تجسم اعمال

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۳۴ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو


این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


«تجسّم اعمال» به معنای به شکل و جسم در آمدن عقاید و اخلاق و افعال انسان در قیامت است که در هر یک از حوزه­ های کلام، فلسفه، اخلاق و عرفان به نوعی مطرح بوده است. بسیاری به اثبات «تجسّم اعمال» پرداخته و برخی نیز آن را دور از حکم عقل شمرده و به انکار آن برخاسته‌­اند. تجسّم اعمال یک حقیقت قرآنی است و در آیات و روایات متعددی به آن اشاره شده است.

تعریف

«تجسم اعمال» به معنای به شکل و جسم و پیکر در آمدن موجودات غیرمادی مانند عقاید، اخلاق و اوصاف، افعال و آثار انسان است.[۱] "قرآن و روایات دلالت دارند بر این که هر عملی که انسان در این جهان انجام می دهد دو صورت و دو ظهور و دو هویت دارد و با یکی از آنها در این دنیا تمثّل می کند و با دیگری در آخرت. مثلاً نماز در این دنیا عبارت است از یکسری از ذکرها و حرکات که هویت دنیوی نماز را تشکیل می دهند ولی همین نماز در آخرت ظهور دیگری دارد و همچنین است اعمال ناشایست."[۲] زیرا اقتضای این عالم آن است که عمل به این صورت جلوه کند و اقتضای عالم آخرت آن است که عمل به شکل اصلی و واقعی خود ظاهر شود.

علامه طباطبایی در تفسیر آیه «وَلِکلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَلِیوَفِّیهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا یظْلَمُونَ»[۳] می فرماید: صدر آیه از نوعی نسبت خاص حکایت می کند و عبارت میانی از اتحاد بین عمل و جزای آن و ذیل آیه از جزای عادلانه که در واقع سبب نسبت و اتحاد مذکور است. آیات بسیار دیگری وجود دارند که دلالت می کنند بر این که اعمال خیر و شرّ انسان به عینه به وی برگردانده می شوند.[۴]

تجسم اعمال در آیات و روایات

در قرآن و روایات در مورد اعمال انسان، اعم از اعمال ظاهری و باطنی و نقش آن در جزای اخروی، مطالبی آمده که دانشمندان از آن به تجسم اعمال[۵] یا تجسد اعمال[۶] و یا تمثل اعمال[۷] و... تعبیر کرده ­اند. این مسئله از این نظر حائز اهمیت است که می ­تواند به شبهه ه­ایی که پیرامون کیفر برخی از اعمال وارد است، پاسخ قانع کننده ­ای ارائه دهد.

دو نمونه از این آیات و روایات را یادآور می شویم:[۸]

لقمان حکیم در نصایح خود به فرزندش فرمود: «یا بُنَی إِنَّهَا إِن تَک مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یأْتِ بِهَا اللَّهُ...»؛[۹] فرزندم هر کاری که انسان انجام دهد هر چند به اندازه سنگینی خردلی در میان صخره ها و یا آسمان ها و زمین باشد خداوند آن را در روز رستاخیز می آورد.

از ظاهر این آیه شریفه نیز برمی آید که خداوند خود عمل انسان را می آورد و آن را ملاک پاداش و یا کیفر قرار می دهد.[۱۰]

همچنین در حدیث است که امام باقر علیه السلام فرمود: «تعلّموا القرآن فانّ القرآن یأتی یوم القیامه فی احسن الصورة».[۱۱] «قرآن را بیاموزید پس همانا قرآن روز قیامت در بهترین صورت حاضر می شود».

نظرات مختلف پیرامون تجسم اعمال

نسبت به مسئله تجسم اعمال، میان عالمان اختلاف است. گروهی این نظریه را پذیرفته و گروهی آن را رد کرده اند. در میان قائلان به این مسأله، سه نظر عمده وجود دارد:

  • "عذاب و نعمت ها در آخرت، در واقع همان تجسم اعمال و ملکات فاعل آنهاست؛ طبق این نظریه هر عملی که انسان در دنیا انجام می دهد، بدون تردید نتیجه انگیزه و نیّاتی است که در جانش نقش بسته است. به فرموده قرآن: «...کلٌّ یعْمَلُ عَلَى شَاکلَتِهِ...»؛[۱۲] هر انسانی طبق نیات و تفکرات شکل یافته خود عمل می کند. اساس کار اندیشه و انگیزه است. عملی که با انگیزه های پست حیوانی و یا نیّات و اهداف متعالی انجام می گیرد، تصویری در صفحه روان از خود باقی می گذارد. اگر این عمل تکرار نشود به تدریج آن صورت نفسانی کمرنگ و محو می شود، ولی اگر تکرار شد تدریجاً پرورش یافته و به شکل ملکه راسخه درمی آید و در صحیفه جان انسان ماندگار می شود و پس از مرگ تجسم عینی پیدا می کند.
  • نظریه دوم آن است که هر عملی دو چهره دارد، یک چهره ظاهری که گاه در این دنیا آمیخته با لذت و رفاه و ثروت است، ولی چهره دیگری به عنوان صورت ملکوتی و باطنی است که در قیامت ظاهر می شود.
  • نظر سوم قول به تفصیل است. طبق این عقیده، برخی از عقاب و ثواب ها در حقیقت همان عمل انسان و تجسم آنهاست، (نظریه تجسم اعمال) ولی بعضی دیگر جزای اعمال انسان است (و نه تجسم اعمال)."[۱۳]

اما "گروهی دیگر از مفسران و متکلمان اسلامی تجسم اعمال را غیرممکن دانسته و همه آیات و روایات دالّ بر آن را به گونه ای تأویل کرده اند. عمده دلیل آنان بر این مدعا این است که اعمال انسان از مقوله اعراض می باشد. بنابراین از نظر ایشان نظریه تجسم اعمال مواجه با یک اشکال است و آن اشکال این که: وجود عرض قائم به خود نیست و چون اعمال و افعال انسان از مقوله اعراض بوده و وابسته به انسان هستند، در نتیجه پس از تحقق یافتن نابود می شوند و دیگر چیزی نیست تا اعاده گردد، در حالی که بنابر نظریه تجسم اعمال، خود اعمال بدون تکیه بر جوهر تحقق می یابند و این امری غیرممکن است.

علامه مجلسی پس از نقل نظریه شیخ بهایی درباره تجسم اعمال می گوید: محال دانستن انقلاب عرض به جوهر در این دنیا و ممکن دانستن آن در سرای دیگر نوعی سفسطه است؛ زیرا دو نشئه دنیا و آخرت با هم تفاوتی ندارند مگر این که مرگ و احیاء دوباره، میان آن دو فاصله ایجاد کرده است و این تفاوت نمی ­تواند وجه اختلاف احکام یاد شده باشد.[۱۴]

جواب آن است که این اشکال به سه دلیل بر نظریه تجسم اعمال وارد نیست؛ اول آن که به مقتضای براهین عقلی آنچه تحقق یافت و لباس هستی بر تن کرد، دیگر به هیچ وجه معدوم نمی­ گردد و در آن مرحله و در ظرف خود که تحقق یافته است همیشه باقی خواهد ماند و عارض شدن عدم بر آن از قبیل اجتماع وجود و عدم است که محال بودن آن بدیهی است.[۱۵]

دلیل دوم آن که قرآن می فرماید: همه چیز در امام مبین ثابت و باقی است و اعمال انسان هم از این حکم کلی مستثنی نخواهد بود. چنان که می فرماید: از علم پروردگار تو حتی هم وزن ذره ای از آنچه در زمین و آسمان است پنهان نیست و نه چیزی کوچکتر از آن و نه برگتر از آن نیست مگر آن که در کتاب مبین ثبت و محفوظ است.[۱۶]

و بالاخره آخرین جواب آن که هر چند ما به معاد جسمانی معتقدیم لکن معنی این سخن آن نیست که همه قوانین مربوط به نظام دنیوی در حیات اخروی نیز جریان خواهد داشت (کلام علامه مجلسی) زیرا نظام این عالم نظام مادی و نظام عالم آخرت، نظام معنوی و روحانی تام است و بین این دو سنخیتی نیست تا بخواهیم بگوییم قوانین در هر دو عالم یکی است.[۱۷]

پس ممکن است قوانینی در این دنیا حاکم باشد که در عالم دیگر کاربردی نداشته باشد و یا بالعکس، ولذا سخن علامه مجلسی وجهی ندارد. از طرفی دیگر، برخی دیگر از بزرگان[۱۸] قائلند به این که علم و عمل از سنخ اعراض نیستند زیرا علم سازنده روح و عمل سازنده بدن است و بدنهای دنیوی و اخروی در طول یکدیگرند و تفاوت به نقص و کمال است.[۱۹]

تجسم اعمال از منظر عقل

صدرالمتألهین در توضیح و تقریب این مطلب که چگونه اعمال و صفات نفسانی، بسان دیگر حقایق عالم وجود در مواطن گوناگون دارای ظهورها و آثار گوناگون هستند به ظهور آب یا جسم مرطوب در سه موطن خارج، خیال و عقل به سه صورت متفاوت مثال زده می ­نویسد: چنان که اگر جسم نمناکی را روی ماده خشک نم پذیری بگذارند، آن ماده رطوبت می پذیرد و به شکل های گوناگون درمی ­آید؛ اگر همین جسم نمناک را روی عضو حسّی، مانند چشم بگذارند، بر فرض پذیرفتن صورت، دیگر شکل نمی پذیرد - با این که رطوبت در آن اثر گذاشته و او هم این اثر را پذیرفته است - بلکه صورتی از آن در خیال انسان نقش می­ بندد. قوه عاقله هم از رطوبت اثر می­ پذیرد، لکن این اثر غیر از اثر سابق، یعنی به صورت کلی خواهد بود. به عبارت دیگر اثر رطوبت بر عقل این نیست که آن را خیس کند یا به آن شکل دهد؛ بلکه عقل، ماهیت رطوبت را به صورت کلی درک می کند.

بنابراین یک شیء مرطوب در سه جا، سه گونه اثر می گذارد: نخستین بار تأثیر جسمانی در اجسام. دومین تأثیر، صورت محسوس و متخیل در نیروی حس و خیال، و سومین اثر صورت کلی عقلی در نیروی عقل.[۲۰] ملاصدرا با تشبیه مذکور خواسته است، اختلاف ظهور و تفاوت بروز یک ماهیت را در عوالم مختلف به ذهن نزدیک سازد. طبق بیان وی همانطور که یک ماهیت مادی (مثل رطوبت در مثال مذکور) در مواطن گوناگون دارای آثار و جلوه های گوناگونی است، صفات، نیّات و ملکات انسان نیز در جاهای مختلف، دارای آثار و لوازم مختلف هستند. از این رو اشکالی ندارد که بگوییم، صفات و ملکات انسانی که در این جهان دارای شکل و آثار خاصی هستند در عالم برزخ و قیامت به صورت روح و ریحان یا به صورت مار و کژدم و... ظاهر می ­شوند.[۲۱]

ملاصدرا این مسأله را به نحوی دیگر مورد بررسی قرار داده است. او می گوید: شکی نیست که هر عملی هم در نفس و هم در خارج دارای اثری است و همان طور که اعمال و رفتار هر کس در خارج دارای آثار وجودی خاص است، در نفس نیز اثری می­ گذارد که مجموعه ملکات و فضائل و رذائل نفسانی، محصول اعمال و رفتار و بالجمله، اکتسابات انسان است. از طرف دیگر هر یک از ملکات نفسانی، در هر یک از مواطن، دارای ظهور و اثری است که نحوه اثر آن در هر یک از مواطن متفاوت است و همان طوری که اعمال خارجی در نفس اثر می گذارند، ملکات نفسانی نیز در خارج اثر می کنند و آثاری از فضائل و رذائل نفسانی در خارج حاصل می شود. مثلاً غضب، کبر، عُجب، حسادت و غیره که از گناهان نفسانی هستند، آثاری از آنها در خارج ظاهر می ­شود. یکی از مواطن، موطن آخرت است و بعید نیست که مثلاً غضب که یکی از ملکات و صفات نفسانی است در نشأت آخرت به صورت آتش مجسم شود و صاحب آن را بسوزاند و همین طور جود، علم و سایر صفات که از کیفیات نفسانی اند، به صورت سلسبیل درآیند و بالاخره ملکات فاضله و رذائل که از مکتسبات نفسانی بوده و از آثار و اعمال انسان است، در عالم دنیا بعینه و در نشئات دیگر مجسم شوند و نتیجه عمل هر کس بدین طریق برای او نمودار شود.[۲۲]

ملاصدرا در مسأله تجسم نیات و افکار نیز چنین می­ گوید:[۲۳] آیات قرآن بر این نکته تأکید دارند که حیات حقیقی انسان پس از موت و گذر از این زندگی مادی، سیر فکری و حرکت معنوی اوست نه اعمال نیک و بد و آنچه زیر بنای زندگی انسان را در آخرت می­ سازد همان اعتقادات اوست نه اعمال به تنهایی، زیرا عمل در واقع محصول و ثمره اعتقادات و علم انسان است؛ چنانکه حق تعالی می­ فرماید: «إِلَیهِ یصْعَدُ الْکلِمُ الطَّیبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یرْفَعُهُ».[۲۴]

پانویس

  1. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، معاد در قرآن، انتشارات اسراء، ۱۳۸۱، ج۵، ص۴۷.
  2. سبحانی، جعفر، معادشناسی در پرتو کتاب و سنت و عقل، ترجمه علی شیروانی، انتشارات الزهرا، ۱۳۷۰، ص۱۱۱.
  3. سوره احقاف، ۱۹.
  4. طباطبایی، محمدحسین، انسان از آغاز تا انجام، ترجمه و تعلیقات صادق لاریجانی، بوستان کتاب، ۱۳۸۷، ص۱۶۸.
  5. شیرازی صدرالدین، عرشیه، تصحیح و ترجمه غلامحسین آهنی، انتشارات مولی، تهران، ۱۳۶۱، ص ۲۸۲.
  6. نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، تصحیح و تعلیق سید محمد کلانتر، انتشارات اسماعیلیان، چاپ سوم، ج۱، ص۲۰.
  7. خمینی، روح الله، چهل حدیث، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، قم، ۱۳۷۳، ص۴۳۹.
  8. برای نمونه رجوع شود به آیات سوره یونس ۶۱، سوره سبا ۳، سوره آل عمران ۳۰، سوره حدید ۱۳ و همچنین محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، دارالاحیاء التراث بیروت ۱۴۰۳، ج۷۱، ص۲۹۰ و نیز محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، دارالحدیث، ۱۴۱۶ ق، ج۳، ص۲۱۳۹.
  9. سوره لقمان، ۱۶.
  10. ر.ک ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، انتشارات نصایح، ۱۳۸۰، ج۲، ص۲۹۰.
  11. نمازی، علی، مستدرک سفینه البحار، دفتر انتشارات اسلامی، ج۶، ص۳۹۵.
  12. سوره اسراء، ۸۴.
  13. شریعتی سبزواری، محمدباقر، معاد در نگاه عقل و دین، بوستان کتاب، ۱۳۸۵، ص ۳۸۶-۳۸۸.
  14. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۲۲۹ و ۲۳۰.
  15. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۹، پیرامون معاد و روز بازپسین، موسسه سیدالشهدا، ۱۳۶۹، ص۴۱۷.
  16. سوره یونس ۶۱، سوره سبأ، ۳.
  17. ر.ک منشور جاوید، ج۹، همان، صص ۴۱۹-۴۲۱.
  18. منظور علامه حسن حسن زاده آملی است.
  19. حسن زاده آملی، حسن، تعلیقات بر آغاز و انجام خواجه نصیرالدین طوسی، انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۴، چاپ چهارم، ص۸۴.
  20. صدرالمتالهین، العرشیه، ص ۲۸۲.
  21. شیرازی، صدرالمتالهین، الشوهد الربوبیه، مرکز الجامعی للنشر، مشهد، ۱۳۶۰، ص۳۲۹
  22. ر.ک المبدا والمعاد صدرالمتالهین، انتشارات انجمن حکمت و فلسفه ایران، تصحیح استاد آشتیانی، ۱۳۵۴، ص۴۱۲.
  23. شیرازی، صدرالمتالهین، اسرار الایات، انجمن حکمت و فلسفه، تهران، ۱۳۶۰ش، ص۳.
  24. سوره فاطر، ۱۰.

منابع