نواب اربعه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز
(ویرایش)
سطر ۱: سطر ۱:
'''کلیدواژه: نواب اربعه، غيبت صغری، امام مهدی علیه السلام، وظایف نواب اربعه'''
 
----
 
 
نایبان خاص [[امام مهدی]] عجل الله تعالی فرجه شریف در دوران [[غیبت صغرى]]، چهار تن از علماى پارسا و بزرگ [[شیعه]] (و بعضا از اصحاب با سابقه امامان پیشین) بودند. این افراد به «نواب اربعه» نامیده شده اند.
 
نایبان خاص [[امام مهدی]] عجل الله تعالی فرجه شریف در دوران [[غیبت صغرى]]، چهار تن از علماى پارسا و بزرگ [[شیعه]] (و بعضا از اصحاب با سابقه امامان پیشین) بودند. این افراد به «نواب اربعه» نامیده شده اند.
 +
==اسامی نواب اربعه==
  
==اسامی نواب اربعه==
 
 
نواب اربعه به ترتیب زمانى عبارت بودند از:
 
نواب اربعه به ترتیب زمانى عبارت بودند از:
  
* [[ابوعمرو عثمان بن سعيد عمروي ]]
+
*[[ابوعمرو عثمان بن سعید عمروی]]
* [[ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمرى]]
+
*[[ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمرى]]
* [[ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى]]
+
*[[ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى]]
* [[ابو الحسن على بن محمد سمرى]]
+
*[[ابو الحسن على بن محمد سمرى]]
  
== مقام و مرتبه نواب اربعه==
+
==مقام و مرتبه نواب اربعه==
نواب اربعه در واقع نائبان خاص حضرت بوده‌اند كه از سال 260 هـ تا سال 329 هـ واسطه بين آن حضرت و شيعيان بوده‌اند. اين افراد در مرتبه‌اي از فضيلت و برتري بوده‌اند كه از طرف امام زمان (عج) و بعضاً از طرف امام هادي (ع) و امام عسكري (ع) به عنوان وكلاي ايشان انتخاب شده بودند.
+
نواب اربعه در واقع نائبان خاص حضرت بوده‌اند که از سال ۲۶۰ هـ تا سال ۳۲۹ هـ واسطه بین آن حضرت و شیعیان بوده‌اند. این افراد در مرتبه‌ای از فضیلت و برتری بوده‌اند که از طرف امام زمان (عج) و بعضاً از طرف [[امام هادی علیه السلام|امام هادی]] (ع) و [[امام حسن عسکری علیه السلام|امام عسکری]] (ع) به عنوان وکلای ایشان انتخاب شده بودند.
  
نواب امام سؤالات كتبي و شفاهي مردم را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شيعيان مي ‌رسانيدند و همچنين، وجوه شرعي شيعيان را با وكالتي، كه از امام داشتند، مي ‌گرفتند و به حضرت تحويل مي ‌دادند يا با اجازه ايشان مصرف مي ‌كردند آنان جمعي بودند كه [[امام حسن عسکری]] علیه السلام] در زمان حيات خود [[عدالت]] شان را تأييد فرمود و همه را به عنوان امين امام زمان علیه السلام معرفي كرد و بعد از خود، ناظر املاك و متصدي كارهاي خويش گردانيد، و آن ها را با نام و نسب به مردم معرفي نمود.
+
نواب امام سؤالات کتبی و شفاهی مردم را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می ‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می ‌گرفتند و به حضرت تحویل می ‌دادند یا با اجازه ایشان مصرف می ‌کردند. آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری علیه السلام در زمان حیات خود [[عدالت]] شان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آن ها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.
 
   
 
   
==نايب نخست، ابوعمرو عثمان بن سعيد عمرى ==
+
==نایب نخست، ابوعمرو عثمان بن سعید عمرى==
 
   
 
   
  
ابوعمرو عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد وثوق امام دهم و يازدهم علیهم السلام و مردي جليل ‌القدر و مورد اطمينان بود كه از يازده سالگي در محضر [[امام هادی]] علیه السلام به خدمتگزاري و آموختن [[فقه]] و [[حدیث]] و تعاليم اسلامي اشتغال داشته است و شاگرد تربيت يافته ولايت و امامت بوده است. او را با توجه به قبيله، «اسدي» و محل سكونت، «عسكري» و شغل، «سمان» يا «زيات» (روغن ‌فروش) ناميده‌اند.
+
ابوعمرو عثمان بن سعید از یاران و شاگردان مورد وثوق امام دهم و یازدهم علیهم السلام و مردی جلیل ‌القدر و مورد اطمینان بود که از یازده سالگی در محضر امام هادی علیه السلام به خدمتگزاری و آموختن [[فقه]] و [[حدیث]] و تعالیم اسلامی اشتغال داشته است و شاگرد تربیت یافته [[ولایت]] و [[امامت]] بوده است. او را با توجه به قبیله، «اسدی» و محل سکونت، «عسکری» و شغل، «سمان» یا «زیات» (روغن ‌فروش) نامیده‌اند.
امام هادي (ع) به احمد بن اسحاق  فرمود:
+
امام هادی (ع) به [[احمد بن اسحاق اشعری|احمد بن اسحاق]] فرمود:
 
   
 
   
«اين ابوعمرو [عثمان بن سعيد] فردي امين و مورد اطمينان من است. آنچه به شما بگويد، از جانب من مي‌گويد و آنچه به شما برساند، از طرف من مي‌رساند»<ref> طوسي، محمد بن حسن؛ الغيبه، تهران مكتبه نينوي الحديثه، بي تا، ص 215. </ref>
+
«این ابوعمرو [عثمان بن سعید] فردی امین و مورد اطمینان من است. آنچه به شما بگوید، از جانب من می‌گوید و آنچه به شما برساند، از طرف من می‌رساند».<ref> [[شیخ طوسی|طوسی]]، محمد بن حسن؛ [[الغیبة (طوسی)|الغیبه]]، تهران مکتبه نینوی الحدیثه، بی تا، ص ۲۱۵. </ref>
  
==نايب دوم، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى==
+
==نایب دوم، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمرى==
  
وقتي نايب اول [[امام مهدی]] علیه السلام وفات يافت، بيش از ديگران، آن حضرت آزرده و اندوهگين شد و در نامه‌اي به فرزند عثمان، [[مرگ]] پدر را تسليت گفت و او را به جاي پدرش منصوب كرد. محمد بن عثمان به رغم مخالفت ‌هايي كه مدعيان دروغين نيابت، با وي كردند و فشارهايي كه خلفاي آن دوران وارد مي ‌ساختند، توانست وظايف نيابت ولي ‌عصر علیه السلام را به نيكي انجام دهد و نگذاشت غُلات با ترفندهاي دروغين، شيعيان را متوجه خود سازند و نيابت او را متزلزل كنند.
+
وقتی نایب اول [[امام مهدی]] علیه السلام وفات یافت، بیش از دیگران، آن حضرت آزرده و اندوهگین شد و در نامه‌ای به فرزند عثمان، مرگ پدر را تسلیت گفت و او را به جای پدرش منصوب کرد. محمد بن عثمان به رغم مخالفت ‌هایی که مدعیان دروغین نیابت با وی کردند و فشارهایی که خلفای آن دوران وارد می ‌ساختند، توانست وظایف نیابت ولی ‌عصر علیه السلام را به نیکی انجام دهد و نگذاشت [[غُلات]] با ترفندهای دروغین، شیعیان را متوجه خود سازند و نیابت او را متزلزل کنند.
  
دوستداران [[ائمه اطهار]] علیهم السلام هيچ ‌گاه درباره نيابت و وثاقت او دچار شك و ترديد نشدند. نايب دوم بيشترين مدت را در سمت نمايندگي امام زمان علیه السلام به خود اختصاص داد و حدود چهل سال نايب و رابط امام علیه السلام و شيعيان بود. جايگاه ويژه او در خاندان [[ولايت]] و [[نبوت]] چيزي نيست كه نزد شيعيان، نيازمند دليل و برهان باشد و جلالت و عظمت وي از مسلمات تاريخ [[شيعه]] است.
+
دوستداران [[ائمه اطهار]] علیهم السلام هیچ ‌گاه درباره نیابت و وثاقت او دچار شک و تردید نشدند. نایب دوم بیشترین مدت را در سمت نمایندگی امام زمان علیه السلام به خود اختصاص داد و حدود چهل سال نایب و رابط امام علیه السلام و شیعیان بود. جایگاه ویژه او در خاندان ولایت و [[نبوت]] چیزی نیست که نزد شیعیان، نیازمند دلیل و برهان باشد و جلالت و عظمت وی از مسلمات تاریخ شیعه است.
  
در حديثي از امام حسن عسكري (ع) آمده است:
+
در حدیثی از امام حسن عسکری (ع) آمده است:
 
   
 
   
«اَلْعمري وابْنَهُ ثِقتان..»<ref> طوسي، محمد بن حسن، پيشين، ص 219. </ref>
+
«اَلْعمری وابْنَهُ ثِقتان...»<ref> طوسی، محمد بن حسن، پیشین، ص ۲۱۹. </ref>
«عثمان بن سعيد و پسرش محمد بن عثمان هر دو ثقه و مورد اعتماد هستند».
+
«عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان هر دو ثقه و مورد اعتماد هستند».
==نايب سوم، ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى==
+
==نایب سوم، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى==
  
نايب سوم حضرت مهدي علیه السلام حسين بن روح است، كه در ميان خاندان نوبختي، پس از ابوسهل، مشهورترين ايشان بشمار مي ‌رود. وي كه يكي از ده وكيل محمد بن عثمان _ نايب دوم _ در [[بغداد]] بود، از همان زمان جايگاه ويژه‌اي نزد شيعيان داشت. حسين بن روح ويژگي ‌هاي نيكي داشت كه براي همگان جلوه مي ‌كرد مرحوم [[شيخ طوسی]] در اين باره مي ‌گويد: «او نزد شيعيان و ديگران، خردمندترين مردم بشمار مي ‌رفت و اهل [[تقيه]] بود».
+
نایب سوم حضرت مهدی علیه السلام حسین بن روح است، که در میان خاندان نوبختی، پس از ابوسهل، مشهورترین ایشان بشمار می ‌رود. وی که یکی از ده وکیل محمد بن عثمان _ نایب دوم _ در [[بغداد]] بود، از همان زمان جایگاه ویژه‌ای نزد شیعیان داشت. حسین بن روح ویژگی ‌های نیکی داشت که برای همگان جلوه می ‌کرد. مرحوم [[شیخ طوسی]] در این باره می ‌گوید: «او نزد شیعیان و دیگران، خردمندترین مردم بشمار می ‌رفت و اهل [[تقیه]] بود».
عباس اقبال مي‌نويسد:
 
«حسين بن روح؛ به تصديق موافق و مخالف از فهميده‌ترين و عاقلترين مردم روزگار بوده است.»<ref> اقبال، عباس؛ خاندان نوبختي، تهران، كتابخانه طهوري، 1357، ص 221. </ref>
 
اقبال مي‌نويسد:
 
«حسين بن روح؛ مدتي مقام وزارت مقتدر عباسي را عهده‌دار بود. وي به منظور هواداري از شيعيان در دستگاه خلافت نفوذ كرده بود. اما باروي كار آمدن "حامدبن عباس"، وزارت او با مشكلاتي مواجه شد و از سال 312 تا 317 در زندان بسر برد<ref> همان، ص 218-217. </ref>
 
حسين بن روح به منظور حفظ تقيه يكي از خدمتكاران خود را تنها به اين دليل كه معاويه را لعن نمود، عزل و اخراج كرد.<ref> طوسي، محمد بن حسن؛غ پيشين، ص 237. </ref>
 
در مجلسی وي به جهت حفظ تقيّه خلفاي راشدين را به نيكي ياد كرد. اين سخن موجب شد يكي از دوستانش ناخواسته تبسم كند. حسين بن روح پس از آن جلسه او را توبيخ كرد كه چرا خنديدي؟ چه بسا اين گونه برخورد كردن روش تقيّه را به خطر اندازد.<ref> قمي، شيخ عباس؛ الكني والالقاب، بي جا، بي تا، ج 1، ص 93. </ref> اين مسئله نشان دهنده وضعيت خاص شيعيان و فشار و خفقاني است كه از طرف دولت عباسي،
 
شيعيان با آن مواجه بودند. بدون شك حسين بن روح و ديگر نواب خاص حضرت داراي صبر، شجاعت، تقوا، و رازداري و صفات برجسته‌اي بوده‌اند كه به اين مقام منصوب شده‌اند. در خصوص صبر و مقاومت و رازداري حسين بن روح آمده است: <ref> «عده‌اي از ابوسهل نوبختي ابوسهل اسسماعيل بن علي نوبختي، شيخ المتكلمين در بغداد بود و كتابهاي زيادي نوشته است. وي امام حسن عسكري (ع) را هنگام وفات درك كرده و حضرت مهدي (عج) را ديده است.
 
شيخ مفيد،المسائل السرويه، بي جا، المؤتمر العالمي لا لفية الشيخ المفيد، بي تا، ص </ref> 58.پرسيدند:
 
تو چرا نائب خاص حضرت نشدي و به جاي تو حسين بن روح به اين منصب رسيد؟ او گفت: ائمه (ع) خود بهتر مي‌دانند چه كسي لايق اين مقام است. من آدمي هستم كه با دشمنان زياد رفت و آمد دارم و با آنها مناظره مي‌كنم. اگر آنچه را "حسين بن روح" در مورد امام مهدي (ع) مي‌داند، من مي‌دانستم، شايد در بحث‌هايم وقتي لجاجت دشمنانم را مي‌ديدم، مي‌كوشيدم دلايل بنيادي بر وجود امام (ع) ارائه دهم. در نتيجه محل اقامت او را برملا مي‌ساختم. اما اگر حسين بن روح امام را زير عباي خود پنهان كرده باشد، اگر بدنش را با قيچي قطعه قطعه كنند، تا امام را نشان دهد، هرگز  عباي خود را كنار نمي‌زند و امام را نشان نخواهد داد<ref> طوسي، محمد بن حسن؛ پيشين، ص 240. </ref>
 
  
==نايب چهارم، علي بن محمد سمري==
+
عباس اقبال می‌نویسد:
 +
«حسین بن روح؛ به تصدیق موافق و مخالف از فهمیده‌ترین و عاقلترین مردم روزگار بوده است.»<ref> اقبال، عباس؛ خاندان نوبختی، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۵۷، ص ۲۲۱. </ref>
 +
اقبال می‌نویسد:
 +
«حسین بن روح؛ مدتی مقام وزارت [[مقتدر (خلیفه عباسی)|مقتدر عباسی]] را عهده‌دار بود. وی به منظور هواداری از شیعیان در دستگاه خلافت نفوذ کرده بود. اما با روی کار آمدن "حامدبن عباس"، وزارت او با مشکلاتی مواجه شد و از سال ۳۱۲ تا ۳۱۷ در زندان بسر برد.<ref> همان، ص ۲۱۸-۲۱۷. </ref>
  
آخرين نايب حضرت مهدي علیه السلام علي بن محمد سَمُري است كه به دليل شدت مراقبت ‌هاي حكومت عباسي چندان آزادي عمل نداشت. مدت وكالت وي نيز از ديگران كمتر و نزديك به دو سال بود. از ايشان هم در طول وكالت، كراماتي نقل كرده‌اند.
+
حسین بن روح به منظور حفظ تقیه یکی از خدمتکاران خود را تنها به این دلیل که [[معاویه|معاویه]] را لعن نمود، عزل و اخراج کرد.<ref> طوسی، محمد بن حسن؛غ پیشین، ص ۲۳۷. </ref>
وي از سال 326 تا سال 329 هـ نائب خاص حضرت بود و در اين سال از دنيا رفت. با رحلت او غيبت كبري امام زمان (ع) آغاز شد.<ref> نعماني، محمد بن ابراهيم؛ كتاب الغيبه، تهران، مكتبه الصدوق، بي تا، ص 170 </ref>.حضرت مهدي (ع) در توقیعي كه به وي نوشت، زمان درگذشت وي را اعلام كرد و به او دستور فرمود نائبي براي خود مشخص نكند. در بخشي از اين توقيع آمده است:
+
در مجلسی وی به جهت حفظ تقیه [[خلفای نخستین|خلفای راشدین]] را به نیکی یاد کرد. این سخن موجب شد یکی از دوستانش ناخواسته تبسم کند. حسین بن روح پس از آن جلسه او را توبیخ کرد که چرا خندیدی؟ چه بسا این گونه برخورد کردن روش تقیه را به خطر اندازد.<ref> قمی، شیخ عباس؛ الکنی والالقاب، بی جا، بی تا، ج ۱، ص ۹۳. </ref> این مسئله نشان دهنده وضعیت خاص شیعیان و فشار و خفقانی است که از طرف [[حکومت بنی عباس|دولت عباسی]]،
«اي علي بن محمد خداوند پاداش برادران ديني تو را در مصيبت تو بزرگ دارد. تا شش روز ديگر خواهي مرد. پس امر حساب و كتاب خود را مرتب كن و درباره جانشیني اين مقام نيابت به كسي وصيت مكن. زيرا غيبت دومي فرا رسيده است...»<ref> محمد بن علي بن بابويه، كمال الدين و تمام النهه، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، 1416، ج ص 516 </ref>.  
+
شیعیان با آن مواجه بودند. بدون شک حسین بن روح و دیگر نواب خاص حضرت دارای صبر، شجاعت، [[تقوا]]، و رازداری و صفات برجسته‌ای بوده‌اند که به این مقام منصوب شده‌اند. در خصوص صبر و مقاومت و رازداری حسین بن روح آمده است: 
  
سرانجام در نيمه [[شعبان]] سال 328 قمري همان ‌گونه كه حضرت علیه السلام خبر داده بودند، او وفات يافت و كتاب نيابت بسته شد و عصر غم ‌بار [[غيبت كبری]] آغاز گشت.
+
«عده‌ای از ابوسهل نوبختی<ref> ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی، شیخ المتکلمین در بغداد بود و کتابهای زیادی نوشته است. وی امام حسن عسکری (ع) را هنگام وفات درک کرده و حضرت مهدی (عج) را دیده است.
 +
[[شیخ مفید|شیخ مفید]]، المسائل السرویه، بی جا، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید. </ref> پرسیدند:
 +
تو چرا نائب خاص حضرت نشدی و به جای تو حسین بن روح به این منصب رسید؟ او گفت: [[ائمه اطهار|ائمه]] (ع) خود بهتر می‌دانند چه کسی لایق این مقام است. من آدمی هستم که با دشمنان زیاد رفت و آمد دارم و با آنها مناظره می‌کنم. اگر آنچه را "حسین بن روح" در مورد امام مهدی (ع) می‌داند، من می‌دانستم، شاید در بحث‌هایم وقتی لجاجت دشمنانم را می‌دیدم، می‌کوشیدم دلایل بنیادی بر وجود امام (ع) ارائه دهم. در نتیجه محل اقامت او را برملا می‌ساختم. اما اگر حسین بن روح امام را زیر عبای خود پنهان کرده باشد، اگر بدنش را با قیچی قطعه قطعه کنند، تا امام را نشان دهد، هرگز  عبای خود را کنار نمی‌زند و امام را نشان نخواهد داد.<ref> طوسی، محمد بن حسن؛ پیشین، ص ۲۴۰. </ref>
  
 +
==نایب چهارم، علی بن محمد سمری==
  
== وظائف نواب خاص ==
+
آخرین نایب حضرت مهدی علیه السلام علی بن محمد سَمُری است که به دلیل شدت مراقبت ‌های حکومت عباسی چندان آزادی عمل نداشت. مدت وکالت وی نیز از دیگران کمتر و نزدیک به دو سال بود. از ایشان هم در طول وکالت، کراماتی نقل کرده‌اند.
 +
وی از سال ۳۲۶ تا سال ۳۲۹ هـ نائب خاص حضرت بود و در این سال از دنیا رفت. با رحلت او [[غیبت کبری|غیبت کبری]] امام زمان (ع) آغاز شد.<ref> نعمانی، محمد بن ابراهیم؛ کتاب الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، بی تا، ص ۱۷۰ </ref> حضرت مهدی (ع) در توقیعی که به وی نوشت، زمان درگذشت وی را اعلام کرد و به او دستور فرمود نائبی برای خود مشخص نکند. در بخشی از این توقیع آمده است:
 +
«ای علی بن محمد خداوند پاداش برادران دینی تو را در مصیبت تو بزرگ دارد. تا شش روز دیگر خواهی مرد. پس امر حساب و کتاب خود را مرتب کن و درباره جانشینی این مقام نیابت به کسی وصیت مکن. زیرا غیبت دومی فرا رسیده است...».<ref> محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النهه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۶، ج ۲، ص ۵۱۶ </ref>
 +
 
 +
سرانجام در نیمه [[شعبان]] سال ۳۲۸ قمری همان ‌گونه که حضرت علیه السلام خبر داده بودند، او وفات یافت و کتاب نیابت بسته شد و عصر غم ‌بار غیبت کبری آغاز گشت.
 +
==وظائف نواب خاص==
 
   
 
   
نواب خاص، وظايفي بر عهده داشتند كه عبارت بود از:
+
نواب خاص، وظایفی بر عهده داشتند که عبارت بود از:
  
* اول: پنهان نگه داشتن نام و مكان امام علیه السلام و رفع شك و ترديد درباره آن حضرت.
+
*اول: پنهان نگه داشتن نام و مکان امام علیه السلام و رفع شک و تردید درباره آن حضرت.
  
* دوم: جلوگيري از به وجود آمدن فرقه ‌هاي انحرافي شيعيان.
+
*دوم: جلوگیری از به وجود آمدن فرقه ‌های انحرافی شیعیان.
  
* سوم: پاسخ ‌گويي به پرسش ‌هاي فقهي و مشكلات علمي و عقيدتي.
+
*سوم: پاسخ ‌گویی به پرسش ‌های فقهی و مشکلات علمی و عقیدتی.
  
* چهارم: مبارزه با مدعيان دروغين نيابت.
+
*چهارم: مبارزه با مدعیان دروغین نیابت.
  
* پنجم: اخذ و توزيع اموال متعلق به امام.
+
*پنجم: اخذ و توزیع اموال متعلق به امام.
  
* ششم: سازماندهي وكلا.
+
*ششم: سازماندهی وکلا.
  
با توجه به وضوح موارد فوق و بي ‌نيازي آن ها از توضيح، تنها اشاره‌اي به مورد آخر، يعني «سازماندهي وكلا» خواهيم داشت: سياست تعيين وكيل براي اداره امور نواحي گوناگون و ايجاد ارتباط ميان شيعيان و امامان، از روزگارِ امامان پيشين علیهم السلام در كار بود. در دوران غيبت، تماس مردم با امام زمان علیه السلام قطع گرديد و محور ارتباط با امام علیه السلام نايبي بود كه امام زمان علیه السلام تعيين مي ‌كرد.
+
با توجه به وضوح موارد فوق و بی ‌نیازی آن ها از توضیح، تنها اشاره‌ای به مورد آخر، یعنی «سازماندهی وکلا» خواهیم داشت: سیاست تعیین وکیل برای اداره امور نواحی گوناگون و ایجاد ارتباط میان شیعیان و امامان، از روزگارِ امامان پیشین علیهم السلام در کار بود. در دوران غیبت، تماس مردم با امام زمان علیه السلام قطع گردید و محور ارتباط با امام علیه السلام نایبی بود که امام زمان علیه السلام تعیین می ‌کرد.
  
مناطق شيعه ‌نشين تقريباً مشخص بود و بنا به ضرورت، در هر منطقه وكيلي تعيين مي ‌شد و گاه چند وكيل در مناطق كوچكتر در سرپرستي وكيلي قرار داشتند كه امام و بعد از او نواب براي آن ها تعيين مي ‌كردند.
+
مناطق شیعه ‌نشین تقریباً مشخص بود و بنا به ضرورت، در هر منطقه وکیلی تعیین می ‌شد و گاه چند وکیل در مناطق کوچکتر در سرپرستی وکیلی قرار داشتند که امام و بعد از او نواب برای آن ها تعیین می ‌کردند.
  
اين وكلا اموالي را كه بابت وجوه مي ‌گرفتند، به شيوه‌هاي گوناگوني به [[بغداد]]، نزد نواب مي ‌فرستادند و آن ها نيز طبق دستور امام علیه السلام در مواردي كه لازم بود، به كار مي ‌گرفتند. در مواردي ممكن بود برخي وكلا براي يك بار امام زمان علیه السلام را ملاقات كنند؛ چنان كه [[محمد بن احمد قطان]]، كه از وكيلان ابوجعفر ـ نايب دوم ـ بود به ملاقات امام علیه السلام نايل آمد. اما معمولاً آن ها تحت نظر نايب خاص امام، انجام وظيفه مي ‌كردند. به نقل از [[احمد بن متيل قمي]]، ابوجعفر، ده وكيل در بغداد داشته كه نزديك ‌ترين آن ها به وي حسين بن روح بود.
+
این وکلا اموالی را که بابت وجوه می ‌گرفتند، به شیوه‌های گوناگونی به [[بغداد]]، نزد نواب می ‌فرستادند و آن ها نیز طبق دستور امام علیه السلام در مواردی که لازم بود، به کار می ‌گرفتند. در مواردی ممکن بود برخی وکلا برای یک بار امام زمان علیه السلام را ملاقات کنند؛ چنان که محمد بن احمد قطان، که از وکیلان ابوجعفر ـ نایب دوم ـ بود به ملاقات امام علیه السلام نایل آمد. اما معمولاً آن ها تحت نظر نایب خاص امام، انجام وظیفه می ‌کردند. به نقل از احمد بن متیل قمی، ابوجعفر، ده وکیل در بغداد داشته که نزدیک ‌ترین آن ها به وی حسین بن روح بود.
  
از ديگر نزديكان وي [[جعفر بن احمد بن متيل]] بود كه بسياري گمانشان بر اين بود كه وي به جانشيني ابوجعفر خواهد رسيد. از روايتي ديگر برمي ‌آيد كه در برابر اموالي كه به وكلا داده مي ‌شد، قبوضي از آنان دريافت مي‌ كرده‌اند، اما از نايب خاص چنين قبوضي دريافت نمي ‌‌شد و زماني كه ابوالقاسم، حسين بن روح را به جانشيني برگزيد، دستور داد كه از وي نيز قبوضي نخواهند.   
+
از دیگر نزدیکان وی جعفر بن احمد بن متیل بود که بسیاری گمانشان بر این بود که وی به جانشینی ابوجعفر خواهد رسید. از روایتی دیگر برمی ‌آید که در برابر اموالی که به وکلا داده می ‌شد، قبوضی از آنان دریافت می‌ کرده‌اند، اما از نایب خاص چنین قبوضی دریافت نمی ‌‌شد و زمانی که ابوالقاسم، حسین بن روح را به جانشینی برگزید، دستور داد که از وی نیز قبوضی نخواهند.   
 +
 
 +
همچنین، برخی از وکلا ساکن در اهواز، [[سامرا]]، [[مصر]]، [[حجاز]]، [[یمن]] و نیز مناطقی از [[ایران]] همچون [[خراسان]]، ری و [[قم]] بودند که اخبار آن ها به صورت جسته و گریخته، ذیل موضوعاتی دیگر در کتاب ‌های [[الغیبة (طوسی)|الغیبة]] از [[شیخ طوسی]] و [[کمال الدین و تمام النعمة|کمال ‌الدین]] از [[شیخ صدوق]] ذکر شده است.
  
همچنين، برخي از وكلا ساكن در [[اهواز]]، [[سامرا]]، [[مصر]]، [[حجاز]]، [[يمن]] و نيز مناطقي از [[ايران]] همچون [[خراسان]]، ري و [[قم]] بودند كه اخبار آن ها به صورت جسته و گريخته، ذيل موضوعاتي ديگر در كتاب ‌هاي [[الغيبة طوسي]] و [[كمال ‌الدين صدوق]] ذكر شده است.
 
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
  
 
==منابع==
 
==منابع==
* نواب اربعه،[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31979 پژوهشکده باقر العلوم] تاریخ بازیابی:7 آبان 1392.
+
 
 +
*نواب اربعه، [http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31979 پژوهشکده باقر العلوم]، تاریخ بازیابی:7 آبان 1392.
 
*مؤسسه در راه حق، پيشواى دوازدهم، صفحه 39.
 
*مؤسسه در راه حق، پيشواى دوازدهم، صفحه 39.
  

نسخهٔ ‏۸ آوریل ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۱۳

نایبان خاص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف در دوران غیبت صغرى، چهار تن از علماى پارسا و بزرگ شیعه (و بعضا از اصحاب با سابقه امامان پیشین) بودند. این افراد به «نواب اربعه» نامیده شده اند.

اسامی نواب اربعه

نواب اربعه به ترتیب زمانى عبارت بودند از:

مقام و مرتبه نواب اربعه

نواب اربعه در واقع نائبان خاص حضرت بوده‌اند که از سال ۲۶۰ هـ تا سال ۳۲۹ هـ واسطه بین آن حضرت و شیعیان بوده‌اند. این افراد در مرتبه‌ای از فضیلت و برتری بوده‌اند که از طرف امام زمان (عج) و بعضاً از طرف امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) به عنوان وکلای ایشان انتخاب شده بودند.

نواب امام سؤالات کتبی و شفاهی مردم را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می ‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می ‌گرفتند و به حضرت تحویل می ‌دادند یا با اجازه ایشان مصرف می ‌کردند. آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری علیه السلام در زمان حیات خود عدالت شان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آن ها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.

نایب نخست، ابوعمرو عثمان بن سعید عمرى

ابوعمرو عثمان بن سعید از یاران و شاگردان مورد وثوق امام دهم و یازدهم علیهم السلام و مردی جلیل ‌القدر و مورد اطمینان بود که از یازده سالگی در محضر امام هادی علیه السلام به خدمتگزاری و آموختن فقه و حدیث و تعالیم اسلامی اشتغال داشته است و شاگرد تربیت یافته ولایت و امامت بوده است. او را با توجه به قبیله، «اسدی» و محل سکونت، «عسکری» و شغل، «سمان» یا «زیات» (روغن ‌فروش) نامیده‌اند. امام هادی (ع) به احمد بن اسحاق فرمود:

«این ابوعمرو [عثمان بن سعید] فردی امین و مورد اطمینان من است. آنچه به شما بگوید، از جانب من می‌گوید و آنچه به شما برساند، از طرف من می‌رساند».[۱]

نایب دوم، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمرى

وقتی نایب اول امام مهدی علیه السلام وفات یافت، بیش از دیگران، آن حضرت آزرده و اندوهگین شد و در نامه‌ای به فرزند عثمان، مرگ پدر را تسلیت گفت و او را به جای پدرش منصوب کرد. محمد بن عثمان به رغم مخالفت ‌هایی که مدعیان دروغین نیابت با وی کردند و فشارهایی که خلفای آن دوران وارد می ‌ساختند، توانست وظایف نیابت ولی ‌عصر علیه السلام را به نیکی انجام دهد و نگذاشت غُلات با ترفندهای دروغین، شیعیان را متوجه خود سازند و نیابت او را متزلزل کنند.

دوستداران ائمه اطهار علیهم السلام هیچ ‌گاه درباره نیابت و وثاقت او دچار شک و تردید نشدند. نایب دوم بیشترین مدت را در سمت نمایندگی امام زمان علیه السلام به خود اختصاص داد و حدود چهل سال نایب و رابط امام علیه السلام و شیعیان بود. جایگاه ویژه او در خاندان ولایت و نبوت چیزی نیست که نزد شیعیان، نیازمند دلیل و برهان باشد و جلالت و عظمت وی از مسلمات تاریخ شیعه است.

در حدیثی از امام حسن عسکری (ع) آمده است:

«اَلْعمری وابْنَهُ ثِقتان...»[۲] «عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان هر دو ثقه و مورد اعتماد هستند».

نایب سوم، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى

نایب سوم حضرت مهدی علیه السلام حسین بن روح است، که در میان خاندان نوبختی، پس از ابوسهل، مشهورترین ایشان بشمار می ‌رود. وی که یکی از ده وکیل محمد بن عثمان _ نایب دوم _ در بغداد بود، از همان زمان جایگاه ویژه‌ای نزد شیعیان داشت. حسین بن روح ویژگی ‌های نیکی داشت که برای همگان جلوه می ‌کرد. مرحوم شیخ طوسی در این باره می ‌گوید: «او نزد شیعیان و دیگران، خردمندترین مردم بشمار می ‌رفت و اهل تقیه بود».

عباس اقبال می‌نویسد: «حسین بن روح؛ به تصدیق موافق و مخالف از فهمیده‌ترین و عاقلترین مردم روزگار بوده است.»[۳] اقبال می‌نویسد: «حسین بن روح؛ مدتی مقام وزارت مقتدر عباسی را عهده‌دار بود. وی به منظور هواداری از شیعیان در دستگاه خلافت نفوذ کرده بود. اما با روی کار آمدن "حامدبن عباس"، وزارت او با مشکلاتی مواجه شد و از سال ۳۱۲ تا ۳۱۷ در زندان بسر برد.[۴]

حسین بن روح به منظور حفظ تقیه یکی از خدمتکاران خود را تنها به این دلیل که معاویه را لعن نمود، عزل و اخراج کرد.[۵] در مجلسی وی به جهت حفظ تقیه خلفای راشدین را به نیکی یاد کرد. این سخن موجب شد یکی از دوستانش ناخواسته تبسم کند. حسین بن روح پس از آن جلسه او را توبیخ کرد که چرا خندیدی؟ چه بسا این گونه برخورد کردن روش تقیه را به خطر اندازد.[۶] این مسئله نشان دهنده وضعیت خاص شیعیان و فشار و خفقانی است که از طرف دولت عباسی، شیعیان با آن مواجه بودند. بدون شک حسین بن روح و دیگر نواب خاص حضرت دارای صبر، شجاعت، تقوا، و رازداری و صفات برجسته‌ای بوده‌اند که به این مقام منصوب شده‌اند. در خصوص صبر و مقاومت و رازداری حسین بن روح آمده است:

«عده‌ای از ابوسهل نوبختی[۷] پرسیدند: تو چرا نائب خاص حضرت نشدی و به جای تو حسین بن روح به این منصب رسید؟ او گفت: ائمه (ع) خود بهتر می‌دانند چه کسی لایق این مقام است. من آدمی هستم که با دشمنان زیاد رفت و آمد دارم و با آنها مناظره می‌کنم. اگر آنچه را "حسین بن روح" در مورد امام مهدی (ع) می‌داند، من می‌دانستم، شاید در بحث‌هایم وقتی لجاجت دشمنانم را می‌دیدم، می‌کوشیدم دلایل بنیادی بر وجود امام (ع) ارائه دهم. در نتیجه محل اقامت او را برملا می‌ساختم. اما اگر حسین بن روح امام را زیر عبای خود پنهان کرده باشد، اگر بدنش را با قیچی قطعه قطعه کنند، تا امام را نشان دهد، هرگز عبای خود را کنار نمی‌زند و امام را نشان نخواهد داد.[۸]

نایب چهارم، علی بن محمد سمری

آخرین نایب حضرت مهدی علیه السلام علی بن محمد سَمُری است که به دلیل شدت مراقبت ‌های حکومت عباسی چندان آزادی عمل نداشت. مدت وکالت وی نیز از دیگران کمتر و نزدیک به دو سال بود. از ایشان هم در طول وکالت، کراماتی نقل کرده‌اند. وی از سال ۳۲۶ تا سال ۳۲۹ هـ نائب خاص حضرت بود و در این سال از دنیا رفت. با رحلت او غیبت کبری امام زمان (ع) آغاز شد.[۹] حضرت مهدی (ع) در توقیعی که به وی نوشت، زمان درگذشت وی را اعلام کرد و به او دستور فرمود نائبی برای خود مشخص نکند. در بخشی از این توقیع آمده است: «ای علی بن محمد خداوند پاداش برادران دینی تو را در مصیبت تو بزرگ دارد. تا شش روز دیگر خواهی مرد. پس امر حساب و کتاب خود را مرتب کن و درباره جانشینی این مقام نیابت به کسی وصیت مکن. زیرا غیبت دومی فرا رسیده است...».[۱۰]

سرانجام در نیمه شعبان سال ۳۲۸ قمری همان ‌گونه که حضرت علیه السلام خبر داده بودند، او وفات یافت و کتاب نیابت بسته شد و عصر غم ‌بار غیبت کبری آغاز گشت.

وظائف نواب خاص

نواب خاص، وظایفی بر عهده داشتند که عبارت بود از:

  • اول: پنهان نگه داشتن نام و مکان امام علیه السلام و رفع شک و تردید درباره آن حضرت.
  • دوم: جلوگیری از به وجود آمدن فرقه ‌های انحرافی شیعیان.
  • سوم: پاسخ ‌گویی به پرسش ‌های فقهی و مشکلات علمی و عقیدتی.
  • چهارم: مبارزه با مدعیان دروغین نیابت.
  • پنجم: اخذ و توزیع اموال متعلق به امام.
  • ششم: سازماندهی وکلا.

با توجه به وضوح موارد فوق و بی ‌نیازی آن ها از توضیح، تنها اشاره‌ای به مورد آخر، یعنی «سازماندهی وکلا» خواهیم داشت: سیاست تعیین وکیل برای اداره امور نواحی گوناگون و ایجاد ارتباط میان شیعیان و امامان، از روزگارِ امامان پیشین علیهم السلام در کار بود. در دوران غیبت، تماس مردم با امام زمان علیه السلام قطع گردید و محور ارتباط با امام علیه السلام نایبی بود که امام زمان علیه السلام تعیین می ‌کرد.

مناطق شیعه ‌نشین تقریباً مشخص بود و بنا به ضرورت، در هر منطقه وکیلی تعیین می ‌شد و گاه چند وکیل در مناطق کوچکتر در سرپرستی وکیلی قرار داشتند که امام و بعد از او نواب برای آن ها تعیین می ‌کردند.

این وکلا اموالی را که بابت وجوه می ‌گرفتند، به شیوه‌های گوناگونی به بغداد، نزد نواب می ‌فرستادند و آن ها نیز طبق دستور امام علیه السلام در مواردی که لازم بود، به کار می ‌گرفتند. در مواردی ممکن بود برخی وکلا برای یک بار امام زمان علیه السلام را ملاقات کنند؛ چنان که محمد بن احمد قطان، که از وکیلان ابوجعفر ـ نایب دوم ـ بود به ملاقات امام علیه السلام نایل آمد. اما معمولاً آن ها تحت نظر نایب خاص امام، انجام وظیفه می ‌کردند. به نقل از احمد بن متیل قمی، ابوجعفر، ده وکیل در بغداد داشته که نزدیک ‌ترین آن ها به وی حسین بن روح بود.

از دیگر نزدیکان وی جعفر بن احمد بن متیل بود که بسیاری گمانشان بر این بود که وی به جانشینی ابوجعفر خواهد رسید. از روایتی دیگر برمی ‌آید که در برابر اموالی که به وکلا داده می ‌شد، قبوضی از آنان دریافت می‌ کرده‌اند، اما از نایب خاص چنین قبوضی دریافت نمی ‌‌شد و زمانی که ابوالقاسم، حسین بن روح را به جانشینی برگزید، دستور داد که از وی نیز قبوضی نخواهند.

همچنین، برخی از وکلا ساکن در اهواز، سامرا، مصر، حجاز، یمن و نیز مناطقی از ایران همچون خراسان، ری و قم بودند که اخبار آن ها به صورت جسته و گریخته، ذیل موضوعاتی دیگر در کتاب ‌های الغیبة از شیخ طوسی و کمال ‌الدین از شیخ صدوق ذکر شده است.

پانویس

  1. طوسی، محمد بن حسن؛ الغیبه، تهران مکتبه نینوی الحدیثه، بی تا، ص ۲۱۵.
  2. طوسی، محمد بن حسن، پیشین، ص ۲۱۹.
  3. اقبال، عباس؛ خاندان نوبختی، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۵۷، ص ۲۲۱.
  4. همان، ص ۲۱۸-۲۱۷.
  5. طوسی، محمد بن حسن؛غ پیشین، ص ۲۳۷.
  6. قمی، شیخ عباس؛ الکنی والالقاب، بی جا، بی تا، ج ۱، ص ۹۳.
  7. ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی، شیخ المتکلمین در بغداد بود و کتابهای زیادی نوشته است. وی امام حسن عسکری (ع) را هنگام وفات درک کرده و حضرت مهدی (عج) را دیده است. شیخ مفید، المسائل السرویه، بی جا، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید.
  8. طوسی، محمد بن حسن؛ پیشین، ص ۲۴۰.
  9. نعمانی، محمد بن ابراهیم؛ کتاب الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، بی تا، ص ۱۷۰
  10. محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النهه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۶، ج ۲، ص ۵۱۶


منابع

  • مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، صفحه 675