جامع الأحادیث النبویة (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اضافه کردن رده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{مقاله از یک نشریه}}
 
{{مقاله از یک نشریه}}
'''منبع:''' بخشی از مقاله "نقد و بررسی جامع الاحادیث به همراه پنج رساله دیگر"، علوم حديث / شماره 2، زمستان 1375
 
 
'''نویسنده:''' علی مختاری
 
  
 
==جامع الاحاديث==
 
==جامع الاحاديث==
سطر ۱۶: سطر ۱۳:
 
مصحح كتاب حاضر گويد: اخبارى كه مرحوم مجلسى در [[بحارالأنوار]] آورده و مأخذش را «الإمامة والتبصرة» دانسته ـ و به تبع بحار همين كار در [[مستدرك الوسائل]] [[محدث نورى]] صورت گرفته است ـ به جز هفت روايت، همه از كتاب حاضر يعنى جامع الأحاديث است.{صفحه 34}
 
مصحح كتاب حاضر گويد: اخبارى كه مرحوم مجلسى در [[بحارالأنوار]] آورده و مأخذش را «الإمامة والتبصرة» دانسته ـ و به تبع بحار همين كار در [[مستدرك الوسائل]] [[محدث نورى]] صورت گرفته است ـ به جز هفت روايت، همه از كتاب حاضر يعنى جامع الأحاديث است.{صفحه 34}
  
'''منابع جامع الاحاديث'''
+
==منابع جامع الاحاديث==
  
 
بيشتر روايات اين كتاب در كتاب «جعفريات» از اسماعيل بن موسى بن جعفر عليه السلام هست؛ هم او كه ساكن [[مصر]] بود و احاديثش از راه فرزندش به محمد بن اشعث كوفى ـ كه اهل تسنن و ساكن مصر بود ـ منتقل شد و فرزند اشعث رواياتى از عامه را بدان افزود و به همين جهت، اين كتاب به «اشعثيات» هم شهرت گرفت.<ref> مستدرك الوسائل، خاتمه، چاپ سنگى، ج 3، ص 292.</ref>
 
بيشتر روايات اين كتاب در كتاب «جعفريات» از اسماعيل بن موسى بن جعفر عليه السلام هست؛ هم او كه ساكن [[مصر]] بود و احاديثش از راه فرزندش به محمد بن اشعث كوفى ـ كه اهل تسنن و ساكن مصر بود ـ منتقل شد و فرزند اشعث رواياتى از عامه را بدان افزود و به همين جهت، اين كتاب به «اشعثيات» هم شهرت گرفت.<ref> مستدرك الوسائل، خاتمه، چاپ سنگى، ج 3، ص 292.</ref>
سطر ۲۴: سطر ۲۱:
 
طريق ديگر مؤلف، محمد بن خلف از ابوحمران موسى بن ابراهيم مروزى، از حضرت امام موسى بن جعفر، از پدران بزرگوارش عليهم السلام، از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.<ref> براى توضيح بيشتر درباره توثيق و تضعيف اين طرق، ر.ك: مقدمه مصحح، ص 34ـ 36.</ref>
 
طريق ديگر مؤلف، محمد بن خلف از ابوحمران موسى بن ابراهيم مروزى، از حضرت امام موسى بن جعفر، از پدران بزرگوارش عليهم السلام، از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.<ref> براى توضيح بيشتر درباره توثيق و تضعيف اين طرق، ر.ك: مقدمه مصحح، ص 34ـ 36.</ref>
  
'''نمونه اى از روايات اين كتاب'''
+
==نمونه اى از روايات اين كتاب==
  
 
* خوشبخت ترين مردم به بركت [[اسلام]]، اهل فارس هستند. {صفحه 60}
 
* خوشبخت ترين مردم به بركت [[اسلام]]، اهل فارس هستند. {صفحه 60}
 
 
* كاملترين مؤمنان در [[ايمان]]، خوش اخلاقترين آنان است. {صفحه 60}
 
* كاملترين مؤمنان در [[ايمان]]، خوش اخلاقترين آنان است. {صفحه 60}
 
 
* بزدلى و شكمباركى بد ياورانى بر [[دين]] انسان اند. {صفحه 62}
 
* بزدلى و شكمباركى بد ياورانى بر [[دين]] انسان اند. {صفحه 62}
 
 
* گروهى كه به [[عدل]] و قسط قيام نمى كنند، چه بد قومى هستند. {صفحه 62}
 
* گروهى كه به [[عدل]] و قسط قيام نمى كنند، چه بد قومى هستند. {صفحه 62}
 
 
* به پدرت نيكى كن، اگر چه سفرى به مدت دو سال، لازم آيد. {صفحه 63}
 
* به پدرت نيكى كن، اگر چه سفرى به مدت دو سال، لازم آيد. {صفحه 63}
 
 
* به همديگر هديه دهيد كه كينه را بزدايد و مصافحه كنيد كه حقد را از بين ببرد. {صفحه 66}
 
* به همديگر هديه دهيد كه كينه را بزدايد و مصافحه كنيد كه حقد را از بين ببرد. {صفحه 66}
 
 
* به ملاقات همديگر رويد، مذاكره كنيد، به يكديگر [[حدیث]] بگوييد زيرا كه حديث، مايه جلا و صيقل دل [[مؤمن]] است؛ چرا كه دل ها همانند شمشير آهنى زنگار مى گيرد. {صفحه 68}
 
* به ملاقات همديگر رويد، مذاكره كنيد، به يكديگر [[حدیث]] بگوييد زيرا كه حديث، مايه جلا و صيقل دل [[مؤمن]] است؛ چرا كه دل ها همانند شمشير آهنى زنگار مى گيرد. {صفحه 68}
 
 
* يك حديث كه آن را درايت كنى به از هزار حديث كه روايت كنى. {صفحه 73}
 
* يك حديث كه آن را درايت كنى به از هزار حديث كه روايت كنى. {صفحه 73}
 
 
* [[جبرئيل]] عليه السلام نازل نگشت مگر آن كه مى گفت: «پروردگارت سلامت مى رساند و مى فرمايد: با آفريدگانم مدارا كن!». {صفحه 77}
 
* [[جبرئيل]] عليه السلام نازل نگشت مگر آن كه مى گفت: «پروردگارت سلامت مى رساند و مى فرمايد: با آفريدگانم مدارا كن!». {صفحه 77}
 
 
* بسا فرد غيرفقيهى كه دانشى را حفظ و منتقل مى كند به كسى كه فقيه تر از اوست. {صفحه 80}
 
* بسا فرد غيرفقيهى كه دانشى را حفظ و منتقل مى كند به كسى كه فقيه تر از اوست. {صفحه 80}
 
 
* زينت [[علم]]، [[احسان]] است و زينت حديث، [[صداقت]].
 
* زينت [[علم]]، [[احسان]] است و زينت حديث، [[صداقت]].
 +
* گيسوان نيكو، بخشى از [[كسوت الهى]] است؛ آن را گرامى بداريد. {صفحه 88}
 +
* بدترين روايت، نقل [[دروغ]] است، و بدترين كارها، [[بدعت]] ها و بدترين كورى، [[كورى دل]] و بدترين پشيمانى، ندامت [[قيامت]] و بدترين كسب، درآمد [[ربا]] و بدترين خوراك، [[خوردن مال يتيم]]. {صفحه 90}
  
* گيسوان نيكو، بخشى از [[كسوت الهى]] است؛ آن را گرامى بداريد. {صفحه 88}
+
==پانویس==
 +
<references/>
  
* بدترين روايت، نقل [[دروغ]] است، و بدترين كارها، [[بدعت]] ها و بدترين كورى، [[كورى دل]] و بدترين پشيمانى، ندامت [[قيامت]] و بدترين كسب، درآمد [[ربا]] و بدترين خوراك، [[خوردن مال يتيم]]. {صفحه 90}
+
==منابع==
 +
علی مختاری، بخشی از مقاله "نقد و بررسی جامع الاحادیث به همراه پنج رساله دیگر"، علوم حديث/ شماره 2، زمستان 1375.
  
==پانویس ==
 
<references />
 
 
[[رده:منابع حدیثی]]
 
[[رده:منابع حدیثی]]
 +
{{حدیث}}

نسخهٔ ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۱۳، ساعت ۰۷:۳۶

مقاله‌ی مربوط به این عنوان از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon article.jpg
محتوای فعلی "مقاله‌ یک نشریه" متناسب با این عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


جامع الاحاديث

اين اثر شامل 110 صفحه و حدود 700 حدیث مسند از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است كه بسان الجامع الصغير سيوطى به ترتيب الفباء تنظيم گشته است و مصنف فقط در ابتداى هر باب، سند را ذكر مى كند. گويا مصنف، اين اثر را به درخواست كسى فراهم كرده است زيرا در ابتداى آن مى نويسد:

«خداوند عزتت را مستدام بدارد! از من خواستى بخشى از الفاظ رسول الله صلى الله عليه و آله را كه در جلسه مذاكره از من شنيده بودى، به ترتيب حروف معجم سامان دهم؛ از اين رو به خاطر خدا و رسول، درخواست تو را به انجام رساندم، و براى اين كه به فهم نزديكتر باشد، آن را مختصر كردم و جز اولين سند هر باب، سندهايش را حذف كردم...». {صفحه 58}

بزرگانى چون شيخ آقا بزرگ تهرانى در الذريعه و سيدمحسن امين در اعيان الشيعه، شمار احاديثش را حدود هزار حديث، ذكر كرده اند كه اشتباه است. {مقدمه، صفحه 28} و سبب اين كه علامه مجلسی، مصنف جامع الأحاديث را نشناخته و از آن به عنوان الإمامة والتبصرة، يا «اصل آخر منه (پدر شيخ صدوق) أومن غيره من القدماء» و «أصل آخر مشتمل على أخبار شريفة متينة» ياد كرده و بخشى از احادیث كتاب حاضر را تحت عنوان «الامامة والتبصرة» ذكر كرده است، اين است كه نسخه مرحوم مجلسى از كتاب حاضر ـ كه از آن سخن خواهيم گفت ـ همراه كتاب «الإمامة والتبصرة» در يك مجموعه، (و بدون مشخصات و صفحات آغاز و انجام و نام كتاب) قرار دارد.

به علاوه، آن مرحوم نيز به تعدد اين دو كتاب آگاه بوده است؛ زيرا به هر دو بخش آن مجموعه تصريح مى كند.[۱] به همين سبب، برخى از متأخران از علامه مجلسى، در استناد روايات اين مجموعه به مؤلف الإمامة والتبصرة و يا استناد اين كتاب به پدر مرحوم صدوق، ترديد كرده اند.[۲]

مصحح كتاب حاضر گويد: اخبارى كه مرحوم مجلسى در بحارالأنوار آورده و مأخذش را «الإمامة والتبصرة» دانسته ـ و به تبع بحار همين كار در مستدرك الوسائل محدث نورى صورت گرفته است ـ به جز هفت روايت، همه از كتاب حاضر يعنى جامع الأحاديث است.{صفحه 34}

منابع جامع الاحاديث

بيشتر روايات اين كتاب در كتاب «جعفريات» از اسماعيل بن موسى بن جعفر عليه السلام هست؛ هم او كه ساكن مصر بود و احاديثش از راه فرزندش به محمد بن اشعث كوفى ـ كه اهل تسنن و ساكن مصر بود ـ منتقل شد و فرزند اشعث رواياتى از عامه را بدان افزود و به همين جهت، اين كتاب به «اشعثيات» هم شهرت گرفت.[۳]

همچنين، مصنف به واسطه سهل بن احمد ديباجى و ابوالمفضل محمد بن عبدالله شيبانى و هارون بن موساى تلعكبرى، از محمد بن محمد اشعث، از موسى فرزند اسماعيل بن موسى بن جعفر عليهماالسلام، از پدران بزرگوارش، از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى نمايد.

طريق ديگر مؤلف، محمد بن خلف از ابوحمران موسى بن ابراهيم مروزى، از حضرت امام موسى بن جعفر، از پدران بزرگوارش عليهم السلام، از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.[۴]

نمونه اى از روايات اين كتاب

  • خوشبخت ترين مردم به بركت اسلام، اهل فارس هستند. {صفحه 60}
  • كاملترين مؤمنان در ايمان، خوش اخلاقترين آنان است. {صفحه 60}
  • بزدلى و شكمباركى بد ياورانى بر دين انسان اند. {صفحه 62}
  • گروهى كه به عدل و قسط قيام نمى كنند، چه بد قومى هستند. {صفحه 62}
  • به پدرت نيكى كن، اگر چه سفرى به مدت دو سال، لازم آيد. {صفحه 63}
  • به همديگر هديه دهيد كه كينه را بزدايد و مصافحه كنيد كه حقد را از بين ببرد. {صفحه 66}
  • به ملاقات همديگر رويد، مذاكره كنيد، به يكديگر حدیث بگوييد زيرا كه حديث، مايه جلا و صيقل دل مؤمن است؛ چرا كه دل ها همانند شمشير آهنى زنگار مى گيرد. {صفحه 68}
  • يك حديث كه آن را درايت كنى به از هزار حديث كه روايت كنى. {صفحه 73}
  • جبرئيل عليه السلام نازل نگشت مگر آن كه مى گفت: «پروردگارت سلامت مى رساند و مى فرمايد: با آفريدگانم مدارا كن!». {صفحه 77}
  • بسا فرد غيرفقيهى كه دانشى را حفظ و منتقل مى كند به كسى كه فقيه تر از اوست. {صفحه 80}
  • زينت علم، احسان است و زينت حديث، صداقت.
  • گيسوان نيكو، بخشى از كسوت الهى است؛ آن را گرامى بداريد. {صفحه 88}
  • بدترين روايت، نقل دروغ است، و بدترين كارها، بدعت ها و بدترين كورى، كورى دل و بدترين پشيمانى، ندامت قيامت و بدترين كسب، درآمد ربا و بدترين خوراك، خوردن مال يتيم. {صفحه 90}

پانویس

  1. بحارالانوار، ج 1، ص 7، ص 26 و ج 64، ص 138 و ج 75، ص 461 و ج 84، ص 267.
  2. رياض العلماء، ج 4، ص 5، حاشيه؛ مستدرك الوسائل، خاتمه؛ الذريعة، ج 2، ص 341؛ الإمامة والتبصرة، مقدمه مصححان.
  3. مستدرك الوسائل، خاتمه، چاپ سنگى، ج 3، ص 292.
  4. براى توضيح بيشتر درباره توثيق و تضعيف اين طرق، ر.ك: مقدمه مصحح، ص 34ـ 36.

منابع

علی مختاری، بخشی از مقاله "نقد و بررسی جامع الاحادیث به همراه پنج رساله دیگر"، علوم حديث/ شماره 2، زمستان 1375.