منابع و پی نوشتهای متوسط
جامعیت مقاله متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ابوالفرج اصفهانی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«علی بن حسین ابوالفرج اصفهانى» (284-362 ق)، مورخ، محدث، شاعر توانا در قرن چهارم هجری است. ابوالفرج در ادبیات، نحو، لغت، تاریخ، سیر، انساب، طب، نجوم و حدیث متبحر بود و شعر را نیكو مى‌ گفت. اثری که نام وی را در اذهان جاودانه کرد، کتاب «مقاتل الطالبین» است.

AbualFaraj-isfahani.jpg
نام کامل علی بن حسین ابن هیثم ابوالفرج اصفهانی
زادروز 284 قمری
زادگاه اصفهان
وفات 356 قمری
مدفن بغداد

Line.png

اساتید

ابن دَرَید، ابن انباری، محمد بن جریر طبری، علی بن عباس بجلی و محمد بن جعفر قتات


آثار

الاغانى، الاماء الشواعر، الدیارات، مقاتل الطالبین، اعیان الفرس، آداب الفرباء من اهل الفضل و الاداب

زندگی‌نامه

علی بن حسین بن محمد بن هیثم ابوالفرج اصفهانى در سال 284 قمری ظاهرا در اصفهان متولد شده و در بغداد رشد و نمو یافت.

ابوالفرج از خاندانی اهل ادب و موسیقی بود. از پدر او هیچ اطلاعی دردست نیست. عمویش حسن و نیز عبدالعزیز عموی پدرش هر دو از مشاهیر بودند. ابن حزم دربارۀ این دو می‌نویسد كه از نویسندگان بزرگ سامره بوده و تا روزگار متوكل می‌زیسته‌اند.

گفته شده ابوالفرج اصفهانی از نوادگان مروان بن حکم یا هشام بن عبدالملک بوده، چنانکه ابن حزم هنگام بر شمردن اعقاب مروان بن حکم می‌گوید: او در اصفهان و مصر بازماندگانی دارد که از آن جمله است: صاحب اغانی، ابوالفرج اصفهانی.از سوی دیگر، وی با بزرگان علوی و هاشمی بسیار نزدیك بوده، ‌چنانكه خود در مقاتل الطالبیین گفته است: این بزرگان در منزل او گرد می‌آمدند. با اینهمه، در هیچ جا به نظر نرسید كه از این خانواده، كسی جز ابوالفرج به تشیع گراییده باشد. ابوالفرج با اینکه مروانی بود، مذهب زیدی اختیار نمود و همین امر شگفتی بسیاری از نویسندگان را برانگیخته است.

خطیب بغدادی که او را شاعر و راوی مطلع از انساب و سیره می‌داند، از قول تنوخی، حوزه اطلاعات او را چنین وصف کرده است: هیچ کس را ندیده‌ام که به اندازه این راوی شیعی، شعر و سروده و اخبار و آثار و احادیث مسند و نسب حفظ باشد. او علاوه بر این، علوم دیگری چون مغازی، لغت، نحو و خرافه را نیز می‌دانست و از بسیاری از آیین‌های ندیمی چون شناخت احوال پرندگان شکاری، بیطاری، اندکی پزشکی و نجوم و دیگر چیزها آگاهی داشت.

تنها شاید بتوان گفت که او علم انساب را جدی‌تر می‌گرفته و در آن، همچون متخصص این امر به تالیف دست می‌زده است. تخصص دیگر ابوالفرج، موسیقی بود. اما دانش او در این زمینه، به دانش نظری مختصر می‌گردید و ظاهرا نه آوازی خوش داشت و نه سازی می‌نواخت.

بر اساس همین مقدار اندکی که از شعر ابوالفرج باقی مانده است، می‌توان گفت که وی به روانی و دلنشینی، شعر می‌سروده و گذشتگان نیز همه بر این امر اقرار دارند. ثعالبی می‌گوید: در آثار او، هم استواری شعر علما را می‌بینیم و هم لطافت شعر ظرفا را. از مجموع اشعار او، ۱۷۲ بیت در ۲۵ قطعه کوتاه و بلند باقی مانده است.

سه کس که با ابوالفرج روابطی داشته‌اند، سه تاریخ مختلف در مرگ او یاد کرده‌اند: شاگردش ابن ابی الفوارس گوید که روز ۱۴ ذی الحجه ۳۵۶ درگذشت و پیش از مرگ دچار اختلال حواس شد.

همین[۱] تاریخ را تقریبا همه نویسندگان بعدی پذیرفته‌اند.

و مع[۲]اصران نیز بیشتر بر این نظرند. تاریخ دوم، ۳۵۷ ق است که ابو نعیم آورده است. او خود می‌نویسد که ابوالفرج را در سنین کهنسالی وی در بغداد، دیده است.

برخی[۳] دیگر نیز با تردید این سال را ذکر کرده‌اند.

تاری[۴]خ سوم، سال «سیصد و شصت و اندی» است که دوستش ابن ندیم ذکر کرده

و کم[۵]تر مورد توجه قرار گرفته است، اما از دیگر تاریخ‌ها صحیح‌تر به نظر می‌رسد. نخستین بار یاقوت به این نکته پی برده، اما خود اظهار نظر قاطعی نکرده است. وی از قول حاشیه نویسی که ادب الغرباء ابوالفرج را در دست داشته، داستانی نقل کرده، از این قرار که ابوالفرج در آن کتاب گوید: در زمان قدرت معز الدوله، روی قصر او در شماسیه چیزی خوانده، سپس در سال ۳۶۲ ق به آن مکان بازگشته و این بار ویرانی قصر را دیده است

و بد[۶]ین سان، تاریخی که ابن ندیم ذکر کرده است، محتمل تر می‌گردد. وی در سال 356 قمری در بغداد درگذشت و همان جا دفن شد.

تحصیل و استادان

ابوالفرج اصفهانی نزد ابن دُرَید و ابن انباری و محمد بن جریر طبری تحصیل کرد. وی از علی بن عباس بجلی و محمد بن جعفر قتات و ابوبکر بن دُرید و نفطویه حدیث شنید.

شاید وی در كوفه در خدمت محمد بن حسین كندی شاگردی می‌كرده است. این محمد، بنابر تصریح ابوالفرج در الاغانی، خطیب مسجد قادسیه بوده است و ظاهراً به سبب نزدیكی قادسیه به كوفه به این شهر می‌آمده و مقدمات علوم را به ابوالفرج جوان می‌آموخته است، زیرا ابوالفرج خود گوید كه مؤدب من محمد بن حسین كندی مرا خبر داد.

ابوالفرج بارها از طریق عمویش حسن، از نیایش محمد روایاتی نقل كرده است. علاوه بر این دو تن، از پسرعمویش احمد، دویار و از عموی پدرش عبدالعزیز نیز ۱۰ بار روایت كرده است. این روایات، گاه از طریق عبدالعزیز، به مشاهیری چون ریاشی، ثعلب، احمد بن حارث خراز و زبیر بن بكار می‌رسد.

نام کسان بسیاری را که به او درس آموخته، یا روایاتی برای او نقل کرده‌اند، می‌توان ذکر کرد. خطیب بغدادی معروف‌ترین شیوخ او را این کسان دانسته است: محمد بن عبدالله حضرمی مطین، محمد بن جعفر قتات، حسین بن عمر ابن ابی احوص ثقفی، علی بن عباس مقانعی، علی بن اسحاق بن زاطیا، ابو خبیب برتی و محمد بن عباس یزیدی كه بیشتر به روایت حدیث شهرت دارند.

یاقوت نیز نام کسانی را که از ایشان روایت کرده، اینگونه آورده است: ابن درید، ابوبکر ابن انباری، فضل بن حجاب جمحی، علی بن سلیمان اخفش و نفطویه.

اما [۷]این فهرست‌ها هیچ یک کامل نیست. به شهادت اغانی و مقاتل وی بسیاری از مشاهیر و دانشمندان زمان را ملاقات کرده و از آنان روایت شنیده است. شاید بتوان این نام‌ها را بر اسامی ذکر شده افزود: طبری، محمد بن خلف بن مرزبان، جعفر بن قدامه، یحیی بن منجم، و از همه مهم تر عمویش حسن و سرانجام شاعر هرزه گوی احمد بن جعفر جحظه، استاد خاص او در موسیقی بوده است.

دارقطنى و ابراهیم بن احمد طبرى و ابوالفتح بن ابى‌ الفوارس از وى حدیث روایت كرده‌‌اند.

شاگردان

ابوالفرج بی گمان شاگردان بسیار داشته، اما گویی کار تدریس پیشه او نبوده است. با این همه گاه کسانی را می‌بینیم که در محضر او کتاب معینی را خوانده‌اند، مثلا شیخی اندلسی به نام ابو زکریا یحیی که برای کسب علم به شرق آمده و به ابوالفرج پیوسته بود و تنوخی او را در مجلس ابوالفرج دیده است.

یا ا[۸]بوالحسین این دینار که خود گفته همه کتاب اغانی را نزد ابوالفرج خوانده است و نیز علی بن ابراهیم دهکی

دیگر [۹]شاگردان او را خطیب بغدادی نام برده است: دارقطنی، ابو اسحاق طبری، ابراهیم بن مخلد و محمد بن ابی الفوارس

یکی [۱۰]دیگر از شاگردان یا راویان او که نامش در منابع به این عنوان نیامده، تنوخی، صاحب نشوار و الفرج بعد الشده است. وی در کتاب اخیر، ۶ بار از اغانی و ۴۳ بار از شخص ابوالفرج نقل قول کرده

و در[۱۱] یک جا می‌نویسد: در کتاب اغانی که ابوالفرج اجازه روایتش را به من داده است...

شاگر[۱۲]دان ابوالفرج، از شیوه‌های استاد خود کمتر تقلید کرده‌اند، مثلا می‌دانیم که دارقطنی، در علوم قرآن و حدیث تبحر یافت، نه در شعر مجون و غنا.

آثار و تألیفات

مجموعه آثاری که به ابوالفرج نسبت داده‌اند، به ۲۸ کتاب بالغ می‌شود که از آنها تنها ۴ کتاب در دست است.

از دیگر آثار وى: «الاماء الشواعر»؛ «الدیارات»؛ «مقاتل الطالبین»؛ «اعیان الفرس»؛ «آداب الغرباء من اهل الفضل و الاداب»؛ «اخبار جحظة البرمكى»، «اخبار الطفیلیین»؛ «اشعار الاماء والممالیك»؛ «جمهرة النسب»؛ «دعوة التجار»؛ «كتاب التنزیل فى امیرالمؤمنین علیه السلام»؛ «كتاب الخمارین والخمارات»؛ «كتاب الغلمان المغنین»؛ «مجرد الاغانى» و «دیوان» شعر.ادب الغرباء

کتاب‌های او را می‌توان بر حسب موضوع چنین تقسیم بندی کرد:

درباره سرودها و ترانه‌ها و ترانه سرایان و اشعار و اخبار مربوط به آنان

۱.الاغانی. این کتاب بزرگ‌ترین اثر در زمینه ادب و موسیقی به شمار می‌آید و مزایایی استثنائی دارد. مهمترین اثرش كه او را جاودانه ساخته، كتاب «الاغانى» است كه رجال قرن چهارم، مانند صاحب بن عباد و عضدالدوله‌ى دیلمى به آن توجه بسیار داشتند و گفته ‌اند كه عضدالدوله این كتاب را از خود در سفر و حضر دور نمى ‌داشت.

۲. م[۱۳]جرد الاغانی. ابوالفرج خود به این کتاب اشاره کرده است.

۳. ال[۱۴]اماء الشواعر.

۴. کت[۱۵]اب الخمارین و الخمارات.

۵. ال[۱۶]اخبار و النوادر.

۶. اد[۱۷]ب السماع.

۷. اخ[۱۸]بار الطفیلیین.

۸. مج[۱۹]موع الآثار و الاخبار.

۹. کت[۲۰]اب القیان. یا نزهه الملوک و الاعیان فی اخبار القیان و المغنیات الدواخل الحسان

۱۰. د[۲۱]عوة النجار، یا دعوة التجار

۱۱. ک[۲۲]تاب الغلمان المغنیین.

۱۴. ا[۲۳]لدیارات.

ادب ا[۲۴]لغرباء من اهل الفضل و الادب یا آداب الغرباء: ابوالفرج در این کتاب، با ذکر تاریخ بارها از خود سخن گفته، چندانکه این کتاب یکی از مراجع عمده برای شرح احوال او شده است. چنانکه در بخش درگذشت او یاد شد، یکی از روایات این کتاب نشان می‌دهد که وی، بر خلاف، همه روایات، تا اندکی پس از ۳۶۲ ق زنده بوده و این کتاب را نیز پس از این تاریخ، یا در اواخر آن سال نوشته است. اهمیت این کتاب برای روان شناسی اجتماعی آن روزگار بر کسی پوشیده نیست.

کتب معرفی اشخاص

کتاب‌هایی که درباره اشخاص معین تالیف کرده: ۱.الفرق و المعیار فی الاوغاد و الاحرار، که در معارضه با اللفظ المحیط هارون بن منجم نوشته است.

۲.اخب[۲۵]ار جحظة البرمکی؛ ۳. مناجیب الخصیان، درباره دو خواجه جوان متعلق به وزیر مهلبی.

تبارنامه‌ها

۱. جمهره النسب. این عنوان را خطیب بغدادی آورده است

اما [۲۶]ذیل کتاب التعدیل خواهیم دید که ابوالفرج، جمهره انساب عرب را نه عنوان، که موضوع التعدیل یاد کرده است.

حال ن[۲۷]می‌دانیم که خطیب کتاب دیگری را در نظر داشته، یا آن عنوان و آن موضوع را دو کتاب پنداشته است.

۲. نسب بنی عبد شمس.

۳. نسب بنی شیبان.

۴. نسب المهالبه.

۵. نسب بنی تغلب.

۶. نسب بنی کلاب.

اخبار و روایات اعراب

اخبار و روایات مربوط به اعراب ۱. ایام العرب، که به قول خطیب بغدادی شامل ۱۷۰۰ «یوم» بوده است.

۲. ا[۲۸]لتعدیل و الانتصاف فی مآثر العرب و مثالبها. ابوالفرج خود گوید

که ا[۲۹]ین، عنوان کتابی است در باب «جمهرة انساب العرب».

۱. مقاتل الطالبیین، که درباره آن جداگانه بحث خواهد شد.

۲. تفضیل ذی الحجه. از این کتاب اطلاعی در دست نیست و تنها با توجه به عنوان کتاب می‌توان حدس زد که شامل موضوعات دینی بوده است.

۳ و ۴[۳۰]. ما نزل من القرآن فی امیرالمؤمنین علی و اهل بیته علیه‌السّلام و کلام فاطمه علیه‌السّلام فی فدک، که شیخ طوسی به وی نسبت داده است

پیش [۳۱]از شیخ طوسی کسی به این دو کتاب اشاره نکرده و نویسندگان پس از او هم از نقل آنها در فهرست آثار ابوالفرج خودداری کرده‌اند. به نظر می‌آید که این دو اثر را کسان دیگری تالیف کرده باشند و بعدها در اثر خلطی که چگونگی آن بر ما پوشیده مانده است، به ابوالفرج منسوب گردیده باشد. اما در هر حال این کتاب‌ها در دست نویسندگان شیعه وجود داشته، زیرا در سده ۷ ق می‌بینیم که ابن طاووس، در کتاب بناء المقاله الفاطمیه خود ۳ بار از ما نزل من القرآن ابوالفرج نقل قول کرده است.


۵. [۳۲]کتابی به نام تحف الوسائد فی اخبار الولائد، که حاجی خلیفه به او نسبت داده است

منابع