سید صادق قمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (صفحه‌ای جدید حاوی ' {{بخشی از یک کتاب}} <keywords content='کلید واژه: سید صادق قمی، شرح کتاب الزکاة، ' /> '''کلید...' ایجاد کرد)
 
(اضافه کردن رده)
سطر ۱۴۰: سطر ۱۴۰:
 
==پانویس ==
 
==پانویس ==
 
<references />
 
<references />
 +
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]

نسخهٔ ‏۶ اوت ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۲۳

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)



منبع: ستارگان حرم، شماره 4

نویسنده: ناصرالدين انصارى قمى

ولادت

آیت الله حاج سید صادق قمی، در یکی از خاندان های محترم و متدین تجارت پیشه در سال 1255 ق، در قم زاده شد. او از اول کودکی به تحصیل علم علاقه بسیار داشت و پدر بزرگوارش حاج میراز زین العابدین - که از اهل علم بود[۱] - نیز او را به فراگیری دانش تشویق کرد و تا هیجده سالگی در قم به فراگیری مقدمات اشتغال داشت.

تحصیلات

این فقیه بزرگ، پس از فراگیری ادبیات همراه با دوست و هم بحثش مرحوم ملا غلامرضا قمی به اصفهان مهاجرت کرد و دو سال در آن جا اقامت گزید. سپس به تهران رفت و نزد حکیم معروف مرحم آقا علی مدرس زنوزی به تحصیل حکمت و فلسفه پرداخت.[۲]

هجرت به نجف

معظم له در حدود سال 1279 ق، همراه دوست دانشمند آیت الله ملا غلامرضا به نجف اشرف رهسپار شد و در محضر خاتم الفقهاء والمجتهدین مرحوم شیخ مرتضی انصاری زانوی ادب به زمین زد و به دمت دو سال از بحث‌های وی بهره‌مند شد و کتاب «فرائد الاصول» را نیز در همان زمان تصحیح نمود.

پس از درگذشت شیخ اعظم (1281)، به درس فقه و اتصول آیات عظام: میرزا محمدحسن شیرازی و میرزا حبیب الله رشتی حاضر شد و از محضر آنان توشه‌های بسیار برگرفت[۳] و با مهاجرت میرزای شیرازی به سامرا(1291 ق)، وی در نجف ماند و تنها از درس های میرزا حبیب الله رشتی بهره برد. و در همان زمان بود که ملکه استنباط و قوه اجتهادش، شکوفا گردید و این از تقریرات درس فقه استادش - که آمیخته با نظرات اوست - برمی‌آید.[۴] وی در آن هنگام در حوزه، به قدس و ورع و تقوی و صلاح و درستی مشهور شده بود.[۵]

او پس از 17 سال اقامت در نجف، سال 1296 ق، به همراه دوست و هم بحثش - ملا غلامرضا - به سامرا کوچید و به دمت دو سال هم از محضر میرزای شیرازی استفاده برد و با مکتب فقهی سامرا و میانی اصولی آن، آشنا گردید.

بازگشت به قم

معظم له، در سال 1298 ق، با هم بحث خویش، مرحوم آیت الله ملا غلامرضا به زادگاهش و مورد توجه عموم علما و مردم شهر واقع شد، به ویژه آن که چند نفر از مراجع و مجتهدین شهر مانند: مرحوم آیت الله حاج ملا صادق و مرحوم آیت الله حاج سید جواد قمی (م 1303 ق) ایشان را از نظر علم و فقاهت و تقوا ستودند.

آیت الله حاج سید مهدی روحانی می فرمود: آقای حاج سید جواد در آن زمان در قم ریاست تامه داشت و چون از مطالب شیخ انصاری چیز مهمی در دست نداشت و از طرفی حاج سید صادق به تازگی وارد قم شده بود و چندان موقعیتی نداشت، مرحوم حاج سید جواد با ایشان مباحثه خصوصی قرار داده و در حقیقت از او استفاده می کرد. آن مرحوم وصیت کرد که مُهرم را تحویل حاج سید صادق بدهید و نماز جنازه‌ام را هم ایشان بخواند.[۶]

هم ایشان می فرمود: مرحوم والد و عمویم آقای حاج میرزا محمود گفتند: مرحوم آیت الله آقا سید علی قزوینی (صاحب حاشیه بر قوانین) قم آمده بود و با مرحوم حاج سید صادق مباحثه می کردند، در جاهایی که مربوط به مطالب شیخ انصاری نبود، مرحوم حاج سید علی برتری داشت و حاج سید صادق ایشان را به مطالب شیخ می کشانید و غلبه می کرد. مرحوم عمویم آقای حاج آقا احمد می گفتند: در این مجالس حاج آخوند - ملا غلامرضا قمی - هم بوده و طرف بحث نیز بوده‌اند، پس از آن مجلس یا مجالس، از مرحوم سید قزوینی پرسیدند: که این دو کدام بهترند؟ در پاسخ گفته بود: حاج سید صادق قوی‌تر است.

مرجعیت امور

مرحوم آیت الله حاج سید صادق، پس از وفات آیت الله حاج سید جواد قمی، یگانه مرجع مرافعات و فصل خصومات و رفع دعاوی بود.[۷] تمام عقود و أسناد به مهر و امضای او رسید و ذکاوت عجیبی در امر قضاوت حل و فصل منازعات از ایشان مشاهده می شد تا آن جا که بعضی، آن ها را حمل بر کرامات کرده و حکایاتی نقل نموده‌اند.[۸] از جمله گفته‌اند: روزی پس از خواندن نماز صبح، در مسجد جنازه مقتولی را به صحن خانه ایشان می‌آورند و از آقا تقاضای دادرسی می کنند.

مرحوم آقا پس از لحظاتی تأمل آقا! من قصد کشتن او را نداشتم، اما هر چه به او گفتم برو فلان کار را انجام بده. او گوش نکرد و من با عصبانیت تبر را به طرف او پرتاب کردم و به گیجگاه او اصابت کرد و مرد.

همگان از این تفرس و ذکاوت، بسیار تعجب کردند و آن را حمل بر کرامت نمودند، آن آقا خود فرمود: من در این مدت که به حاضرین نگاه می کردم دیدم پدر مقتول خیلی مضطرب و رنگ پریده است و چشمانش حالت ترس دارد. لذا احتمال دادم قاتل همو باشد و این پیش بینی هم درست درآمد.[۹]

از ویژگی های دیگر ایشان، نظم و ترتیب در زندگی بود. وی با کثرت مراجعات در امور شرعی و عادی، باز وقت تدریس و مطالعات و عبادات شرکت در مجالس و تألیفاتش، هر یک به جای خود محفوظ بود از هیچ کدام غفلت نمی کرد. دیگر از ویژگی هایش عشق به کار و حل مشکلات مردم بود. از کاری که وظیفه او بود هیچ وقت اظهار خستگی نمی کرد، چه بسا نیمه شب در سرما یا گرما برای رفع حاجتی سراغ او می آمدند، و او متغیر نمی شد.[۱۰]

از خصوصیات دیگر وی - که در میان اهالی قم در تواتر رسیده بود - ملاقاتش با حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه شریف بوده است وی، بسیار اوقات در نیمه های شب از منزلش - در محله «سلطان محمد شریف» در خیابان چهارمردان، به سمت مسجد امام زین العابدین علیه السلام - در چهارراه سجادیه - بیرون می رفت و در آن جا به عبادت می پرداخت و بسیار اوقات هم می شد که در آن مکان شریف، رهگذران شاهد نوری تابان و گفتگویش با شخص دیگر بودند.

آیت الله سید مهدی روحانی می فرمود: من از پدرم در مورد این قضایا و شهرت آن ها پرسیدم. پدرم - که مرد روشنفکری بود و این گونه قضایا را به آسانی قبول نمی کرد فرود: من از جزئیات قضایا خبر ندارم، اما پدرم لیاقت و صلاحیت این قضایا را داشت و از مقام قدس و ورع او دور نیست.

شاگردان

در محضر آن فقیه فرزانه، شاگردانی چند پرورش یافتند که عبارتند از آیات عظام و حجج الاسلام:[۱۱]

  • 1- حاج شیخ حسن فاضل (م 1366 ق)؛
  • 2- حاج سید فخرالدین سیدی - نوه دختری مرحوم میرزای قمی - (م 1363)؛
  • 3- حاج شیخ محمد کبیر قمی (1290 - 1369 ق)؛
  • 4- آخوند ملا علی کبر قمی؛
  • 5- شیخ ابوالقاسم صغیر (1352)؛
  • 6- حاج سید ابوالقاسم مرتضوی.

و از میان این گروه، مرحوم حاج حسن فاضل از قم مهاجرت نکرد و اختصاص به شاگردی آن استاد عالیقدر پیدا کرد و به درجات عالیه فقاهت و اجتهاد نائل آمد.[۱۲]

تألیفات

از آن جا که ایشان به جز امامت جماعت و مرجعیت امور دینی مردم، متصدی امر قضاوت، و فصل دعاوی و رفع خصومات بود ولذا کمتر تألیفی از او به یادگار مانده است. اما همان نوشتجات اندک او، گواه روشنی بر فضل و فقاهت اوست. به گفته آیت الله سید مهدی روحانی وی مجلدی از مباحث عقلیه را نگاشته بود، که در جریان سیل معروف قم (سال 1352 ق) از میان رفت، و نیز حدود هزار ورق - یا بیشتر - از مباحث مختلفه در فقه و اصول نگاشته است که متفرق می باشد و چون اورق بسیاری از آن ها مفقود شده، مرتب ساختن آن ها غیرممکن است. اما کتابی که هم اینک از او در دسترس است، «شرح کتاب الزکاة» شرایع (از آغار زکات تا اصناف مستحقین) می باشد، که نزد نوادگان وی است.

بنای مسجد مدرسه

سال 1311 ق بود که مرحوم آقای حاج سید صادق، شروع به ساختمان مسجد و مدرسه نزدیک خانه مسکونی اش نمود و بنیاد مسجد در سال 1313 ق تمام شد و به تدریج حجرات مدرسه نیز در سالیان بعد تکمیل گردید و اینک مورد استفاده، جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم است. (این مدرسه به خواست آیت الله سید صادق روحانی) در سال 1395 ق مورد بازسازی و تعمیرات اساسی قرار گرفت و امامت جماعت مسجد را سالیان بسیاری است آیت الله آقای حاج مهدی روحانی بر عهده دارد).

درگذشت

مرحوم آیت الله حاج سید صادق، پس از 83 سال زندگی کنده از خدمات دینی و اجتماعی در تاریخ پنجشنبه پنجم ماه [۱۳] ربیع الاول 1338 ق بدرود حیات گفت و پس از یک تشیع باشکوه، در سمت شمال مرقد میرزای قمی - در قبرستان شیخان کبیر - به خاک خفت.

در ماده تاریخ وفات وی گفتند: «قد ذهب نور الدجی و اندک طود العلی»، «بدا بعده فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء». مرحوم آیت الله حاج شیخ حسن فاضل - شاگرد برجسته‌اش - بر روی قبر وی چنین نوشت.

فرزندان

از آن فقیه بزرگ فرزندان متعددی برجای ماند، که هر یک از مفاخر روحانیت و حوزه علمیه قم بوده‌اند. آنان عبارتند از:

1- مرحوم آیت الله حاج میرزا محمود روحانی:

وی در سال 1307 به دنیا آمد و پس از خواندن مقدمات و ادبیات سطوح نزد حضرات آیات: حاج شیخ حسن فاضل و آخوند ملاغلامرضا - صاحب قلائد - و حاج آقا احمد طباطبائی، در سال 1330 ق به نجف مشرف شد و از محضر آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و میرزای نائینی بهره‌مند گردید و مدتی نیز در مشهد، از محضر آیت الله حاج آقا حسین قمی استفاده نمد، سپس به قم مراجعت کرد و سالیان فراوان از درس های فقه و اصول آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی، بهره برد، تا بدان جا که یکی از معاریف علمای قم بشمار می رفت و پس از پدر بزرگوارش به جای وی اقامه جماعت می نمود. او عالمی عامل و فقیهی زاهد و متبعد بود و[۱۴] از جمله عالمان قم بود که با پیامی از نهضت ملی شدن صنعت نفت و اهداف آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی پشتیبانی نمود.[۱۵]

وفاتش در 18 شعبان المعظم 1381 ق رخ داد و در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه علیهم السلام مدفون گردید. او والد مرحوم حاج سید محمد روحانی و آیت الله حاج سید صادق روحانی بود.

2- مرحوم آیت اله حاج میرزا ابوالحسن روحانی:

وی در سال 1309 ق به دنیا آمد و پس از تحصیل سطوح عالیه در محضر آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در نجف اشرف به قم آمد و در درس های آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حایری شرکت جست تا به مقام اجتهاد نائل آمد، وی پس از سال ها اقامت در قم و خدمات دینی و اجتماعی، به نجف اشرف مهاجرت نمود و بعد از سالی چند، در 6 ذی القعده الحرام 1382 ق بدرود حیات گفت و در مقام هود و صالح در قبرستان وادی السلام نجف به خاک سپرده شد، وی والد آیت الله حاج سید مهدی روحانی و حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج سید هادی روحانی است.

3- مرحوم آقای میرزا فخرالدین روحانی:

او در عنوان جوانی، در اوج فصل و کمال در 10 شوک المکرم 1369 ق درگذشت و در صحن موزه حرم مطهر حضرت معصومه علیهم السلام به خاک سپرده شد.

4- آیت الله حاج میرزا ابوالقاسم روحانی:

او در 1316 ق در خاندان فقاهت و تقوا زاده شد و پس از تکمیل سطوح به نجف اشرف مهاجرت کرد و از محضر آیات عظام، میرزا نائینی آقا ضیاءالدین عراقی و سید ابوالحسن اصفهان بهره برد تا به مقام اجتهاد نائل آمد و به وطن خویش بازگشت و در مسجد امام حسن عسکری علیه السلام به اقامه جماعت و ترویج شعائر دینی پرداخت، وی در 27 رمضان 1384 ق درگذشت و در قبرستان شیخان، به خاک آرمید[۱۶] وی والد حضرات حجج الاسلام آقایان، حاج سید فضل الله و حاج سید محمدعلی و حاج سید مهدی روحانی است.

5- مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج آقا احمد روحانی:

وی در 13 شوال 1322 ق به دنیا آمد و پس از وفات پدر، در محضر آیات عظام سید محمدتقی خوانساری، میر سید علی یثربی کاشانی و مرحوم حاج شیخ حسن فاضل سطوح فقه و اصول را فراگرفت، سپس در محضر آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حایری (در قم) و حضرات آیات میرزای نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی، و میرزا ابوالحسن مشکینی (در نجف اشرف) و آیت الله حاج آقا حسین قمی (در کربلا) مبانی فقهی و بنیه علمی خویش را استوار ساخت.

وی در این مدت برای تبلیغ دین، بارها به هندوستان سفر کرده و در ملازمت آیت الله قمی برای اعاده حجاب زنان، به ایران آمد و پس از موفقیت دینی ایران، به وطن خود باز آمد و در سال 1374 ق به اصرار گروهی از علما و مردم متدین تهران، امامت جماعت مسجد بنی هاشمی را بر عهده گرفت و به نشر احکام دین پرداخت. از تألیفات وی کتاب «سر السعادة» در فضیلت صلوات، و کفایة النحو»، «تسلیة المریض» و «خاطرات» است، وی در دوم صفر 1384 ق بدرود حیات گفت و در قبرستان شیخان به خاک سپرده شد.[۱۷]

دامادها

مرحوم آیت الله حاج سید صادق قمی، دارای دامادهای بزرگواری بود که برخی از آن ها عبارتند از:

  • 1- حضرت آیت الله آقای حاج شیخ محمدعلی شاه آبادی قدس سره استاد حضرت امام خمینی (1292-1363 ق)، صاحب «رشحات البحار»، «شذرات المعارف»، - «مفتاح السعادة»، «منازل السالکین»، «رساله عقل و جهل، «حاشیه بر کفایه»، «نجات العباد»، «فصول».[۱۸]
  • 2- مرحوم آیت الله حاج شیخ مهدی حرم پناهی قمی (1319-1374 ق) قدسر سره.[۱۹]
  • 3- مرحوم آیت الله حاج میرزا محمد قمی.[۲۰]
  • 4- مرحوم آیت الله حاج میرزا سید حسن برقعی قمی.[۲۱]
  • 5- مرحوم آیت الله حاج میرزا محمدباقر جوادیان قمی.[۲۲]

نوادگان

از آن فقیه بزرگ و فرزندانش، نسلی صالح و عالم و متدین برجای ماند که تاکنون چراغ علم و فضیلت را در حوزه علمیه قم روشن نگاه داشته‌اند، برخی از آنان عبارتند از:

  • 1- مرحوم آقای حاج سید محمد روحانی (1338-1419 ق) صاحب «منتقی الاصول» - 7 ج، «المرتضی الی الفقه الارقی» در زکات، صوم، خمس، حج، «حاشیه بر عروة»، «توضیح المسائل»، «منهاج الصالحین»، و «مناسک حج».[۲۳]
  • 2- آیت الله حاج سید صادق روحانی (متولد 1342 ق) صاحب «زیدة الاصول» شش جلد - «فقه الصادق» - 27 جلد - «توضیح المسائل»، «المسائل المستحدثه»، «منهاج الفقهاهة» 4 ج -، «شرح کفایه»، «حاشیه وسائل، «اجتهاد و تقلید»، «فروع علم اجمالی»، «جبر و اختیار»، «ولایت فقیه»، «قواعد فقهیة»، مناسک حج»، «حاشیة عوة».[۲۴]
  • 3- آیت الله حاج سید مهدی روحانی (متولد: 1343 ق) صاحب «بحوث مع اهل السنه والسلفیه»، «الوتر ثلاث رکعات»، «احادیث العترة عن طریق اهل السنة»، «تاریخ فرق و مذاهب اسلامی»، «و فرقة السلفیة و تطوراتها»، «تفسیر سورة الفجر»، حاشیه بر تفسیر جوامع الحجاج، وی عضو مجلس خبرگان رهبری و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و از علمای مشهور حوزه است، و هم اینک در مسجد حاج سید صادق، در هر سه وعده اقامه جماعت می نماید و بسیاری از مشکلات مردم را به سرپنجه تدبیر خویش می گشاید.[۲۵]
  • 4- حضرات حجج الاسلام، آقایان: مرحوم حاج سید فضل الله، حاج سید محمدعلی[۲۶] حاج سید مهدی، حاج سید هادی روحانی، از علمای محترم تهران.
  • 5- آیت الله حاج شیخ محسن حرم پناهی (متولد: 1347 ق) صاحب «شرح وسیلة النجاة»، «شرح کفایة الاصول»، برخی از مجلدات «جامع احادیث الشیعة»،[۲۷] وی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و امام جماعت مسجد محمدیه - یکی از مساجد معروف قم - است.
  • 6- مرحوم حجة الاسلام والمسلمین اقای حاج آقا مصطفی برقعی - امام جماعت مسجد محمدیه قم.
  • 7- حضرات حجج اسلام آقاین: حاج آقا نصرالله شاه آبادی و حاج آقا نورالله شاه آبادی - فرزندان مرحوم آیت الله العظمی شاه آبادی - از علمای محترم تهران.

پانویس

  1. سرالسعادة (مقدمه).
  2. آیت الله سید مهدی روحانی می فرمود: این قطعه را از مرحوم عمویم آیت الله حاج میرزا محمود شنیدم و ایشان از والدشان نقل می کردند که من نزدیک چهار سال در حکمت و فلسفه زحمت کشیدم، ولی همه آن ها از یادم رفته است.
  3. نقباة البشر 8555/2.
  4. مقدمه «سرالسعادة».
  5. نقباءالبشر 856/2.
  6. ایشان این مطلب را از عمویش (آیت الله حاج میرزا محمود) و پدرش (حاج میرزا ابوالحسن) نقل می نمود.
  7. مقدمه (سرالسعادة»، نویسنده «رجال قم» می نویسد: حل و عقد امور جامعه و حکومات شرعیه، به امضاء و حکم ایشان منقوش شده است. علاقمندان و مردم دانش دوست و حقیقت جو وی را دربرگرفتند و به تکریم و تجلیل او کوشیدند.
  8. همان کتاب، ص «ه».
  9. به نقل از آیت الله سید مهدی روحانی.
  10. مقدمه سرالسعادة.
  11. همان.
  12. همان، ص «و».
  13. هر چند روی قبرش، چهارم ربیع الاول نگاشته شده است، اما این تاریخ را آیت الله روحانی به نقل از والد خویش بیان نمود.
  14. گنجینه دانشمندان 338/2، رجال قم، 156، آثار الحجة 72/2-73.
  15. آثار الحجة 36/2، گنجینه دانشمندان 336/2، رجال قم 85.
  16. گنجینه دانشمدان، 337/2، رجال قم 87.
  17. همان کتاب 339/2 رجال قم 93، مقدمه «سرالسعادة» صفحات ز-ح.
  18. شرح بیشتر زندگی او را ببینید در: مجله نور علم، ش 9، ص 126، مجله پیام حوزه ش 10، ص 171، 184 نقباءالبشر 1370/3.
  19. شرح زندگی او را ببینید، در گنجینه دانشمندان 233/2-334، رجال قم، 163.
  20. وی عموم مرحوم حاج شیخ محمدتقی قمی، بنیانگذار «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» است.
  21. رجال قم، 100.
  22. همان کتاب، 142.
  23. گنجینه دانشمندان، 163/2.
  24. همان، 160/2-162.
  25. همان، 164/2، و مجله نور علم، ش 29، (دی 67)، ص 16-26.
  26. همان، 164/2.
  27. همان، 134/2.