رساله نفس ابن سینا (کتاب)
رساله نفس رسالهاى است فلسفى كه بوعلى سينا آن را به زبان فارسى، بنا به درخواست علاءالدوله ديلمى تدوین کرده است. این کتاب در اصل ترجمه ای از كتاب عربی ابن سینا با نام المعاد بوده است. رساله نفس در 16 باب به مسائل نفس و قوای آن می پردازد.
مولف
«حسین بن عبدالله بن سینا» معروف به «ابن سینا» و ملقب به «شیخ الرئیس» (۳۷۰ـ۴۲۸ ق)، فیلسوف و طبیب نامدار ایرانی شیعه و از پرآوازهترین دانشمندان دورهی اسلامی در جهان است. او در طب، فلسفه، حکمت، منطق، ریاضی، نجوم و ادبیات، متبحر و صاحبنظر بود و آثار ارزشمندی تألیف نمود که مشهورترین آنها کتاب «الشفاء» در فلسفه و کتاب «القانون» در طب است.
ابن سینا توانست مبانی حکمت مشاء را در جهان اسلام تثبیت کند. البته فلسفه مشائیای که رنگ و بویی نوافلاطونی داشت و به اصول عقاید اسلامی پایبند بود. او را مبتکر برهان صدیقین برای اثبات وجود خداوند و نیز برهانهایی برای ابطال دور و تسلسل و اثبات وجود نفس و بقای آن دانستهاند.
گزارش محتوا
كتاب، داراى شانزده باب مىباشد.
باب اول، در بيان حد نفس و انواع قوايى كه در موجودات وجود دارد، است. شيخ الرئيس، در اين باب، قواى نباتى را از قواى حيوانى و نفس فلكى را از نفس حيوانى، تفكيك نموده و وجه مشترك ميان آنها را طريقى براى شناخت نفس قرار داده است.
باب دوم، در توضيح قواى نفس است. وى، نخست، نفس را به سه گونه نباتى، حيوانى و نفسانى تقسيم نموده كه هر كدام داراى قوايى مىباشند؛ مثلاًقواى نفس انسانى، عبارتند از: عقل عملى و عقل نظرى.
باب سوم، در ادراكات نفس است. هر كدام از ادراك حسى و ادراك خيالى، مقدارى از تجرد را دارا هستند، همچنين قوه وهم و قوه عقلى نيز مجرداتى هستند كه به هنگام تصور، به صورت مجرد تصور مىكنند.
لزوم حضور محسوسات براى ادراك حسى و عدم لزوم حضور متخيلات براى ادراك خيالى، مطلبى است كه شيخ الرئيس، در باب چهارم، بدان پرداخته است و براهين مختلفى را براى اين موضوع بيان نموده است.
باب پنجم، به اين معنا مىپردازد كه تصور معقول و ادراك كلى، نمىتواند با آلت جسمانى باشد. ابن سينا، در ادامه، علت استحاله جسم بودن مدرک كليات را، به صورت قضيهاى جداگانه بيان مىنمايد.
باب ششم، به اين مطلب مىپردازد كه با توجه به مادى نبودن نفس، چگونه مىشود كه جسم مادى از آن منتفع گردد كه اين در واقع مقدمهاى مىتواند باشد براى استقلال نفس و اينكه چنين موجودى مىتواند مستقل از جسم و بدن، به حيات خود ادامه دهد كه در باب هفتم، به طور مفصل بدين مطلب پرداخته شده است.
شبههاى كه به مناسبت موضوع اين باب، مطرح گرديده و جواب داده شده است، اين است كه حال كه نفس، موجودى مستقل از بدن است، چگونه وقتى جسم دچار مرضى مىشود، در ذهن نيز فراموشى به وجود آمده و از يادگيرى باز مىماند؟ شيخ الرئيس، پاسخ مىدهد كه اين، به جهت گرايش دوگانه نفس است كه از سويى گرايش به جسم داشته و از سوى ديگر به ملكوت گرايش دارد و هر موقع يكى از گرايشات، اشتغال بيشترى براى نفس ايجاد كند، ناگزير از جنبه ديگر باز مىماند؛ فراموشى نفس به هنگام بيمارى بدن از همين قبيل است، زيرا مرض، نفس را به خود مشغول مىكند و باعث نسيان و فراموشى در آن مىگردد.
در باب هشتم، بوعلى، توضيح مىدهد كه حدوث نفس، چگونه به همراه حدوث بدن بوده است و تقدم و تأخرى ميان آن دو نيست. باب نهم، اختصاص به بقاى نفس بعد از مرگ دارد كه برهان لازم بر اين مطلب اقامه شده است.
ابن سينا، در باب دهم، استحاله تناسخ را مطرح نموده و توضيح داده كه نمىشود نفس، از يك بدنى به بدن ديگر منتقل گردد. اينكه تمام قواى نفس، آلت نفس واحدى هستند، مطالب باب يازدهم را به خود اختصاص داده است. اين مطلب، در مقابل نظريه افلاطون است كه هر يك از نفس انسانى، نفس نباتى و نفس حيوانى را متعلق به بخشى از بدن دانسته است، لكن شيخ الرئيس از قول فلاسفه نقل مىكند كه نفس مسلط بر بدن، يك جوهر است و قواى نفسانى همه، آلت آن جوهر مىباشند.
باب دوازدهم، در مورد عقل نظرى است و اينكه فصليت عقل نظرى به چه شكلى مىباشد.
بعد از اين توضيحات كه در مورد نفس بيان گرديد، مؤلف، وارد بحث نبوت و توضيحى درباره خواب مىشود؛ به اين صورت كه وى، نفس انسانى را مستعد دريافت هر گونه علمى از جواهر عقلى و نفوس سماوى مىداند كه در حالت خواب چنين حالتى براى همه انسانها قابل تصور است و به جهت تصرفاتى كه قوه خيال در آن دريافتها دارد، خواب نياز به تعبير پيدا مىكند.
در انبيا، تصرف از جانب خيال، در دريافتهاى آنان از ملكوت، صورت نمىگيرد، لكن مرتبه دريافتهاى انبيا، به دليل تفاوت در عقل عملى، متفاوت مىباشد. چهاردهمين باب، در مورد غايت مرتبهاى است كه براى نفس، در دنيا ممكن است.
اينكه نفس، وقتى از بدن مفارقت كرد، چه جايگاهى پيدا مىكند و سعدا و اشقيا چه موقعيتهايى پيدا مىكنند، در باب پانزدهم، مورد بررسى قرار گرفته است. لذايذى كه نفس انسانهاى نيكوكار ادراك مىكند، سؤالى را به وجود مىآورد كه چرا لذايذ نفس، مانند آموختن علم، در مقابل لذت خوردن و لذت جنسى... قابل قياس نيست؟ بوعلى، در پاسخ، مىگويد: كدورات اين عالم باعث مىشود كه لذايذ واقعى كما هو حقه، قابل ادراك براى نفس نباشد، مانند انسان مريضى كه از خوردن و آشاميدن، لذت لازم را نمىبرد.
مؤلف، شانزدهمين باب، را به وصيتى اختصاص داده كه در آنجا سرى بودن مطالب كتاب را يادآور شده و مىگويد: اين مطالب، تا كنون به اين صراحت، در جايى بيان نشده، لكن من آنها را از سر به علن آوردم... [۱]
پانویس
- ↑ رساله نفس، ویکی نور




