زبور

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زبور نام كتاب آسمانى حضرت داوود علیه السلام است كه نام آن در آيه 163 از سوره (نساء) و آيه 106 از سوره‏ «انبياء» و آيه 55 از سوره «بنى اسرائيل» در قرآن كريم ذكر شده است.

زبور در قرآن

«إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَىٰ نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا»؛ ما به تو وحى فرستادیم همانگونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحى فرستادیم و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط (بنى اسرائیل) و عیسى و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحى نمودیم و به داود زبور دادیم. (سوره نساء، آیه 163)

از آیات قرآن و روایات اسلامى استفاده مى شود کتب آسمانى که بر پیامبران نازل گردید، دو گونه بود: نخست کتابهایى که احکام تشریعى در آن بود و اعلام آئین جدید می کرد. اینها پنج کتاب بیشتر نبود که بر پنج پیامبر اولواالعزم نازل گردید و دیگر کتابهایى بود که احکام تازه دربرنداشت بلکه مشتمل بر نصایح و اندرزها و راهنمایی ها و توصیه و دعاها بود و کتاب "زبور" از این دسته بود - هم اکنون کتاب "مزامیر داود" یا "زبور داود" که ضمن کتب "عهد قدیم" مذکور است، نیز گواه این حقیقت مى باشد، گرچه این کتاب همانند سایر کتب عهد جدید و قدیم از تحریف، مصون نمانده ولى می توان گفت: تا حدودى شکل خود را حفظ کرده است، این کتاب مشتمل بر صد و پنجاه فصل است که هر کدام مزمور نامیده مى شود، و سراسر شکل اندرز و دعا و مناجات دارد.

قرآن کریم در آیه دیگر می فرماید: «وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَىٰ بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا»؛ (سوره اسراء، 55) ما بعضى از پیامبران را بر بعض دیگرى فضیلت بخشیدیم و به داود کتاب زبور دادیم. این که چرا در جایی که سخن از فضیلت برخی از پیامبران بر برخی دیگر است از میان همه پیامبران، سخن از "داود" و "زبور" به میان آمده، ممکن است به خاطر جهات زیر باشد:

  1. زبور داود از میان کتب پیامبران این ویژگى را دارد که تمام آن مناجات و نیایش و اندرز است و با قول احسن و گفتار نیکو که در آیات قبل به آن دستور داده شد، از همه متناسبتر مى باشد.
  2. در زبور داود خبر از حکومت صالحان و نیکان داده شده هر چند ظاهرا مردمى تهى دست و فقیر و یتیم باشند و این با دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان راستین که غالباً در زمره تهى دستان بودند کاملاً هماهنگ است و پاسخى است به ایراد مشرکان.
  3. با این که داود داراى حکومت عظیم و کشور پهناورى بود، خداوند این را افتخار او قرار نمى دهد بلکه کتاب زبور را افتخار او مى شمرد تا مشرکان بدانند عظمت یک انسان به مال و ثروت و داشتن قدرت و حکومت ظاهرى نیست و یتیم و بى مال بودن دلیلى بر تحقیر نخواهد شد.
  4. بعضى از یهود مى گفتند: بعد از موسى نزول کتاب دیگرى ممکن نیست، قرآن به آنها پاسخ مى گوید که ما به داود زبور دادیم، چرا شما از نزول قرآن تعجب مى کنید؟ (البته کتاب داود کتاب احکام نبود بلکه کتاب اخلاق بود ولى هر چه بود بعد از تورات و از طرف خداوند نازل شده بود). به هر حال هیچ مانعى ندارد که تمام جهات چهارگانه فوق دلیل بر انتخاب داود و زبور در این جمله از میان همه پیامبران و همه کتب آسمانى باشد.

مورد دیگری که خداوند از زبور نام برده است آیه 105 سوره انبیاء است که می فرماید: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛ (سوره انبیاء، آیه 105) و همانا در زبور پس از تورات نوشتیم که سرانجام زمین را بندگان شایسته ما به ارث (حکومت) خواهند برد. "ذکر" در اصل به معنى یادآورى و یا چیزى که مایه تذکر و یادآورى است و در آیات قرآن به همین معنى بکار رفته، گاهى نیز به کتاب آسمانى موسى یعنى تورات اطلاق شده (مانند آیه 48 سوره انبیاء: "ولقد آتینا موسى و هارون الفرقان و ضیاء و ذکرا للمتقین؛ و بى شک به موسى و هارون (کتاب) فرقان دادیم که براى پرهیزگاران روشنایى و یادآورى بود.")

و گاه این عنوان در مورد قرآن استعمال شده، مانند آیه 27 سوره تکویر: «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ»؛ و این (قرآن) جز تذکارى براى جهانیان نیست. لذا بعضى گفته اند که منظور از ذکر در آیه مورد بحث قرآن است و زبور تمام کتب انبیاء پیشین و کلمه من بعد تقریباً معادل کلمه "علاوه بر" در فارسى خواهد بود و به این ترتیب معنى آیه چنین مى شود: "ما علاوه بر قرآن در تمام کتب انبیاء پیشین نوشتیم که سرانجام سراسر روى زمین در اختیار بندگان صالح خدا قرار خواهد گرفت". ولى با توجه به تعبیراتى که در آیه بکار رفته، ظاهر این است که منظور از زبور، کتاب داود و ذکر به معنى تورات است، و با توجه به این که زبور بعد از تورات بوده، تعبیر "من بعد" نیز حقیقى است و به این ترتیب معنى آیه چنین مى شود، "ما در زبور بعد از تورات، چنین نوشتیم که این زمین را بندگان صالح ما به ارث خواهند برد".

در اینجا این سؤال پیش مى آید که چرا در میان کتب آسمانى، تنها از این دو کتاب نامبرده شده است؟ این تعبیر ممکن است به خاطر آن باشد که: داوود یکى از بزرگترین پیامبرانى بود که تشکیل حکومت حق و عدالت داد و بنى اسرائیل نیز مصداق روشن قوم مستضعفى بودند که بر ضد مستکبران قیام کردند و دستگاه آنها را بهم پیچیدند و وارث حکومت و سرزمین آنها شدند.[۱]

زبور کنونی

در ميان كتب «عتيق» كتابى بنام زبور يا «مزامير» وجود دارد كه مشتمل بر يكصد و پنجاه «مزمور» است.[۲] مزامیر سه دسته است: 1- وابسته به عبادت 2- وابسته به أغانى دينى 3- وابسته به مراثى و شكر و مدائح ملكى.[۳]

اهل كتاب زبور فعلی را به داوود علیه السلام نسبت ميدهند. اما بر اساس شواهد این کتاب از مؤلفين متعدد در عصرهاى متوالى است و فقط قسمتى از آن متعلق به داوود علیه السلام است [۴] و از آن جمله مزمور چهل و پنجم است كه راجع به پيغمبر اسلام و اصحاب آن حضرت سخن گفته و قرآن نيز در آيه 105 از سوره انبياء باين بشارت زبور اشاره كرده است.[۵]

پانویس

  • فرهنگ قرآن، جلد پانزدهم.

پانویس

  1. آموزه ها و اهمیت زبور، دائره المعارف طهور، بازیابی:4 اسفند 1398
  2. بلاغی، قصص قرآن، ص375
  3. بلاغی، حجة التفاسير و بلاغ الإكسير، تعليقه‏2ج‏7، ص445
  4. بلاغی، حجة التفاسير و بلاغ الإكسير، تعليقه‏2ج‏7، ص445
  5. بلاغی، قصص قرآن، ص375