زبیر بن عوام
زبیر بن عوام اسدى، پسر عمّه رسول خدا صلى الله علیه و آله، از نخستین گروندگان به اسلام و از مهاجران به حبشه است.[۱] او پس از بیعت با امیرالمؤمنین على علیه السلام آن را نقض کرد و از آتش افروزان جنگ جمل شد.[۲]
زندگینامه
پدر زبیر، عوّام بن خُویلد برادر حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بود و مادرش، صفیّه بنت عبدالمطلب، زنی شجاع و مبارز در تاریخ اسلام می باشد. با این حساب، زبیر پسر عمّه ی حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) و امیرالمومنین علیه السلام محسوب می شود. قصیّ بن کلاب نیز، جد مشترک زبیر و پیامبراکرم (صلى الله علیه و آله) است.
زبیر همچنین شوهر أسماء دختر ابوبکر بود، که به نوعی باجناق پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) محسوب می شد. مشهورترین فرزندش عبدالله بن زبیر است که در برخی فتنه ها و حوادث صدر اسلام مؤثر بود.
زبیر به نقلی پنجمین یا ششمین مردی است که مسلمان شد و از کاتبان وحی الهی بوده است. وی در همه غزوات حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) شرکت کرد و در بعضی سریّات فرماندهی جنگ را بر عهده می گرفت.
او با اهل بیت علیهم السلام نیز رابطه خوبی داشت. از جمله در زمان حمله به خانه امام علی علیه السلام برای اخذ بیعت اجباری، از حضرت علیه السلام دفاع کرد و علیه مهاجمین شمشیر کشید. وی همچنین از جمله کسانی بود که در تشییع جنازه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) حضور داشت.
زبیر در شورای شش نفره به عثمان رای نداد و به نفع امام علی علیه السلام کنار کشید. او در حصر خانگی عثمان و در نتیجه قتل وی، نقش داشت و بعد از مرگ عثمان، مردم را برای بیعت با امام علی علیه السلام تحریک کرد.
زبیر در عصر خلافت امیرالمؤمنین
اولین اقدام زبیر بعد از به خلافت رسیدن حضرت علی علیه السلام اعتراض به نحوه تقسیم بیت المال توسط حضرت علیه السلام شد و به خاطر سابقه ی خود در اسلام راضی به تقسیم مساوی بیت المال نبود. او به امام علیه السلام گفت: إِنَّکَ جَعَلْتَ حَقَّنَا فِی الْقَسْمِ کَحَقِّ غَیْرِنَا ...؛ تو در تقسیم بیت المال حق ما را همانند حق دیگران قرار دادی و بین ما و ایشان در تقسیم بیت المال با تساوی برخورد کردی.
دیگر اینکه زبیر به همراه طلحه برای به حکومت رسیدن امام علی علیه السلام بسیار تلاش کردند، و در عین حال از حضرت علیه السلام انتظار پست حکومتی داشتند، از این جهت زبیر خواستار حکومت عراق و طلحه حکومت یمن بود. آنان می گفتند: نُبایعُک علی أنا شُرکاؤُک فی هذالامرِ ...؛ با تو بیعت کردیم که در حکومت نصیبی داشته باشیم.
طلحه و زبیر بعد از اینکه از عدالت امام علیه السلام خشمگین شدند، مدینه را به قصد مکه -به ظاهر برای عمره- ترک کردند. نقشه از این قرار بود که اینان به همراه عایشه، که در مکه حضور داشت، به بهانه ی خونخواهی و خواستار قصاص قاتلین عثمان علیه امام علیه السلام قیام کنند. و این را به دیگران بفهمانند که عثمان مظلوم کشته و قاتلین وی همه در رکاب علی علیه السلام هستند، از این رو جنگ جمل را در بصره برپا کردند.
پس از پایان جنگ، طلحه توسط نیروی خودی (مروان) کشته شد. اما زبیر در پی ملاقاتی که با امیرالمؤمنین علیه السلام داشت، از جنگ کناره کشید و بصره را به قصد مدینه ترک کرد. ابن جرموز که از سپاه عایشه بود، از فرصت استفاده کرده و با حیله با وی همراه شد، و زبیر را کشته و سر از تن او جدا کرد و به همراه شمشیرش برای گرفتن هدیه نزد حضرت علی علیه السلام آمد. وقتی آن حضرت علیه السلام چشمش به شمشیر زبیر افتاد، ناراحت شد و فرمود: "افسوس که این شمشیر، چه اندوهی را از چهره پیامبر (صلى الله علیه و آله) زدوده بود!".
پانویس
منابع
- پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
- فرهنگ قرآن، جلد ۱۵، صص ۲۳۹-۲۳۸.




