شناسه ناقص است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ابن زهره

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ابوالمكارم عزّالدین حمزة بن علی بن زهره معروف به ابن زهره، فقیه، اصولی، متكلم و نحوی، یكی از علمای بزرگ شیعه در قرن ششم هجری قمری است.

معرفی اجمالی ابن زهره

حمزه بن علی بن زهره، کنیه‌اش ابوالمکارم و معروف به سید ابوالمکارم ابن زهره است. می‌توان گفت این سید بزرگوار و عظیم‌الشأن از بزرگان شیعه و از عالمترین و معروف‌ترین عالمان خاندان ابن زهره است. وی فقیه، اصولی، متکلم، نحوی و از ثقات و نقیب سادات حلب و معروف‌ترین فرد این خاندان بوده است؛ تا آنجا که هرگاه «ابن زهره» بدون قرینه‌ای به کار رود مقصود اوست و کنیه ابن زهره انصراف به ایشان دارد.

سخن بزرگان

عالمان و دانشمندن بزرگ و تراجم‌نویسان، همه از ابن زهره به نیکی یاد کرده‌اند سخن چند تن از ایشان را به عنوان نمونه می‌آوردیم: ابن شهر آشوب (488-585) آورده است: حمزه بن علی بن زهره الحسینی الحلبی، صاحب کتاب «قبس الانوار فی نصره العتره الاخیار» و «غنیه النوزع» فرد نیکویی است.[۱]

علامه حلی: حمزه بن علی بن زهره الحسینی الحلبی؛ سید سعید صفی‌الدین معد می‌گوید: کتاب قبس الانوار فی نصره العتره الاطهار و کتاب غیبه النزوع از اوست.[۲]

زبیدی صاحب «تاج العروس»: الشریف ابوالمکارم حمزه بن علی معروف به شریف الطاهر از فرزندان علی است. و ابن عدیم در «تاریخ حلب» می‌گوید: او فقیه و اصولی دقیق و اصحاب نظر از علمای امامیه می‌باشد.[۳]

در تفسیر «اعلام النبلا» آورده است: شریف حمزه بن زهره الاسحاقی الحسنی، ابوالمکارم سید بزرگوار و گران‌قدر و بزرگ‌مرتبه، دانشمند کامل و برجسته و مجتهد و صاحب تصنیفات نیکو، چندین کتاب تألیف کرده است.[۴]

شیخ حر عاملی درباره‌اش چنین آورده است: او شخصی فاضل و عالمی بزرگ‌مرتبه، مورد اعتماد است و تصنیفات زیادی دارد.[۵] دیگر بزرگان همچون قاضی نورالله مرعشی در «مجالس المومنین»،[۶] مرحوم علامه مجلسی،[۷] خوانساری،[۸] محدث نوری،[۹] مرحوم محدث قمی،[۱۰] مدرس تبریزی،[۱۱] و دیگر تذکره‌نویسان، همگی ابن زهره را عاملی سترگ و از فقیهان نامور و کتاب‌هایش را معتبر و مشهور دانسته‌اند. مخصوصاً کتاب گرانسنگ او «غنیه النزوع» را ستوده‌اند.

گفتار صاحب ریاض: ملا عبدالله افندی اصفهانی در مورد او گوید: «فقیه نامور، عالم بزرگوار، اصولی جلیل القدر، معروف به «ابن زهره» صاحب کتاب «الغنیه» که مشتمل بر اصول فقه و فروع آن بوده، از فقهای جلیل القدر و از بزرگان طایفه امامیه می باشد. او معاصر ابن شهر آشوب و از شاگردان او می باشد».[۱۲]

گفتار مرحوم مدرس: صاحب ریحانة الادب در حق او می نویسد: «ابن زهره، کنیه اش ابوالمکارم ملقب به عزالدین معروف به ابن زهره و یا سید بن زهره، عالم فاضل و جلیل القدر از اجلای علمای امامیه و از اکابر متکلمین و فقهای شیعه می باشد و نسب او با شش واسطه به جناب اسحق فرزند امام جعفر صادق علیه السلام موصول می شود. این خاندان آل زهره به همین جهت به «اسحاقیون» نیز موصوف هستند و فقط ابن زهره در صورت نبودن قرینه تنها بدو منصرف می گردد.

او با یک واسطه از ابوعلی پسر شیخ طوسی روایت می کند. معین الدین مصری، ابن ادریس، شاذان بن جبرئیل قمی و محمد بن جعفر مشهدی صاحب مزار معروف و بعضی دیگر از او روایت می کنند. از تالیفات او: اباحة المتعة - غنیة النزوع الی علمی الاصول و الفروع - قبس الانوار فی نصرة العترة الاطهار - النکت (در نحو) می باشد.

او در سال 585 هجری در 74 سالگی در حلب وفات یافت و در دامنه کوه جوشن نزد مشهد السقط محسن بن حسین بن علی علیه السلام مدفون گردید. در نخبة المقال گفته است و ابن علی بن زهرة الاجل ذوغنیة، عنه ابن ادریس نقل.[۱۳]

سخن علامه مجلسی در بحار: «کتاب الغنیه، نویسنده آن «ابن زهره» بی نیاز از توصیف می باشد. او از فقهای بزرگوار و جلیل القدری است. کتابهای او از نهایت اشتهار برخوردار می باشند به ویژه کتاب نامبرده فوق...».[۱۴]

تشیع در حلب

گرایش به تشیع در شهر حلب به قبل از حکومت حمدانیان (293ـ392) بازمی‌گردد ولیکن در عهد این سلسله گسترش بیشتری داشته است. شیعه در این زمان قدرتمند شد و گسترش یافت. علت این گسترش و اقتدار، شیعی بودن دولت حمدانی و افتخار حاکمان دولت حمدانی به شیعه بودن است. حاکمان این سلسله، ادیبان، شاعران، دانشمندان و حدیث‌شناسان شیعه را گرامی می‌داشتند و آنانی را که شیعه بودند خود را پنهان نمی‌کردند؛ بیشتر تکریم نموده و بزرگ می‌داشتند.[۱۵]

آل‌زهره در حلب

اقامت آل‌زهره در شهر حلب بدین جهت بود که یکی از فرزندان یا نوادگان اسحاق، فرزند امام صادق علیه السلام جد اعلای ابن‌زهره، از مدینه کوچ کرده و در دهکده «حران»[۱۶] واقع در حومه حلب رحل اقامت افکند.[۱۷] نیای دوم زهره، ابوابراهیم محمد بن احمد بن محمد بن حسین حرانی حجازی، مردی دانشمند و شاعر و معاصر و ممدوح ابوالعلای معری (متوفی 449 هـ.ق) بود. وی در حران توانگر و نیرومند گردید و به حلب کوچ کرد. گفته‌اند: وی نخستین فرد این خاندان است که وارد حلب شده و تشیع را با خود به حلب ـ که مردمش حنفی مذهب بودند ـ برده است.[۱۸]

سخاوی، وی را نخستین کسی می‌داند که در زمان سیف الدوله حمدانی (356ـ303) نقابت (ریاست) علویان حلب را بر عهده گرفت. این مقام را در آن روزگار، علویان بر عهده داشته‌اند. البته این سمت به شریف‌ترین فرزندان امیرالمومنین علیه السلام تعلق می‌گرفت. این مقام تا اواخر قرن دهم به عهده این خاندان بوده و از روز شروع این مسئولیت، اساس این خاندان بلندپایه پی‌ریزی گردیده است. از آن به بعد پیوسته منصب ریاست علمی و دینی شیعه در آن سامان به افراد نامی این دودمان اختصاص یافته و آنان همواره مورد احترام و تجلیل عامه مردم بوده‌اند.[۱۹]

خاندان ابن زهره

پیش از طلوع ابوالمکارم، این دودمان اصیل به خاطر نام «اسحاق موتمن همسر سیده نفیسه نوه امام حسن مجتبی علیه السلام و عمه حضرت عبدالعظیم حسنی» که نام جد اعلای آن‌ها بوده است؛ اسحاقیین خوانده می‌شدند، ولی بعدها ابوالمکارم و پدرش «علی» و سایر دانشمندان این طایفه به خاطر نام زهره ـ جد آن‌ها ـ بنی‌زهره نامیده شدند.

از نوشته‌های دانشمندان و تاریخ‌نگاران شیعه و سنی استفاده می‌شود: از روزی که این دودمان عظیم‌الشأن، حلب را به عنوان وطن انتخاب کردند؛ همواره شعاع علم، فضل و دیانت آنان بر مردم شیعه حلب و سایر آن نواحی تابیده است و همه از نعمت وجود آن‌ها برخوردار بوده‌اند. علاوه بر آن دانشمندان بزرگ و فقیهان نامی و نوابغ عالی‌قدری از میان آن‌ها برخاسته‌اند و آثار علمی گران‌بهایی در تمام رشته‌های علوم اسلامی به یادگار گذارده‌اند.[۲۰]

ابوالمحاسن زهره بن علی، جد ابوالمکارم، از عالمان بزرگ حلب و از شاگردان ابن قولویه به حساب می‌آید. بعضی نقل کرده‌اند که وی از صدوق نیز روایت نقل کرده است. علی بن زهره (پدر ابوالمکارم) از بزرگان علمای حلب بشمار می‌آمده و از پدر خود، زهره الحلبی روایت نقل می‌کند و ابوالمکارم از او آموخته است.

حتی پس از درگذشت ابن زهره در فاصله سال‌های (585-511) این امر ادامه داشته است و با این که سختی‌ها و ظلم‌های فراوانی بر این شهر و شیعیان این خاندان تحمیل شد؛ لکن در طول تاریخ، در تربیت نوابغ علم و قهرمان فقه، موفق بوده‌اند. شاهد بر این مدعا استجازه گروهی از بزرگان خاندان ابن زهره از علامه و فقیه آن زمان، حسن بن یوسف بن مطهر حلی (648-726) مشهور به علامه حلی است.[۲۱]

نسب خانوادگی

تمام نسب‌شناسان بر این باورند که نسب ابن زهره (ابوالمکارم) به امام صادق علیه السلام منتهی می‌شود؛ اما در تعداد واسطه‌ها اختلاف کرده‌اند و هر کدام سلسله اجداد این عالم بزرگوار را بنا بر اعتقاد خود ذکر کرده‌اند و برای اثبات آن، نسب را برشمرده‌اند تا آن که منتهی به امام علیه السلام شده است.

میرزا عبدالله افندی تبریزی، نسب ایشان چنین آورده است: السید عزالدین ابوالمکارم حمزه بن علی بن أبی المحاسن زهره بن أبی علی الحسن بن أبی المحاسن زهره بن أبی المواهب علی بن أبی سالم محمد بن ابراهیم محمد النقیب بن علی، بن أبی علی احمد بن أبی جعفر محمد بن دبی عبدالله الحسین بن أبی ابراهیم اسحاق الموتمن بن أبی عبدالله جعفر بن محمد الصادق علیه السلام الحسینی الحلبی.[۲۲]

وی می‌افزاید: آن چه که ما ذکر کردیم، نسب موجود در کتب معتبره است؛ اما در آخر کتاب غنیه نسبی ذکر شده است که با واسطه کمتری به امام علیه السلام می‌رسد. و مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی هم همین نسب را آورده است.[۲۳]

صاحب روضات الجنات می‌نویسد: نسب سید بن زهره حلبی با دوازده واسطه به امام جعفر صادق علیه السلام می‌رسد که همگی از سادات بزرگوار هستند.[۲۴] سید محسن امین رحمه الله از کتاب «سیر اعلام النبلا» چنین نقل می‌کند که: سنگ قبری که در جمادی الاول سال (1297 هـ.ق) از مزار ابن زهره کشف شد؛ با خط زیبایی بر آن نگاشته شده است: بسم الله الرحمن الرحیم؛ این مرقد بزرگ یگانه، رکن‌الدین أبی المکارم حمزه بن علی بن زهره بن علی بن محمد بن أحمد بن محمد بن الحسین بن اسحاق بن جعفر الصادق صلوات الله علیه و علی آبائه و ابنائه الائمه الطاهرین است و وفات آن بزرگوار در ماه رجب سال (585 هـ.ق) بوده است.[۲۵] بنابراین نسب ابوالمکارم ابن زهره را با 9 واسطه به امام صادق علیه السلام می‌رسد.

استادان

بسیار طبیعی است که شخصیتی همانند ابن زهره، که در خانواده علم و فضل به دنیا آمده و رشد کرده؛ در نزد بزرگان این خاندان آموزش ببیند و درجات کمال برسد. استادانی که ابن زهره در خدمت آنان تلمذ کرده است، تا آن جا که بدان خبر یافتیم عبارتند از:

  1. علی بن زهره الحلبی، پدر ابن زهره؛
  2. السید ابوالمحاسن زهره الحلبی، جد ابن زهره؛
  3. ابومنصور محمد بن الحسن بن منصور نقاش موصلی: وی از شاگردان أبوعلی (پسر شیخ الطائفه) است. ابن زهره با یک واسطه از ابوعلی، پسر شیخ طوسی، اجازه روایت یافت و نیز النهایه شیخ طوسی را بر حاجب حلبی خواند.
  4. ابوعبدالله حسین بن طاهر بن حسین، که از شیخ ابوالفتوح نقل روایت کرده است.

شاگردان

  1. عبدالله بن علی بن زهره، برادر ابن زهره
  2. سید محی‌الدین محمد بن عبدالله، برادرزاده‌اش
  3. شیخ محمد بن جعفر مشهدی، صاحب کتاب مشهور «المزار»
  4. شیخ محمد بن جعفر مشهدی، صاحب کتاب «المزار»
  5. شیخ معین‌الدین سالم بن بدران مصری مازنی
  6. محمد بن ادریس الحلی، مولف کتاب «السرائر»
  7. عزالدین ابوالحرث محمد بن حسن بغدادی وی از ابن زهره اجازه روایت دریافت نموده است.

آثار

یکی از بهترین نشانه‌های بیانگر شخصیت، بالندگی فکر و وسعت اطلاعات هر شخصی آثاری است که از او به جای می‌ماند. ابوالمکارم آثار ارزشمند و جاودانه‌ای از خود به جای نهاده که با گذشت قرن‌ها از یاد نرفته و تازگی و طراوت خود را از دست نداده است و کتاب‌هایش جزء مصادری است که از زمان تألیف تاکنون، مورد مراجعه فقیهان بوده است. کتاب گران‌قدر «غینه النزوع» مدت‌ها به عنوان کتاب درسی در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شده و مورد استفاده قرار می‌گرفته، تا آن جا که محقق طوسی این کتاب را نزد معین‌الدین مازنی مصری قرائت کرده است.[۲۶]

نزدیک به 20 کتاب، رساله و نامه به ابن زهره نسبت داده شده است. تنوع موضوعات این آثار نشان دهنده وسعت دامنه دانش اوست. علاوه بر کتاب غنیه النزوع، آثار دیگری از ابن زهره به جای مانده است که عبارتند از:

  1. الاعتراض علی الکلام الوارد من حمص؛[۲۷]
  2. الجواب عما ذکره مطران:[۲۸] این کتاب جواب اشکالاتی است که ابن‌زهره به رئیس کاهنان داده است.
  3. الجواب عن الکلام الوارد من ناحیه الجبل: جواب از کلامی است که از ناحیه جبل عامل آورده‌اند.
  4. جواب المسائل الوارده من بغداد: جواب مسائلی است که از بغداد آمده است.
  5. قبس الانوار فی نصره العتره الاخیار: بعضی از مخالفین معاصر علامه حلی بر این کتاب ردیه‌ای به نام «المقتبس» نوشته‌اند و یکی از عالمان شیعه، به نام شیخ علی بن هلال بن فضل، ردی بر این مخالفان نوشته است. با نام «الانوار الجالبه لظلام الغلس من تلبیس صاحب المقتبس».
  6. جواب الکتاب الوارد من حمص: جواب نامه‌ای است که از شهر حمص آمده است.
  7. مسائل فی الرد علی المنجمین: مسائلی در رد نظریه ستاره‌شناسان که به بیست و یک مسئله می‌رسد.
  8. نوشته‌ای در بررسی مسئله تفکر و تعقل و این که آیا این مسأله به تنهایی در تحصیل معارف عقلیه کفایت می‌کند؟
  9. بررسی این مسئله که رویت ظاهری حق تعالی برای انسان امکان ندارد.
  10. بررسی این که خداوند متعال جبار وحی است.
  11. مسأله نیت وضو هنگام مضمضه و استنشاق؛
  12. بررسی و رد نظریه کسانی که گمان کرده‌اند تفکر به تنهایی در شناخت خداوند متعال کافی نیست.
  13. مسأله تحریم فقاع (آبجو)؛
  14. بررسی و رد نظریه کسانی که اعتقاد دارند که حسن و قبح فقط شنیدنی است نه عقلی.
  15. بررسی و رد قائلان به این که در دین اسلام قیاس قابل قبول است.
  16. النکت (در عمل نحو)؛
  17. بررسی مسأله جواز نکاح متعه؛
  18. نقض اشکالات فلاسفه؛
  19. غنیه النزوع الی علمی الاصول والفروع.

با این که مرحوم ابن زهره دارای تألیفات زیادی است؛ اما با کمال تأسف تنها «غنیه النزوع الی علمی الاصول والفروع» وی در دست است و کتاب‌های دیگر این دانشمند بزرگ در دسترس نیست. این کتاب گرانبها و ارزشمند در سال‌های اخیر با نظارت و اشراف استاد عالی‌قدر حضرت آیت الله حاج شیخ جعفر سبحانی دام عزه همراه با مقدمه[۲۹] ایشان و تحقیقات مفید محقق گرامی، حجت الاسلام والمسلمین بهادری چاپ شده است.

غنیه النزوع

کتاب «غنیه النزوع الی علمی الاصول والفروع» کتابی است جامع و ارزشمند که پس از قرن‌ها هنوز مباحث آن تازگی دارد و طراوت خود را از دست نداده است، به همین علت سزاوار است نکاتی را در مورد آن یادآور شویم؛ تا تذکری باشد برای استفاده بردن از این گوهر گرانبها که به فراموشی سپرده شده است. این کتاب در 3 موضوع بحث می‌کند:

  1. اصول دین (مهمترین مسائل کلامی)
  2. اصول فقه (مشتمل بر قواعد اصولیه که احکام شرعیه از آن استنباط می‌شود.)
  3. فروع و احکام شرعیه (مشتمل بر یک دوره فقه استدلالی مختصر که در آن، به کتاب و سنت نبوی و احادیث اهل بیت علیهم السلام استدلال شده است.)

ابن زهره در این کتاب یک دوره فقه استدلالی را به طور مختصر بحث کرده است که دارای امتیازات ویژه‌ای است از آن جمله:

  1. در استدلال‌ها از آیات قرآن کریم استفاده نموده و تقریباً به دویست و پنجاه آیه از قرآن شریف در موارد مختلف استدلال کرده است.
  2. اعتماد در استدلال بر احادیث نبوی صلی الله علیه و آله و سلم به صورت دلیل بر مطلوب یا احتجاج بر مخالف. در بحث اصول فقه هم بحث مفیدی در مسأله قیاس، انجام داده و بررسی دلایل قائلین به قیاس و مخالفان آن‌ها را به طور کامل آورده است.
  3. ابن زهره با تسلط کامل و گسترده‌ای که بر فقه اهل سنت و فقه شیعه داشته، توانسته است کتاب فقهی جامعی تدوین کند. خلأ موجود در آن زمان را پر نماید.

در بین دانش‌های اسلامی بحث فقه اکبر (اصول دین و مسائل کلامی از توحید تا معاد) از اهمیت خاصی برخوردار است که در این کتاب مطرح شده است. در بین مباحث کلامی‌ای که در این کتاب شریف آمده، شاید بتوان گفت یکی از شیرین‌ترین بحث‌ها که نسبتاً به تفصیل هم آورده شده، بحث امامت است.

در این بحث مطالب و مباحث ارزشمندی، همراه با استدلال به آیات شریفه قرآن و احادیث نبوی در مورد ولایت امیرالمومنین علیه السلام و رد کسانی که برایشان مقدم شده‌اند آمده که بسیار حائز اهمیت بوده و شایسته است که با دقت مورد مطالعه قرار گیرد تا بهره لازم از آن بدست آید.

بحران در حلب

ابن کثیر شامی نقل می‌کند: هنگامی که صلاح‌الدین ایوبی از تسلط بر مصر فراغت یافت و از اوضاع آن‌جا اطمینان حاصل کرد، تصمیم گرفت بر شهرهای شام هم مسلط شود. وی به سوی حلب حرکت کرد و بر کوه جوشن تسلط یافت. در آن روزگار «ابن‌الملک نورالدین» بر حلب حکومت داشت. پس همه‌ی اهل حلب در میدان باب العراق جمع شدند و ابن‌الملک با مهربانی با آنان سخن گفت و حتی در برابر آنان گریه کرد و آنان را تشویق به جنگ با صلاح‌الدین ایوبی نمود همگان اجابت کردند ولکن شیعیان که مدت‌ها تحت ستم بودند برای این که از شهر دفاع کنند و در مقابل نیروهای مهاجم ایستادگی نمایند، پنج شرط قرار دادند که در حقیقت با انجام این شرایط شیعیان حلب یک نحوه استقلال و رسمیت ـ پس از سال‌هایی که تحت فشار و اذیت بودند ـ پیدا می‌کردند و به یک پیروزی بزرگ می‌رسیدند.

پیش شرط شیعیان

پیش شرط شیعیان عبارت بود از:

  1. اذان باید با همان روش قبلی ـ یعنی همراه با «حی علی خیرالعمل» ـ گفته شود.
  2. هنگام تشییع جنازه، اسامی دوازده امام علیهم‌السلام در جلوی جنازه گفته شود.
  3. در نماز میت پنج تکبیر گفته شود. (طبق نظر شیعیان)
  4. قسمت شرقی مسجد جامع حلب برای شیعیان باشد و به آنان اختصاص داده شود.
  5. صیغه‌های عقد نکاح شیعیان را ابوالمکارم حمزه بن زهره الحسینی جاری کند.

تمام این شروط پذیرفته شد و حاکم حلب قبول کرد که آن‌ها را اجرا کند.[۳۰] و در حقیقت شیعیان می‌توانستند سنت‌ها و احکامی را که مجبور به ترک آن شده بودند، دوباره انجام دهند و بر طبق مذهب خود عمل کند و این خود یک پیروزی بزرگ برای آنان بشمار می‌آمد.

مزار ابن زهره

کوه جوشن، در غرب حلب و مشرف بر این شهر است. در پایین آن مقابر و مشاهد شیعه بنا شده است و شاعران حلب درباره آن سروده‌های زیادی آورده‌اند. این کوه حاوی معدن مس بوده و از آن برداشت نیز می‌شده است.

نقل شده است: زمانی که اسیران کربلا را از آن منطقه عبور می‌دادند ـ ظاهرا در برگشت از شام به طرف مدینه منوره ـ فرزند امام حسین علیه السلام ـ در این مکان سقط شد. در آن وضعیت سخت، برای مادر بچه سقط شده از کارگرانی که در این کوه مشغول استخراج مس بودند درخواست نان و آب کردند و آنان در مقابل درخواست ایشان و کمک کردن به اسیران زبان به طعن گشودند. در این حال همسر امام حسین علیه السلام بر آنان نفرین نمود. در اثر نفرین این بانوی مکرمه از آن زمان تا به حال، هر کس در این معدن مشغول بکار شده سودی نبرده و هم‌اکنون این معدن به صورت تعطیل درآمده است.

از آن زمان در این منطقه مکانی است که معروف به «مشهدالسقط» است و «مشهدالدکه» نیز نامیده می شود. این سقط را محسن بن الحسین علیه السلام نامیده‌اند. در ضمن مرقد عالم جلیل القدر ابن شهر آشوب مازندرانی در همین مکان قرار دارد.

وفات

أبوالمکارم ابن زهره در رمضان سال (511 هـ.ق) به دنیا آمد و در ماه رجب سال (585 هـ.ق) به جهان باقی شتافت. خدایش رحمت کند و در فردوس برین در کنار اجداد طاهرینش جای دهد. هم‌اکنون قبر سید شریف ابوالمکارم ابن زهره در کوه جوشن قرار دارد و زیارتگاه عاشقان و زائران او است.[۳۱]

پانویس

  1. معالم العماء، ابن شهر آشوب، ص 46 و 303.
  2. ایضاح الاشتباه، علامه حلی، ص 168 و 169.
  3. تاج العروس، ماده زهر، ج 3، ص 249.
  4. اعلام النبلاء، اعیان الشیعه سدی محسن امین، ج 6، ص 249.
  5. أمل الآمل، ج 2، ص 105، رقم 293.
  6. مجالس المومنین، مرعشی، ج 1، ص 508.
  7. بحارالانوار، ج 1، ص 21 و 40.
  8. روضات الجنات، ج 2، 375، رقم 235.
  9. مستدرک، الخاتمه، ج 3؛ الفائده الثالثه، ص 475.
  10. الکنی والالقاب، ج 1، ص 294.
  11. ریحانه الأدب، ج 7، ص 550.
  12. ریاض العلماء، ج2، ص202.
  13. ریحانة الادب، ج7، ص550 و 551.
  14. بحارالانوار، ج1، ص40.
  15. غنیه النزوع، ج 1، ص 6.
  16. حران: روستایی از حلب بوده. مراصد، ج 1، ص 389. البته حران مورد بحث غیر از حران (شهر معروف) است که در بین رها و رقه واقع بوده است.
  17. مفاخر اسلام، ج 3، ص 482.
  18. دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج 2، ص 15، به نقل از اعلام النبلاء، ج 5، ص 373.
  19. مفاخر الاسلام، ج 3، ص 482.
  20. مفاخر الاسلام، ج 3، ص 3 و 482، علی دوانی.
  21. بحارالانوار، ج 104، ص 61 و 62، مرحوم مجلسی متن اجازه را همراه با مضامین عالیه آورده است.
  22. الریاض، ج 2، ص 202، افندی تبریزی.
  23. طبقات اعلام الشیعه، طهرانی، ص 87.
  24. روضات الجنات، ج 2، ص 374.
  25. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج 6، ص 249.
  26. غنیه النوزع، المقدمه، ص 23.
  27. حمص: با کسره «حاء» و سکون «میم»، اسم شهر معروف و قدیمی‌ای است که مابین دمشق و حلب قرار دارد. (معجم‌البلدان، ج 2، ص 302؛ الذریعه، ج 5، ص 185).
  28. مطران: با فتح «میم» و سکون «طا» اسم رئیس کاهنان است و رتبه او بالاتر از أسقف است المنجد ماده «مطر».
  29. در این نوشتار، از مقدمه کتاب گفته شده بسیار استفاده بردیم و کمال تشکر و امتنان را از استاد ارجمند اعلام می‌داریم.
  30. البدایه والنهایه، ج 12، ص 355، حوادث سال 570، مجالس المومنین، ج 1، ص 63.
  31. معجم البلدان، ج 2، ص 186.

منابع

  • تلخيص از مجموعه گلشن ابرار، جلد 4، زندگی نامه "ابن زهره" از غلامحسين خدادادي.
  • عقیقی بخشایشی، سید ابوالمکارم ابن زهره، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، بازیابی: 15 ردیبهشت 1393.

پيوندها