسجد]] را به جاى مى آورد. لذا هر گاه به محل درس خود (مسجد همايون) وارد مى شد، قبل از درس، نماز تحيت را مى خواند و آن گاه درس را شروع مى فرمود.
+
*۵۰- «کتاب نهایة المأمول فى شرح [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]»؛ این کتاب دو جلد و هر جلد آن معادل صلوة جواهر است.
  
حضرت حجة الاسلام والمسلمين شيخ قدرت الله وجدانى فخر، داماد معظم‌له، در زمينه خصوصيات اخلاقى او مى گويد: آن چه كه من بدست آوردم، شخصى بود دور و گريزان از دنيا؛ به طورى كه بود و نبود آن، نسبت به شخص او مساوى بود. از برنامه هاى مريدبازى و جلب اشخاص به سوى خود، كاملاً پرهيز داشت و همواره متكى به خداوند و مخالف با هواى نفس بود. اكثر شب ها را به [[عبادت]] و مناجات بسر مى برد.
+
*۵۱- «حاشیة على الکفایة».
  
شبى از شب ها منزل ايشان مهمان بودم. ديروقت شد. مجبور شديم در منزل ايشان بيتوته كنيم. در يكى از اطاق هاى خانه او با خانواده ام خوابيده بودم. ساعتى از نصف شب گذشته، صداى ضجه اى مرا از خواب بيدار كرد. نگران شدم. گويا كسى را كتك مى زنند، او هم مى نالد. وقتى دقت كردم، متوجه شدم كه ناله از مرحوم ابوالزوجه است كه بعد از [[نماز شب]] يا در آن حال با خدايش راز و نياز كرده، التماس عفو و غفران و اضطراب از عذاب او باعث ضجه و ناله اش مى شود.
+
*۵۲- «رسالة فى شرح عدة اشعار حکماء و عرفاء».
  
معظم‌له در پرورش طلاب، نقش مؤثرى داشت و با آنان نهايت رفاقت را از خود نشان مى داد. وى براى وقت خويش بسيار ارزش قائل بود و در زمره افرادى است كه از عمر خود، حداكثر استفاده را برد و همواره اشتغال به تدريس و تحقيق و تأليف داشت.
+
*۵۳- «حاشیة استدلالیة»؛ حاشیه بر جلد اول عروه.
  
داماد محترم ايشان، حضرت حجت الاسلام والمسلمين سيد على‌اكبر موسوى مى فرمود: راز موفقيت معظم‌له پشتكار ايشان بود. هميشه يا مطالعه مى كرد، يا مى نوشت، يا تدريس مى نمود. ايشان تا آخر عمر از نويسندگى دست برنداشت و كتاب «معالم الزلفى» را در حال بيمارى نوشت. در ماه مبارك [[رمضان]] ختومات [[قرآن]] متعدد داشت. از آيت  الله ميرزا هاشم آملى شنيدم كه او درس آقا ضياء عراقى را تقرير مى كرد.
+
*۵۴- «حاشیة على تقریرات استاد النائینى فى دورة الاصول».
  
===زهد و پارسايى===
+
*۵۵- «کتاب فوائد قمیه»؛ تقریر بحث ایشان است و در ۱۳۷۳ در [[قم]] طبع شده است.
  
خانه او استيجارى بود. بعد از وفاتش، مالك خانه اصرار بر تخليه خانه مى كرد. بدين علت هنوز سال وفات او تمام نشده بود كه خانه ديگرى را اجاره كرده و عائله او را به آن جا انتقال دادند. شخص خيرخواهى تلفنى را به خانه ايشان آورده بود و مى خواست مبلغ آن را از باب وجوه شرعى خود محاسبه نمايد؛ اما ايشان فرمود: «من فعلاً داشتن تلفن را در منزل ضرورى نمى بينم تا از بيت المال هزينه آن را بپردازم».
+
*۵۶- «رسالة الهدایة فى ان الشهادة بالولایة جزء فى الاذان والاقامة».
  
بعد از فوت، اندوخته و مالى به جز كتاب هايش برجاى نگذاشت. اثاث خانه اش به اندازه منزل يك طلبه معمولى بود.
+
*۵۷- «حاشیة على مصباح الانوار فى حل مشکلات الاخبار»؛ اثر [[سید عبدالله شبر|سید عبدالله شبر]].
  
 +
*۵۸- «حاشیه بر جلد دوم عروة».
  
==ارتباط معنوى شیخ با اهل  بيت علیهم السلام==
+
*۵۹- «رسالة فى اربعین حدیث».
  
ايشان به [[ائمه اطهار]] علیهم السلام عشق مى ورزيد و ارتباط روحى و معنوى با آنان داشت. از اين رو، گاهى مشكلات مادى و معنوى خود را با توسل به خاندان عصمت و طهارت رفع مى ساخت؛ از جمله براى يكى از بستگان خود نقل كرد: «زمانى، بعد از اين كه از خواب بيدار شدم، متوجه شدم كه دستم فلج شده است. موضوع را از همگان حتى همسرم مخفى كردم؛ اما براى گرفتن شفاى خود، آهنگ [[مشهد]] مقدس كردم. شب پنج شنبه بود كه به مشهد رسيدم. شب در منزل يكى از دوستانم به استراحت پرداختم. عصر پنج شنبه غسل كرده، وارد حرم شدم. پس از [[زيارت]]، رو به مرقد مطهر امام كردم و عرض نمودم: «تا مرا شفا ندهيد، از اين جا نمى روم. من مى خواهم با اين دستم خدمت بكنم.» آن شب را در حرم گذراندم تا شفا گرفتم و آن گاه از حرم بيرون آمدم».
+
*۶۰- رسالة فى کون المنجزات من الاصل».
  
===تشرف عبدالنبی به حضور امام زمان علیه السلام===
+
*۶۱- «رسالة فى ارث الزوج والزوجة».
  
حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد محمدمهدى (عبدالصاحب) مرتضوى لنگرودى نقل كرده اند: «روزى مرحوم آيت  الله العظمى حاج شيخ عبدالنبى مجتهد عراقى؛ براى ديدن والدم به منزل ما آمد و مدتى نشست و از مرحوم آيت  الله آقا سيد ابوالحسن اصفهانى صحبت شد. ايشان گويا مى خواست مطلبى بگويد و از من كه آن وقت جوان بودم، ملاحظه مى كرد. پس مرحوم والدم فرمودند: محمدمهدى محرم اسرار و اهل راز است، بيگانه نيست؛ مطلبى داريد، بفرماييد. پس مرحوم حاج شيخ عبدالنبى گفتند: من در [[نجف]] كه بودم، براى آقاى اصفهانى خيلى ارج قائل نبودم و مى گفتم او يك شاگرد آخوند ملا كاظم خراسانى صاحب كفايه است و من هم يكى؛ منتهى او خوش شانس بود، رئيس شد و من نشدم.
+
*۶۲- «رسالة فى الجبر والتفویض».
  
تا وقتى شنيدم شخص مرتاضى كه رياضت هاى شرعى كشيده، به نجف آمده، و اطلاعاتى دارد. پس نزد او رفتم و او را آزمايش و امتحان كردم. ديدم اطلاعات عميق دارد و خبرهايى مى دهد. پس يقين به صدق گفتار او كردم و به او گفتم: شما با اين معلومات آيا راهى براى ملاقات و ديدار حضرت بقية الله اعظم حضرت مهدى ارواحنا فداه دارى؛ چون من مسائل مشكلى دارم كه مى خواهم از آن حضرت سئوال كنم؛ زيرا فقط او مى داند حكم واقعى الهى را؟ پس به من گفت: آرى، يك روز در صحرا در مكان خلوتى كه محل اياب و ذهاب و رفت و آمد مردم نباشد، با طهارت و توجه كامل رو به قبله بنشين و هفتاد مرتبه آيه شريفه آية الكرسى را بخوان؛ پس در آخر آيات، هر كس نزد تو آمد، او ولى امر حضرت صاحب الزمان است، هر چه خواهى، بپرس و بخواه.
+
*۶۳- «رسالة فى الید المضمونة».
  
پس روزى [[غسل]] كرده و [[وضو]] گرفته و به [[مسجد سهله]] آمدم در وسط هفته و پس از اعمال مسجد، رفتم در بيابانِ مسجد و رو به [[قبله]] نشسته و هفتاد [[آيةالكرسى]] را با توجه خواندم. ناگهان ديدم شخصى نزد من آمد و سلام كرد و گفت: از من چه مى خواهى؟ مرا غفلت گرفت و گفتم: من شما را نخواستم. فرمود: چرا، مرا خواستى كه اين جا آمدى. باز بدبختى مرا شامل شد. گفتم: با شما كارى ندارم و تا سه بار تكرار شد و من انكار كردم.
+
*۶۴- «رسالة فى المعاد».
  
پس آقا شروع كرد به رفتن و از من دور شد. ناگهان به خاطرم آمد كه عجب! من براى ديدن آقا آمده و اين ختم را گرفته ام. پس شروع كردم به دويدن و فرياد مى زدم: آقا! من شما را مى خواهم. و من نعلين خود را درآورده و بر شال كمرم گذارده و مى دويدم و به او نمى رسيدم. تا ديدم از دور وارد كوخى از كوخ ها و خانه هاى آن جا شد. پس به زحمت و عرق ريختن در آن هواى گرم خود را به آن جا رسانيده و درب آن خانه را زدم.  
+
*۶۵- «رسالة فى اثبات الحجة علیهم السلام».
  
پس از لحظه اى، شخصى نورانى آمد، در را باز كرد و گفت: چه مى خواهى؟ گفتم: آقا را كه در اين جا آمدند. گفت: اين منزلى نيست كه كسى بدون اجازه وارد آن شود؛ صبر كن تا اجازه بگيرم. و رفت و پس از لحظه اى آمد و گفت: «تعال»؛ بفرما! پس وارد شدم. خانه ى كوچكى بود. ايوانى داشت كه دو تخت در آن بود و همان كه در صحرا پيش من آمد و فرمودند: چه كار با من دارى كه مرا طلبيدى و من انكار كردم، در آن جا نشسته بودند. سلام كردم، پس جواب داده و اشاره كردند در آن تخت كه برابرشان بود، بنشينم. پس نشستم و چنان هيبت آن آقا مرا گرفت و مرعوب عظمت و جلال و جمال او شدم كه تمام حوائج و مسائلم از خاطرم رفت و حتى نمى توانستم چهره زيبا و منيرش را نگاه كنم.
+
*۶۶- «رسالة فى الترتب».
  
پس ساعتى نشسته و ديدم بيش از آن نمى توانم در برابرش قرار گيرم، اجازه خواسته و حركت كردم و بيرون رفتم و هنوز چند قدمى نرفته بودم كه تمام حوائج و مسائل به خاطرم آمد. فوراً برگشتم و در زدم. آن خادم بيرون آمد، گفت: چه مى خواهى؟ گفتم: آقا را از براى حوائج و مسائلى كه داشتم. به يادم آمد كه گفت: آقا رفتند. گفتم: چرا [[دروغ]] مى گويى، آقا الآن اين جا بودند؟ پس خادم عصبانى شد و گفت: اگر من دروغ مى گفتم، مرا در اين خانه نمى گذاشتند و من سى سال است كه خادم اين بيتم.
+
*۶۷- «رسالة فى البرزخ».
  
پس عذرخواهى كرده و گفتم: ببخشيد. پس گفت: آقا رفتند؛ ولى نايبشان تشريف دارند. گفتم: پس اجازه بگير تا خدمت نايبش برسم. پس وارد منزل شده و بيرون آمد و گفت: بفرما! وارد شدم، ديدم در همان مكان آقا، آيت  الله سيد ابوالحسن اصفهانى نشسته است. پس سلام كردم، جواب دادند و فرمودند: بنشين. و در همان جاى اول نشسته، شروع كردم مسائل خود را كه مورد اختلاف فقهاء بود، يكى بعد از ديگرى پرسيدم. پس فرمودند: آخوند خراسانى چنين گفته و [[شيخ انصارى]] چنان گفته و حق مطلب اين است. و نيز مسأله دوم را پرسيدم، همين اشاره را به اختلاف اقوال كرده و حكم واقع را بيان كردند. تا آخرين مسأله مورد اختلاف را كه در نظرم بود پرسيدم.
+
*۶۸- «رسالة فى الاجتهاد والتقلید».
  
پس از آن، فرمودند: كار ديگرى؟ گفتم: نه، اجازه مى فرماييد بروم؟ فرمودند: «فى امان الله»؛ بفرما. پس برخاسته و خداحافظى كرده و بيرون آمدم و با خود گفتم امروز وسط هفته است، آقاى اصفهانى در وسط هفته به [[كوفه]] و يا سهله نمى آيد. پس با عجله در هواى گرم برگشتم به [[نجف]] و حدود سه بعدازظهر بود، مستقيماً به خانه سيد آمدم و در زدم. خادم ايشان حاج عبدالحميد آمد، گفت: شيخ عبدالنبى! چه مى خواهى؟ گفتم: آقا را مى خواهم. گفت: آقا در بالاخانه است. گفتم: خدمتشان عرض كن فلانى است. رفت و برگشت و گفت: بفرما.
+
*۶۹- «رسالة فى اثبات الصانع».
  
پس به بالاخانه رفتم، ديدم آقا در آن جا نشسته و مشغول مطالعه است. سلام كردم، جواب دادند و فرمودند: بفرما. پس شروع كردم آن مسائل را يكى بعد از ديگرى گفتم و آقا همان گونه كه آن جا پاسخ دادند، فرمودند؛ شيخ چنين گويد و آخوند چنين و حكم واقع اين است و تمام مسائل را مانند آن جا جواب داد و من سؤال ديگرى نداشتم، پس سيد تبسم كرده و به لهجه اصفهانى خود فرمودند: حاج شيخ عبدالنبى! حالا يقين كردى؟ گفتم: بله آقا! و برخاسته و آمدم و يقين كردم كه سيد مورد توجه و عنايت خاص آقا امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مى باشد».<ref>ر.ك: گنجينه دانشمندان، سيد محمدمهدى مرتضوى لنگرودى، ج 9، ص 315-318.</ref>
+
*۷۰- «رسالة فى الولایة».
  
همچنين مرحوم وجدانى فخر نقل كرده است: «روزى من و خانواده ام در محضرش بوديم، در آن حضور خصوصى فرمود: «فلانى! مى دانى كه حضرت بقية الله اعظم دادرس هر كسى است كه او را به داد خود بطلبد.» و فرمود: «مى دانى كه تشرف به حضورش، چه لذت و حلاوتى دارد و مى دانى كه درك فيض حضورش اصلاً مشكل نيست؛ مثل آب خوردن است و من چندين مرتبه شرفياب حضورش شده مثل پدر و فرزند با هم صحبت كرديم؟» من بى‌اختيار گريه كردم، گفتم: «شما را به جان او قسم مى دهم! من هم تشنه درك حضورش هستم؛ راهى را به من نشان بده، من فقط ببينمش. حل هيچ مشكلى را از او نخواهم، فقط او را ببينم؛ شيرينى ديدارش برايم كافى است.» او هم در اين خصوص به من بذل محبت كرد، چندين طريق توسل را در اختيارم قرار داد».<ref>ر.ك: گنجينه دانشمندان، سيد محمدمهدى مرتضوى لنگرودى، ج 9، ص 315-318.</ref>
+
*۷۱- «رسالة فى اتصال اجازات المشایخ بالمعصومین».
  
معظم‌له در جلد اول «كشكول» خود، صفحه 69 مى نويسد: «حقير پنج مرتبه درك تشرف نمودم: دو مرتبه در خواب بوده و سه مرتبه در بيدارى».
+
*۷۲- «رسالة فى الرسالة».
  
==اجازه روايت و اجتهاد شیخ عبدالنبی اراکی==
+
*۷۳- «رسالة فى شرعیة افعال الصبى».
  
آيت  الله شيخ عبدالنبى اراكى، از بزرگان ذيل اجازه نقل روايت داشته است:
+
*۷۴- «رسالة فى جبل قاف و اسراره المکنونة».
  
* 1- سيد ابوالحسن اصفهانى (مورخ 1342).
+
*۷۵- «رسالة فى الید المسموعة».
  
* 2- شيخ على القمى، پيشنماز مسجد هندى در [[نجف]].
+
*۷۶- «رسالة فى حقیقة الانسان».
  
* 3- شيخ مهدى مازندرانى (مورخ 1339).
+
*۷۷- «رسالة فى الحسن والقبح».
  
* 4- سيد عبدالغفار مازندرانى (مورخ 1344).
+
*۷۸- «رسالة فى حکم النسوان عند الاجانب».
  
* 5- شيخ ضياءالدين عراقى، (مورخ 1341).
+
*۷۹- «رسالة فى حکم تلقیح النسوان».
  
* 6- شيخ آقا بزرگ تهرانى، (مورخ 1335).
+
*۸۰- «رسالة فى شرح بعض اشعار العرفاء».
  
* 7- شيخ محمدكاظم شيرازى، (مورخ 1334).
+
*۸۱- «ایقاظ البشر فى اجزاء اضطرارى المشعر»؛ طبع نجف، ۱۳۵۵.
  
* 8- شيخ محمدحسين اصفهانى - صاحب الكرامات الباهرة - (مورخ 1352).
+
*۸۲- «منهج الرشاد فى الاصول الدین»؛ رساله عملیه است. طبع تهران، ۱۳۷۵.
  
ايشان علاوه بر اجازه روايت، از بزرگان ذيل كه هر يك از مراجع يا فقهاى نامدار زمان خويش بوده اند، جواز [[اجتهاد]] نيز دريافت كرده بودند:
+
*۸۳- «ذخیرة العباد»؛ رساله عملیه است. چاپ قم، ۱۳۶۸.
  
* 1- آيت  الله آقا ضياء عراقى.
+
==ویژگی‌ها و فضایل اخلاقى==
  
* 2- آيت الله شيخ مهدى مازندرانى.
+
آیت الله شیخ عبدالنبى اراکى، روحى لطیف و الهى داشت که در اثر [[زهد]] و پارسایى و [[شب زنده داری|شب زنده دارى]] به آن نائل شده بود. سید محمدعلى روحانى قمى، یکى از شاگردان وى، نقل کرده است که: هیچ فجرى طلوع نکرد که او در خواب باشد. به هر [[مسجد|مسجدى]] که وارد مى شد، نماز تحیت مسجد را به جاى مى آورد.  
  
* 3- آيت  الله كاظم شيرازى.
+
شیخ قدرت الله وجدانى فخر، داماد معظم‌له، در زمینه خصوصیات اخلاقى او مى گوید: آن چه که من بدست آوردم، شخصى بود دور و گریزان از دنیا؛ به طورى که بود و نبود آن، نسبت به شخص او مساوى بود. از برنامه هاى مریدبازى و جلب اشخاص به سوى خود، کاملاً پرهیز داشت و همواره متکى به خداوند و مخالف با هواى نفس بود. اکثر شب ها را به [[عبادت]] و مناجات بسر مى برد.
  
* 4- آيت  الله شيخ على خراسانى.
+
معظم‌له در پرورش طلاب، نقش مؤثرى داشت و با آنان نهایت رفاقت را از خود نشان مى داد. وى براى وقت خویش بسیار ارزش قائل بود و در زمره افرادى است که از عمر خود، حداکثر استفاده را برد و همواره اشتغال به تدریس و تحقیق و تألیف داشت.
  
* 5- آيت  الله سيد ابوالحسن اصفهانى.<ref>خزائن نبويه، ج 2، ص 131.</ref>
+
داماد دیگر ایشان، سید على‌اکبر موسوى مى گوید: راز موفقیت معظم‌له پشتکار ایشان بود. همیشه یا مطالعه مى کرد، یا مى نوشت، یا تدریس مى نمود. ایشان تا آخر عمر از نویسندگى دست برنداشت و کتاب «معالم الزلفى» را در حال بیمارى نوشت. در ماه مبارک [[رمضان]] ختومات [[قرآن]] متعدد داشت.  
  
آيت  الله عبدالنبى اراكى در تحصيل علوم اسلامى تا بدان رتبه راه يافت كه خود اجازه اجتهاد به برخى از افراد صادر نمود. از ميان آنان مى توان به افراد ذيل اشاره داشت:
+
ایشان به [[ائمه اطهار]] علیهم السلام عشق مى ورزید و ارتباط روحى و معنوى با آنان داشت. از این رو، گاهى مشکلات مادى و معنوى خود را با [[توسل به اهل بیت علیهم السلام|توسل]] به خاندان عصمت و طهارت رفع مى ساخت.
 
 
* 1- سيد مهدى حسينى لاجوردى.
 
 
 
* 2- شهيد سيد محمدعلى قاضى طباطبايى.
 
 
 
* 3- سيد محمدعلى كاظمينى بروجردى.
 
 
 
* 4- شيخ على‌اصغر باقرى همدانى.
 
 
 
==شاگردان==
 
 
 
آيت  الله عبدالنبى اراكى گذشته از تأليف كتب بسيار، به تربيت شاگردانى پرداخته كه هر يك از آنان در نشر و تبليغ مبانى تفكر شيعى، نقش بسزايى داشتند؛ از ميان اين شاگردان مى توان به افراد ذيل اشاره كرد:
 
 
 
* 1- حجة الاسلام والمسلمين حاج سيد محمدعلى كاظمينى بروجردى؛ مؤلف كتب بسيار؛ از جمله: «نهاية المقال لابناء الامام و نهاية الكلام فى حق رسول الاسلام»؛ «گنجينه معارف»؛ «اسلام از نظر ديگران»؛ «جواهر الولاية».
 
 
 
* 2- حجة الاسلام والمسلمين حاج سيد شفيع واحدى رشتى.
 
 
 
* 3- حجة الاسلام والمسلمين محمدحسين آل طاهر خمينى. وى «رسالة الهداية فى كون الشهادة بالولاية فى الاذان والاقامة جزء كسائر الاجزاء» را از بحث آقاى اراكى نوشته و در [[قم]] به چاپ رسيده است.
 
 
 
* 4- حضرت حجة الاسلام والمسلمين سيد على‌اكبر موسوى (داماد معظم‌له).
 
 
 
* 5- مرحوم حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ قدرت الله وجدانى فخر (داماد معظم‌له).
 
 
 
* 6- حضرت حجة الاسلام والمسلمين حاج سيد محمدعلى روحانى قمى (تقريركننده بحث معظم‌له).
 
 
 
* 7- آيت  الله حاج ميرزا على‌اصغر باقرى همدانى.
 
 
 
* 8- حجة الاسلام والمسلمين حاج ميرزا نصرت بناربانى.
 
 
 
* 9- مرحوم حجة الاسلام والمسلمين ميرزا على‌اكبر فقيهى.
 
 
 
* 10- حجة‌ الاسلام والمسلمين حاج شيخ ابوالقاسم نحوى.
 
 
 
* 11- مرحوم حجة الاسلام والمسلمين آقا ميرزا محمود اراكى (مقرر بحث ايشان).
 
 
 
* 12- آيت  الله مسلم سرابى ملكوتى تبريزى (تقريركننده بحث ايشان).
 
 
 
* 13- شهيد محمدعلى قاضى طباطبائى.
 
 
 
* 14- آيت  الله سيد ابوالفضل نبوى قمى (تقريركننده بحث ايشان).
 
 
 
* 15- حجة الاسلام والمسلمين شيخ حسين ناصرى كرمانى.
 
 
 
* 16- حجة الاسلام والمسلمين ميرزا محمدتقى همدانى.
 
 
 
از ايشان دو پسر به نام هاى صادق صبورى و دكتر نورالدين صبورى برجاى مانده است.
 
  
 
==وفات==
 
==وفات==
  
عالم فرزانه آيت  الله شيخ عبدالنبى عراقى، پس از عمرى زهد و پارسايى، تلاش و كوشش و تبليغ و ترويج فرهنگ ناب تشيع در [[رجب]] 1385 مطابق با آبان 1344 چشم از جهان فروبست و به سوى ديار باقى شتافت. و در جوار كريمه [[اهل بيت]] [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها به خاك سپرده شد.
+
مرحوم آیت الله شیخ عبدالنبى عراقى، پس از عمرى تلاش و تبلیغ و ترویج فرهنگ ناب تشیع، در ماه [[رجب]] ۱۳۸۵ قمری (مطابق با آبان ۱۳۴۴) چشم از جهان فروبست و پیکر مطهرش در جوار کریمه اهل بیت [[حضرت معصومه]] (سلام الله علیها) به خاک سپرده شد.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
  
 
==منابع==
 
==منابع==
  
ناصر باقرى بيدهندى، ستارگان حرم، جلد 10
+
*ناصر باقرى بیدهندى، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۱۰.
 +
 
 +
==آرشیو عکس و تصویر==
 +
<gallery mode="packed" heights="170">
 +
پرونده:عبدالنبی (2).jpg|عبدالنبی اراکی نجفی
 +
پرونده:سیداحمد حسینی (شبیری) زنجانی (6).jpg|از راست: ناشناسان، [[محقق داماد|سید محمد موسوی احمدآبادی (محقق داماد)]]، [[سید احمد شبیری زنجانی|سید احمد حسینی (شبیری) زنجانی]]، [[شیخ عبدالنبی اراکی|عبدالنبی اراکی نجفی]] و [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی]]
 +
پرونده:عبدالنبی (1).jpg|قبر عبدالنبی اراکی نجفی در [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]
 +
</gallery>
  
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
+
[[رده:علمای قرن چهاردهم|اراکی،عبدالنبی]]
 
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:متکلمان]]
 
[[رده:متکلمان]]
 +
[[رده:مراجع تقلید]]
 +
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۵:۰۸

آیت الله العظمی عبدالنبى عراقی (۱۳۰۷ - ۱۳۸۵ ق) معروف به «آقا نجفی عراقی»، از مدرسان و فقهای بزرگ شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان سید محمدکاظم یزدى و آقا ضیاءالدین عراقى بود. وى علاوه بر تدریس و تربیت طلاب، بیش از یکصد جلد کتاب در زمینه‌هاى مختلف فقه، اصول، اخلاق و انسان شناسى تألیف نموده است.

عبدالنبی اراکی.jpg
نام کامل عبدالنبى اراکى ن‍ج‍ف‍ی‌
زادروز ۱۳۰۷ قمری
زادگاه اراک
وفات ۱۳۸۵ قمری
مدفن قم، حرم حضرت معصومه سلام الله علیها

Line.png

اساتید

آقا نورالدین عراقى، سید محمدکاظم یزدى، آقا ضیاءالدین عراقى، آخوند خراسانی،...

شاگردان

سید محمدعلى کاظمینى بروجردى، سید شفیع واحدى رشتى، محمدحسین آل طاهر خمینى، مسلم سرابى ملکوتى، سید محمدعلى قاضى طباطبایى،...

آثار

معالم الزلفى، روح الایمان، منهج الرشاد فى الاصول الدین، فوائد قمیة، حاشیه بر مکاسب،...

تحصیل و استادان

عبدالنبى اراکى (که به عراقی نیز شهرت دارد) به سال ۱۳۰۷ قمری، در اراک دیده به جهان گشود. وی ادبیات را نزد میرزا محمود، از بستگان پدرى خود و نزد مرحوم میرزا هاشم و میرزا رضى و ... فرامى گیرد. عبدالنبى سپس به شهر همدان هجرت مى کند و به مدت دو سال، در مدرسه مرحوم آخوند در این شهر - واقع در سر گذر - به تحصیل خود ادامه مى دهد. آن گاه به زادگاه خود اراک بازمى گردد و حدود چهار سال در درس اساتید مشهور شهر خود شرکت مى کند.

در بیست سالگى، دروس سطح را به اتمام مى رساند و درس خارج را آغاز مى نماید. حدود دو سال در مجلس درس بزرگانى چون: آقا نورالدین عراقى، میرزا محمد علیخان و میرزا ابوالحسن، زانوى ادب مى زند و در این مدت کوتاه، بهره وافر از محضر آنان مى برد. سال ۱۳۲۷، جهت تکمیل اندوخته ها و طى مدارج علمى بالاتر، رهسپار نجف اشرف مى گردد و در حوزه نجف، گذشته از این که علوم ریاضى و هیئت و نجوم را نزد شیخ شمس الدین بخارایى مى آموزد، و در درس مراجع و علماى بزرگ حوزه هم شرکت مى جوید.

آیت الله اراکى در خصوص اساتید خود مى نویسد: «حقیر از اول تحصیلم که کتاب به دست گرفتم تا موقعى که فارغ شدم، بیست و هشت استاد دیدم و بیست و هشت شیخ دارم. رحمة الله علیهم اجمعین».[۱]

برخی اساتید شیخ اراکى در نجف عبارتند از:

  • شیخ على قوچانى.
  • شیخ مهدى مازندرانى.
  • آیت الله شیخ على گون‌آبادى.

آیت الله اراکى سه سال پس از جنگ جهانى، به جهت فوت پدر به ایران بازگشت و در زادگاه خود پنج ماه توقف کرد و به اقامه نماز جماعت، قضاوت و تدریس پرداخت. سپس مجدداً به نجف بازگشت و در مجموع، چهل و پنج سال در آن جا اقامت گزید. در این مدت وى علاوه بر بهره جستن از درس اساتید قبلى خود، به تدریس خارج فقه و اصول هم پرداخت و شاگردان بسیارى را تحت تربیت و تعلیم قرار داد.

در این زمینه خود ایشان مى نویسد: «مدت چهل و پنج سال در مجموع دو سفر در نجف بودم و بحمدالله گوى سبقت در تدریس خارج را در آن جا ربودم و بر معاصرین تقدم جستم... و در نجف در عصر اساتید، معضلات فقه آل محمد صلی الله علیه و آله به دست حقیر حل شد؛ چنانچه «رساله اعلام العامة فى صحة الحج مع ابناء العامة» و «رساله ایقاظ البشر فى اجزاء اضطرارى المشعر» و «رساله ارشاد الامة فى عدم اجزاء صلاة الجمعة» تماماً طبع نجف، شواهد دعوایم بوده که اساتید و معاصرین عموماً به فتواى حقیر رجوع نمودند».

اساتید اجازه روایت و اجتهاد:

آیت الله شیخ عبدالنبى اراکى، از بزرگان ذیل اجازه نقل روایت داشته است:

  • شیخ مهدى مازندرانى (مورخ ۱۳۳۹).
  • سید عبدالغفار مازندرانى (مورخ ۱۳۴۴).
  • شیخ ضیاءالدین عراقى، (مورخ ۱۳۴۱).
  • شیخ محمدکاظم شیرازى، (مورخ ۱۳۳۴).
  • شیخ محمدحسین اصفهانى - صاحب الکرامات الباهرة - (مورخ ۱۳۵۲).

علاوه بر این، ایشان از بزرگان ذیل که هر یک از مراجع یا فقهاى نامدار زمان خویش بوده اند، جواز اجتهاد نیز دریافت کرده بودند:

  • آیت الله آقا ضیاء عراقى.
  • آیت الله شیخ مهدى مازندرانى.
  • آیت الله کاظم شیرازى.
  • آیت الله شیخ على خراسانى.
  • آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى.[۴]

تدریس و شاگردان

آیت الله شیخ عبدالنبى اراکى در سال ۱۳۴۰، به قصد زیارت امام رضا علیه السلام به ایران بازگشت و به اتفاق مرحوم آیت الله حائرى، مؤسس حوزه علمیه قم رهسپار مشهد گردید. به هنگام مراجعت، مرحوم حائرى از ایشان براى اقامت در قم دعوت مى کنند؛ ولى ایشان بنا به دعوت متولى مدرسه سپهدار، راهى زادگاه خود مى گردد و در آن جا به مدت یک سال به تدریس مشغول مى شود.[۵] و در رأس علماى اراک قرار مى گیرد.

وى به سال ۱۳۴۶ بنا به دعوت مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى جهت تدریس در حوزه نجف، به عتبات هجرت مى کند و در مسجد هندى به تدریس مى پردازد. این امر همچنان ادامه مى یابد تا در سال ۱۳۶۶ که فرزند ایشان (آقا نورالدین) مریض مى شود و طبق دستور اطباى نجف، به ایران بازمى‌گردد؛ اما این بار در قم رحل اقامت مى افکند و در مسجد عشقعلى به اقامه جماعت و تدریس اشتغال مى ورزد و پس از آن در مسجدِ واقع در خیابان اعتضادالدوله، امامت و تدریس مى نماید.

آیت الله عبدالنبى اراکى، به تربیت شاگردانى پرداخته که هر یک از آنان در نشر و تبلیغ مبانى تفکر شیعى، نقش بسزایى داشتند؛ از میان این شاگردان مى توان به افراد ذیل اشاره کرد:

  • سید محمدعلى کاظمینى بروجردى؛ مؤلف کتب بسیار؛ از جمله: «نهایة المقال لابناء الامام و نهایة الکلام فى حق رسول الاسلام»؛ «گنجینه معارف»؛ «اسلام از نظر دیگران»؛ «جواهر الولایة».
  • سید شفیع واحدى رشتى.
  • محمدحسین آل طاهر خمینى. وى «رسالة الهدایة فى کون الشهادة بالولایة فى الاذان والاقامة جزء کسائر الاجزاء» را از بحث آقاى اراکى نوشته و در قم به چاپ رسیده است.
  • سید على‌اکبر موسوى (داماد معظم‌له).
  • شیخ قدرت الله وجدانى فخر (داماد معظم‌له).
  • سید محمدعلى روحانى قمى (تقریرکننده بحث معظم‌له).
  • میرزا على‌اصغر باقرى همدانى.
  • میرزا نصرت بناربانى.
  • میرزا على‌اکبر فقیهى.
  • شیخ ابوالقاسم نحوى.
  • میرزا محمود اراکى (مقرر بحث ایشان).
  • سید ابوالفضل نبوى قمى (تقریرکننده بحث ایشان).
  • شیخ حسین ناصرى کرمانى.
  • میرزا محمدتقى همدانى.

آیت الله عبدالنبى اراکى در تحصیل علوم اسلامى تا بدان رتبه راه یافت که خود اجازه اجتهاد به برخى از افراد صادر نمود. از میان آنان مى توان به افراد ذیل اشاره داشت:

  • سید مهدى حسینى لاجوردى.
  • شهید محمدعلى قاضى طباطبائى.
  • سید محمدعلى کاظمینى بروجردى.
  • شیخ على‌اصغر باقرى همدانى.

آثار و تألیفات

آیت الله شیخ عبدالنبى اراکى را باید در زمره آن دسته از بزرگان حوزه قرار داد که در کنار تدریس و تربیت طلاب، فراوان به تألیف کتاب نیز مى پرداخته اند. از ایشان بیش از یکصد جلد کتاب در زمینه هاى مختلف فقه، اصول، اخلاق و انسان شناسى به جاى مانده که حدود ۳۰ جلد از آنها به چاپ رسیده است. برخى از آثار وى به قرار ذیل است:

«رسالة زیارت عاشورا»؛ به نام «کنز مخفى» - یکی از آثار آیت الله عبدالنبی اراکی نجفی
  • ۲- «معالم الزلفى»، در شرح کتاب «عروة الوثقى»، که ۲۵ جلد مى باشد و تاکنون یک جلد آن چاپ شده است.
  • ۳- «افاضة القدیر» در طهارت عصیر.
  • ۴- «انیس المقلدین»، رساله عملیه، طبع قم، ۱۳۷۲.
  • ۵- «غوالى اللئالى»؛ در فروع علم اجمالى - این کتاب، تقریرات بحث ایشان به قلم مرحوم آقا میرزا محمود اراکى است که در سال ۱۳۶۹ چاپ شده و یک صد و پنجاه و هشت فرع دارد.
  • ۶- «روح الایمان»؛ در یک جلد که در سال ۱۳۵۰ در نجف و در قم نیز طبع شد. این کتاب در روانشناسى و نفسانیات انسان است و حقیقت ایمان را آن طورى که دین مقدس اسلام دستور داده، معرفى مى نماید. وى در کشکول مى نویسد: «فانه کتاب لم یسبق مثله فى الاسلام کتاب کریم».
  • ۷- «اعلام العامة فى صحة الحج مع ابناء العامة»، که در سال ۱۳۵۴ به طبع رسیده است.
  • ۸- «کتاب المحاکمات»؛ دو جلد است. این اثر، به نقد و بررسى آراء و نظریات مرحوم میرزای نایینى، و مقایسه آن با آراى برخى علماى دیگرى مى پردازد. به قلم استاد آیت الله ملکوتى است.
  • ۹- «رسالة زیارت عاشورا»؛ به نام «کنز مخفى» در سال ۱۳۷۲ در تهران چاپ شده که فعلاً کمیاب است.
  • ۱۰- «حاشیه بر وسیلة النجاة»؛
  • ۱۲- «حاشیة فتوائیه بر عروه»؛
  • ۱۳- «کتاب طهارة»؛
  • ۱۴- «کتاب صلوة»؛
  • ۱۵- «کتاب بیع»؛
  • ۱۶- «کتاب الخیارات»؛
  • ۱۷- «رساله فى قبول توبة المرتد مطلقا»؛
  • ۱۸- «رسالة فارسیة و شرائط المراجع العامة»؛
  • ۱۹- «رسالة فى الحیض».
  • ۲۰- «رسالة درر المنظومة فى الحقائق»؛ در «خزائن نبویه»، جلد اول، ص ۱۷۱ درباره این کتاب مى گوید: «در «دررالمنظومه» سى و نه دلیل اقامه نمودم بر وجود امام زمان روحى له الفدا.» و در ص ۱۷۲ مى نویسد: «در «درر المنظومه» حدود صد دلیل عقلى و نقلى اقامه نمودم بر رسالت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله».
  • ۲۱- «ارشاد الامّة فى عدم اجزاء صلاة الجمعة» که در سال ۱۳۵۶ در نجف به طبع رسیده است.
  • ۲۲- «رسالة فى قاعدة لاضرر» و رساله دیگرى در این قاعده.
  • ۲۳- «کتاب الاقرار».
  • ۲۴- «رسالة فى النفاس».
  • ۲۵- «رسالة فى الرضاع».
  • ۲۶- «رسالة فى الاستحاضة».
  • ۲۷- «رسالة فى حکم تلقیح النسوان».
  • ۲۸- «رسالة منیة الطالب فى لزوم القیام عند ذکر الغائب روحى له الفداه».
  • ۲۹- «رسالة فى حکم رادیو».
  • ۳۰- «رسالة الثانویة».
  • ۳۱- «رسالة فى حکم سترالنسوان».
  • ۳۲- «رسالة فى الدرهم و الدینار الشرعى».
  • ۳۳- «رسالة فى مناسک الحج على نمط مخصوص».
  • ۳۴- «رسالة فى حکم حلق اللحیة».
  • ۳۵- «رسالة فى صلوة ذوى الاعذار».
  • ۳۶- «رسالة فى اعجاز القرآن».
  • ۳۷- «رسالة غریبة فى حقیقة النفس».
  • ۳۸- «رسالة فى فضیلة العلم و بیان المراد منه».
  • ۳۹- «رسالة فى الدعاء سیفى».
  • ۴۰- «رسالة فى الهیئة و رسالة الحساب».
  • ۴۱- «کتاب فى شرح الفیة ابن مالک».
  • ۴۲- «کتاب درر المنطقیه».
  • ۴۳- «کتاب اعتقادات الاثنى عشریه فى الکلام»؛ این کتاب در کتابخانه مدرسه فیضیه موجود است.
  • ۴۴- «رسالة فى نبذة من الآیات والاخبار».
  • ۴۵- «رسائل متفرقة فى الفقه والاصول».
  • ۴۸- «حاشیة صغیر على المکاسب».
  • ۴۹- «کتاب تحف العقول»؛ که سه جلد و یک دوره اصول است.
  • ۵۰- «کتاب نهایة المأمول فى شرح کفایة الاصول»؛ این کتاب دو جلد و هر جلد آن معادل صلوة جواهر است.
  • ۵۱- «حاشیة على الکفایة».
  • ۵۲- «رسالة فى شرح عدة اشعار حکماء و عرفاء».
  • ۵۳- «حاشیة استدلالیة»؛ حاشیه بر جلد اول عروه.
  • ۵۴- «حاشیة على تقریرات استاد النائینى فى دورة الاصول».
  • ۵۵- «کتاب فوائد قمیه»؛ تقریر بحث ایشان است و در ۱۳۷۳ در قم طبع شده است.
  • ۵۶- «رسالة الهدایة فى ان الشهادة بالولایة جزء فى الاذان والاقامة».
  • ۵۸- «حاشیه بر جلد دوم عروة».
  • ۵۹- «رسالة فى اربعین حدیث».
  • ۶۰- رسالة فى کون المنجزات من الاصل».
  • ۶۱- «رسالة فى ارث الزوج والزوجة».
  • ۶۲- «رسالة فى الجبر والتفویض».
  • ۶۳- «رسالة فى الید المضمونة».
  • ۶۴- «رسالة فى المعاد».
  • ۶۵- «رسالة فى اثبات الحجة علیهم السلام».
  • ۶۶- «رسالة فى الترتب».
  • ۶۷- «رسالة فى البرزخ».
  • ۶۸- «رسالة فى الاجتهاد والتقلید».
  • ۶۹- «رسالة فى اثبات الصانع».
  • ۷۰- «رسالة فى الولایة».
  • ۷۱- «رسالة فى اتصال اجازات المشایخ بالمعصومین».
  • ۷۲- «رسالة فى الرسالة».
  • ۷۳- «رسالة فى شرعیة افعال الصبى».
  • ۷۴- «رسالة فى جبل قاف و اسراره المکنونة».
  • ۷۵- «رسالة فى الید المسموعة».
  • ۷۶- «رسالة فى حقیقة الانسان».
  • ۷۷- «رسالة فى الحسن والقبح».
  • ۷۸- «رسالة فى حکم النسوان عند الاجانب».
  • ۷۹- «رسالة فى حکم تلقیح النسوان».
  • ۸۰- «رسالة فى شرح بعض اشعار العرفاء».
  • ۸۱- «ایقاظ البشر فى اجزاء اضطرارى المشعر»؛ طبع نجف، ۱۳۵۵.
  • ۸۲- «منهج الرشاد فى الاصول الدین»؛ رساله عملیه است. طبع تهران، ۱۳۷۵.
  • ۸۳- «ذخیرة العباد»؛ رساله عملیه است. چاپ قم، ۱۳۶۸.

ویژگی‌ها و فضایل اخلاقى

آیت الله شیخ عبدالنبى اراکى، روحى لطیف و الهى داشت که در اثر زهد و پارسایى و شب زنده دارى به آن نائل شده بود. سید محمدعلى روحانى قمى، یکى از شاگردان وى، نقل کرده است که: هیچ فجرى طلوع نکرد که او در خواب باشد. به هر مسجدى که وارد مى شد، نماز تحیت مسجد را به جاى مى آورد.

شیخ قدرت الله وجدانى فخر، داماد معظم‌له، در زمینه خصوصیات اخلاقى او مى گوید: آن چه که من بدست آوردم، شخصى بود دور و گریزان از دنیا؛ به طورى که بود و نبود آن، نسبت به شخص او مساوى بود. از برنامه هاى مریدبازى و جلب اشخاص به سوى خود، کاملاً پرهیز داشت و همواره متکى به خداوند و مخالف با هواى نفس بود. اکثر شب ها را به عبادت و مناجات بسر مى برد.

معظم‌له در پرورش طلاب، نقش مؤثرى داشت و با آنان نهایت رفاقت را از خود نشان مى داد. وى براى وقت خویش بسیار ارزش قائل بود و در زمره افرادى است که از عمر خود، حداکثر استفاده را برد و همواره اشتغال به تدریس و تحقیق و تألیف داشت.

داماد دیگر ایشان، سید على‌اکبر موسوى مى گوید: راز موفقیت معظم‌له پشتکار ایشان بود. همیشه یا مطالعه مى کرد، یا مى نوشت، یا تدریس مى نمود. ایشان تا آخر عمر از نویسندگى دست برنداشت و کتاب «معالم الزلفى» را در حال بیمارى نوشت. در ماه مبارک رمضان ختومات قرآن متعدد داشت.

ایشان به ائمه اطهار علیهم السلام عشق مى ورزید و ارتباط روحى و معنوى با آنان داشت. از این رو، گاهى مشکلات مادى و معنوى خود را با توسل به خاندان عصمت و طهارت رفع مى ساخت.

وفات

مرحوم آیت الله شیخ عبدالنبى عراقى، پس از عمرى تلاش و تبلیغ و ترویج فرهنگ ناب تشیع، در ماه رجب ۱۳۸۵ قمری (مطابق با آبان ۱۳۴۴) چشم از جهان فروبست و پیکر مطهرش در جوار کریمه اهل بیت حضرت معصومه (سلام الله علیها) به خاک سپرده شد.

پانویس

  1. خزائن نبویه، ج ۱، ص ۳۷۸.
  2. همان، ص ۱۸۱.
  3. همان، ص ۲۴۱ و ج ۲، ص ۲۱۷.
  4. خزائن نبویه، ج ۲، ص ۱۳۱.
  5. همان، ج ۱، ص ۲۴۱.

منابع

آرشیو عکس و تصویر