شرح صدر

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

"شرح صدر" یا "سعه‌ صدر"، از تعابیر قرآنی و عبارت از وسعت روح و دل انسان با آرامش و رحمت الهی است. "شرح صدر" معنایی کنایی دارد و بیشتر به نوعی تحمل، مدارا و خويشتن‌دارى بالا در مسئولیت‌های سنگین و دشوار اطلاق می‌شود.

مفهوم‌شناسی

«شرح» در لغت به معنای بسط و گسترش دادن «شرح الشيء: وَسِعه»؛ و «صدر» به معنای سینه می‌­باشد.[۱] يعنى به سينه اش وسعت مى دهد.

منظور از «صدر» در «يَشْرَحْ صَدْرَهُ»، روح و دل است. سعۀ صدر یا شرح صدر كنايه از خويشتن‌دارى و تحمل مصائب است.[۲] مراد از شرح صدر، گسترش افق عقل و فكر و بلندى‌ روح، براى پذيرش حق و هدايت است و اين نيازمند گذشتن از هوسها و تمنيّات دل است. به عبارت دیگر «شرح صدر» به معناى بالا رفتن ظرفيّت انسان است تا بتواند ناملايمات را تحمّل كند و در مشكلات و سختى‌ها صبر و پايدارى ورزد.

صاحب «مجمع البیان» می‌نویسد: در روایت صحیح وارد شده است که وقتی آیه «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ...»[۳] نازل شد، از پیامبر اکرم پرسیدند: منظور از شرح صدر چیست؟ فرمود: «نورٌ یقْذِفَهُ اللهُ فی قَلبِ مَنْ یشاء فَینشَرِحُ له صَدرَهُ و ینفَصح[۴]؛ نوری است که خدا در دل مؤمن می‌افکند و سینه‌اش را بوسیله آن گشایش و روشنی می‌بخشد». اصحاب پرسیدند:‌ آیا این نور نشانه‌ای دارد؟ فرمود: «نَعَمْ، الإنابَةُ إلی دارِالخُلُودِ والتّجافی عَنْ دارِالغُرُور والإستعدادِ لِلْمَوتِ قَبْلَ نُزُولِ الموت[۵]؛ آری، (نشانه آن) توجه به سرای جاویدان و دامن برچیدن از زرق و برق دنیا و آماده شدن برای مرگ است پیش از آن که فرارسد».

امام رضا عليه السلام نیز فرمود: نشانه‌ى سعه‌صدر، تسليم خدا بودن، اطمینان به او داشتن و دلگرم شدن به وعده‌هاى الهى است و نشانه‌ى ضيق‌ صدر، ترديد و اضطراب است.[۶]

نتيجه‌ى شرح‌ صدر، بصيرت و نورانيّت همراه با قلب رقيق و حقّ‌پذير است؛ و آنكه شرح صدر نداشته باشد، همواره در لاک خود مى‌ماند و بيرون نمى‌آيد. از سنّت‌هاى الهى آن است كه براى پاكدلان حقّ‌پذير، شرح صدر قرار دهد و لجوجانِ گريزان از ايمان را گرفتار سلب توفيق سازد.[۷]

شرح صدر در قرآن

خدای متعال از "شرح صدر" در قرآن به عنوان موهبت عظیم به پیامبر خود، یادآوری می‌کند: «أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ[۸]؛ آیا سینه تو را وسیع و گشاده نساختیم؟!».

مراد از "شرح صدر" رسول خدا صلی الله علیه و آله گستردگی و وسعت نظر وی است، به طوری که ظرفیت تلقی وحی و نیز نیروی تبلیغ آن و تحمل ناملایماتی را که در این راه می‌بیند، داشته باشد و به عبارتی دیگر، نفس شریف آن بزرگوار را طوری نیرومند کند که نهایت درجه استعداد را برای قبول افاضات الهی پیدا کند.[۹]

حضرت موسی علیه السلام در وادی مقدس طوی، "شرح صدر" را از خدای سبحان درخواست می‌کند و دعایش به اجابت می‌رسد؛ «قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي[۱۰]؛ موسی گفت: پروردگارا! سینه‌ام را گشاده کن».

این جمله، استعاره به کنایه است، چون "شرح" به معنای گشاده‌ کردن و بازکردن است، گویا سینه انسان را که قلب در آن جای دارد، ظرفی فرض کرده که آنچه از طریق مشاهده و ادراک در آن وارد می‌شود، جای می‌گیرد و در آن انباشته می‌شود.[۱۱] شرح صدر رهبران الهی، مایه آسانی امور سخت و تکالیف بر آنان است. در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السلام می‌خوانیم: «آلَةُ الرِیاسَةِ سعةُ الصدر[۱۲]؛ وسیله رهبری و ریاست، سینه گشاده است».

«فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ...[۳]؛ آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام گشاده می‌سازد و آن کس را که (بخاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا رود ...».

«أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ ...[۱۳]؛ آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای اسلام گشوده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!) ...».

کسی که خداوند سینه‌اش را برای قبول اسلام - که همان تسلیم بودن است - باز کرده باشد، در حقیقت سینه‌اش را برای تسلیم در برابر اعتقادات صحیح و عمل صالح وسعت داده به طوری که هیچ مطلب حق و صحیحی به او پیشنهاد نمی‌شود، مگر آن که آن را می‌پذیرد و این نیست مگر بخاطر این که چشم بصیرتش، نوری دارد که همیشه به اعتقاد و عمل صحیح می‌تابد.

پانویس

  1. مفردات، راغب اصفهانی، ماده «شرح» و ماده «صدر».
  2. تفسیر احسن الحدیث، سید علی‌اکبر قرشی.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ سوره انعام، آیه ۱۲۵.
  4. التحریر والتنویر، ابن عاشور، ج ۷، ص ۴۵؛ البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، تهران، ۱۴۱۶ ق، مقدمه ص ۹.
  5. طبرسی، مجمع البیان، انتشارات ناصرخسرو، تهران، ۱۳۷۲، ج ۴، ص ۵۶۱.
  6. تفسير كنز الدقائق، مشهدی.
  7. تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ۲، ص ۵۵۰.
  8. سوره انشراح، آیه ۱.
  9. طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۳۷۴، ج ۷، ص ۴۷۱.
  10. سوره طه، آیه ۲۵.
  11. طباطبایی، المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج ۲۰، ص ۵۴۰.
  12. نهج البلاغه، حکمت ۱۷۶.
  13. سوره زمر، آیه ۲۲.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه