آیه 1 سوره نحل

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو
مشاهده آیه در سوره

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ أَتَىٰ أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<1 آیه 1 سوره نحل 2>>
سوره : سوره نحل (16)
جزء : 14
نزول : مکه

ترجمه های فارسی[ویرایش]

فرمان خدا (به ظهور قیامت و یا به عذاب شمشیر بر مشرکان) به زودی فرا می‌رسد پس (هان ای کافران، شما به تمسخر و هزل) تقاضای تعجیل آن مکنید، خدای یکتا متعالی و منزه از شرک مشرکان است.

فرمان حتمی خدا [در مورد عذاب کافران ومشرکان] فرا رسیده است، پس خواستار شتاب در آن نباشید؛ او منزّه وبرتر است از آنچه شریک او قرار می دهند.

[هان‌] امر خدا دررسيد، پس در آن شتاب مكنيد. او منزّه و فراتر است از آنچه [با وى‌] شريك مى‌سازند.

فرمان خداوند در رسيد، به شتابش مخواهيد. او منزه است و از هر چه شريك او مى‌سازند برتر.

فرمان خدا (برای مجازات مشرکان و مجرمان،) فرا رسیده است؛ برای آن عجله نکنید! منزّه و برتر است خداوند از آنچه همتای او قرارمی‌دهند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)[ویرایش]

The command of Allah is coming, so be not impatient for it. Exalted is He and high above what they associate with Him.

(Inevitable) cometh (to pass) the Command of Allah: seek ye not then to hasten it: Glory to Him, and far is He above having the partners they ascribe unto Him!

معانی کلمات آیه[ویرایش]

«أَتَی»: آمد. فرا رسید. استعمال فعل ماضی به جای فعل مضارع، به خاطر حتمی‌بودن و قریب‌الوقوع بودن مسأله است. «أَمْرُ»: دستور. در اینجا مراد چیزی است که بدان دستور داده می‌شود که قیامت است (نگا: انبیاء / و قمر / . «فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ»: به شتاب آن را مخواهید. در فرارسیدن آن شتاب مکنید. «تَعالَی»: بالاتر از آن است. به دور از آن است (نگا: انعام / اعراف / یونس / ).

نزول[ویرایش]

ابن عباس گوید: وقتى که این قسمت از آیه «أَتى أَمْرُاللَّهِ» نازل گردید، اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله از ترس بانک برآوردند و برافروختند تا این که «فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ» بعد از آن نازل شد سپس خاموش گشتند.[۱]

ابوبکر بن ابى حفص گوید: هنگامى که «أَتى أَمْرُاللَّهِ» نازل گردید، اصحاب از جا برخاستند تا این که «فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ» نازل شد.[۲]

على بن ابراهیم گوید: وقتى که قریش از پیامبر خواسته بودند که بر آن‌ها عذاب فرود آید این آیه نازل گردید.[۳]

تفسیر آیه[ویرایش]

تفسیر نور (محسن قرائتی)[ویرایش]


جلد 4 - صفحه 489

سیمای سوره نحل‌

شانزدهمين سوره‌ى قرآن كريم، كه يكصد و بيست و هشت آيه دارد، به دليل اشاره به خلقتِ زنبور عسل، «نحل» نام گرفته است.

با آنكه قرآن، كتابِ تشريع است، ولى نام بسيارى از سوره‌هاى آن بر اساس تكوين است، همچون «نَجْم/ ستاره»، «شَمْس/ خورشيد»، «فيل»، «عنكبوت» و «نحل». اين نام‌ها، رمز آن است كه همه موجودات هستى، چه در آسمان و چه در زمين، چه كوچك و چه بزرگ، همه نزد قدرت او يكسانند و كتابِ شريعت، بر اساس كتابِ طبيعت، بنا نهاده شده و اين دو كتاب، از يك مبدأ نشأت گرفته‌اند.

يكى از نام‌هاى اين سوره، «نعمت» است، زيرا بالغ بر پنجاه نعمت در آن بيان شده است.

در اين سوره، از نعمت‌هاى الهى، دلايل توحيد و معاد، احكام جهاد، تهديد مشركان، نهى از ظلم و فحشا، پيمان‌شكنى و بدعت‌ها و وسوسه‌هاى شيطانى، مطالبى به ميان آمده است.

مطابق نظر مرحوم علامه طباطبايى در تفسير الميزان، از شأن نزول‌هاى آيات اين سوره، فهميده مى‌شود كه چهل آيه اوّل آن، مربوط به اواخر دوران مكّه و هشتاد و هشت آيه ديگر آن، مربوط به اوايل زمان هجرت به مدينه است.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌4، ص: 490


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

به نام خداوند بخشنده‏ مهربان.

أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‌ عَمَّا يُشْرِكُونَ «1»

فرمان (قهر) خدا آمد پس در آن شتاب نكنيد او منزه و برتر از هرچيزى است كه براى او شريك مى‌سازند.

يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‌ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ «2»

خداوند فرشتگان را، همراه با وحى كه از فرمان اوست، بر هر كس از بندگانش كه بخواهد فرو مى‌فرستد كه مردم را هشدار دهيد كه معبودى جز من نيست پس تنها از من پروا كنيد (و مخالف دستورم عمل نكنيد.)

نکته ها

گرچه مورد آيه، عجله‌ى كفّار در امر نزول قهر خداوند است، امّا جمله‌ى‌ «أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ» اختصاصى به فرمان قهر الهى ندارد، بلكه شامل همه فرمان‌هاى خداوند، همچون فرمان جهاد، فرمان ظهور امام زمان عليه السلام و فرمان برپايى روز قيامت، مى‌شود كه نبايد در اين امور عجله كرد.

«روح» يكى از فرشتگانِ مقرّب الهى است كه نام او در قرآن، به صورت جداگانه و معمولًا در كنار «ملائكة» آمده است: «يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ» «1»، «تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ‌


«1». نبأ، 37.

جلد 4 - صفحه 491

إِلَيْهِ» «1» و «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ».

امّا در اينجا در آيه‌ «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ»، به جاى حرفِ «واو» بين دو كلمه، حرف «باء» بكار رفته است، شايد از آن جهت كه مراد از «روح» در اين آيه، آن فرشته نباشد، بلكه مراد معناى لغوىِ «روح» يعنى حياتِ معنوى باشد كه معناى آيه چنين مى‌شود: خداوند فرشتگان را همراه با اسباب حيات، بر بندگانى كه بخواهد نازل مى‌كند. چنانكه در آيه‌ى‌ «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا» «2» مراد از «روح» قرآن است كه مايه حياتِ معنوى مى‌باشد: «دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ» «3»

پیام ها

1- فرمان‌هاى الهى قطعى و وقوع قهر او حتمى است. «أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ»، «أَتى‌» فعل ماضى مى‌باشد، گويا عذاب آمده است.

2- خداوند به وعده‌هاى خود عمل مى‌كند. «أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ» در آيه 109 سوره‌ى بقره و 24 سوره‌ى توبه، خداوند وعده داده بود كه‌ «حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ»* اكنون مى‌فرمايد: «أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ»

3- در كار خدا عجله نكنيد كه كار او حكيمانه است و در وقت خود انجام مى‌شود. «فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ»

4- نزول فرشته‌ى وحى، محتواى وحى و كسى‌كه آن را دريافت مى‌كند، همه و همه در مدار اراده‌ى الهى است. «مِنْ أَمْرِهِ»

5- رسالت، امرى انتصابى است نه اكتسابى. «مَنْ يَشاءُ» البتّه خداوند حكيم است و بى‌جهت كسى را به مقام نبوّت نمى‌رساند: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» «4»

6- اوّلين شرط دريافت وحى الهى، روح عبوديّت و بندگى پيامبران بوده است. «مِنْ عِبادِهِ»


«1». معارج، 4.

«2». شورى، 52.

«3». انفال، 24.

«4». انعام، 124.

جلد 4 - صفحه 492

7- هشدار دادن به مردم، در رأس وظايف پيامبران است. «أَنْذِرُوا»

8- اساس عقايد، بر توحيد واساسِ عمل صالح، بر تقواست. «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ»

9- پروا و پاكى، در سايه‌ى توحيد معنا پيدا مى‌كند. «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)[ویرایش]



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‌ عَمَّا يُشْرِكُونَ «1»

شأن نزول‌ «1»: مفسرين نقل نموده‌اند كه معاندان بر وجه استهزاء، تعجيل مى‌نمودند در آنچه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را وعيد مى‌فرمود از قيام ساعت يا عذاب دنيا، و مى‌گفتند: اگر بر سبيل فرض آنچه مى‌گوئى واقع شود، شريكان حق، يعنى بتان، ما را از آن خلاصى دهند؛ آيه شريفه نازل شد:

أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ‌: رسيد، يعنى نزديك است كه برسد و واقع شود فرمان خدا به قيام قيامت يا به عذاب كفار. فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ‌: پس بشتاب طلب آن مكنيد تا وقت آن در آيد مراد آيه آنست كه امر موعود به جهت وقوع آن به منزله آنست كه آمده و متحقق شده، پس به تعجيل، طلب آن ننمائيد، البته بدون شك و شبهه واقع خواهد شد.

تبصره: يكى از صفات ثبوتيه حق تعالى، آنكه صادق است، يعنى آنچه را اخبار فرموده، راست و درست، و مطابق با واقع است؛ زيرا دروغ يعنى خبر دادن‌


«1» مجمع البيان، جلد 3، صفحه 348.

جلد 7 - صفحه 159

خلاف واقع، قبيح و نقص، و ساحت ربوبى منزه و مقدس از كليه قبايح و نقايص باشد. بنابراين اخبار به قيامت، حق و صدق، و به منزله واقع شده خواهد بود، و لذا تعبير به لفظ ماضى شده، و عرب مستقبل محقق الوقوع را به لفظ ماضى استعمال نمايد.

عياشى: از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده‌ «1»: اذا اخبر اللّه انّ شيئا كائن فكانّه قد كان. على بن ابراهيم قدس اللّه سره فرمايد «2»: قريش از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كردند نزول عذاب را آيه شريفه نازل شد (أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ).

سُبْحانَهُ وَ تَعالى‌: منزه است ذات احديت الهى و متعالى است. عَمَّا يُشْرِكُونَ‌: از آنچه شريك مى‌دانند با ذات سبحانى و مى‌گويند فرداى قيامت بتان، عذاب خدا را دفع كنند.

نكته: رجوع از خطاب به غيبت، به طريق التفات است، يا آنكه خطاب به مؤمنين است كه عذاب كفار را مى‌خواستند. ابن عباس نقل نموده‌ «3» وقتى آيه‌ (اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ) «4» نازل شد، كفار با هم گفتند محمد گويد قيامت نزديك شده. پس خائف شده، چند روزى ترك انكار و عناد را نموده انتظار كشيدند. چون اثرى ظاهر نشد باز به انكار مشغول، آيه آمد (اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ) «5» ترسيدند و مترصد بودند، نتيجه‌اى به ظهور نرسيد، زبان به استهزاء گشوده، گفتند: آنچه گويد اثرى ندارد، آيه آمد (أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ) راوى گويد: چون اين آيه نازل شد، پيغمبر از جا برجست و اصحاب ترسيدند سر به آسمان بلند، به گمان آنكه اين ساعت قيامت خواهد شد،


«1» تفسير عياشى، جلد 2، صفحه 254.

«2» تفسير قمى جلد 1، صفحه 382.

«3» منهج الصادقين جلد 5، صفحه 177.

«4» سوره قمر آيه 1.

«5» انبياء آيه 1.

جلد 7 - صفحه 160

جبرئيل گفت: (فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ) اصحاب اطمينان يافتند.

تحقيق: كلمه مباركه‌ (سُبْحانَهُ وَ تَعالى‌ عَمَّا يُشْرِكُونَ) تنزيه ذات اقدس الهى از تمام اقسام شرك.

بيان: نزد متكلمين، شرك قرار دادن، ثانى است از اتحاد جنسى و نوعى و غير نوعى در ذات سبحانى يا در صفات ذاتى يا فعلى؛ پس شرك انواع دارد:

1- شرك استقلالى بالذات، يعنى دو خداى مستقل قائل شدن مانند مجوس كه يزدان را فاعل خير، و اهريمن را خالق شرّ دانند.

2- شرك تبعيضى و آن تركيب ذات خدا از الهه عديده است، مانند شرك به تركيب اقانيم ثلاث كه عقيده مسيحيان باشد.

3- شرك تقربى، يعنى پرستش غير خدا براى تقرب به خدا، مانند شرك عبده اصنام و اوثان.

4- شرك تقليدى و آن بندگى غير خدا به تقليد آباء و اجداد.

5- تشريك الاسباب و آن اسناد تأثير اثر است به اسباب عاديه، مانند شرك طبيعيّين و بعضى اهل نجوم و دهريين.

6- تشريك الاغراض، يعنى شرك در عبادت و عمل را براى غرض نفسانى نمودن مانند ريا و سمعه و شهرت و آيه شريفه ردّ تمام اقسام را نمايد به يك كلمه جامعه كه: ذات سبحانى ربوبى، منزه و مقدس است از آنچه سزاوار ساحت كبريائى نيست.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)[ویرایش]


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

أَتى‌ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‌ عَمَّا يُشْرِكُونَ «1» يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‌ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاتَّقُونِ «2»

ترجمه‌

ترجمه- آمد فرمان خدا پس شتاب نداشته باشيد در آن منزّه است خداوند و برتر از آنچه شريك قرار ميدهند

نازل ميكند فرشتگان را با روح بفرمانش بر هر كه ميخواهد از بندگانش كه بيم دهيد بآنكه نيست خدائى مگر من پس بترسيد از من.

تفسير

- گفته‌اند چون پيغمبر اكرم وعده عذاب بكفار ميداد در دنيا و آخرت تكذيب و استهزاء مينمودند آنحضرت را و ميگفتند بتها شفعاء ما هستند و ما را نجات ميدهند پس اين آيه نازل شد و مراد آنستكه امر موعود الهى محقّق الوقوع است و مستقبل محقق الوقوع بمنزله ماضى است پس صحيح باشد كه گفته شود آمد و نبايد كفّار تعجيل در آن نمايند چون راه نجاتى براى آنها نيست و بتها نميتوانند دستگيرى از كفار كنند چون مخلوق و مصنوع و عاجزند و شعور و ادراك ندارند و خداوند اجلّ و امنع و ارفع از آنستكه شريك داشته باشد و كسى بتواند مانع از نفوذ اراده او شود و بنابراين مراد از امر در آيه شريفه عذاب يا قيامت است و بنظر حقير مراد قضاء و حكم الهى است و مفاد آنستكه فرمان و امر الهى در باره شما صادر و ختم شد تعجيل نداشته باشيد بزودى بكيفر اعمالتان خواهيد رسيد و بنابر اين كلمه امر و صيغه ماضى بمعناى حقيقى خود باقى است و احتياج بتوجيه ندارد و قمّى ره فرموده اين آيه نازل شد وقتى كه قريش از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواستند كه عذاب بر آنها نازل شود و عيّاشى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه چون خدا خبر دهد از امريكه واقع ميشود مثل آنستكه واقع شده‌


جلد 3 صفحه 270

است و خداوند نازل ميفرمايد ملائكه را با مايه حيات دلهاى مرده از جهل و نادانى خواه وحى باشد خواه قرآن خواه نبوّت كه هر يك را گفته‌اند و مرجع همه يك امر است و قمّى ره فرموده مراد از روح قوّه‌اى است كه خداوند در ايشان قرار داده و از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه مراد كتاب و نبوت است و نيز از آنحضرت در بصائر و غيره روايت شده كه روح ملكى است با انبياء و اوصياء كه ارشاد ميكند ايشانرا از جانب خدا و اين انزال بفرمان و امر و دستور الهى است چنانچه گفته‌اند و بنابراين مراد از من امره بامره است و بنظر حقير مراد از روح روان پاك مخصوص بانبياء و اولياء است كه از آن در قرآن مجيد بروح القدس و روح الهى تعبير شده و در كافى از امير المؤمنين عليه السّلام باين معنى تصريح شده كه آن روح پنجم است كه در انبياء عليهم السلام است و ساير مردم حتّى اهل ايمان آنرا ندارند و در حديث كميل بن زياد از آنحضرت بنفس كلّيه الهيّه كه داراى پنج قوّه و دو خاصيّت است ناميده شده و اين روح از عالم ملكوت كه آنرا عالم امر نيز خوانده‌اند نازل و بموادّ قابله افاضه ميشود و بآن مكشوف ميشود براى آن ذوات مقدسه حقائق اشياء و معصوم ميشوند از گناه و سهو و نسيان و خطاء و باقى ميمانند ببقاء خدا و ميرسند بمقام تسليم و رضا و بنابراين مراد از من امره واضح و الفاظ بمعانى حقيقى خود باقى است و اين معنى با هيچيك از معانى مذكوره منافى نيست بلكه ملائم است چون اين حقيقت از صقع ربوبى است و در عين وحدت و بساطت بوسعت وجودى خود مصداق و منشأ انتزاع عناوين و ألقاب و اسماء است و صحيح است گفته شود قوّت و علم و كتاب و قرآن و ملك مصاحب با پيغمبر و امام و نفس كليّه الهيّه است «عباراتنا شتّى و حسنك واحد- و كلّ الى ذاك الجمال يشير» و آنچه نازل ميكنند ملائكه با روح نبوّت از عالم امر بر پيغمبران آنستكه اعلام كنيد بمردم كه نيست خدائى جز خداوند يگانه پس بترسيد از او و مخالفت او امر و نواهى او را منمائيد و بنابراين جمله ان أنذروا بيان منزل و انّه لا اله الا انا بيان منذر به است.


جلد 3 صفحه 271

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)[ویرایش]


بِسم‌ِ اللّه‌ِ الرَّحمن‌ِ الرَّحِيم‌ِ

أَتي‌ أَمرُ اللّه‌ِ فَلا تَستَعجِلُوه‌ُ سُبحانَه‌ُ وَ تَعالي‌ عَمّا يُشرِكُون‌َ «1»

آمد امر الهي‌ ‌پس‌ طلب‌ تعجيل‌ ‌او‌ ‌را‌ نكنيد خداوند منزّه‌ و مبرّي‌ ‌است‌ ‌از‌ ‌هر‌ عيب‌ و نقصي‌ و بالاتر ‌است‌ ‌از‌ آنچه‌ ‌براي‌ ‌او‌ شريك‌ قرار ميدهند.

‌که‌أَتي‌ أَمرُ اللّه‌ِ مستقبل‌ محقق‌ الوقوع‌ حكم‌ ماضي‌ دارد چنانچه‌ ‌علي‌ اكبر ‌عليه‌ السّلام‌ خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ عرض‌ كرد (العطش‌ قتلني‌) و امر الهي‌ مفسّرين‌ معاني‌ مختلف‌ كردند عذاب‌ الهي‌ قيامت‌ أحكام‌ دين‌ نزول‌ بلاء و ‌در‌ أخبار بظهور حضرت‌ بقية اللّه‌ تفسير فرموده‌اند.

تحقيق‌ كلام‌ آنكه‌ خداوند ‌در‌ ازل‌ تقدير امور ‌إلي‌ الأبد فرموده‌ و علمش‌ بتمام‌ ‌آنها‌ تعلّق‌ گرفته‌ و ذات‌ مقدسش‌ منسلخ‌ ‌از‌ زمان‌ و زمانيات‌ ‌است‌ تماما نزد ‌او‌ موجود ‌است‌ چنانچه‌ حكماء گفتند دهر محيط ‌بر‌ زمان‌ ‌است‌ و سرمد محيط ‌بر‌ دهر ‌است‌ و معناي‌ سرمد آنكه‌ ازلي‌ و ابدي‌ ‌است‌ لذا ميفرمايد:‌که‌ أَتي‌ أَمرُ اللّه‌ِ و أمر إلهي‌ همان‌ إيجاد ‌او‌ ‌است‌ و احتياج‌ بكلمه‌ كن‌ ‌هم‌ ندارد و تعبير باين‌ كلمه‌ ‌از‌ ضيق‌ عبارت‌ ‌است‌، زيرا افعال‌ إلهي‌ دو مقدمه‌ بيش‌ ندارد علم‌ بصلاح‌ و ايجاد موجود ميشود، و ‌بين‌ حكماء و متكلمين‌ اختلاف‌ ‌است‌ ‌که‌ آيا اراده همان‌ علم‌ بصلاح‌ ‌است‌، چنانچه‌ حكمت‌ علم‌ بمصالح‌ ‌است‌ و ‌از‌ صفات‌ ذات‌ ‌است‌ و برگشت‌ بعلم‌ ‌است‌ ‌که‌ حكماء گفتند ‌ يا ‌ إيجاد ‌است‌ و ‌از‌ صفات‌ فعل‌ ‌است‌، و حق‌ قول‌ حكماء ‌است‌ ‌که‌ متكلمين‌ گفتند و ايجاد بمعني‌ مصدري‌ تعبير بمشيئت‌ ميشود، چنانچه‌ ‌در‌ خبر ‌است‌ فرمود: خلقت‌ الاشياء بالمشيئة و خلقت‌ المشيئة بنفسها چنانچه‌ مي‌گوييم‌: تمام‌ موجودات‌ امكاني‌ بايجاد حق‌ موجود ميشوند و إيجاد بنفسه‌ موجود ميشود إيجاد ديگري‌ نميخواهد و إلّا تسلسل‌ لازم‌ ميآيد،‌که‌ فَلا تَستَعجِلُوه‌ُ ‌هر‌ فعلي‌ بموقع‌ ‌خود‌ تحقق‌ پيدا ميكند و تفسير اينكه‌ ‌براي‌ أمر كردند بيان‌ مصداق‌ ‌است‌ و منافي‌ ‌با‌ اطلاق‌ ندارد ظهور حضرت‌ بقية اللّه‌ رجعت‌ ائمه‌ اطهار قيام‌ قيامت‌ مثوبات‌ و عقوبات‌ نعم‌ و بليّات‌ كلّا واقع‌ شد نيست‌.

جلد 12 - صفحه 81

‌که‌ سُبحانَه‌ُ وَ تَعالي‌ عَمّا يُشرِكُون‌َ ‌در‌ تسبيحات‌ أربعه‌ ترتيب‌ مقرر ‌شده‌ تسبيح‌ تحميد تهليل‌ تكبير.

«1» تسبيح‌ ذات‌ مقدسش‌ منزّه‌ و مبرّي‌ ‌از‌ ‌هر‌ عيب‌ و نقص‌ و احتياج‌ ‌است‌، زيرا محدوديت‌ لازم‌ ميآيد و ذات‌ مقدسش‌ ‌غير‌ محدود ‌است‌ ذاتا و صفة و فعلا.

«2» تحميد ‌که‌ مستجمع‌ جميع‌ كمالات‌ ‌است‌، زيرا لازمه‌ تسبيح‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌اگر‌ فاقد يك‌ كمالي‌ ‌باشد‌ نقص‌ و عيب‌ لازم‌ ميآيد.

«3» تهليل‌ ‌است‌ و تهليل‌ ‌از‌ لوازم‌ تسبيح‌ و تحميد ‌است‌ زيرا دوائيت‌ مستلزم‌ تركيب‌ ‌است‌ ‌ما ‌به‌ الاشتراك‌ و ‌ما ‌به‌ الامتياز لازم‌ ميآيد و تركيب‌ مستلزم‌ احتياج‌ ‌است‌ ‌هر‌ جزئي‌ احتياج‌ بجزء ديگر دارد و مركب‌ احتياج‌ بهر دو جزء دارد و احتياج‌ بمركب‌ بالكسر دارد.

«4» تكبير ‌است‌ نه‌ بمعني‌ آنچه‌ مفسرين‌ گفتند ‌که‌ (اللّه‌ اكبر ‌من‌ ‌کل‌ شي‌ء) زيرا كبريايي‌ ‌او‌ ذاتي‌ ‌است‌ موقعي‌ ‌که‌ شي‌ء ‌در‌ عالم‌ نبود كبرياء ‌بود‌، بلكه‌ بمعني‌ آنچه‌ معصوم‌ ‌عليه‌ السّلام‌ فرموده‌

(اللّه‌ اكبر ‌من‌ ‌أن‌ يوصف‌)

زيرا محدود ممكن‌ نيست‌ پي‌ بغير محدود برد قاآني‌ بحكماء خطاب‌ ميكند:

حكيم‌ نازي‌ بعقل‌ ‌تا‌ كي‌

برگزیده تفسیر نمونه[ویرایش]


]

(آیه 1)- فرمان عذاب نزدیک است: قسمت مهمی از آیات آغاز این سوره در «مکّه» نازل شده است، در همان ایام که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله درگیری شدیدی با مشرکان و بت پرستان داشت، و هر روز در برابر دعوت حیات آفرین و آزادیبخش او به بهانه‌هایی متوسل می‌شدند، از جمله این که هرگاه پیامبر صلّی اللّه علیه و آله آنها را تهدید به عذاب الهی می‌کرد بعضی از لجوجان می‌گفتند: اگر این عذاب و کیفر که می‌گویی راست است پس چرا به سراغ ما نمی‌آید؟! و شاید گاهی اضافه می‌کردند که اگر فرضا عذابی در کار باشد ما دست به دامن بتها می‌شویم تا در پیشگاه خدا شفاعت کنند تا این عذاب را از ما بر دارد.

نخستین آیه این سوره، خط بطلان بر این اوهام کشیده، می‌گوید: «عجله نکنید فرمان خدا (برای مجازات مشرکان و مجرمان) قطعا فرا رسیده است» (أَتی أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ).

و اگر فکر می‌کنید بتان شفیعان درگاه اویند سخت در اشتباهید «خداوند منزه و برتر از آن است که آنها برای او شریک می‌سازند» (سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ).

پانویس[ویرایش]

  1. تفسیر ابن مردویه.
  2. تفاسیر جامع البیان و ابن ابى‌حاتم و کتاب زوائد الزّهد از عبدالله بن احمد.
  3. البرهان فی تفسیرالقرآن.

منابع[ویرایش]