انبیاء بنی اسرائیل: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۳۳: سطر ۳۳:
 
از انبیاء بنی اسرائیل که صاحب شریعت نیستند؛ از [[حضرت یوسف]]، [[حضرت داود]]، [[حضرت سلیمان]]، [[حضرت شعیا]]، [[حضرت الیاس]]، [[حضرت یوشع]]، [[حضرت یونس]]، [[حضرت عزیر]]، [[حضرت زکریا]]...<ref> گزیده ناسخ التواریخ از آدم تا خاتم.</ref> و از انبیاء دارای شریعت، [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] علیهم‌السلام را می‌‌توان نام برد.<ref> [[سوره بقره]]/ 87، «ولقد آتینا موسی الکتاب»؛ [[سوره آل عمران]]/ 48، «و یعلمه الکتاب والحکمه والتوراه والانجیل».</ref>
 
از انبیاء بنی اسرائیل که صاحب شریعت نیستند؛ از [[حضرت یوسف]]، [[حضرت داود]]، [[حضرت سلیمان]]، [[حضرت شعیا]]، [[حضرت الیاس]]، [[حضرت یوشع]]، [[حضرت یونس]]، [[حضرت عزیر]]، [[حضرت زکریا]]...<ref> گزیده ناسخ التواریخ از آدم تا خاتم.</ref> و از انبیاء دارای شریعت، [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]] علیهم‌السلام را می‌‌توان نام برد.<ref> [[سوره بقره]]/ 87، «ولقد آتینا موسی الکتاب»؛ [[سوره آل عمران]]/ 48، «و یعلمه الکتاب والحکمه والتوراه والانجیل».</ref>
  
==ویژگی‌های انبیاء بنی‌اسرائیل==
+
==روش برخورد بنی‌اسرائیل با انبیاء==
 +
خداوند از زبان حضرت موسی علیه السلام انبیاء بنی اسرائیل را به عنوان نعمتی بر آنها معرفی می نماید:
  
خداوند تبارک و تعالی در [[قرآن]] کریم از انبیاء به عنوان نعمت‌های الهی<ref> [[سوره مائده]]/ 20، «نعمةالله».</ref> و هدایت یافتگانی<ref> [[سوره انعام]]/ 88، «ذلک هدی الله».</ref> یاد می‌‌کند که مایه‌ی خیر و سعادت قوم خویش<ref> [[سوره هود]]/ 86؛ «بقیةالله» خطاب به قوم [[حضرت شعیب]] علیه‌السلام.</ref> قرار می‌‌گیرند. آنان که افرادی انتخاب شده از میان مردم مستضعف و قشر متوسط بودند، لذا همواره مورد تهمت و آزار سران قوم، قرار می‌‌گرفتند و خطاب می‌‌شدند که: «می‌‌خواهند به این وسیله دنیای خود را تأمین کنند».<ref> پژوهش‌های قرآنی، دفتر تبلیغات اسلامی ‌‌حوزه علمیه قم، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه، سال 76، ج 12-11، ص 303.</ref>
+
{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ}} (مائده/20)
  
اما این پیشروان طریق معرفت، نه تنها پیرو هواهای نفسانی مردم قرار نمی‌‌گرفتند، بلکه در برابر رنج‌ها، سختی‌ها و کج‌اندیشی‌های شرک‌گرایان، شکیبایی و پایداری ورزیده و پیوسته ندا سر می‌‌دادند:<ref> تفسیر مجمع البیان، ابوعلی الفضل بن الحسن طبرسی، ترجمه حجت الاسلام علی کرمی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، سال 1380، ج 4، ص 397.</ref> {{متن قرآن|«وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ»}}.<ref> [[سوره شعراء]]/ 109، گفتار [[حضرت نوح]] علیه‌السلام خطاب به قوم خود: من در برابر رساندن پیام خدا بر شما و در برابر انجام وظایف خطیری که بر عهده‌ام نهاده است از شما پاداشی نمی‌‌خواهم.</ref>
+
و ياد كن زمانى كه موسى بقوم خود بنى اسرائيل فرمود اى قوم من ياد كنيد نعمة خداوند را كه بشما عنايت فرمود كه انبيايى از بنى اسرائيل در شما قرار داد و سلاطينى از شما مقرر فرمود و بشما داده چيزى كه باحدى از عالمين داده نشده.
  
===رفتار بد بنی اسرائیل با پیامبران الهی===
+
اما بنی اسرائیل کفران نعمت نموده با پیامبران خود رفتار بسیار بدی داشتند. رفتارهای ناشایست آنها با انبیاء مطابق با گزارش قرآن به قرار زیر است:
 +
 +
=== نافرمانى پيامبران===
  
بنی اسرائیل پس از دوران قضات که [[حضرت موسی]] علیه السلام مقرر داشته بود، آرامش ندیدند مگر همان چند سال سلطنت [[حضرت داود]] و [[حضرت سلیمان]] علیهماالسلام. پس از آن ملوک آنان غالباً زیر نفوذ همسایگان بت پرست می رفتند و [[احکام]] [[تورات]] را سست می گرفتند و رسوم و آداب کفار را رواج می دادند و به عیاشی و ستمگری و مردم آزاری خداوند را به خشم می آوردند و غالباً پیغمبران از دست آنان در شکنجه و عذاب بودند یا متواری و سرگردان چنان که خداوند در [[قرآن]] می فرماید: {{متن قرآن|«ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ»}}؛ ([[سوره بقره]]، 61) خداوند بر آنها خشم گرفت که به آیات خداوند کافر می شدند و پیغمبران را بناحق می کشتند. (ج1، ص 207)
+
قرآن بارها از نافرمانى بنى‌‌اسرائيل نسبت به پيامبران خويش ياد مى‌‌كند. سرپيچى آنان از فرمان موسى(عليه السلام) مبنى بر ورود به سرزمين مقدس (مائده/5،24) و نيز در داستان گاو بنى‌‌اسرائيل از اين قبيل است (بقره/2، 67 - 73)؛ همچنين زمانى كه بنى‌‌اسرائيل براى رويارويى با قوم جالوت، از پيامبرشان خواستند كه فرماندهى براى آنان برگزيند تا به رهبرى او به جنگ با دشمنان بروند، پس از تعيين فرمانده نافرمانى كرده، او را يارى نكردند (بقره/2،246)؛ گويا نافرمانى بنى‌‌اسرائيل براى آن پيامبر معهود بوده است كه با گوشزد كردن فرار از جنگ، از آنان اقرار مجدد مى‌‌گيرد؛ ولى باز هم آنان نافرمانى مى‌‌كنند.
  
و نیز فرمود: {{متن قرآن|«إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»}}؛ ([[سوره آل عمران]]، 21) آنها که کافر می شوند به آیات خدا و می کشند پیغمبران را بناحق و می کشند آن کسان را که به عدل و داد می خوانند پس مژده بده آنها را به عذاب دردناک.<ref>ابوالحسن شعرانی، نثر طوبی (دائره المعارف لغات قرآن کریم)، ذیل واژه «اسرائیل»</ref>
+
این رفتار آنانپس از پیامبرانشان نیز همچنان ادامه داشت. چنانچه قرآن مواردى از تخلف آنان را گزارش مى‌‌كند. آنان ضمن اعتراض به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در مورد خوردن برخى از غذاها مانند گوشت و شير شتر مدعى حرمت آنها در دين ابراهيم(عليه السلام)بودند.[92] قرآن با تكذيب چنين حرمتى از آنان مى‌‌خواهد به كتاب آسمانى خويش پايبند باشند: «كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلاًّ لِبَنِى اِسرءيلَ اِلاّ ما حَرَّمَ اِسرءيلُ عَلى نَفسِهِ مِن قَبلِ اَن تُنَزَّلَ التَّورةُ قُل فَأتوا بِالتَّورةِ فَاتلوها اِن كُنتُم صـدِقين».(آل‌‌عمران/3،93) اسرائيل، (يعقوب(عليه السلام)) به عللى خوردن گوشت و شير شتر را بر خود حرام كرده بود.[93] به سبب اين نسبت ناروا به تورات، خداوند نيز برخى غذاهاى حلال را بر آنان حرام كرد. (انعام/6،146) قرآن همچنين از عمل بنى اسرائيل به برخى از دستورات كتاب و ترك برخى ديگر خبر مى‌‌دهد: «اَفَتُؤمِنونَ بِبَعضِ الكِتـبِ و تَكفُرونَ بِبَعض».(بقره/2،85) با توجه به صدر آيه شايد مراد عمل به دستور تورات درباره فديه گرفتن از اسيران همكيش خود و ترك دستور آن درباره عدم اخراج آنان است[94]: «و اِن يَأتوكُم اُسـرى تُفـدوهُم وهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيكُم اِخراجُهُم».(بقره/2،85)
  
 +
===انكار و تكذيب انبيا===
  
 +
تكذيب انبيا رفتار نكوهيده‌‌اى است كه همواره از بنى‌‌اسرائيل سر مى‌‌زد. قرآن ريشه اين برخورد را ناسازگارى آموزه‌‌هاى انبيا با خواسته‌‌ها و خواهشهاى نفسانى آنان خوانده، ملامتشان مى‌‌كند: «{{متن قرآن|اَفَكُلَّما جاءَكُم رَسولٌ بِما لاتَهوى اَنفُسُكُمُ استَكبَرتُم فَفَريقـًا كَذَّبتُم وفَريقـًا تَقتُلون}}».(بقره/2،87) تكذيب حضرت عيسى(عليه السلام)(آل‌‌عمران/ 3، 52؛ مائده/ 5، 110) و پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)(بقره/2، 41؛ شعراء/26، 197) نمونه بارزى از اين قبيل است.
  
==روش برخورد بنی‌اسرائیل با انبیاء==
+
=== آزار و اذيت و كشتن انبيا===
 +
بنى‌‌اسرائيل در آزار و اذيت و كشتن انبيا سابقه‌‌اى ديرينه دارند. آزار و اذيت يوسف و‌‌يعقوب(عليهما السلام) به وسيله نياكان نخست بنى اسرائيل (يوسف/ 12، 9 ـ 20) و آزار هارون تا مرز كشتن (اعراف/7، 150) از اين قبيل است.
 +
 
 +
آنها در دوره های بعدی جسارت را به نهایت حد خود رسانده، برخی از حاملان حق چون [[حضرت یحیی|یحیی]] و [[حضرت زکریا|ذکریا]] علیهماالسلام را شکنجه و سرانجام به شهادت رساندند <ref> تفسیر ادبی قرآن، طاهری کنی، ج 1، ص 295؛ روح الجِنان و روح الجَنان، شیخ ابوالفتوح رازی، ج 1، ص 253؛ تفسیر اثنی عشری، احمد بن الحسینی الشاه عبدالعظیمی، ج 1، ص 196.</ref> . همچنین برای کشتن حضرت عیسی علیه السلام اقدام نمودند.<ref>نساء/ 4، 157</ref>
  
با تمام تلاش‌هایی که از طرف فرستادگان الهی بر قوم بنی‌اسرائیل انجام می‌‌گیرد، این ملت نژادپرست نه تنها به جایی نمی‌‌رسد، حتی وقتی پیام الهی را دریافت می‌‌کنند  چون محتوای آن را موافق با مشتهیات نفسانیشان نمی‌‌بینند، تکبر و عناد ورزیده. فرامین الهی را تکذیب و حتی برخی را تحریف می‌‌کنند،<ref> تفسیر اثنی عشری، احمد بن الحسینی الشاه عبدالعظیمی، ج 1، ص 196.</ref> بدین گونه که فتواهای بی‌اساس و [[احکام]] بی‌پایه و توجیه و تأویل‌های گوناگون صادر می‌‌کنند<ref> تلخیص از تفسیر مجمع البیان، ابوعلی الفضل بن الحسن طبرسی، ج 1، ص 314 و 315.</ref> و دین حق را بازیچه و ملعبه‌ی خویش می‌‌سازند، لذا ارسال کثرت معلم بر این قوم نشان بر لجاجت و سرسختی آنان دارد<ref> علی‌اکبر قرشی، احسن الحدیث، ج 1، ص 153.</ref> و الاّ اگر می‌‌پذیرفتند و اراده می‌‌کردند با یک یا دو آموزگار می‌‌توانستند ره چندین ساله را یک شبه بپیمایند، اما نه تنها حق را نپذیرفتند بلکه جسارت را به نهایت حد خود رسانده، برخی از حاملان حق چون [[حضرت یحیی|یحیی]] و [[حضرت زکریا|ذکریا]] علیهماالسلام را شکنجه و سرانجام به شهادت رساندند و در حقیقت کفران رسل و کتب کردند.<ref> تفسیر ادبی قرآن، طاهری کنی، ج 1، ص 295؛ روح الجِنان و روح الجَنان، شیخ ابوالفتوح رازی، ج 1، ص 253؛ تفسیر اثنی عشری، احمد بن الحسینی الشاه عبدالعظیمی، ج 1، ص 196.</ref>
+
آيات متعددى از قرآن به پيامبر كشى بنی اسرائیل اشاره مى‌‌كند. به عنوان نمونه در آیه 91 سوره بقره می فرماید:
  
بنابراین خداوند متعال در برابر این رفتارها، کلام کوبنده‌ی خود را متوجه این امت می‌‌کند و می‌‌فرماید: {{متن قرآن|«إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»}}؛ بی‌تردید آنان که با چشم پوشیدن از دلیل‌های روشن به آیات خدا کفر ورزند و پیام‌آوران او و نیز کسانی را که به سوی عدل و داد فرمان می‌‌دهند بدون هیچ حقی می‌‌کشند، آنان را به عذابی دردناک نوید ده.<ref> [[سوره آل عمران]]/ 21.</ref>
+
«قُل فَلِمَ تَقتُلونَ اَنبِياءَ اللّهِ مِن قَبلُ اِن كُنتُم مُؤمِنِين».(بقره/2،91 و نيز رجوع کنید: بقره/2، 61، 87؛ آل‌‌عمران/3، 181؛ نساء/ 4، 155)
  
پیامبر صلوات الله و سلام علیه می‌‌فرماید: (أشدّ الناس عذاباً یوم القیامه رجلٌ قتلٌ نبیّاً أو قتَلَهُ نبیٌّ... ثمَّ قرأ الآیه و یقتلون النبییّن بغیر الحق...؛<ref> بحارالانوار الجامعه لدرراخبار الائمه‌الأطهار، محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، ج 2، ص 123.</ref> کسی که پیامبری را بکشد یا کسی که توسط پیامبری کشته شود، شدیدترین عذاب را در روز قیامت خواهد داشت.) سپس این آیه را قرائت کردند و در تفسیر آن فرمودند: «منظور از کسانی که شدیدترین عذاب متوجه آنان است، یهود تجاوزکارند که 43 پیامبر و فرستاده‌ی خدا را در یک یورش تجاوزکارانه در سپیده دم کشتند و به شهادت رساندند».<ref> تفسیر مجمع البیان، ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی، ج 2، ص 219.</ref>
+
خداوند متعال در قرآن کریم در برابر این رفتارها، کلام کوبنده‌ی خود را متوجه این امت می‌‌کند و می‌‌فرماید: {{متن قرآن|«إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»}}؛ بی‌تردید آنان که با چشم پوشیدن از دلیل‌های روشن به آیات خدا کفر ورزند و پیام‌آوران او و نیز کسانی را که به سوی عدل و داد فرمان می‌‌دهند بدون هیچ حقی می‌‌کشند، آنان را به عذابی دردناک نوید ده.<ref> [[سوره آل عمران]]/ 21.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ ‏۱۸ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۸:۴۴

اسرائیل لقب حضرت یعقوب علیه السلام است و بنی اسرائیل دوازده سبط یا خاندان اند که آنها را از نسل دوازده پسر یعقوب می دانند. به پیامبرانی که بر قوم بنی اسرائیل مبعوث شده اند انبیاء بنی اسرائیل گفته می شود.

لغت بنی‌اسرائیل

اسرائیل لقب حضرت یعقوب علیه‌السلام و به معنای بنده خدا[۱] یا سردار خدا[۲] است. حضرت یعقوب علیه السلام فرزند اسحاق و نوه‌ی حضرت ابراهیم علیه‌السلام است که از ایشان با نام یعقوب، 16 بار و با نام اسرائیل 2 بار در قرآن یاد شده است.[۳]

بنی اسرائیل یعنی اولاد یعقوب و اصطلاحا به نسل او گفته می شود که پس از او تعدادشان بسیار شد و تبدیل به قومی بزرگ شدند. لغت بنی اسرائیل، چهل و دو مرتبه در قرآن بکار رفته است.[۴]

تاریخچه بنی اسرائیل

حضرت یعقوب علیه السلام به همراه فرزندانش در زمین کنعان زندگی می کردند که حضرت یوسف علیه السلام عزیز مصر شد و نزد فرعون اعتبار یافت. فرزندان یعقوب با خود او در سالهای قحط به مصر رفتند و در آن کشور ماندند. سالها بر آنان گذشت و نسل آنها بسیار شد.

اما آن فرعون که زمان یوسف بود از جهان رفت و فراعنه دیگر جانشین او شدند و مردم مصر با بیگانگان بد رفتار می کردند و آنها را به خدمت گرفته آزار و شکنجه می دادند تا حضرت موسی علیه السلام به پیغمبری برگزیده شد و بنی اسرائیل را از سلطه فرعون رها نموده از مصر به سمت کنعان (سرزمین پدریشان)حرکت داد. اما در آنجا با مقابله فلسطینیان و عمالقه روبرو شد. بنی اسرائیل حدود چهل سال، که طی آن یک نسلشان از بین رفت، در صحرای سینا سرگردان بودند تا اینکه پس از وفات موسی علیه السلام، یوشع جانشین وی شد و بتدریج کنعان را فتح کرد.[۵] [۶]


حضرت موسی علیه السلام بنی اسرائیل را به گروه های مختلف تقسیم کرده بود و کار هر یک را به رئیسی سپرده تا به اختلاف آنان برسند و میان آنها مطابق دستور شریعت حکم کنند و پس از آن که زمین مقدس را تصرف کردند همچنان اراضی را میان دوازده سبط پخش کردند و هر سبط را مانند حضرت موسی علیه السلام به گروهها زیر فرمان رؤسا و قضاة مقرر داشتند و احکام شرع میان آنها اجرا می شد و یک رئیس کل یا کاهن و قاضی بزرگ بر آنها نظر داشت.

نزدیک چهارصد سال بر این گذشت از آنگاه بعللی از بزرگان خویش درخواست پادشاهی کردند مانند سایر امت ها و خداوند طالوت را بر آنها گماشت و پس از وی حضرت داود پادشاه شد و حضرت سلیمان علیه السلام جانشین او گشت و حضرت داود از سبط یهودا بود.

بعد از آن که ملک به فرزند سلیمان رسید (سال 476 پس از خروج از مصر) اسباط دیگر از فرمان او سر پیچیدند و کشور آنها به دو قسمت شد شمال آن را که از شمال بحرالمیت تا نزدیکی شهر صور حالیه امتداد می یافت در سر حد فنیقیه میان دریای مدیترانه و مرز کشور آشور، چند سلسله از پادشاهان بنی اسرائیل در تصرف داشتند و قسمت جنوب را تا خلیج عقبه، اولاد حضرت داود زیر فرمان گرفتند. هجده پادشاه از نسل داود از سال 975 تا 576 قبل از میلاد مسیح یعنی 399 سال در قسمت جنوبی حکومت کردند.[۷]

منظور از انبیاء بنی‌اسرائیل

منظور از انبیاء بنی اسرائیل می تواند یکی از این دو باشد:

  1. پیامبرانی که از بنی اسرائیل بودند: که در این صورت اولین آنها حضرت یوسف علیه السلام است.
  2. پیامبرانی که بر بنی اسرائیل مبعوث شدند: که در این صورت اولین آنها حضرت موسی علیه السلام است که برای نجات این قوم از چنگال فرعون مبعوث شد.

تعداد انبیاء بنی‌اسرائیل

در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که ناقل آن ابوذر است آمده است: نخستين پيغمبر بنى اسرائيل موسى بود و آخرين پيغمبرشان عيسى (و همگى) ششصد تن بودند[۸]

اما طبرسی در تفسیر مجمع البیان می گوید: اخبار در عدد پيامبران مختلف است در بعضى صد و بيست و چهار هزار و در بعضى هشت هزار نقل شده كه چهار هزار از بنى اسرائيل و بقيه از اقوام ديگر بوده‌ اند.[۹]

اسامی پیامبران بنی‌اسرائیل

از انبیاء بنی اسرائیل که صاحب شریعت نیستند؛ از حضرت یوسف، حضرت داود، حضرت سلیمان، حضرت شعیا، حضرت الیاس، حضرت یوشع، حضرت یونس، حضرت عزیر، حضرت زکریا...[۱۰] و از انبیاء دارای شریعت، حضرت موسی و حضرت عیسی علیهم‌السلام را می‌‌توان نام برد.[۱۱]

روش برخورد بنی‌اسرائیل با انبیاء

خداوند از زبان حضرت موسی علیه السلام انبیاء بنی اسرائیل را به عنوان نعمتی بر آنها معرفی می نماید:

وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ (مائده/20)

و ياد كن زمانى كه موسى بقوم خود بنى اسرائيل فرمود اى قوم من ياد كنيد نعمة خداوند را كه بشما عنايت فرمود كه انبيايى از بنى اسرائيل در شما قرار داد و سلاطينى از شما مقرر فرمود و بشما داده چيزى كه باحدى از عالمين داده نشده.

اما بنی اسرائیل کفران نعمت نموده با پیامبران خود رفتار بسیار بدی داشتند. رفتارهای ناشایست آنها با انبیاء مطابق با گزارش قرآن به قرار زیر است:

نافرمانى پيامبران

قرآن بارها از نافرمانى بنى‌‌اسرائيل نسبت به پيامبران خويش ياد مى‌‌كند. سرپيچى آنان از فرمان موسى(عليه السلام) مبنى بر ورود به سرزمين مقدس (مائده/5،24) و نيز در داستان گاو بنى‌‌اسرائيل از اين قبيل است (بقره/2، 67 - 73)؛ همچنين زمانى كه بنى‌‌اسرائيل براى رويارويى با قوم جالوت، از پيامبرشان خواستند كه فرماندهى براى آنان برگزيند تا به رهبرى او به جنگ با دشمنان بروند، پس از تعيين فرمانده نافرمانى كرده، او را يارى نكردند (بقره/2،246)؛ گويا نافرمانى بنى‌‌اسرائيل براى آن پيامبر معهود بوده است كه با گوشزد كردن فرار از جنگ، از آنان اقرار مجدد مى‌‌گيرد؛ ولى باز هم آنان نافرمانى مى‌‌كنند.

این رفتار آنانپس از پیامبرانشان نیز همچنان ادامه داشت. چنانچه قرآن مواردى از تخلف آنان را گزارش مى‌‌كند. آنان ضمن اعتراض به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در مورد خوردن برخى از غذاها مانند گوشت و شير شتر مدعى حرمت آنها در دين ابراهيم(عليه السلام)بودند.[92] قرآن با تكذيب چنين حرمتى از آنان مى‌‌خواهد به كتاب آسمانى خويش پايبند باشند: «كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلاًّ لِبَنِى اِسرءيلَ اِلاّ ما حَرَّمَ اِسرءيلُ عَلى نَفسِهِ مِن قَبلِ اَن تُنَزَّلَ التَّورةُ قُل فَأتوا بِالتَّورةِ فَاتلوها اِن كُنتُم صـدِقين».(آل‌‌عمران/3،93) اسرائيل، (يعقوب(عليه السلام)) به عللى خوردن گوشت و شير شتر را بر خود حرام كرده بود.[93] به سبب اين نسبت ناروا به تورات، خداوند نيز برخى غذاهاى حلال را بر آنان حرام كرد. (انعام/6،146) قرآن همچنين از عمل بنى اسرائيل به برخى از دستورات كتاب و ترك برخى ديگر خبر مى‌‌دهد: «اَفَتُؤمِنونَ بِبَعضِ الكِتـبِ و تَكفُرونَ بِبَعض».(بقره/2،85) با توجه به صدر آيه شايد مراد عمل به دستور تورات درباره فديه گرفتن از اسيران همكيش خود و ترك دستور آن درباره عدم اخراج آنان است[94]: «و اِن يَأتوكُم اُسـرى تُفـدوهُم وهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيكُم اِخراجُهُم».(بقره/2،85)

انكار و تكذيب انبيا

تكذيب انبيا رفتار نكوهيده‌‌اى است كه همواره از بنى‌‌اسرائيل سر مى‌‌زد. قرآن ريشه اين برخورد را ناسازگارى آموزه‌‌هاى انبيا با خواسته‌‌ها و خواهشهاى نفسانى آنان خوانده، ملامتشان مى‌‌كند: «اَفَكُلَّما جاءَكُم رَسولٌ بِما لاتَهوى اَنفُسُكُمُ استَكبَرتُم فَفَريقـًا كَذَّبتُم وفَريقـًا تَقتُلون».(بقره/2،87) تكذيب حضرت عيسى(عليه السلام)(آل‌‌عمران/ 3، 52؛ مائده/ 5، 110) و پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)(بقره/2، 41؛ شعراء/26، 197) نمونه بارزى از اين قبيل است.

آزار و اذيت و كشتن انبيا

بنى‌‌اسرائيل در آزار و اذيت و كشتن انبيا سابقه‌‌اى ديرينه دارند. آزار و اذيت يوسف و‌‌يعقوب(عليهما السلام) به وسيله نياكان نخست بنى اسرائيل (يوسف/ 12، 9 ـ 20) و آزار هارون تا مرز كشتن (اعراف/7، 150) از اين قبيل است.

آنها در دوره های بعدی جسارت را به نهایت حد خود رسانده، برخی از حاملان حق چون یحیی و ذکریا علیهماالسلام را شکنجه و سرانجام به شهادت رساندند [۱۲] . همچنین برای کشتن حضرت عیسی علیه السلام اقدام نمودند.[۱۳]

آيات متعددى از قرآن به پيامبر كشى بنی اسرائیل اشاره مى‌‌كند. به عنوان نمونه در آیه 91 سوره بقره می فرماید:

«قُل فَلِمَ تَقتُلونَ اَنبِياءَ اللّهِ مِن قَبلُ اِن كُنتُم مُؤمِنِين».(بقره/2،91 و نيز رجوع کنید: بقره/2، 61، 87؛ آل‌‌عمران/3، 181؛ نساء/ 4، 155)

خداوند متعال در قرآن کریم در برابر این رفتارها، کلام کوبنده‌ی خود را متوجه این امت می‌‌کند و می‌‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»؛ بی‌تردید آنان که با چشم پوشیدن از دلیل‌های روشن به آیات خدا کفر ورزند و پیام‌آوران او و نیز کسانی را که به سوی عدل و داد فرمان می‌‌دهند بدون هیچ حقی می‌‌کشند، آنان را به عذابی دردناک نوید ده.[۱۴]

پانویس

  1. اسارئیل = بنده خدا، اخلاق انبیا از آدم تا خاتم، محمدمهدی تاج‌لنگرودی، بی‌جا، انتشارات ممتاز، چاپ دوم، سال 1374، ج 1، ص 157
  2. گزیده ناسخ التواریخ از آدم تا خاتم، میزرا محمدتقی سپهر، قم، انتشارات اسلامی، چاپ اول، سال 1385، ج 1، ص 169.
  3. تفسیر منشور جاوید آیت الله جعفر سبحانی، قم، انتشارات امام صادق علیه‌السلام، چاپ اول، ج 11، ص 325.
  4. دانشنامه جهان اسلام، مدخل «بنی اسرائیل».
  5. ابوالحسن شعرانی، نثر طوبی (دائره المعارف لغات قرآن کریم)، ذیل واژه «اسرائیل»
  6. دانشنامه جهان اسلام، مدخل «بنی اسرائیل».
  7. ابوالحسن شعرانی، نثر طوبی (دائره المعارف لغات قرآن کریم)، ذیل واژه «اسرائیل»
  8. الخصال، شیخ صدوق، ترجمه فهرى، ج‌2، ص624
  9. مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج‌8، ص: 830
  10. گزیده ناسخ التواریخ از آدم تا خاتم.
  11. سوره بقره/ 87، «ولقد آتینا موسی الکتاب»؛ سوره آل عمران/ 48، «و یعلمه الکتاب والحکمه والتوراه والانجیل».
  12. تفسیر ادبی قرآن، طاهری کنی، ج 1، ص 295؛ روح الجِنان و روح الجَنان، شیخ ابوالفتوح رازی، ج 1، ص 253؛ تفسیر اثنی عشری، احمد بن الحسینی الشاه عبدالعظیمی، ج 1، ص 196.
  13. نساء/ 4، 157
  14. سوره آل عمران/ 21.

منابع

  • قرآن کریم.
  • أحسن الحدیث، سید علی‌اکبر قرشی، تهران، بنیاد بعثت، چاپ سوم 74-77، 12 جلد.
  • بحارالانوار الجامعه لدرر الأخبار الائمه‌الأطهار، محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، انتشارات اسلامیه، چاپ مکرر، تهران، بی‌تا، 42 جلد.
  • پژوهش‌های قرآنی، دفتر تبلیغات اسلامی ‌‌حوزه علمیه قم، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه، سال 1376.
  • تفسیر اثنی عشری، حسین بن احمد الحسینی الشاه عبدالعظیمی، تهران انتشارات میقات، پائیز 63، 10 جلد.
  • تفسیر ادبی قرآن، استاد طاهری کنی، انتشارات رواق اندیشه، زمستان 77، 5 جلد.
  • تفسیر مجمع البیان، ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی؛ ترجمه حجت الإسلام علی کرمی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌‌ چاپ اول، پائیز 1380، 16 جلد.
  • تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان، جمال‌الدین شیخ ابوالفتوح رازی تهران، انتشارات اسلامیه، ذی الحجه الحرام 82 هجری، 12 جلد.
  • تفسیر منشور جاوید، جعفر سبحانی، قم، انتشارات توحید، چاپ سوم پائیز 73، 14 جلد.
  • گزیده ناسخ التواریخ (اخلاق انبیا از آدم تا خاتم)، میرزا محمدتقی سپهر، قم، انتشارات اسلامی، چاپ اول، تابستان 85، 7 جلد.