قاسم بن حسن بن علی بن یقطین: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اضافه کردن رده)
جز (مهدی موسوی صفحهٔ قاسم بن حسن بن علي بن يقطين را به قاسم بن حسن بن علی بن یقطین منتقل کرد)
 
(۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{بخشی از یک کتاب}}
 
{{بخشی از یک کتاب}}
 +
قاسم بن حسن نوه [[علی بن یقطین]]، از عالمان، [[محدث|محدثان]] و راویان [[شیعه|شیعه]] در شهر [[قم]] در قرن دوم و سوم هجری بوده است. وی از شاگردان [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] و [[امام هادی علیه السلام|امام هادی]] علیهم‌السلام به شمار می رود.
 +
راویان بزرگی چون [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری|احمد بن محمد بن عیسی]] و [[احمد بن محمد بن خالد برقى|احمد بن محمد بن خالد برقی]] نیز به کسب علم نزد او و روایت از او پرداختند.
  
 +
==خاندان یقطینی==
  
 +
در سده دوم و سوم هجری آل یقطین خاندانی علمی، سیاسی و [[شیعه]] مذهب بود و شخصیت‌های بزرگ و تأثیرگذاری را به [[تاریخ اسلام|تاریخ اسلام]] عرفی کرد. سر سلسله این خاندان، ابوالحسن یقطین بن موسی متوفی ۱۸۵ ق. است که اهل [[کوفه]] و ساکن آنجا بود. همچنین یقطین، از هواخواهان و داعیان برجسته [[حکومت بنی عباس|بنی‌عباس]] و از مخالفان [[بنی امیه|بنی‌امیه]] به حساب می‌‌‌آمد و به همین دلیل، مروان حمار، او را تحت تعقیب قرار داد و یقطین به همراه خانواده‌اش به [[مدینه]] گریخت و دور از چشم حکومت، به زندگی پرداخت.<ref> فهرست، شیخ طوسی، تحقیق جواد قیومی، قم، انتشارات نشر الفقاهة، چ اول، ۱۴۱۷ ق، ص ۱۵۴ و ۱۵۵.</ref>
  
 +
یقطین پس از روی کار آمدن [[عباسیان]] به [[بغداد]] رفت و در آنجا مقیم شد. او که فردی هوشمند و دارای درایت سیاسی و قدرت جنگاوری بالایی بود، نزد [[ابوالعباس سفاح]] و [[منصور (خلیفه عباسی)|ابوجعفر منصور]]؛ خلفای عباسی، پایگاهی بلند یافت. [[مهدی (خلیفه عباسی)|مهدی عباسی]] در سال ۱۶۷ ق. یقطین را مأمور بازسازی [[مسجد الحرام|مسجدالحرام]] و [[مسجد النبی (ص)|مسجد النبی]] صلی الله علیه و آله نمود.<ref> رحله، ابن جبیر محمد بن احمد، بیروت، داربیروت، ۱۴۰۴ ق، ص ۶۸؛ تاریخ طبری، محمد بن جریر، بیروت، اعلمی، ج ۶، ص ۳۹۰، چ پنجم، ۱۴۰۹ ق.</ref>
  
منادي ولايت
+
یقطین گرچه در دوره امویان به دستگاه عباسیان پیوست و در زمان دولت بنی‌عباس با آنان همکاری می‌‌‌کرد؛ اما از نظر مذهبی، شیعه و پیرو [[ائمه اطهار|امامان]] علیه‌السلام بود. ممکن است برخی به خاطر این همکاری در مذهب یقطین تردید کرده باشند؛ ولی به دلایلی، تشیع او حتمی ‌‌‌است. در واقع یقطین، [[شیعه]] و معتقد به [[امامت]] بود؛ ولی عقیده خود را مخفی نگه می‌‌‌داشت. به گزارش بیشتر محدثان و مورخان شیعی، او پنهانی، با [[امام صادق]] علیه‌السلام ارتباط داشت و به آن حضرت ارادت می‌‌‌ورزید. وی [[خمس]] و [[زکات|زکاتش]] را نزد امام می‌‌‌فرستاد. درباریان و جاسوسان از این جریان اطلاع یافته و نزد [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور]] و [[مهدی (خلیفه عباسی)|مهدی عباسی]] از او بدگویی کردند؛ ولی به تعبیر [[شیخ طوسی]] خداوند کید آن دو را از وی بازداشت.<ref> فهرست طوسی، همان.</ref>
  
'''اشاره'''
+
بنابراین، این احتمال را باید پذیرفت که با وجود شیعه بودن یقطین، حضور او در دستگاه خلافت، به دلایل خاص سیاسی و ضرورت‌ها و با اشاره و دستور امام صادق علیه‌السلام بوده است. کما این که این رفتار در عملکرد پسرش، [[علی بن یقطین|علی]]، به وضوح قابل بررسی است. خاندان یقطین اعم از پسران و نوادگان، جملگی از یاران و ارادتمندان [[امامان معصوم]] علیهم‌السلام بودند و این مسأله، نشان از عقیده قلبی یقطین دارد که فرزندانش را چنین تربیت کرده است.
  
ابومحمد قاسم بن حسن بن علي بن يقطين بن موسي قمي؛ قاسم از خاندان معروف و مشهوري است كه خدمات شاياني به جهان [[اسلام]]، به خصوص مذهب تشيع انجام داده‌اند. سزاوار است قبل از پرداختن به شخصيت قاسم، خاندان و اجداد او به اجمال معرفي شوند، تا اهميت و نقش آنان در [[تاريخ اسلام]] روشن گردد.
+
یقطین چند پسر به نام‌های علی، عُبید، اسماعیل، ادریس، موسی، یعقوب و خزیمه داشت که همگی از یاران و راویان امامان علیهم‌السلام بودند.<ref> اختیار معرفةالرجال، شیخ طوسی، تصحیح حسن مصطفوی، مشهد، ۱۳۴۸ ش، ص ۴۳۷؛ رجال طوسی، تحقیق جواد قیومی، قم، جامعه مدرسین، چ اول ۱۴۱۵ ق، ص ۳۵۲، ۳۶۶، ۳۶۹ و ۳۸۳.</ref>
  
'''خاندان قاسم'''
+
'''علی بن یقطین:'''
  
در سده دوم و سوم هجري آل يقطين خانداني علمي، سياسي و [[شيعه]] مذهب بود و شخصيت‌هاي بزرگ و تأثيرگذاري را به تاريخ اسلام عرفي كرد. سر سلسله اين خاندان، ابوالحسن يقطين بن موسي متوفي 185 ق. است كه اهل [[كوفه]] و ساكن آنجا بود. همچنين يقطين، از هواخواهان و داعيان برجسته بني‌عباس و از مخالفان بني‌اميه به حساب می‌‌‌آمد و به همين دليل، مروان حمار، او را تحت تعقيب قرار داد و يقطين به همراه خانواده‌اش به [[مدينه]] گريخت و دور از چشم حكومت، به زندگي پرداخت.<ref> فهرست، شيخ طوسي، تحقيق جواد قيومي، قم، انتشارات نشر الفقاهة، چ اول، 1417 ق، ص 154 و 155.</ref>
+
[[علی بن یقطین|علی بن یقطین]] جد قاسم و برجسته‌ترین فرد در میان پسران یقطین است. وی [[فقیه|فقیه]]، متکلم، [[محدث]] و از بزرگان [[شیعه|شیعه]] بود. منابع، او را وابسته به [[قبيله بنى اسد|قبیله بنی‌اسد]] می‌‌‌دانند.<ref> رجال نجاشی، احمد بن علی، تحقیق محمدجواد نایینی، بیروت، دارالاضواء، چ اول ۱۴۰۸ ق، ج ۲، ص ۱۰۸.</ref> بدین ترتیب آل یقطین نباید از نژاد عرب باشند و چون ساکنان کوفه، بیشتر ایرانیان بودند، بعید نیست که این خاندان در اصل [[ایران|ایرانی]] باشند.
  
يقطين پس از روي كار آمدن [[عباسيان]] به [[بغداد]] رفت و در آنجا مقيم شد. او كه فردي هوشمند و داراي درايت سياسي و قدرت جنگاوري بالايي بود، نزد ابوالعباس سفاح و ابوجعفر منصور؛ خلفاي عباسي، پايگاهي بلند يافت. مهدي عباسي در سال 167 ق. يقطين را مأمور بازسازي مسجدالحرام و مسجد النبي صلی الله علیه و آله نمود.<ref> رحله، ابن جبير محمد بن احمد، بيروت، داربيروت، 1404 ق، ص 68؛ تاريخ طبري، محمد بن جرير، بيروت، اعلمي، ج ص 390، چ پنجم، 1409 ق.</ref>
+
علی در سال ۱۲۴ ق. در کوفه، زاده شد و به دلیل فشار [[بنی امیه|بنی‌امیه]] بر این خانواده، وی به همراه مادر و برادرش عبید، به [[مدینه]] مهاجرت کرد و پس از فروپاشی حکومت [[حکومت بنی عباس|بنی‌عباس]]، به همراه اعضای خانواده به [[بغداد]] رفت و در آنجا سکونت گزید.<ref> همان؛ فهرست طوسی، همان.</ref> او در آغاز به شغل داد و ستد ابزار (نوعی ادویه) می‌‌‌پرداخت.<ref> اختیار معرفة الرجال، همان، ص ۴۳۰.</ref> و سپس به دستگاه خلافت [[عباسیان]] وارد شد و از کارگزاران [[مهدی (خلیفه عباسی)|مهدی عباسی]] و از خاصان و نزدیکان خلیفه، [[هارون الرشید|هارون الرشید]] گردید.<ref> تاریخ طبری، همان، ص ۳۹۱؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج ۲، ص ۱۸۴.</ref>
  
يقطين گرچه در دوره امويان به دستگاه عباسيان پيوست و در زمان دولت بني‌عباس با آنان همكاري می‌‌‌كرد؛ اما از نظر مذهبي، شيعه و پيرو امامان علیه‌السلام بود. ممكن است برخي به خاطر اين همكاري در مذهب يقطين ترديد كرده باشند؛ ولي به دلايلي، تشيع او حتمی ‌‌‌است. در واقع يقطين، [[شيعه]] و معتقد به امامت بود؛ ولي عقيده خود را مخفي نگه می‌‌‌داشت. به گزارش بيشتر محدثان و مورخان شيعي، او پنهاني، با [[امام صادق]] علیه‌السلام ارتباط داشت و به آن حضرت ارادت می‌‌‌ورزيد. وي [[خمس]] و [[زکات|زكاتش]] را نزد امام می‌‌‌فرستاد. درباريان و جاسوسان از اين جريان اطلاع يافته و نزد منصور و مهدي عباسي از او بدگويي كردند؛ ولي به تعبير [[شيخ طوسی]] خداوند كيد آن دو را از وي بازداشت.<ref> فهرست طوسي، همان.</ref>
+
در شیعه بودن علی، جای هیچ گونه تردید نیست؛ ولی مذهب او، همانند پدرش از دید عباسیان پنهان بود و در نهان، با [[امام کاظم]] علیه‌السلام ارتباط نزدیک داشت. وی نزد آن حضرت، از اعتبار و جایگاهی بسیار برخوردار بود. علی بن یقطین که ظلم و فساد خلافت عباسی را از نزدیک می‌‌‌دید، از تحمل این وضعیت به تنگ آمده بود. او نمی‌‌‌توانست جور و جفای حکومت را نسبت به مردم، به خصوص نسبت به شیعیان تحمل کند. از این رو تصمیم داشت از دربار، کناره‌گیری نماید؛ اما با توصیه امام کاظم علیه‌السلام و برای خدمت به شیعیان و ستمدیدگان، در دستگاه باقی ماند. مخالفان و دشمنان علی، بارها و بارها از او و از ارتباط وی با امام علیه‌السلام نزد هارون سعایت و بدگویی کردند؛ ولی به خاطر رفتار هوشمندانه او و راهنمایی‌های امام، در نیتشان موفق نشدند و گزندی به او نرسید.<ref> اختیار معرفةالرجال، همان، ص ۴۳۰-۴۳۵؛ معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خویی، قم مرکز نشر آثار شیعه، ۱۳۶۹ ش، ج ۱۲، ص ۲۲۷-۲۴۰.</ref>
  
بنابراين، اين احتمال را بايد پذيرفت كه با وجود شيعه بودن يقطين، حضور او در دستگاه خلافت، به دلايل خاص سياسي و ضرورت‌ها و با اشاره و دستور امام صادق علیه‌السلام بوده است. كما اين كه اين رفتار در عملكرد پسرش، علي، به وضوح قابل بررسي است. خاندان يقطين اعم از پسران و نوادگان، جملگي از ياران و ارادتمندان امامان معصوم علیهم‌السلام بودند و اين مسأله، نشان از عقيده قلبي يقطين دارد كه فرزندانش را چنين تربيت كرده است.
+
در مورد [[ایمان]] و پارسایی علی بن یقطین روایات بسیاری وارد شده است، از جمله آن [[احادیث]]، حدیثی است که در آن امام کاظم علیه‌السلام [[بهشت]] را برای او تضمین کرده است.<ref> همان، ص ۴۳۰.</ref> برای علی بن یقطین سه پسر ذکر شده است. احمد، حسن (پدر قاسم) و حسین.
  
يقطين چند پسر به نام‌هاي علي، عُبيد، اسماعيل، ادريس، موسي، يعقوب و خزيمه داشت كه همگي از ياران و راويان امامان علیهم‌السلام بودند.<ref> اختيار معرفةالرجال، شيخ طوسي، تصحيح حسن مصطفوي، مشهد، 1348 ش، ص 437؛ رجال طوسي، تحقيق جواد قيومي، قم، جامعه مدرسين، چ اول 1415 ق، ص 352، 366، 369 و 383.</ref>
+
'''در مورد پدر قاسم:'''
  
'''علي بن يقطين'''
+
برخی، حسن، پدر قاسم را از وابستگان [[بنی هاشم|بنی‌هاشم]] و یا بنی‌اسد ذکر کرده‌اند.<ref> رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۱۴۸.</ref> در هر صورت وی از عالمان، فقیهان، متکلمان، [[محدث|محدثان]] و راویان موثق و مورد اعتماد شیعه بوده و افتخار شاگردی نزد [[امام کاظم]]، [[امام رضا]] و [[امام جواد]] علیهم‌السلام را داشته و از هر سه بزرگوار روایت کرده است.<ref> رجال طوسی، همان، ص ۳۷۲؛ قاموس الرجال، ج ۳، ص ۳۳۲، محمدتقی تستری، قم، جامعه مدرسین، چ دوم ۱۴۱۱ ق؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، علی نمازی، ج ۳، ص ۱۸، تهران، حیدری، چ اول ۱۴۱۴ ق.</ref>
  
علي بن يقطين جد قاسم و برجسته‌ترين فرد در ميان پسران يقطين است. وي فقيه، متكلم، محدث و از بزرگان شيعه بود. منابع، او را وابسته به قبيله بني‌اسد می‌‌‌دانند.<ref> رجال نجاشي، احمد بن علي، تحقيق محمدجواد ناييني، بيروت، دارالاضواء، چ اول 1408 ق، ج 2، ص 108.</ref> بدين ترتيب آل يقطين نبايد از نژاد عرب باشند و چون ساكنان كوفه، بيشتر ايرانيان بودند، بعيد نيست كه اين خاندان در اصل ايراني باشند.
+
وی همچنین مسائلی را که از امام کاظم علیه‌السلام پرسیده و جواب گرفته و یا در مواقع متعدد از حضرت شنیده در کتابی جمع‌آوری و از خود به یادگار گذاشته است<ref> فهرست طوسی، همان، ص ۹۸.</ref> که نشان‌دهنده اهتمام این فرد به حفظ میراث و فرهنگ امامان و تشیع است. مکتب تشیع از طریق همین آثار و کتاب‌ها که به وسیله دانشمندان شیعه نگاشته شده به نسل‌های بعدی منتقل گردیده است و با همین تلاش‌ها و کوشش‌ها، هر چه پیش می‌‌‌رویم، این مکتب بالنده‌تر و تابنده‌تر می‌‌‌شود.
  
علي در سال 124 ق. در كوفه، زاده شد و به دليل فشار بني‌اميه بر اين خانواده، وي به همراه مادر و برادرش عبيد، به [[مدينه]] مهاجرت كرد و پس از فروپاشي حكومت بني‌عباس، به همراه اعضاي خانواده به [[بغداد]] رفت و در آنجا سكونت گزيد.<ref> همان؛ فهرست طوسي، همان.</ref> او در آغاز به شغل داد و ستد ابزار (نوعي ادويه) می‌‌‌پرداخت.<ref> اختيار معرفة الرجال، همان، ص 430.</ref> و سپس به دستگاه خلافت [[عباسيان]] وارد شد و از كارگزاران مهدي عباسي و از خاصان و نزديكان خليفه، هارون الرشيد گرديد.<ref> تاريخ طبري، همان، ص 391؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج 2، ص 184.</ref>
+
==قاسم بن حسن==
  
در شيعه بودن علي، جاي هيچ گونه ترديد نيست؛ ولي مذهب او، همانند پدرش از ديد عباسيان پنهان بود و در نهان، با [[امام كاظم]] علیه‌السلام ارتباط نزديك داشت. وي نزد آن حضرت، از اعتبار و جايگاهي بسيار برخوردار بود. علي بن يقطين كه ظلم و فساد خلافت عباسي را از نزديك می‌‌‌ديد، از تحمل اين وضعيت به تنگ آمده بود. او نمی‌‌‌توانست جور و جفاي حكومت را نسبت به مردم، به خصوص نسبت به شيعيان تحمل كند. از اين رو تصميم داشت از دربار، كناره‌گيري نمايد؛ اما با توصيه امام كاظم علیه‌السلام و براي خدمت به شيعيان و ستمديدگان، در دستگاه باقي ماند. مخالفان و دشمنان علي، بارها و بارها از او و از ارتباط وي با امام علیه‌السلام نزد هارون سعايت و بدگويي كردند؛ ولي به خاطر رفتار هوشمندانه او و راهنمايي‌هاي امام، در نيتشان موفق نشدند و گزندي به او نرسيد.<ref> اختيار معرفةالرجال، همان، ص 430-435؛ معجم رجال الحديث، سيد ابوالقاسم خويي، قم مركز نشر آثار شيعه، 1369 ش، ج 12، ص 227-240.</ref>
+
قاسم بن حسن بن علی بن یقطین، از عالمان، [[محدث|محدثان]] و راویان [[شیعه|شیعه]] و مطرح در شهر عالم‌خیز و عالم‌پرور [[قم]] در نیمه دوم قرن دوم و نیمه اولِ قرن سوم هجری بوده است. منابع رجالی شیعه او را مانند پدرش، از وابستگان [[قبيله بنى اسد|قبیله بنی‌اسد]] دانسته‌اند که در قم سکونت داشته است.<ref> رجال نجاشی، همان، ج ۲، ص ۱۸۳.</ref>
  
در مورد [[ايمان]] و پارسايي علي بن يقطين روايات بسياري وارد شده است، از جمله آن [[احاديث]]، حديثي است كه در آن امام كاظم علیه‌السلام بهشت را براي او تضمين كرده است.<ref> همان، ص 430.</ref> براي علي بن يقطين سه پسر ذكر شده است. احمد، حسن (پدر قاسم) و حسين.
+
این عالم برجسته شیعه از شاگردان [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] و [[امام هادی علیه السلام|امام هادی]] علیهم‌السلام بوده و از امام رضا علیه‌السلام روایت نقل نموده است.<ref> رجال طوسی، همان، ص ۴۱۲؛ المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، تحقیق سید مهدی رجایی، قم، المجمع العالمی ‌‌‌لاهل البیت علیهم‌السلام، چاپ دوم، ۱۴۱۶ ق، ج ۲، ص ۳۶۰.</ref> وی همچنین با [[امام حسن عسکری]] علیه‌السلام  معاصر بوده و در زمان آن حضرت می‌‌‌زیسته<ref> اختیار معرفة الرجال، همان، ص ۵۱۶.</ref>؛ اما در مورد این که وی با آن بزرگوار و نیز با [[امام جواد علیه السلام|امام جواد]] علیه‌السلام ارتباط داشته یا نه، در منابع چیزی گزارش نشده است.
  
'''پدر'''
+
قاسم به جز امامان مذکور، نزد بزرگانی چون ابن ابی نجران و جعفر بن سلیمان نیز شاگردی کرده و به فراگیری دانش پرداخته است.<ref> خصال، شیخ صدوق، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ص ۲۷۷، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ اول، ۱۴۱۰ ق.</ref> وی پس از این که روح و جانش را با علوم و معارف [[قرآن]] و [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم‌السلام درآمیخت و به کمالات علمی‌‌‌ دست یافت، به پرورش شاگردان پرداخت و دانش خویش را به تشنگان علم و جویندگان فضیلت منتقل نمود و این مسأله، نشان از عظمت علمی ‌‌‌قاسم بن حسن دارد.
  
برخي، حسن، پدر قاسم را از وابستگان بني‌هاشم و يا بني‌اسد ذكر كرده‌اند.<ref> رجال نجاشي، همان، ج 1، ص 148.</ref> در هر صورت وي از عالمان، فقيهان، متكلمان، محدثان و راويان موثق و مورد اعتماد شيعه بوده و افتخار شاگردي نزد [[امام كاظم]]، [[امام رضا]] و [[امام جواد]] علیهم‌السلام را داشته و از هر سه بزرگوار روايت كرده است.<ref> رجال طوسي، همان، ص 372؛ قاموس الرجال، ج 3، ص 332، محمدتقي تستري، قم، جامعه مدرسين، چ دوم 1411 ق؛ مستدركات علم رجال الحديث، علي نمازي، ج 3، ص 18، تهران، حيدري، چ اول 1414 ق.</ref>
+
==آثار قاسم بن حسن==
  
وي همچنين مسائلي را كه از امام كاظم علیه‌السلام پرسيده و جواب گرفته و يا در مواقع متعدد از حضرت شنيده در كتابي جمع‌آوري و از خود به يادگار گذاشته است<ref> فهرست طوسي، همان، ص 98.</ref> كه نشان‌دهنده اهتمام اين فرد به حفظ ميراث و فرهنگ امامان و تشيع است. مكتب تشيع از طريق همين آثار و كتاب‌ها كه به وسيله دانشمندان شيعه نگاشته شده به نسل‌هاي بعدي منتقل گرديده است و با همين تلاش‌ها و كوشش‌ها، هر چه پيش می‌‌‌رويم، اين مكتب بالنده‌تر و تابنده‌تر می‌‌‌شود.
+
وی اهل تألیف و تصنیف بوده؛ اما اثر مستقلی از وی گزارش نشده است. [[حسین بن سعید اهوازی|حسین بن سعید اهوازی]] از فقیهان، محدثان و دانشمندان بزرگوار شیعه که همراه برادرش حسن از کوفه به اهواز و سپس به قم مهاجرت کرده، حدود سی کتاب نگاشته<ref> رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۱۷۳؛ فهرست، شیخ صدوق، همان، ص ۲۲۰؛ فهرست ابن ندیم، ص ۲۷۷؛ اعیان الشیعه، ج ۶، ص ۲۷.</ref> که یکی از آن‌ها به نام التجمل والمروة است که قاسم، مطالبی را بر این کتاب افزوده است.<ref> رجال نجاشی، همان، ج ۲، ص ۱۸۳.</ref>
  
'''قاسم بن حسن'''
+
==قاسم در دیدگاه علمای رجال==
  
قاسم از عالمان، محدثان و راويان شيعه و مطرح در شهر عالم‌خيز و عالم‌پرور [[قم]] در نيمه دوم قرن دوم و نيمه اولِ قرن سوم هجري بوده است. منابع رجالي شيعه او را مانند پدرش، از وابستگان قبيله بني‌اسد دانسته‌اند كه در قم سكونت داشته است.<ref> رجال نجاشي، همان، ج 2، ص 183.</ref>
+
در کتاب‌های [[علم رجال|رجالی]] به جز قاسم بن حسن بن یقطین، شخص دیگری به نام قاسم بن حسن شعرانی یقطینی قمی ‌‌‌نیز وجود دارد. این قاسم، شاگرد علی بن حسکه و هر دو از [[غلات]] بودند و در مورد [[امام هادی]] علیه‌السلام افراط می‌‌‌کردند.<ref> اختیار معرفةالرجال، همان، ص ۵۱۶، ۵۱۸، ص ۲۱ و ۵۵۵.</ref> از این رو، برخی از ارباب رجال، این دو شخصیت را یکی دانسته و قاسم بن یقطین را به غلوّ متهم کرده‌اند.<ref> رجال طوسی، همان، ص ۳۹۰.</ref> [[علامه حلی]]، به نقل از [[ابن غضائری|ابن غضائری]] و او به نقل از عالمان قمی ‌‌‌می‌‌‌گوید: قاسم در مذهب خود افراط می‌‌‌کرد؛ ولی جنبه‌های مثبت او بر افراطش غلبه داشت. علامه حلی با استناد به این گفته، معتقد است که نظر عالمان قم ثابت می‌‌‌کند که غلوّ چندانی نداشته، بلکه از این عقیده بازگشته است.<ref> خلاصةالاقوال فی معرفة الرجال، علامه حلی، تحقیق: جواد قیومی، قم، مؤسسه نشرالفقاهة، چ اول ۱۴۱۷ ق، ص ۳۸۹.</ref>  
  
'''فراگيري علم'''
+
در مقابل، عده‌ای همچون [[محمدتقی شوشتری|علامه تستری]] در [[قاموس الرجال شوشتری (کتاب)|قاموس الرجال]] در اتحاد این دو، تردید کرده‌اند؛<ref> قاموس الرجال، همان، ج ۷، ص ۳۵۷.</ref> بنابراین غالی بودن قاسم قطعی نیست. بالاتر آن که [[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] که خود از پیشگامان [[جرح و تعدیل|جرح و تعدیل]] رجال است، به غالی بودن قاسم اشاره نکرده و خودش او را تضعیف نمی‌‌‌کند؛ بلکه ضعف وی را به حسن بن محمد بن ولید استناد می‌‌‌دهد.<ref> رجال نجاشی، همان.</ref> به همین لحاظ [[عبدالله مامقانی|علامه مامقانی]] معتقد است که نجاشی در تضعیف قاسم، توقف کرده است. بنابراین درباره قاسم، نه مدحی وارد شده و نه وثاقتش ثابت شده است. در نتیجه بر پایه قواعد رجالی، باید او را در ردیف محدثان «حسن» به شمار آورد نه ضعیف.<ref> تنقیح المقال، مامقانی، ج ۲، ص ۱۹، ابواب الفاء.</ref>
  
اين عالم شيعه از شاگردان امام رضا و امام هادي علیهم‌السلام بوده و از امام رضا علیه‌السلام روايت نقل نموده است.<ref> رجال طوسي، همان، ص 412؛ المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقي، تحقيق سيد مهدي رجايي، قم، المجمع العالمی ‌‌‌لاهل البيت علیهم‌السلام، چاپ دوم، 1416 ق، ج 2، ص 360.</ref> وي همچنين با [[امام حسن عسكری]] علیه‌السلام  معاصر بوده و در زمان آن حضرت می‌‌‌زيسته<ref> اختيار معرفة الرجال، همان، ص 516.</ref>؛ اما در مورد اين كه وي با آن بزرگوار و نيز با امام جواد علیه‌السلام ارتباط داشته يانه، در منابع چيزي گزارش نشده است.
+
==استادان قاسم بن حسن ==
  
قاسم به جز امامان مذكور، نزد بزرگاني چون ابن ابي نجران و جعفر بن سليمان نيز شاگردي كرده و به فراگيري دانش پرداخته است.<ref> خصال، شيخ صدوق، تحقيق علي‌اكبر غفاري، ص 277، بيروت، مؤسسه اعلمي، چاپ اول، 1410 ق.</ref> وي پس از اين كه روح و جانش را با علوم و معارف [[قرآن]] و اهل بيت علیهم‌السلام درآميخت و به كمالات علمی‌‌‌ دست يافت، به پرورش شاگردان پرداخت و دانش خويش را به تشنگان علم و جويندگان فضيلت منتقل نمود. شاگرداني چون احمد بن محمد بن عيسي اشعري قمی‌‌‌ و احمد بن محمد بن خالد برقي<ref> همان؛ المحاسن، همان.</ref> - كه خود از عالمان بزرگ و رجال نامدار شيعه هستند - به كسب علم نزد او و روايت از او پرداختند و اين مسأله، نشان از عظمت علمی ‌‌‌قاسم بن حسن دارد.
+
'''<I>۱- ابوالفضل عبدالرحمان بن ابی نجران:</I>'''
  
'''آثار'''
+
وی مولی و در اصل از اهالی [[کوفه]] و ساکن [[قم]] و از یاران و راویان [[امام رضا]] علیه‌السلام و [[امام جواد]] علیه‌السلام<ref> رجال نجاشی، همان، ج ۲، ص ۴۵.</ref> بود. او از [[امام باقر]] علیه‌السلام و بزرگانی مانند: [[محمد بن ابی عمیر|محمد بن ابی عمیر]]، [[ابان بن تغلب]]، [[محمد بن سنان]] و [[صفوان بن یحیی|صفوان]] نیز روایت نقل کرده است و شاگردان بسیاری دارد. ابن ابی نجران از عالمان، فقیهان، نویسندگان و محدثان بزرگ شیعه و فردی در غایت وثاقت و اعتماد بود، به گونه‌ای که تمام رجال شناسان [[شیعه]] بر این مطلب اتفاق نظر دارند. عظمت، جلالت و بزرگی او چنان است که صدها (بیش از ۵۵۰) [[حدیث|حدیث]] نقل کرده است.<ref> رجال برقی، احمد بن ابی عبدالله، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۲، ص ۵۷.</ref>
  
وي اهل تأليف و تصنيف بوده؛ اما اثر مستقلي از وي گزارش نشده است. حسين بن سعيد اهوازي از فقيهان، محدثان و دانشمندان بزرگوار شيعه كه همراه برادرش حسن از كوفه به اهواز و سپس به قم مهاجرت كرده، حدود سي كتاب نگاشته<ref> رجال نجاشي، همان، ج 1، ص 173؛ فهرست، [[شيخ صدوق]]، همان، ص 220؛ فهرست ابن نديم، ص 277؛ اعيان الشيعه، ج 6، ص 27.</ref> كه يكي از آن‌ها به نام التجمل والمروة است كه قاسم، مطالبي را بر اين كتاب افزوده است.<ref> رجال نجاشي، همان، ج 2، ص 183.</ref>
+
'''<I>۲- ابومحمد جعفر بن سلیمان قمی:</I>'''
  
'''زواياي ناپيداي شخصيت قاسم'''
+
از زندگی و شرح حال جعفر بن سلیمان اطلاع چندانی در دست نیست؛ اما آنچه مسلم است این که وی از عالمان و فقیهان [[شیعه]] و اهل و ساکن قم و فردی مورد اعتماد بوده است. ابومحمد، کتابی به نام ثواب الاعمال داشته که ظاهراً باقی نمانده است.<ref> معجم رجال الحدیث، همان، ج ۹، ص ۳۰۱ و ج ۲۲، ص ۱۴۱.</ref>
  
با وجود شهرت آل يقطين و پدران قاسم؛ متأسفانه از جزئيات زندگي وي (اعم از تولد، درگذشت، زادگاه و...) اطلاع چنداني در دست نيست و ما نمی‌‌‌دانيم كه شخصيت او چگونه تكامل يافته و چه عامل يا عواملي موجب مهاجرت وي به قم و سكونت در آن شهر شده است. چه بسا قبل از او، پدرش قم را به عنوان وطن خود انتخاب كرده باشد. ولي به طور قطع شهرت علمی‌‌‌ و فضاي مذهبي و سياسي قم، كه شهري شيعه نشين بود، در اين هجرت دخالت مستقيم داشته است، كما اين كه بسياري از شيعيان به خصوص علويان، به خاطر وجود همين جو گرايش به تشيع در سراسر ايران به خصوص در شهرهاي قم، كاشان، تفرش و ري، رو به اين سامان می‌‌‌آوردند.
+
==شاگردان ==
  
'''از منظر رجال ‌شناسان'''
+
'''<I>۱- احمد اشعری:</I>'''
  
در كتاب‌هاي رجالي به جز قاسم بن حسن بن يقطين، شخص ديگري به نام قاسم بن حسن شعراني يقطيني قمی ‌‌‌نيز وجود دارد. اين قاسم، شاگرد علي بن حسكه و هر دو از غلات بودند و در مورد [[امام هادی]] علیه‌السلام افراط می‌‌‌كردند.<ref> اختيار معرفةالرجال، همان، ص 516، 518، ص 21 و 555.</ref> از اين رو، برخي از ارباب رجال، اين دو شخصيت را يكي دانسته و قاسم بن يقطين را به غلوّ متهم كرده‌اند.<ref> رجال طوسي، همان، ص 390.</ref> [[علامه حلی]]، به نقل از ابن غضائري و او به نقل از عالمان قمی ‌‌‌می‌‌‌گويد: قاسم در مذهب خود افراط می‌‌‌كرد؛ ولي جنبه‌هاي مثبت او بر افراطش غلبه داشت.
+
[[احمد بن محمد بن عیسی اشعری|احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی]] ‌‌‌از خاندان معروف و مشهور اشعری‌ها، از اهالی [[قم]] و از یاران و راویان [[امام رضا]]، [[امام جواد]] و [[امام هادی]] علیهم‌السلام بوده<ref> رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۳۰۲.</ref> و با [[امام حسن عسکری]] علیه‌السلام مکاتبه داشته است.<ref> رجال طوسی، همان، ص ۳۶۶، ۳۹۷ و ۴۰۹؛ جامع الرواة، محمد بن علی اردبیلی، ج ۱، ص ۶۹، تهران، انتشارات جهان، بی‌تا.</ref> به شهادت همه عالمان رجال، وی فردی جلیل القدر از محدثان موثق، سرآمد و پیشوای عالمان و فقیهان قم و رئیس دینی - مذهبی این شهر بود<ref> اختیار معرفةالرجال، همان، ص ۴۳۵.</ref> که حتی حاکم قم هم او را پاس می‌‌‌داشت و در مسایلی که مربوط به امور ملکی اهل قم می‌‌‌شد به او رجوع می‌‌‌کرد.<ref> رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۲۱۶؛ فهرست طوسی، همان، ص ۶۸.</ref> [[ابن حجرعسقلانی|ابن حجر]] از عالمان معروف [[اهل سنت]]، احمد اشعری را بزرگِ شیعیان قم دانسته، می‌‌‌گوید: اشتهار و آوازه او در حدود سال سیصد هجری بوده است.<ref> مفاخر اسلام، علی دوانی، تهران، امیرکبیر، چ دوم، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص ۳۹۸ و ۴۰۴.</ref>
  
علامه با استناد به اين گفته، معتقد است كه نظر عالمان قم ثابت می‌‌‌كند كه غلوّ چنداني نداشته، بلكه از اين عقيده بازگشته است.<ref> خلاصةالاقوال في معرفة الرجال، علامه حلي، تحقيق: جواد قيومي، قم، مؤسسه نشرالفقاهة، چ اول 1417 ق، ص 389.</ref> در مقابل، عده‌اي همچون علامه تستري در قاموس الرجال در اتحاد اين دو، ترديد كرده‌اند؛<ref> قاموس الرجال، همان، ج 7، ص 357.</ref> بنابراين غالي بودن قاسم قطعي نيست. بالاتر آن كه نجاشي كه خود از پيشگامان جرح و تعديل رجال است، به غالي بودن قاسم اشاره نكرده و خودش او را تضعيف نمی‌‌‌كند؛ بلكه ضعف وي را به حسن بن محمد بن وليد استناد می‌‌‌دهد.<ref> رجال نجاشي، همان.</ref> به همين لحاظ علامه مامقاني معتقد است كه نجاشي در تضعيف قاسم، توقف كرده است. بنابراين درباره قاسم، نه مدحي وارد شده و نه وثاقتش ثابت شده است. در نتيجه بر پايه قواعد رجالي، بايد او را در رديف محدثان «حسن» به شمار آورد نه ضعيف.<ref> تنقيح المقال، مامقاني، ج 2، ص 19، ابواب الفاء.</ref>
+
'''<I>۲- احمد برقی:</I>'''
  
'''استادان'''
+
[[احمد بن محمد بن خالد برقى|احمد بن محمد بن خالد برقی]]، دانشمند، فقیه عالی‌قدر و محدث نامی ‌‌‌شیعه در نیمه دوم سده سوم هجری و از مشایخ بزرگ روایی شیعه است. برقی از اصحاب [[امام جواد]] و [[امام هادی]] علیهماالسلام<ref> رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۲۰۴.</ref> و از سران محدثان و عالمان [[شیعه]] بود. عالمان [[علم رجال|رجال]] به وثاقت او گواهی داده‌اند؛ اما اعتماد او بر [[حدیث مرسل|روایات مرسل]] و روایت از افراد ضعیف، از اعتبار احادیث وی کاسته است.<ref> رجال برقی، همان، ص ۵۷ و ۵۹.</ref> به هر جهت وی از عالمان و محدثان پژوهشگرِ شیعه است و کتاب عظیم و پرحجم [[المحاسن (کتاب)|محاسن]] که شامل [[فقه]] و [[احکام]] شرعی، اختلاف حدیث، جغرافیا، انساب و اخبار امت هاست، نمایانگر عظمت و بزرگی احمد برقی است. برقی در سال ۲۸۰ ق. و به روایتی در ۲۷۴ ق. درگذشت.<ref> فهرست طوسی، همان، ص ۶۲.</ref>
  
'''<I>1- ابوالفضل عبدالرحمان بن ابي نجران عمرو بن مسلم تميمي:</I>'''
+
'''<I>۳- حسن بن علی:</I>'''
  
وي مولي و در اصل از اهالي [[كوفه]] و ساكن [[قم]] و از ياران و راويان [[امام رضا]] علیه‌السلام و [[امام جواد]] علیه‌السلام<ref> رجال نجاشي، همان، ج ص 45.</ref> بود. او از [[امام باقر]] علیه‌السلام و بزرگاني مانند: محمد بن ابي عمير، ابان بن تغلب، محمد بن سنان و صفوان نيز روايت نقل كرده است و شاگردان بسياري دارد.
+
یکی دیگر از شاگردان قاسم، فردی است به نام حسن بن علی<ref> رجال نجاشی، همان.</ref>؛ اما [[کنیه|کنیه]] و القاب او در منابع ذکر نشده است. البته با توجه به این که این شخص، با این عنوان، در [[سند حدیث|سند]] بیش از پانصد روایت قرار گرفته و استادان و شاگردان بسیاری دارد<ref> الاستبصار، شیخ طوسی، ج ۲، ص ۴۳، تحقیق: سید حسن موسوی خراسانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۹۰ ق.</ref> پس به طور قطع از عالمان معروف و بزرگ است. چه بسا ممکن است او همان حسن بن علی الوشا باشد؛ چراکه احمد بن محمد بن عیسی اشعری که از راویان قاسم بن حسن است، از این فرد هم روایت کرده است.<ref> معجم رجال الحدیث، همان، ج ۵، ص ۷.</ref>
  
ابن ابي نجران از عالمان، فقيهان، نويسندگان و محدثان بزرگ شيعه و فردي در غايت وثاقت و اعتماد بود، به گونه‌اي كه تمام رجال شناسان [[شيعه]] بر اين مطلب اتفاق نظر دارند. عظمت، جلالت و بزرگي او چنان است كه صدها (بيش از 550) حديث نقل كرده است. همچنين شاگردان و راويان بسياري از قبيل احمد بن محمد بن عيسي اشعري، احمد برقي، حسين بن سعيد اهوازي و داود فهدي نزد او دانش آموخته‌اند.<ref> رجال برقي، احمد بن ابي عبدالله، انتشارات دانشگاه تهران، 1342، ص 57.</ref>
+
==روایتی از قاسم یقطینی==
  
'''<I>2- ابومحمد جعفر بن سليمان قمي:</I>'''
+
قاسم بن حسن بن علی بن یقطین روایت‌هایی از [[ائمه اطهار|امامان معصوم]] علیهم‌السلام نقل نموده که یکی از آن‌ها روایتی است درخور توجه جامعه امروز [[تشیع]]. در این حدیث یکی از مسایل مهم و حساس که ممکن است برای گروه‌هایی به خصوص جوانان دغدغه خاطر باشد، مطرح گردیده و آن مسأله [[ولایت]] اهل بیت علیهم‌السلام است. امام علیه‌السلام در این حدیث ولایت را در کنار چهار رکن دیگر قرار داده و پس از مقایسه، اهمیت و ارجحیت آن را به روشنی بیان می‌‌‌کند.
  
از زندگي و شرح حال جعفر بن سليمان اطلاع چنداني در دست نيست؛ اما آنچه مسلم است اين كه وي از عالمان و فقيهان [[شيعه]] و اهل و ساكن قم و فردي مورد اعتماد بوده است. ابومحمد، كتابي به نام ثواب الاعمال داشته كه ظاهراً باقي نمانده است.<ref> معجم رجال الحديث، همان، ج 9، ص 301 و ج 22، ص 141.</ref>
+
قاسم با دو واسطه از [[امام باقر]] علیه‌السلام نقل می‌‌‌کند که امام فرمود: [[اسلام]] بر پنج ستون استوار است؛ [[نماز]]، [[زکات]]، [[حج]]، [[روزه]] و اعتقاد به [[ولایت]] ما اهل بیت علیهم‌السلام. اما از این پنج رکن، در چهارتای اول استثنا و رخصت وجود دارد. اگر کسی مالی نداشت، زکات بر او [[واجب]] نمی‌‌‌شود. اگر کسی مال و مکنت در اختیار نداشت، حج بر او واجب نیست. اگر شخصی مریض باشد، شرع مقدس به او اجازه داده است که نشسته نماز بخواند و روزه نگیرد. اما خداوند در مورد ولایت، هیچ گونه رخصتی نداده است. چه فرد سالم باشد، چه مریض و چه فقیر باشد و چه غنی، بر همگان واجب و لازم است که به ولایت خاندان [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلی الله علیه و آله عقیده داشته و پیرو آنان باشند.<ref> همان، ص ۳۴.</ref>
  
'''شاگردان'''
+
==پانویس==
 
 
'''<I>1- احمد اشعري:</I>'''
 
 
 
ابوجعفر احمد بن محمد بن عيسي اشعري قمی ‌‌‌از خاندان معروف و مشهور اشعري‌ها، از اهالي [[قم]] و از ياران و راويان [[امام رضا]]، [[امام جواد]] و [[امام هادی]] علیهم‌السلام بوده<ref> رجال نجاشي، همان، ج 1، ص 302.</ref> و با [[امام حسن عسكری]] علیه‌السلام مكاتبه داشته است.<ref> رجال طوسي، همان، ص 366، 397 و 409؛ جامع الرواة، محمد بن علي اردبيلي، ج 1، ص 69، تهران، انتشارات جهان، بي‌تا.</ref> به شهادت همه عالمان رجال، ابوجعفر فردي جليل القدر از محدثان موثق، سرآمد و پيشواي عالمان و فقيهان قم و رئيس ديني - مذهبي اين شهر بود<ref> اختيار معرفةالرجال، همان، ص 435.</ref> كه حتي حاكم [[قم]] هم او را پاس می‌‌‌داشت و در مسايلي كه مربوط به امور ملكي اهل قم می‌‌‌شد به او رجوع می‌‌‌كرد.<ref> رجال نجاشي، همان، ج 1، ص 216؛ فهرست طوسي، همان، ص 68.</ref> ابن حجر از عالمان معروف اهل سنت، احمد اشعري را بزرگِ شيعيان قم دانسته، می‌‌‌گويد: اشتهار و آوازه او در حدود سال سيصد هجري بوده است.<ref> مفاخر اسلام، علي دواني، تهران، اميركبير، چ دوم، 1363 ش، ج 1، ص 398 و 404.</ref>
 
 
 
احمد استادان و شاگردان بسياري داشته و كتاب‌هاي متعددي تأليف كرده است.
 
 
 
'''<I>2- احمد برقي:</I>'''
 
 
 
ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد برقي، دانشمند، فقيه عالي‌قدر و محدث نامی ‌‌‌شيعه در نيمه دوم سده سوم هجري و از مشايخ بزرگ روايي شيعه است. جدش محمد بن علي كه در قيام زيد شركت داشت، پس از شهادت زيد بن علي علیه‌السلام به دستور يوسف بن عمرو ثقفي دستگير و كشته شد. پدربزرگ احمد؛ يعني خالد كه سن كمی ‌‌‌داشت به همراه پدرش عبدالرحمان به روستاي «برقه» (برقارود) قم فرار كرد و در آنجا ساكن شد.<ref> لسان الميزان، ابن حجر عسقلاني، ج 1، ص 283، بيروت، دارالفكر، چ اول، 1408.</ref>
 
 
 
احمد در اين مكان به دنيا آمد و رشد كرد. برقي از اصحاب [[امام جواد]] و [[امام هادی]] علیهم‌السلام<ref> رجال نجاشي، همان، ج 1، ص 204.</ref> و از سران محدثان و عالمان [[شيعه]] بود. عالمان رجال به وثاقت او گواهي داده‌اند؛ اما اعتماد او بر روايات مرسل و روايت از افراد ضعيف، از اعتبار احاديث وي كاسته است.<ref> رجال برقي، همان، ص 57 و 59.</ref> به هر جهت وي از عالمان و محدثان پژوهشگرِ شيعه است و كتاب عظيم و پرحجم محاسن كه شامل [[فقه]] و احكام شرعي، اختلاف حديث، جغرافيا، انساب و اخبار امت هاست، نمايانگر عظمت و بزرگي احمد برقي است. برقي در سال 280 ق. و به روايتي در 274 ق. درگذشت.<ref> فهرست طوسي، همان، ص 62.</ref>
 
 
 
'''<I>3- حسن بن علي:</I>'''
 
 
 
يكي ديگر از شاگردان قاسم، فردي است به نام حسن بن علي<ref> رجال نجاشي، همان.</ref>؛ اما كنيه و القاب او در منابع ذكر نشده است. البته با توجه به اين كه اين شخص، با اين عنوان، در سند بيش از پانصد روايت قرار گرفته و استادان و شاگردان بسياري دارد.<ref> الاستبصار، شيخ طوسي، ج 2، ص 43، تحقيق: سيد حسن موسوي خراساني، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ سوم، 1390 ق.</ref> پس به طور قطع از عالمان معروف و بزرگ است. چه بسا ممكن است او همان حسن بن علي الوشا باشد؛ چراكه احمد بن محمد بن عيسي اشعري كه از راويان قاسم بن حسن است، از اين فرد هم روايت كرده است.<ref> معجم رجال الحديث، همان، ج 5، ص 7.</ref>
 
 
 
'''روايتي از قاسم'''
 
 
 
قاسم بن حسن بن علي بن يقطين روايت‌هايي از امامان معصوم علیهم‌السلام نقل نموده كه يكي از آن‌ها روايتي است در خور توجه جامعه امروز تشيع. در اين حديث يكي از مسايل مهم و حساس كه ممكن است براي گروه‌هايي به خصوص جوانان دغدغه خاطر باشد، مطرح گرديده و آن مسأله ولايت اهل بيت علیهم‌السلام است. امام علیه‌السلام در اين حديث ولايت را در كنار چهار ركن ديگر قرار داده و پس از مقايسه، اهميت و ارجحيت آن را به روشني بيان می‌‌‌كند.
 
 
 
قاسم با دو واسطه از [[امام باقر]] علیه‌السلام نقل می‌‌‌كند كه امام فرمود: اسلام بر پنج ستون استوار است؛ [[نماز]]، [[زكات]]، [[حج]]، [[روزه]] و اعتقاد به ولايت ما اهل بيت علیهم‌السلام. اما از اين پنج ركن، در چهارتاي اول استثنا و رخصت وجود دارد. اگر كسي مالي نداشت، زكات بر او واجب نمی‌‌‌شود. اگر كسي مال و مكنت در اختيار نداشت، حج بر او واجب نيست. اگر شخصي مريض باشد، شرع مقدس به او اجازه داده است كه نشسته نماز بخواند و روزه نگيرد. اما خداوند در مورد ولايت، هيچ گونه رخصتي نداده است. چه فرد سالم باشد چه مريض و چه فقير باشد، چه غني بر همگان واجب و لازم است كه به ولايت خاندان پيامبر صلی الله علیه و آله عقيده داشته و پيرو آنان باشند.<ref> همان، ص 34.</ref>
 
 
 
==پانویس ==
 
 
<references />
 
<references />
(43). خصال، همان.
+
==منابع==
  
===منبع===
+
* محمد غفوری، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۱۹، صفحه ۴۵-۵۳.
  
محمد غفوري, ستارگان حرم، جلد 19، صفحه 45-53
 
 
[[رده:علمای قرن سوم]]
 
[[رده:علمای قرن سوم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۹، ساعت ۰۷:۱۴

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

قاسم بن حسن نوه علی بن یقطین، از عالمان، محدثان و راویان شیعه در شهر قم در قرن دوم و سوم هجری بوده است. وی از شاگردان امام رضا و امام هادی علیهم‌السلام به شمار می رود. راویان بزرگی چون احمد بن محمد بن عیسی و احمد بن محمد بن خالد برقی نیز به کسب علم نزد او و روایت از او پرداختند.

خاندان یقطینی

در سده دوم و سوم هجری آل یقطین خاندانی علمی، سیاسی و شیعه مذهب بود و شخصیت‌های بزرگ و تأثیرگذاری را به تاریخ اسلام عرفی کرد. سر سلسله این خاندان، ابوالحسن یقطین بن موسی متوفی ۱۸۵ ق. است که اهل کوفه و ساکن آنجا بود. همچنین یقطین، از هواخواهان و داعیان برجسته بنی‌عباس و از مخالفان بنی‌امیه به حساب می‌‌‌آمد و به همین دلیل، مروان حمار، او را تحت تعقیب قرار داد و یقطین به همراه خانواده‌اش به مدینه گریخت و دور از چشم حکومت، به زندگی پرداخت.[۱]

یقطین پس از روی کار آمدن عباسیان به بغداد رفت و در آنجا مقیم شد. او که فردی هوشمند و دارای درایت سیاسی و قدرت جنگاوری بالایی بود، نزد ابوالعباس سفاح و ابوجعفر منصور؛ خلفای عباسی، پایگاهی بلند یافت. مهدی عباسی در سال ۱۶۷ ق. یقطین را مأمور بازسازی مسجدالحرام و مسجد النبی صلی الله علیه و آله نمود.[۲]

یقطین گرچه در دوره امویان به دستگاه عباسیان پیوست و در زمان دولت بنی‌عباس با آنان همکاری می‌‌‌کرد؛ اما از نظر مذهبی، شیعه و پیرو امامان علیه‌السلام بود. ممکن است برخی به خاطر این همکاری در مذهب یقطین تردید کرده باشند؛ ولی به دلایلی، تشیع او حتمی ‌‌‌است. در واقع یقطین، شیعه و معتقد به امامت بود؛ ولی عقیده خود را مخفی نگه می‌‌‌داشت. به گزارش بیشتر محدثان و مورخان شیعی، او پنهانی، با امام صادق علیه‌السلام ارتباط داشت و به آن حضرت ارادت می‌‌‌ورزید. وی خمس و زکاتش را نزد امام می‌‌‌فرستاد. درباریان و جاسوسان از این جریان اطلاع یافته و نزد منصور و مهدی عباسی از او بدگویی کردند؛ ولی به تعبیر شیخ طوسی خداوند کید آن دو را از وی بازداشت.[۳]

بنابراین، این احتمال را باید پذیرفت که با وجود شیعه بودن یقطین، حضور او در دستگاه خلافت، به دلایل خاص سیاسی و ضرورت‌ها و با اشاره و دستور امام صادق علیه‌السلام بوده است. کما این که این رفتار در عملکرد پسرش، علی، به وضوح قابل بررسی است. خاندان یقطین اعم از پسران و نوادگان، جملگی از یاران و ارادتمندان امامان معصوم علیهم‌السلام بودند و این مسأله، نشان از عقیده قلبی یقطین دارد که فرزندانش را چنین تربیت کرده است.

یقطین چند پسر به نام‌های علی، عُبید، اسماعیل، ادریس، موسی، یعقوب و خزیمه داشت که همگی از یاران و راویان امامان علیهم‌السلام بودند.[۴]

علی بن یقطین:

علی بن یقطین جد قاسم و برجسته‌ترین فرد در میان پسران یقطین است. وی فقیه، متکلم، محدث و از بزرگان شیعه بود. منابع، او را وابسته به قبیله بنی‌اسد می‌‌‌دانند.[۵] بدین ترتیب آل یقطین نباید از نژاد عرب باشند و چون ساکنان کوفه، بیشتر ایرانیان بودند، بعید نیست که این خاندان در اصل ایرانی باشند.

علی در سال ۱۲۴ ق. در کوفه، زاده شد و به دلیل فشار بنی‌امیه بر این خانواده، وی به همراه مادر و برادرش عبید، به مدینه مهاجرت کرد و پس از فروپاشی حکومت بنی‌عباس، به همراه اعضای خانواده به بغداد رفت و در آنجا سکونت گزید.[۶] او در آغاز به شغل داد و ستد ابزار (نوعی ادویه) می‌‌‌پرداخت.[۷] و سپس به دستگاه خلافت عباسیان وارد شد و از کارگزاران مهدی عباسی و از خاصان و نزدیکان خلیفه، هارون الرشید گردید.[۸]

در شیعه بودن علی، جای هیچ گونه تردید نیست؛ ولی مذهب او، همانند پدرش از دید عباسیان پنهان بود و در نهان، با امام کاظم علیه‌السلام ارتباط نزدیک داشت. وی نزد آن حضرت، از اعتبار و جایگاهی بسیار برخوردار بود. علی بن یقطین که ظلم و فساد خلافت عباسی را از نزدیک می‌‌‌دید، از تحمل این وضعیت به تنگ آمده بود. او نمی‌‌‌توانست جور و جفای حکومت را نسبت به مردم، به خصوص نسبت به شیعیان تحمل کند. از این رو تصمیم داشت از دربار، کناره‌گیری نماید؛ اما با توصیه امام کاظم علیه‌السلام و برای خدمت به شیعیان و ستمدیدگان، در دستگاه باقی ماند. مخالفان و دشمنان علی، بارها و بارها از او و از ارتباط وی با امام علیه‌السلام نزد هارون سعایت و بدگویی کردند؛ ولی به خاطر رفتار هوشمندانه او و راهنمایی‌های امام، در نیتشان موفق نشدند و گزندی به او نرسید.[۹]

در مورد ایمان و پارسایی علی بن یقطین روایات بسیاری وارد شده است، از جمله آن احادیث، حدیثی است که در آن امام کاظم علیه‌السلام بهشت را برای او تضمین کرده است.[۱۰] برای علی بن یقطین سه پسر ذکر شده است. احمد، حسن (پدر قاسم) و حسین.

در مورد پدر قاسم:

برخی، حسن، پدر قاسم را از وابستگان بنی‌هاشم و یا بنی‌اسد ذکر کرده‌اند.[۱۱] در هر صورت وی از عالمان، فقیهان، متکلمان، محدثان و راویان موثق و مورد اعتماد شیعه بوده و افتخار شاگردی نزد امام کاظم، امام رضا و امام جواد علیهم‌السلام را داشته و از هر سه بزرگوار روایت کرده است.[۱۲]

وی همچنین مسائلی را که از امام کاظم علیه‌السلام پرسیده و جواب گرفته و یا در مواقع متعدد از حضرت شنیده در کتابی جمع‌آوری و از خود به یادگار گذاشته است[۱۳] که نشان‌دهنده اهتمام این فرد به حفظ میراث و فرهنگ امامان و تشیع است. مکتب تشیع از طریق همین آثار و کتاب‌ها که به وسیله دانشمندان شیعه نگاشته شده به نسل‌های بعدی منتقل گردیده است و با همین تلاش‌ها و کوشش‌ها، هر چه پیش می‌‌‌رویم، این مکتب بالنده‌تر و تابنده‌تر می‌‌‌شود.

قاسم بن حسن

قاسم بن حسن بن علی بن یقطین، از عالمان، محدثان و راویان شیعه و مطرح در شهر عالم‌خیز و عالم‌پرور قم در نیمه دوم قرن دوم و نیمه اولِ قرن سوم هجری بوده است. منابع رجالی شیعه او را مانند پدرش، از وابستگان قبیله بنی‌اسد دانسته‌اند که در قم سکونت داشته است.[۱۴]

این عالم برجسته شیعه از شاگردان امام رضا و امام هادی علیهم‌السلام بوده و از امام رضا علیه‌السلام روایت نقل نموده است.[۱۵] وی همچنین با امام حسن عسکری علیه‌السلام معاصر بوده و در زمان آن حضرت می‌‌‌زیسته[۱۶]؛ اما در مورد این که وی با آن بزرگوار و نیز با امام جواد علیه‌السلام ارتباط داشته یا نه، در منابع چیزی گزارش نشده است.

قاسم به جز امامان مذکور، نزد بزرگانی چون ابن ابی نجران و جعفر بن سلیمان نیز شاگردی کرده و به فراگیری دانش پرداخته است.[۱۷] وی پس از این که روح و جانش را با علوم و معارف قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام درآمیخت و به کمالات علمی‌‌‌ دست یافت، به پرورش شاگردان پرداخت و دانش خویش را به تشنگان علم و جویندگان فضیلت منتقل نمود و این مسأله، نشان از عظمت علمی ‌‌‌قاسم بن حسن دارد.

آثار قاسم بن حسن

وی اهل تألیف و تصنیف بوده؛ اما اثر مستقلی از وی گزارش نشده است. حسین بن سعید اهوازی از فقیهان، محدثان و دانشمندان بزرگوار شیعه که همراه برادرش حسن از کوفه به اهواز و سپس به قم مهاجرت کرده، حدود سی کتاب نگاشته[۱۸] که یکی از آن‌ها به نام التجمل والمروة است که قاسم، مطالبی را بر این کتاب افزوده است.[۱۹]

قاسم در دیدگاه علمای رجال

در کتاب‌های رجالی به جز قاسم بن حسن بن یقطین، شخص دیگری به نام قاسم بن حسن شعرانی یقطینی قمی ‌‌‌نیز وجود دارد. این قاسم، شاگرد علی بن حسکه و هر دو از غلات بودند و در مورد امام هادی علیه‌السلام افراط می‌‌‌کردند.[۲۰] از این رو، برخی از ارباب رجال، این دو شخصیت را یکی دانسته و قاسم بن یقطین را به غلوّ متهم کرده‌اند.[۲۱] علامه حلی، به نقل از ابن غضائری و او به نقل از عالمان قمی ‌‌‌می‌‌‌گوید: قاسم در مذهب خود افراط می‌‌‌کرد؛ ولی جنبه‌های مثبت او بر افراطش غلبه داشت. علامه حلی با استناد به این گفته، معتقد است که نظر عالمان قم ثابت می‌‌‌کند که غلوّ چندانی نداشته، بلکه از این عقیده بازگشته است.[۲۲]

در مقابل، عده‌ای همچون علامه تستری در قاموس الرجال در اتحاد این دو، تردید کرده‌اند؛[۲۳] بنابراین غالی بودن قاسم قطعی نیست. بالاتر آن که نجاشی که خود از پیشگامان جرح و تعدیل رجال است، به غالی بودن قاسم اشاره نکرده و خودش او را تضعیف نمی‌‌‌کند؛ بلکه ضعف وی را به حسن بن محمد بن ولید استناد می‌‌‌دهد.[۲۴] به همین لحاظ علامه مامقانی معتقد است که نجاشی در تضعیف قاسم، توقف کرده است. بنابراین درباره قاسم، نه مدحی وارد شده و نه وثاقتش ثابت شده است. در نتیجه بر پایه قواعد رجالی، باید او را در ردیف محدثان «حسن» به شمار آورد نه ضعیف.[۲۵]

استادان قاسم بن حسن

۱- ابوالفضل عبدالرحمان بن ابی نجران:

وی مولی و در اصل از اهالی کوفه و ساکن قم و از یاران و راویان امام رضا علیه‌السلام و امام جواد علیه‌السلام[۲۶] بود. او از امام باقر علیه‌السلام و بزرگانی مانند: محمد بن ابی عمیر، ابان بن تغلب، محمد بن سنان و صفوان نیز روایت نقل کرده است و شاگردان بسیاری دارد. ابن ابی نجران از عالمان، فقیهان، نویسندگان و محدثان بزرگ شیعه و فردی در غایت وثاقت و اعتماد بود، به گونه‌ای که تمام رجال شناسان شیعه بر این مطلب اتفاق نظر دارند. عظمت، جلالت و بزرگی او چنان است که صدها (بیش از ۵۵۰) حدیث نقل کرده است.[۲۷]

۲- ابومحمد جعفر بن سلیمان قمی:

از زندگی و شرح حال جعفر بن سلیمان اطلاع چندانی در دست نیست؛ اما آنچه مسلم است این که وی از عالمان و فقیهان شیعه و اهل و ساکن قم و فردی مورد اعتماد بوده است. ابومحمد، کتابی به نام ثواب الاعمال داشته که ظاهراً باقی نمانده است.[۲۸]

شاگردان

۱- احمد اشعری:

احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی ‌‌‌از خاندان معروف و مشهور اشعری‌ها، از اهالی قم و از یاران و راویان امام رضا، امام جواد و امام هادی علیهم‌السلام بوده[۲۹] و با امام حسن عسکری علیه‌السلام مکاتبه داشته است.[۳۰] به شهادت همه عالمان رجال، وی فردی جلیل القدر از محدثان موثق، سرآمد و پیشوای عالمان و فقیهان قم و رئیس دینی - مذهبی این شهر بود[۳۱] که حتی حاکم قم هم او را پاس می‌‌‌داشت و در مسایلی که مربوط به امور ملکی اهل قم می‌‌‌شد به او رجوع می‌‌‌کرد.[۳۲] ابن حجر از عالمان معروف اهل سنت، احمد اشعری را بزرگِ شیعیان قم دانسته، می‌‌‌گوید: اشتهار و آوازه او در حدود سال سیصد هجری بوده است.[۳۳]

۲- احمد برقی:

احمد بن محمد بن خالد برقی، دانشمند، فقیه عالی‌قدر و محدث نامی ‌‌‌شیعه در نیمه دوم سده سوم هجری و از مشایخ بزرگ روایی شیعه است. برقی از اصحاب امام جواد و امام هادی علیهماالسلام[۳۴] و از سران محدثان و عالمان شیعه بود. عالمان رجال به وثاقت او گواهی داده‌اند؛ اما اعتماد او بر روایات مرسل و روایت از افراد ضعیف، از اعتبار احادیث وی کاسته است.[۳۵] به هر جهت وی از عالمان و محدثان پژوهشگرِ شیعه است و کتاب عظیم و پرحجم محاسن که شامل فقه و احکام شرعی، اختلاف حدیث، جغرافیا، انساب و اخبار امت هاست، نمایانگر عظمت و بزرگی احمد برقی است. برقی در سال ۲۸۰ ق. و به روایتی در ۲۷۴ ق. درگذشت.[۳۶]

۳- حسن بن علی:

یکی دیگر از شاگردان قاسم، فردی است به نام حسن بن علی[۳۷]؛ اما کنیه و القاب او در منابع ذکر نشده است. البته با توجه به این که این شخص، با این عنوان، در سند بیش از پانصد روایت قرار گرفته و استادان و شاگردان بسیاری دارد[۳۸] پس به طور قطع از عالمان معروف و بزرگ است. چه بسا ممکن است او همان حسن بن علی الوشا باشد؛ چراکه احمد بن محمد بن عیسی اشعری که از راویان قاسم بن حسن است، از این فرد هم روایت کرده است.[۳۹]

روایتی از قاسم یقطینی

قاسم بن حسن بن علی بن یقطین روایت‌هایی از امامان معصوم علیهم‌السلام نقل نموده که یکی از آن‌ها روایتی است درخور توجه جامعه امروز تشیع. در این حدیث یکی از مسایل مهم و حساس که ممکن است برای گروه‌هایی به خصوص جوانان دغدغه خاطر باشد، مطرح گردیده و آن مسأله ولایت اهل بیت علیهم‌السلام است. امام علیه‌السلام در این حدیث ولایت را در کنار چهار رکن دیگر قرار داده و پس از مقایسه، اهمیت و ارجحیت آن را به روشنی بیان می‌‌‌کند.

قاسم با دو واسطه از امام باقر علیه‌السلام نقل می‌‌‌کند که امام فرمود: اسلام بر پنج ستون استوار است؛ نماز، زکات، حج، روزه و اعتقاد به ولایت ما اهل بیت علیهم‌السلام. اما از این پنج رکن، در چهارتای اول استثنا و رخصت وجود دارد. اگر کسی مالی نداشت، زکات بر او واجب نمی‌‌‌شود. اگر کسی مال و مکنت در اختیار نداشت، حج بر او واجب نیست. اگر شخصی مریض باشد، شرع مقدس به او اجازه داده است که نشسته نماز بخواند و روزه نگیرد. اما خداوند در مورد ولایت، هیچ گونه رخصتی نداده است. چه فرد سالم باشد، چه مریض و چه فقیر باشد و چه غنی، بر همگان واجب و لازم است که به ولایت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله عقیده داشته و پیرو آنان باشند.[۴۰]

پانویس

  1. فهرست، شیخ طوسی، تحقیق جواد قیومی، قم، انتشارات نشر الفقاهة، چ اول، ۱۴۱۷ ق، ص ۱۵۴ و ۱۵۵.
  2. رحله، ابن جبیر محمد بن احمد، بیروت، داربیروت، ۱۴۰۴ ق، ص ۶۸؛ تاریخ طبری، محمد بن جریر، بیروت، اعلمی، ج ۶، ص ۳۹۰، چ پنجم، ۱۴۰۹ ق.
  3. فهرست طوسی، همان.
  4. اختیار معرفةالرجال، شیخ طوسی، تصحیح حسن مصطفوی، مشهد، ۱۳۴۸ ش، ص ۴۳۷؛ رجال طوسی، تحقیق جواد قیومی، قم، جامعه مدرسین، چ اول ۱۴۱۵ ق، ص ۳۵۲، ۳۶۶، ۳۶۹ و ۳۸۳.
  5. رجال نجاشی، احمد بن علی، تحقیق محمدجواد نایینی، بیروت، دارالاضواء، چ اول ۱۴۰۸ ق، ج ۲، ص ۱۰۸.
  6. همان؛ فهرست طوسی، همان.
  7. اختیار معرفة الرجال، همان، ص ۴۳۰.
  8. تاریخ طبری، همان، ص ۳۹۱؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج ۲، ص ۱۸۴.
  9. اختیار معرفةالرجال، همان، ص ۴۳۰-۴۳۵؛ معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خویی، قم مرکز نشر آثار شیعه، ۱۳۶۹ ش، ج ۱۲، ص ۲۲۷-۲۴۰.
  10. همان، ص ۴۳۰.
  11. رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۱۴۸.
  12. رجال طوسی، همان، ص ۳۷۲؛ قاموس الرجال، ج ۳، ص ۳۳۲، محمدتقی تستری، قم، جامعه مدرسین، چ دوم ۱۴۱۱ ق؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، علی نمازی، ج ۳، ص ۱۸، تهران، حیدری، چ اول ۱۴۱۴ ق.
  13. فهرست طوسی، همان، ص ۹۸.
  14. رجال نجاشی، همان، ج ۲، ص ۱۸۳.
  15. رجال طوسی، همان، ص ۴۱۲؛ المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، تحقیق سید مهدی رجایی، قم، المجمع العالمی ‌‌‌لاهل البیت علیهم‌السلام، چاپ دوم، ۱۴۱۶ ق، ج ۲، ص ۳۶۰.
  16. اختیار معرفة الرجال، همان، ص ۵۱۶.
  17. خصال، شیخ صدوق، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ص ۲۷۷، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ اول، ۱۴۱۰ ق.
  18. رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۱۷۳؛ فهرست، شیخ صدوق، همان، ص ۲۲۰؛ فهرست ابن ندیم، ص ۲۷۷؛ اعیان الشیعه، ج ۶، ص ۲۷.
  19. رجال نجاشی، همان، ج ۲، ص ۱۸۳.
  20. اختیار معرفةالرجال، همان، ص ۵۱۶، ۵۱۸، ص ۲۱ و ۵۵۵.
  21. رجال طوسی، همان، ص ۳۹۰.
  22. خلاصةالاقوال فی معرفة الرجال، علامه حلی، تحقیق: جواد قیومی، قم، مؤسسه نشرالفقاهة، چ اول ۱۴۱۷ ق، ص ۳۸۹.
  23. قاموس الرجال، همان، ج ۷، ص ۳۵۷.
  24. رجال نجاشی، همان.
  25. تنقیح المقال، مامقانی، ج ۲، ص ۱۹، ابواب الفاء.
  26. رجال نجاشی، همان، ج ۲، ص ۴۵.
  27. رجال برقی، احمد بن ابی عبدالله، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۲، ص ۵۷.
  28. معجم رجال الحدیث، همان، ج ۹، ص ۳۰۱ و ج ۲۲، ص ۱۴۱.
  29. رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۳۰۲.
  30. رجال طوسی، همان، ص ۳۶۶، ۳۹۷ و ۴۰۹؛ جامع الرواة، محمد بن علی اردبیلی، ج ۱، ص ۶۹، تهران، انتشارات جهان، بی‌تا.
  31. اختیار معرفةالرجال، همان، ص ۴۳۵.
  32. رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۲۱۶؛ فهرست طوسی، همان، ص ۶۸.
  33. مفاخر اسلام، علی دوانی، تهران، امیرکبیر، چ دوم، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص ۳۹۸ و ۴۰۴.
  34. رجال نجاشی، همان، ج ۱، ص ۲۰۴.
  35. رجال برقی، همان، ص ۵۷ و ۵۹.
  36. فهرست طوسی، همان، ص ۶۲.
  37. رجال نجاشی، همان.
  38. الاستبصار، شیخ طوسی، ج ۲، ص ۴۳، تحقیق: سید حسن موسوی خراسانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۹۰ ق.
  39. معجم رجال الحدیث، همان، ج ۵، ص ۷.
  40. همان، ص ۳۴.

منابع