جامع الأحادیث النبویة (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۳: سطر ۳:
 
|عنوان=
 
|عنوان=
  
|تصویر= [[پرونده:جامع الاحادیث النبویه|240px|وسط]]
+
|تصویر= [[پرونده:جامع الاحادیث النبویه.jpg|240px|وسط]]
  
|نویسنده= جعفر بن احمد ابن رازی
+
|نویسنده= جعفر بن احمد قمی
  
|موضوع= احادیث شیعه
+
|موضوع= احادیث نبوی
  
 
|زبان= عربی  
 
|زبان= عربی  
  
|تعداد جلد= 1
+
|تعداد جلد= ۱
  
|عنوان افزوده1=  مصحح
+
|عنوان افزوده1=  تصحیح
  
 
|افزوده1= محمد حسینی نیشابوری
 
|افزوده1= محمد حسینی نیشابوری
سطر ۲۴: سطر ۲۴:
  
 
}}
 
}}
{{مقاله از یک نشریه}}
+
کتاب '''«جامع الأحادیث النبویة»''' اثر [[جعفر بن احمد قمی|جعفر بن احمد قمی رازی]]، محدث‌ و فقیه‌ [[امامیه|امامی]] قرن ۴ قمری است. این کتاب از نخستین تألیفات [[شیعه]]، و مشتمل بر [[حدیث|احادیث]] مختصّ به [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلى الله علیه وآله در موضوعات مختلف اعتقادی، فقهی، اخلاقی و... بوده، که به ترتیب الفبایی به نگارش درآمده است.
  
==جامع الاحاديث==
+
== مؤلف ==
 +
«[[جعفر بن احمد قمی|ابومحمد جعفر بن‌ احمد بن‌ علی‌ قمی‌]]» معروف به «ابن رازی»، محدث‌ و فقیه‌ [[امامیه|امامی]] در قرن ۴ قمری و از مشایخ [[شیخ صدوق]] است. شیخ صدوق در کتاب‌های مختلف خود از او روایت نقل کرده و در همه آن‌ها او را [[فقیه]] توصیف نموده و از خداوند برای او طلب رضایت می‌‌کند.
  
اين اثر شامل 110 صفحه و حدود 700 [[حدیث]] مسند از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است كه بسان الجامع الصغير [[سيوطى]] به ترتيب الفباء تنظيم گشته است و مصنف فقط در ابتداى هر باب، سند را ذكر مى كند. گويا مصنف، اين اثر را به درخواست كسى فراهم كرده است زيرا در ابتداى آن مى نويسد:
+
ابن رازی کتابهای [[حدیث|حدیثی]] بسیاری تألیف کرده، اما بسیاری از آنها از بین رفته است. اثر معروف او با نام «[[جامع الأحادیث النبویة (کتاب)|جامع الأحادیث]]» به همراه پنج کتاب دیگر باقی مانده از او در یک مجموعه به چاپ رسیده است، که آنها عبارتند از: [[الغایات (کتاب)|الغایات]]، [[کتاب العروس (کتاب)|العروس]]، [[المسلسلات (کتاب)|المسلسلات]]، [[نوادر الاثر فی علی خیر البشر (کتاب)|نوادر الاثر فی علی خیرالبشر]] و [[الاعمال المانعة من الجنة (کتاب)|الاعمال المانعة من دخول الجنة]].
  
«خداوند عزتت را مستدام بدارد! از من خواستى بخشى از الفاظ رسول الله صلى الله عليه و آله را كه در جلسه مذاكره از من شنيده بودى، به ترتيب حروف معجم سامان دهم؛ از اين رو به خاطر خدا و رسول، درخواست تو را به انجام رساندم، و براى اين كه به فهم نزديكتر باشد، آن را مختصر كردم و جز اولين سند هر باب، سندهايش را حذف كردم...». {صفحه 58}
+
==معرفی کتاب==
  
بزرگانى چون شيخ [[آقا بزرگ تهرانى]] در [[الذريعه]] و سيدمحسن امين در [[اعيان الشيعه]]، شمار احاديثش را حدود هزار حديث، ذكر كرده اند كه اشتباه است. {مقدمه، صفحه 28} و سبب اين كه [[علامه مجلسی]]، مصنف جامع الأحاديث را نشناخته و از آن به عنوان الإمامة والتبصرة، يا «اصل آخر منه (پدر [[شيخ صدوق]]) أومن غيره من القدماء» و «أصل آخر مشتمل على أخبار شريفة متينة» ياد كرده و بخشى از [[احادیث]] كتاب حاضر را تحت عنوان «[[الامامة والتبصرة]]» ذكر كرده است، اين است كه نسخه مرحوم مجلسى از كتاب حاضر ـ كه از آن سخن خواهيم گفت ـ همراه كتاب «الإمامة والتبصرة» در يك مجموعه، (و بدون مشخصات و صفحات آغاز و انجام و نام كتاب) قرار دارد.  
+
این اثر شامل ۱۱۰ صفحه و حدود ۶۰۰ [[حدیث مسند]] به ترتیب حروف الفباء از [[رسول اکرم]] صلى الله علیه و آله بوده که به‌واسطه از [[ائمه اطهار]] (علیهم‌السلام) نقل شده است. [[جعفر بن احمد قمی]]، فقط در ابتداى هر باب، [[سند حدیث|سند]] را ذکر مى کند؛ امّا در بقیه‌ی [[احادیث]] آن باب به جهت اختصار، همان‌طور که خود در مقدمه‌ی کتاب به آن اشاره کرده است، سند را نیاورده است.  
  
به علاوه، آن مرحوم نيز به تعدد اين دو كتاب آگاه بوده است؛ زيرا به هر دو بخش آن مجموعه تصريح مى كند.<ref> [[بحارالانوار]]، ج 1، ص 7، ص 26 و ج 64، ص 138 و ج 75، ص 461 و ج 84، ص 267.</ref> به همين سبب، برخى از متأخران از علامه مجلسى، در استناد روايات اين مجموعه به مؤلف الإمامة والتبصرة و يا استناد اين كتاب به پدر مرحوم صدوق، ترديد كرده اند.<ref> [[رياض العلماء]]، ج 4، ص 5، حاشيه؛ [[مستدرك الوسائل]]، خاتمه؛ [[الذريعة]]، ج 2، ص 341؛ [[الإمامة والتبصرة]]، مقدمه مصححان.</ref>
+
با توجّه به مقدمه کتاب، روشن می‌شود که مؤلّف، این کتاب را به درخواست شخصی نوشته است، زیرا در ابتداى آن مى نویسد: «خداوند عزتت را مستدام بدارد! از من خواستى بخشى از الفاظ رسول الله صلى الله علیه و آله را که در جلسه مذاکره از من شنیده بودى، به ترتیب حروف معجم سامان دهم؛ از این رو به خاطر خدا و رسول، درخواست تو را به انجام رساندم، و براى این که به فهم نزدیکتر باشد، آن را مختصر کردم و جز اولین سند هر باب، سندهایش را حذف کردم...».
  
مصحح كتاب حاضر گويد: اخبارى كه مرحوم مجلسى در [[بحارالأنوار]] آورده و مأخذش را «الإمامة والتبصرة» دانسته ـ و به تبع بحار همين كار در [[مستدرك الوسائل]] [[محدث نورى]] صورت گرفته است ـ به جز هفت روايت، همه از كتاب حاضر يعنى جامع الأحاديث است.{صفحه 34}
+
تعداد قابل توجّهی از روایات «جامع الأحادیث» در [[کتب اربعه]] به‌خصوص "[[الکافی (کتاب)|الکافی]]" و "[[من لایحضره الفقیه]]"، ذکر شده است و این نشان از اعتبار احادیث این کتاب دارد. همچنین نعمان بن محمد تمیمى (م، ۳۶۳ ق) این احادیث را در "[[دعائم الاسلام (کتاب)|دعائم الاسلام]]" ذکر کرده است؛ و مرحوم [[سید فضل الله راوندى|سید فضل‌الله راوندی]] نیز بسیاری از این احادیث را در "النوادر" خودش نقل کرده است. مصحح کتاب حاضر گوید: اخبارى که مرحوم [[علامه مجلسى]] در [[بحارالأنوار]] آورده و مأخذش را -به اشتباه- «[[الامامة و التبصرة من الحیرة (کتاب)|الإمامة والتبصرة]]» دانسته، به جز هفت روایت، همه از کتاب «جامع الأحادیث» است.  
  
==منابع جامع الاحاديث==
+
احادیث این کتاب منحصر در موضوع خاصّی نیست؛ بلکه در موضوعات مختلفی مانند: اعتقادات، [[فقه]]، [[اخلاق]]، [[طب|طبّ]]، فضایل [[اهل البیت|اهل بیت]]، [[علم]]، [[ازدواج]]، [[قرآن]]، [[دعا]] و... می‌باشد. با بررسی انجام شده حجم احادیث اخلاقی و فقهی آن نسبت به دیگر موضوعات بیش‌تر می‌باشد.
  
بيشتر روايات اين كتاب در كتاب «جعفريات» از اسماعيل بن موسى بن جعفر عليه السلام هست؛ هم او كه ساكن [[مصر]] بود و احاديثش از راه فرزندش به محمد بن اشعث كوفى ـ كه اهل تسنن و ساكن مصر بود ـ منتقل شد و فرزند اشعث رواياتى از عامه را بدان افزود و به همين جهت، اين كتاب به «اشعثيات» هم شهرت گرفت.<ref> مستدرك الوسائل، خاتمه، چاپ سنگى، ج 3، ص 292.</ref>
+
این رساله در مجموعه‌ای با عنوان «جامع الأحادیث» به همراه پنج کتاب دیگر باقی مانده از مؤلف -یعنی [[الغایات (کتاب)|الغایات]]، [[کتاب العروس (کتاب)|العروس]]، [[المسلسلات (کتاب)|المسلسلات]]، [[نوادر الاثر فی علی خیر البشر (کتاب)|نوادر الاثر فی علی خیرالبشر]] و [[الاعمال المانعة من الجنة (کتاب)|الاعمال المانعة من دخول الجنة]]-، به چاپ رسیده است.  
  
همچنين، مصنف به واسطه سهل بن احمد ديباجى و ابوالمفضل محمد بن عبدالله شيبانى و هارون بن موساى تلعكبرى، از محمد بن محمد اشعث، از موسى فرزند اسماعيل بن موسى بن جعفر عليهماالسلام، از پدران بزرگوارش، از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى نمايد.
+
==منابع و اسناد کتاب==
  
طريق ديگر مؤلف، محمد بن خلف از ابوحمران موسى بن ابراهيم مروزى، از حضرت امام موسى بن جعفر، از پدران بزرگوارش عليهم السلام، از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.<ref> براى توضيح بيشتر درباره توثيق و تضعيف اين طرق، ر.ك: مقدمه مصحح، ص 34ـ 36.</ref>
+
بیشتر روایات این کتاب در کتاب «[[الجعفریات (کتاب)|الجعفریات]]» از اسماعیل بن [[امام موسی کاظم علیه السلام|موسى بن جعفر]] علیه السلام است؛ هم او که ساکن [[مصر]] بود و احادیثش از راه فرزندش (موسی بن اسماعیل) به [[محمد بن اشعث کوفی|محمد بن اشعث کوفى]] ـ که ساکن مصر بود ـ منتقل شد و فرزند اشعث روایاتى از [[اهل سنت|عامه]] را بدان افزود و به همین جهت، این کتاب به «اشعثیات» هم شهرت گرفت.<ref> مستدرک الوسائل، خاتمه، چاپ سنگى، ج ۳، ص ۲۹۲.</ref>
  
==نمونه اى از روايات اين كتاب==
+
همچنین مصنف، به واسطه سهل بن احمد دیباجى و محمد بن عبدالله شیبانى و [[هارون بن موسی تلعکبری|هارون بن موسی تلعکبرى]]، از محمد بن محمد اشعث، از موسى فرزند اسماعیل بن موسى بن جعفر علیهماالسلام، از پدران بزرگوارش، از [[رسول اکرم]] صلى الله علیه و آله نقل مى نماید.
  
* خوشبخت ترين مردم به بركت [[اسلام]]، اهل فارس هستند. {صفحه 60}
+
طریق دیگر مؤلف، محمد بن خلف از ابوحمران موسى بن ابراهیم مروزى، از [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسى بن جعفر]]، از پدران بزرگوارش علیهم السلام، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.<ref> براى توضیح بیشتر درباره توثیق و تضعیف این طرق، ر.ک: مقدمه مصحح، ص ۳۴ـ ۳۶.</ref>
* كاملترين مؤمنان در [[ايمان]]، خوش اخلاقترين آنان است. {صفحه 60}
+
 
* بزدلى و شكمباركى بد ياورانى بر [[دين]] انسان اند. {صفحه 62}
+
مؤلّف در این کتاب، از احادیث [[اهل سنت|اهل‌سنت]] نیز استفاده کرده است. طریق [[تحمل حدیث|تحمّل حدیث]] مؤلّف نیز از نوع [[سماع (علم الحدیث)|سماع]] می‌باشد؛ زیرا در اوّل اسناد از لفظ «حدثنا» و «حدثنی» استفاده کرده است.  
* گروهى كه به [[عدل]] و قسط قيام نمى كنند، چه بد قومى هستند. {صفحه 62}
+
 
* به پدرت نيكى كن، اگر چه سفرى به مدت دو سال، لازم آيد. {صفحه 63}
+
==ابواب و روایات کتاب==
* به همديگر هديه دهيد كه كينه را بزدايد و مصافحه كنيد كه حقد را از بين ببرد. {صفحه 66}
+
همان‌طور که قبلاً اشاره شد، این کتاب طبق حروف الفبا نوشته شده است و به تعداد حروف الفبا دارای باب است، البته مؤلف باب مستقلی را نیز به روایاتی اختصاص داده که با حرف نفی «لا» شروع شده‌اند؛ لذا این کتاب دارای ۲۹ باب است. تعداد [[حدیث|احادیث]] هر کدام از حروف الفبا ذکر می‌گردد و برای هر کدام نمونه‌ای آورده می‌شود.
* به ملاقات همديگر رويد، مذاكره كنيد، به يكديگر [[حدیث]] بگوييد زيرا كه حديث، مايه جلا و صيقل دل [[مؤمن]] است؛ چرا كه دل ها همانند شمشير آهنى زنگار مى گيرد. {صفحه 68}
+
 
* يك حديث كه آن را درايت كنى به از هزار حديث كه روايت كنى. {صفحه 73}
+
*ألف: ۲۹ حدیث: «أغدِ عالما أو متعلّما و إیاک أن تکون لاهیا متلذّذا»؛ صبح کن در حالی که یا عالم باشی یا علم‌آموز، و بپرهیز از این‌که عمرت در لذایذ غفلت‌زا و کامجویی‌های زیان‌بخش سپری گردد.
* [[جبرئيل]] عليه السلام نازل نگشت مگر آن كه مى گفت: «پروردگارت سلامت مى رساند و مى فرمايد: با آفريدگانم مدارا كن!». {صفحه 77}
+
*باء: ۲۸ حدیث: «باکِروا بالصدقة فإن البلایا لا تتخطّاها»؛ بامداد خود را با صدقه آغاز کنید؛ زیرا بلا از صدقه نمی‌گذرد.
* بسا فرد غيرفقيهى كه دانشى را حفظ و منتقل مى كند به كسى كه فقيه تر از اوست. {صفحه 80}
+
*تاء: ۳۴ حدیث: «تواضَع، یرفعک الله»؛ تواضع کن تا خداوند مقامت را بالا ببرد.
* زينت [[علم]]، [[احسان]] است و زينت حديث، [[صداقت]].
+
*ثاء: ۱ حدیث: «الثرید برکة»؛ آبگوشت، برکت داده شده است (مبارک است).
* گيسوان نيكو، بخشى از [[كسوت الهى]] است؛ آن را گرامى بداريد. {صفحه 88}
+
*جیم: ۱۲ حدیث: «الجنة دار الأسخیاء»؛ بهشت، منزل سخاوتمندان است.
* بدترين روايت، نقل [[دروغ]] است، و بدترين كارها، [[بدعت]] ها و بدترين كورى، [[كورى دل]] و بدترين پشيمانى، ندامت [[قيامت]] و بدترين كسب، درآمد [[ربا]] و بدترين خوراك، [[خوردن مال يتيم]]. {صفحه 90}
+
*حاء: ۱۶ حدیث: «حرمة الجار علی الجار کحرمة أُمّه»؛ حرمت همسایه بر گردن همسایه مانند حرمت مادر است.
 +
*خاء: ۲۵ حدیث: «خیر النساء من إذا أعطیت شکرت و إذا ابتلیت صبرت»؛ بهترین زنان، زنی است که وقتی به او چیزی دادی سپاس‌گزاری کند و هنگامی که گرفتار شدی صبر کند.
 +
*دال: ۱۷ حدیث: «الدّاعی بلا عمل کالرّامی بلا وَتَر»؛ دعوت‌کننده بی‌عمل، چون تیرانداز بدون کمان است.
 +
*ذال: ۵ حدیث: «ذکرُ الله ما بین طلوع الفجر إلی طلوع الشّمس أبلغ فی طلب الرّزق من الضّرب فی الأرض»؛ ذکر خدا گفتن بین طلوع فجر تا طلوع شمس، از جست‌وجو در زمین روزی را بیش‌تر می‌رساند.
 +
*راء: ۲۷ حدیث: «الراشی و المرتشی و الرائش بینهما ملعونون»؛ رشوه دهنده و رشوه گیرنده و واسطه بین آن‌ها لعنت شده‌اند.
 +
*زاء: ۹ حدیث: «زفّوا عرائسکم لیلاً و أطعموا ضُحیً»؛ عروسی را در شب بگیرید و روز اطعام نمایید.
 +
*سین: ۲۰ حدیث: «السَحور برکة»؛ سحری خوردن، موجب برکت است‌.
 +
*شین: ۱۹ حدیث: «شرارُ أمتی عُزّابها»؛ جوانان بی‌همسر، بدترین افراد امّت من هستند.
 +
*صاد: ۲۲ حدیث: «صدیقُ عدوِّ علیّ، عدوُّ علیّ (علیه‌السلام)»؛ دوست دشمن [[امام علی علیه السلام|علی]] (علیه‌السلام) دشمن ایشان است‌.
 +
*ضاد: ۷ حدیث: «ضربُ المسلم یدَه علی فخِذِه عند المصیبة إحباطٌ لأجره»؛ ضربت زدن بر ران و زانو به هنگام‌ مصیبت باعث نابودی اجر است.
 +
*طاء: ۱۶ حدیث: «طوبی لمن ترک شهوة حاضرة لموعودٍ لم یَره»؛ خوشا بحال کسی که شهوت و خوشی حاضر و آماده‌ای را به‌خاطر نوید نادیده‌ای (پاداش بهشت) ترک نماید.
 +
*ظاء: ۴ حدیث: «ظهورُ البواسیر و موتُ الفجأة و الجذام من إقتراب الساعة»؛ پیدایش بواسیر و مرگ ناگهانی (سکته) و مرض جذام از علایم نزدیک قیامت است‌.
 +
*غین: ۱۰ حدیث: «غیّروا الشیب و لا تشبّهوا بالیهود»؛ سپیدی مو را تغییر دهید (خضاب کنید) و مانند یهود نباشید.
 +
*فاء: ۱۲ حدیث: «فرّغ قلبَک لما خُلِق له»؛ قلبت را برای آنچه برایش خلق شده فارغ کن.
 +
*قاف: ۱۶ حدیث: «قلیلٌ فی سُنَّة خیرٌ مِن کثیر فی بدعة»؛ عمل اندکی که موافق سنّت است، بهتر از عمل بسیار مخالف سنّت است‌.
 +
*کاف: ۲۴ حدیث: «کَفی بالماء طیباً»؛ بس است آب برای پاک‌کنندگی.
 +
*لام: ۳۲ حدیث: «لیس شیء أسرع إجابة مِن دعاءِ غائبٍ لغائب»؛ نزدیک‌ترین و سریع‌ترین دعا به اجابت، دعای برادر مؤمن برای برادرش در غیاب اوست.
 +
*میم: ۵۵ حدیث: «من أصبح و أکبرُ همّه غیرُ الله، فلیس من الله»؛ کسی که صبح کند و بزرگ‌ترین همّتش غیر خدا باشد، خداوند به او نظر لطفی نمی‌کند.
 +
*نون: ۲۶ حدیث: «نظرُ المؤمن فی وجه أخیه حُبّا له عبادة»؛ نگاه محبّت‌آمیز و صمیمانه مؤمن به چهره‌ی برادر مؤمن خود، عبادت است‌.
 +
*واو: ۱۹ حدیث: «ویلٌ لتُجّار أمتی مِن "لا والله" و "بلی والله"»؛ وای بر تاجران امّت من، از قسم خوردن به «لا والله» و «بلی والله».
 +
*هاء: ۴ حدیث: «الهدیّة علی ثلاثة أوجه: هدیة مکافأة و هدیة مصانعة و هدیة لله عزّ و جلّ»؛ هدیه بر سه گونه است: هدیه‌ای برای عوض، هدیه‌ای برای ظاهرسازی و هدیه‌ای برای خدا.
 +
*لا: ۴۹ حدیث: «لا یملأ جوفَ ابن آدم إلا التراب»؛ هیچ چیزی شکم آدمی زاد را پر نمی‌کند؛ مگر خاک.
 +
*یاء: ۱۹ حدیث: «یُحشر أبوطالب (علیه‌السلام) یوم القیامة فی زیّ الملوک و سیماء الأنبیاء (علیهم‌السلام)»؛ [[ابوطالب علیه السلام|ابوطالب]] (علیه‌السلام) در روز قیامت در لباس پادشاهان و سیمای انبیاء محشور خواهد شد.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
 
 
 
==منابع==
 
==منابع==
علی مختاری، بخشی از مقاله "نقد و بررسی جامع الاحادیث به همراه پنج رساله دیگر"، علوم حديث/ شماره 2، زمستان 1375.
 
  
[[رده:منابع حدیثی]]
+
*"نقد و بررسی جامع الاحادیث به همراه پنج رساله دیگر"، علی مختاری، مجله علوم حدیث، شماره ۲، زمستان ۱۳۷۵.
 +
*"هزار حدیث نبوی، اوّلین اثر شیعی در جمع احادیث نبوی"، علی‌اکبر خدّامیان، مجله حدیث حوزه، شماره ۱، زمستان ۱۳۸۹.
 
{{حدیث}}
 
{{حدیث}}
 +
[[رده:منابع حدیثی]][[رده:پیامبر اکرم]][[رده:کتابهای با موضوع پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله]][[رده:منابع با موضوع پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۲۱

جامع الاحادیث النبویه.jpg
نویسنده جعفر بن احمد قمی
موضوع احادیث نبوی
زبان عربی
تعداد جلد ۱
تصحیح محمد حسینی نیشابوری

کتاب «جامع الأحادیث النبویة» اثر جعفر بن احمد قمی رازی، محدث‌ و فقیه‌ امامی قرن ۴ قمری است. این کتاب از نخستین تألیفات شیعه، و مشتمل بر احادیث مختصّ به پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در موضوعات مختلف اعتقادی، فقهی، اخلاقی و... بوده، که به ترتیب الفبایی به نگارش درآمده است.

مؤلف

«ابومحمد جعفر بن‌ احمد بن‌ علی‌ قمی‌» معروف به «ابن رازی»، محدث‌ و فقیه‌ امامی در قرن ۴ قمری و از مشایخ شیخ صدوق است. شیخ صدوق در کتاب‌های مختلف خود از او روایت نقل کرده و در همه آن‌ها او را فقیه توصیف نموده و از خداوند برای او طلب رضایت می‌‌کند.

ابن رازی کتابهای حدیثی بسیاری تألیف کرده، اما بسیاری از آنها از بین رفته است. اثر معروف او با نام «جامع الأحادیث» به همراه پنج کتاب دیگر باقی مانده از او در یک مجموعه به چاپ رسیده است، که آنها عبارتند از: الغایات، العروس، المسلسلات، نوادر الاثر فی علی خیرالبشر و الاعمال المانعة من دخول الجنة.

معرفی کتاب

این اثر شامل ۱۱۰ صفحه و حدود ۶۰۰ حدیث مسند به ترتیب حروف الفباء از رسول اکرم صلى الله علیه و آله بوده که به‌واسطه از ائمه اطهار (علیهم‌السلام) نقل شده است. جعفر بن احمد قمی، فقط در ابتداى هر باب، سند را ذکر مى کند؛ امّا در بقیه‌ی احادیث آن باب به جهت اختصار، همان‌طور که خود در مقدمه‌ی کتاب به آن اشاره کرده است، سند را نیاورده است.

با توجّه به مقدمه کتاب، روشن می‌شود که مؤلّف، این کتاب را به درخواست شخصی نوشته است، زیرا در ابتداى آن مى نویسد: «خداوند عزتت را مستدام بدارد! از من خواستى بخشى از الفاظ رسول الله صلى الله علیه و آله را که در جلسه مذاکره از من شنیده بودى، به ترتیب حروف معجم سامان دهم؛ از این رو به خاطر خدا و رسول، درخواست تو را به انجام رساندم، و براى این که به فهم نزدیکتر باشد، آن را مختصر کردم و جز اولین سند هر باب، سندهایش را حذف کردم...».

تعداد قابل توجّهی از روایات «جامع الأحادیث» در کتب اربعه به‌خصوص "الکافی" و "من لایحضره الفقیه"، ذکر شده است و این نشان از اعتبار احادیث این کتاب دارد. همچنین نعمان بن محمد تمیمى (م، ۳۶۳ ق) این احادیث را در "دعائم الاسلام" ذکر کرده است؛ و مرحوم سید فضل‌الله راوندی نیز بسیاری از این احادیث را در "النوادر" خودش نقل کرده است. مصحح کتاب حاضر گوید: اخبارى که مرحوم علامه مجلسى در بحارالأنوار آورده و مأخذش را -به اشتباه- «الإمامة والتبصرة» دانسته، به جز هفت روایت، همه از کتاب «جامع الأحادیث» است.

احادیث این کتاب منحصر در موضوع خاصّی نیست؛ بلکه در موضوعات مختلفی مانند: اعتقادات، فقه، اخلاق، طبّ، فضایل اهل بیت، علم، ازدواج، قرآن، دعا و... می‌باشد. با بررسی انجام شده حجم احادیث اخلاقی و فقهی آن نسبت به دیگر موضوعات بیش‌تر می‌باشد.

این رساله در مجموعه‌ای با عنوان «جامع الأحادیث» به همراه پنج کتاب دیگر باقی مانده از مؤلف -یعنی الغایات، العروس، المسلسلات، نوادر الاثر فی علی خیرالبشر و الاعمال المانعة من دخول الجنة-، به چاپ رسیده است.

منابع و اسناد کتاب

بیشتر روایات این کتاب در کتاب «الجعفریات» از اسماعیل بن موسى بن جعفر علیه السلام است؛ هم او که ساکن مصر بود و احادیثش از راه فرزندش (موسی بن اسماعیل) به محمد بن اشعث کوفى ـ که ساکن مصر بود ـ منتقل شد و فرزند اشعث روایاتى از عامه را بدان افزود و به همین جهت، این کتاب به «اشعثیات» هم شهرت گرفت.[۱]

همچنین مصنف، به واسطه سهل بن احمد دیباجى و محمد بن عبدالله شیبانى و هارون بن موسی تلعکبرى، از محمد بن محمد اشعث، از موسى فرزند اسماعیل بن موسى بن جعفر علیهماالسلام، از پدران بزرگوارش، از رسول اکرم صلى الله علیه و آله نقل مى نماید.

طریق دیگر مؤلف، محمد بن خلف از ابوحمران موسى بن ابراهیم مروزى، از امام موسى بن جعفر، از پدران بزرگوارش علیهم السلام، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.[۲]

مؤلّف در این کتاب، از احادیث اهل‌سنت نیز استفاده کرده است. طریق تحمّل حدیث مؤلّف نیز از نوع سماع می‌باشد؛ زیرا در اوّل اسناد از لفظ «حدثنا» و «حدثنی» استفاده کرده است.

ابواب و روایات کتاب

همان‌طور که قبلاً اشاره شد، این کتاب طبق حروف الفبا نوشته شده است و به تعداد حروف الفبا دارای باب است، البته مؤلف باب مستقلی را نیز به روایاتی اختصاص داده که با حرف نفی «لا» شروع شده‌اند؛ لذا این کتاب دارای ۲۹ باب است. تعداد احادیث هر کدام از حروف الفبا ذکر می‌گردد و برای هر کدام نمونه‌ای آورده می‌شود.

  • ألف: ۲۹ حدیث: «أغدِ عالما أو متعلّما و إیاک أن تکون لاهیا متلذّذا»؛ صبح کن در حالی که یا عالم باشی یا علم‌آموز، و بپرهیز از این‌که عمرت در لذایذ غفلت‌زا و کامجویی‌های زیان‌بخش سپری گردد.
  • باء: ۲۸ حدیث: «باکِروا بالصدقة فإن البلایا لا تتخطّاها»؛ بامداد خود را با صدقه آغاز کنید؛ زیرا بلا از صدقه نمی‌گذرد.
  • تاء: ۳۴ حدیث: «تواضَع، یرفعک الله»؛ تواضع کن تا خداوند مقامت را بالا ببرد.
  • ثاء: ۱ حدیث: «الثرید برکة»؛ آبگوشت، برکت داده شده است (مبارک است).
  • جیم: ۱۲ حدیث: «الجنة دار الأسخیاء»؛ بهشت، منزل سخاوتمندان است.
  • حاء: ۱۶ حدیث: «حرمة الجار علی الجار کحرمة أُمّه»؛ حرمت همسایه بر گردن همسایه مانند حرمت مادر است.
  • خاء: ۲۵ حدیث: «خیر النساء من إذا أعطیت شکرت و إذا ابتلیت صبرت»؛ بهترین زنان، زنی است که وقتی به او چیزی دادی سپاس‌گزاری کند و هنگامی که گرفتار شدی صبر کند.
  • دال: ۱۷ حدیث: «الدّاعی بلا عمل کالرّامی بلا وَتَر»؛ دعوت‌کننده بی‌عمل، چون تیرانداز بدون کمان است.
  • ذال: ۵ حدیث: «ذکرُ الله ما بین طلوع الفجر إلی طلوع الشّمس أبلغ فی طلب الرّزق من الضّرب فی الأرض»؛ ذکر خدا گفتن بین طلوع فجر تا طلوع شمس، از جست‌وجو در زمین روزی را بیش‌تر می‌رساند.
  • راء: ۲۷ حدیث: «الراشی و المرتشی و الرائش بینهما ملعونون»؛ رشوه دهنده و رشوه گیرنده و واسطه بین آن‌ها لعنت شده‌اند.
  • زاء: ۹ حدیث: «زفّوا عرائسکم لیلاً و أطعموا ضُحیً»؛ عروسی را در شب بگیرید و روز اطعام نمایید.
  • سین: ۲۰ حدیث: «السَحور برکة»؛ سحری خوردن، موجب برکت است‌.
  • شین: ۱۹ حدیث: «شرارُ أمتی عُزّابها»؛ جوانان بی‌همسر، بدترین افراد امّت من هستند.
  • صاد: ۲۲ حدیث: «صدیقُ عدوِّ علیّ، عدوُّ علیّ (علیه‌السلام)»؛ دوست دشمن علی (علیه‌السلام) دشمن ایشان است‌.
  • ضاد: ۷ حدیث: «ضربُ المسلم یدَه علی فخِذِه عند المصیبة إحباطٌ لأجره»؛ ضربت زدن بر ران و زانو به هنگام‌ مصیبت باعث نابودی اجر است.
  • طاء: ۱۶ حدیث: «طوبی لمن ترک شهوة حاضرة لموعودٍ لم یَره»؛ خوشا بحال کسی که شهوت و خوشی حاضر و آماده‌ای را به‌خاطر نوید نادیده‌ای (پاداش بهشت) ترک نماید.
  • ظاء: ۴ حدیث: «ظهورُ البواسیر و موتُ الفجأة و الجذام من إقتراب الساعة»؛ پیدایش بواسیر و مرگ ناگهانی (سکته) و مرض جذام از علایم نزدیک قیامت است‌.
  • غین: ۱۰ حدیث: «غیّروا الشیب و لا تشبّهوا بالیهود»؛ سپیدی مو را تغییر دهید (خضاب کنید) و مانند یهود نباشید.
  • فاء: ۱۲ حدیث: «فرّغ قلبَک لما خُلِق له»؛ قلبت را برای آنچه برایش خلق شده فارغ کن.
  • قاف: ۱۶ حدیث: «قلیلٌ فی سُنَّة خیرٌ مِن کثیر فی بدعة»؛ عمل اندکی که موافق سنّت است، بهتر از عمل بسیار مخالف سنّت است‌.
  • کاف: ۲۴ حدیث: «کَفی بالماء طیباً»؛ بس است آب برای پاک‌کنندگی.
  • لام: ۳۲ حدیث: «لیس شیء أسرع إجابة مِن دعاءِ غائبٍ لغائب»؛ نزدیک‌ترین و سریع‌ترین دعا به اجابت، دعای برادر مؤمن برای برادرش در غیاب اوست.
  • میم: ۵۵ حدیث: «من أصبح و أکبرُ همّه غیرُ الله، فلیس من الله»؛ کسی که صبح کند و بزرگ‌ترین همّتش غیر خدا باشد، خداوند به او نظر لطفی نمی‌کند.
  • نون: ۲۶ حدیث: «نظرُ المؤمن فی وجه أخیه حُبّا له عبادة»؛ نگاه محبّت‌آمیز و صمیمانه مؤمن به چهره‌ی برادر مؤمن خود، عبادت است‌.
  • واو: ۱۹ حدیث: «ویلٌ لتُجّار أمتی مِن "لا والله" و "بلی والله"»؛ وای بر تاجران امّت من، از قسم خوردن به «لا والله» و «بلی والله».
  • هاء: ۴ حدیث: «الهدیّة علی ثلاثة أوجه: هدیة مکافأة و هدیة مصانعة و هدیة لله عزّ و جلّ»؛ هدیه بر سه گونه است: هدیه‌ای برای عوض، هدیه‌ای برای ظاهرسازی و هدیه‌ای برای خدا.
  • لا: ۴۹ حدیث: «لا یملأ جوفَ ابن آدم إلا التراب»؛ هیچ چیزی شکم آدمی زاد را پر نمی‌کند؛ مگر خاک.
  • یاء: ۱۹ حدیث: «یُحشر أبوطالب (علیه‌السلام) یوم القیامة فی زیّ الملوک و سیماء الأنبیاء (علیهم‌السلام)»؛ ابوطالب (علیه‌السلام) در روز قیامت در لباس پادشاهان و سیمای انبیاء محشور خواهد شد.

پانویس

  1. مستدرک الوسائل، خاتمه، چاپ سنگى، ج ۳، ص ۲۹۲.
  2. براى توضیح بیشتر درباره توثیق و تضعیف این طرق، ر.ک: مقدمه مصحح، ص ۳۴ـ ۳۶.

منابع

  • "نقد و بررسی جامع الاحادیث به همراه پنج رساله دیگر"، علی مختاری، مجله علوم حدیث، شماره ۲، زمستان ۱۳۷۵.
  • "هزار حدیث نبوی، اوّلین اثر شیعی در جمع احادیث نبوی"، علی‌اکبر خدّامیان، مجله حدیث حوزه، شماره ۱، زمستان ۱۳۸۹.