منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئی) (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۹ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة''' اثر ميرزا حبيب‌الله‌هاشمی خويى، معروف به امين الرعايا است. اين شرح، به زبان عربى فصيح نگاشته شده و در ميان شرح‌هايى كه در قرن سيزدهم هجرى بر «نهج‌البلاغة» نگاشته شده، از جايگاه ويژه‌اى برخوردار است
+
{{مشخصات کتاب
. اين كتاب كه يكى از گسترده‌ترين شرح‌های «نهج‌البلاغة» به شمار مى‌رود، شرحى از آغاز «نهج‌البلاغة» تا پايان خطبه دويست و بيست و هشتم بوده وبعد از وفات نگارنده توسط آیت الله [[حسن زاده آملی]] و آیت الله [[محمد باقر کوه کمره ای]] تا پایان نهج البلاغه شرح شده و مجموعا در 21 جلد به چاپ رسیده است
+
|عنوان= منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة
==شرح حال نویسنده==
+
|تصویر=[[پرونده:Khoe.jpg|230px]]
علامه ميرحبيب‌الله ابن سيد محمد «امين الرعايا» ابن سيد عبدالحسين هاشمي موسوي خوئي، به سال يكهزار و دويست و شصت و يك هجري قمري در خوي آذربايجان زاده شد
+
|نویسنده= میرزا حبیب الله هاشمی خویی
در سن بيست و پنج‌سالگي در معيت پسر عمويش سيد محمد حسين هاشمي موسوي براي ادامه تحصيل عازم نجف اشرف شد. بعد از گذشتن چند سال به خوی بازگشت و در آنجا آغاز به تالیف و نوشتن مصنفات خود کرد.
+
|موضوع=شرح نهج البلاغه
مير حبيب‌الله‌خوئي در ماه صفر 1324 ه‍ .ق، در سن 84 سالگی در تهران وفات یافت و در يكي از حجره‌هاي غربي صحن حضرت عبدالعظيم حسني (عليه‌السلام) در شهر ری به خاك سپرده شد.
+
|زبان=عربی
===اساتيد خوئي===
+
|تعداد جلد=21
از جمله اساتيد وي، آية‌الله علامه آقا سيدحسین حسيني كوه كمري (رضوان‌الله تعالي عليه) بوده است، و علامه محقق حاج‌ [[آقا بزرگ تهراني]] در كتاب «نقباء البشر في‌القرن الرابع عشر» يادآور شده كه مرحوم ميرحبيب‌الله خوئي نزد [[ميرزا حبيب‌الله رشتي]] و نيز [[ميرزاي شيرازي]] تلمذ مي‌نمود.
+
|عنوان افزوده1=
===مؤلفات و آثار علمي او===
+
|افزوده1=
*1-منهاج‌البراعه في شرح نهج‌البلاغه: به نظر مي‌رسد مهمترين اثر علمي ميرحبيب‌الله خوئي همين كتاب است.  
+
|عنوان افزوده2=
*2-شرح‌العوامل في‌النحو: كتاب مزبور در چهار صد و دوازده صفحه نگاشته شد، و آنرا قبل از تشرف به نجف اشرف در جواني به رشته تحرير درآورد، و در شب سه‌شنبه اول رمضان 1283 ه‍ .ق، آنرا به پايان برد.
+
|افزوده2=
*3-تعليقه علي فرائد‌الاصول للشيخ الانصاري: اين كتاب عبارت از تقريرات درس استادش آيه‌الله سيد حسين حسيني كوه كمره اي است كه از مبحث قطع «فرائد الاصول» آغاز شده و به آخر مبحث حجيت ظن مي‌رسد. مرحوم خوئي اين كتاب را روز يكشنبه هجدهم ربيع‌لآخر 1287 ه‍ .ق، آغاز كرده و در روز جمعه چهاردهم صفر 1289 ه‍ .ق، آنرا به انجام رسانيده است.
+
|لینک=[http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/84462/ متن منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة]
*4-رساله‌هاي متفرقه در فقه و اصول فقه: اين رسائل و نامه‌ها به خط خوئي؛ لكن بدون نام و تاريخ است، و همگي آنها بحثها و تقريرات درس اساتيد وي مي‌باشد.
+
}}
*5- تحفة‌الصائمين في شرح أدعيةالثلاثين: كه به يكصد و پنجاه صفحه مي‌رسد و در شرح ادعيه هر روزه ماه مبارك رمضان است، و در اوائل مراجعت از نجف اشرف آنرا در شهر خوي به رشته تحرير آورده و در شب نوزدهم ربيع‌الاول 1291 ه‍ .ق، تأليف آنرا به پايان برده است.
 
*6- رساله في رد‌الصوفيه: محتواي اين كتاب از لابلاي كتاب «منهاج البراعه» - به مناسبت شرح خطبه 208 نهج‌البلاغه - گزينش و استخراج شده، و مؤلف -به خاطر اهميت بحث و تفضيل و اطاله سخن در رد صوفيه- آنرا به صورت كتاب مستقلي درآورده است، اين كار در ماه شعبان 1321 ه‍ .ق، در خوي انجام گرفت.<ref>دكتر سيد محمدباقر حجتي ،منهاج البراعه في شرح نهج‌البلاغه، مقالات و بررسيها ،شماره 47- 48، سال 1368</ref>
 
==معرفی اجمالی==
 
اين شرح ، به زبان عربى فصيح نگاشته شده و از گستره معلومات ادبى، روايى، قرآنى، تاريخى نويسنده حكايت مى‌كند.  آنچه در شرح مرحوم خوئي چشمگير مي‌باشد بررسيهاي بلاغي است؛ ولذا هشدار مي‌دهد كه در كلام اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام) همه نكات ظريف و دقائق لطيف فن بلاغت به كار رفته، و نتيجه آن بارور شدن گفتاري شيوا و بياني رسا است كه به نام «نهج‌البلاغه» فراهم آمده و در دسترس ما قرار گرفته است؛ و به همين جهت مي‌توان آنرا سخني فروتر از كلام خالق و فراتر ازبيان مخلوق برشمرد.
 
==انگیزه مولف==
 
مرحوم خوئي در اين شرح ضمن ديباچه  مي‌گويد:
 
  
كتاب «نهج‌البلاغه»ميان علماء و فضلاء همچون آفتاب در ساعات و لحظات جالب و دل‌انگيز روز داراي شهرت بوده و انظار را به خود جلب مي‌كرده و همواره مورد توجه بوده است؛ و لذا گروهي از انديشمندان اسلامي به شرح و گزارش آن روي آوردند؛ لكن مؤلفان اين شروح، رويه و پوسته‌اي از اين سخنان پر مايه را در مد نظر قرار داده، و در نتيجه نتوانستند به ژرفا و مغز و درون آن راه يابند.
+
'''«منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة»''' اثر [[میرزا حبیب الله هاشم خویی|میرزا حبیب‌الله هاشمی خویى]]، معروف به امین الرعایا است. این شرح، به زبان عربى فصیح نگاشته شده و در میان شرح‌هایى که در قرن سیزدهم هجرى بر [[نهج البلاغة|«نهج‌البلاغة»]] نگاشته شده، از جایگاه ویژه‌اى برخوردار است. این کتاب که یکى از گسترده‌ترین شرح‌های «نهج‌البلاغة» به شمار مى‌رود، شرحى از آغاز «نهج‌البلاغة» تا پایان خطبه دویست و بیست و هشتم بوده و بعد از وفات نگارنده توسط آیت الله [[حسن زاده آملی]] و آیت الله [[محمدباقر کمره ای|محمد باقر کوه کمره ای]] تا پایان نهج البلاغه شرح شده و مجموعا در ۲۱ جلد به چاپ رسیده است.
 +
==شرح حال مؤلف==
 +
علامه میرحبیب‌الله هاشمی موسوی خوئی، به سال ۱۲۶۱ هجری قمری در خوی آذربایجان زاده شد.
 +
در سن بیست و پنج‌سالگی در معیت پسر عمویش سید محمد حسین هاشمی موسوی برای ادامه تحصیل عازم [[نجف]] اشرف شد. بعد از گذشتن چند سال به خوی بازگشت و در آنجا آغاز به تألیف و نوشتن مصنفات خود کرد.
 +
از جمله اساتید وی، آیة‌الله علامه آقا سیدحسین حسینی کوه کمره ای، [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌الله رشتی]] و نیز [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] می‌باشند. میر حبیب‌الله‌خوئی در [[ماه صفر]] ۱۳۲۴ ه‍ .ق، در سن ۸۴ سالگی در [[تهران]] وفات یافت و در یکی از حجره‌های غربی صحن [[حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام|حضرت عبدالعظیم حسنی]] (علیه‌السلام) در شهر ری به خاک سپرده شد.
 +
==انگیزه مؤلف==
 +
مرحوم خوئی در این شرح ضمن دیباچه می‌گوید: کتاب «[[نهج البلاغة (کتاب)|نهج البلاغه]]» میان علماء و فضلاء همچون آفتاب در ساعات و لحظات جالب و دل‌انگیز روز دارای شهرت بوده و انظار را به خود جلب می‌کرده و همواره مورد توجه بوده است؛ و لذا گروهی از اندیشمندان اسلامی به شرح و گزارش آن روی آوردند؛ لکن مؤلفان این شروح، رویه و پوسته‌ای از این سخنان پر مایه را در مد نظر قرار داده، و در نتیجه نتوانستند به ژرفا و مغز و درون آن راه یابند. آنگاه چند شرح معروف «نهج‌البلاغه» از قبیل: ۱- شرح شیخ سعید‌الدین هبة‌الله، معروف به «[[قطب راوندى|قطب راوندی]]» (م، ۵۳۲ هـ. ق). که آن هم «[[منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة (راوندی) (کتاب)|منهاج‌البراعه]]» نام دارد. ۲- شرح [[ابن ابی الحدید|عبدالحمید ابن ابی الحدید]] معتزلی (م، ۶۵۵ ه‍.ق) ۳- شرح [[ابن ميثم بحرانی|میثم بن علی بن میثم بحرانی]] (م، ۶۷۸ ه‍. ق) را یادآور کرده و هر یک از آنها را مورد انتقاد و خرده‌گیری قرار می‌دهد.  
  
آنگاه چند شرح معروف «نهج‌البلاغه» از قبيل: 1-شرح شيخ سعيد‌الدين هبة‌الله، معروف به «قطب راوندي» (م532). كه آن هم «منهاج‌البراعه» نام دارد. 2- شرح عزالدين عبدالحميد ابن ابي الحديد معتزلي (م 655 ه‍ .ق) 3- شرح ميثم بن علي بن ميثم بحراني (م678 ه‍ . ق) را يادآور كرده و هر يك از آنها را مورد انتقاد و خرده‌گيري قرار مي‌دهد.
+
وی [[منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة (راوندی) (کتاب)|شرح قطب راوندی]] را ناتمام و نیز تهی از خصیصه تحقیق معرفی می‌کند. [[شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید|شرح ابن ابی‌الحدید]] را همچون کالبدی بی روح و گرفتار اطنابی ممل، و مشتمل بر مباحثی کم‌رمق برمی‌شمارد که نمی‌تواند علاقه‌مندان به «نهج‌البلاغه» را به جان و روح و عمق سخنان [[امام علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علی]] (علیه‌السلام) رهنمون باشد. [[شرح نهج البلاغه ابن میثم (مصباح السالکین)|شرح ابن میثم]] را - با وجود اینکه به عنوان بهترین شرح وانمود می‌سازد- از آن جهت که با آمیزه‌هائی از مباحث [[علم کلام|کلامی]] و حکمی آمیخته است و نیز در اساس خود بر روایات [[اهل سنت]] متکی و مبتنی است پذیرا نیست، و معتقد است ابن‌میثم فقط تک واژه‌های «نهج‌البلاغه» را به بحث و بررسی گرفته؛ لکن هیآتی را که از رهگذر پیوستن این الفاظ مفرده و تک واژه‌ها شکل می‌گیرند مورد غفلت قرارداده است. اما باید یادآور شویم که مرحوم خوئی در شرح خود نه تنها تحت‌ تأثیر شرح ابن‌میثم واقع شده؛ بلکه در موارد فراوانی از آن اقتباس کرده است.
  
[[شرح قطب راوندي]] را نا تمام و نيز تهي از خصيصه تحقيق معرفي مي‌كند .
+
باری، به‌ نظر مرحوم خوئی، علی‌رغم آنکه این شروح، خوشنام و معروف می‌باشند، خالی از نقص و کمبود نیستند؛ ولذا به شرح نهج‌البلاغه و تدوین «منهاج‌البراعه» روی آورده است.
 
+
آن نکته‌ای که در شرح نهج‌البلاغه خوئی بیش از هر چیز دیگر نظرها را به خود معطوف می سازد این است که مرحوم خوئی اگر چه در مرحله نخست برای گزارش سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) به [[آیه|آیات]] روی می‌آورد و از آنها مدد می‌جوید؛ لکن بلافاصله در مرحله بعد، روایات [[ائمه اطهار|ائمه معصومین]] (علیهم‌السلام) را نصب‌العین خود در شرح [[خطبه|خطبه‌ها]] قرار داده و اهتمام ویژه‌ای را در استناد به گفتار معصومین (علیهم‌السلام) مبذول می‌دارد، و سخت به این کار در شرح خود پای‌بند است؛ و حتی علت عمده نارضائی وی از شروح دیگر به همین مسأله پیوند می‌خورد، مبنی بر اینکه در شروح مذکور برای توضیح سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) به روایات اهل سنت استناد و بدانها استشهاد شده؛ لکن به [[حدیث|احادیث]] ائمه (علیهم‌السلام) در شرح «نهج‌البلاغه» اهتمام و عنایتی در خور، مبذول نگردیده است.<ref>همان</ref>
[[شرح ابن ابي‌الحديد]] را همچون كالبدي بي روح و گرفتار اطنابي ممل، و مشتمل بر مباحثي كم‌رمق برمي‌شمارد كه نمي‌تواند علاقه‌مندان به «نهج‌البلاغه» را به جان و روح و عمق سخنان اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام) رهنمون باشد.
 
 
 
[[شرح ابن ميثم]] را- با وجود اينكه به عنوان بهترين شرح وانمود مي‌سازد- از آن جهت كه با آميزه‌هائي از مباحث كلامي و حكمي آميخته است و نيز در اساس خود بر روايات اهل سنت متكي و مبتني است پذيرا نيست، و معتقد است ابن‌ميثم فقط تك واژه‌هاي «نهج‌البلاغه» را به بحث و بررسي گرفته؛ لكن هيآتي را كه از رهگذر پيوستن اين الفاظ مفرده و تك واژه‌ها شكل مي‌گيرند مورد غفلت قرارداده است. اما بايد يادآور شويم كه مرحوم خوئي در شرح خود نه تنها تحت‌ تأثير شرح ابن‌ميثم واقع شده؛ بلكه در موارد فراواني از آن اقتباس كرده است.
 
باري، به‌ نظر مرحوم خوئي، علي‌رغم آنكه اين شروح، خوشنام و معروف مي‌باشند ، خالي از نقص و كمبود نيستند؛ ولذا به شرح نهج‌البلاغه و تدوين «منهاج‌البراعه» روي آورده است.
 
آن نكته‌اي كه در شرح نهج‌البلاغه خوئي بيش از هر چيز ديگر نظرها را به خود معطوف مي سازد اين است كه مرحوم خوئي اگر چه در مرحله نخست براي گزارش سخنان اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام) به آيات روي مي‌آورد و از آنها مدد مي‌جويد؛ لكن بلافاصله در مرحله بعد، روايات ائمه معصومين (عليهم‌السلام) را نصب‌العين خود در شرح خطبه‌ها قرار داده و اهتمام ويژه‌اي را در استناد به گفتار معصومين (عليهم‌السلام) مبذول مي‌دارد، و سخت به اين كار در شرح خود پاي‌بند است؛ و حتي علت عمده نارضائي وي از شروح ديگر به همين مسأله پيوند مي‌خورد مبني بر اينكه در شروح مذكور براي توضيح سخنان اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام) به روايات اهل سنت استناد و بدانها استشهاد شده؛ لكن به احاديث ائمه (عليهم‌السلام) در شرح «نهج‌البلاغه» اهتمام و عنايتي در خور، مبذول نگرديده است.<ref>دكتر سيد محمدباقر حجتي ،منهاج البراعه في شرح نهج‌البلاغه، مقالات و بررسيها ، شماره 47- 48، سال 1368</ref>
 
 
==گزارش محتوا==
 
==گزارش محتوا==
كتاب حاضر، در آغاز با خطبه‌اى شيوا و بليغ و رسا آغاز مى‌شود. پس از آن مقدمه‌اى را تمهيد مى‌كند كه بسيار مفصل بوده و در آن مباحثى مطرح است كه اين مباحث به ضميمه مباحثى كه ايشان تحت عنوان "مطالب مهم" ذكر كرده است، مى‌تواند خود يك كتاب مستقلى در ادب عربى يا در فن بلاغت باشد.
+
این شرح، به زبان عربى فصیح نگاشته شده و از گستره معلومات ادبى، [[روایت|روایى]]، [[قرآن|قرآنى]]، تاریخى نویسنده حکایت مى‌کند. آنچه در شرح مرحوم خوئی چشمگیر می‌باشد بررسیهای بلاغی است؛ ولذا هشدار می‌دهد که در کلام [[امام علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علی]] (علیه‌السلام) همه نکات ظریف و دقائق لطیف فن [[بلاغت]] به کار رفته، و نتیجه آن بارور شدن گفتاری شیوا و بیانی رسا است که به نام «نهج‌البلاغه» فراهم آمده و در دسترس ما قرار گرفته است؛ و به همین جهت می‌توان آنرا سخنی فروتر از کلام خالق و فراتر از بیان مخلوق برشمرد.
  
در مقدمه اين ديباچه، در چهار مبحث سخنانى دارد:
+
کتاب حاضر، در آغاز با خطبه‌اى شیوا و بلیغ و رسا آغاز مى‌شود. پس از آن مقدمه‌اى را تمهید مى‌کند که بسیار مفصل بوده و در آن مباحثى مطرح است که این مباحث به ضمیمه مباحثى که ایشان تحت عنوان "مطالب مهم" ذکر کرده است، مى‌تواند خود یک کتاب مستقلى در ادب عربى یا در فن بلاغت باشد. در مقدمه این دیباچه، در چهار مبحث سخنانى دارد:
  
نخست، اقسام چهارگانه لفظ را از لحاظ اتحاد و تكثر خود لفظ و معنى مطرح مى‌كند؛ در مبحث دوم، انواع دلالت لفظ را كه عبارت از مطابقه، تضمن، التزام و اقسام آنها است، بازگو مى‌كند، چرا كه اين بحث‌ها بر آنچه كه در شرح او ذكر شده، اشراف دارد؛ يعنى گاهى در آن‌جا صحبت از مطابقه، تضمن و التزام مى‌كند كه مطالعه كننده اين شرح، بايد قبل از ورود، در آن زمينه آگاهى پيدا كند. در مبحث سوم، راجع به لفظ مفرد و اقسام آن بحث مى‌كند كه عبارت از جزيى و كلى است و اقسام كلى؛ يعنى كلى متواطى و مشكك. در مبحث چهارم، اقسام لفظ مركب را بيان مى‌كند.
+
نخست، اقسام چهارگانه لفظ را از لحاظ اتحاد و تکثر خود لفظ و معنى مطرح مى‌کند؛ در مبحث دوم، انواع دلالت لفظ را که عبارت از مطابقه، تضمن، التزام و اقسام آنها است، بازگو مى‌کند، چرا که این بحث‌ها بر آنچه که در شرح او ذکر شده، اشراف دارد؛ یعنى گاهى در آن‌جا صحبت از مطابقه، تضمن و التزام مى‌کند که مطالعه کننده این شرح، باید قبل از ورود، در آن زمینه آگاهى پیدا کند. در مبحث سوم، راجع به لفظ مفرد و اقسام آن بحث مى‌کند که عبارت از جزیى و کلى است و اقسام کلى؛ یعنى کلى متواطى و مشکک. در مبحث چهارم، اقسام لفظ مرکب را بیان مى‌کند.
  
او، پس از مقدمه، چند مطلب را يادآور مى‌شود:
+
او، پس از مقدمه، چند مطلب را یادآور مى‌شود:
  
در مطلب اول، سخنى ازحقيقت و مجاز به ميان مى‌آورد و بعد اين حقيقت و مجاز را از لحاظ لغوى بررسى مى‌كند؛ مثلا حقيقت و مجاز از لحاظ لغوى؛ يعنى چه؟ و چرا به آنها حقيقت و مجاز گفته‌اند؟ و در ادامه بحث انواع حقيقت و مجاز، مثل حقيقت لغويه، حقيقت شرعيه و حقيقت عقليه، هم‌چنين مجاز عقليه و مجاز شرعيه و نظاير اينها را ذكر مى‌كند و بعد وارد بحث مشترك و انواع اشتراك مى‌شود.
+
در مطلب اول، سخنى از حقیقت و مجاز به میان مى‌آورد و بعد این حقیقت و مجاز را از لحاظ لغوى بررسى مى‌کند؛ مثلا حقیقت و مجاز از لحاظ لغوى؛ یعنى چه؟ و چرا به آنها حقیقت و مجاز گفته‌اند؟ و در ادامه بحث انواع حقیقت و مجاز، مثل حقیقت لغویه، حقیقت شرعیه و حقیقت عقلیه، هم‌چنین مجاز عقلیه و مجاز شرعیه و نظایر اینها را ذکر مى‌کند و بعد وارد بحث مشترک و انواع اشتراک مى‌شود.
  
در مطلب دوم، پاره‌اى از مسائل و مباحث بلاغى را ذكر مى‌كند و معتقد است كه بسيارى از اين مباحث و هنرها در سخن‌هاى اميرالمؤمنين(ع) به كار رفته است. مباحثى كه ايشان برمى‌شمارد، يكى، تشبيه است با تمام اركانش، دوم، استعاره و انواع آن، سوم، كنايه و اقسام آن، به اضافه محسنات بديعيه، از قبيل: حسن ابتدا، تخلص، طباق، مقابله، مراعات النظير و...
+
در مطلب دوم، پاره‌اى از مسائل و مباحث [[علوم بلاغی|بلاغى]] را ذکر مى‌کند و معتقد است که بسیارى از این مباحث و هنرها در سخن‌هاى امیرالمؤمنین(ع) به کار رفته است. مباحثى که ایشان برمى‌شمارد، یکى، تشبیه است با تمام ارکانش، دوم، استعاره و انواع آن، سوم، کنایه و اقسام آن، به اضافه محسنات بدیعیه، از قبیل: حسن ابتدا، تخلص، طباق، مقابله، مراعات النظیر و...
  
در پايان بحث محسنات بديعيه، عنوان حذف را ذكر مى‌كند و آن را شرح داده، مى‌گويد: حذف، اين است كه انسان در سراسر سخن يا نوشته خود، يك يا چند حرف از حروف تهجى را به كار نبرد و يا انسان در سراسر سخنش از حروف بى‌نقطه استفاده بكند، چنان‌كه اميرالمؤمنين، على(ع)، خطبه‌اى دارد كه هرگز در آن حرف الف را استفاده نكرده و خطبه‌اى كه در آن فقط از حروف بى‌نقطه استفاده كرده است.
+
در پایان بحث محسنات بدیعیه، عنوان حذف را ذکر مى‌کند و آن را شرح داده، مى‌گوید: حذف، این است که انسان در سراسر سخن یا نوشته خود، یک یا چند حرف از حروف تهجى را به کار نبرد و یا انسان در سراسر سخنش از حروف بى‌نقطه استفاده بکند، چنان‌که امیرالمؤمنین، على(ع)، خطبه‌اى دارد که هرگز در آن حرف الف را استفاده نکرده و خطبه‌اى که در آن فقط از حروف بى‌نقطه استفاده کرده است. مرحوم میر حبیب‌الله خویى، معتقد است که امیرالمؤمنین در سایر محسنات بدیعیه نیز بسیار چیره‌دست بوده است.
  
مرحوم مير حبيب‌الله خويى، معتقد است كه اميرالمؤمنين در ساير محسنات بديعيه نيز بسيار چيره‌دست بوده است.
+
وی بعد از ذکر این مقدمه مبسوط و بسیار گسترده، به شرح زندگانى [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]](ع)، آن‌گونه که فراخور این کتاب است، مى‌پردازد و هر یک از مباحث را زیر عنوان «نور» مطرح مى‌کند؛ مثلا مى‌گوید: نور فى میلاده، نور فى اسمه الثانى، نور فى نسبه الشریف، نور فى کناه الرفیعة، نور فى القابه الشامخة، نور فى شکله و صفته.<ref>منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة (خویی)، ویکی نور</ref>
 +
==مزایا و ویژگی‌های کتاب==
 +
۱- ضبط شماره‌های خطبه‌ها:
 +
مرحوم خوئی به منظور تسهیل امر برای علاقه‌مندان به «[[نهج البلاغة (کتاب)|نهج‌البلاغه]]» و شرح آن، ارقام و شماره‌های خطب را ضبط نموده تا احاله و ارجاعات و دسترسی به هدف هموار و آسان گردد؛
  
وی بعد از ذكر اين مقدمه مبسوط و بسيار گسترده، به شرح زندگانى [[اميرالمؤمنين(ع)]]، آن‌گونه كه فراخور اين كتاب است، مى‌پردازد و هر يك از مباحث را زير عنوان «نور» مطرح مى‌كند؛ مثلا مى‌گويد: نور فى ميلاده، نور فى اسمه الثانى، نور فى نسبه الشريف، نور فى كناه الرفيعة، نور فى القابه الشامخة، نور فى شكله و صفته.<ref>منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة (خویی)، ویکی نور</ref>
+
۲- تقطیع شرح خطبه‌ها به "فصل‌ها" و "ذیلها" و "تنبیه‌ها":
==مزایا و ویژگی های کتاب==
+
خطبه‌های مفصل و مبسوط تحت عناوین: فصل، ذیل، و تنبیه بر حسب نیاز- به طور گسترده‌ای شرح شده است. هدف شارح از این تقطیع و ابتکار عناوین یاد شده در جهت گزارش و شرح خطبه‌ها این است که مطالعه‌کنندگان به جوانب و ابعاد شرحی که بیان شده است دست یافته، و به علت طولانی شدن شرح از مسیر بحث منحرف نشده و نسبت به مضامین خطبه احساس بیگانگی و گسستگی مطالب آن از یکدیگر نکنند.
شارح 7 ویژگی برای کتابش می شمارد:
 
  
1-ضبط شماره‌هاي خطبه‌ها:
+
۳- تفکیک بحثهای مربوط به لغات و معانی جمله‌ها و اعراب (دستور زبان عربی):
مرحوم خوئي به منظور تسهيل امر براي علاقه‌مندان به «نهج‌البلاغه» و شرح آن، ارقام و شماره‌هاي خطب را ضبط نموده تا احاله و ارجاعات و دسترسي به هدف هموار و آسان گردد؛
+
در گزارش خطبه‌ها، لغات و واژه‌ها و مفاهیم و معانی جمله‌ها، و نیز اعراب (دستور زبان) آنها را جداگانه مورد بررسی قرار داده است.
 +
 +
۴- استفاده از روش «شرح مزجی»:
 +
برای آنکه مراد و مقصود سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) هر چه بهتر و جالبتر گزارش شود، شارح طبق روش شرح «مزجی» سخنان آن حضرت را تفسیر و شرح کرده تا مجموعاً به صورت یک سخن و گفتاری که به هم پیوسته است درآمده و مؤثر و دلنشین باشد، و مآلا مطالعه‌کنندگان این شرح با گسسته شدن گفتار مواجه نشوند.
  
2-تقطيع شرح خطبه‌ها به "فصل‌ها" و "ذيلها" و "تنبيه‌ها":
+
۵- رد بر [[شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید (کتاب)|شرح ابن ابی الحدید]] در پاره‌ای از موارد:
خطبه‌هاي مفصل و مبسوط تحت عناوين: فصل، ذيل، و تنبيه بر حسب نياز- به طور گسترده‌اي شرح شده است. هدف شارح از اين تقطيع و ابتكار عناوين ياد شده در جهت گزارش و شرح خطبه‌ها اين است كه مطالعه‌كنندگان به جوانب و ابعاد شرحي كه بيان شده است دست يافته، و به علت طولاني شدن شرح از مسير بحث منحرف نشده و نسبت به مضامين خطبه احساس بيگانگي و گسستگي مطالب آن از يكديگر نكنند.
+
در هر موردی که قلم و قدم [[ابن ابی الحدید|ابن ابی الحدید]] ضمن گزارش سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) گرفتار طغیان و لغزش شد و سوء عقیده‌اش وی را به کجروی و انحراف در شرح واداشت. نخست تمام گفتار و نظریاتش را منعکس ساخته، آنگاه به اشتباه و لغزش او هشدار می‌دهد و در مقام رد نظریه وی برمی‌آید.
  
3-تفكيك بحثهاي مربوط به لغات و معاني جمله‌ها و اعراب (دستور زبان عربي):
+
۶- ذکر اسناد سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام):
در گزارش خطبه‌ها، لغات و واژه‌ها و مفاهيم و معاني جمله‌ها، و نيز اعراب(دستور زبان) آنها را جداگانه مورد بررسي قرار داده است.
+
مرحوم خوئی یادآور می‌شود: چون [[سید رضی|سید رضی]] به طور [[حدیث مرسل|مرسل]] و به حذف [[سند حدیث|اسناد]] و رجال حدیث، سخنان آنحضرت را در «نهج‌البلاغه» گردآورده، و احیاناً پاره‌ای از سخنانش را تقطیع کرده و از هم گسسته و بخشی از خطبه را در اول کتاب و بخش دیگر را در آخر کتاب آورده- و چنین کاری موجب اضطراب و نابسامانی ذهن در فهم معنی و اعراب کلمات گشته است، من در شرح آن سخنان بنا بر آن نهادم که اسناد را یاد کرده و تمام خبر را مندرج سازم.
 
4-استفاده از روش «شرح مزجي»:
 
براي آنكه مراد و مقصود سخنان اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام)هر چه بهتر و جالبتر گزارش شود، شارح طبق روش شرح «مزجي» سخنان آنحضرت را تفسير و شرح كرده تا مجموعاً به صورت يك سخن و گفتاري كه به هم پيوسته است درآمده و مؤثر و دلنشين باشد، و مآلا مطالعه‌كنندگان اين شرح با گسسته شدن گفتار مواجه نشوند.
 
  
5- رد بر شرح ابن ابي الحديد در پاره‌اي از موارد:
+
۷- در هر جا که سخنی از واقعه یا حادثه ای شده شارح آن را با ایجاز و اختصار توضیح داده است.
در هر موردي كه قلم و قدم ابن‌ابي الحديد ضمن گزارش سخنان اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام) گرفتار طغيان و لغزش شد و سوء عقيده‌اش وي را به كجروي و انحراف در شرح واداشت. نخست تمام گفتار و نظرياتش را منعكس ساخته، آنگاه به اشتباه و لغزش او هشدار مي‌دهد و در مقام رد نظريه وي برمي‌آيد.
 
  
6-ذكر اسناد سخنان اميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام):
+
۸- بیشترین چیزی که در این شرح به چشم می خورد توانائی و قابلیت مولف در مباحث [[علم کلام|کلامی]] در بحث های عقلی و نقلی است.
مرحوم خوئي يادآور مي‌شود: چون سيد رضي به طور مرسل و به حذف اسناد و رجال حديث، سخنان آنحضرت را در «نهج‌البلاغه» گردآورده، و احياناً پاره‌اي از سخنانش را تقطيع كرده و از هم گسسته و بخشی از خطبه را در اول كتاب و بخش دیگر را در آخر كتاب آورده- و چنين كاري موجب اضطراب و نابساماني ذهن در فهم معني و اعراب كلمات گشته است، من در شرح آن سخنان بنا بر آن نهادم كه اسناد را ياد كرده و تمام خبر را مندرج سازم.
 
  
7-در هر جا که سخنی از واقعه یا حادثه ای شده شارح آن را با ایجاز و اختصار توضیح داده است.
+
۹- در پایان هر بخش مولف ترجمه فارسی کلام امیر المومنین را به فارسی آورده است.<ref>دکتر سید محمدباقر حجتی ،منهاج البراعه فی شرح نهج‌البلاغه ،مقالات و بررسیها ـ شماره ۴۷- ۴۸، سال ۱۳۶۸؛ منهاج البراعة(شرح نهج البلاغه للمیرزا الخوئی)،شبکة الإمام الرضا علیه السلام.</ref>
 +
==وضعیت کتاب==
 +
چاپ اول این کتاب در سال ۱۳۲۸ ق. در ۷ جلد رحلی سنگی و چاپ دوم آن را موسسه دارالعلم قم و کتابفروشی اسلامیه تهران در سال ۱۳۸۶ ق. در ۱۴ جلد به انجام رساندند و با وفات نویسنده و ناقص ماندن شرح، استاد [[علامه حسن زاده آملی|حسن حسن‌زاده آملى]]، با نگارش ۵ مجلد به نام  [[تکمله منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه|تکلمة منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه]]  و مرحوم استاد محقق [[محمدباقر کمره ای|محمدباقر کمره‌اى]] نیز با نگارش دو مجلد دیگر به همان سبک و سیاق این شرح ناتمام را به اتمام رسانده‌اند؛ در نتیجه، دوره کامل شرح، داراى بیست و یک جلد بوده که محصول تلاش این سه عالم فرزانه است.<ref>مهدی حائری تهرانی،مقدمه کتاب؛ منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة (خویی)، ویکی نور</ref>
  
و اما مزایای دیگر کتاب که نویسنده به آنها اشاره نکرده است:
+
==پانویس==
 +
<references />
 +
==منابع==
  
8- بیشترین چیزی که در این شرح به چشم می خورد توانائی و قابلیت مولف در مباحث کلامی در بحث های عقلی و نقلی است.
+
*[https://wikinoor.ir/%D9%85%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%A9_%D9%81%D9%8A_%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%86%D9%87%D8%AC%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A9_(%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C) منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة (خویی)، ویکی نور]، بازیابی: خرداد 97.
  
9-در پایان هر بخش مولف ترجمه فارسی کلام امیر المومنین را به فارسی آورده است.<ref>دكتر سيد محمدباقر حجتي ،منهاج البراعه في شرح نهج‌البلاغه ،مقالات و بررسيها ـ شماره 47- 48، سال 1368؛ منهاج البراعة(شرح نهج البلاغه للمیرزا الخوئی)،شبكة الإمام الرضا عليه السلام.</ref>
+
*[http://farsi.balaghah.net/content/%D9%85%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%A9-%D9%81%D9%8A-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A9-%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C پایگاه نهج البلاغه]، بازیابی: خرداد 97.
==وضعيت كتاب==
+
*[https://www.imamreza.net/old/arb/imamreza.php?print=1402 منهاج البراعة (شرح نهج البلاغة للميرزا الخوئی) || شبكة الإمام الرضا عليه ..]، بازیابی: خرداد 97.
چاپ اول این کتاب در سال 1328 ق. در 7 جلد رحلی سنگی و چاپ دوم آن را موسسه دارالعلم قم و کتابفروشی اسلامیه تهران در سال 1386 ق.در 14 جلد به انجام رساندند و با وفات نویسنده و ناقص ماندن شرح ،استاد حسن حسن‌زاده آملى، با نگارش  5 مجلد به نام  [[تكلمة منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه]]  و مرحوم استاد محقق محمدباقركمره‌اى نيز با نگارش دو مجلد ديگر به همان سبك و سياق اين شرح ناتمام را به اتمام رسانده‌اند؛ در نتيجه، دوره كامل شرح، داراى بيست و يك جلد بوده كه محصول تلاش اين سه عالم فرزانه است. <ref>مهدی حائری تهرانی،مقدمه کتاب؛ منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة (خویی)، ویکی نور</ref>
+
*[https://wikinoor.ir/%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%8C_%D8%AD%D8%A8%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87 هاشمی خویی، حبیب‌الله، ویکی نور].
 +
*دكتر سيد محمدباقر حجتی، منهاج البراعه فی شرح نهج‌البلاغه، مقالات و بررسيها، شماره 47- 48، سال 1368 در دسترس: [https://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/70510/1#12 کتابخانه دیجیتالی تبیان]، بازیابی: 12 خرداد 97.
  
==پانویس==
+
{{نهج البلاغه}}
<references/>
 
==منابع ==
 
*[https://wikinoor.ir/%D9%85%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%A9_%D9%81%D9%8A_%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%86%D9%87%D8%AC%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A9_(%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C)      منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة (خویی)، ویکی نور]، بازیابی : خرداد 97
 
  
*[http://farsi.balaghah.net/content/%D9%85%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B9%D8%A9-%D9%81%D9%8A-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%A9-%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C پایگاه نهج البلاغه]، بازیابی: خرداد 97
+
[[رده:شروح نهج البلاغه]]
*[https://www.imamreza.net/old/arb/imamreza.php?print=1402  منهاج البراعة (شرح نهج البلاغة للميرزا الخوئيّ) || شبكة الإمام الرضا عليه ..]،بازیابی: خرداد 97
+
[[رده:آثار علامه حسن زاده آملی]]
*[https://wikinoor.ir/%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%8C_%D8%AD%D8%A8%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87 هاشمی خویی، حبیب‌الله، ویکی نور]
 
*دكتر سيد محمدباقر حجتي ،منهاج البراعه في شرح نهج‌البلاغه مقالات و بررسيها ـ شماره 47- 48، سال 1368
 
در دسترس:[https://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/70510/1#12 کتابخانه دیجیتالی تبیان]،باریابی:12خرداد97
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ دسامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۲:۳۲

Khoe.jpg
نویسنده میرزا حبیب الله هاشمی خویی
موضوع شرح نهج البلاغه
زبان عربی
تعداد جلد 21

متن منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة

«منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة» اثر میرزا حبیب‌الله هاشمی خویى، معروف به امین الرعایا است. این شرح، به زبان عربى فصیح نگاشته شده و در میان شرح‌هایى که در قرن سیزدهم هجرى بر «نهج‌البلاغة» نگاشته شده، از جایگاه ویژه‌اى برخوردار است. این کتاب که یکى از گسترده‌ترین شرح‌های «نهج‌البلاغة» به شمار مى‌رود، شرحى از آغاز «نهج‌البلاغة» تا پایان خطبه دویست و بیست و هشتم بوده و بعد از وفات نگارنده توسط آیت الله حسن زاده آملی و آیت الله محمد باقر کوه کمره ای تا پایان نهج البلاغه شرح شده و مجموعا در ۲۱ جلد به چاپ رسیده است.

شرح حال مؤلف

علامه میرحبیب‌الله هاشمی موسوی خوئی، به سال ۱۲۶۱ هجری قمری در خوی آذربایجان زاده شد. در سن بیست و پنج‌سالگی در معیت پسر عمویش سید محمد حسین هاشمی موسوی برای ادامه تحصیل عازم نجف اشرف شد. بعد از گذشتن چند سال به خوی بازگشت و در آنجا آغاز به تألیف و نوشتن مصنفات خود کرد. از جمله اساتید وی، آیة‌الله علامه آقا سیدحسین حسینی کوه کمره ای، میرزا حبیب‌الله رشتی و نیز میرزای شیرازی می‌باشند. میر حبیب‌الله‌خوئی در ماه صفر ۱۳۲۴ ه‍ .ق، در سن ۸۴ سالگی در تهران وفات یافت و در یکی از حجره‌های غربی صحن حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه‌السلام) در شهر ری به خاک سپرده شد.

انگیزه مؤلف

مرحوم خوئی در این شرح ضمن دیباچه می‌گوید: کتاب «نهج البلاغه» میان علماء و فضلاء همچون آفتاب در ساعات و لحظات جالب و دل‌انگیز روز دارای شهرت بوده و انظار را به خود جلب می‌کرده و همواره مورد توجه بوده است؛ و لذا گروهی از اندیشمندان اسلامی به شرح و گزارش آن روی آوردند؛ لکن مؤلفان این شروح، رویه و پوسته‌ای از این سخنان پر مایه را در مد نظر قرار داده، و در نتیجه نتوانستند به ژرفا و مغز و درون آن راه یابند. آنگاه چند شرح معروف «نهج‌البلاغه» از قبیل: ۱- شرح شیخ سعید‌الدین هبة‌الله، معروف به «قطب راوندی» (م، ۵۳۲ هـ. ق). که آن هم «منهاج‌البراعه» نام دارد. ۲- شرح عبدالحمید ابن ابی الحدید معتزلی (م، ۶۵۵ ه‍.ق) ۳- شرح میثم بن علی بن میثم بحرانی (م، ۶۷۸ ه‍. ق) را یادآور کرده و هر یک از آنها را مورد انتقاد و خرده‌گیری قرار می‌دهد.

وی شرح قطب راوندی را ناتمام و نیز تهی از خصیصه تحقیق معرفی می‌کند. شرح ابن ابی‌الحدید را همچون کالبدی بی روح و گرفتار اطنابی ممل، و مشتمل بر مباحثی کم‌رمق برمی‌شمارد که نمی‌تواند علاقه‌مندان به «نهج‌البلاغه» را به جان و روح و عمق سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) رهنمون باشد. شرح ابن میثم را - با وجود اینکه به عنوان بهترین شرح وانمود می‌سازد- از آن جهت که با آمیزه‌هائی از مباحث کلامی و حکمی آمیخته است و نیز در اساس خود بر روایات اهل سنت متکی و مبتنی است پذیرا نیست، و معتقد است ابن‌میثم فقط تک واژه‌های «نهج‌البلاغه» را به بحث و بررسی گرفته؛ لکن هیآتی را که از رهگذر پیوستن این الفاظ مفرده و تک واژه‌ها شکل می‌گیرند مورد غفلت قرارداده است. اما باید یادآور شویم که مرحوم خوئی در شرح خود نه تنها تحت‌ تأثیر شرح ابن‌میثم واقع شده؛ بلکه در موارد فراوانی از آن اقتباس کرده است.

باری، به‌ نظر مرحوم خوئی، علی‌رغم آنکه این شروح، خوشنام و معروف می‌باشند، خالی از نقص و کمبود نیستند؛ ولذا به شرح نهج‌البلاغه و تدوین «منهاج‌البراعه» روی آورده است. آن نکته‌ای که در شرح نهج‌البلاغه خوئی بیش از هر چیز دیگر نظرها را به خود معطوف می سازد این است که مرحوم خوئی اگر چه در مرحله نخست برای گزارش سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) به آیات روی می‌آورد و از آنها مدد می‌جوید؛ لکن بلافاصله در مرحله بعد، روایات ائمه معصومین (علیهم‌السلام) را نصب‌العین خود در شرح خطبه‌ها قرار داده و اهتمام ویژه‌ای را در استناد به گفتار معصومین (علیهم‌السلام) مبذول می‌دارد، و سخت به این کار در شرح خود پای‌بند است؛ و حتی علت عمده نارضائی وی از شروح دیگر به همین مسأله پیوند می‌خورد، مبنی بر اینکه در شروح مذکور برای توضیح سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) به روایات اهل سنت استناد و بدانها استشهاد شده؛ لکن به احادیث ائمه (علیهم‌السلام) در شرح «نهج‌البلاغه» اهتمام و عنایتی در خور، مبذول نگردیده است.[۱]

گزارش محتوا

این شرح، به زبان عربى فصیح نگاشته شده و از گستره معلومات ادبى، روایى، قرآنى، تاریخى نویسنده حکایت مى‌کند. آنچه در شرح مرحوم خوئی چشمگیر می‌باشد بررسیهای بلاغی است؛ ولذا هشدار می‌دهد که در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) همه نکات ظریف و دقائق لطیف فن بلاغت به کار رفته، و نتیجه آن بارور شدن گفتاری شیوا و بیانی رسا است که به نام «نهج‌البلاغه» فراهم آمده و در دسترس ما قرار گرفته است؛ و به همین جهت می‌توان آنرا سخنی فروتر از کلام خالق و فراتر از بیان مخلوق برشمرد.

کتاب حاضر، در آغاز با خطبه‌اى شیوا و بلیغ و رسا آغاز مى‌شود. پس از آن مقدمه‌اى را تمهید مى‌کند که بسیار مفصل بوده و در آن مباحثى مطرح است که این مباحث به ضمیمه مباحثى که ایشان تحت عنوان "مطالب مهم" ذکر کرده است، مى‌تواند خود یک کتاب مستقلى در ادب عربى یا در فن بلاغت باشد. در مقدمه این دیباچه، در چهار مبحث سخنانى دارد:

نخست، اقسام چهارگانه لفظ را از لحاظ اتحاد و تکثر خود لفظ و معنى مطرح مى‌کند؛ در مبحث دوم، انواع دلالت لفظ را که عبارت از مطابقه، تضمن، التزام و اقسام آنها است، بازگو مى‌کند، چرا که این بحث‌ها بر آنچه که در شرح او ذکر شده، اشراف دارد؛ یعنى گاهى در آن‌جا صحبت از مطابقه، تضمن و التزام مى‌کند که مطالعه کننده این شرح، باید قبل از ورود، در آن زمینه آگاهى پیدا کند. در مبحث سوم، راجع به لفظ مفرد و اقسام آن بحث مى‌کند که عبارت از جزیى و کلى است و اقسام کلى؛ یعنى کلى متواطى و مشکک. در مبحث چهارم، اقسام لفظ مرکب را بیان مى‌کند.

او، پس از مقدمه، چند مطلب را یادآور مى‌شود:

در مطلب اول، سخنى از حقیقت و مجاز به میان مى‌آورد و بعد این حقیقت و مجاز را از لحاظ لغوى بررسى مى‌کند؛ مثلا حقیقت و مجاز از لحاظ لغوى؛ یعنى چه؟ و چرا به آنها حقیقت و مجاز گفته‌اند؟ و در ادامه بحث انواع حقیقت و مجاز، مثل حقیقت لغویه، حقیقت شرعیه و حقیقت عقلیه، هم‌چنین مجاز عقلیه و مجاز شرعیه و نظایر اینها را ذکر مى‌کند و بعد وارد بحث مشترک و انواع اشتراک مى‌شود.

در مطلب دوم، پاره‌اى از مسائل و مباحث بلاغى را ذکر مى‌کند و معتقد است که بسیارى از این مباحث و هنرها در سخن‌هاى امیرالمؤمنین(ع) به کار رفته است. مباحثى که ایشان برمى‌شمارد، یکى، تشبیه است با تمام ارکانش، دوم، استعاره و انواع آن، سوم، کنایه و اقسام آن، به اضافه محسنات بدیعیه، از قبیل: حسن ابتدا، تخلص، طباق، مقابله، مراعات النظیر و...

در پایان بحث محسنات بدیعیه، عنوان حذف را ذکر مى‌کند و آن را شرح داده، مى‌گوید: حذف، این است که انسان در سراسر سخن یا نوشته خود، یک یا چند حرف از حروف تهجى را به کار نبرد و یا انسان در سراسر سخنش از حروف بى‌نقطه استفاده بکند، چنان‌که امیرالمؤمنین، على(ع)، خطبه‌اى دارد که هرگز در آن حرف الف را استفاده نکرده و خطبه‌اى که در آن فقط از حروف بى‌نقطه استفاده کرده است. مرحوم میر حبیب‌الله خویى، معتقد است که امیرالمؤمنین در سایر محسنات بدیعیه نیز بسیار چیره‌دست بوده است.

وی بعد از ذکر این مقدمه مبسوط و بسیار گسترده، به شرح زندگانى امیرالمؤمنین(ع)، آن‌گونه که فراخور این کتاب است، مى‌پردازد و هر یک از مباحث را زیر عنوان «نور» مطرح مى‌کند؛ مثلا مى‌گوید: نور فى میلاده، نور فى اسمه الثانى، نور فى نسبه الشریف، نور فى کناه الرفیعة، نور فى القابه الشامخة، نور فى شکله و صفته.[۲]

مزایا و ویژگی‌های کتاب

۱- ضبط شماره‌های خطبه‌ها: مرحوم خوئی به منظور تسهیل امر برای علاقه‌مندان به «نهج‌البلاغه» و شرح آن، ارقام و شماره‌های خطب را ضبط نموده تا احاله و ارجاعات و دسترسی به هدف هموار و آسان گردد؛

۲- تقطیع شرح خطبه‌ها به "فصل‌ها" و "ذیلها" و "تنبیه‌ها": خطبه‌های مفصل و مبسوط تحت عناوین: فصل، ذیل، و تنبیه بر حسب نیاز- به طور گسترده‌ای شرح شده است. هدف شارح از این تقطیع و ابتکار عناوین یاد شده در جهت گزارش و شرح خطبه‌ها این است که مطالعه‌کنندگان به جوانب و ابعاد شرحی که بیان شده است دست یافته، و به علت طولانی شدن شرح از مسیر بحث منحرف نشده و نسبت به مضامین خطبه احساس بیگانگی و گسستگی مطالب آن از یکدیگر نکنند.

۳- تفکیک بحثهای مربوط به لغات و معانی جمله‌ها و اعراب (دستور زبان عربی): در گزارش خطبه‌ها، لغات و واژه‌ها و مفاهیم و معانی جمله‌ها، و نیز اعراب (دستور زبان) آنها را جداگانه مورد بررسی قرار داده است.

۴- استفاده از روش «شرح مزجی»: برای آنکه مراد و مقصود سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) هر چه بهتر و جالبتر گزارش شود، شارح طبق روش شرح «مزجی» سخنان آن حضرت را تفسیر و شرح کرده تا مجموعاً به صورت یک سخن و گفتاری که به هم پیوسته است درآمده و مؤثر و دلنشین باشد، و مآلا مطالعه‌کنندگان این شرح با گسسته شدن گفتار مواجه نشوند.

۵- رد بر شرح ابن ابی الحدید در پاره‌ای از موارد: در هر موردی که قلم و قدم ابن ابی الحدید ضمن گزارش سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) گرفتار طغیان و لغزش شد و سوء عقیده‌اش وی را به کجروی و انحراف در شرح واداشت. نخست تمام گفتار و نظریاتش را منعکس ساخته، آنگاه به اشتباه و لغزش او هشدار می‌دهد و در مقام رد نظریه وی برمی‌آید.

۶- ذکر اسناد سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام): مرحوم خوئی یادآور می‌شود: چون سید رضی به طور مرسل و به حذف اسناد و رجال حدیث، سخنان آنحضرت را در «نهج‌البلاغه» گردآورده، و احیاناً پاره‌ای از سخنانش را تقطیع کرده و از هم گسسته و بخشی از خطبه را در اول کتاب و بخش دیگر را در آخر کتاب آورده- و چنین کاری موجب اضطراب و نابسامانی ذهن در فهم معنی و اعراب کلمات گشته است، من در شرح آن سخنان بنا بر آن نهادم که اسناد را یاد کرده و تمام خبر را مندرج سازم.

۷- در هر جا که سخنی از واقعه یا حادثه ای شده شارح آن را با ایجاز و اختصار توضیح داده است.

۸- بیشترین چیزی که در این شرح به چشم می خورد توانائی و قابلیت مولف در مباحث کلامی در بحث های عقلی و نقلی است.

۹- در پایان هر بخش مولف ترجمه فارسی کلام امیر المومنین را به فارسی آورده است.[۳]

وضعیت کتاب

چاپ اول این کتاب در سال ۱۳۲۸ ق. در ۷ جلد رحلی سنگی و چاپ دوم آن را موسسه دارالعلم قم و کتابفروشی اسلامیه تهران در سال ۱۳۸۶ ق. در ۱۴ جلد به انجام رساندند و با وفات نویسنده و ناقص ماندن شرح، استاد حسن حسن‌زاده آملى، با نگارش ۵ مجلد به نام تکلمة منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه و مرحوم استاد محقق محمدباقر کمره‌اى نیز با نگارش دو مجلد دیگر به همان سبک و سیاق این شرح ناتمام را به اتمام رسانده‌اند؛ در نتیجه، دوره کامل شرح، داراى بیست و یک جلد بوده که محصول تلاش این سه عالم فرزانه است.[۴]

پانویس

  1. همان
  2. منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة (خویی)، ویکی نور
  3. دکتر سید محمدباقر حجتی ،منهاج البراعه فی شرح نهج‌البلاغه ،مقالات و بررسیها ـ شماره ۴۷- ۴۸، سال ۱۳۶۸؛ منهاج البراعة(شرح نهج البلاغه للمیرزا الخوئی)،شبکة الإمام الرضا علیه السلام.
  4. مهدی حائری تهرانی،مقدمه کتاب؛ منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة (خویی)، ویکی نور

منابع