منابع و پی نوشتهای متوسط
جامعیت مقاله متوسط
مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
عنوان بندی متوسط
کیفیت پژوهش متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ابن ادریس حلی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۱۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{عدم احراز اعتبار منبع|ماخذ=پایگاه}}
+
{{خوب}}'''«محمد بن ادریس حلى»''' (۵۹۸-۵۴۳ ق)، از فقها و مجتهدین بزرگ [[شیعه]] در قرن ۶ هجری است. ابن ادریس به استفاده فراوان از دلایل عقلی در استنباط [[احکام]] و شکستن سنت تقلید از آرای [[شیخ طوسی]] و احیای باب [[اجتهاد]] در [[فقه]] مشهور است. کتاب «[[السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (کتاب)|السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی]]» او از مهم‌ترین منابع فقهی شیعه است.
ولادت  
+
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = محمد بن ادریس حلى
 +
||تصویر=
 +
||زادروز = ۵۴۳ قمری
 +
|زادگاه = [[حله]]
 +
|وفات =  ۵۹۸ قمری
 +
|مدفن =  حله
 +
|اساتید =  [[ابن زهره|سید ابوالمکارم بن زهره]]، [[عمادالدین طبری|عمادالدین محمد طبری]]، حسین بن هبةالله سوراوی، [[ابن شهر آشوب|ابن شهرآشوب مازندرانى]]، عبدالله بن جعفر دوریستی،...
 +
|شاگردان = [[محمد بن جعفر بن نما حلی]]، [[فخار بن معد موسوی]]، علی بن یحیی خیاط، حسن بن یحیی حلّی، جعفر بن احمد قمرویه حائری،...
 +
|آثار = [[السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (کتاب)|السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی]]، [[مستطرفات السرائر (کتاب)|مستطرفات السرائر]]، [[المنتخب من تفسیر القرآن (کتاب)|المنتخب من تفسیر القرآن]]، رسالة فی معنی الناصب، خلاصة الاستدلال فی المواسعة و المضایقة، حاشیة الصحیفة السجادیة،...
 +
}}
 +
==ولادت==
  
ابن إدريس حلى در سال 543 هجرى در شهر حله به دنيا آمد.
+
ابوعبدالله محمد بن احمد بن ادریس عِجلی حِلّی، بنابر روایت مشهور در سال ۵۴۳ هجرى در شهر [[حله]] به دنیا آمد. برخی [[شیخ طوسى]] را جد مادرى او (البته با واسطه)، به شمار آورده اند.
  
وى از فحول علماى شيعه است. او عرب است و شيخ طوسى جد مادرى او (البته با واسطه)، به شمار مى رود.
+
==اساتید و مشایخ==
  
ابن ادريس به حريت فكر معروف است. او صولت و هيبت جدش، شيخ طوسى را شكست و نسبت به علما و فقها تا سر حد اهانت انتقاد مى كرد.
+
از [[مشایخ]] و استادان ابن ادریس چنانکه از اسناد روایات و [[اجازه (علم الحدیث)|اجازات]] برمی‌آید، می‌توان این افراد را نام برد:
  
كتاب نفيس و معروف او در فقه «سرائر» نام دارد.
+
* [[ابن زهره|سید ابوالمکارم بن زهره]]، وی خود می‌نویسد که از ابن زهره حضوراً و مکاتبتاً استفاده کرده است.<ref>نک‍ ‍: مجلسی، بحارالانوار، ۱۰۴ / ۷۹.</ref>
 +
* [[عمادالدین طبری|عمادالدین محمد طبری]]
 +
* عربی بن مسافر عبادی
 +
* حسین بن هبةالله بن رطبة سوراوی
 +
* [[ابن شهر آشوب|ابن شهرآشوب مازندرانى]]
 +
* عبدالله بن [[جعفر بن محمد دوریستی]].<ref>شهید اول، الاربعون حدیثاً، ۲۲؛ حُر عاملی، امل الآمل، ۲ / ۸۰.</ref>
  
گفته اند ابن إدريس از شاگردان سيد ابو المكارم ابن زهره بوده است ؛ اما از تعبيراتى كه ابن إدريس در كتاب وديعه «سرائر» از ابن زهره دارد، چنين برمى آيد كه صرفاً معاصر وى بوده و او را ملاقات كرده است و در برخى مسائل فقهى ميان آنها مكاتباتى رد و بدل شده است.
+
==شاگردان و راویان==
  
در نظر محققان
+
بعضى از شاگردان و راویان او عبارتند از:
  
علامه نورى در فائده سوم از خاتمه مستدرك مى نويسد:
+
*[[محمد بن جعفر بن نما حلی|نجیب‌الدین محمد بن جعفر بن نما حلی]] (م، ۶۴۵ ق)
 +
*[[فخار بن معد موسوی|سید فخار بن معد موسوى]]
 +
*محمد بن عبدالله بن علی بن زهره حلبى
 +
*شیخ طومان بن احمد عاملى
 +
*علی بن یحیی خیاط
 +
*حسن بن یحیی حلّی، پدر [[محقق حلی]]
 +
*ابوالحسن سالم بن بردان مازنی
 +
*علی بن ابراهیم علوی عریضی
 +
*جعفر بن احمد قمرویه حائری، که بخش عمده ای از نظرات فقهی ابن ادریس را در قالب کتاب مسائل ابن ادریس گرد آوری و منتشر کرد.
  
«ابو عبدالله محمد بن احمد بن ادريس عجلى حلى، عالم بزرگوار و معروفى است كه بزرگان فقها در اجازات خود به عظمت مقام علمى، فهم و دقت او اعتراف كرده و او را ستوده اند.»
+
==آثار و تألیفات==
  
ابن داود در رجال خود آورده است:
+
از جمله تألیفات ابن ادریس حلی عبارتند از:
  
«وى پيشواى فقهاى حله، متقن در علوم و داراى تصنيفات بسيار است.»
+
#[[السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (کتاب)|السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى]]، این کتاب از آثار بدیع فقهی است که ارزش و اعتبار آن پس از قرنها هنوز به قوت خود باقی است. سرائر افزون‌ بر ارزش فقهی آن، به واسطۀ آخرین بابش که او خود آن را «باب النوادر» نامیده و شامل گزیده‌ای از کتب مشیخه و روات است، ارزش حدیثی قابل توجهی دارد.
 +
#[[مستطرفات السرائر (کتاب)|مستطرفات السرائر]]، که مستندات و مشیخۀ او در کتاب السرائر است و به طور مستقل مورد توجه علمای [[رجال]] قرار گرفته است و در واقع تتمه و جزئی از فصول پایانی کتاب السرائر به شمار می رود.
 +
#[[المنتخب من تفسیر القرآن (کتاب)|المنتخب من تفسیر القرآن]]، این کتاب مختصر تفسیر [[التبيان]] شیخ طوسی است.
 +
#رسالة فی معنی الناصب
 +
#خلاصة الاستدلال فی المُواسَعَة و المُضایقَة، در فقه
 +
#التعلیقات علی التبیان، که حواشی و ایراداتی بر «[[التبیان (کتاب)|التبیان]]» شیخ طوسی است.
 +
#حاشیة الصحیفة السجادیة
 +
#کتاب الطب و الاستشفاء
 +
#جوابات المسائل؛ برخی پرسش‌های فقهی را پاسخ داده و جعفر بن احمد قمرویه حائری آن را در ۵۸۸ با املای ابن ادریس نوشته است.
 +
#مناسک حج.
  
فقيه بزرگ، شهيد اول - رحمه الله - در اجازه خود به او، وى را با عبارات «شيخ، امام، علامه، شيخ العلما و رئيس مذهب» ستوده است.
+
==دیدگاه‌های علمی==
 +
ابن ادریس به حریت فکر معروف است. شجاعت علمی ابن ادریس در شکستن سنت تقلید از آرای [[شیخ طوسی]]، تحرک بخشیدن به [[فقه]] [[امامیه]] و خارج کردن آن از رکود و جمود و تشویق ابتکار و اندیشه آزاد، بیان‌گر ارزش اوست. تا یکصد سال پس از درگذشت شیخ طوسی، همه دانشمندان [[شیعه]] از [[فتوا|فتاوای]] او پیروی کرده و چه بسا اظهار نظر در قبال فتاوای او را اهانت بدو تلقی می‌کردند، تا جایی که می‌توان گفت باب اجتهاد تا حدودی مسدود شده بود.<ref>نک‍ ‍: شهید ثانی، امل الآمل، ۲۸.</ref> در چنین وضعی، ابن‌ادریس که به ضرورت استقلال فکری [[فقیه]] پایبند بود، پا را از دایره تقلید بیرون نهاد و به احیای [[اجتهاد]] و اظهار نظر آزاد پرداخت. کتاب [[السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (کتاب)|السرائر]] او که یکی از مهم‌ترین منابع فقهی شیعه است، بهترین نمودار این پدیده است.<ref>تاریخ فقه و فقهاء، ابوالقاسم گرجی، ص ۱۱۳–۲۲۲.</ref> این شیوه بر فقهای ادوار بعد تأثیر گذاشت و به حرکت اجتهادی در فقه شیعه جانی دوباره بخشید.
  
شيخ حر عاملى در كتاب «امل الآمل» مى نويسد:
+
ابن ادریس [[خبر واحد]] را حجت نمی دانست. در میان فقهاى شیعه تنها ابن إدریس نیست که خبر واحد را حجت و معتبر نمى داند و آن را نمى پذیرد، بلکه جز او نیز بر این عقیده بوده اند، با این فرق که ابن إدریس به واسطه مزاج تندى که داشته، بیش از دیگران آن را دنبال کرده و براى قبولاندن آن پافشارى نموده است تا جایى که نظریه او در این باره مورد گفتگوى بسیار واقع شده است. جمعى از او سخت انتقاد نموده و گروهى به دفاع و توضیح هدف وى برخاسته اند و بر مخالفان او اعتراض کرده و گفته هاى دیگران را بى انصافى در حق ابن إدریس دانسته اند.
  
«دانشمندان متأخر ما، ابن إدريس را بسيار ستوده اند و كتاب «سرائر» او را با آنچه در آخر آن از كتاب و اصول متقدمين نقل كرده است، مورد اعتماد قرار داده اند.»
+
==در نظر عالمان==
  
پيرامون خبر واحد
+
*[[ابن داوود حلی|ابن داود حلی]] در کتاب [[رجال ابن داود (کتاب)|رجال]] خود آورده است: «ابن إدریس شیخ الفقها، متقن در علوم و داراى تصنیفات بسیار است».<ref>رجال ابن داوود، ص ۴۲۸.</ref>
 
+
*محمد بن مکى عاملى ([[شهید اول]]) از ابن إدریس به «امام علامه» و «شیخ العلماء» و «رهبر المذهب» یاد مى‌کند.
در ميان فقهاى ما تنها ابن إدريس نيست كه خبر واحد را حجت و معتبر نمى داند و آن را نمى پذيرد، بلكه جز او نيز بر اين عقيده بوده اند، با اين فرق كه ابن إدريس به واسطه مزاج حادى كه داشته، بيش از ديگران آن را دنبال كرده و براى قبولاندن آن پافشارى نموده است، تا جايى كه نظريه او در اين باره مورد گفت و گوى بسيار واقع شده است.
+
*[[قاضی نورالله شوشتری|سید نورالله شوشترى]] او را به این وصف مى‌ستاید: «شیخِ عالمِ دقیق‌نگر، فخرالدین ابوعبدالله محمد بن ادریس عجلى ربعى حلى، که در فهم عمیق و همه‌جانبه و بلندپروازى اندیشه، از [[فخر رازى]] پیش افتاده و در علم فقه و نوآورى‌ها و نکته‌یابى‌ها [[شافعی|محمد بن ادریس شافعى]] را پشت سر نهاده است. یکى از تألیفات ارزشمند او که دلیل روشن بر دقت فهم و درک بالاى اوست، کتاب «السرائر» است. در این کتاب بحث‌هاى فقهى‌اى مطرح شده که در نوشته‌هاى شیخ اجل ابوجعفر طوسى وجود نداشته و مؤلف بر بسیارى از مسائل فقهى اعتراض و اشکال، و از آنها رفع خطا و توهم کرده است».<ref>قاضى نورالله شوشترى، مجالس المؤمنین، ج ١، ص ۵۶٩.</ref>
 
+
*[[شیخ حر عاملى]] در کتاب «[[امل الآمل]]» مى نویسد: «دانشمندان متأخر ما، ابن إدریس را بسیار ستوده اند و کتاب «[[السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (کتاب)|سرائر]]» او را با آنچه در آخر آن از کتاب و اصول متقدمین نقل کرده است، مورد اعتماد قرار داده اند».
جمعى از او سخت انتقاد نموده، و گروهى به دفاع و توضيح هدف وى برخاسته اند و بر مخالفان او اعتراض كرده و گفته هاى ديگران را بى انصافى در حق ابن إدريس دانسته اند.
+
*[[محدث نورى]] در فائده سوم از خاتمه «[[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک]]» مى نویسد: «ابوعبدالله محمد بن احمد بن ادریس عجلى حلى، عالم بزرگوار و معروفى است که بزرگان فقها در اجازات خود به عظمت مقام علمى، فهم و دقت او اعتراف کرده و او را ستوده اند».
 
+
*[[ابن حجر عسقلانى]] عالم [[اهل سنت]] گوید: «محمد بن ادریس عجلى حلّى، فقیه و عالم شیعى که در فقه امامیه تألیفاتى دارد و در این زمان عالمى مانند او در شیعه نیست».<ref>ابن‌حجر عسقلانى، لسان المیزان، ج ۵، ص ٧۵.</ref>
اساتيد
+
==وفات==
 
+
عالم بزرگوار جهان تشیع، ابن إدریس حلی سرانجام در هجدهم [[شوال]] سال ۵۹۸ هجرى در ۵۵ سالگی در شهر [[حله]] دیده از جهان فرو بست. مرقد او در محله «جامِعَیْن» حلّه قرار دارد.
از اساتيد اويند:
+
==پانویس==
 
+
<references />
1 - دايى وى ابى على طوسى
+
==منابع==
 
+
*[https://www.cgie.org.ir/fa/article/258892/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D9%81%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86 "ابن ادریس"، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی].
2 - شيخ عماد، محمد بن ابى القاسم طبرى
+
*[http://www.shaaer.com/nikan/gharn6/nikan34.htm "ابن ادريس"، پایگاه شعائر].
 
+
*تاریخ فقه و فقهاء، ابوالقاسم گرجی، ص ۱۱۳–۲۲۲.
3 - عربى بن مسافر عبادى
+
*"شكوه دانايى و فقاهت ابن ادريس حلى"، مجله فرهنگ زیارت، شماره ۸، دیماه ۱۳۸۹.
 
+
{{سنجش کیفی
4 - حسن بن رطبه سوارى
+
|سنجش=شده
 
+
|شناسه= ضعیف
شاگردان
+
|عنوان بندی مناسب= متوسط
 
+
|کفایت منابع و پی نوشت ها= متوسط
بعضى از شاگردان او عبارتند از:
+
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 
+
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
1 - شيخ نجيب الدين بن نما حلى
+
|جامعیت= متوسط
 
+
|رعایت اختصار= خوب
2 - شمس الدين فخار بن معد موسوى
+
|سیر منطقی= خوب
 
+
|کیفیت پژوهش= متوسط
3 - سيد محمد بن عبدالله بن زهره حسينى حلبى
+
|رده=دارد
 
+
}}
4 - شيخ طومان بن احمد عاملى
 
 
 
تأليفات
 
 
 
از جمله تأليفات ابن ادريس عبارتند از:
 
 
 
1 - السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى
 
 
 
2 - كتاب التعليقات
 
 
 
3 - رسالة في معنى الناصب
 
 
 
4 - خلاصة الاستدلال
 
 
 
5 - منتخب كتاب التبيان
 
 
 
وفات  
 
 
 
عالم بزرگوار جهان تشيع ابن إدريس حلي در سال 598 هجرى ديده از جهان فرو بست و به سوى معبود شتافت و بدن شريفش را در شهر حله به خاك سپردند.
 
 
 
 
 
== منبع ==
 
[http://www.shaaer.com/nikan/gharn6/nikan34.htm پایگاه شعائر]
 
 
 
'''تالیفات'''
 
 
 
* '''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=66581&scope=95YYli2geUGsVzMD4RCXuE3myXWt71d8&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%B3&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true کتاب السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى]'''
 
 
 
* '''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=39258&scope=95YYli2geUEExGMhJQtHTgukfmwpSpoh&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%8A%D8%B3&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true کتاب منتخب كتاب التبيان ]'''
 
 
[[رده:علمای قرن ششم]]
 
[[رده:علمای قرن ششم]]
 +
[[رده:علماء شیعه]]
 +
[[رده:فقیهان]]
 +
[[رده:مجتهدین]]
 +
[[رده:اصولیون]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۴۵

«محمد بن ادریس حلى» (۵۹۸-۵۴۳ ق)، از فقها و مجتهدین بزرگ شیعه در قرن ۶ هجری است. ابن ادریس به استفاده فراوان از دلایل عقلی در استنباط احکام و شکستن سنت تقلید از آرای شیخ طوسی و احیای باب اجتهاد در فقه مشهور است. کتاب «السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی» او از مهم‌ترین منابع فقهی شیعه است.

نام کامل محمد بن ادریس حلى
زادروز ۵۴۳ قمری
زادگاه حله
وفات ۵۹۸ قمری
مدفن حله

Line.png

اساتید

سید ابوالمکارم بن زهره، عمادالدین محمد طبری، حسین بن هبةالله سوراوی، ابن شهرآشوب مازندرانى، عبدالله بن جعفر دوریستی،...

شاگردان

محمد بن جعفر بن نما حلی، فخار بن معد موسوی، علی بن یحیی خیاط، حسن بن یحیی حلّی، جعفر بن احمد قمرویه حائری،...

آثار

السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، مستطرفات السرائر، المنتخب من تفسیر القرآن، رسالة فی معنی الناصب، خلاصة الاستدلال فی المواسعة و المضایقة، حاشیة الصحیفة السجادیة،...

ولادت

ابوعبدالله محمد بن احمد بن ادریس عِجلی حِلّی، بنابر روایت مشهور در سال ۵۴۳ هجرى در شهر حله به دنیا آمد. برخی شیخ طوسى را جد مادرى او (البته با واسطه)، به شمار آورده اند.

اساتید و مشایخ

از مشایخ و استادان ابن ادریس چنانکه از اسناد روایات و اجازات برمی‌آید، می‌توان این افراد را نام برد:

شاگردان و راویان

بعضى از شاگردان و راویان او عبارتند از:

  • نجیب‌الدین محمد بن جعفر بن نما حلی (م، ۶۴۵ ق)
  • سید فخار بن معد موسوى
  • محمد بن عبدالله بن علی بن زهره حلبى
  • شیخ طومان بن احمد عاملى
  • علی بن یحیی خیاط
  • حسن بن یحیی حلّی، پدر محقق حلی
  • ابوالحسن سالم بن بردان مازنی
  • علی بن ابراهیم علوی عریضی
  • جعفر بن احمد قمرویه حائری، که بخش عمده ای از نظرات فقهی ابن ادریس را در قالب کتاب مسائل ابن ادریس گرد آوری و منتشر کرد.

آثار و تألیفات

از جمله تألیفات ابن ادریس حلی عبارتند از:

  1. السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى، این کتاب از آثار بدیع فقهی است که ارزش و اعتبار آن پس از قرنها هنوز به قوت خود باقی است. سرائر افزون‌ بر ارزش فقهی آن، به واسطۀ آخرین بابش که او خود آن را «باب النوادر» نامیده و شامل گزیده‌ای از کتب مشیخه و روات است، ارزش حدیثی قابل توجهی دارد.
  2. مستطرفات السرائر، که مستندات و مشیخۀ او در کتاب السرائر است و به طور مستقل مورد توجه علمای رجال قرار گرفته است و در واقع تتمه و جزئی از فصول پایانی کتاب السرائر به شمار می رود.
  3. المنتخب من تفسیر القرآن، این کتاب مختصر تفسیر التبيان شیخ طوسی است.
  4. رسالة فی معنی الناصب
  5. خلاصة الاستدلال فی المُواسَعَة و المُضایقَة، در فقه
  6. التعلیقات علی التبیان، که حواشی و ایراداتی بر «التبیان» شیخ طوسی است.
  7. حاشیة الصحیفة السجادیة
  8. کتاب الطب و الاستشفاء
  9. جوابات المسائل؛ برخی پرسش‌های فقهی را پاسخ داده و جعفر بن احمد قمرویه حائری آن را در ۵۸۸ با املای ابن ادریس نوشته است.
  10. مناسک حج.

دیدگاه‌های علمی

ابن ادریس به حریت فکر معروف است. شجاعت علمی ابن ادریس در شکستن سنت تقلید از آرای شیخ طوسی، تحرک بخشیدن به فقه امامیه و خارج کردن آن از رکود و جمود و تشویق ابتکار و اندیشه آزاد، بیان‌گر ارزش اوست. تا یکصد سال پس از درگذشت شیخ طوسی، همه دانشمندان شیعه از فتاوای او پیروی کرده و چه بسا اظهار نظر در قبال فتاوای او را اهانت بدو تلقی می‌کردند، تا جایی که می‌توان گفت باب اجتهاد تا حدودی مسدود شده بود.[۳] در چنین وضعی، ابن‌ادریس که به ضرورت استقلال فکری فقیه پایبند بود، پا را از دایره تقلید بیرون نهاد و به احیای اجتهاد و اظهار نظر آزاد پرداخت. کتاب السرائر او که یکی از مهم‌ترین منابع فقهی شیعه است، بهترین نمودار این پدیده است.[۴] این شیوه بر فقهای ادوار بعد تأثیر گذاشت و به حرکت اجتهادی در فقه شیعه جانی دوباره بخشید.

ابن ادریس خبر واحد را حجت نمی دانست. در میان فقهاى شیعه تنها ابن إدریس نیست که خبر واحد را حجت و معتبر نمى داند و آن را نمى پذیرد، بلکه جز او نیز بر این عقیده بوده اند، با این فرق که ابن إدریس به واسطه مزاج تندى که داشته، بیش از دیگران آن را دنبال کرده و براى قبولاندن آن پافشارى نموده است تا جایى که نظریه او در این باره مورد گفتگوى بسیار واقع شده است. جمعى از او سخت انتقاد نموده و گروهى به دفاع و توضیح هدف وى برخاسته اند و بر مخالفان او اعتراض کرده و گفته هاى دیگران را بى انصافى در حق ابن إدریس دانسته اند.

در نظر عالمان

  • ابن داود حلی در کتاب رجال خود آورده است: «ابن إدریس شیخ الفقها، متقن در علوم و داراى تصنیفات بسیار است».[۵]
  • محمد بن مکى عاملى (شهید اول) از ابن إدریس به «امام علامه» و «شیخ العلماء» و «رهبر المذهب» یاد مى‌کند.
  • سید نورالله شوشترى او را به این وصف مى‌ستاید: «شیخِ عالمِ دقیق‌نگر، فخرالدین ابوعبدالله محمد بن ادریس عجلى ربعى حلى، که در فهم عمیق و همه‌جانبه و بلندپروازى اندیشه، از فخر رازى پیش افتاده و در علم فقه و نوآورى‌ها و نکته‌یابى‌ها محمد بن ادریس شافعى را پشت سر نهاده است. یکى از تألیفات ارزشمند او که دلیل روشن بر دقت فهم و درک بالاى اوست، کتاب «السرائر» است. در این کتاب بحث‌هاى فقهى‌اى مطرح شده که در نوشته‌هاى شیخ اجل ابوجعفر طوسى وجود نداشته و مؤلف بر بسیارى از مسائل فقهى اعتراض و اشکال، و از آنها رفع خطا و توهم کرده است».[۶]
  • شیخ حر عاملى در کتاب «امل الآمل» مى نویسد: «دانشمندان متأخر ما، ابن إدریس را بسیار ستوده اند و کتاب «سرائر» او را با آنچه در آخر آن از کتاب و اصول متقدمین نقل کرده است، مورد اعتماد قرار داده اند».
  • محدث نورى در فائده سوم از خاتمه «مستدرک» مى نویسد: «ابوعبدالله محمد بن احمد بن ادریس عجلى حلى، عالم بزرگوار و معروفى است که بزرگان فقها در اجازات خود به عظمت مقام علمى، فهم و دقت او اعتراف کرده و او را ستوده اند».
  • ابن حجر عسقلانى عالم اهل سنت گوید: «محمد بن ادریس عجلى حلّى، فقیه و عالم شیعى که در فقه امامیه تألیفاتى دارد و در این زمان عالمى مانند او در شیعه نیست».[۷]

وفات

عالم بزرگوار جهان تشیع، ابن إدریس حلی سرانجام در هجدهم شوال سال ۵۹۸ هجرى در ۵۵ سالگی در شهر حله دیده از جهان فرو بست. مرقد او در محله «جامِعَیْن» حلّه قرار دارد.

پانویس

  1. نک‍ ‍: مجلسی، بحارالانوار، ۱۰۴ / ۷۹.
  2. شهید اول، الاربعون حدیثاً، ۲۲؛ حُر عاملی، امل الآمل، ۲ / ۸۰.
  3. نک‍ ‍: شهید ثانی، امل الآمل، ۲۸.
  4. تاریخ فقه و فقهاء، ابوالقاسم گرجی، ص ۱۱۳–۲۲۲.
  5. رجال ابن داوود، ص ۴۲۸.
  6. قاضى نورالله شوشترى، مجالس المؤمنین، ج ١، ص ۵۶٩.
  7. ابن‌حجر عسقلانى، لسان المیزان، ج ۵، ص ٧۵.

منابع