آیه قذف

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
<<3 آیه 4 سوره نور 5>>
سوره : سوره نور (24)
جزء : 18
نزول : مدنی

آیه قَذْف، آیه چهارم سوره نور است که کیفر نسبت دادن زنا یا لواط به دیگری را در صورتی که تهمت‌زننده چهار شاهد اقامه نکند، بیان می‌کند. بر پایه این آیه، قاذف هشتاد تازیانه می‌خورد، شهادتش پذیرفته نمی‌شود و فاسق شمرده می‌شود. آیه از آیات الاحکام است و در فقه اسلامی، مستند اصلی حرمت قذف و حد آن به شمار می‌آید. آیه پنجم همان سوره حکم توبه قاذف را بیان می‌کند و آیه ششم به لعان اختصاص دارد.

نام و جایگاه

این آیه در منابع تفسیری و فقهی به «آیه قذف» شناخته می‌شود و گاه از آن با تعبیر «آیه حدّ قاذف» نیز یاد شده است.[۱] سوره نور از سوره‌های مدنی است و آیه چهارم آن در جزء هجدهم قرآن قرار دارد. فقیهان، این آیه را از آیات الاحکام شمرده و در مباحث حدود به آن استناد کرده‌اند؛ در کتاب‌های فقهی، بحث حد قذف با استناد به همین آیه آغاز می‌شود.[۲]

متن و ترجمه

مشاهده آیه در سوره

«وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»

و کسانی که زنان پاک‌دامن را به زنا متهم می‌کنند و سپس چهار شاهد نمی‌آورند، آنان را هشتاد تازیانه بزنید و هرگز شهادتشان را نپذیرید؛ و آنان همان فاسقان‌اند.

مشاهده آیه در سوره


معنای قذف

«قَذْف» در لغت به معنای افکندن و پرتاب کردن است و در این کاربرد، برای نسبت دادن امری ناپسند به انسان به کار می‌رود.[۳] در اصطلاح فقهی، قذف یعنی نسبت دادن زنا یا لواط به دیگری؛ خواه با لفظ صریح باشد، خواه با عبارتی که همین معنا را برساند.[۴] فقیهان میان الفاظ صریح و کنایه تفکیک کرده‌اند: تنها الفاظ صریح، حد را ثابت می‌کند؛ کنایه و تعریض، حتی اگر گوینده قصد نسبت زنا داشته باشد، حد ندارد و تنها موجب تعزیر است.[۵]

محتوای آیه

آیه سه کیفر را برای تهمت‌زننده‌ای که چهار شاهد بر ادعای خود اقامه نمی‌کند تعیین کرده است: هشتاد تازیانه، نپذیرفتن شهادت و حکم به فسق.[۶] این سه حکم در پی یکدیگر آمده و هر یک دیگری را تأکید می‌کند؛ نخست کیفر بدنی، سپس محرومیت اجتماعی از شهادت و در پایان، وصف فسق.

شرط چهار شاهد در این آیه، در برابر دو شاهدِ لازم در بسیاری از دعاوی، سخت‌گیری ویژه‌ای است که با دشواری اثبات زنا و اهمیت حفظ آبروی افراد تناسب دارد. قرآن در آیه سیزدهم همین سوره نیز از کسانی که نسبت زنا می‌دهند خواسته است چهار شاهد بیاورند و در غیر این صورت، آنان را دروغگو شمرده است.[۷]

احکام فقهی

حدّ و کیفیت اجرا

حدّ قذف هشتاد ضربه است و در این حکم میان آزاد و برده، و مرد و زن تفاوتی نیست. قاذف را با لباس بر تن می‌زنند و برهنه نمی‌کنند و ضربات به گونه‌ای متوسط فرود می‌آید.[۸] بر پایه گزارش طبرسی، امامیه حدّ را برای برده و آزاد یکسان هشتاد ضربه می‌دانند، برخلاف بیشتر فقیهان اهل سنت که برای برده چهل ضربه گفته‌اند.[۹]

شرایط قاذف و مقذوف

در قاذف، بلوغ و عقل شرط است؛ اگر کودک یا دیوانه قذف کند، حد بر او جاری نمی‌شود. آزاد یا برده بودن و مسلمان یا کافر بودن قاذف نیز در ثبوت حد تفاوتی ایجاد نمی‌کند.[۱۰] در مقذوف نیز افزون بر بلوغ و عقل، آزادی، اسلام و احصان (پاک‌دامنی) شرط است؛ اگر این اوصاف فراهم نباشد، حدّ ثابت نمی‌شود و حاکم می‌تواند تعزیر کند. اگر پدر فرزند خود را قذف کند، حدّ بر او جاری نمی‌شود.[۱۱]

مطالبه، عفو و سقوط حد

اجرای حدّ قذف به درخواست مقذوف بسته است و بدون مطالبه او اجرا نمی‌شود. اگر مقذوف عفو کند، حق مطالبه پس از آن ساقط می‌شود و با مرگ او پیش از مطالبه یا عفو، اولیای او می‌توانند مطالبه یا عفو کنند.[۱۲] حدّ با اقامه بینه، تصدیق کسی که حق بر اوست یا عفو ساقط می‌شود؛ و اگر شوهر همسر خود را قذف کند، لعان نیز موجب سقوط حق قذف است.[۱۳] در مقابل، ثبوت قذف با شهادت دو عادل یا با اقرار است.[۱۴]

گستره حکم

آیه تنها از «محصنات» یعنی زنان پاک‌دامن سخن گفته است، اما فقیهان حکم مردان را نیز همان دانسته‌اند.[۱۵] علامه طباطبایی نیز با استناد به اطلاق آیه و روایات اهل‌بیت(ع)، حکم را شامل مرد و زن، آزاد و برده می‌داند.[۱۶] حرمت قذف به مسلمانان محدود نیست و روایات شیعه، قذف غیرمسلمان را نیز نهی کرده‌اند.[۱۷]

ارتباط با آیات دیگر

آیه پنجم سوره نور، توبه‌کنندگان را از حکم پیشین استثنا می‌کند: «إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ».[۱۸] مفسران در این باره اختلاف دارند که استثنا تنها به حکم فسق بازمی‌گردد یا به هر دو حکم فسق و نپذیرفتن شهادت؛ طبرسی دیدگاه دوم را به امام باقر و امام صادق(ع) نسبت می‌دهد که با توبه، شهادت قاذف پذیرفته می‌شود.[۱۹] علامه طباطبایی نیز با تکیه بر سیاق، بازگشت استثنا به هر دو حکم را تقویت کرده است.[۲۰]

آیه ششم همین سوره حکم لعان را برای مردی بیان می‌کند که همسر خود را قذف کرده و شاهدی جز خود ندارد؛ در این حالت، سوگندهای چهارگانه او جای شهادت چهار شاهد را می‌گیرد و با اجرای لعان، حدّ قذف از او برداشته می‌شود.[۲۱] آیات یازدهم تا بیستم سوره نور به داستان افک می‌پردازد و آیه بیست و سوم، کسانی را که به زنان پاک‌دامن و مؤمن نسبت زنا می‌دهند، گرفتار لعن و عذاب دنیا و آخرت می‌داند.[۲۲]

شأن نزول

در برخی گزارش‌های تفسیری، نزول آیه قذف با داستان افک پیوند خورده است. علامه طباطبایی در بررسی روایات افک، این اشکال را مطرح می‌کند که اگر حد قذف پیش از آن حادثه تشریع شده بود، باید درباره تهمت‌زنندگان اجرا می‌شد؛ ازاین‌رو نزول آیه قذف را پس از حادثه افک و با فاصله زمانی می‌داند.[۲۳]

این بحث نشان می‌دهد که مورد نزول، حکم آیه را به همان واقعه محدود نمی‌کند. علامه طباطبایی تصریح می‌کند که آیه اطلاق دارد و شامل قاذفِ مرد و زن، آزاد و برده می‌شود و روایات اهل‌بیت(ع) نیز بر همین اطلاق تکیه دارد.[۲۴]

پانویس

  1. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۸۱ و ۱۰۲.
  2. ↑ حلی، تحریر الأحکام، ج۵، ص۳۹۹؛ خویی، منهاج الصالحین، ج۳، ص۴۲.
  3. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۸۱.
  4. ↑ حلی، تحریر الأحکام، ج۵، ص۳۹۹؛ فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۸۲؛ خویی، مبانی تکملة المنهاج، ج۱، ص۲۵۲.
  5. ↑ حلی، تحریر الأحکام، ج۵، ص۳۹۹.
  6. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۸۱.
  7. ↑ قرآن کریم، سوره نور، آیه ۱۳.
  8. ↑ خویی، منهاج الصالحین، ج۳، ص۴۳، مسأله ۲۱۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۲۲.
  9. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۲۲.
  10. ↑ خویی، منهاج الصالحین، ج۳، ص۴۲، مسأله ۲۰۱.
  11. ↑ همان، مسأله ۲۰۲.
  12. ↑ همان، مسائل ۲۰۰، ۲۰۴ و ۲۰۵.
  13. ↑ همان، مسأله ۲۰۹.
  14. ↑ همان، مسأله ۲۱۲.
  15. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۲۲.
  16. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۸۱.
  17. ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۲۸، أبواب حد القذف، باب ۱.
  18. ↑ قرآن کریم، سوره نور، آیه ۵.
  19. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۲۲.
  20. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۸۱.
  21. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۲۲۶؛ خویی، منهاج الصالحین، ج۳، ص۴۳، مسأله ۲۰۹.
  22. ↑ قرآن کریم، سوره نور، آیات ۱۱ تا ۲۰ و ۲۳.
  23. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۱۰۵.
  24. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۸۱.


منابع

  • قرآن کریم.
  • طباطبایی، سید محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، ج۱۵.
  • طبرسی، فضل بن حسن؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۵ق، ج۷.
  • حلی، حسن بن یوسف؛ تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، قم: مؤسسة الإمام الصادق(ع)، ج۵.
  • خویی، سید ابوالقاسم؛ منهاج الصالحین، قم: مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۳.
  • خویی، سید ابوالقاسم؛ مبانی تکملة المنهاج، ج۱.
  • فیض کاشانی، محسن؛ مفاتیح الشرائع، ج۲.
  • حرّ عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعة، قم: مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، ج۲۸.
فقه
کلیات: تاریخ فقه، ابواب فقه، احکام، اجتهاد، منابع اجتهاد در فقه شیعه، تقلید، اصول فقه، قواعد فقهی
منابع: عروة الوثقى، شرایع الاسلام، علل الشرائع، لمعه، جواهرالكلام، المكاسب المحرمه، مدارک الاحکام و ...
↓ رده ها ↓
فقه: فقیهان، منابع فقهی، اصطلاحات فقهی، آیات الاحکام، منابع اجتهاد در فقه شیعه، قواعد فقه
اصول فقه: اصول فقه، اصولیون، منابع اصول فقه، اصطلاحات اصول فقه
احکام: احکام، احکام عبادی، احکام اقتصادی، احکام خانواده، احکام روابط اجتماعی، احکام قضایی و جزایی، احکام اطعمه و اشربه، اصطلاحات احكام
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه