محمدجواد بلاغی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اضافه کردن رده)
 
(۱۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{بخشی از یک کتاب}}
+
'''علامه محمدجواد بلاغی''' (۱۲۸۲-۱۳۵۲ ق) متکلم، مفسر، [[فقیه]]، اصولی، شاعر و ادیب [[شیعه]] در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان [[آخوند خراسانی]] و [[شیخ محمدطه نجف]] است. او روحانی بیدار و آگاهی بود که در پی استقلال‌طلبی کشور [[عراق]] از یوغ استعمار انگلیس، در جرگه [[جهاد]] و دفاع از ثغور اسلامی حضور یافت و به صف مجاهدان پیوست. «[[آلاء الرحمن فى تفسير القرآن (کتاب)|آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن]]» از آثار مهم اوست.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
|نام کامل = محمدجواد بلاغی
 +
||تصویر=[[پرونده:Balaghi.jpg|۲3۰px|center]]
 +
|زادروز =  ۱۲۸۲ قمری
 +
|زادگاه = [[نجف]]
 +
|وفات =  ۱۳۵۲ قمری
 +
|مدفن = نجف - [[حرم امام علی علیه السلام]]
 +
|اساتید =  [[آیت‌الله محمد طه نجف|محمد طه نجف]]، [[آقا رضا همدانی]]، [[محدث نوری|میرزا حسین نوری]]، [[میرزا محمدتقی شیرازی]] و ...
 +
|شاگردان =  [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]]، [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سید محمدهادی میلانی]]، [[ذبیح الله محلاتی|شیخ ذبیح الله محلاتی]] و ...
 +
|آثار = [[آلاء الرحمن فى تفسير القرآن (کتاب)|آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن]]، الهدی الی دین المصطفی، التوحید و التثلیت، انوار الهدی و ...
 +
}}
  
 +
==ولادت و خاندان==
  
 +
محمدجواد در روز چهارشنبه از ماه [[رجب]] سال ۱۲۸۲ قمری، در یکی از محله های [[نجف]] (محله براق) در خانه دانشمند عامل و روحانی فاضل، علامه شیخ حسن بلاغی چشم به جهان گشود.
  
 +
آل بلاغی یکی از خاندان های نجیب، شریف و قدیمی شهر نجف بوده اند. این دودمان پاک بسان چشمه ای پربرکت همراه جوشیده و طراوت بخشیده اند و تشنگان را سیراب کرده و همگی به جلال و بزرگی در علم و ادب شهرت داشته اند.
  
'''منبع:''' تلخيص از كتاب گلشن ابرار، جلد 2، صفحه 544
+
==تحصیلات و استادان==
  
'''نویسنده:''' علي عليزاده
+
شیخ محمدجواد بلاغی به شاگردی مکتبی رفت که پدرانش سال های سال شاگرد آن مکتب بودند. علوم مقدماتی را در حضور نورانی علمای [[نجف]] فرار گرفت و تا ۲۴ سالگی از اساتید بزرگ آن حوزه عظیم، استفاده های علمی و معنوی فراوانی برد.
  
'''طلیعه'''
+
روان پاک بلاغی که شیفته کسب معارف و درک فضایل بود او را در سال ۱۳۰۶ ق. مجبور به ترک زادگاهش کرد و او با دلی مالامال از عشق و علاقه به فراگیری دانش و خودسازی، وارد شهر مقدس [[کاظمین]] شد تا بتواند در سایه اندیشه های بلند آن دیار، به اهداف عالیه اش نایل آید. ایشان شش سال از عمر مبارکش را در این شهر صرف تحصیل و [[تهذیب نفس|تهذیب]] نمود و تا سال ۱۳۱۲ ق. در کاظمین ماند. او در همان شهر با خانواده شریف عالم بزرگوار سید موسی جزایری وصلت نمود.
  
علامه بلاغی از [[شخصیت ها]]ی بس ارزنده و والای تاریخ معاصر است كه زوایای زندگی و مجاهداتش كمتر مورد بررسی و ارائه قرار گرفته است. در این نوشتار سعی شده است با كمك خامه و رنگ واژه‎ها تصویری از چهره این بزرگمرد گمنان ترسیم گردد هر چند نامه كوچكتر و واژه‎ها كم‌رنگتر از آنند كه از عهده چنین مهمی برآیند. اما مولانا زیبا سروده است:
+
در سی سالگی به زادگاهش نجف اشرف بازگشت و در درس سرآمدترین استوانه های علمی و عملی عصر خویش حاضر شد و مدت ۱۴ سال در این دانشگاه بزرگ اسلامی ماند و از باغ و بوستان های نجف خوشه های فراوان علم و معنویت چید.
  
آب دریا را اگر نتوان كشید × هم بقدر تشنگی باید چشید.
+
شیخ محمدجواد بلاغی که سال های متمادی را در پی علم و عمل گذرانده بود، در سال ۱۳۲۶ ق. وارد شهر مقدس [[سامرا]] شد و در درس مرجع مجاهد و رهبر انقلابی، [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] شرکت جست و ده سال بر سفره علمی این مجتهد سترگ و بیدار مهمان بود و با استفاده از جنبه های روحی و معنوی آن بزرگوار، خویشتن را تقویت کرد. این دانشمند وارسته آن  چنان شیفته دانش و یادگرفتن بود که تا ۴۵ سالگی در درس میرزای شیرازی شرکت نمود.
  
'''رویش صبح'''
+
اندیشمندان و فرزانگانی که علامه بلاغی در حضور نورانی آنان نشست و آموخت عبارت اند از:
  
در روز چهارشنبه از ماه [[رجب]]، در یكی از محله‎های نجف (محله براق) در خانه دانشمند عامل و روحانی فاضل، علامه شیخ حسن بلاغی، ستاره‎ای چشم به جهان گشود كه امید آن می‎رفت تا گمشدگان وادی شب گون نادانی را به كرانه‎های صبح امید رساند. این نور رسیده را محمدجواد نام نهادند. و بدین سان در سال 1282 ق.<ref> طبقات اعلام الشیعه، [[آقا بزرگ تهرانی]]، ج 1، ص 323.</ref> خداوند نعمتی دیگر به جامعه شیعه عنایت كرد.
+
#فقیه بزرگوار [[آیت‌الله محمد طه نجف|شیخ محمدطه نجف]] (متوفی ۱۳۲۳ ق)
 +
#فقیه محقق [[آقا رضا همدانی|حاج آقا رضا همدانی]] (متوفی ۱۳۲۲ ق)
 +
#عالم و اصولی مدقق [[آخوند خراسانی|شیخ محمدکاظم خراسانی]] (متوفی ۱۳۲۹ ق)
 +
#علامه فقیه [[سید حسن صدر|سید حسن صدرالدین کاظمی]] (متوفی ۱۳۵۴ ق)
 +
#فقیه بزرگ شیخ محمدحسین مامقانی (متوفی ۱۳۲۳ ق)
 +
#علامه محدث [[محدث نوری|میرزا حسین نوری]] (متوفی ۱۳۲۰ ق)
 +
#فقیه عالی مقام سید محمدحسن هاشم هندی غروی (متوفی ۱۳۲۳ ق)
 +
#مرجع مجاهد [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] (متوفی ۱۳۳۸ ق)<ref>الکنی والالقاب، شیخ عباس قمی، ج۲، ص۹۴؛ اعیان الشیعه، محسن امین عاملی، ج۴، ص۲۵۶.</ref>
  
آل بلاغی یكی از خاندان‌های نجیب، شریف و قدیمی شهر [[نجف]] بوده‎اند. این دودمان پاك بسان چشمه‎ای پربركت همراه جوشیده و طراوت بخشیده‎اند و تشنگان را سیراب كرده و همگی به جلال و بزرگی در علم و ادب شهرت داشته‎اند.
+
==شاگردان==
  
'''جرعه‌نوش علم و معرفت'''
+
برخی از پروردگان آن فقیه آینده ساز عبارتند از:
  
محمدجواد پس از آن كه نشو و نما یافت و دوران كودكی را پشت سر گذاشت در بوستان همیشه سبز حوزه قدم نهاد و به شاگردی مكتبی رفت كه پدرانش سال‌های سال شاگرد آن مكتب بودند. علوم مقدماتی را در حضور نورانی علمای [[نجف]] فرار گرفت و تا 24 سالگی از اساتید بزرگ آن حوزه عظیم، استفاده‎های علمی و معنوی فراوانی برد.
+
#آیت الله العظمی [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] (متوفی ۱۴۱۱ ق)
 +
#آیت الله العظمی [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|سید ابوالقاسم خویی]] (متوفی ۱۴۱۴ ق)
 +
#آیت الله العظمی [[سید محمدهادی میلانی|سید هادی میلانی]] (متوفی ۱۳۹۵ ق)
 +
#علامه ادیب میرزا محمدعلی اردوبادی نجفی (متوفی ۱۳۸۰ ق)
 +
#علامه سید محمدصادق بحرالعلوم (متوفی ۱۳۹۰ ق)
 +
#آیت الله شیخ محمدرضا آل فرج الله نجفی (متوفی ۱۳۸۶ ق)
 +
#آیت الله شیخ محمد مهدوی لاهیجی (متوفی ۱۴۰۳ ق)
 +
#آیت الله شیخ نجم الدین جعفر عسکری تهرانی (متوفی ۱۳۹۵ ق)
 +
#[[ذبیح الله محلاتی|شیخ ذبیح الله محلاتی]] (متوفی ۱۴۰۵ ق)
 +
#آیت الله [[شیخ محمدرضا طبسی|شیخ محمدرضا طبسی نجفی]] (متوفی ۱۴۰۵ ق)
 +
#میرزا محمدعلی مدرس خیابانی
 +
#استاد ادیب علی خاقانی
 +
#آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (متوفی ۱۳۹۵ ق)
 +
#شیخ مهدی بن داوود الحجار (متوفی ۱۳۵۸ ق)
 +
#علامه محقق [[شیخ مجتبی لنکرانی|شیخ مجتبی لنکرانی نجفی]]
 +
#آیت الله سید صدرالدین جزایری (متوفی ۱۳۸۸ ق)
 +
#شیخ ابراهیم بن شیخ مهدی قریشی
 +
#شیخ مرتضی مظاهری نجفی
 +
#آیت الله سید مرتضی لنگرودی (متوفی ۱۳۸۳ ق)
 +
#علامه میرزا محمدعلی ادبی تهرانی
  
روان پاك بلاغی كه شیفته كسب معارف و درك فضایل بود او را در سال 1306 ق. مجبور به ترك زادگاهش كرد و او با دلی مالامال از عشق و علاقه به فراگیری دانش و خودسازی، وارد شهر مقدس [[كاظمین]] شد تا بتواند در سایه اندیشه‎های بلند آن دیار، به اهداف عالیه‎اش نایل آید. ایشان شش سال از عمر مباركش را در این شهر صرف تحصیل و تهذیب نمود و تا سال 1312 ق. در كاظمین ماند. او در همان شهر با خانواده شریف عالم بزرگوار سید موسی جزایری وصلت نمود.
+
==آثار و تألیفات==
  
در سی سالگی به زادگاهش نجف اشرف بازگشت و در درس سرآمدترین استوانه‎های علمی و عملی عصر خویش حاضر شد و سرزمین سبز فكرش را با زلال آب‌های باصفای آن حوزه طراوت بخشید و مدت 14 سال در این دانشگاه بزرگ اسلامی ماند و از باغ و بوستان‌های نجف خوشه‎های فراوان علم و معنویت چید.
+
آثار او در زمینه های [[فقه]]، [[تفسیر]]، [[تاریخ]]، [[اصول فقه]]، [[عقاید]] و رد [[یهود]] و [[نصاری|نصارا]] و مادیون و [[بابیه|بابیت]] و [[بهائیت]] تدوین یافته است. نشانه های ماندگار ایشان عبارت است از:
  
شیخ محمدجواد بلاغی كه سال‌های متمادی را در پی علم و عمل گذرانده بود در سال 1326 ق. وارد شهر مقدس سامرا شد و در درس مرجع مجاهد و رهبر انقلابی، میرزا محمدتقی شیرازی شركت جست و ده سال بر سفره علمی این مجتهد سترگ و بیدار مهمان بود و با استفاده از جنبه‎های روحی و معنوی آن بزرگوار، خویشتن را تقویت كرد. این دانشمند وارسته آن ‌چنان شیفته دانش و یادگرفتن بود كه تا 45 سالگی در درس میرزای شیرازی شركت نمود.
+
#تفسیر «[[آلاء الرحمن فى تفسير القرآن (کتاب)|آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن]]»
 +
#رساله ای در پاسخ به پرسش هایی که از جبل عامل [[لبنان]] برای ایشان فرستاده و در آن شبهاتی درباره [[قرآن]] نموده بودند.
 +
#الرحمه المدرسیه یا المدرسه السیاره
 +
#الهدی الی دین المصطفی
 +
#التوحید و التثلیت
 +
#اعاجیب الاکاذیب
 +
#انوار الهدی
 +
#البلاغ المبین
 +
#نصایح الهدی
 +
#المسیح و الانجیل
 +
#نسمات الهدی
 +
#المصابیح فی بعض من ابدع فی الدین فی القرن الثالث عشر
 +
#مصباح الهدی
 +
#مسئله فی البداء
 +
#نورالهدی
 +
#اجوبة المسائل البغدادیه
 +
#داعی الاسلام و داعی النصرانیه
 +
#مجموعه از تعلیقه، حاشیه و رساله های [[فقه|فقهی]]، در این میان رساله ای در احکام [[وضو]] به چشم می خورد که علامه خود آن را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است.
 +
#رساله ای درباره اوامر و نواهی در [[اصول فقه    |علم اصول]]
 +
#رساله ای در نفی تزویج [[ام کلثوم دختر علی بن ابی طالب|ام کلثوم]] با [[عمر بن خطاب]]
 +
#رساله ای درباره عدم اعتبار [[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام]]
 +
#رد بر کتاب «تعلیم العلماء» نوشته غلام احمد قادیانی
 +
#رد بر کتاب «حیاة المسیح» نوشته غلام احمد قادیانی
 +
#رد بر کتاب «ینابیع الکلام»
 +
#رساله ای در رد جرجیس سائل و هاشم عربی (این چهار رساله در رد شبهه های مخالفان [[اسلام]] به ویژه مبلغان [[مسیحیت|مسیحی]] نوشته است).
 +
#رساله ای در رد حسیون (رد بر فرقه قادیانیه است).
 +
#داروین و اصحابه.<ref> ر.ک: به کتاب های اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۲۵۶؛ الکنی والالقاب، ج ۲، ص ۹۴؛ مجله نور علم، ش ۴۱؛ مجله مشکوه، شماره اول، پاییز ۱۳۶۱.</ref>
  
'''راهنمایان رهرو خوبی‌ها'''
+
==ویژگی‌های علامه بلاغی==
  
اندیشمندان و فرزانگانی كه علامه بلاغی در حضور نورانی آنان نشست و آموخت عبارت‎اند از:
+
علامه بلاغی علاوه بر زبان عربی، زبان های عبری، انگلیسی و فارسی<ref> طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، ص ۳۲۵.</ref> را خوب می دانست و به آن ها تسلط داشت و فراگیری آن ها به شخصیت علمی ایشان برجستگی ویژه ای بخشیده بود. آموختن زبان های خارجی با امکانات محدود آن روز، کاری بسیار مشکل بوده است. 
  
* 1. فقیه بزرگوار شیخ محمد طه نجف (متوفی 1323 ق)
+
درباره چگونگی آموختن زبان عبری چنین نگاشته اند: «زبان عبری را از [[یهود]] دوره گرد آموخته است. در آن روزگار گروهی یهودی در شهرهای [[عراق]] بودند که مقداری جنس، پارچه و امثال آن، بر دوش داشتند و در کوچه و بازار می گشتند و می فروختند. بلاغی از این فرصت استفاده می کرد و درباره مفردات و جمله بندی زبان عبری از آنان چیزهایی می پرسید. گاه مجبور می شد همه اجناس یک یهودی دوره  گرد را بخرد تا از او درباره یک واژه یا ترکیب سخنی بشنود. چون یهودیان در آموختن لغت خود به دیگران بسیار بخل می ورزیدند. بلاغی گاه شیرینی و شکلات می خرید تا اگر بچه ای یهودی ببیند به او بدهد و چیزی از او بپرسد».<ref>بیدارگران اقالیم قبله، محمدرضا حکیمی، ص ۲۰۹.</ref>
  
* 2. فقیه محقق حاج آقا رضا همدانی (متوفی 1322 ق)
+
حیات علامه بلاغی ترکیبی از دو عنصر عقیده و [[جهاد]] بود و حرکتش بر مبنای این دو عنصر هیچ گاه گوشه نشینی را نگزید و آرام نگرفت و پیوسته حریت آمیخته با حیات را بر سر و روی جامعه اسلامی می پاشید و خواب های گران را برمی آشفت. گویند: «برخی از بهائیان جاسوس استعمار در محله ای در [[بغداد]]، مکانی را به نام حظیره برای اجتماع خود بنا نهادند. بلاغی با شنیدن این خبر دیگر آرام نگرفت و استراحت را بر خود روا نداشت تا با مراجعه به دادگاه و قانون آنان را به ترک آن محل واداشت و پس از مدتی آن جا را به [[مسجد|مسجدی]] تبدیل کرد و در آن [[نماز]] و شعایر [[امام حسین علیه السلام|حسینی]] اقامه می شد».<ref> ماضی النجف و حاضرها، جعفر آل محبوبه، ج۲، ص۶۲.</ref>
  
* 3. عالم و اصولی مدقق شیخ محمدكاظم خراسانی (متوفی 1329 ق)
+
این روحانی آگاه، مرز و بوم را هماره نگهبان بود و برای بیدارساختن جامعه دل می سوزاند و تمام هستی خود را فدای خدمت به حق و خلق کرد. وی برای چاپ کتاب «الهدی» (در رسواسازی خدعه ها و توطئه های مبلغان مسیحی) پولی نداشت. به ناچار هر چه در خانه داشت به قیمت ارزان فروخت و کتاب را به چاپخانه فرستاد تا خداوند اندک اندک اثاثیه خانه و زندگانی وی را فراهم ساخت.<ref> تاریخ روابط اجتماعی ایران و عراق، مرتضی مدرسی، ص ۳۲۹.</ref>
  
* 4. علامه فقیه سید حسن صدرالدین كاظمی (متوفی 1354 ق)
+
آری او گمنام زیست و بی هیاهو، ولی نامش در گمنامی اوست و هنرش در [[اخلاص]] والایش ... شکوه گمنامی و حماسه اخلاص او در شعار معروفش تجلی کرده که می فرمود: «انی لا اقصد الا الدفاع من الحق لافرق عندی بین أن یکون باسمی او اسم غیری»<ref> نقباءالبشر، آقا بزرگ تهرانی، ج ۱، ص ۳۲۴.</ref>؛ من جز دفاع از [[حق]] انگیزه ای نداشتم. بنابراین هیچ فرقی نیست که کتاب به نام من یا نام دیگری منتشر شود.
  
* 5. فقیه بزرگ شیخ محمدحسین مامقانی (متوفی 1323 ق)
+
درباره ساده زیستی اش گویند: «اتاقی کوچک داشت و محقر. در آن جز بوریایی و روفرشی ای که بر آن می نشست هیچ چیز نبود. در زمستان وسایل گرم کردن و در تابستان وسایل سرد کردن نداشت؛ با این که مزاجی ضعیف داشت و بیمار بود، هیچ گاه از این اتاق بیرون نمی رفت مگر برای نیازهای ضروری».<ref> بیدارگران اقالیم قبله، ص ۲۱۲ و ۲۱۳.</ref>
  
* 6. علامه محدث میرزا حسین نوری (متوفی 1320 ق)
+
==وفات==
  
* 7. فقیه عالی‌مقام سید محمدحسن هاشم هندی غروی (متوفی 1323 ق)
+
سرانجام این فقیه و ادیب فرزانه و مجاهد زاهد، که عمری در وادی رضای حق قدم و قلم زد، شب دوشنبه بیست و دوم [[شعبان]] ۱۳۵۲ ق<ref> اعلام الشیعه، قرن چهاردهم، ص ۳۲۴.</ref> ندای حضرت دوست را لبیک گفت. پس از تجلیل و [[تشییع جنازه|تشییع]]، پیکر پاکش را در حجره جنوبی سوم در سمت غربی صحن مبارک حضرت [[امام علی]] علیه السلام در کنار آرامگاه [[سيد جواد عاملی]] (مؤلف کتاب [[مفتاح الکرامه (کتاب)|مفتاح الکرامه]]) به خاک سپردند.
  
* 8. مرجع مجاهد میرزا محمدتقی شیرازی (متوفی 1338 ق)<ref> الكنی والالقاب، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 94؛ اعیان الشیعه، محسن امین عاملی، ج 4، ص 256.</ref>
+
==پانویس==
 
+
<references />
'''پیوند دانش و مبارزه'''
 
 
 
این متعهد وظیفه‌شناس از تبار روحانیتی بیدار و آگاه بود كه در پی استقلال طلبی كشور [[عراق]] از یوغ استعمار انگلیس در سال 1336 ق. برای بار دوم آهنگ شهر [[كاظمین]] كرد و در جرگه جهاد و دفاع از ثغور اسلامی حضور یافت و به صف مجاهدان پیوست.
 
 
 
'''آینده‌ساز دلسوز'''
 
 
 
اینك نام تنی چند از پروردگان آن فقیه آینده ساز را ذكر می‎نماییم.
 
 
 
* 1. آیت الله العظمی آقای سید شهاب الدین مرعشی نجفی (متوفی 1411 ق)؛
 
 
 
* 2. آیت الله العظمی آقای حاج سید ابوالقاسم خویی (متوفی 1414 ق)؛
 
 
 
* 3. آیت الله العظمی آقای حاج سید هادی میلانی (متوفی 1395 ق)؛
 
 
 
* 4. علامه ادیب آقای میرزا محمدعلی اردوبادی نجفی (متوفی 1380 ق)؛
 
 
 
* 5. علامه سید محمدصادق بحرالعلوم (متوفی 1390 ق)؛
 
 
 
* 6. آیت الله شیخ محمدرضا آل فرج الله نجفی (متوفی 1386 ق)؛
 
 
 
* 7. آیت الله شیخ محمد مهدوی لاهیجی (متوفی 1403 ق)؛
 
 
 
* 8. آیت الله شیخ نجم‌الدین جعفر عسكری تهرانی (متوفی 1395 ق)؛
 
 
 
* 9. حاج شیخ ذبیح الله محلاتی (متوفی 1405 ق)؛
 
 
 
* 10. آیت الله حاج شیخ محمدرضا طبسی نجفی (متوفی 1405 ق)؛
 
 
 
* 11. میرزا محمدعلی مدرس خیابانی؛
 
 
 
* 12. استاد ادیب علی خاقانی؛
 
 
 
* 13. آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (متوفی 1395 ق)؛
 
 
 
* 14. شیخ مهدی بن داوود الحجار (متوفی 1358 ق)؛
 
 
 
* 15. علامه محقق حاج شیخ مجتبی لنكرانی نجفی؛
 
 
 
* 16. آیت الله سید صدرالدین جزایری (متوفی 1388 ق)؛
 
 
 
* 17. شیخ ابراهیم بن شیخ مهدی قریشی؛
 
 
 
* 18. شیخ مرتضی مظاهری نجفی؛
 
 
 
* 19. آیت الله سید مرتضی لنگرودی (متوفی 1383 ق)؛
 
 
 
* 20. علامه میرزا محمدعلی ادبی تهرانی.
 
 
 
'''تراوش قلم'''
 
 
 
آثار سبز او در زمینه‎های [[فقه]]، [[تفسیر]]، تاریخ، [[اصول فقه]]، عقاید و رد یهود و نصارا و مادیون و بابیت و بهائیت تدوین یافته است. نشانه‎های ماندگار ایشان عبارت است از:
 
 
 
* 1. تفسیر آلاء الرحمن.
 
 
 
* 2. رساله‎ای در پاسخ به پرسش‌هایی كه از جبل عامل برای ایشان فرستاده و در آن شبهاتی درباره [[قرآن]] نموده بودند.
 
 
 
* 3. الرحمه المدرسیه یا المدرسه السیاره.
 
 
 
* 4. الهدی الی دین المصطفی.
 
 
 
* 5. التوحید والتثلیت.
 
 
 
* 6. اعاجیب الاكاذیب.
 
 
 
* 7. انوار الهدی.
 
  
* 8. البلاغ المبین.
+
==منابع==
  
* 9. نصایح الهدی.
+
*مجموعه [[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد۲، زندگی نامه "علامه بلاغی" از علی علیزاده.
 +
*امیررضا اشرفی، گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله»، فصلنامه معرفت، شماره ۴۸، در دسترس در [http://www.quranct.com/thread3426.html دانشگاه مجازی المصطفی]، بازیابی: ۲۰ فروردین ۱۳۹۳.
  
* 10. المسیح والانجیل.
 
 
* 11. نسمات الهدی.
 
 
* 12. المصابیح فی بعض من ابدع فی الدین فی القرن الثالث عشر.
 
 
* 13. مصباح الهدی.
 
 
* 14. مسئله فی البداء.
 
 
* 15. نورالهدی.
 
 
* 16. اجویه المسائل البغدادیه.
 
 
* 17. داعی الاسلام و داعی النصرانیه.
 
 
* 18. تا 45. مجموعه از تعلیقه، حاشیه و رساله‎های فقهی، در این میان رساله‎ای در [[احكام]] [[وضو]] به چشم می‎خورد كه علامه خود آن را به زبان انگلیسی ترجمه كرده است.
 
 
* 46. رساله‎ای درباره اوامر و نواهی در علم اصول.
 
 
* 47. رساله‎ای در نفی تزویج ام‎كلثوم با عمر بن خطاب.
 
 
* 48. رساله‎ای درباره عدم اعتبار تفسیر منسوب به [[امام حسن عسکری]] علیه السلام.
 
 
* 49. رد بر كتاب «تعلیم العلماء» نوشته غلام احمد قادیانی.
 
 
* 50. رد بر كتاب «حیاه المسیح» نوشته غلام احمد قادیانی.
 
 
* 51. رد بر كتاب «ینابیع الكلام».
 
 
* 52. رساله‎ای در رد جرجیس سائل و هاشم عربی (این چهار رساله در رد شبه‎های مخالفان اسلام به ویژه مبلغان مسیحی نوشته است).
 
 
* 53. رساله‎ای در رد حسیون (رد بر فرقه قادیانیه است).
 
 
* 54. داروین و اصحابه.<ref> ر.ك: به كتاب‌های اعیان الشیعه، ج 4، ص 256؛ الكنی والالقاب، ج 2، ص 94؛ مجله نور علم، ش 41؛ مجله مشكوه، شماره اول، پاییز 1361.</ref>
 
 
'''تلاش و زهد'''
 
 
آموختن زبان‌های خارجی با امكانات محدود آن روز، كاری بسیار مشكل بوده است. علامه بلاغی علاوه بر زبان عربی، زبان‌های عبری، انگلیسی و فارسی<ref> طبقات اعلام الشیعه، ج 1، ص 325.</ref> را خوب می‎دانست و به آن ها تسلط داشت و فراگیری آن ها به شخصیت علمی ایشان برجستگی ویژه‎ای بخشیده بود.
 
 
درباره چگونگی آموختن زبان عبری چنین نگاشته‎اند: «زبان عبری را از یهود دوره گرد آموخته است. در آن روزگار گروهی یهودی در شهرهای عراق بودند كه مقداری جنس، پارچه و امثال آن، بر دوش داشتند و در كوچه و بازار می‎گشتند و می‎فروختند. بلاغی از این فرصت استفاده می‎كرد و درباره مفردات و جمله‎بندی زبان عبری از آنان چیزهایی می‎پرسید. گاه مجبور می‎شد همه اجناس یك یهودی دوره‎ گرد را بخرد تا از او درباره یك واژه یا تركیب سخنی بشنود. چون یهودیان در آموختن لغت خود به دیگران بسیار بخل می‎ورزیدند. بلاغی گاه شیرینی و شكلات می‎خرید تا اگر بچه‎ای یهودی ببیند به او بدهد و چیزی از او بپرسد».<ref> بیدارگران اقالیم قبله، محمدرضا حكیمی، ص 209.</ref>
 
 
آری او گمنام زیست و بی‎هیاهو، ولی نامش در گمنامی اوست و هنرش در اخلاص والایش ...شكوه گمنامی و حماسه اخلاص او در شعار معروفش تجلی كرده كه می‎فرمود: «انی لااقصد الا الدفاع من الحق لافرق عندی بین ان یكون باسمی او اسم غیری»<ref> [[نقباءالبشر]]، آقا بزرگ تهرانی، ج 1، ص 324.</ref>؛ من جز دفاع از حق انگیزه‎ای نداشتم. بنابراین هیچ فرقی نیست كه كتاب به نام من یا نام دیگری منتشر شود.
 
 
درباره ساده‌زیستی‎اش گویند: «اتاقی كوچك داشت و محقر. در آن جز بوریایی و روفرشی‎یی كه بر آن می‎نشست هیچ چیز نبود. در زمستان وسایل گرم كردن و در تابستان وسایل سرد كردن نداشت؛ با این كه مزاجی ضعیف داشت و بیمار بود. با این احوال، هیچ گاه از این اتاق بیرون نمی‎رفت مگر برای نیازهای ضروری».<ref> بیدارگران اقالیم قبله، ص 212 و 213.</ref>
 
 
'''خنیاگر بیداری'''
 
 
حیاتش تركیبی از دو عنصر عقیده و جهاد بود و حركتش بر مبنای این دو عنصر هیچ‌گاه گوشه‎نشینی را نگزید و آرام نگرفت و پیوسته حریت آمیخته با حیات را بر سر و روی جامعه اسلامی می‎پاشید و خواب‌های گران را برمی‎آشفت گویند: «برخی از بهائیان جاسوس استعمار در محله‎ای در [[بغداد]]، مكانی را به نام حظیره برای اجتماع خود بنا نهادند. بلاغی با شنیدن این خبر دیگر آرام نگرفت و استراحت را بر خود روا نداشت تا با مراجعه به دادگاه و قانون آنان را به ترك آن محل واداشت و پس از مدتی آن جا را به مسجدی تبدیل كرد و در آن [[نماز]] و شعایر حسینی اقامه می‎شد».<ref> ماضی النجف و حاضرها، جعفر آل محبوبه، ج 2، ص 62.</ref>
 
 
این روحانی آگاه، مرز و بوم را هماره نگهبان بود و برای بیدارساختن جامعه دل می‎سوزاند و تمام هستی خود را فدای خدمت به حق و خلق كرد. وی برای چاپ كتاب «الهدی» (در رسواسازی خدعه‎ها و توطئه‎های مبلغان مسیحی) پولی نداشت. به ناچار هر چه در خانه داشت به قیمت ارزان فروخت و كتاب را به چاپخانه فرستاد تا خداوند اندك اندك اثاثیه خانه و زندگانی وی را فراهم ساخت.<ref> تاریخ روابط اجتماعی ایران و عراق، مرتضی مدرسی، ص 329.</ref>
 
 
'''آخرین هجرت وفات'''
 
 
آسمان شهر غم رنگ بود اندوهبار. اشك هجران برگونه‎های شهر جاری بود. زیرا خورشید اندیشه‎ای رو به غروب بود كه هفتاد سال در آسمان علمی [[شیعه]] نور بخشیده بود.
 
 
تقویم عمری رو به پایان می‎شد كه برگ برگ وجودش را وقف خدمت كرده بود. باد خزان بر باغ پرشكوفه رادمردی وزیدن گرفته بود كه سراسر عمرش بهار بود و بیداری فصل فراق در گوش جان علامه آهنگ وداع می‎نواخت و نسیم «ارجعی»<ref> اشاره است به آیات «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلى رَبِّكِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً» فجر آیات 27 و 28.</ref> جانان در بوستان جانش وزیدن داشت و در حیاط «حیاتش» می‎رفت كه با قفل [[مرگ]] بسته شود.
 
 
او كه عمری در وادی رضا حق قدم و قلم زد اكنون مجنون صفت مشتاق نوشیدن جام وصال بود. سرانجام این چكاد تعبد و تخصص، فقیه و ادیب فرزانه و مجاهد زاهد، شب دوشنبه بیست و دوم [[شعبان]] 1352 ق.<ref> اعلام الشیعه، قرن چهاردهم، ص 324.</ref> ندای حضرت دوست را لبیك گفت و مرغ جانش با كوله‎باری از خدمت و خوبی و افتخار به سرای ابدی پر كشید و در آستان دوست جای گرفت.
 
 
خاكیان را در سوگ و عرشیان را در سرور نشاند. حوزه‎های علمیه به ویژه طلاب نجف در این فقدان، غرق در ماتم شد. پس از تجلیل و تشییع، پیكر پاكش را در حجره جنوبی سوم در سمت غربی صحن مبارك حضرت [[امام علی]] علیه السلام در كنار آرامگاه جوادین محمد حسینی (مؤلف كتاب مفتاح الكرامه) به خاك سپردند. روحش شاد، راهش سبز و پررهرو و تربتش از شمع رضای جانان نورانی باد.
 
 
==پانویس ==
 
<references />
 
 
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
 
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
 +
[[رده:ادیبان]]
 +
[[رده:متکلمان]]
 +
[[رده:مفسرین قرآن]]
 +
[[رده:فیلسوفان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۱۳

علامه محمدجواد بلاغی (۱۲۸۲-۱۳۵۲ ق) متکلم، مفسر، فقیه، اصولی، شاعر و ادیب شیعه در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان آخوند خراسانی و شیخ محمدطه نجف است. او روحانی بیدار و آگاهی بود که در پی استقلال‌طلبی کشور عراق از یوغ استعمار انگلیس، در جرگه جهاد و دفاع از ثغور اسلامی حضور یافت و به صف مجاهدان پیوست. «آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن» از آثار مهم اوست.

۲3۰px
نام کامل محمدجواد بلاغی
زادروز ۱۲۸۲ قمری
زادگاه نجف
وفات ۱۳۵۲ قمری
مدفن نجف - حرم امام علی علیه السلام

Line.png

اساتید

محمد طه نجف، آقا رضا همدانی، میرزا حسین نوری، میرزا محمدتقی شیرازی و ...

شاگردان

سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید ابوالقاسم خویی، سید محمدهادی میلانی، شیخ ذبیح الله محلاتی و ...

آثار

آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن، الهدی الی دین المصطفی، التوحید و التثلیت، انوار الهدی و ...


ولادت و خاندان

محمدجواد در روز چهارشنبه از ماه رجب سال ۱۲۸۲ قمری، در یکی از محله های نجف (محله براق) در خانه دانشمند عامل و روحانی فاضل، علامه شیخ حسن بلاغی چشم به جهان گشود.

آل بلاغی یکی از خاندان های نجیب، شریف و قدیمی شهر نجف بوده اند. این دودمان پاک بسان چشمه ای پربرکت همراه جوشیده و طراوت بخشیده اند و تشنگان را سیراب کرده و همگی به جلال و بزرگی در علم و ادب شهرت داشته اند.

تحصیلات و استادان

شیخ محمدجواد بلاغی به شاگردی مکتبی رفت که پدرانش سال های سال شاگرد آن مکتب بودند. علوم مقدماتی را در حضور نورانی علمای نجف فرار گرفت و تا ۲۴ سالگی از اساتید بزرگ آن حوزه عظیم، استفاده های علمی و معنوی فراوانی برد.

روان پاک بلاغی که شیفته کسب معارف و درک فضایل بود او را در سال ۱۳۰۶ ق. مجبور به ترک زادگاهش کرد و او با دلی مالامال از عشق و علاقه به فراگیری دانش و خودسازی، وارد شهر مقدس کاظمین شد تا بتواند در سایه اندیشه های بلند آن دیار، به اهداف عالیه اش نایل آید. ایشان شش سال از عمر مبارکش را در این شهر صرف تحصیل و تهذیب نمود و تا سال ۱۳۱۲ ق. در کاظمین ماند. او در همان شهر با خانواده شریف عالم بزرگوار سید موسی جزایری وصلت نمود.

در سی سالگی به زادگاهش نجف اشرف بازگشت و در درس سرآمدترین استوانه های علمی و عملی عصر خویش حاضر شد و مدت ۱۴ سال در این دانشگاه بزرگ اسلامی ماند و از باغ و بوستان های نجف خوشه های فراوان علم و معنویت چید.

شیخ محمدجواد بلاغی که سال های متمادی را در پی علم و عمل گذرانده بود، در سال ۱۳۲۶ ق. وارد شهر مقدس سامرا شد و در درس مرجع مجاهد و رهبر انقلابی، میرزا محمدتقی شیرازی شرکت جست و ده سال بر سفره علمی این مجتهد سترگ و بیدار مهمان بود و با استفاده از جنبه های روحی و معنوی آن بزرگوار، خویشتن را تقویت کرد. این دانشمند وارسته آن چنان شیفته دانش و یادگرفتن بود که تا ۴۵ سالگی در درس میرزای شیرازی شرکت نمود.

اندیشمندان و فرزانگانی که علامه بلاغی در حضور نورانی آنان نشست و آموخت عبارت اند از:

  1. فقیه بزرگوار شیخ محمدطه نجف (متوفی ۱۳۲۳ ق)
  2. فقیه محقق حاج آقا رضا همدانی (متوفی ۱۳۲۲ ق)
  3. عالم و اصولی مدقق شیخ محمدکاظم خراسانی (متوفی ۱۳۲۹ ق)
  4. علامه فقیه سید حسن صدرالدین کاظمی (متوفی ۱۳۵۴ ق)
  5. فقیه بزرگ شیخ محمدحسین مامقانی (متوفی ۱۳۲۳ ق)
  6. علامه محدث میرزا حسین نوری (متوفی ۱۳۲۰ ق)
  7. فقیه عالی مقام سید محمدحسن هاشم هندی غروی (متوفی ۱۳۲۳ ق)
  8. مرجع مجاهد میرزا محمدتقی شیرازی (متوفی ۱۳۳۸ ق)[۱]

شاگردان

برخی از پروردگان آن فقیه آینده ساز عبارتند از:

  1. آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی (متوفی ۱۴۱۱ ق)
  2. آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی (متوفی ۱۴۱۴ ق)
  3. آیت الله العظمی سید هادی میلانی (متوفی ۱۳۹۵ ق)
  4. علامه ادیب میرزا محمدعلی اردوبادی نجفی (متوفی ۱۳۸۰ ق)
  5. علامه سید محمدصادق بحرالعلوم (متوفی ۱۳۹۰ ق)
  6. آیت الله شیخ محمدرضا آل فرج الله نجفی (متوفی ۱۳۸۶ ق)
  7. آیت الله شیخ محمد مهدوی لاهیجی (متوفی ۱۴۰۳ ق)
  8. آیت الله شیخ نجم الدین جعفر عسکری تهرانی (متوفی ۱۳۹۵ ق)
  9. شیخ ذبیح الله محلاتی (متوفی ۱۴۰۵ ق)
  10. آیت الله شیخ محمدرضا طبسی نجفی (متوفی ۱۴۰۵ ق)
  11. میرزا محمدعلی مدرس خیابانی
  12. استاد ادیب علی خاقانی
  13. آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (متوفی ۱۳۹۵ ق)
  14. شیخ مهدی بن داوود الحجار (متوفی ۱۳۵۸ ق)
  15. علامه محقق شیخ مجتبی لنکرانی نجفی
  16. آیت الله سید صدرالدین جزایری (متوفی ۱۳۸۸ ق)
  17. شیخ ابراهیم بن شیخ مهدی قریشی
  18. شیخ مرتضی مظاهری نجفی
  19. آیت الله سید مرتضی لنگرودی (متوفی ۱۳۸۳ ق)
  20. علامه میرزا محمدعلی ادبی تهرانی

آثار و تألیفات

آثار او در زمینه های فقه، تفسیر، تاریخ، اصول فقه، عقاید و رد یهود و نصارا و مادیون و بابیت و بهائیت تدوین یافته است. نشانه های ماندگار ایشان عبارت است از:

  1. تفسیر «آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن»
  2. رساله ای در پاسخ به پرسش هایی که از جبل عامل لبنان برای ایشان فرستاده و در آن شبهاتی درباره قرآن نموده بودند.
  3. الرحمه المدرسیه یا المدرسه السیاره
  4. الهدی الی دین المصطفی
  5. التوحید و التثلیت
  6. اعاجیب الاکاذیب
  7. انوار الهدی
  8. البلاغ المبین
  9. نصایح الهدی
  10. المسیح و الانجیل
  11. نسمات الهدی
  12. المصابیح فی بعض من ابدع فی الدین فی القرن الثالث عشر
  13. مصباح الهدی
  14. مسئله فی البداء
  15. نورالهدی
  16. اجوبة المسائل البغدادیه
  17. داعی الاسلام و داعی النصرانیه
  18. مجموعه از تعلیقه، حاشیه و رساله های فقهی، در این میان رساله ای در احکام وضو به چشم می خورد که علامه خود آن را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است.
  19. رساله ای درباره اوامر و نواهی در علم اصول
  20. رساله ای در نفی تزویج ام کلثوم با عمر بن خطاب
  21. رساله ای درباره عدم اعتبار تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام
  22. رد بر کتاب «تعلیم العلماء» نوشته غلام احمد قادیانی
  23. رد بر کتاب «حیاة المسیح» نوشته غلام احمد قادیانی
  24. رد بر کتاب «ینابیع الکلام»
  25. رساله ای در رد جرجیس سائل و هاشم عربی (این چهار رساله در رد شبهه های مخالفان اسلام به ویژه مبلغان مسیحی نوشته است).
  26. رساله ای در رد حسیون (رد بر فرقه قادیانیه است).
  27. داروین و اصحابه.[۲]

ویژگی‌های علامه بلاغی

علامه بلاغی علاوه بر زبان عربی، زبان های عبری، انگلیسی و فارسی[۳] را خوب می دانست و به آن ها تسلط داشت و فراگیری آن ها به شخصیت علمی ایشان برجستگی ویژه ای بخشیده بود. آموختن زبان های خارجی با امکانات محدود آن روز، کاری بسیار مشکل بوده است.

درباره چگونگی آموختن زبان عبری چنین نگاشته اند: «زبان عبری را از یهود دوره گرد آموخته است. در آن روزگار گروهی یهودی در شهرهای عراق بودند که مقداری جنس، پارچه و امثال آن، بر دوش داشتند و در کوچه و بازار می گشتند و می فروختند. بلاغی از این فرصت استفاده می کرد و درباره مفردات و جمله بندی زبان عبری از آنان چیزهایی می پرسید. گاه مجبور می شد همه اجناس یک یهودی دوره گرد را بخرد تا از او درباره یک واژه یا ترکیب سخنی بشنود. چون یهودیان در آموختن لغت خود به دیگران بسیار بخل می ورزیدند. بلاغی گاه شیرینی و شکلات می خرید تا اگر بچه ای یهودی ببیند به او بدهد و چیزی از او بپرسد».[۴]

حیات علامه بلاغی ترکیبی از دو عنصر عقیده و جهاد بود و حرکتش بر مبنای این دو عنصر هیچ گاه گوشه نشینی را نگزید و آرام نگرفت و پیوسته حریت آمیخته با حیات را بر سر و روی جامعه اسلامی می پاشید و خواب های گران را برمی آشفت. گویند: «برخی از بهائیان جاسوس استعمار در محله ای در بغداد، مکانی را به نام حظیره برای اجتماع خود بنا نهادند. بلاغی با شنیدن این خبر دیگر آرام نگرفت و استراحت را بر خود روا نداشت تا با مراجعه به دادگاه و قانون آنان را به ترک آن محل واداشت و پس از مدتی آن جا را به مسجدی تبدیل کرد و در آن نماز و شعایر حسینی اقامه می شد».[۵]

این روحانی آگاه، مرز و بوم را هماره نگهبان بود و برای بیدارساختن جامعه دل می سوزاند و تمام هستی خود را فدای خدمت به حق و خلق کرد. وی برای چاپ کتاب «الهدی» (در رسواسازی خدعه ها و توطئه های مبلغان مسیحی) پولی نداشت. به ناچار هر چه در خانه داشت به قیمت ارزان فروخت و کتاب را به چاپخانه فرستاد تا خداوند اندک اندک اثاثیه خانه و زندگانی وی را فراهم ساخت.[۶]

آری او گمنام زیست و بی هیاهو، ولی نامش در گمنامی اوست و هنرش در اخلاص والایش ... شکوه گمنامی و حماسه اخلاص او در شعار معروفش تجلی کرده که می فرمود: «انی لا اقصد الا الدفاع من الحق لافرق عندی بین أن یکون باسمی او اسم غیری»[۷]؛ من جز دفاع از حق انگیزه ای نداشتم. بنابراین هیچ فرقی نیست که کتاب به نام من یا نام دیگری منتشر شود.

درباره ساده زیستی اش گویند: «اتاقی کوچک داشت و محقر. در آن جز بوریایی و روفرشی ای که بر آن می نشست هیچ چیز نبود. در زمستان وسایل گرم کردن و در تابستان وسایل سرد کردن نداشت؛ با این که مزاجی ضعیف داشت و بیمار بود، هیچ گاه از این اتاق بیرون نمی رفت مگر برای نیازهای ضروری».[۸]

وفات

سرانجام این فقیه و ادیب فرزانه و مجاهد زاهد، که عمری در وادی رضای حق قدم و قلم زد، شب دوشنبه بیست و دوم شعبان ۱۳۵۲ ق[۹] ندای حضرت دوست را لبیک گفت. پس از تجلیل و تشییع، پیکر پاکش را در حجره جنوبی سوم در سمت غربی صحن مبارک حضرت امام علی علیه السلام در کنار آرامگاه سيد جواد عاملی (مؤلف کتاب مفتاح الکرامه) به خاک سپردند.

پانویس

  1. الکنی والالقاب، شیخ عباس قمی، ج۲، ص۹۴؛ اعیان الشیعه، محسن امین عاملی، ج۴، ص۲۵۶.
  2. ر.ک: به کتاب های اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۲۵۶؛ الکنی والالقاب، ج ۲، ص ۹۴؛ مجله نور علم، ش ۴۱؛ مجله مشکوه، شماره اول، پاییز ۱۳۶۱.
  3. طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، ص ۳۲۵.
  4. بیدارگران اقالیم قبله، محمدرضا حکیمی، ص ۲۰۹.
  5. ماضی النجف و حاضرها، جعفر آل محبوبه، ج۲، ص۶۲.
  6. تاریخ روابط اجتماعی ایران و عراق، مرتضی مدرسی، ص ۳۲۹.
  7. نقباءالبشر، آقا بزرگ تهرانی، ج ۱، ص ۳۲۴.
  8. بیدارگران اقالیم قبله، ص ۲۱۲ و ۲۱۳.
  9. اعلام الشیعه، قرن چهاردهم، ص ۳۲۴.

منابع

  • مجموعه گلشن ابرار، جلد۲، زندگی نامه "علامه بلاغی" از علی علیزاده.
  • امیررضا اشرفی، گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله»، فصلنامه معرفت، شماره ۴۸، در دسترس در دانشگاه مجازی المصطفی، بازیابی: ۲۰ فروردین ۱۳۹۳.